کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
***اصول اعتقادات======بسیار مهم و کاربردی***
۱۴:۲۰, ۲۲/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۲ ۲۲:۱۲ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
عرض سلام و ادب واحترام به همه کاربرای عزیز.

ان شاالله در این تاپیک قصد دارم مطالب مربوط به اصول اعتقادات رو برای کاربران محترم قرار بدم .و از دوستان خواهش دارم از ارسال سوالات اعتقادی و ارسالهایی که مسیر مبحث رو تغییر میده،جدا خودداری کنند
Smile

Heartممنون از همه دوستان عزیزم.Heart



::::: تعریف اصول دین :::::

اصل همان پایه و اساس هرچیزی است که فرع یا فرعها بر آن بنا نهاده میشود که بدون این اصل،فرع پا برجا نخواهد بود.

بنابر این منظور از اصول دین همان اساس و ریشه های آن دین است که بدون اعتقاد به آنها التزام و عمل به فروع آن بی مفهوم خواهد بود.

بر همین اساس اگر کسی اصلی از اصول دین را انکار کند-اگر چه ملتزم به فروع آن باشد و شب و روز را به عبادت سپری کند،کافر است و اعمالش مقبول نمیگردد و در آخرت از اهل نجات نخواهد بود.



ادامه دارد ان شا الله . .


امضای ترنم
آب را گل نكنید . . .
شاید از دور علمدار حسین،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا كه از این آب روان،
پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .
آب را گل نكنید . . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۸, ۲۲/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۲ ۲۳:۲۵ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #2
آواتار


کسی که اصول دین را بپذیرد ،اگر چه در فروعات و عبادات تقصیرات و اشتباهاتی هم داشته باشد امید نجات برای او هست،البته ممکن است عذاب او طولانی باشد و بعد از آن نجات پیدا کند.


:::: اصول دین و مذهب کدامند ::::

اصول دین اسلام همان اصولی هستند که معتقد به آن را مسلمان میخوانیم و احکام ظاهری اسلام از قبیل:جواز ازدواج ،پاکی بدن،حلیت ذبیحه را بر او جاری میسازیم و آنها عبارت است از :توحید،نبوت،معاد

اگر کسی یکی از این اصول را انکار کند علاوه بر اینکه احکام ظاهری اسلام بر او جاری نمیشود در آخرت نیز از اهل آتش خواهد بود.

اما دو اصل دیگر یعنی عدل و امامت از اصول مذهب به شمار میرود و معتقد به آن را شیعه می نامند.شیعه علاوه بر آن سه اصل مذکور این دو را جزء اصول میداند و معتقد است کسی که اصول دین را بپذیرد و اصول مذهب را منکر شود احکام ظاهری اسلام بر او جاری میشود و جزء مسلمانان به شمار میرود ولی در آخرت بدون شک_همانند کفار_از اهل نجات نخواهد بود.





ادامه دارد ان شا الله . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۰۷, ۲۳/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۲ ۲۱:۳۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #3
آواتار
:::: صفات الهی ::::

به طور کلی صفات الهی به دو دسته تقسیم میشوند.
الف) صفات تقسیم می شوند به: 1- ثبوتی. 2-سلبی

1-صفاتی که در پی اثبات برخی از ویژگی های صفاتی هستند كه بر وجود كمالی در خداوند دلالت می‌كنند و از ثبوت واقعیتی در ذات الهی حكایت میكنند؛ مانند علم، قدرت ، خلق، رزق و.... (صفات ثبوتی می تواند هم شامل صفات ذاتی باشد و هم صفات افعالی)


2- به طور کلی هر گونه مفهومی که دلالت بر نوعی نقص و محدودیت برای خداوند را داشته باشد، از خدای متعال نفی می شود، لذا به این دسته از صفات ، سلبیه می گویند یعنی ما برای شناخت کاملتر خداوند این ویژگی ها را از ذات و فعل خداوند سلب می کنیم. مانند مرکب بودن، جسم بودن، داشتن مکان وزمان، قابل رویت بودن ....
ان شاالله ادامه دارد...........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۶, ۲۳/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۲ ۲۱:۴۳ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #4
آواتار
ب) صفات تقسیم می شوند به : 1- ذاتی. 2- افعالی
صفات ذاتی و فعلیه: صفاتی که به خدای متعال نسبت داده می شود، یا از نوع مفاهیمی هستند که با توجه به نوعی از کمال از ذات الهی انتزاع می شود مانند حیات و علم و قدرت، و یا مفاهیمی است که از نوعی رابطه بین خدای متعال و مخلوقاتش انتزاع می شود مانند خالقیت و رزاقیت... دسته اول صفات ذاتی است و دسته دوم صفات فعلی...


فرق اصلی بین این دو دسته این است که در دسته اول، ذات مقدس الهی مصداق عینی آنهاست، اما دسته دوم حکایت از نسبت و اضافه ای بین خدای متعال و آفریدگان دارد و ذات الهی و ذوات مخلوقات به عنوان طرفین اضافه در نظر گرفته می شوند. مثلا در صفت آفریدن هم باید خالق در نظر گرفته بشود و هم مخلوق... هر دو طرف قضیه باید لحاظ شوند
ادامه دارد انشاالله..

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۷, ۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
توضیحاتی درباره بعضی صفات سلبیه خداوند بزرگ:


1-خداوند مرکب از اجزا نیست:

او از اجزا حسی مانند سر و دست و پا و....و اجزا عقلی مانند ناطقیت و حیوانیت ترکیب نیافته است،چرا که ترکیب از اجزا چه حسی و چه عقلی موجب احتیاج او به اجزا خود میشود و خداوند از احتیاج و نقص منزه است.

2-خداوند جسم نیست و دارای مکان ،جهت و سمت نیست.

خداوند

*دارای جسم،یعنی چیزی که دارای عرض ،طول و عمق باشد نیست.

*او عَرَض نیست:یعنی چیزی که بر ذات عارض شود مانند:بو،طعم،و رنگ که بر جسم و ذات عارض میشوند.

*او را مکان،جهت و سمت نیست که از خصوصیات جسم هستند،زیرا اینها همه موجب احتیاج او به این ابعاد و خصوصیات و محل میشود که احتیاج موجب نقص است و چیزی که در وجودِ خود محتاج باشد ممکن الوجود خواهد بود و برطرف کننده احتیاج،واجب الوجود و خداست.



ارسال 3 و 4 ویرایش شد.لطفا مجددا مطالعه بفرمایید.
التماس دعا


ادامه دارد انشاالله..
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۶, ۴/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار

3-قابل روءیت و مشاهده نیست:

خداوند با دو دیده سر قابل دیدن در دنیا و آخرت نیست،زیرا چیزی قابل دیدن است که یکی از خصوصیاتی که در صفت دوم بیان شد داشته باشد،یعنی جسم یا دارای محل یا سمت یا جهت باشد که ثابت شد خداوند نمیشود چنین باشد لذا خداوند میفرماید:

آیاتی که ظواهر آنها دلالت بر رویت پروردگار دارد باید تاویل شود،و مقصود از آنها روئت به چشم دل،یعنی یقین به وجود خداوند است نه چشم سر.

4-خداوند محل حوادث نیست.

یعنی دگرگونی در وجود او نیست مانند:لذت،خواب،درد،سهو،فراموشی،جوانی،پیری و درماندگی زیرا اینها در او موجب عجز و احتیاج است.



ادامه دارد انشاالله..

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۸, ۲۸/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اردیبهشت/۹۲ ۱۳:۰۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #7
آواتار
5ر چیزی حلول نمیکند:

او در چیزی داخل نمیشود و با غیر از خودش متحد نمیشود.برای او زن و فرزندی نیست،زیرا اینها یا موجب احتیاج است مثل حلول (محتاج به چیزی میشود که درآن حلول کند)و دارای زن و فرزند بودن و یا مستلزم محال است مثل اتحاد با غیر،زیرا محال است دوچیز یک چیز شود.

6-شبیه و نظیر و معین ندارد:


خداوند شبیه و همانندندارد،زیرا اگر باشد در واقع شریک او خواهد بود.او کمک کار و وزیر ندارد،زیرا موجب احتیاج به آنهاست

ان شاالله ادامه دارد....................


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۴, ۳۰/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
::::::اثبات صفات ذاتیه ::::::
ساده ترین راه برای اثبات حیات و قدرت و علم الهی اینست:که این مفاهیم هنگامی که در مورد مخلوقات بکار میرود حکایت از کمالات آنها میکند پس باید کاملترین مرتبه آنها در علت هستی بخش،موجود باشد.زیرا هرکمالی که در هر مخلوقی یافت شود از خدای متعال است و بخشنده آنها باید واجد آنها باشد تا به دیگران افاضه کند وممکن نیست کسی که حیات را می آفریند خودش فاقد حیات باشد یا کسی که علم و قدرت را به مخلوقات ،افاضه میکند خودش جاهل و ناتوان باشد.پس وجود این صفات کمالیه در بعضی از مخلوقات،نشانه وجود آنها در آفریدگار متعال می باشد بدون اینکه توام با ننقص و محدودیتی باشد.به دیگر سخن:خدای متعال،دارای حیات و علم و قدرت نامتناهی است.

:حیات:

مفهوم حیات(=زنده بودن)در مورد دو دسته از مخلوقات بکار میرود:یکی گیاهان که دارای رشد و نمو هستند و دیگری حیوانات و انسان که دارای شعور و اراده میباشند.اما معنای اول،مستلزم نقص و نیاز است زیرا لازمه رشد و نمو اینست که موجود رشد یابنده،در آغاز فاقد کمالی باشد و در اثر عوامل خارجی تغییراتی در آن پدید آید و تدریجا به کمال جدیدی برسد،و چنین اموری را نمیتوان به خدای متعال نسبت داد.


ان شاالله ادامه دارد...............
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۱, ۳۰/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
من اگه میدونستم این مطالب مهمه درس اخلاق اسلامی رو بهتر میخوندمSad.
استاد تو کجایی که من دارم درس میخونمBlush!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۴۳, ۳۱/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار

اما معنای دوم حیات،مفهومی است کمالی،و هرچند مصادیق امکانی آن توام با نقصها و محدودیتهایی هستند اما میتوان برای آن،مرتبه ای نامتناهی در نظر گرفت که هیچ نقص و محدودیت و نیازی نداشته باشد چنانکه مفهوم وجود و مفهوم کمال نیز چنین است.

اساسا حیات به معنایی که ملازم با علم و فاعلیت ارادی است لازمه وجود غیر مادی میباشد زیرا گرچه حیات به موجودات مادی جاندار،نسبت داده میشود اما در حقیقت،صفت روح آنهاست و بدنشان در اثر تعلق روح،متصف به آن میگردد.و به دیگر سخن:همچنانکه امتداد،لازمه وجود جسمانی است حیات نیز لازمه وجود مجرد(=غیر جسمانی)است.وبا توجه به این مطلب،دلیل دیگری بر حیات الهی به دست می آید و آن اینست،ذات مقدسالهی مجرد و غیر جسمانی است ،و هر موجود مجردی ذاتا دارای حیات است،پس خدای متعال هم ذاتا دارای حیات میباشد.

ان شاالله ادامه دارد.............
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  راهنمای استفاده ی بهینه از بخش اصول عقاید شیعه (مهم و بسیار کاربردی) علی 110 16 4,451 ۱۵/اردیبهشت/۹۸ ۱۱:۲۲
آخرین ارسال: علی 110
  بخش اصول عقاید شیعه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!بسیار مهم نظر دهید سید ابراهیم 15 7,255 ۴/بهمن/۹۲ ۱۷:۳۸
آخرین ارسال: منادی حق
  تبیین یکی از اعتقادات به ظاهر عرفانی کافرانه ی بسیار خطرناک علی 110 10 5,204 ۹/شهریور/۹۱ ۲۳:۳۵
آخرین ارسال: علی 110

پرش در بین بخشها:


بالا