کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شبهه خشونت در قرآن مجید
۳:۵۶, ۱۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا
[تصویر: HAZRAT_ALI_YATIMAN.jpg]

بصورت جسته و گریخته و البته بدون تفکر در مورد برخی آیات قرآن از سوی معاندان و برخی ناآگاهان مطالبی گفته می شود که نیاز به شرح و بسط این مطالب است.


اگر بخواهیم بصورت اجمالی به این شبهات نگاه کنیم می بینیم این افراد با دو روش در اذهان افراد سمپاشی می کنند

1-ترجمه غلط و استفاده از ناآگاهی مخاطب در مورد زبان بسیط عربی (یکی از عللی که من در تالار بندرت از ترجمه در کنار متن عربی استفاده می کنم همین مورد است)
2-تقطیع آیات و در نتیجه از بین بردن جو حاکم بر آن آیه



13 آیه انتخاب شده اند که جدا جدا روی آن بحث می کنیم.


1-يا ايها الذين آمنوا قاتلوا الذين يلونكم من الكفار وليجدوا فيكم غلظه واعلموا ان الله مع المتقين (توبه 123)

ترجمه رایج این افراد:ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!


پاسخ:


نکته اول اینه که آیه به غلط ترجمه شده است. "قاتلوا"، به معنای "بکشید" نیست، بلکه به معنی "بجنگید" است. "قاتلوا" فعل امر از باب مفاعله است که یک فعل دوطرفه را نشان میدهد. مصدر این فعل "مقاتله" است که به معنای "جنگیدن" است. اگر قرآن میخواست فرمان به کشتن بدهد میگفت "قُتلوا".


از این گذشته اگر فرمان قرآن این بود که هر کافری که در اطراف شما هست را بکشید پیامبر باید در فتح مکه تمام کفار مکه را می کشتند. در حالی که به غیر افرادی که تعدادشان از انگشتان دست کمتر بود(پیامبر چه افرادی را نبخشیدند کلیک کن)، تمام مردم مکه را امان دادند.


پس منظور قرآن در این آیه این نیست که بر سر کفار بریزیم و آنها را بکشیم بلکه به معنای این است که وقتی کافران به جنگ ما آمده اند، با آنها بجنگیم تا در ما شدت و پایداری ببینند و با این نمایش قدرت از ادامۀ جنگ خودداری کنند. آیا دفاع کردن در مقابل تهاجم دشمن ایرادی دارد؟ آیا دفاع کردن حکم عقل نیست؟ آیا اگر کسی بخواهد شما را بکشد نباید از خود دفاع کنید؟ حتی اینکه میگوید "کافرانی که اطراف شما هستند" نشان میدهد که آیه در مورد کفاری است که برای جنگ به مسلمین نزدیک شده اند.


از این گذشته، از اگر منظور آیه این بود که مسلمین شروع کنندۀ جنگ باشند، باید میفرمود "اقتلوا الذین ..." پس منظور این آیه این نیست که مسلمین شروع کنندۀ جنگ باشند. پس آشکار است که منظور قرآن جهاد دفاعی و نه جهاد هجومی بوده است.

مفهوم این آیه از آنقدر "کشتار" دور است که آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه میگوید:

"آيه فوق گرچه از «پيكار مسلحانه»، و از «فاصله مكانى» سخن مى ‏گويد، ولى بعيد نيست كه روح آيه در پيكارهاى منطقى و فاصله ‏هاى معنوى نيز حاكم باشد، به اين معنى كه مسلمانان به هنگام پرداختن به مبارزه منطقى و تبليغاتى با دشمنان، اول بايد به سراغ كسانى بروند كه خطرشان براى جامعه اسلامى بيشتر و نزديكتر است، مثلا در عصر ما كه خطر الحاد و مادّيگرى همه جوامع را تهديد مى‏ كند، بايد مبارزه با آن را مقدم بر مبارزه با مذاهب باطله قرار داد، نه اين كه آنها فراموش شوند، بلكه بايد لبه تيز حمله متوجه گروه خطرناكتر گردد، يا مثلا مبارزه با استعمار فكرى و سياسى و اقتصادى بايد در درجه اول قرار گيرد."


2-فاذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب حتي اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد واما فداء حتي تضع الحرب اوزارها ذلك ولو يشاء الله لانتصر منهم ولكن ليبلوا بعضكم ببعض والذين قتلوا في سبيل الله فلن يضل اعمالهم (محمد 4)

ترجمه رایج این افراد:چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند.



