|
بيان حقيقت منافاتى با اتحاد فرق اسلامى ندارد!
|
|
۱۶:۳۲, ۱۱/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/فروردین/۹۲ ۱۶:۵۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مطالب بیان شده در ذیل قسمتی از کتاب لولا فاطمه ی آیت الله محمد علی گرامی است: http://ketaab.iec-md.org/FAATEMEH_ZAHRAA...mi_04.html بيان حقيقت منافاتى با اتحاد فرق اسلامى ندارد! گاهى گفته مىشود [b]اساسا نبايد مسئله خلافت پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله و چيزهائى از اين قبيل، در جامعه كنونى مطرح شود زيرا اينها موجب اختلاف فرق اسلامى خواهد شد و استدلال به كريمه قرآن «واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا»(72) مىنمايند معمولاً هم در اين گونه موارد مىگويند: دشمن پشت دروازه است، هر گونه بيان مطلبى كه مضر به رفاقت گروهها مىباشد همكارى با استكبار جهانى است و... و از اين قبيل حرفها. لكن بايد توجه نمود كه بيان حقيقت دين و مذهب، بيان فطرت است. اختلاف از ناحيه كسانى است كه بر خلاف فطرت و حقيقت دين كار مىكنند، ... بيان حق و حقطلبى هرگز مصداق اختلاف افكنى (مذموم) نيست. اين بيان عينا همانند آن است كه كسى مال يا ناموس ديگرى را بربايد و چون مظلوم فرياد كند، بگويند ساكت شو كه اختلاف مىشود! آيات قرآنى و روايات مذهبى با تعبيرات گوناگون وارد شده است كه هر يك مربوط به جايى وناظر به موردى است. قرآن همان طور كه منادى وحدت و ضد تفرقه است. دعوت داعيان الهى را بهترين سخن مىداند: «و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى الله و عمل صالحا و قال إنّني من المسلمين؛ چه كسى خوش سخنتر از آن كه دعوت به خدا كند و عمل شايسته نمايد و بگويد كه من از مسلمانان هستم.»(73) دعوت همه انبياء موجب اختلاف در جامعه شده، عدّهاى مؤمن به برنامه پيامبران و عدهاى كافر شدند و درگيرىهاى شديدى بين آن دو گروه پيدا شده است. قرآن مىفرمايد: « كان الناس أمّة واحدة فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين...؛ مردم همه يك پارچه بودند خداوند پيامبران را براى تبشير و انذار فرستاد و كتاب را به حق همراهشان كرد تا بين مردم در موضوع اختلافشان حكم كند و در آن اختلاف نكردند مگر كسانى كه كتاب را دريافت كرده، پس از آن كه دلائل روشن به آنان رسيده بود، از سر ظلم...»(74) پس مردم پيش از نزول كتب و ارسال رسل يك پارچه بودند يعنى اختلاف مذهبى نداشتند زيرا مذهبى و كتابى نبود...، ليكن اگر انبياء نبودند همه در گمراهى و ضد ارزش و خلافت فطرت بودند، با آمدن انبياء اگر همه اصلاح نشدند اقلاً عدهاى نجات يافتند، دعوتى كه براى نجات غريق باشد اختلاف افكنى نيست. اختلاف را آنها مىافكنند كه ستم مىكنند، انحصارطلبى مىكنند، حق ديگران را مىبرند، ادّعاى ناحق مىكنند، غصب حكومت و مقام مىكنند. آن گاه اگر كسى بگويد شما شايسته نيستيد مىگويند اختلاف نيفكنيد، در حقيقت اين مطللب را چماقى براى استثمار و استعباد مردم مىكنند. آيات قرآنى همه جا از دعوت پيامبر و اصرار و پافشارى مرز ميان مؤمنين و كفّار سخن مىگويد: «قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون و لا أنتم عابدون ما أعبد...»(75) و هرگز قرآن و پيامبر صلىاللهعليهوآله اختلاف افكن نمىشوند. آيه «واعتصموا بحبل اللّه» نيز مربوط به «وحدت اجتماعى» به معنائى كه امروزه گفته مىشود نيست، صريح آيه اين است كه حبل الله، ريسمان الهى، را محور قرار دهيد و همه به آن چنگ بزنيد نه اين كه به هر صورت و با هر ترفند سعى كنيد يكپارچه باشيد. اساسا منظور از «حبل الله»، اجتماع يك جامعه نيست كه آن يك امر اعتبارى است بلكه منظور يك امر حقيقى تكوينى است، در روايات هم آمده كه منظور از «حبل الله» ريسمان ولايت على عليهالسلام و امامان پس از او مىباشد، همانچه كه در دعاى ندبه هم مىخوانيم: «و حبل الله المتين و صراطه المستقيم؛ على عليهالسلام پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله ريسمان محكم الهى و صراط مستقيم او بود» روايت ابن يزيد از امام كاظم عليهالسلام و جابر از امام باقر عليهالسلام را ببينيد: «على بن ابى طالب حبل الله المتين است» و «آل محمد حبل الله است كه خداوند دستور به تمسك به آن داده است». در تفسير على بن ابراهيم هم آمده: «منظور توحيد و ولايت است». در روايت معانى الاخبار صدوق آمده است: حبل الله قرآن است، امام و قرآن از هم جدا نيستند، قرآن به امام هدايت مىكند و امام به قرآن»(76) نكته ديگرى كه لازم است مورد توجّه قرار گيرد اين است كه بحث علمى وتحقيق تاريخ، وحدت را بر هم نمىزند بلكه نوع برخورد و درگيرى جدال و مراء و تعصّب است كه به ناراحتى و جدائى مىانجامد وگرنه حتى بحثهاى مربوط به اصل توحيد ميان مسلم و كافر، اگر انسانى و بدون عصبيّت انجام شود هيچ گونه منافاتى با رفاقت و همزيستى مسالمتآميز ندارد. خود من شخصا احيانا با برخى افراد غير معتقد به اصل اسلام بحث داشتهام و او مىگفت مىترسم تكفيرم كنيد گفتم حرفت را بگو! توانستم روشنت مىكنم، نتوانستم روابط انسانى هست. به روايات احتجاجات ائمه عليهمالسلام و دستوراتى كه درباره مناظره با اهل تسنن دادهاند رجوع كنيد و به خصوص دو جلد كتاب مرحوم طبرسى را به دقت ملاحظه فرماييد كه هرگز اهل بيت عليهمالسلام به بهانه وحدت و مانند آن، كتمان حقايق نكردهاند. مىگويند: «زمان فرق مىكند، اكنون در برابر قدرت استكبارى آمريكا و مانند آن هستيم،...» مگر در زمان اهل بيت جنگهاى برون مرزى در جريان نبود، مگر سپاه اسلام درگير جنگهاى مهم با يهود و مسيحيّت نبود؟! به اين جمله حضرت صادق عليهالسلام اكتفا مىكنم كه به محمد بن نعمان فرمود دقت كنيد: «خاصموهم و بيّنوا لهم الهدى الذي أنتم عليه و بيّنوا لهم ضلالهم و باهلوهم في علي عليهالسلام ؛ با آنها بحث و جدال كنيد و راه هدايتى كه داريد نشانشان بدهيد و گمراهيشان را برايشان روشن كنيد و در مورد على عليهالسلام با آنها مباهله نماييد.»(77) (72) - آل عمران /103. (73) - فصلّت /33. (74) - بقره، 213. (75) - به اين مناسبت بايد عرض كنم بيان مسائل اجتماعى و اخلاقى اسلام نيز اجتهاد و تخصص مىخواهد، روايات، اطلاق و تقييد و عموم وخصوص و... دارند، هم دعوت به صبر داريم هم دعوت به جهاد، هم اصرار بر كسب و كار داريم و هم مذمّت جمع ثروت (به حسب ظاهر برخى ادلّه)... اين مجتهد است كه بايد موارد آنها را تشخيص دهد. در قديم حتى سخنرانيهاى مجالس عمومى نيز در اختيار مجتهدان بود و اينك... (76) - به تفسير برهان و نور الثقلين در ذيل آيه 103 آل عمران رجوع فرماييد. (77)- الفصول المختارة، تأليف سيد مرتضى، ص 284. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۱۴, ۱۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۲/فروردین/۹۲ ۲۰:۵۹)seiied110 نوشته است: کاش سخن بالا در عمق جانمان ریشه کند و بعد در موارد سنی وشیعه گفتگو کنیم . و حال یک سوال: آیا در شرایطی که جان انسانهای بیگناه در حال ریختن است ، آیا جایی که اسلام در خطر است ، آیا در جایی که دشمن در پشت دروازه های شهر است ما باید بر سر این بحث کنیم که حق با کیست ؟ آیا حرف حق را در هر زمان[/b] و هر مکان باید زد . چه بسیار حق گویی هایی که تفرقه انگیز بوده اند ! معمولاً هم در اين گونه موارد مىگويند: دشمن پشت دروازه است، هر گونه بيان مطلبى كه مضر به رفاقت گروهها مىباشد همكارى با استكبار جهانى است و... و از اين قبيل حرفها. لكن بايد توجه نمود كه بيان حقيقت دين و مذهب، بيان فطرت است. اختلاف از ناحيه كسانى است كه بر خلاف فطرت و حقيقت دين كار مىكنند، ... بيان حق و حقطلبى هرگز مصداق اختلاف افكنى (مذموم) نيست. اين بيان عينا همانند آن است كه كسى مال يا ناموس ديگرى را بربايد و چون مظلوم فرياد كند، بگويند ساكت شو كه اختلاف مىشود! آيه «واعتصموا بحبل اللّه» نيز مربوط به «وحدت اجتماعى» به معنائى كه امروزه گفته مىشود نيست، صريح آيه اين است كه حبل الله، ريسمان الهى، را محور قرار دهيد و همه به آن چنگ بزنيد نه اين كه به هر صورت و با هر ترفند سعى كنيد يكپارچه باشيد. اساسا منظور از «حبل الله»، اجتماع يك جامعه نيست كه آن يك امر اعتبارى است بلكه منظور يك امر حقيقى تكوينى است، در روايات هم آمده كه منظور از «حبل الله» ريسمان ولايت على عليهالسلام و امامان پس از او مىباشد، به روايات احتجاجات ائمه عليهمالسلام و دستوراتى كه درباره مناظره با اهل تسنن دادهاند رجوع كنيد و به خصوص دو جلد كتاب مرحوم طبرسى را به دقت ملاحظه فرماييد كه هرگز اهل بيت عليهمالسلام به بهانه وحدت و مانند آن، كتمان حقايق نكردهاند. مىگويند: «زمان فرق مىكند، اكنون در برابر قدرت استكبارى آمريكا و مانند آن هستيم،...» مگر در زمان اهل بيت جنگهاى برون مرزى در جريان نبود، مگر سپاه اسلام درگير جنگهاى مهم با يهود و مسيحيّت نبود؟! به اين جمله حضرت صادق عليهالسلام اكتفا مىكنم كه به محمد بن نعمان فرمود دقت كنيد: «خاصموهم و بيّنوا لهم الهدى الذي أنتم عليه و بيّنوا لهم ضلالهم و باهلوهم في علي عليهالسلام ؛ با آنها بحث و جدال كنيد و راه هدايتى كه داريد نشانشان بدهيد و گمراهيشان را برايشان روشن كنيد و در مورد على عليهالسلام با آنها مباهله نماييد.»(77) |
|||
|
|
۲۱:۲۹, ۱۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
تقریبا دوستان در تالار دیگه به توافق رسیده اند بر سر نحوه انجام عمل . بحث ها شده ...
یکی از همین دشمنان پشت دروازه وهابیت است که وظیفه ماست با روشن گری جلوشون رو بگیریم . تا با تحریف دین ابروی اسلام رو نبرند. اهل سنت هم با اینها اشتراکات زیادی ندارند بلکه خیلی از علمای اهل سنت وهابیت را داخل در اسلام نمیدانند . بحث ما بیشتر با این عده است . قصدمونم روشن گریه تا شیعه رو کافر و مشرک جلوه ندهند!! نمیدونم چرا هر کسی رسید میتونه 4 تا جفنگ بار ما بکنه و دموکراسیه . تا به ما رسید خواستیم دفاع کنیم میشیم فلان و چنان!!! چیزی که در مباحث و مشورت با علما و مجتهدین و بیان رهبر عزیزمون به دست اومده و سیاست تالار هم هست اینه: بحث ارام منطقی عقلانی بدون توهین . حتی ما بنا بر مصلحت از بیان خیلی از مسایلی که در صحیحین هم امده داریم خود داری میکنیم . دیگه کمتر از این ظلم به خودمونه . بیشتر از این هم ظلم به حقیقت طبق سیره ائمه (علیه السلام) بحث میکنیم ارام و منطقی و خوش اخلاق . تا دلیل هست از افتاب روشن تر نیازی به دشنام نیست . غوغا سالاری اصلا به نفع ما نیست . به هیچ وجه یا علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۹:۰۷, ۱۳/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/فروردین/۹۲ ۹:۱۲ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بله میشه حقیقت رو گفت اما نه هر حقیقتی. وهابیت اگر به شیعه حمله میکنه وظیفه ما دفاع از حقانیت شیعه هست. اگر شبهه ای در مورد گفته معصومین یا کردار ایشان مطرح کردن وظیفه ما تبیین حقیقت هست. بنابراین تا جاییکه گفتگوی ما در دفاع از تشیع و دفاع از مولا علی علیه السلام باشه هیچ مشکلی نیست بلکه وظیفه ماست.
اما در این گفتگوها از دو چیز باید پرهیز کرد: یکی سب و لعن و توهین مستقیم به خلفا و همسران پیامبر و مقدسات. دیگری هم اینکه اثبات خودمون با کوبیدن دیگران رو انجام ندیم چون نیازی نیست. بله خیلی مطالب در مورد خلفا و همسران پیامبر در صحیحین اهل سنت اومده اما گفتن حقیقت در هر جایی و هر زمانی درست نیست ولو اینکه اسنادش مال خود اهل سنت باشه. این صحبتها جز ایجاد حساسیت و کینه بین مسلمین هیچ فایده دیگه ای نداره. اینطوری اثبات شیعه هم به درد جوان شیعه نمی خوره. در کل اینکه سیره ما سیره تدافعی هست نه تهاجمی. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









