|
کد های قرآن مجید
|
|
۱۳:۳۱, ۲۶/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۱ ۱۳:۳۲ توسط 60.atefeh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چرا با اینکه ائمه علیهم السلام فرزندان دختر پیامبرند ولی خود را ذریه ان حضرت و از نسل ایشان میدانند؟
. . . . . . هارون الرّشید (پنجمین خلیفه عبّاسی) در گفتگویی، با امام کاظم ـ علیه السّلام ـ سخن را چنین ادامه داد و به آن حضرت خطاب کرده و گفت: شما در بین عام و خاص، روا دانستهاید تا شما را به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نسبت دهند و میگویید ما پسر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هستیم، با اینکه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پسری نداشت، تا نسل او از ناحیه پسر ادامه یابد، و میدانید که ادامه نسل از ناحیه پسر است نه دختر و شما اولاد دختر او هستید، پس پسر پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیستید؟ امام کاظم: اگر پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ هم اکنون حاضر شود و از دختر تو خواستگاری کند، آیا جواب مثبت به او میدهی؟ هارون: عجبا! چرا جواب مثبت ندهم، بلکه بر این وصلت بر عرب و عجم افتخار میکنم. امام کاظم: ولی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از دختر من خواستگاری نمیکند و برای من روا نیست که دخترم را همسر او گردانم. هارون: چرا؟ امام کاظم: زیرا، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ باعث تولّد من شده است (و من نوه او هستم) ولی باعث تولّد تو نشده است. هارون: احسن ای موسی! اکنون سؤال من این است که چرا شما میگوئید: «من از ذریّه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هستم؟ با اینکه پیامبر نسلی نداشت، زیرا نسل از ناحیه پسر است نه دختر، و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پسر نداشت، شما از نسل دختر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ هستید، نسل حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ نسل پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نخواهد بود. امام کاظم: آیا در امانم، و اجازه میدهی جواب دهم؟ هارون: آری، جواب بده. امام کاظم: خداوند در قرآن (آیه 84 و 85 انعام) میفرماید: وَ مِنْ ذُرِّیَتهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ اَیّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی هاروُنَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ ـ وَ زَکَرِیّا وَ یَحْیی و وَعِیسی وَ اِلْیاسَ کُلّ مِنَ الصّالِحینَ «و از دودمان ابراهیم ـ علیه السّلام ـ، داود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسی و هارون هستند، این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم ـ و همچنین زکریّا و یحیی و عیسی و الیاس، هر کدام از صالحان بودند» (سوره انعام، آیه 84 و 85). اکنون از شما میپرسم: پدر عیسی چه کسی بود؟ هارون: عیسی ـ علیه السّلام ـ پدر نداشت. امام کاظم: بنابراین خداوند در آیه مذکور، عیسی ـ علیه السّلام ـ را به ذریّه پیامبران از طریق مادرش مریم ملحق نموده است، همچنین ما از طریق مادرمان فاطمه ـ علیها السّلام ـ به ذریّه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پیوستهایم. آنگاه فرمود: آیا بر دلیلم بیفزایم؟ هارون گفت: بیفزا. امام کاظم: خداوند (در مورد ماجرای مباهله) میفرماید: فَمَنْ حاجّکَ فِیهِ مِنْ بَعدِ ماجائَکَ مِنَ الْعِلمْ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائکُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائکُم وَ اَنْفُسنَا وَ اَنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَهَ الله عَلی الْکاذِبینَ «هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسید (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت میکنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خود را دعوت میکنیم، شما نیز زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت میکنیم شما نیز از نفوس خود، آنگاه مباهله میکنیم، ولعنت خدا را بر درغگویان قرار میدهیم» (سوره آلعمران، آیه 61) آنگاه فرمود: هیچکس ادّعا ننموده که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هنگام مباهله (یعنی نفرین کردن برای هلاکت آن کس که راه باطل را میپیماید) با گروه نصاری، کسانی را برای مباهله آورده باشد، جز علی ـ علیه السّلام ـ و فاطمه و حسن و حسین ـ علیه السّلام ـ را، بنابراین از این ماجرا استفاده میشود که منظور از «اَنْفُسَنا» (از نفوس خود) علی ـ علیه السّلام ـ است، و منظور از «اَبْنائَنا» (پسران ما)، حسن و حسین ـ علیه السّلام ـ میباشند، که خداوند آنها را پسران رسول خدا خوانده است. هارون دلیل روشن امام کاظم ـ علیه السّلام ـ را پذیرفت و گفت: احسن بر تو ای موسی! ... منابع:اقتباس از احتجاج طبرسی، ج 2، ص 340 ـ 338، نشر اسوه. منهاج الولایه، علی بن إبراهیم القرنی، ص490.کلینی، الفروغ من الکافی، ج 6، ص 406. انوار البهیّه، ص 189 تا 192عیون أخبار الرضا ـ علیه السلام ـ ، ج 1، ص 78.مناقب، این شهر آشوب، چ 3، ص 315، طبع نجف |
|||
|
|
۲۲:۰۹, ۱۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خانه زنبور عسل و خانه عنکبوت در قرآن
. . . . . . وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ «و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد (در طبیعت وی قرار داد) که از کوهها و درختان و از داریست هایی که می زنند خانه هایی فرا گیر. (68)پس از همه میوه ها (و شیره درختان و گیاهان) بخور، آنگاه راه های (غریزی) پروردگارت را به رامی و انقیاد بپوی. از درون شکم آنها مواد قابل آشامیدن رنگارنگ بیرون می آید که در آن برای مردم شفاست. حقا در این نشانه ای است برای کسانی که می اندیشند. (69)»[align=START] «مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ[/align][align=START] اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ [/align][align=START]لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»(1)؛ مثل كساني كه جز خداوند يار و ياوري براي خود برگزيدهاند، همانند عنكبوت است كه براي خود خانهاي ساخته است و اگر بدانند سستترين خانهها خانه عنكبوت است.[/align][align=START]عنکبوت خودش خانه می سازد و این خانه سست ترین خانه می شود [/align][align=START]خداوند به زنبور وحی کرد که خانه بساز و آن شگف انگیز ترین خانه می شوند[/align] |
|||
|
|
۲۰:۳۶, ۱۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
نخستین کسی که به یگانگی خدا شهادت داد که بود؟
. . . . . . شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لَآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمٌترجمه خدایى كه همواره به عدل و قسط قیام دارد، گواهى داده كه معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش (نیز به یگانگى او گواهى دادهاند) جز او كه مقتدر حكیم است، معبودى نیست.نکته ها خداوند با ایجاد نظام واحد در هستى، بر یگانگى ذات خود گواهى مىدهد، یعنى هماهنگى و نظم موجود در آفرینش، همه گواه بر حاكمیّت قدرتى یگانه بر هستى است، چنانكه در دعاى صباح مىخوانیم: «یا مَن دلّ على ذاته بذاته» آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وى رُخ متاب امام باقرعلیه السلام فرمودند: مراد از «اولوا العلم» در آیه، انبیا واوصیا هستند.[28] هر كجا تعدّد هست، محدودیّت نیز هست. خانهى بىحدّ نمىتواند بیش از یكى باشد. اگر گفتیم: فلان چراغ، نور بىنهایت دارد، جایى براى چراغ دوّم باقى نمىماند. خدا بىنهایت است، زیرا اگر نهایت داشته باشد به نیستى برمىخورد و هیچ بىنهایتى قابل تعدّد نیست، لذا خداوند قابل تعدّد نیست واو یكتاست. 28) تفسیر نورالثقلین. پيام ها 1- شهادت عملى، بهترین نوع شهادت است. هماهنگى در میان آفریدهها، بهترین نمونهى گواهى بر یكتایى خداست. «شهد اللّه انّه لااله الاّ هو» 2- راه ایمان به خدا، علم است وعلم واقعى، انسان را با سرچشمه هستى آشنا مىكند. «واولوا العلم» 3- دانشمندان، در كنار فرشتگان قرار مىگیرند. «والملائكة واولوا العلم» 4- عدل الهى، در كنار توحید مطرح است. بر خلاف دیگر قدرتمندان كه هر كجا احساس یكتایى و نداشتن رقیب و شریك كنند، زور مىگویند، او یكتایى است كه به پا دارندهى عدل است. «لااله الاّ اللّه... قائماً بالقسط» در این ایه خداوند بر یگانگی ذات پاک خویش شهادت وگواهی داده است. خدا به دلیل اهمیت موضوع در مورد اقرار به توحید که اساس تمام اصول است خود را در راس موحدانی که به توحید اقرار میکنند قرار داده است. سپس ملایکه به دلیل این که کارگزاران عالم افرینش هستند و سپس اوالوالعلم که معصومین وعالمان می باشند قرار میگیرند.از نظر فعلی این گواهی با قیام برای عدالت نشان داده می شود یعنی اقرار خدا بر توحید با عمل به مقتضای توحید که عدل است کاملا هماهنگ است و در نهایت این نظم دهی تکوینی و تشریعی در جهان افرینش نیاز مند به قدرت و حکبت است. (هو العزیز الحکیم) . . پیام اخلاقی انسان موحد به هر موضوعی که اقرار می کند باید در همان لحظه عامل به مقتضای ان باشد بین ایمان وعمل قول و فعل نباید فاصله انداخت)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شبهه خشونت در قرآن مجید | عبدالرحمن | 17 | 10,300 |
۲۰/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۵۱ آخرین ارسال: سعدی |
|
| آغاز یک راه ... هر روز با قرآن مجید | جانثار مهدی | 57 | 20,312 |
۱۸/بهمن/۹۲ ۲۲:۲۳ آخرین ارسال: جانثار مهدی |
|
| اعجازی از قرآن مجید | Y.P.Y | 3 | 2,232 |
۶/بهمن/۹۲ ۲۱:۴۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| مطالبی بسیار ارزشمند در اثبات اعجاز های علمی و حقانيت قرآن مجید= | m.shirazi80 | 106 | 69,448 |
۱۶/دی/۹۲ ۷:۰۵ آخرین ارسال: درست پسند |
|
| دانلود قرآن مجید | Abasaleh | 5 | 2,980 |
۷/آذر/۹۱ ۱۹:۰۵ آخرین ارسال: mahdi14 |
|








شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لَآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمٌترجمه
انسان موحد به هر موضوعی که اقرار می کند باید در همان لحظه عامل به مقتضای ان باشد بین ایمان وعمل قول و فعل نباید فاصله انداخت)