پاسخ:

باز هم در ترجمه اشکال وجود دارد. اول اینکه حرف جر پشت سر فعل قرار نمی گیرد و اگر پشت سر فعل قرار بگیرد، تأویل به مصدر میشود. دوم اینکه در کتاب "الافعال متعدیة بحرف الجر" 28 معنی برای فعل "ضرب" میاورد. ضرب معانی مختلفی دارد:کوچ کردن و مهاجرت و ... و همچنین زدن. چرا از بین این همه معنی باید "زدن" را قبول کنیم؟ شما جملۀ "ضرب الله مثلا" را چگونه ترجمه میکنید؟؟

اینجا قرآن نمی فرماید که کفار را گردن بزنید بلکه میفرماید "وقتی با کفار «گردن شکسته»(کنایه از شکست خورده) روبرو شدید، آنها را اسیر کنید و ببندید و با منّت یا فدیه آزاد کنید...(تا آخر آیه)"

پس آیه فرمان به گردن زدن نداده است. بالاترین تأیید بر این سخن، ادامۀ آیه است که فرمان به اسیر کردن این کفار میدهد. اگر قرار باشد ما گردن کافر را بزنیم، چگونه میخواهیم انها را بند بکشیم و اسیر کنیم؟؟؟؟

این آیه مربوط به زمانی است که جنگ سوره گرفته است و کفار در هم کشته شدند و حالا فرمان به اسیر شدنشان میدهد.

در ضمن شاید توضیح لازم باشد بگوییم که چرا عبارت "گردن شکسته" را برای آنان آورده است. این سخن بخاطر این است که آنها با گردن کشی به جنگ اسلام امادند و حالا در هم کوفته شده بودند و "گردن شکسته" شاید اشاره به گردن کشی پیشینشان باشد و چنانکه عرض کردیم کنایه از شکست خورده بودن این گروه ظالم است.


تذکر: حتی اگر منظور قرآن در اینجا قطع کردن گردن بود هم هیچ ایرادی بر قرآن وارد نبود، زیرا کفار به جنگ اسلام می آمدند و کشتن دشمن در جنگ هیچ ایرادی ندارد. البته در آن صورت منظور این نمی بود که حتما گردنشان را بزنند بلکه کنایه از کشتن بود.



3-و قاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله فان انتهوا فان الله بما يعملون بصير (انفال 39)

با آنان نبرد کنيد تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين خدا گردد پس اگر باز ايستادند ، خدا کردارشان را می بيند.



پاسخ:

این آیات مربوط به جنگ بدر هستند. آغازگر این جنگ کفّار قریش بودند. آیه سخن بدی نمی گوید چنانکه از آیه پیش آشکار است بحث بر سر فتنه و جنگی است که کفار به راه می ندازند. می فرماید آنقدر با آنها بجنگید تا دیگر فتنه باقی نماند. گویا مشکل اسلام ستیزان با بخش بعدی آیه است که میفرماید "دین همه دین خدا گردد" البته برای ایشان متأسفم ولی بدبختانه حقیقت پیروز است و اسلام در هر زمینه که بگویند بر کفر برتری دارد. اگر هم بخواهند افول صنعتی صد سال اخیر ملل اسلامی را به رخ بکشند ما هزار سال برتری مسلمین را به رخ آنها میکشیم. به هر حال دینی که دین حق است همه را به سوی خود دعوت میکند مگر افراد مغرض را.


البته مفسرین سنی و شیعه میگویند تأویل این آیه مربوط به این زمان نیست و در آخرالزمان و با قیام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این آیه تأویل میشود و دین همه، دین خدا میگردد. به کوری چشم کسانی که نمیتوانند حقیقت را ببینند.




4-ملعونين اين ما ثقفوا اخذوا وقتلوا تقتيلا (احزاب 61)

ترجمه رایج این افراد:اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.

پاسخ:

باز هم آیه را غلط ترجمه کرده است که ترجمه صحیح(نه مطلق) در پایین میاید:

برای اینکه روشن شود منظور این آیه چیست باید آیۀ قبل را دید. آیۀ قبل می فرماید:«اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بى ‏اساس در مدينه پخش مى كنند دست از كار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مى ‏شورانيم، سپس جز مدّت كوتاهى نمى ‏توانند در كنار تو در اين شهر بمانند!» و سپس در ادامه در همین آیه میفرماید: «و از همه جا طرد مى ‏شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد!»



در مورد شأن نزول این آیات از سورۀ احزاب گفته شده است که منافقین برای زنان مسلمان که برای قضای حاجت از خانه خارج میشدند(منازل آن روز کوچک بود و جایی برای قضای حاجت در ان تعبیه نشده بود) ایجاد مزاحمت میکردند و اگر مقنعه بر سر نداشتند میگفتند که این کنیز است و از آنها کام میخواستند! از این گذشته در مورد زنان مسلمان و همسران پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شایعاتی میساختند که آنها را بدنام کنند. خداوند ابتدا در آیۀ فرمان به حجاب(با جلباب) میدهد و سپس در آیۀ شصتم به منافقان اخطار میدهد و آنها را تهدید به اعدام می فرماید.

اما اینکه چرا این عمل اینها با حکم اعدام روبرو میشود، علتش این است که طبق شأن نزول آیات که در تفاسیر مختلف آمده است، منافقين به غیر از شایعه سازی بر علیه زنان و ایجاد مزاحمت، انواع شايعات را پيرامون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به هنگامى كه به بعضى از غزوات مى ‏رفت در ميان مردم منتشر مى‏ ساختند و با ایجاد فتنه و جنگ روانی گاه مى ‏گفتند: پيامبر كشته شده، و گاه مى ‏گفتند: اسير شده، مسلمانانى كه توانايى جنگ را نداشتند و در مدينه مانده بودند سخت ناراحت مى‏ شدند، شكايت نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آوردند.(اشاره به این مسئله در آیۀ شصتم سورۀ احزاب دیده میشود) این عمل آنها موجب تزلزل شدید در قوای اسلام میشد و عمل این منافقین درست مثل کسانی بود که بر علیه اسلام شمشیر میکشیدند؛ بلکه از آنها بدتر بودند زیرا از پشت خنجر میزدند، پس باید برخورد محکمی با آنها میشد؛ چطور کسانی که به صورت مستقیم به حمله میکنند را بکشیم ولی کسانی که از پشت به ما خنجر میزنند را رها کنیم؟

عاقبت آيه مزبور نازل شد رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم دستور داد آنان را احضار كرده، به ايشان فرمودند اگر از رويه زشت خود دست برنداريد امر ميكنم شما را از شهر مدينه اخراج و تبعيد كنند چه اينگونه نشر خبر دروغ و انتشارات بى ‏اساس باعث تقويت دشمن و ضعف مسلمين خواهد شد.(تفسیر جامع، جلد پنجم، صفحه375، برای توضیحات بیشتر به این تفسیر یا سایر تفاسیر مراجعه کنید)

پس این، آیه جنبۀ پیشگیری داشته و منافقین هم از این کار دست برداشتند و کسی در پی این آیه اعدام نشد.



5-انما جزاء الذين يحاربون الله ورسوله ويسعون في الارض فسادا ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم وارجلهم من خلاف او ينفوا من الارض ذلك لهم خزي في الدنيا ولهم في الآخره عذاب عظيم (مائده 33)

سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى ‏جنگند و در زمين به فساد مى ‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.



پاسخ:

این حکم، یک حکم پیشگیرانه است برای کسانی که محاربه(کسانی که با زور اسلحه از مردم چیزهایی میگیرند، مثل راهزانان و سارقان مسلح) می کنند و در زمین فساد می کنند و امنیت را از بین می برند.

بحث از آیه قبل شروع میشود: «به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند.» سپس در این آیه میفرماید «كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى ‏خيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مى ‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى ‏برند،) فقط اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند.»

افرادی که ایجاد ناامنی در شهرها میکنند و به ایجاد فساد در زمین میپردازند، را قرآن در حال جنگ با خدا و پیامبر میداند. البته حکمها همه با هم نیستند بلکه یکی از این حکمها با توجه به میزان فساد و ناامنی ایجاد شده، باید اجرا شود که یا فرد را مصلوب کنند یا به دار بکشند یا اینکه چهار انگشت یک دست و پای مخالف را قطع نمایند یا اینکه فقط تبعیدشان کنند:

اگر کسی مردم را بکشد و مالشان را ببرد باید کشته شود(به دار آویخته شود). اگر کسی ایجاد ناامنی کرد و افراد را کشت ولی اموال را نبرد، به مصلوب میشود. اگر کسی ایجاد ناامنی کرد ولی کسی را نکشت و فقط اموال را برد باید انگشت و یک دست و پای مخالفش را قطع کنند. اگر فقط ایجاد ناامنی کرد ولی نه کسی را کشت و نه مالی را برد، به مدت یک سال تبعید میشود.


این آیه به جان انسانها ارزش میدهد وقتی میگوید هر کس یک نفر را بکشد مانند کسی است که کل بشریت را کشته است معلوم است که باید با کسانی که با جان انسانها بازی میکنند و جانشان را میگیرند، شدیدترین برخوردها را داشت. قرآن با این فرمایش که محاربان را که جان مردم را به خطر میندازند،در حال جنگ با خدا میخواند حداکثر انسان دوستی خود را به نمایش میگذارد و نشان میدهد کتابی است که برای بشریت احترام و ارزش بالایی قائل است و کسانی که بخواهند زندگی مردم را مختل کنند در واقع دشمن خدا و پیامبر هستند.


6-والسارق والسارقه فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا نكالا من الله والله عزيز حكيم (مائده 38)

و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏ اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است.



پاسخ:

مال مردم محترم است. قرآن یک سری دستورات پیشگیرانه دارد. البته باید بگوییم که اگر کسی برای بار اول دزدی کند، او را جزای کمی میدهند و اگر برای دومین بار اینکار را بکند باز هم مجازات ناچیزی متوجه اوست ولی اگر کسی برای بار سوم این کار را بکند، چهار انگشت دست راستش را قطع میکنند و اگر باز تکرار کند انگشتان پای چپ را قطع میکنند و اگر باز دزدی کند به زندان ابد میفتد و اگر از زندان هم فرار کند و باز هم دزدی کند، اعدام میشود. البته خیلی بعید است که با وجود قطع انگشتان یک دست و یک پا، بتواند برای بار پنجم دزدی کند.

این فرمان برای امنیت جامعه است و اگر درست اجرا میشد، کار به جایی می رسید که مانند زمان پیامبر میشد که مردم هنگام نماز مغازه را رها میکردند و به نماز میپرداختند و احدی هم جرأت دزدی نداشت.


تذکر مهم: البته حکومت اسلامی هم موظف است زمینۀ دزدی را ریشه کن نماید و فقر را نابود کند. در ضمن 16 شرط* برای قطع دست دزد وجود دارد مثلا قحطی نباشد و ... اگر این شرایط برقرار باشد این حکم به این شکل اجرا میشد.

اسلام در شرایطی حکم قطع انگشت دزد را داد که همین قرن گذشته هم، در بیشتر ممالک دزدان را اعدام میکردند.


*شروط قطع ید در قانون مجازات اسلامی به شرح ذیل است.

ماده 198 - سرقت در صورتي موجب حد مي شود كه داراي كليه شرايط و خصوصيات زير باشد -
1 - سارق به حد بلوغ شرعي رسيده باشد .
2 - سارق در حال سرقت عاقل باشد .
3 - ساقرق با تهديد و اجبار وادار به سرقت نشده باشد .
4 - سارق قاصد باشد .
5 - سارق بداند و ملتفت باشد كه مال غير است .
6 - سارق بداند و ملتفت باشد كه ربودن آن حرام است .
7 - صاحب مال ، مال را در حرز قرار داه باشد .
8 - سارق به تنهائي يا با كمك ديگري هتك حرز كرده باشد .
9 - به اندازه نصاب يعني 5/4 نخود طلاي مسكوك كه بصورت پول معامله مي شود يا ارزش آن به آن مقدار باشد در هربار سرقت شود .
10 - سارق مضطرنباشد .
11 - سارق پدر صاحب مال نباشد .
12 - سرقت در سال قحطي صورت نگرفته باشد .
13 - حرز و محل نگهداري مال ، از سارق غصب نشده باشد .
14 - سارق مال را به عنوان دزدي برداشته باشد .
15 - مال مسروق در حرز متناسب نگهداري شده باشد .
16 - مال مسروق از اموال دولتي و وقف و مانند آن كه مالك شخصي ندارد نباشد
.
تبصره 1 - حرز عبارت است از محل نگهداري مال بمنظور حفظ از دستبرد .
تبصره 2 - بيرون آوردن مال از حرز توسط ديوانه يا طفل غير مميز و حيوانات و امثال در حكم مباشرت است .
تبصره 3 - هرگاه سارق قبل از بيرون آوردن مال از حرز دستگير شود حد بر او جاري نمي شود .
تبصره 4 - هرگاه سارق پس از سرقت ، مال را تحت يد مالك قرار داده باشد موجب حد نمي شود .





7-يا ايها الذين آمنوا انما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عيله فسوف يغنيكم الله من فضله ان شاء ان الله عليم حكيم (توبه 28)

ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی می ترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.



پاسخ:

اولین نکته که باید عرض کنیم این است که «نَجَس»(=پلیدی، ناپاکی باطنی) با «نَجِس»(=آلودگی یا همان نجس که در احکام هست، ناپاکی ظاهری). « نَجَس» مصدر است و قرآن در این آیه مشرکین را « نَجَس» میخواند که به معنای پلید بودن آنهاست و نفرموده که انها آلوده و ناپاک هستند.

پلیدی دو قسم است. یکی پلیدی ظاهری است و یک باطنی. منظور از «نَجَس» همان پلیدی باطنی است. در زبان عربی کسانی که خیلی شرور باشند و نمی شود روی حرفشان حساب کرد، را «نَجَس» می نامند.اینکه مشرکین را «نَجَس» مینامد بخاطر این است که روح آنها بخاطر زیرپا نهادن امیال فطری، پلید است.

اخراج مشرکین هم بدین خاطر است که در خانۀ کعبه و مسجدالحرام که مرکز توحید است اجرای مراسم مشرکانه ممنوع است. البته آیه با گفتن « وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ» آشکار میکند که کفار جهت تجارت به مسجدالحرام می امدند و میفرماید اگر میترسید که اگر آنها را بیرون کنید بینوا میشوید، هر وقت خدا بخواهد شما را از کرمش بی نیاز میکند.

کافران میگویند این آیه توهین اسلام است به مخالفینش. این سخن بخاطر طرز فکر غلط این افراد است و عدم درک صحیح آنها از مسئله. اولا عرض کردیم که نَجَس به معنای آلودگی و ناپاکی نیست. در ثانی، قرآن مخالفین خودش را کافر نمینامد و نامسلمانی که هنوز حقیقت اسلام را نشناخته اند، را با لفظ "یا ایها الناس" خطاب قرار میدهد. کسانی را قرآن کافر مینامد که حقیقت را میبینند ولی باز انکار میکند. خب مسلم است که کسی که حقیقت را ببیند و انکار کند فرد پلیدی است که قرآن با لفظ نَجَس این حقیقت را بازگو میکند. پس توهینی در کار نیست. انکار حقیقت آنهم بعد از دیدن تمام دلایل، آیا میتواند ناشی از چیزی جز پلیدی باشد؟



8-قاتلوا الذين لا يومنون بالله ولا باليوم الآخر ولا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب حتي يعطوا الجزيه عن يد و هم صاغرون (توبه 29)

ترجمه رایج این افراد:کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمی پذیرند را بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.



پاسخ:

نکته:ترجمه مانند موارد قبل غلط است و قاتلوا نه به معنای کشتن بلکه به معنای کارزار است.

این آیه در مورد کسانی از اهل کتاب است که پیروی از دین خود نیز نمی کنند!! چنانکه در آیه میفرماید، این افراد نه دین حق را قبول دارند، نه به خدا باوری دارند و نه باوری به رستاخیز دارند و در عین حال محرمات الهی را نیز پا میگذارند، نه اینکه در مورد هر کسی باشد که اهل کتاب باشد. این افراد را می فرماید که جزیه را به زور از انها بگیرید و با جنگ وادارشان کنید که پرداخت جزیه را بپذیرند.

اما در مورد فلسفۀ جزیه، که از نامسلمانان ساکن در ممالک اسلامی گرفته میشود: در مواردی که مشرکان که در زمان حکومت امام معصوم، در ممالک اسلامی زندگی میکنند و میخواهند در دین بمانند و از امکانات و امنیت جامعۀ اسلامی، برخوردار هستند، باید مالیاتی به نام جزیه بدهند که خب امری طبیعی است و تمام حکومتها از مردمشان مالیات میگیرند زیرا برقراری امنیت برای حکومت جزیه دارد. البته مسلمانان هم از مالیات معاف نیستند و تحت عناوین مختلفی مثل زکات و خمس چنین مالیاتی را میدهند. ضمن اینکه اهل کتاب در صورت حملۀ دشمن خارجی موظف به جنگ نیستند ولی مسلمانان موظف به دفاع هستند.

البته همانطور که در هر حکومتی اگر کسی مالیات نپردازد، مجازات میشود، اهل کتاب هم اگر بخواهند از دادن مالیات، خودداری کنند، از سرزمینهای اسلامی اخراج شوند. البته یادمان باشد که همین اهل کتاب وقتی مسلمین را به زیر دست می اورند، به آنها حق حیات نمی دادند و زن و مرد و کودک را مثل جنگهای صلیبی و کشتارهای اسپانیا و یونان از دم تیغ نمیگذراندند.


9-ودوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء فلا تتخذوا منهم اولياء حتي يهاجروا في سبيل الله فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم حيث وجدتموهم و لا تتخذوا منهم وليا و لا نصيرا (نساء 89)

دوست دارند همچنان که خود به راه کفر میروند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید.



پاسخ:

این آیه در مورد منافقان است، که این مسئله از مضمون آیۀ قبل آشکار است. میفرماید این افراد میخواهند مسلمانان را کافر کنند همانطور که خود کافر شدند. پس قرآن می فرماید که تا زمانی که در راه خدا هجرت کنند(اینجا منظور از هجرت، بازگشت از راه نفاق به راه اصلی است) و اگر از این کار سرباز زدید آنها را هر جا یافتید بکشید. البته منظور آیه تمام منافقین نیست. چنانکه خیلی از منافقین تا بعد از رحلت پیامبر هم زنده ماندند و در نهایت هم به مرگ عادی مردند. حتی ما در تاریخ نداریم که هیچ یک از منافقین را بخاطر این آیه کشتند.

این آیه در مورد منافقینی است که در حال تبلیغ کفر در جامعه هستند (فتنه فرهنگی که در تاپیک پیامبر چه افرادی را نبخشید اشاره شد)، که همانطور که قبلا در بحث الحاد عرض کردیم، کسی بخاطر کفر این افراد با آنها کاری ندارد ولی اگر بخواهند کفرشان را تبلیغ کنند و باعث تشویش اذهان مردم و جلب به سوی خرافات و شرک شوند، مورد پیگرد قرار میگیرند و ممکن است در نهایت اعدام هم بشوند.




10-اذ يوحي ربك الي الملايكه اني معكم فثبتوا الذين آمنوا سالقي في قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهم كل بنان (انفال 12)

و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.

پاسخ:

شأن نزول این آیه جنگ بدر است که میدانیم مثل سایر جنگها، آغازگر جنگ کفار بودند.

آیه میفرماید که خداوند به ملائکه گفت که من با شما با مؤمنان هستم. مؤمنان را پایدار کنید و من به دل کافران بیم میندازم. سپس به فرشتگان دستور میدهد که "ضربه زدن بر گردنشان. و انگشتشان را قطع کنید" اول اینکه این دستور خطاب به ملائکه بوده است و نه به مؤمنین، که اسلام ستیزان بخواهند بگویند این آیه به شما حق جنایت داده است. دوم اینکه این " ضربه زدن بر گردنشان. و انگشتشان را قطع کنید" کنایه از ترسی است که خداوند به دل مشرکین انداخت که گویی گردنشان کشته شده و انگشتانشان قطع میشود و قادر به جنگ نمیشوند و در نتیجه شکست میخورند. پس هیچ جنایتی!!! در این آیه دیده نمیشود!



11-فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم وخذوهم واحصروهم واقعدوا لهم كل مرصد فان تابوا واقاموا الصلاه وآتوا الزكاه فخلوا سبيلهم ان الله غفور رحيم (توبه 5)

پس چون ماههاي حرام به سر آمد آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.

پاسخ:

از شأن نزول و همچنین آیات پیشین آشکار است که این آیه مربوط به پیمان شکنی کفار است که علیرغم پیمان صلح که با پیامبر بسته بودند و قرار بود کسی از یکدیگر را نکشند، بر سر گروهی از مسلمین ریختند و آنها را کشتند. اینجا فعل "اقتلوا" به معنای کشتار کردن نیست بلکه به معنای فرمان به آغاز کردن جنگ از سوی اسلام است و علت هم آشکار است چنانکه آنها پیمان را زیر پا نهادند. البته در آیات بعدی توضیحات بیشتری داده شده است. پس اینجا دستور به کشتار نیست بلکه فعل "اقتلوا" دستور به حمله در پاسخ به پیمان شکنی و کشتن گروهی از مسلمین است. قرآن در ادامه در آیه 12 از همین سوره باز تأکید میکند که در صورت زیر پا گذاشتن پیمان با آنها بجنگید.



12-و ان نكثوا ايمانهم من بعد عهدهم وطعنوا في دينكم فقاتلوا ايمه الكفر انهم لا ايمان لهم لعلهم ينتهون (توبه 12)

اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود شکستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان کفر قتال کنید که ایشان را رسم سوگند نگه داشتن نیست، باشد که از کردار خود باز ایستند.



پاسخ:

قرآن میفرماید اگر پس از بستن پیمان، آنرا زیر پا گذاشتند با آنها قتال(جنگ) کنید. آیا اینکه این افراد پیام صلح را بشکنند و گروهی از مسلمین را بکشند، باید از سوی اسلام بی پاسخ بماند؟



13-واقتلوهم حيث ثقفتموهم واخرجوهم من حيث اخرجوكم والفتنه اشد من القتل ولا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتي يقاتلوكم فيه فان قاتلوكم فاقتلوهم كذلك جزاء الكافرين (بقره 191)

هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در مسجد الحرام با آنها مجنگید مگر آنکه با شما بجنگند. و چون با شما جنگیدند بکشیدشان که این است پاداش کافران.


پاسخ:

برای درک صحیح آیه باید ابتدا آیه پیشین را ببینیم که میفرماید:« و در راه خدا، با كسانى كه با شما مى‏ جنگند، نبرد كنيد! و از حدّ تجاوز نكنيد، كه خدا تعدّى ‏كنندگان را دوست نمى ‏دارد! » و سپس در این آیه در مورد زمان جنگ می فرماید که در میدان جنگ آنها را بکشید. این که در آیۀ قبل میگوید که با کسانی که با شما میجنگند بجنگید و تعدی نکنید، خود به خوبی بیانگر حقانیت اسلام است. البته کشتن کسی در جنگ ایراد ندارد به خصوص که آنها بودند که جنگ را شروع کردند


لطفا مطلب این تاپیک را کامل بخوانید و نشر دهید

با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: HermeS ، Havbb 110 ، انتصـار ، منادی حق ، یاســین ، أین المنتظر ، بیداری اندیشه ، Eve ، سیمرغ ، SAViOR ، مجتبی110 ، مجید املشی ، السا ، m.hossein ، هادی... ، رضوانه ، mahdy30na ، Agha sayyed ، rezamohammadi ، عبدالرحیم ، مصباح ، Hadith ، Islam ، فدايي ولايت ، sagheb ، سعید714 ، amirak
۲۳:۰۲, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #2

خب دوست عزیز
شما درست میفرمائید
ظاهرا بازی با کلمات در آیات قرآنی و تفسیر های گوناگون امری عادی هست .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۱۶, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

البته آقای عبدالرحمن جواب درست رو به شما دادند.
مشکل ابتدا از شما بود که وارد بحث تخصصی شدید و در آیات قرآن اشکال وارد کردید و پاسخ تخصصی شنیدید.
اینها همه اثبات شده هست و اصلا بازی با الفاظ نیست.
موفق باشید.

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، پرنیان ، رضوانه ، Havbb 110 ، یاســین ، عبدالرحمن ، انتصـار ، mahdy30na ، ELENOR ، m.hossein ، فدايي ولايت ، سعید714
۱۷:۵۸, ۳۱/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #4

مگه نباید به معنای ظاهری آیه توجه کنیم ؟
شما همه جا شان نزول آیه ها رو آوردید و گفتید مثلا اینطوری نیست
چرا مثلا در شماره 2 که نوشتید خود خدا اول آیه نمیگه کافرانی که با شما در جنگند را هر کجا یافتید بکشید ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۳, ۳۱/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #5
آواتار
(۳۱/فروردین/۹۵ ۱۷:۵۸)sporal نوشته است:  مگه نباید به معنای ظاهری آیه توجه کنیم ؟
شما همه جا شان نزول آیه ها رو آوردید و گفتید مثلا اینطوری نیست
چرا مثلا در شماره 2 که نوشتید خود خدا اول آیه نمیگه کافرانی که با شما در جنگند را هر کجا یافتید بکشید ؟

معنای ظاهری ؟
جناب، این ایات رو چطوور میبینی؟
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ایه 10 سوره الفتح
لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ آیه ۷۵ سوره ص
و این دسته ایات رو چطور معنا میکنین؟
پس باید به تاویل و شان نزول و... نگاه انداخت .
تاملی مجدد داشته باشین به پرسشتون.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۰:۳۳, ۲/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #6

یعنی بدون شان نزول و تاویل نمیشه معنی درست آیات رو فهمید ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۰, ۲/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #7
آواتار
پرسش من خیلی اسون بود .
منتظرپاسخ بودم از سمت شما.
(۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۰:۳۳)sporal نوشته است:  یعنی بدون شان نزول و تاویل نمیشه معنی درست آیات رو فهمید ؟

تو قران شما هر ایه رو میخونی اگه صرف ظاهر رو بخونی به این دسته ایات میرسی واین ایات که متشابه هستن رو چطور معنا میکنین؟
یه راهنمایی میکنم با استفاده از محکمات ، رفع معنای متشابهات صورت میگیره .
در کنالر این ایات ما به ایاتی همچون

فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ
آفریدگار آسمانها و زمین است برای شما، هم از شما، همسرانی بیافرید، و نیز برای چارپایان جفتهایی پدید آورد با آفرینش همسران بر شمارتان می افزاید هیچ چیز همانند او نیست و اوست که شنوا و بیناست
شوری 10
یا نوع دیگه اگه بگم میشه این سبک ایات
" لا اله الا الله" [محمد/سوره۴۷، آیه۱۹]
" اوفو الکیل و المیزان بالقسط " [انعام/سوره۶، آیه۱۵۲.

]
" ولا تقربوا الزنا " [اسرا/ سوره۱۷، آیه۳۲.

]
" ولا تقربوا مال الیتیم " [انعام/سوره۶، آِه۱۵۲.

]
" قل هو الله احد " [توحید/ سوره۱۱۲، آیه۱.

]
وقتی شما این چنین ایاتی رو داری که واضح و غیر قابل رد هست پس ایاتی که توش به شک افتادی ببین این دسته ایات چی میگن . فکر کنم واضح بود و منتظرم که شما اون ایه رو معنی کنی برام.
کگه نمیگی که ظاهر معنی ایه رو توجه کنیم
(۳۱/فروردین/۹۵ ۱۷:۵۸)sporal نوشته است:  مگه نباید به معنای ظاهری آیه توجه کنیم ؟

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۳:۲۷, ۲/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۳۲ توسط sporal.)
شماره ارسال: #8

معنیش که میشه : در حقيقت كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مى‏كنند دست‏خدا بالاى دستهاى آنان است پس هر كه پيمان‏شكنى كند تنها به زيان خود پيمان مى‏شكند و هر كه بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‏بخشد
و اون یکی هم : فرمود اى ابليس چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى آيا تكبر نمودى يا از [جمله] برترى‏جويانى

(۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۴۰)mahdy30na نوشته است:  کگه نمیگی که ظاهر معنی ایه رو توجه کنیم
من خودم همین سوال رو پرسیدم
چرا خدا معنی آیات رو جوری قرار نداده که با هم تناقض نداشته باشن ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۰, ۲/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #9
آواتار
(۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۷)sporal نوشته است:  معنیش که میشه : در حقيقت كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مى‏كنند دست‏خدا بالاى دستهاى آنان است پس هر كه پيمان‏شكنى كند تنها به زيان خود پيمان مى‏شكند و هر كه بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‏بخشد
و اون یکی هم : فرمود اى ابليس چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى آيا تكبر نمودى يا از [جمله] برترى‏جويانى

من خودم همین سوال رو پرسیدم
چرا خدا معنی آیات رو جوری قرار نداده که با هم تناقض نداشته باشن ؟

با سلام و تبریک روز مرد .

خوب الان شما تو معنایی که صورت دادین گفتین که
(۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۷)sporal نوشته است:  معنیش که میشه : در حقيقت كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مى‏كنند دست‏خدا بالاى دستهاى آنان است پس هر كه پيمان‏شكنى كند تنها به زيان خود پيمان مى‏شكند و هر كه بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‏بخشد
و اون یکی هم : فرمود اى ابليس چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى آيا تكبر نمودى يا از [جمله] برترى‏جويانى
بفرمایید که خدا دست داره ؟
من به عنوان یک فرد که فقط ظاهر ایه رو میخونم و و معنی اون رو میبینم قضاوت میکنم که خدا دست داره و با اون دست کار انجام میده ( یعنی برای خدا قائل به جسمانیت شدم)
ایا این ایه رو میشه گذاشت کنار ایه 10 سوره شوری؟
فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ
پس برای رفع اشکال و نزاع ( جنگ نه ها ) مراجعه میکنیم به یه ایه دیگه که میفرماد
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا_59 سورة النساء
خوب برای اینکه بدونیم این رو باید همه ایات رو باهم ببینینم تا رفع بشه مشکل ولی ممکنه برای شما اینم پرسش بشه که شده
(۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۲۷)sporal نوشته است:  من خودم همین سوال رو پرسیدم
چرا خدا معنی آیات رو جوری قرار نداده که با هم تناقض نداشته باشن ؟
خوب اگه دقت کنین اولا تناقضی وجود نداره چون اینه با هم و در کنار هم خودشون رو نشون میدن واون ایه 59 نسا رو شما بزار کنار ایه هفتم سوره ال عمران ، که میفرماد :
... وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاّ اللّه وَالرّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ ...
خوب حالا یه ایه دیگم میزاریم کنارش ، نه اینکه ما بزاریم بلکه اینها به هم مثل زنجیر وصل هستن و باید با کنار هم گذاشتن فهمید منظور رو :
لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ وَما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِیمینَ الصَّلَوةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالیَوْمِ الآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتیهِمْ أَجْراً عَظِیماً ایه صد شصت و دوم سوره نساء

خوب در کنار این ایات ما یهچیز دیگم داریم به اسم حدیث ثقلین ، این رو که میپذیرید ؟
حدیث نبئی که در اون برای عدم گمراهی عبدی گفته شده :
کأنی قد دعیت فاجبت، انی قد ترکت فیکم الثقلین احدهما اکبر من الآخر، کتاب الله و عترتی اهل بیتی، فانظروا کیف تخلفونی فیهما، فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.
خوب این حدیث هم از کسی گفته شده که خود خدا میگه :

وَمَا يَنْطِقُ عَنْ الْهَوَى _ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ایات 3-4 سورة النجم )
خو نتیجه اولیه :
اینهمه گفتم اخرش میشه این شما یه ایه رو دیدی حتی معنیشو تنها همون رو نگیری وقتی متشابه هست و باید دنبال محکمش باشی و این هم شخت نیست کافیه تفسیر به رای و اینکه خودت روش تامل کنی رو بزاری کنار . و مراجعه کنی به کلام راسخ در علم که که طبق نص روایات این راسخون در علم معصومین ( 14 معصوم) هستن ، حدیثشم میگم که تو یاداشت یادگاری داشته باشی :
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تأویله»: «ما راسخان در علم مى باشیم و ما از تأویل «متشابه» یا قرآن آگاهیم» كافى، ج1، ص 213.
  • خوب وقتی چنین شد و شما از تفسیر و تائیل شخصی دت نگهداشتی دیگه برات متشابه وجود نداره .
  • وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا. سوره الاسراء آیه ۸۲ که دیگه ختم کلام هست و همین قران که برای هدایت هست اگه تو مسیرش قرار نگیری میشی شامل حال قسمت اخر ایه که نهایتش خسران هست .
امیدوارم پاسخ براتون گویا بوده باشه ، البته متن و زبان قاصر از بیان همه مطالب هست اما گوشه ای رو که میشد گفتم.
اگه باز هم حل نشد و پرسش باقی هست بگین تا رفع بشه .
لحظه لحظه هاتون مهدوی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۰۹, ۱۹/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۱۷ توسط bahram_znd.)
شماره ارسال: #10

سلام من تو اکثر آیه هایی که شما جواب دادید دیدم که با استناد به روایات ثابت کردید همه جنگ های پیامبر دفاعی بودن . اگه اینطوری باشه که بخواهید هر آیه ای رو با روایات بررسی کنید این معنی رو میده که قرآن ناقصه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آغاز یک راه ... هر روز با قرآن مجید جانثار مهدی 57 20,315 ۱۸/بهمن/۹۲ ۲۲:۲۳
آخرین ارسال: جانثار مهدی
  اعجازی از قرآن مجید Y.P.Y 3 2,235 ۶/بهمن/۹۲ ۲۱:۴۵
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  مطالبی بسیار ارزشمند در اثبات اعجاز های علمی و حقانيت قرآن مجید= m.shirazi80 106 69,509 ۱۶/دی/۹۲ ۷:۰۵
آخرین ارسال: درست پسند
  کد های قرآن مجید 60.atefeh 2 2,266 ۱۶/اسفند/۹۱ ۲۰:۳۶
آخرین ارسال: reyhaneh.sh
  دانلود قرآن مجید Abasaleh 5 2,982 ۷/آذر/۹۱ ۱۹:۰۵
آخرین ارسال: mahdi14

پرش در بین بخشها:


بالا