|
چرا باید از خدا ترسید؟؟؟
|
|
۱۵:۲۶, ۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت همه عزیزان انجمن بیداری اندیشه
من یه چند وقتیه نمازم دیر و زود میشه و این خیلی عذابم میده، دارم بهتر میشم و برمیگردم به همون حالات اولیه خودم که همه رو من خودم از خواب بیدار میکردم برای نماز
امروز این حدیث رو از یکی از تاپیک رو خوندم در مورد حدیثی از حضرت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ولی یه سوال دارم: روزي از حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم پرسيد کيفر آن زن و مردي که نماز را سبک بشمارند چيست؟ فرمود: اي فاطمه هر زن و مردي که نسبت به خواندن نماز سستي کند خداوند او را به پانزده چيز گرفتار مينمايد:
[u]سوالم اینه: [/b]شش تاي آن در دنيا، سه تا در هنگام مردن، سه تا در قبر، و سه تا در روز قيامت هنگامي که سر از قبر بردارد، اما آن شش چيزي که در دنيا دامن گير او ميشود: عبارتند از آن که خداوند برکت را از عمر و روزي او برميدارد، سيما و چهره صالحين را از او برطرف ميسازد، هر کار و عملي که انجام دهد مزد و پاداشي نميگيرد، دعايش به آسمان بالا نميرود و ششم آنکه بهرهاي در دعاي صالحان نخواهد داشت. و اما آن چيزهائي که به هنگام مردن به او ميرسد اولش آن است که ذليل و خوار از دنيا ميرود، دوم آنکه گرسنه از دنيا ميرود، و سوم آنکه تشنه ميميرد به طوري که اگر از تمام نهرها و جويبارهاي دنيا بياشامد سيراب نخواهد شد. و اما بلاهائي که در قبرش به او ميرسد: اول آنکه خداوند فرشتهاي را مامور ميکند که او را در قبرش شکنجه دهد، و دوم آنکه قبرش را تنگ ميکند، سوم آنکه ظلمت و تاريکي وارد قبرش ميشود. و اما سه آفتي که در روز قيامت به هنگام سر برداشتن از قبر به او ميرسد: اولش آنست که خداوند فرشتهاي را مامور او ميکند که او را با صورت به زمين بکشاند در حاليکه مردم او را مينگرند، دوم آنکه به سختي از او حساب کشيده ميشود، و سوم آنکه رسول خدا نظر لطف و محبت خود را به او نمياندازد و از او روي برميگرداند، و عذابي دردناک خواهد داشت. چرا من باید بخاطر ترس از خدا و بد بیاری تو دنیا و آخرت به خاطر نماز نخوندن نمازمو بخونم، من همیشه دوست داشتم نمازم از ته قلبم باشه و خدا رو رحمن و رحیم بدونم. (البته منظورم این نیست که در واجبات کوتاهی کنم) ولی همین عقیده که چرا باید اینجوری باشه و اینکه من اینطوری دوست ندارم باشه باعث شده ذهنم بی دلیل مشغول باشه و یه جور وسواس فکری پیدا کنم و در حقیقت با خودمو خدا لج کردم که باعث قضا شدن یا دیر شدن نماز هام میشه، یعنی یه جوری شدم که وقتی مادرم اصرار به پا شدنم میکنه سر صبح خیلی عصبی میشم ناخواسته (ولی در ته دلم خیلی هم دوست دارما) ولی یه واکنش روانی ایجاد شده که از بین بردنش سخت شده برام حالا از شما میپرسم برای راهنمایی و حل این اختلاف درونی من چه راهکارهایی دارید؟؟؟ من شروین - پسر - 27 ساله ![]() ممنون |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |




ولی یه سوال دارم:

