کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 8 رای - 4.63 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تشکیلات فراماسونری درون جامعه ما در حال شکل گیریست.زنگ خطری کاملا جدی
۱۸:۳۸, ۲۴/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/خرداد/۹۰ ۱۵:۴۵ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #1
آواتار
انتقاد شدید آيت‌الله مصباح يزدي:
تشکيلات فراماسونري در كشور در حال شكل گرفتن است
امروزه در دورن جامعه ما، تشکيلات فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همان گونه که در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه مي‌كند و تحت پوشش آن، حرف خود را بيان مي‌كند؛ يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض مي‌كند/ اين عزل و نصب‌ها از كجا مي‌آيد؟/ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند باشد؟
عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تاکنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

به گزارش «تابناک»، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(رحمة الله علیه) در ديدار با جمعي از مسئولان شوراي عالي زنان، با اشاره به نعمت پيروزي انقلاب اسلامي و رهبري حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) و جانشين شايسته‌اش گفت: امروز بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي مي‌گذرد و فعاليت‌هاي بسياري در نظام صورت گرفته و گاه باعث بهت جهانيان شده است، اما هنوز تا رسيدن به نقطه ايده‌آل، فاصله بسياري داريم.

آيت‌الله مصباح يزدي، با بيان اين‌كه نواقص و مشكلاتي در اين سه دهه، باعث شده تا به اسلام ناب نرسيم، ادامه داد: بايد مسائل را ريشه‌اي حل كرد و مشكلات و نواقصي را كه جلوي تحقق اين امر را گرفته‌اند، شناسايي و در راستای رفع آنها برآمد.

وي با اشاره به وجود دو مشكل در بعد شناخت و بينش گفت: به اسلام بايد به عنوان يك مجموعه ارگانيك نظر كرد؛ يعني بدانيم اسلام مجموعه‌اي است كه اعضايش تأثير و تأثر متقابل در يكديگر دارند و همه اعضاي آن، زمينه رسيدن به هدف واحد را فراهم مي‌كنند.

علامه مصباح يزدي، نخستين مشكل را نبود اين نوع بينش در كشور دانست و گفت: متأسفانه، اين نگرش كه همه بخش‌هاي اسلام مانند پيكره واحدي است كه تنها رشد در يك بخش نمي‌تواند راهگشا باشد، در كشور ما و ديگر كشورها جا نيفتاده است.

عضو خبرگان رهبري در توضيح این مطلب ادامه داد: اين كه مي‌گویيم اسلام جامع بوده و همه چيز از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا حقوق و سياست در آن وجود دارد، نه بدان معناست كه هر كدام بخش مستقلي است، بلكه همه اين بخش‌ها به هم پيوسته و در يكديگر تأثيرگذارند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به اينكه هر بخش از اسلام، داراي لايه‌هاي گوناگون است، دومين مشكل را نگاه سطحي به اسلام دانست و اظهار داشت: اگر به لايه‌هاي عميق آن توجه نكنيم، چه بسا در دراز مدت، دين را از بين ببريم، چرا كه نگاه سطحي به اسلام مانند درختي است كه ريشه‌اي ندارد.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (رحمة الله علیه) در ادامه به عنوان نمونه به مسأله ولايت ‌فقيه اشاره كرد و گفت: حتي در بين مسئولان نيز كساني كه واقعا ولايت‌ فقيه را شناخته و بدان اعتقاد دارند، کمند و حتي عده‌اي بر این باورند، اين ‌كه يك روحاني آن هم به حكم دين در رأس مسائل كشور قرار بگيرد، اشتباه است.

وي افزود: با وجود اين مشكلات، اگر هزار بار درباره حقوق زن تحقيق و اجتهاد كرده و مراجع هم نظر بدهند، ولي مسئولان كشور به آن اعتقاد نداشته باشند، اصلا تصويب و اجرا نخواهد شد؛ حتي قوانيني بوده است كه با رأي قاطع تصويب شده و شوراي نگهبان نيز تأييد كرده، اما از آنجا كه بنا بر ميل مجريان نبوده، متروك مانده است.

علامه مصباح يزدي ادامه داد: پس مشخص مي‌شود، آنچه اهميت دارد، تقويت اعتقاد قلبي مردم و مسئولان به اسلام است كه در اين صورت، حاضرند تا پاي جان براي آن ايستادگي كنند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به لزوم فعاليت و تلاش در دو جهت فكري ادامه داد: نخست این كه اسلام به طور كامل در نظر گرفته شود و تجزيه نشود، چرا كه اگر مثلا مسأله حقوق زن حل شود و ديگر بخش‌هاي اسلام اجرا نشود، اثري نخواهد داشت و باز هم ضعف خواهد بود.

عضو خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: اگر روزي مسئوليني بر سر كار آيند كه در ابدي بودن احكام اسلام تشكيك كنند ـ همان‌ گونه كه در دوره‌اي چنين شد ـ اساس اسلام زير سوال مي‌رود و جايي براي بحث‌هايي مانند حقوق زن در اسلام و غيره باقي نمي‌ماند.

وي ادامه داد: دومين فعاليتي كه بايد انجام شود، پي بردن به عمق اسلام و عقيده قلبي نسبت به آن به ويژه در مسائل اعتقادي و عمل به اسلام است.

آيت‌الله مصباح يزدي با هشدار به مسئولان گفت: امروزه در دورن جامعه ما تشکيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همان‌ گونه که در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه مي‌كند و تحت پوشش آن، حرف خود را بيان مي‌كند؛ يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض مي‌كند.

وي ادامه داد: چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و افزون بر آن، هر روز ضربه‌اي به اسلام مي‌زند، مي‌تواند براي اسلام مفيد باشد و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آنها دل بسته‌اند؟!

استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم، زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته و مي‌بينيم، همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا درمي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند باشد؟

اين متفكر اسلامي افزود: اگر روزي از ما بپرسند، چرا براي تساوي ارث زن و مرد كاري نكرديد، شايد بتوانيم عذري بياوريم، ولي اگر به ما بگويند، چرا اساس اسلام را حفظ نكرديد، چه عذري مي‌توانيم بياوريم؟!

علامه مصباح يزدي، با اشاره به تاريخ صدر اسلام گفت: همان كساني كه از اصحاب رسول خدا ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ بودند، پس از رحلت ايشان، علي ـ عليه‌السلام ـ را خانه‌نشين كردند، و بني‌اميه كه با نام اسلام بر سر كار آمدند، كاري كردند كه بر همه منابر به لعن علي ـ عليه‌السلام ـ مي‌پرداختند و مجاهدان و ياران پيامبر ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ نيز اعتراضي نكردند.

پس جاي تعجب نيست، اگر برخي از ياران امام، روزي عليه اسلام و انقلاب به پا خيزند (همان گونه كه سران فتنه گذشته اين چنين کردند) و جاي تعجب نخواهد بود، اگر برخي از كساني كه امروز دم از رهبري مي‌زنند و از ياران رهبري هستند، فردا فتنه بزرگتري پدید آورند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(رحمة الله علیه) ادامه داد: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

علامه مصباح يزدي در پايان، طول عمر رهبر شايسته و مدبر نظام اسلامي را از خداوند مسألت كرد و گفت: بزرگترين نعمتي كه براي حفظ اسلام به آن اميد داريم، وجود مقام معظم رهبري است.

گفتني است، اين مراسم 21 فروردين ماه در سالن تشريفات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(رحمة الله علیه) برگزار شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خاک ، iran67 ، ضد ماسون ، ارتش1نفره ، ANTI satan ، سرود پیروزی ، سوفیا

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۲۷, ۲۹/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۰ ۱۸:۲۹ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #11
آواتار
فتنه ای دیگر در راه است؟

با آشکار شدن هر چه بیشتر چهره جریان انحرافی و خواستگاهی که پشت آن خوابیده است، بزرگانی که احساس خطر کردند به میدان آمدند و دست به روشنگری زدند. یکی از این بزرگان که در فتنه ۸۸ نیز وارد میدان شد، آیت الله مصباح یزدی است. آیت الله مصباح یزدی اخیرا نسبت به تفکر فراماسونری هشدار دادند و جریان انحرافی را فراماسونر خواندند.

حجت الاسلام سیدمحمود نبویان، استاد موسسه امام خمینی(رحمة الله علیه) در نشستی که در دانشگاه رجایی برگزار شد این مساله را تبیین کرد که چرا آیت الله مصباح جریان انحرافی را فراماسونر نامید. متن سخنرانی وی در ادامه می‌آید.

فراماسونری هزاران جنبه دارد که من دو جنبه ‌از آن را می خواهم عرض کنم. یک جنبه، جنبه سیاسی است، یک جنبه، جنبه فکری، عقیدتی و بنیادین است. آقای مصباح نظر به جنبه سیاسی‌اش ندارد و نمی‌خواهد بگويد این تشکیلات سياسی، آقای مشایی هم رفته آنجا عضو شده است، آقای مصباح می گويد فکری که مشایی عرضه می کند؛ فکر فراماسونرهاست .

سوال می‌شود چه فکری مگر عرضه می کند؟ مگر آقای مشایی کیست؟ چه کاره است؟ حالا من تا حدود ۵ سال خبر دارم که آقای مصباح خلوت بال به آقای احمدی نژاد پیغام داده است که دو نفر آبروی دولت شما را می‌برند. اسم یک نفر رو من ... دارم سه نفر دیگر چون احتمالیه من نمی‌گویم. آیت الله مصباح ۵ سال پیش گفتند مشایی رو کنار بگذارید.

آقای مصباح پیش تمام پیش‌بینی‌هايشان درست از آب در می‌آید. دوره انتخابات دوم فقط باید دعا کرد که این پیش بینی آخر درست در نیايد. دوره دوم انتخابات آقای احمدی نژاد، فردايش ما رفتیم پیش حاج آقای مصباح برای آن قائله. رفتیم پیش ایشان و گفتیم این‌ها می خواهند فتنه‌انگیزی کنند،ایشان گفت که این‌ها مهم نیست و رهبری خودشان فتنه را جمع می‌کنند.

آقای مصباح آن موقع می‌گفت که نکند احمدی نژاد آقای مشایی را به عنوان معاون اول معرفی کند. پارسال طرح ولایت دانشگاه شهید بهشتی آقای مصباح گفته بود فتنه ای در راه است. امسال تو جلسه خصوصی برگشت گفت ان‌شاالله این یکی دیگه حداقل محقق نشود این بار که همه محقق شد ایشان فرمودند خطر مشایی صد برابر بیش‌تر از خطر آقای موسوی و کروبی است. فتنه بزرگ‌تری در راه است این‌ها فوق العاده خطرناک هستند. گول ظاهرشان را نخورید. هر جا آمد ایشان اظهار نظر کرد فقط مسئله براي نظام درست کرده است.

مسئله بالاتر از ...، هر جا صحبت کرد از رهبری خرج شد، مجبور شد رهبری هزینه شود. همه کار، آخرین کارش هم همین است، رهبری هزینه‌اش را دارد می‌دهد. ایشان در سال ۸۴ که می آيد رئیس سازمان ایرانگردی و نمی دانم جهان گردی می شود و سال ۸۵ مي رود به ترکیه، در يك مجلس رقصی شرکت می‌کند. این فیلم یک ساعت و پنج دقیقه و بیست و شش ثانیه است که یک دقیقه و چهار ثانیه پس از آغاز، سیزده دقیقه و سی ثانیه چند نوع رقص انجام می‌شود، بعد از آن می‌آید اظهار نظر در مورد اسرائیل انجام می‌دهد. ۲۰۰ نماینده مجلس اعتراض می کنند، دانشجو ها می‌روند جلوی میراث فرهنگی تحصن می‌کنند علیه او و بالاخره هم مجبور می‌شوند مقام معظم رهبری در نماز جمعه اعلام کنند ملت اسرائیل با ما دوستند یعنی چی؟ در انتهای همان دولت اول، می‌‎آيد سازمان حج و میراث فرهنگی را ... همه جا را می خواهد بگیرد؛ همه جا را.

سازمان حج و زیارت را در سازمان میراث فرهنگی ادغام می کند. داد آقای ری شهری بلند می‌شود، باز رهبری هزینه می‌شود. مقام معظم رهبری دستور می‌دهند؟ در کردستان همایشی برگزار می‌شود مشایی هم نشسته زن‌هایی می‌آيند با آهنگ قرآن را می‌آورند. آیت الله مکارم و آیت الله صافی اعتراض مي‌كنند. جلوتر می‌آيد، می‎گويد حضرت نوح مدیریت نداشت! نتوانست مشکل را حل کند! میرود سراغ یک پیغمبر دیگر این آقای مشایی، یک مرشدی دارند. تحت تاثیر تعلیمات یک آدمی است. او خودش یه معلم است آخر تو چقدر دیوانه‌ای. چقدر جاهلی. آن معلم چقدر اسلام شناسی خوانده؟ اینها یک ذره باور به ولایت فقیه و دین و فقها و علما مطلقا ندارند. ظاهرش را نگاه کنید. آقای یعقوبی، علی یعقوبی. او می‌گويد، حالا ببینید مشایی چرا این حرف را می‌زند که انبیا ناکارآمدند. او می گويد که آقای یعقوبی معتقد است من این جمله را از قول ... نقل می‌کنم، بله من در یک کشف و شهود در یک برزخی حضرت موسی را دیدم گفتم برو بابا کاسه کوزه‌ات را جمع کن قوم خودت رو نتوانستی اداره کنی! این اسرائیل چرا اینجوری دارد انجام می‌دهد؟! بعد می‌گويد ایشان که نتوانست کار انجام بدهد من محکم خوابوندم زیر گوش شارون! شارون که مرده من انجام دادم! شب‌های جمعه هم که می‌رویم کربلا خدمت امام حسین که می‌رسیم همه انبیا هستند منتها حضرت موسی از خجالتی نمی‌آيد جلو. می‌رود در کوچه های اطراف مي‌نشيند و امام حسین که غذا را تقسیم می‌کند به من می‌دهد یه کاسه غذا را ببرم آنجا. همین است که می‌گوید انبیا تو مدیریتشون موفق نبودند، این ریشه‌اش اینجاست.

خب! حالا آقای مصباح از کجا فهمیده‌اند؟ آقای مصباح از کجا فهمیده اند این فراماسونری است؟ من افکار فراماسونری را بعضی از بخش‌هايش را برايتان مي‌گويم. ببینید، فرماسون که می‌گويند از دو کلمه ترکیب شده؛ فری و ماسونری. فری یعنی آزاده و ماسونری یعنی بنا. بنایان آزاد. از سال ۱۷۱۷ آقای دزاهولیه مبانی معرفتیش را تاسیس کرد، قانون اساسی هم نوشتند سه تا اصل دارند. سه تا اصل خیلی مهم آزادی، برابری، برادری. برگردیم به تاریخ فراماسونری، اکثریت این‌ها فرماسون بودند. براساس یک اندیشه پیش می‌روند اکثریت قریب به اتفاق روسای جمهور آمریکا مثلا اوباما فرماسون است. از ورزشکارها بگویم. دیوید بکام پارسال فرماسون شد. یکی از ویژگی‌های فرماسون‌ها نخبه‌گرایی است. برادری آن‌هایی که هم خط و هم کیش ما هستند. از نکات اساسی که فرماسون‌ها قائلند، اومانیسم است. از کتاب مبانی فراماسونری مولف یحیی هارون صفحه هفتاد می‌گوید: تنها خدایی که فراماسونری قبول دارد، انسان است. بنابراین انسان تنها خدای موجود است.

ما همیشه اذعان می‌کنیم بالاترین مفاهیم فراماسونری در اومانیسم قرار دارد. بعد ببینید در کلام آقای مشایی چقدر اینها هست. پلورالیزم، هر دینی شد، شد؛ فقط اسلام که حق نیست. مسیحیت هم حق است. اسلام که عتیقه نیست! هر دینی حق است. باستان گرایی، ملی گرایی. اولین کسی که قبر کوروش را در ایران کشف کرد جاسوس انگلستان در ایران است که یک فرماسون است. احیای باستان گرایی و تاریخ پیش از اسلام هدف مشترک وزارت مستعمرات بریتانیا و سازمان فراماسونری در ایران وسایر کشور های اسلامی است. این حرکت در تاریخ معاصر از آخوند زاده، ملکم خان، آقا خان کرمانی و ... آغاز شد. و دیگر فرماسون‌ها نظیر فروغی، پیرنیا آن را پی گرفتند، مانند تاریخ ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی.

هدف این جریان معرفی اسلام به عنوان عاملی مخرب در تاریخ ایران و عنوان نمودن این مطلب که تاریخ ایران پیش از اسلام درخشان تر از ایران پس از اسلام است. برای اثبات این فرضیه موهوم نکاتی را از بعضی شخصیت ها می گویم. آثاری نظیر کتاب نامه خسروان اثر جمال الدین میرزا از شاگردان ملکم و آخوند زاده که در تمجید پادشاهان ایران پیش از اسلام و به فارسی سره نوشته شده بود. نمایشنامه عشق و مردانگی اثر ابوالحسن فروغی که در تمجید ایران باستان به رشته تحریر درآمد. از پرویز تا چنگیز اثر تقی زاده؛ ایران باستان حسین پیر نیا؛ فرهنگ پهلوی اثر نادر خانلری؛ وجه مشترک تمام این آثار بزرگنمایی ایران پیش از اسلام است.

ببینید، آقای مشایی چنین حرف‌هایی می‌زند. آقای مشایی می‌گوید که صف بندی مومن و کافر وجود دارد. این صف بندی وقتی اصالت دارد که فرصت‌ها را برای انتخاب انسان‌ها فراهم بیاوریم. و انسان‌ها به مفهوم واقعی انتخاب خود را انجام دهند. این که مسلمان‌ها بگویند کار ما درست است بقیه اشتباه می‌گویند، یعنی۵.۵ میلیارد انسان را از دایره انسانیت خارج کرده‌ایم.

خوب نتیجه؛ فقط دین ما درست نیست، همه ادیان درست است. نکته اساسی این است، من گفته‌ام زمان آن که دینی در دنیا جهانی شود، گذشته است. گفته‌اند پس امام زمان چیست، من امروز را می گویم. به آمریکا که مدعی است می‌خواهد دینش را جهانی کند، می‌گویم. بنده گفته‌ام که مردم آمریکا بهترین مردم‌اند! بدون واهمه می گویم جهان آینده متعلق به تمام انسان‌هاست. هر منطقی که بین انسان‌ها فرق بگذارد محکوم به شکست است. (یعنی منطق قرآن محکوم به شکست است). ایشان در سخنرانی خودش می‌گوید: اما نکته دیگری هم هست که من باید عرض بکنم. این نگاه جهانی توسعه سرزمینی، نگاه توسعه دینی و آیین و مذهب خاصی در دنیا نیست، من قبلا گفته‌ام و یک جنگی هم شد. ولی الآن با جسارت بیشتری می‌گویم، دوره‌ای که کسی بخواهد دینی را بر دنیا حاکم کند و نگاه خاص مذهبی را بر دنیا حاکم کند گذشته است. ( تلاش نکنید که اسلام را بیارید) دنیای امروز گوشه‌هایش بیشتر از همیشه تاریخ باز است. امروز همچنان که وزیر امور خارجه تاکید کردند منطق انسانی، الهی، عشق آفرین، دامنه ساز و افق پرداز در دنیا خریدار دارد. این دوره‌ای نیست که هر کسی بخواهد یک دینی را در دنیا فراگیر کند.
سوال: از منطق انسانی الهی گفتید، در جمله قبل گفتید دوره‌ای نیست که انسان بخواهد دینی را در دنیا فراگیر کند...

جواب: یکی نوع دینداری دئیسم است. دئیسم یعنی دینداری طبیعی. در قرن هجدهم گفتند ما خدا را که قبول داریم، یک سری از اخلاقیات را هم می فهمیم؛ عدالت خوب است ظلم بد است. دین براساس وحی نه دین بر اساس عقل. آقای مشایی من نمی‌گویم تو غرض داری؛ پس نمی‌فهمی. به نظر بنده بیشتر از نفهمی است. جمله اش را دقت کنید. این رو به پیروان همه ادیان می گویم. نه فقط به اسلام و مسیحیت و یهود. به عالی جناب پاپ هم گفتم؛ گفتم این راه راه درستی نیست که ما امروز بخواهیم پیروان اسلام را زیاد بکنیم.

از ریشه ما دعوا داریم. اما ملی گرایی را برای شما بگویم. اینقدر گند را بالا آوردند. باستان گرایی؛ رفتند کوروش را زنده کردند. اونقدر با ذلت؛ خیلی به خدا قسم درد دارد این نکته را آدم می‌گوید، واقعا ذلیلانه رفتند زانو زدند سر پایین آوردند پیش سفیر انگلستان در ایران؛ همان کسی که، اصلا در فتنه‌ها بیشترین نقش را سفیر انگلستان داشت، که چی؟ شما لطف کنید منشور کوروش را که در موزه شما هست بدهید که شش ماه تو ایران باشد. ایشان هم لطف فرمودند منت گذاشتند!، ایران آوردند. رفتند مجسمه کوروش درست کردند. احمدی نژاد آنقدر جو زده شده چفیه بسیجی را روی گردن این مجسمه انداخت. گفتند منشور کوروش باید منشور جهانی شود. آقای مشایی چرا این بلا را سر احمدی نژاد دارید در می‌آورید؟ منشور کوروش منشور جهانی شود؟ چرا منشور حضرت علی(علیه السلام) در نامه‌ای که به مالک اشتر داده‌اند، سیاسی-حقوقی آن، چرا نباید منشور جهانی شود؟ امسال در نوروز سال ۹۰ جشن نوروز گرفتند. به چه دلیل شما دنبال این‌ها هستید؟ چقدر خرج کردید؟ از ملک عبدالله قاتل مسلمین چرا دعوت کردید؟ این‌ها انحراف بزرگی برای اسلام است.

حیفم می آید از یعقوبی برای شما نخوانم. یعقوبی چه می گوید؟ نود و اندی جزوه است. درس‌هایی که او می‌گفته‌‍ جالب است. آقای مشایی من نمی‌گویم با این‌ها ارتباط داری اما سوال این است، ارتباط داری یا نداری؟ افکارت که منطبق است. جزوه‌های اول و دوم و سوم، با اینکه من بیست و چند سال است فلسفه می خوانم، نمی‌دانم چه می‌گوید، البته خودش هم نمی‌فهمد. جزوه پنجم نوشته انتظار یا تحسس؟ یعقوبی می گوید ما دو دوره داریم، دوره انتظار و دوره تحسس. می‌گوید دوره انتظار یعنی دوره بدون امام. می‌گوید در زمان انتظار یعنی زمان پس از پیغمبر که جانشین معرفی شد اما محقق نشد. امام باقر و امام صادق فرصت پیدا کردند چیزهایی یاد دادند که این‌‌ها امروزه اسم‌اش را فقه می‌گذارند منتها این‌ها علم نیست. می گوید امام صادق در سرزمین‌های مختلف فقیهانی را انتخاب می‌کردند که این زمان را دوره انتظار می‌گفتند منتها زمان ما دوره، دوره انتظار نیست. دوره تحسس است! دیگر مراجعه به فقها لازم نیست. چند سطری از این جزوه را برای شما می خوانم. مشایی یک ذره باور به ولایت فقیه ندارد. احمدی نژاد گول دارد می خورد. جمله یعقوبی این است: ما باید فرهنگ انتظار را کنار بگذاریم و فرهنگ تحسس را جایگزینش کنیم.

می گوید موضوع بعد موضوع اصلاح ساختار قانون گذاری است. چه اشکالی دارد آن جا که به اسم مجلس شورای اسلامی است هر ماه، هر شش ماه، هر یک سال، چیزهایی که حضرات نوشته‌اند، جمع کنند، ببرند، در یک مجلس نمادین سالانه بروند آنجا بنشینند، نه اینکه برای یک مکان چند ده میلیارد خرج کنند.

جای جدید و تجملی درست کنند. نه منظور این نیست. بروند در حسینیه بنشینند، در بیابان در مسجد هر جا بروند. به یکی از حرم‌های مطهر بروند بگویند مولا جان ما اینها را به عنوان پیش نویس، به عنوان چرک نویس نوشته ایم، شما قبول می کنید؟ اگر شما امضا کنید حکم است. اگر شما امضا کنید قانون است. آقایان فوری جواب می‌دهند، اینجا ما مچ‌ات را گرفتیم.

ما در قانون اساسی این موضوع را پیش بینی کرده‌ایم. اینها در صورتی اعتبار دارد که شورای نگهبان تایید کند. شورای نگهبان هم از جانب رهبر معظم انقلاب است و اگر ایشان قبول کند یعنی همه چیز درست است. عرض می‌کنم اگر ما رهبر معظم انقلاب را به گونه‌ای مد نظر بیاوریم که نتیجه آن فراموشی امام زمان باشد این فعل در قبال رهبر معظم انقلاب باطل است. حتی اگر شما بگویید شورای نگهبان تایید کند، تایید اسلامی است؟ نه عزیز من! امام زمان اگر تایید کند تایید خدایی است. تایید شورای نگهبان دلیل بر تایید خدایی نیست. تایید رهبر معظم انقلاب هم دلیل بر تایید خدایی نیست. اگر شما به این نیت باشید که دوره ظهور است.

دوره، دوره غیبت است. من گشتم آقایان مجلس شورای اسلامی هم بلند شوند بگردند، بخواهند آن‌هایی را که آماده کرده‌اند به عنوان چرک نویس عرضه کنند. هر سال واقعا ده روز بخواهند بگردند بگویند مولا جان می‌خواهیم پیدایتان کنیم نه به این نیت که ما الان برویم به قم پیدا نمی شود. جمکران برویم پیدا نمی‌شود. امام را نمی‌توانیم پیدا کنیم. اگر مشهد هم برویم پیدا نمی‌کنیم. فلان جا هم برویم نمی‌توانیم پیدا کنیم. خوب از اول دیگر زحمت نکشیم. یک دفعه ببریم پیش رهبر انقلاب، نه. این کلاه سر خود گذاشتن است. شما باید یک مدت بگردید. با تمام وجودتان. به نیت تحسس امام زمان بگردید. این چرک نویس‌هایی که نوشته‌اید عرضه کنید. اگر ده روز گشتید امام را پیدا نکردید نزد رهبر معظم انقلاب بروید. بگویید آقاجان ما گشتیم مولایمان را پیدا نکردیم لذا آمدیم سراغ منصوب از جانب امام زمان. در این صورت شما فرهنگتان یک مقدار بوی تحسس را دارد.

امیری فر مصاحبه کرده و گفته است آقای مشایی اسلام ناب را معرفی می کند و ما آمده‌ایم مجلس را بگیریم تا اصولگرایان را شکست بدهیم. دست این‌ها در دست اصلاح طلبان است. این‌ها با اصلاح طلب‌ها یک هدف دارند. از آقای مشایی شما در این فتنه‌ها یک جمله بیاور که فتنه‌گران را محکوم کرده باشد، نداریم. آن قدر گندش بالا آمد که صادق زیبا کلامِ سبز سبز سبز می‌گوید: (که می گوید من طرفدار رضا خان هستم) بهترین چهره اصولگرایی آقای مشایی است، چون تا حالا نسبت به هیچ کس توهین نکرده است. سایت آقای مشایی در ایامی که آقای احمدی نژاد خانه نشین بود، نظام را تهدید کرد کرد؛ روزنامه باز کرد، روزنامه هفت صبح. سردبیرش معاون سردبیر روزنامه اعتماد است. ان شاالله که پیش بینی آقای مصباح محقق نمی‌شود . ایشان فرموده است فتنه بزرگی نظام را تهدید خواهد کرد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، yektaparast ، سرود پیروزی
۱۸:۳۲, ۲۹/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
فتنه ای دیگر در راه است ؟

ماه گذشته (90/01/21) آيت‎الله مصباح يزدي از شكل‎گيري فراماسوني در كشور در قالب جديد خبر داد و تلنگري فكري به اذهان نخبگان و مردم وارد ساخت. البته ايشان از مدتي پيش در جلسات خصوصي درباره وقوع چنين پديده خطرناكي هشدار مي‌داد. اكنون پرسش اين است كه آيا آيت‏الله مصباح براي چنين ادعايي به سند مهمي دست يافته يا از رگه‌هاي فكري اين جريان، چنين خطري را احساس كرده و درباره شكل‌گيري مجدد آن هشدار داده است؟ بي‌ترديد دانشمندان بابصيرت همانند پزشك حاذق كه از آثار ظاهري به نوع بيماري پي مي‌برند، به‌راحتي مي‌توانند با مشاهده علايم، نوع انحراف را شناسايي كرده در پي درمان آن برآيند. كساني كه با مباني و آموزه‌هاي فراماسونري آشنا باشند، هنگام برخورد با سخنان و نوشته‌هاي فرد معلوم الحال دولت متوجه مي‌شوند كه اين گونه حرف‌ها از سر تصادف نيست بلكه طبق برنامه و با محاسبات دقيقي به پيش مي‌رود. ما در اين تحليل ابتدا به اصول و مباني فراماسون‌ها مي‌پردازيم و سپس با ذكر بخش‌هايي از سخنان رحيم مشايي و برخي جريانات با كاركرد مشابه، تطبيق آن را به قضاوت شما خوانندگان محترم وامي‌گذاريم.

1.‌ مباني و مواضع فراماسون‎ها:

اومانيسم و انسان‎گرايي

يكي از اصول فراماسونري، اومانيسم و انسان‎گرايي است. از نظر فراماسون‌ها اصالت با انسان است و بايد انسان به جاي خدا بنشيند؛ آن چه بايد ما در صدد تحقق آن باشيم خواست و اراده انسان است و بس!

يكي از معروف‌ترين اومانيست‌هاي قرن 14، آقاي پيكور دلاميراندولا است كه در سال 1489توسط پاپ اينوسنت هشتم به‌عنوان مروج عقايد بدعت گذارانه محكوم گرديد. او در كتاب خود «نتيجه‌گيري فلسفي كاباليست و الهيات» نوشته بود: «در جهان چيزي بالاتر از ستايش بشر وجود ندارد.» (يحيي هارون، مباني فراماسونري، ص70)

امروزه ماسون‌ها عقايد بدعت‌گذارانه ميراندولا را بسيار بي‌پرده‌تر بيان مي‌كنند. به‌عنوان نمونه، در يك جزوه محلي ماسوني آمده است: «جوامع ابتدايي ضعيف بودند و به خاطر اين صفت به نيروها و پديده‌هاي اطرافشان مقام ربوبيت مي‌دادند. اما ماسونري تنها به انسان چنين مقامي مي‌دهد.»(همان)

مانلي. پي. هال در كتاب «كليد گمشده فراماسونري» مي‌نويسد: انسان خدايي در حال شكل‌گيري است و همان‌گونه كه در اسطوره‌هاي تمثيلي مصر باستان آمده است، بر روي چرخ كوزه‌گري، در حال قالب‌گيري است. هنگامي كه نور او به درخشش در مي‌آيد تا همه چيز را حفظ كند و ارتقاء بخشد، او به تاج سه‌گانة خدايي دست مي‌يابد و به جماعت اساتيد فراماسون، همان‌هايي كه در لباس‌هاي آبي و طلايي خود به دنبال تاريكي شب با نور سه‌گانه لژ ماسوني هستند ملحق مي‌گردد. راه استاد اعظم شدن (استاد اعظم لژ فراماسونري) اين است كه اعتقاد به خدا و اين حقيقت كه انسان بنده اوست كاملا رد شود. ( همان)

جي دي باك در كتاب «فراماسونري اسرارآميز» تصريح مي‌كنند: «تنها خدايي كه فراماسونري قبول دارد انسان است... بنابراين انسان تنها خداي موجود است.» (همان) در همين راستا مجله ماسون ترك طي تحليلي، فراماسونري را يك دين اومانيست معرفي كرده مي‌نويسد: در واقع فراماسونري يك نوع مذهب بلكه يك دين اومانيست است و دين جعلي به ستايش انسان سفارش مي‌كند نه خدا.

«ما هميشه اذعان مي‌كنيم كه بالاترين كمال مطلوب فراماسونري در عقايد اومانيزم قرار دارد. ( همان، به نقل از مجله ماسون ترك) تفكر انسان محور و اومانيستي در فراماسونري به حدي پر رنگ است كه آن‌ها به جاي عشق به خدا و كار براي او، عشق به انسان را ترويج مي‌كنند. يحيي هارون در اين باره مي‌نويسد « ماسون‌ها اعتقاد دارند همه كارها بايد فقط به خاطر انسانيت انجام گيرد نه رضاي خدا. "او سپس با نقل مطلبي از كتاب لژ تركيه مي‌نويسد: «اساس اخلاق ماسوني عشق به انسانيت است و خوب بودن به خاطر خواسته‌اي در آينده، منفعت، پاداش و بهشت، از روي ترس از ديگري، عرف ديني يا سياسي، نيروهاي ناشناخته ماوراء طبيعي... را كاملا مردود مي‌داند. تنها از خوب بودن به خاطر عشق به خانواده، كشور، انسان‌ها و انسانيت حمايت و تمجيد مي‌كند. اين يكي از مهم‌ترين اهداف تكامل فراماسونري است. عشق به مردم و خوب بودن بدون انتظار پاداش، رسيدن به اين سطح، تحول عظيمي است. "(همان، ص 73) يحيي هارون در كتاب خود هدف نهايي ماسون‌ها را تخريب دين و نابودي آن ذكر مي‌كند و اظهار مي‌دارد: "هدف نهايي ماسونري اين است كه مي‌خواهند دين را به‌طور كامل تخريب كرده، جهاني اومانيست براساس تقدس انسانيت ايجاد كنند.

آن‌ها مي‌خواهند نظم نويني براساس غفلت بنا كنند كه در آن مردم، خدايي كه آن‌ها را آفريده انكار كنند و به خود مقام ربوبيت بدهند. اين هدف و فلسفه وجودي ماسونري است. نشريه ماسوني آينه اين وضعيت را «معبد عقايد» نام نهاده است. (همان، ص 82) در همين راستا ماسون‌ها مي‌خواهند از تمام جهان معبدي بسازند. اما معبد مورد نظر آن‌ها معبد دين واقعي نيست بلكه معبد اومانيزم است و رؤياي آن‌ها جهاني است كه در آن انسانيت پرستش شود؛ مردم به‌طور كامل از دين حقيقي روي بگردانند و فلسفه اولوسيونيت تنها فلسفه حقيقي قلمداد گردد. در نوشته‌هاي ماسوني مراسم عجيب و غريب كه به اين منظور طراحي شده، چنين توصيف گرديده است. «امروز يك دين جهاني متولد مي‌شود، به آرامي مي‌تواند شعور را به معناي واقعي كلمه ارضا كند... به موازات دين جهاني، اخلاقياتي متناسب با اين جهان‌بيني ايجاد خواهد شد... چنين ديني انسان‌ها را در جهان متحد خواهد ساخت. اين دين فراماسونري است. اين دين از طريق قلب‌ها منتقل خواهد شد... (همان، ص 191) در اين جريان كه اومانيزم پابه پاي تفكر الحادي به پيش مي‌رود " فراماسون‌ها همانند بيانيه سال 1933 اومانيست‌ها، معتقدند كه خداپرستي سنتي به‌ويژه ايمان به خدايي كه شنونده دعا است و به مردم زندگي مي‌دهد و از آن‌ها مراقبت مي‌كند، مي‌فهمد و قادر است و كاري براي آن‌ها انجام مي‌دهد يك اعتقاد ثابت نشده و از مد افتاده است " سپس بر اساس اين اعتقاد مي‌گويند: "ما به‌عنوان ضد خداپرستي، از انسان شروع مي-كنيم نه از خدا. از طبيعت نه از ملكوت. " (همان، ص 62) روند ماسون شدن و پرستش انسان و نشاندن آن به جاي خدا در لژهاي فراماسونري اين گونه انجام مي‌شود: "يك فراماسون قبل از ورود به تشكيلات فراماسونري مي‌آموزد كه بايد نسبت به دين و مذهب بي‌اعتنا باشد. سپس با تأكيد بر مذهب، مفهومي اومانيست از تعاليم فرماسونري به فرد ارائه مي‌شود. در آيين درجه شاگردي، استاد لژ از ناظر اول لژ مي‌پرسد: «برادر ناظر اول چرا ما خود را بنّاي آزاد مي‌ناميم؟» ناظر اول: «زيرا چون آزادگان در ساختن بناي عظيم كار مي‌كنيم.»استاد لژ: «چه نوع بنايي؟» ناظر اول: «نياكان ما آن را معبد سليمان مي‌ناميدند و منظورشان معبد انسانيت بوده است.» استاد لژ: «برادر ناظر دوم چه سنگي در اين بنا به كار مي‌بريم؟» ناظر دوم: «سنگ بناي ما انسان است.» استاد لژ: چه ملاتي لازم است تا اين سنگ‌هاي معبد را به هم متصل سازيم؟» ناظر دوم: «ملاط بناي معبد تابناك انساني و برادري همگاني است (دكتر موسي نجفي و دكتر موسي فقيه حقاني، تاريخ تحولات سياسي ايران، ص 551 به نقل از مكتب‌هاي فراماسونري، ص 27 28). " استاد لژ خطاب به اعضاء مي‌گويد: " مساعي جمعيت ما وقف راه انسانيت است. وظيفه ما اين است كه تمام صفات عاليه انساني رادر خود نيرومند سازيم »(همان، به نقل از همان كتاب ص 37) در درجات اول و دوم ضمن تاكيد بر مفهوم انسانيت، به فرد تاكيد مي‌شود كه مي‌بايستي خود را از قيد و بند عقايد خرافي رها سازد. پس از گرفتن التزام از داوطلب، وي را وارد حلقه برادري نموده، خطاب به او اظهار مي‌دارد: " اين حلقه برادري كه ملاحظه كرديد، زنجير بزرگ برادري جهاني را تشكيل مي‌دهد و مرداني را از هر ملت و كشور و مذهب در هر مقام به هم متصل مي‌سازد. به هر نقطه جهان برويد نام برادري به گوش شما خواهد رسيد و همه جا دست برادري مهياي پذيرفتن و معاضدت شما خواهد بود. (همان، به نقل از همان، ص 46)

"در سير درجه سوم مجدداً در گفت و گوي استاد لژ و ناظر لژ، اين سؤال مطرح مي‌شود كه چرا ما خود را بنّاي آزاد مي‌ناميم؟ ناظر لژ پاسخ مي‌دهد: «براي آن كه خود را از قيد افكار و عقايد باطل رها كرده‌ايم و بناي بزرگ بشريت را برپا مي‌سازيم.( همان، به نقل از مكتب‌هاي فراماسونري، ص 77)

بررسي برخي ديدگاه‌ها و سخنان رحيم مشايي نسبت به انسان و برجسته كردن آن مي‌تواند براي مخاطبان دست كم سوال برانگيز باشد. به‌عنوان نمونه در نطق‌هاي چند ساله اخير وي نيز همواره شعار انسان گرايي موج مي‌زند؛ هرچند او تلاش مي‌كند آن را در قالب مباحث عرفاني در هم آميزد ولي اين نوع نگاه به نگاه اومانيستي بسيار نزديك است. در تاريخ معاصر ايران تركيب فراماسونري و آداب آن با تصوف توسط ظهير الدوله جانشين صفي عليشاه قطب فرقه نعمت اللهي در تهران نمونه تاريخي درچنين رويكردي است. مشايي در باره انسان تا اين اندازه غلو مي‌كند كه مي‌گويد: "انسان بزرگ‌تر از جهان است، هيچ نقطه‌اي از عالم نيست كه به انسان مربوط نباشد، هيچ نقطه از عالم نيست كه در آن منظوري از انسان وجود نداشته باشد. امروز ما جزء كوچكي از جهان هستيم. " (سايت شخصي مشايي،30 مرداد87) جالب است كه وي از يك طرف انسان را از همه جهان بزرگ‌تر مي‌داند و از سوي ديگر در جمله بعد، انسان را جزئي كوچكي از جهان مي‌شمارد! و سپس در ادامه مي‌گويد: "انسان متعلق به همه عالم است و همه عالم متعلق به انسان است. "او در چارچوب تفكر شبه اومانيستي، دين را فرع انسان دانسته مي‌گويد: "مي‌گويند صف‌بندي مؤمن و كافر وجود دارد اين صف‌بندي وقتي اصالت دارد كه فرصت‌ها را براي انتخاب انسان‌ها فراهم بياوريد و انسان‌ها به مفهوم واقعي آزادي انتخاب خود را انجام دهند.

اين كه مسلمان‌ها بگويند كار ما درست است و بقيه اشتباه مي‌گويند، يعني 5/5 ميليارد انسان را از دايره انسانيت خارج كنيم. "او انسان بودن را اصل و مقدم بر دين و مكتب اسلام مي‌داند.

مشايي بر اساس اصالت انسان مي‌گويد: "بعد از آن كه اين انسان‌ها گرد هم آمدند، تازه خدا هم معنا پيدا مي‌كند. ظرفيت انساني بايد شكل بگيرد تا ما سخن از خدا بگوييم. انسان كه شناخته نشده باشد، كه شناخته نشده است كي خدا قابل شناسايي است؟ عظمت خدا وقتي قابل شناسايي است كه عظمت انسان شناخته شده باشد.... بايد همه ابعاد وجود انسان را بشناسيم. بدون شناخت جهان كي مي‌توانيم انسان را بشناسيم؟ انسان 2000 سال پيش كجا؟ انسان امروز كجا؟ (همان) وي سپس بر همين اساس مي‌گويد: "هر انساني صرف نظر از همه مشخصاتي كه مربوط به اوست بايد يكسان ديده بشود. جامعه آينده بشري متعلق به همگان است. هر مشرب فكري، هر مذهب فكري، هر مسلكي، هر منطقي، هر ديني، هر چه كه در دنيا وجود دارد و داراي صبغه فكري است، آرم و نشان فكري دارد و پيام فكري دارد. تنها در صورتي كه بتواند جامعه جهاني را با هم ببيند و همه انسان‌ها را محترم بشمارد اين آينده از آن اوست، در اين آينده (چون آينده از آن مردم است) هيچ جامعه‌اي در آينده برتر از ديگران نيست، هيچ كسي. در آينده كشور معنا ندارد، نژاد معنا ندارد و آينده، آينده آن‌هاست. " (همان) مشايي سرانجام مي‌گويد: "بدون واهمه مي‌گوييم: جهان آينده متعلق به همه انسان‌ها است. هر منطقي كه بين انسان‌ها فرق بگذارد محكوم به شكست است. هر منطقي كه به خط كشي بين انسان – جمله استراتژيك است- هر منطقي كه به خط كشي بين انسان‌ها بينجامد منطقي است كه در آينده خريدار ندارد. "

هر منطقي كه بتواند در آينده نزديك ادبياتي داشته باشد كه 3 عنصر آدم، خدا و جهان را با هم تنظيم كند از نظر آيين و مكتب، آينده از آن اوست.وي در آخرين پرده، انسان را در جانشيني خدا قرار داده مي‌گويد: "ماموريت انسان بر روي زمين اين است كه جانشين خدا باشد، به جاي خدا تصميم بگيرد و به جاي خدا اراده كند " (سايت عصر ايران، مرداد )

در پايان توجه به اين نكته لازم است كه گرچه از پاره‌اي اين گونه حرف‌هاي بعضا شبه عارفانه از سوي برخي عرفا نيز شنيده مي‌شود ولي ممكن است از آن افق ديد تا حدودي آن را قابل توجيه دانست ولي طرح اين گونه مباحث در اردوگاه فراماسون‌ها نيز قابل تامل جدي است كه برخي از آن‌ها را در فوق ملاحظه نموديد؛ بنابر اين داشتن برخي از اين گونه تعابير در ميان عرفا به معناي ناديده گرفتن آن‌ها در ادبيات فراماسون هانيست. بايد از قراين و شواهد سخنان شخصي كه اين گونه حرف‌ها را مطرح مي‌كند حقيقت آن را شناخت و نوع آن را تشخيص داد. اكنون سوال اين است كه آقاي مشايي با طرح شعار‌هاي ديگري نيز كه در باره دين و عدم لزوم تبليغ آن و ضرورت ترويج ملي گرايي و همسان بودن اديان و هم افزايي انسان‌ها در سخنانش مطرح است آيا محققين را نسبت به مواضعش دچار ترديد نمي‌كند ؟

نويسنده: قاسم روان‌بخش

منبع: سايت قبس
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektaparast ، سرود پیروزی
۱۷:۲۶, ۳۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
يا حق
با سلام خدمت شما وتشكر ويژه از همگي كه اين مبحث را خيلي شفاف و خالصانه براي روشنگري همه ما رونق داديد .
البته بنده اين قصد را داشتم و تايپيك را هم يك هفته پيش ايجاد كردم اما با توجه به برخي مسائل متاسفانه حذف شد اما خيلي خوشحالم كه شما به بهترين نحو ممكن ان را به انجام رسانديد خدا قوت و
اجرتان با سرورمان اقا امام حسين [color=#32CD32]
ان شاالله در پست بعدي ورق ديگري از اين جريان انحرافي را مطرح ميكنم
(مطالب مطرح شده به حق جاي هزاران تشكر دارند )

يا علي
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، سرود پیروزی
۹:۴۴, ۶/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۰ ۶:۲۷ توسط moje12.ir.)
شماره ارسال: #14
آواتار
به نام خدا و سلام

آيت‌الله مصباح يزدي: شيطان وسايلي فراهم كرده كه در دل يك كشور اسلامي با شعارهاي ديني، نطفه يك حركت ضد اسلامي منعقد گردد
آيت‌الله مصباح تصريح كرد: كمال استادي اين شياطين در اينجا ظاهر مي‌شود كه با القاي اين فكر كه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) كشور را اداره مي‌كند، سعي در تضعيف جايگاه ولي‌فقيه دارند و نياز به وجود ولي‌فقيه را زير سؤال مي‌برند
علامه مصباح يزدي: خطرناك‌ترين دام‌ شياطين جداكردن مردم از رهبران شايسته ديني است

عضو خبرگان رهبري با اشاره به اين‌كه يكي از مصائب بزرگ اميرمؤمنان عليه‌السلام اين بود كه روزگار به قدري پست شد كه مردم او را با معاويه مقايسه مي‌كردند، گفت: امروز هم برخي، رهبري را با افرادي معلوم‌الحال مقايسه مي‌كنند

تصویر تازه منتشر شده از رهبران فرقه انحرافی ضد ولایت فقیه
[تصویر: pic%20small.jpg]
https://box455.bluehost.com:2083/viewer/home3%2fzohalgro%2fpublic_html%2fmoje12/pic%20small.jpg
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektaparast ، سرود پیروزی
۱۲:۱۹, ۶/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
خبرگزاری فارس:
جريان انحرافي دنبال تضعيف ولايت فقيه و مرجعيت با شعار ولايت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است

خبرگزاري فارس: جريان انحرافي با تشكيل يك جريان شبه فراماسونري اين ادعا را مطرح كرده‏اند كه حكومت به طور مستقيم توسط شخصي كه با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ارتباط است، اداره مي‌شود و با طرح اين ادعا سعي در متزلزل كردن اعتقاد مردم نسبت به مرجعيت و ولايت فقيه را دارند اين يك هشدار جدي براي رواج تفكر بابيت است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektaparast ، سرود پیروزی
۱۷:۳۶, ۶/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #16

رئیس موسسه امام خمینی(رحمة الله علیه) تصریح کرد که امتحان اخیر در کشور از راهی که باور نمی‌کردیم رخ داد و بالاخره امتحانی صورت گرفت و بعضی از فازهای آن انجام شد و بقیه این امتحان در جریان است اما باید منتظر امتحان‌های سخت‌تری باشیم.


به گزارش مشرق به نقل از فارس، اعضای شورای هماهنگی جامعه اسلامی مهندسین با حضور در مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (رحمة الله علیه) با آیت‌الله مصباح یزدی دیدار و گفت‌وگو کردند.

آیت‌الله مصباح یزدی در ابتدای سخنان خود با تبریک میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) و همچنین سالروز فتح خرمشهر اظهار داشت: امیدوارم خداوند آنچه را ‌خیر و صلاح دنیا و آخرت است، در این نشست به گوینده و شنونده و جامعه الهام کند.

وی ‌گفت: با یک دید کلی که از اسلام آموخته‌ایم و می‌شود گفت هدف قریب از آفرینش انسان "امتحان " است ‌‌و انسان به عنوان موجود دارای اختیار می‌تواند به مقام خلیفه‌اللهی برسد. خلیفه‌الله موجودی است که با اراده و انتخاب خود راهی را بر سر دوراهی برمی‌گزینند، انسان همواره در حال امتحان است و آن لحظات بزنگاه و دارای شرایط سخت "فتنه " نام دارد وگرنه ما دائما با اعضاء و جوارح خود، با فکر و قلم خود در حال امتحان هستیم.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی افزود: نقطه عطف‌هایی ممکن است جامعه‌ای را در بربگیرد که اگر در آن امتحان قبول شوند، موجب ترقی بسیار و اگر مردود شود، موجب سقوط می‌شود. اینها در فرهنگ قرآنی فتنه نام می‌گیرد.

آیت‌الله مصباح بزرگترین فتنه در جهان اسلام را فتنه سقیفه عنوان کرد و گفت: اگر فتنه از مقوله امتحان است که هست، قاعدتا باید فتنه مراتب مختلفی داشته باشد، لذا انسان در مراحل زندگی فردی (‌نوجوانی، جوانی و ...)امتحان شده و هر‌‌چه کامل‌تر می‌شود، امتحان‌ها سخت‌تر می‌شوند.

وی ادامه داد: بنابراین بعد از فتنه سال 88 قابل پیش‌بینی بود که فتنه بعدی سخت‌تر خواهد بود و این طبیعی است، چرا‌که جامعه ما واقعاً در این امتحان موفق شدند و امتحان خوبی دادند، بنابراین در کلاس بالاتر باید امتحان سخت‌تری بدهند، بر این اساس ‌می‌بایست منتظر امتحان سخت‌تری باشیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: بنده و بزرگترهای بنده نیز نمی‌توانند تعیین کنند که ممکن است چه نوع امتحانی در پیش باشد، لذا آنکه سؤالات امتحانی را طراحی می‌کند، خوب بلد است چگونه این سؤالات را طرح ‌و چگونه آنها را حفظ کند که کسی نتواند تقلب کند، بنابراین زمانی متوجه می‌شویم که سؤالات این امتحان سابقه‌ای در قبل نداشت و از راهی که هیچ باور نمی‌کردیم، امتحان انجام گرفت. امتحان فازهایی دارد که برخی از آن فازها در جریان است.

آیت‌الله مصباح گفت: همانطور که امتحانات مراتبی دارد، قبولی‌ها در امتحان هم مراتبی دارد. شاگرد اول کنکور شدن با شاگرد چندهزارم بسیار متفاوت بوده و طبیعی است که در امتحانات اجتماعی نیز این سلسله مراتب وجود داشته باشد. ‌این سلسله مراتب تابع مشخصه‌های قلبی است که در این امتحان اثر می‌گذارد.

وی ادامه داد: در فرهنگ دینی و اسلامی ما این مشخصه‌های قلبی را پایه‌های معرفت،‌ ایمان توصیف می‌کنند، لذا آنهایی که که معرفتشان و ایمانشان بالاست، در امتحانات نمرات خیلی خوبی می‌آورند. ‌‌کسانی هم هستند که مراتب پایین‌تری دارد تا به حد نصاب برسند.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی اظهار داشت: اگر ما بخواهیم برای فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی‌مان الگوی حداعلی را برای ملت 70 میلیونی قرار دهیم، این با شکست مواجه خواهد شد، چرا‌که شاگرد اول یک نفر بیشتر نیست. شاگرد اول یک نفر است؛ نه هزار نفر. لذا اگر امتحان را آنچنان وسیع فرض کنیم که مردودین هم به حساب بیایند، وجه عقلایی نخواهد داشت، زیرا امتحان اصلا برای چه بود؟ چه موقع باید از این‌ها درس و عبرت گرفت؟ البته محال نمی‌دانیم که کسی تحول پیدا کند و در تاریخ و قرآن نمونه‌هایی هستند.

آیت‌الله مصباح افزود: مثلا قرآن کریم در ماجرای «بلعم باعورا» تعبیری به کار می‌برد که آن تعبیر را درباره انبیا به کار می‌برد، ولی بعد کار او به جایی رسید که مثل کلب و سگ یاد شد، آدمی‌زاد اینگونه است، می‌تواند به حدی برسد که در مقامات انبیا و اولیا قرار گیرد و هم می‌تواند آنقدر سقوط کند که در مقام حیوانی قرار گیرد.

وی گفت: کسانی بودند که در امتحانات اولیه جهش و ترقی کردند که این محال نیست، لذا در مقام اثبات و اعتماد توجه به سوابق قابل توجه است و تا زمانی که اثر سوئی از او ظاهر نشده، نباید دست رد به سینه کسی بزنیم، مگر اینکه دلیلی محکم داشته باشیم که دروغ می‌گوید.

عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: در یک جمعیت 70 میلیونی شناخت افراد نسبت به اصل دین، انقلاب، سیاست، مدیریت مراتب‌شان فرق می‌کند، همچنین مراتب ایمان افراد نیز فرق می‌کند، به عنوان مثال ایمان ابوذر و سلمان آن قدر به هم نزدیک بود که پیامبر اینها را با هم برادر کرد، اما پیامبر می‌فرماید اگر ابوذر می‌دانست چه در دل سلمان است، می‌گفت او کافر است و اقدام به قتلش می‌کرد، یعنی مراتب معرفت اینقدر متفاوت است. کسی تا یک حدی ظرفیت و میزان و تحملش اندازه‌ای دارد.

وی با قرائت آیه‌ ‌«تعاونوا علی البر و التقوی» ‌به اصل تعاون و همکاری در اسلام اشاره و خاطرنشان کرد: تاکید اسلام این است که سعی کنید با هم کار ‌و از نیروهای هم استفاده کنید. هر کدام از شما نعمتی برای دیگری هستید، دست خدا با جماعت است. البته کسانی که به طور طبیعی وجوه مشابهت و به خصوص مراتب ایمان و معرفتشان به هم نزدیک‌تر است، بهتر می‌توانند با هم کار کنند.

آیت‌الله مصباح گفت: در ‌‌فتنه‌هایی که امتحان‌های سخت‌ ‌و سرنوشت‌سازی برای جامعه ‌بوده و ممکن است مسیر اجتماع عوض شود و یکجا یک ملت امتحان می‌دهند، ‌کارهای فردی جواب نمی‌دهد، چراکه انبوه نیروهای مشرک جمع شده‌اند و کار فردی کافی نیست. در مقابل فتنه‌ای که این همه نیروهای انباشته دارد، انباشت نیروی حق لازم است.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی اظهار داشت: در طول تاریخ صاحب‌نظران بحث می‌کردند که برای حل این مشکل چه باید کرد، لذا راه‌حل متفکران غربی این شد که گروه‌های هم‌فکری به نام "حزب " تشکیل دهند که البته مفهوم حزب در قرآن هم هست. ولی این معنای لغوی آن است و آن اصطلاح اجتماعی و سیاسی‌ها ویژگی‌های خاص خود را دارد.

آیت‌الله مصباح که در جمع اعضای جامعه اسلامی مهندسین سخن می‌گفت، توضیح داد: حدود 60 سال قبل نیز در ایران زمانی که بحث می‌شد برای مبارزه چه کار کنیم، به این نتیجه رسیدند که حزب تشکیل دهند که مفهوم خود را داشت، این جریان تا بعد از انقلاب نیز ادامه داشت و در همان اوایل پیروزی انقلاب بهترین نیروهای انقلابی، خوش‌فکرترین و با اخلاص افراد حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند.

وی افزود: مفهوم این حزب‌ها با مفهوم حزب در آمریکا بسیار متفاوت است. کشورهای طرفدار پلورالیزم سیاسی احزاب ‌را در میدان جنگیدن می‌بینند، بعضی خود را مسلح می‌کنند که با رقیب مبارزه کنند، اما در اینجا در حزب جمهوری اسلامی بزرگان می‌گفتند حزب اینجا مانند محل عبادت است و با وضو باید ‌وارد شد؛ تنها از اعضا حزب دعوت نمی‌کردند بلکه از کارشناسان و صاحب‌نظران دعوت می‌کردند تا در مسائل نظر دهند، در جریان حادثه هفت‌تیر و انفجار حزب جمهوری برخی از افرادی که در آنجا شهید شدند، عضو حزب جمهوری نبودند و احیاناً نظر مثبتی هم به ‌دکتر بهشتی (رحمة الله علیه) نداشتند.

عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: امروز ما به مشکلاتی برخورد کرده‌ایم که باید یک تجدید‌نظری در موضوع تعاون و همکاری داشته باشیم، یعنی برای همکاری‌هایمان با توجه به تجربه‌های سی و چند سال پس از انقلاب، تجربه‌های تاریخی جامعه اسلامی‌مان و حتی تجربه‌های تاریخی دنیای غرب به‌دنبال الگویی باشیم که با ارزش‌ها و باورهای اسلامی سازگار باشد. لذا این با چند دقیقه صحبت حل نمی‌شود، بلکه نیاز به فکر، ‌کار خالصانه،‌ تبادل‌نظر و بررسی دارد، اما این روح که ما در مشترکات یقینی و ضروری دین اسلام و آنجایی که پای اینها در کار است، نباید هیچ بخلی بورزیم.

آیت‌الله مصباح اظهار داشت: هر جا دیدیم که کسی می‌خواهد در مقابل خطری که اسلام را تهدید می‌کند، دفاع کند، باید آستین‌ها را بالا بزنیم. اینجا مسئله تعصبات حزبی، گروهی و صنفی هیچ نقشی نباید داشته باشد. ملاک "‌تعاون علی‌البر و التقوا " است، الگوی همکاری بر همین ملاک است.

وی افزود: هدف اصلی باید مشترک باشد، اما اگر قرار باشد‌ با هم‌حزبی‌های خود ارتباط داشته باشیم، در‌‌‌حالی‌که اختلاف در ارزش‌ها داریم، مورد پذیرش و قبول اسلام نیست.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی تاکید کرد: تعهد باید بر اساس ارزش‌های اسلامی و منافع جامعه اسلامی باشد و در این مسیر گروه‌های مختلف مثلا جامعه مهندسین، گروه پزشکان، کارگران، کشاورزان و... وجود دارند، شرط این است که همه اهل بر و تقوا باشند، چنین کسانی با گروه‌های دیگران نباید تضادی داشته باشند، هر چند تاکتیک‌ها و شناخت‌های آنها ممکن است متفاوت باشند ولی در اهداف نباید تضاد باشد. این مسئله اساسی و بنیادی است که نقش اساسی دارد.

آیت‌الله مصباح در ادامه سخنان خود تصریح کرد: این فتنه‌ای که اخیراً احساس می‌شود، همان امتحان بالاتر است که فکر می‌کردیم روزی پیش خواهد آمد، کسانی که از این فتنه ابراز نگرانی‌هایی دارند، با انگیزه‌های مختلف هستند.

وی گفت: به عنوان فرض، کسی ممکن است از این نگرانی باشند که رقیبشان در میدان سیاست پیروز شود و این آنها را نگران کرده است، یعنی ممکن است در میدان‌های انتخاباتی در مقابل آنها شکست بخورند. این نگرانی انگیزه مقدس نیست. این اختلاف از جنس جمهوری‌خواهان و دموکرات‌های آمریکاست و با آن فرقی نمی‌کند.

عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: تنها چیزی که می‌تواند قداست داشته باشد، این است که این نگرانی وجود داشته باشد که اگر یک گروه منحرف سر کار بیایند، به اسلام و ‌ارزش‌های انقلاب لطمه وارد می‌کند و متاسفانه چنین شواهدی وجود دارد، اما اینکه آنها پست‌ها را اشغال کنند و نتوانند خوب اداره کنند، خیلی نگران کننده نیست، چرا‌که افراد در توانمندی‌ها متفاوت هستند و هر کسی ممکن است سلیقه‌ای داشته باشد.

آیت‌الله مصباح اضافه کرد: هر کدام از ما باید بین خود و خدای خود ببیند چه کاره‌ هستند، اگر کسی مثلا نگران این باشد که نکند اینها شغل و مسئولیت من را از من بگیرند، نکند من دیگر رأی نیاورم، اینها افکار دنیا پرستانه و فکر شیطانی است.

وی ادامه داد: اگرچه ممکن است طرف آدم بدی باشد، اما اینجا دیگر من هیچ ثوابی نخواهم برد، چرا‌که من از دنیای خود ترسیدم،‌ باید به این نکته توجه شود، روح فتنه مربوط به اینجاهاست، اینهایی که باطن و دل انسان سر و کار دارد. کسانی ممکن است در یک جبهه بجنگد و زمین تا آسمان با هم تفاوت داشته باشد، مانند آنکه پیامبر فرمود او "شهید الحمار "‌ است.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی متذکر شد‌: ما باید اول به عمل دل خود مراجعه کنیم و بفهمیم به دنبال چه چیزی هستیم، موافقت‌ها و مخالفت‌های ما برسد چیست؟ اگر حمایت می‌کنیم، به چه دلیل است؟ به هنگامی که مخالفت می‌کنیم، به چه دلیل است؟

آیت‌الله مصباح در پایان گفت: حتی اگر دیگران نفهمند ما به چه نیاتی عمل کردیم، روزی پرده‌ها برداشته خواهد شد و همه رسوا خواهیم شد که ما چه می‌کردیم و مجاهدین راه حق چه می‌کردند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سرود پیروزی
۱۵:۱۹, ۱۶/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
ايرج افشار سيستاني در گفتگو با «قدس» فاش کرد؛
نفوذ لژهاي مافيايي فراماسونري در نهادهاي فرهنگي کشور


[تصویر: picture%5C14-1_.jpg]

جواد صبوحي: هجدهم اسفند سال گذشته پس از درگذشت مرحوم ايرج افشار يزدي بسياري از رسانه هاي کشور دچار اشتباه فاحشي شدند و آن استفاده از تصاوير، عناوين و حتي نام کامل يکي از ايران شناسان نامدار کشورمان يعني ايرج افشار سيستاني در اخبار خود بود.

برخي از اين رسانه ها حتي روزها پس از درگذشت دکتر افشار باز هم متوجه خطاي خود نشدند و برخي نيز پس از پي بردن به آن هيچ تلاشي براي تصحيح اين خطا و يا عذرخواهي از دکتر افشار سيستاني انجام ندادند.

امروز پس از روزها از درگذشت دکتر ايرج افشار يزدي به سراغ دکتر ايرج افشار سيستاني رفتيم تا از آن روزها و دغدغه هايش بشنويم، اما او در ضمن اين گفتگو به نکات ديگري نيز اشاره کرد که مطالعه آن را به شما پيشنهاد مي کنيم:

[تصویر: picture%5C14-4.jpg]



*آقاي دکتر گويا همنامي شما با دکتر ايرج افشار يزدي مشکلات و مسايل زيادي را برايتان به همراه داشته است. درست است؟


** بله، بارها گروههاي خاص و دوستان مرحوم افشار يزدي عنوان ها و يا شهرتهاي علمي و پژوهشي اينجانب از جمله ايرانشناس، قوم شناس بزرگ، نويسنده و پژوهشگر برجسته را که در پيمايش بيش از 40 سال با سختي و تلاش بسيار از سوي دانشگاه ها و... به دست آورده ام در مقالات و سخنراني ها به نام مرحوم افشار يزدي اعلام مي کنند، در صورتي که ايرانشناس کسي است که بارها استانهاي ايران را ديده و پژوهشهاي ميداني را در آن مناطق انجام داده باشد و به انگيزه سفرهاي بسيار، ايران را بخوبي بشناسد. من براي نگارش ايلات و چادرنشينان و کتابهاي بسياري که براي تمامي استانها نوشته ام ونگارش کتاب سال دو جلدي «ايلها» عنوان ايرانشناس برجسته را به دست آوردم.

براي نگارش کتاب «کولي هاي ايران و جهان» در چند کشور پژوهش ميداني کرده و خط سير مهاجرتها را دنبال کردم و هيچ کمکي از هيچ کسي براي هزينه اين سفرها دريافت نکردم و بنابراين مجبور شدم زمين و خانه اي را بفروشم و خرج اين سفرها کنم. اين کتاب يکي از کتابهاي نادر جهان است و به تازگي تلويزيون فرانسه با همکاري ايران درصدد است آن را به فيلم تبديل کند.



* چرا با آنکه به پدر خليج فارس شناخته شديد در اين جشنواره از شما دعوت به عمل نيامد؟!


** همه اينها به حضور گروه هاي فراماسونري که به تازگي در ايران دسته بندي هاي مافيايي ساخته اند بر مي گردد. اين عده در خانه کتاب، ميراث فرهنگي، معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي، دانشکده ادبيات و دانشکده جغرافياي دانشگاه تهران حضور دارند. آنها اولاً کتاب من را به نام فرد ديگري اعلام کردند و ديگر اينکه عده اي از اينها جزو داوران بودند و يا خودشان، خودشان را انتخاب کردند. جالب آنکه انتخاب شوندگان همه فراماسون هستند و يکي از آنها نيز از روساي لژفراماسونري زمان شاه و از ايادي خاندان علم بوده است. بعضي از عربها مي گويند اين فرد ابتدا از ما، بعد از ايران و بعد از انگليس پول مي گيرد. وجود اين گروه ها ثابت شده و حقيقت دارد، سند و مدرک آن نيز وجود دارد.

متاسفانه اين لژها در کشور به دسته بندي مافيايي و گروهي تبديل شده اند افرادي مثل خانم «ن. الف» که پدرش وزيرزمان رژيم پهلوي و جزو فراماسون هاي بزرگ بوده و يا فرد ديگري که مشاور حقوقي هويدا بوده است. روزنامه... لانه اينها شده است و در آنجا تمامي القاب و عناوين بنده را براي ايشان مي گويند.

آنها با راديو فردا، راديو انگليس و صداي آمريکا مصاحبه مي کنند و تيمي را در لندن به نام علي اصغر رمضانپور که معاون فرهنگي وزارت ارشاد در زمان آقاي مسجد جامعي بوده و امروز سخنگو و مجري بي.بي. سي نيز هست درست کرده اند.

ما اگر در کار فرهنگي دغدغه اي داريم تنها به خاطر کشورمان و مذهبمان است. چه دليلي دارد رودي را که فردوسي در شاهنامه بارها از اين رود ايراني به نام اروندرود ياد مي کند بارها در کتاب خود شط العرب بنامد و چه دليلي دارد که اين فرد در کتاب جغرافياي تاريخي خود بارها از خوزستان عزيز ما به نام عربستان ياد کند.



*مقصودتان آقاي مجتهدزاده است؟


**بله. حرفهاي من سند است و به جز سند صحبت نمي کنم. اين کتاب مورد اعتراض ما قرار گرفت و به جمع آوري آن منجر شد. از همه مهمتر اينکه يکي از داوران جشنواره خليج فارس دانشجويي بوده است که جزوه اي از شعري که استحکام علمي ندارد را جايگزين اثر انتخابي من کرده و به عنوان اثر برگزيده معرفي مي کنند. اين داور در همان روزها به يکي از مسؤولان جشنواره تبديل مي شود.

من تمام ايران را پيموده ام و براي تمام آن کتاب نوشته ام. مثلاً براي سيستان و بلوچستان 20 جلد، براي خوزستان 7 جلد، آذربايجان غربي، اردبيل، آذربايجان شرقي هشت جلد، کرمانشاه (باختران)؛ براي انجام پژوهشهاي ميداني به جزاير ايران رفتم. اين مهم است که من زماني که جزيره کيش هنوز زيبا نشده بود و زيبا نبود براي پژوهش به آن منطقه رفتم. در آن زمان تمام موهاي سر من ريخت، چون هر روز از حمام آب شور استفاده مي کردم. صبح و هنگام سحر با يک قايق تندرو به جزاير هندورابي، فارور، فارورگان و لاوان مي رفتم و مدت زيادي در آنجا زندگي و پژوهش مي کردم.

مثلاً وقتي که در جزيره فارور مي رفتم تنها نيروي انتظامي در آنجا حضور داشت. آنها چند سوله را براي معتادان مي ساختند. در اين جزيره دو مامور نيروي انتظامي که وظيفه اي هم نداشتند تنها به لحاظ انساني من را با چوب اسکورت مي کردند تا از گزند مارهاي سمي که جزيره را پر کرده بود در امان بمانم. پس از مدتي که مي ديدند شبها به کيش مي روم و برمي گردم چند کيسه تنباکو از جهرم آوردند و مقابل لانه هاي مارها ريختند تا با خيال راحت پژوهشم را انجام دهم. من براي نخستين بار در جهان براي جزيره کيش و درياي فارس، جزيره هندورابي و جزاير فارور و فارورگان و جزيره ابوموسي و تنب بزرگ و کوچک کتاب نوشتم که به چاپ پنجم رسيده و در سازمان ملل مورد تأييد قرار گرفته است.

27 سال پيش وقتي با راننده اي که براي بررسي وضعيت ياسوج به کهکيلويه و بوير احمد مي رفتم. دامنه «دنا» بهمن آمده بود و راه بازگشت نداشتيم. پشت سر ما نيز معاون استاندار کهکيلويه رسيد و ما دو نفر به اتفاق دو راننده دو شبانه روز در آغل گوسفندان در زير زمين زندگي کرديم.



* آقاي دکتر! پژوهشهاي ميداني به همان شکل سابق اجرا مي شود؟


** بله، امروز نيز فرهيختگان و دانشجويان بسيار باهوشي وجود دارند که کارهايي را انجام مي دهند، اما در اقليت هستند. از طرفي ندانم کاري ها و دسته بندي هاي مافيايي در وزارتخانه هاي متولي فرهنگ مشکلات را زياد کرده است. مجوز کتاب را دير مي دهند و بررسي هاي ناجور انجام مي دهند که همه دلسرد شده اند.

کجاست پژوهشهاي ميداني با اين هزينه هاي گزاف؟ کجا وزارت ارشاد به نويسنده، ناشر، شاعر و هنرمند يارانه مي دهد؟ اين کارها بيشتر آبکي است. من کتابي را سراغ دارم که همه آن رونويسي همان کتاب ايلات و عشاير من و يا از کتاب مرحوم نادر افشار نادري است. من پايان نامه دکتري را در دانشگاه اصفهان ديدم که دکتراي جغرافياي علوم انساني را اخذ کرده و تمام کتاب سيستان نامه من بود.

نمونه اين مسأله زياد است و همين موضوعات و مشکلاتي که حوزه نشر دارد نارضايتي همگاني را در بين هنرمندان، نويسندگان، شاعران و نويسندگان ايجاد کرده است. شما پاي درد دل همه اينها بنشينيد مشکلات آنها را درک مي کنيد. اينها با انقلاب و نظام ما مشکلي ندارند و اگر مسايل خود را طرح مي کنند براي بهتر شدن وضع فرهنگ است. وزارت ارشاد متولي فرهنگ و هنر کشور است.

آيا درست است که سازمان چاپ و انتشارات خود را به سازمان اوقاف دولتي واگذار کند که مغاير اصل 44 قانون اساسي است و نويسندگان و پژوهشگران طرف قرارداد سازمان چاپ و انتشارات سرگردان شوند؟ من کتاب سه جلدي دايرَ المعارف شهرهاي ايران را در هزار و چند صفحه نوشته ام، کتابي که نزديک سه سال است بلاتکليف مانده و سازمان چاپ و انتشارات که به اوقاف داده شده است رعايت احترام نويسندگان و قراردادهايي که با وزارت ارشاد دارند را نمي کند. بارها به آنجا مراجعه کردم و حتي به توصيه هاي مديرعامل آنجا وقعي ننهاده اند و اين کتاب که اکنون بايد به چند چاپ مي رسيد بلاتکليف است. چرا اين گروه هاي مافيا دست از سر کشورما بر نمي دارند؟



*حالا که صحبت به اينجا رسيد بد نيست به سياستهاي متوليان فرهنگي ما در خصوص نشر هم اشاره اي داشته باشيد.


** مجوز چاپ کتاب دير صادر مي شود بطوري که شش ماه تا يکسال طول مي کشد. معاون فرهنگي وزارت ارشاد در فروردين امسال گفته بود ما مجوز چاپ کتاب را چند روزه صادر مي کنيم، چنين چيزي وجود ندارد، اگر هست بگويند مقصودشان کدام کتاب است. در همين ارتباط خطاب به سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران مي گويد ما مجوز کتاب را دو روزه مي دهيم شما چرا مجوز ده روزه مي دهيد؟

گروه هاي خاص کارهايشان نه بر مبناي شايسته سالاري که بيشتر بر مبناي دوستي و خويشاوندي است. مجريان کتاب و ارزيابي کتاب تخصص و تجربه کافي در کار کتاب ندارند و حتي يک يا دو عنوان کتاب را در کارنامه علمي شان ثبت نکرده اند. آنها از ناشران و نويسندگان ناتوان کتاب نمي خرند، بلکه از آنهايي که پارتي دارند کتاب مي خرند.

بررسي هاي خريد کتاب کارشناسي نيست. خدمات دهي به ناشران و نويسندگان مطلوب نيست.براي کتابي که غيرمجاز شناخته مي شود نامه اي به ناشر و نويسنده نمي دهند و او را صدها بار مي آورند و مي برند و آخر هم به او مي گويند ما جوابت را شفاهي مي دهيم. آمارهايي نيز که درخصوص بيست و چهارمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران ارايه شده است واقعي نيست. آماري که وزير ارشاد در مورد بازديد کنندگان ارايه داده مبني بر اينکه 66 درصد بازديد کنندگان مجردند درست نيست. براي نوروز 90 سالنامه اي توسط وزارت ارشاد با کاغذ گلاسه، چهار رنگ، گران قيمت چاپ شده است، اين در حالي است که ادعاي محروميت زدايي دارند و دبيران هنرستانهاي موسيقي چند ماه حق التدريس خود را دريافت نکرده اند و زندگي شان دچار مشکل است.


نفوذ لژهاي مافيايي فراماسونري در نهادهاي فرهنگي کشور

دکتر ايرج افشار سيستاني در يک نگاه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektaparast
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  زندگی در عالم تخیل خطری برای ظهور idea 0 1,244 ۳/مرداد/۹۰ ۱۵:۴۲
آخرین ارسال: idea

پرش در بین بخشها:


بالا