کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 29 رای - 4.66 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من یک محجبه ام...
۱۶:۵۵, ۲۰/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۲ ۱۵:۰۵ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام پروردگار منان


که گفته این چادر بد است؟


نمیخواهم به هیچ فرد غیر چادری توهین کنم


اما چند وقتیست سوالی دارم...


چادر مگر هدیه ی خانم فاطمه ی زهرا برای من نیست؟


چرا برای پوشیدنش باید تحقیر شوم؟


چادرم مگر نگین تاج بندگی من چادری نیست؟


چرا هر که مثل من چادریست باید از حسن نیت خیلی ها محروم شود؟


چرا من فقط به خاطر اینکه مادرم چادر نمیپوشد


چادرم مایه ی تعجب دیگران باید باشد؟؟؟


چرا وقتی با دوستانم هستم


با لحن متعجب و حیرت زده میپرسند


راستی تو چرا چادری شدی؟


و جالب این است هرچه دلیل میاورم


با حرفی سعی میکنند دلیلم را قبول نکنند


راستی


چرا من را به خاطر چادرم مرا از طبقات پایین جامعه میدانند


حال آنکه اینگونه نیست


چرا بعضی ها فقط به دلیل حجابم از من دوری میکنند؟


و عالمی از چراهای دیگر


ولی


نمیدانم شما هم قبول دارید یا نه


ولی من جواب همه ی این چرا ها را با این جمله میدهم


چادر را از زهرا_سلام الله علیها_ به یادگار دارم


هرگونه هست باید در زندگیم بماند....







[b]الهم عجل لولیک الفرج[/i]


.........................................................................

پ.ن:
دوستان عزیز این تاپیک صرفا تعلق دارم به جملات و متون زیبا در مورد حجاب و تمامی پست هایی که خارج از این چهارچوب باشند حذف خواهند شد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، *راحیل* ، somayeh ، Mitsonary ، میثاق ، تفکر ، شهیدطیبه واعظی ، أین المنتظر ، Gryffen ، محمود ، heaven ، MAHDI59 ، mhvvhm ، Agha sayyed ، فدايي ولايت ، بچه شیعه ، maryam 135 ، سجاد313 ، medad.sefid ، سرباز منتظر ، taleb ، fatemeh m ، وحید110 ، شیدا ، zahra.shakiba ، سلیم ، bahareh ، Asma ، azade ، yamin ، hesam110 ، ali.ashkan ، فدک زهرا ، Havbb 110 ، انتخاب ، Ramin_Ghn ، N.Mahdavian ، مجید121 ، Braveheart ، ztb ، amiroooo ، SARV ، احیاء ، مفقود الاثر ، مسعود.پاکرو ، تازه مسلمان ، Dragonborn ، mohammadhadi ، Anti-satanism ، rahgozar.f ، انصارالمهدی ، ضحی ، zryy ، انديشه نو ، mohaddese ، tazevared ، laanbar1-2-3 ، ELENOR ، مجید املشی ، meshkat ، sarallah ، reyhaneh.sh ، Scimitar ، Jim.m ، ghofran ، عماره ، R3Z4 ، Farzaneh ، من انقلابی ام ، fiftynine ، Negahi digar ، مهدی2012 ، Twelver ، راحیل ، امیریان ، omidman ، vahrakan ، نسیم ، ساقی ، یا زهرا(س) ، سدرة المنتهی ، گل مرداب ، hajiali.m ، عدالت ، عبداللهی ، ترنم ، keyvan-rostamy ، یار کوچک ، paramida.ir ، soheyl68 ، meisamtiger ، مهسا110 ، مهرومه ، mahdis ، آ-313 ، Tolou ، حسن عزتي ، Ali77 ، 313flowers ، yektasepas ، آلاله ، تانیا ، farzad313 ، بیداری اندیشه ، 135 ، ali0077 ، یا فاطمه الزهرا ، soshiant ، danialdd ، warior ، نگار ، FN_AntiZionism ، السا ، hessam ، لبخند خدا ، sadin-999 ، مرتاح ، help me ، boghz ، sagheb ، خادمة الزهرا ، عبدالرحمن ، آفتاب ، Sakineh ، شاهد ، سیمرغ ، دونده آزاد ، fafa* ، مکیال ، mahramaneh ، مصباح ، rezamohammadi ، nahal_m ، آیات ، Mohammad Trust ، محمد حسین ، Bamdaad ، bagheri4 ، صهبا ، AS53 ، یا امام رضا ، zahra11 ، nasimesaba ، مصطفي مازح7610 ، aboutorab ، اميرمهدي ، یاســین ، rahashode ، ساجد ، neyestan23 ، صبا ، عشقم کربلا ، یا زهرا ، Arash.j ، M03TAFA ، yegixx ، یااباصالح ، رکن الهدی ، raha_313 ، آیدا77 ، | جستجوگر | ، mohsen 2012 ، A.E

آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۵۶, ۱۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #91
آواتار
بسم الله
اگر در این زمانه سیاه مد است و چادر سیاه از مد افتاده




پس تکلیف میراث مادر چه میشود؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، شیدا ، fiftynine ، mohaddese ، من انقلابی ام
۱۰:۰۵, ۱۳/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۲ ۲۱:۲۹ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #92
آواتار
بــا مــטּ بــزرگـــ شــدے …(!)
بــا تمـــام لــحظــ ه هــاے زنــدگیـــم همــراه بودے ₪ ₪ ₪
همـــراه مــטּ زیـــر بـــاراטּ مـــاندے و خیــس شدے(!)
بــا مــטּ قــد ڪشیدے (!)
بــا مــטּ زیــر آفتابـــ گرمتـــ شـــد (!)
رنــگ مشـڪے اتـــ زیــر نـور آفتابـــ رنگ بــاختـــ تـا رنـگ از زنــدگے ام نبــازد
بــ ه ایــטּ بـــا هم بودטּ ها افتــخار میکنـــم ₪ ₪
.
[تصویر: 96jrame8.jpg]

پ ن :
چادر من… هوا هر هوایی که میخواهدباشد… ابری و آفتابی…باران های اسیدی تهران، یا آفتاب تند و تیز قم! تنهاتورادودستی بغل میگیرم تا به باد نروی…

شرمنده که از سر مادر… زینب… رقیه… سکینه… کشیدند تو را و شدی سایه ی سر” من”..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، فاطمه خانم ، Farzaneh ، fiftynine ، sadegh-a ، شیدا ، mohaddese ، من انقلابی ام ، علمدار133 ، حسن عزتي ، fatemeh ، مهدی2012 ، Twelver ، soshiant ، 135
۱۹:۱۲, ۱۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #93
آواتار
[تصویر: %D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DA%86%D8...%D9%8A.jpg]
دست‌های پینه بسته به چادرم
بغض‌هایی‌ست که با اسم زهرا(سلام الله علیها) گره خورده به باورم...
قول داده‌‌ایم ما به هم
من و چادرم
پیر شویم
پا به پای هم
پای روضه‌های مادرم..
چرا حجاب (چادر)مشکی است؟
رنگ حضور اجتماعی رنگ مشکی است .
رنگ اقتدار است : در ورزشهای رزمی بالاترین کمربند مشکی است .
رنگ دانایی است : ردای قضات و وکلای غرب هنوز هم مشکی است .
رنگ تقدس است : ردای راهب ها، راهبه ها، و کشیشها مشکی است .
رنگ هیبت است : رنگ پرده ی خانه خدا مشکی است و رنگ سنگهای خانه خداهم مشکی است که عظمت را در بردارد .

رنگ نجابت و شرافت است .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Farzaneh ، fiftynine ، یا صاحب الزمان ، sadegh-a ، شیدا ، mohaddese ، من انقلابی ام ، حسن عزتي ، fatemeh ، آرین (الهه.ع) ، 135
۱۹:۳۱, ۱۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #94
آواتار
حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن.

حجاب یعنی به همه ی نا محرمان و ظاهر بینان "نه" گفتن.

حجاب آوای ملکوتی جمال طلبی معنوی زن است.

حجاب تلالو شبنم بر چهره ی زیبای گل است.

حجاب تضمینی برای تداوم خط زیبای شرافت است.

حجاب تداوم بخش آیه های مهربانی متقابل همسران است.

حجاب بوته ی خوشبوی گل عفاف است.

حجاب سپری است قوی در برابر شمشیرهای تهاجم فرهنگی.

حجاب سند اطاعت از فرمانده هستی است.

حجاب زنجیری گران بر دستهای دیو گناه است.

حجاب گامهای بلند انسان در کوچه های معانی است.

[تصویر: 1365082086135084_large.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، شیدا ، mohaddese ، من انقلابی ام ، fatemeh ، درست پسند ، soshiant
۲۰:۱۸, ۱۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #95
آواتار
پاکی ، عظمت ، اقتدار . . . .

