کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عقیده ات یهودی است
۲۳:۳۳, ۲۳/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۲ ۰:۲۵ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام و یاد خدا.

شاید این اولین و یا آخرین تاپیکی باشد که اینگونه می نویسم ، سعی کردم دلایل مستند و محکم باشند.
هدف از ایجاد این ارسال ، پرداختن و انتقاد به چند عقیده ی بی ریشه در اسلام است که از زمان اموی و طی سالها به افکار ریشه دوانده ، و همچنین فکر و عقیده ای که یهود دیرین به آن معتقد بود و هست و بارها توسط قرآن مورد سرزنش قرار گرفت.
امیدوارم عزیزان ، بنده رو بخاطر تندی در برخی متون عفو کنند و با نگاه دوستانه اگر فرصت بود مطالعه کنند ، اگر هم فرصت نیست بخش های رنگی رو مطالعه کنید.
اگر هم اشتباهی هست بفرمایید تا عذرخواهی و ویرایش انجام بشه.

-----------------


برتربینی اسلام گرایان نسبت به دیگر مذاهب و سستی در امور و عمل!!

*رخنه تفکر مرجئه:

مرجئه گر ها گروهی بودند از اهل تسنن که عقیده شان بر این بود که اساس دین ایمان است ، ایمان که درست شد عمل هرچه بود ، یود. این فرقه در قرن دوم اسلامی ایجاد شد که مورد استقبال و تبلیغ از سوی خلفای اموی قرار گرفت چون خودشان در عمل فاسق و فاسد بودند و قضیه ای بود کتمان نشدنی! مردم هم فساد عملشان را می دانستند ، پس این فکر را ترویج کردند که اساس این است که ما ایمان داشته باشیم ، اگر ایمان درست باشد عمل اهمیتی ندارد!!!

شیعیان در درجه اول با این طرز تفکر مقابله می کنند اما در حال که می نگریم ، می بینیم این تفکر نه تنها از بین نرفته بلکه جزوی از عقاید ما شده است!

ما در حال حاضر عمل را تحقیر می کنیم ، مثلا می گوییم انتسابت را به علی بن ابیطالب درست کن و یا علی بگو ، اسمت شیعه باشد و در دیوان عزادار حسینی ثبت شد همین کافی است! می گوییم جزو حزب باش ! جزو گردان باش ! خیال کردیم العیاذ بالله حسین (علیه السلام) حزب باز بود.

اساسا فلسفه شهادت حسین (علیه السلام) این بود که اسلام را در مرحله عمل کند
اشهدانک قد اقمت اصلوه و آتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فی الله حق جهاده (مفاتیح الجنان زیارت امام حسین (علیه السلام) )
،مقصود اینکه تو کشته شدی که اسلام را در عمل زنده کنی..

اما تعبیر ما از شهادت حسینی چیست؟ آیا غیر ازین نیست:
"نه! او کشته شد برای اینکه اسم اسلام را زنده کند و وابستگی ظاهری را درست کند" و این جمله را هرسال تکرار می کنیم.

اسلام که ظاهر داشت ، باز هم نیاز به ظاهر بیشتر بود ؟... Confused


تفکر مسموم دیگری که در حاشیه خوابها و قضیه ها به ما منتقل می شود:
مقدس اردبیلی ، عالمی شیعه معروف به زهد و تقوا بود که دارای کرامت و مرد میدان عمل بوده ، و این سمبل عمل بعد از مردنش کسی می گوید من او را در خواب دیدم
از او پرسیدم خدا با تو چه کرد؟ گفت خدا به من محبت کرد ، عنایت کرد. گفتم چه چیز ترا نجات داد؟
گفت:دیدم بازار عمل کساد است .... بازار عمل کساد است یعنی چه؟

قرآن به ما می گوید بازار عمل و جهاد رواج است اما چگونه یک خواب بازار عمل را کساد می کند؟
گمان می کنم ازین دسته داستان ها زیاد شنیده باشید چون همین قضیه را با اشکال متفاوت در کتب دیگر دیده بودم که هر یک عالمی را خواب دیده اند !!


امام باقر (علیه السلام) می فرمایند به شیعیان ما ابلاغ کنید که شیعه ما نیست مگر کسی که اهل ورع و پارسایی و فعالیت و عمل باشد ، غیر ازین ما شیعه ای را هرگز نمی پذیریم. (بحارالانوار جلد 71 صفحه 179)
چرا که امام معصوم احساس می کرد این تفکر و طبیعت تنبل پرور انسان فراگیر شود.



کسی خدمت امیر المومنین رسید و درخواست نصیحت کرد.
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند از کسانی مباش که امید به آخرت می بندند ولی بدون عمل (نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت 172 صفحه 1160)


امروز ، وقتی وارد دنیای شیعه می شویم و به خودمان نگاه می کنیم می بینیم سرتاسر مرجئه گر (ایمان بدون عمل) هستیم و مدام دنبال اینکه بهشت را با یک بهانه درست کنیم در حالیکه حضرت علی (علیه السلام) حاصل بهشت را از ثمن (بهای کالای مورد معامله) اعمال می دانند.

موفقیت های صدر اسلام بدلیل ایمان و نیت مسلمانان بعلاوه عمل آنها بود ، چون اصول افکارشان این بود که من هرچه عمل و سعی کنم فقط همین است که به درد من میخورد و جز این چیز دیگری نیست. و همین باعث اعتماد به نفس و اتکا به نیروی خود می شود. و این تعلیم اسلام بود که رفته رفته آسیب دید و اصلاح حاصل نشد.



الایمان ، معرفه بالجنان و اقرار باللسان و عمل بالارکان (جامع الاخبار ، فصل هجدهم صفحه 42)
ایمان با سه چیز محقق می شود : اعتقاد قلبی ، اقرار به زبان ، عمل با اعضا و جوارح.


ائمه ما عمل را جز ایمان شمرده اند یعنی کسی که عمل ندارد ایمان ندارد ، دلش را خوش نکند بگوید ایمان مجزای عمل است و اگر در قرآن می خواند که مومنین تمجید شده اند خیال نکنید این آیات محصور به یک گرایش اعتقادی است. در قرآن هر کجا مومنین تمجید شده اند همراه با انجام اعمال صالح و نیک بوده است.






*رخنه تفکر یهودی در اسلام:

قرآن ، یهودیان را که خود را ملتی ممتاز و نظرکرده در نزد پروردگار می دانستند به شدت مورد سرزنش قرار داده است ، آنها معتقدند اگر من کار بد بکنم به کار بد من کار ندارد ولی اگر کار خوب بکنم چند برابر جزای خوب می دهد و این عقیده اساسا مال یهودیان بود.
عقیده شان این است هرچقدر کار بد بکنیم به جهنم نمی رویم ما نژاد ممتاز هستیم ، فرضا اگر به جهنم برویم یک تشریفاتی است و بعد از چند روزی خلاص می شویم و بهشت مال ماست.

این تفکر شبیه تفکر فعلی ما نیست؟!


در تفاسیر وارد شده است که در مدینه هم یهودی بود هم مسیحی و هم مسلمان. در میانشان اختلاف می شود و مسلمانان ادعای ممتازی می کنند و اینکه خداوند برایشان امتیازی قائل است و اگر کار بدی سر بزند خداوند می آمرزد ، مسیحیان و یهود هم همین ادعا را می کنند.
اما قرآن در سوره نساه آیه 123 زیبا جواب می دهد:
لیس بامانیکم و لا امانی اهل الکتاب من یعمل سو یجز یه
نه مطلب آنطوری است که شما مسلمان ها آرزو کردید و آرزویش را در دلتان پرورانددید و نه آنطور است که اهل کتاب خیال کردند و آرزویش را دارند ، خداوند با هیچکس خویش و قومی ندارد ، من یعمل سو یجز به ، هرکسی کار بدی بکند خداوند به او کیفر خواهد داد.

رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در روزهای اول بعثتشان آیه انذر عشیرتک الاقربین (سوره شعرا آیه 214) نازل شد ، بنی هاشم را جمع کرد و فرمود:

بنی هاشم ! بنی عبد المطلب ! نبینم که در روز قیامت مردم دیگر بیایند در محضر عدل پروردگار با توشه عمل صالح ولی شما بیایید و اتکاتان به من باشد و بگویید پیغمبر از ماست که این به حالتان فایده نخواهد داشت.






و ازین بالاتر روایتی که پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت فاطمه ، تنها فرزندش که حتی پاره تن اوست می گوید:

دخترکم خودت برای خودت عمل کن ، من به درد تو نمیخورم ، از انتسابت با من کاری ساخته نیست ، تعلیمات مرا بپذیر و دستورات مرا عمل کن ، مگو پدرم پیغمبر است، پدرم پیغمبر است به درد تو نمی خورد!! بلکه به دستور پدرت عمل کردن به دردت می خورد.

و خود حضرت هم نمی گوید که من دختر پیغمبر آخرالزمان هستم ، وقتی که محراب می ایستاد بدنش به لرزه در می آمد و از خوف خدا گریه می کرد ، شبهای جمعه تا صبح نمی خوابید و می گریست ...
ما چرا اینجور شدیم؟ اگر بناست این نسبتها منهای عمل به درد ما بخورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امامان معصوم که از همه شایسته تر بودند.
حتی خود حضرت علی (علیه السلام) که در دل شب گاهی از خوف خدا غش کرده است چه علتی دارد ؟ آیا او فکر نمی کرد من اولین مومن به اسلام هستم ؟ من داماد پیغمبر هستم و ایشان شخصا بمن علاقه دارد؟ این تعلیم درست اسلام است که وقتی صحیح ارایه شود نتیجه این است که هر کس روی عمل خودش حساب می کند و حسابش روی این است که برنامه پیغمبر را اجرا کند.







*عقیده مسموم دیگر ، برداشت نادرست از آیات قرآن و احادیث است که در اینجا به فرموده های امام صادق (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) می پردازیم.


در سوره ی هود حضرت نوح به خداوند عرض می کند:خدایا پسرم جزو خاندان من است او را ببخش ، اما خداوند می گوید این جزو خاندان تو نیست!
و مردم(کوفه) آن را اینطور تفسیر کردند ای نوح تو اشتباه می کنی ، این پسر تو نیست ، اگر از نسل تو بود به خاطر تو می بخشیدم ، من یک پیغمبر را بخاطر بچه اش از خودم نمی رنجانم ولی تو اشتباه می کنی ، او از نسل تو نیست ، عمل تو نیست ، فرزند تو نیست فرزند یک آدم نابکار فاسق است!

و این چقدر اهانت به مقام یک پیغمبر است که به او بگویند زنی که در خانه توست بدکاره است و بچه از تونیست و به ریش تو بسته اند!!

حضرت فرمود دروغ می گویند ، اینها آیه قرآن را تحریف می کنند ، خداوند می گوید این پسر از خاندان معنوی تو نیست از خاندان مادی توست.

بعد حضرت رضا (علیه السلام) می فرمایند پسر نوح پیغمبرزاده بود پس چرا خداوند تبارک و تعالی حاضر نشد خواهش اورا بپذیرد؟ او فاسق و فاسد بود و ازین مثل بهتر کجا می شود پیدا کرد!

(حضرت این سخنان را به زید برادرشان می فرمایند که در مجلسی ازینکه از نسل امامان بود از خود تعریف می کرد)


شخصی نزد حضرت صادق (علیه السلام) رفته و عرض کرد حدیثی از شما روایت کرده اند میخواهم بدانم درست یا نادرست ، اینکه گفتید هروقت معرفت به امامت درست شد هر اندازه و هرچه می خواهی عمل کن یعنی معنی حرف شما این است که حتی می توانم زنا یا دزدی بکنم؟
تا این جمله را گفت امام برآشفت و گفت وای برشما ، شما اینجور معنی کلام ما را فهمیدی؟
مقصود جمله این است شما وقتی امام را شناختید و معرفت پیدا کردید آنگاه هرچه دلتان میخواهد عمل صالح انجام دهید برای اینکه امامت را شناخته ای و می فهمی باید چگونه عمل کنی و شرط قبول عمل را پیدا کرده ای. من کی گفتم وقتی امام را شناختی هر فسق و فجوری را خواستی انجام بده؟!!






-------------

حرف آخر:
اگر به فکر امروز خودمان نگاه کنیم فکری مسخ شده می بینیم که عمل به عناوین و اسامی مختلف تحقیر می شود ، میبینیم ملت ما به چیزی که اعتنا ندارد عمل است.

مثلا پیش خودش خیال می کند اگر بتواند در حرم حضرت رضا (علیه السلام) یا در حرم امام حسین (علیه السلام) دفن شود جانشین همه چیز محسوب می شود. آیا مردمی که فکر می کنند که اگر در عمرشان هر کار کردند ، کردند ، ولی بعد از فوتشان در پایین پای حضرت رضا(علیه السلام) دفن شدند همه کارها یکجا نادیده گرفته شده و روی سعادت می بینند؟

فکر نمی کنند که اگر در پایین پای حضرت دفن شوند هارون الرشید هم در پایین پای حضرت مدفون است؟ پس یکی که باید از مجازات الهی مصون بماند هارون است!!!! پس چرا وقتی از بالای سر حضرت رد می شوی بر هارون و مامون لعنت می فرستی؟

این است یک فکر مسخ شده و مرده!!


در مسئله عمل فکر ما باید زنده شود و باید بفهمیم اسلام دین عمل است دین وابستگی های خیالی نیست.

گناه نکردن هم یک عمل است! بسم الله !!!!!!!





روشنگر راه:استاد مطهری ، کتاب احیای تفکر اسلامی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۲۵, ۳۰/مهر/۹۴
شماره ارسال: #2
آواتار
آقاى مطهرى ميگويد يك انحراف در منابر روحانيون، وعده هاى بيخودى است كه در باره آمرزش گناهان شيعه ميدهند. مثلاً ميگويند يك حرم امام رضا برويد، كل گناهانتان بخشيده ميشود.ايشان ميگويد رواياتى كه اين وعده ها را ميدهد، كنار هزاران روايت ديگر بايد گذاشت و با هم ديد.

اينهمه روايات اهل بيت و قرآن را كنار ميگذاريد و ميچسبيد به اينها و مطلقش ميكنيد و به شيعيان حالى ميكنيد ، شما يك كربلا كه ميرويد، ديگر تمام است. بخشى از منبرى هاى ما ، اينطور گزينشى عمل ميكنند...

[تصویر: wgst_12112018_425671447635927_7979063339010434215_n.jpg]

يك سوال، آيا اعمال خيرى كه غير شيعه و مثلاً سنى ها انجام ميدهند، را خدا قبول ميكند؟ ميگويند نه ، ميگوييم اعمال بد و گناهانى كه شيعه ها انجام ميدهند چه حكمى دارد؟ ميگويند همه را خدا ميبخشد! شهيد مطهرى ميگويد ، اين جوابها هيچكدام پاسخ هاى شيعى نيست

اين دو جواب غلط ، يك نتيجه دارد و آن اين است كه در اين وسط، آنچيزى كه هيچ ارزشى ندارد، عمل صالح است. با اين تفسير، عمل، نه ارزش مثبت دارد و نه ارزش منفى! فهرست روايات اهل بيت و آيات قرآن را ببينيد كه چقدر راجع به عمل ، اهميت داده اند.

استدلال اين جماعت اين است كه اگر قرار باشد گناه شيعه و غير شيعه يكجور حساب شود، پس فرق شيعه و غير شيعه چيست؟ و استدلال دومشان چند روايت از قبيل اين روايت است كه " حب على بن ابيطالب، حسنته لا تضر معها سيئه" ، عشق على داشته باش، ديگر هر گناه و كثافت كارى كه بكنى، ضررى به تو نميزند.


ايشان ميفرمايد، اين دو استدلال ، هر دو بر خلاف روح تشيع است.

جواب اشكال اول كه ميگويد، اگر قرار باشد گناه شيعه و غير شيعه يكجور حساب شود، پس فرق شيعه و غير شيعه چيست؟ ، اينطور ميگويد كه شيعه كسى است كه تشيع را ميشناسد و به آن عمل ميكند، نه كسى كه اظهار شيعه بودن ميكند. شيعه كار زشت و گناه انجام نميدهد، مگر اينكه گاهى از دستش در برود. فرق شيعه و غير شيعه، آن جايى است كه شيعه، شيعه باشد ، يعنى شيعه با برنامه رهبرانش عمل صالح كند، و غير شيعه هم به برنامه رهبران خودش عمل صالح انجام دهد، آنجا شيعه به غير شيعه تقدم دارد،

هم در دنيا و هم در آخرت، روايات هم همين را ميگويد. اما وقتى عمل نميكنى ، ديگر چه شيعه اى؟!
حالا من سوال ميكنم، مردم اهل سنت بيشتر به نماز جماعت اول وقت اعتنا دارند، يا شيعه؟ آنها بيشتر به قرائت و ظاهر قرآن احترام ميگذارند ، يا شيعه؟ در حبازارهاى اهل سنت بيشتر دروغگويى هست يا ما؟ مغازه هايشان را ميبندند، اول وقت ميروند مسجد ، اما شيعه نميرود!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا