|
بسم رب الشهداء...
|
|
۰:۱۷, ۱۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم رب الشهداء و الصدقین بسم رب الحسین این جا تا حالا تاپیک ایجاد نکردم سخت است اینجا تاپیک ایجاد کردن! اما حیفم آمد حظ و بهره ای که از این وصیت نامه بردم را با شما تقسیم نکنم: ![]() مختصری پیرامون شهید: شهید مهندس «مصطفی ابراهیمی مجد»، فرزند احمد در سال 29/7/1333 در تهران دیده به جهان گشود. وی در سال 26/6/1360در منطقه عملیاتی دارخوین به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا ( سلام الله علیها ) تهران در قطعه 24ردیف 95شماره 24 به خاک سپرده شد. ایشان از جمله رزمندگانی است که از روزهای نخست دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشت. شهید ابراهیم در بین نیروهای شهید چمران جایگاه ویژه ای داشت. نکته ای که این شهید را از سایر همسایگانش در بهشت زهرا متمایز می نماید جمله ای است که بر سنگ مزار او حک شده است: «اینجا خانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است.» ![]() ایشان متن وصیت نامه ی خود را با ذکر زیارت آل یاسین آغاز می کند و می گوید: بسمه تعالی استغفرالله ... (متن زیارت آل یاسین) من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق (زیارت آل یاسین) را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا، امام عصر(عجل الله) را شاهد و گواه بر شهادتین خود می گیرم. و از شما می خواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را بطور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است. اشهدک یا مولای انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو و اهله و اشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجته و الحسن حجته و الحسین حجته و علی بن الحسین حجته و محمد بن علی حجته و جعفر بن محمد حجته و موسی بن جعفر حجته و علی بن موسی حجته و محمد بن علی حجته و علی بن محمد حجته و الحسن بن علی حجته فاشهدانک حجته الله انتم الاول و الاخر...الی آخر. و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ و سلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام. برادران و خواهران در این زمان رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را بر ملت ما کرده است و اسباب شهادت و لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است و مبادا که غافل باشید . خدایا تو را شکر می کنم که عشق حضرت مهدی ( عجل الله ) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می کنم که مرا به زیور ایمان آراستی. قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگواران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم. خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش. بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان می گفتند نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را ، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را می نویسم، دیدار مجدد او نصیبم نگشت. بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان می باشد. از یاد او غافل نگردید. دیگر در این مورد گریه مجالم نمی دهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفتم مبادا که ریا شود و فقط می گویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است. و اکنون به جبهه می روم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش باز سازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم ( وان حال بینی و بینه الموت ) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز، هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و ... ![]() برادران می روم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز درآورد چه خوب و نیکوست. و مادر با تو می گویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر، متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم، مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانسته ام ادا کنم مرا ببخشد و اما مادر، بر گردن تو حقی را می گذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمی دانم بلکه باید بگویم مرگ به سراغ من آمد، مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام اهم ولی تاکنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن! در یک طرف اسم من و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی بخش زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن. مادر اشک را برچشم تو هیچکس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام را شادمان می کند پس گریستن در این مورد امری است ناشایست. مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سرافراز باش و لباس سرور به تن کن. شما برادران و خواهرانم: فرزندانتان را به عشق مهدی ( عجل الله ) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید. والسلام.
هیچ حرفی ندارم بزنم در مورد این نامه....جز اینکه اللهم الرزقنا..... دوستان ف را گفتم اهالی این بخش تا فرهزاد می روند... |
|||
|
|
۰:۵۹, ۱۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله
سلام. واقعا دیگه جایی برای حرف باقی نمیمونه.اجرکم عندالله (۱۵/فروردین/۹۲ ۰:۱۷)علی 110 نوشته است: تا نوکر کی باشه!!! |
|||
|
|
۱:۲۸, ۱۵/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
روی قبرم بنویسید، مسافر بوده است بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانی است او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداری است بنویسید در این مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مسافر بوده است شهید عزیز "محمد عبدی" |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بسم الرب الشهداء | abr | 3 | 1,797 |
۱۰/شهریور/۹۴ ۱۱:۰۴ آخرین ارسال: Bamdaad |
|






![[تصویر: 61-%20%281%29.jpg]](http://www.aviny.com/Rahiyan_Noor/aks-rahiannoor/61-%20%281%29.jpg)
![[تصویر: 61-%20%282%29.jpg]](http://www.aviny.com/Rahiyan_Noor/aks-rahiannoor/61-%20%282%29.jpg)
![[تصویر: 61-%20%283%29.jpg]](http://www.aviny.com/Rahiyan_Noor/aks-rahiannoor/61-%20%283%29.jpg)