این یک فرصت منحصر به فرد است که بیشتر به خانم ها داده شده است ، لذتی که کمتر پسرها درکش خواهند کرد . . . به شخصه قبطه می خورم به این حس بزرگی شما.

هر وقت که در اجتماع می بینم برای سلامتی و موفقیت این بزرگواران دعا می کنم .

چادر مادر ، افتخار است !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، شیدا ، mohaddese ، فاطمه خانم ، من انقلابی ام ، fatemeh ، مهدی2012 ، شهیدطیبه واعظی ، soshiant
۱۹:۱۷, ۱۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #96
آواتار
چه لذتی دارد...

نمی دانید واقعا نمیدانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم دل مرد هایی که چشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را میزند.

نمیدانید چه لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای میشوم و میپرسم آقا! اینا قیمتش چنده؟ فروشنده محو موهای مش کرده زن دیگری است و حالش دگرگون است و من را اصلا نمیبیند و سوالم بی جواب میماند و من خوش حال از مغازه بیرون می آیم.

نمیدانید چه لذتی دارد وقتی مرد هایی که به خیابان می آیند تا لذت ببرند ذره ای به تو محل نمیدهند.

نمیدانید واقعا نمیدانید چه لذتی دارد و قتی در خیابان و دانشگاه راه میروید و صد قافله دل کثیف همراه شما نیست.

نمبدانید واقعا نمیدانید چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید.

نمیدانید وافعا نمیدانید چه لذتی دارد وقتی کرم قلاب ماهی گیری شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید.

نمیدانید چه لذتی دارد وقتی میبینی که میتونی اطاعت خدایت را بکنی نه هوایت را.

نمی دانید واقعا نمیدانید چه لذتی دارد این حجاب

[تصویر: 1365117178467571_large.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، مهسا110 ، من انقلابی ام ، علمدار133 ، fatemeh ، mohaddese ، انديشه نو ، درست پسند ، soshiant ، 135
۲۱:۰۶, ۱۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #97
آواتار
چادرم سالهاست که با من است اما... اما هر بار که برای کاری بیرون میروم ،حسی آزارم می دهد،حسی از جنس عذاب،چادر به آن سبکی آن چنان روی سرم سنگینی میکند،که موقع برگشتن به خانه خسته ام. نگرانم ، دو به شکم ،Confused این حالت بیشتر وقتی تشدید می شود که مادرم همراهی ام کرده باشد.حس میکنم از اینکه من چادری ام اصلا خوشش نمیاید،این را از ایرادهایی که از ظاهرم میگیرد متوجه میشوم وگرنه چیزی به زبان نمیاورد.روزهای اول چادری شدنم خوب بود Smile،خیلی خوب بود.مامان هم دیگر راضی شده بود.اما الان عجیب احساس تنهایی میکنم .Sad در میان دوستانم ،در میان فامیل،از این نگاه تحقیر آمیزCool متنفرم.واقعا چرا فکر میکنند من املم؟رHuhشته تحصیلی ام برق است Angel.اما به هرکه میگویم ،زیر لب میگوید،بهش نمیاد!گاهی با خود میگویم نکند من اشتباه میکنم و به قول مامان بی خودی تعصب به خرج میدهم.مانتو هم میتواند حجاب خوبی باشد!اما کمی که فکر میکنم ! به عکس حاج همت که نگاه میکنم Wink، بغضم میترکدو میگویم نه!اگر چادر مهم نبود ، دردانه های خدا نمیگفتند :خواهرم سیاهی چادرت رنگین تر از خون سرخ من است.Heartخلاصه "با اینا زمستونو سر میکنم ،با اینا خستگیمو در میکنم..."گاهی مادرم میگه انقد چادر چادر نکن،برو چیزای دیگرو بچسب. راس میگه چیزای مهم دیگه ای هم هست ،اما من بی چادر حس میکنم لختم و تمام خوبی ها رو کم دارم .به راستی یه آدمی که احساس لختی میکنه نمیتونه به فکر خوبی های دیگه باشه.باید اول این حس رو از بین ببره. اما موندن پای این خوبی (چادر)واسه آدمای ضعیفی مث من خیلی سخته . برام دعا کنید. Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، meshkat ، من انقلابی ام ، علمدار133 ، fatemeh ، Scimitar ، mohaddese ، انديشه نو ، درست پسند ، آرین (الهه.ع) ، فاطمه خانم ، soshiant ، 135 ، enan ilghon
۲۱:۳۱, ۱۷/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۲ ۲۱:۳۳ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #98
آواتار
چک سفیده ،خودت بنویس



آبجی گلم ، داداش عزیزم



هر وقت تونستی لبخند این بچه رو به جنازه پدرش نادیده بگیری ،



هر موقع تونستی اشک این همسر رو نبینی ،



هر گاه تونستی صورت سرد و چشمان بسته این شهدا رو به شوخی بگیری ،



اون موقع دیگه هر طور خواستی باش ، با حجاب یا بی حجاب ، با غیرت یا بی غیرت ، دیگه آزادی



میدونی چرا ؟؟



چون اون موقع دیگه انسان نیستی !


حواسمون باشه به خودمون



میدونم ، این حرفا خیلی تکراریه ، ولی این صورت معصوم ، این لبخند کودکانه ، این اشک ها ، همه اینام تکراریه



چقدر ازین چیزا کافیه تا ۱۰ سانت روسری تو بیاری جلو آبجی ؟



چقد از این چیزا بسه تا دس به ابروهات نزنی داداش ؟



چک سفیده ، خودت بنویس



اونقد جوون تیکه تیکه شدن که هر چی صفر بذاری تو چک بازم موجود باشه



اونقد بچه یتیم شد که هر چی بنویسی وصول شه



بنویس ، راحت باش …

[تصویر: 1364975631871633_large.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، Farzaneh ، ويانا مبين نژاد ، fatemeh ، mohaddese ، انديشه نو ، درست پسند ، یا صاحب الزمان ، فاطمه خانم ، soshiant ، 135
۱:۰۶, ۱۸/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۲ ۱:۰۹ توسط من انقلابی ام.)
شماره ارسال: #99
آواتار
به نام اللّه


خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟


اینها جملاتی بود که دخترک در طول مسیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچاره اصـلا" اهل این حرفها نبود... این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـمیم گرفت بی خیــال درس و مدرک شود و به محل زندگیش بازگردد.


روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت... شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی...! دخترک وارد حیاط امامزاده شد... خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند... دردش گفتنی نبود....!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد... وارد حرم شد و کنار ضریح نشست. زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...

چند ساعت بعد، دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد... خانوم! خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!! دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند... به سرعت از آنجا خارج شد... وارد شــــهر شد... اما... اما انگار چیزی شده بود... دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد... انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!!! احساس امنیت کرد... با خود گفت: مگه میشه اینقدر زود دعام مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!

یک لحظه به خود آمد... دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، حسن عزتي ، علمدار133 ، fatemeh ، mohaddese ، مهسا110 ، انديشه نو ، درست پسند ، یا صاحب الزمان ، فاطمه خانم ، مهدی2012 ، soshiant ، 135 ، Mitsonary
۲۲:۳۴, ۱۹/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #100
آواتار
سلام
خسته نباشید. مطالب تالارتون واقعا خوبه. من تازه عضو شدم. جسارتاً میخوام اگه اجازه بدین من هم نظر بدم.
این چیزی که میخوام بگم کلیه و فقط حجاب رو شامل نمیشه.

حتماً بارها تو قرآن خوندید که خدا مییگه: با این همه دلیلو برهانی که براتون آوردم، جز عده‌ی کمی از شما به من ایمان نمیاریدو بقیه در .... خواهید سوخت!
خوب مگه نه اینکه همین مذهبی بودن بعضی از ماها مثل حرفیه که خدا میزنه!
و البته مثال ایرانمون نسبت به کشورهای دیگه!

خدا میگه اگه دیدید تو مسیری دارید میرید که اکثر افراد دارن خلاف شما حرکت میکنن، احتمالاً راهی که شما دارید میرید درسته!

اگه فقط 313 نفر از ماها واقعا به خدا ایمان داشتیم مهدی جون الان کنارمون بود و کلی باهاش حال میکردیم(البته + شرمندگی)، این یعنی اینکه اگه ایده‌آل حساب کنیم از جمعیت هفت مییاردی جهان فقط 313 نفر دارن راه درست رو میرن! یعنی اینکه اگه دیدی 22 میلیون نفر دارن میگن راهت اشتباهه بدون که احتمال زیاد دارن اشتباه میکنن.
بگذریم...
شاید بیت زیر بتونه منظورمو برسونه:

خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Fatemeee ، فریادگر سکوت ، مهدی2012 ، Twelver ، شهیدطیبه واعظی ، soshiant
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا