|
جوانان و انحرافات جنسى(بر اساس کتاب آیت الله مکارم)
|
|
۲۱:۳۶, ۱۲/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۳۹ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
متن زیر برگرفته از کتاب مشکلات جنسی جوانان اثر ایه الله مکارم شیرازی میباشد :
در میان اطرافیانم افراد زیادی را مبطلا به این مشکل میبینم راه حل چیست؟ چند نامه که در این کتاب نوشته شده است را بخوانید تا به عمق فاجعه پی ببرید. مىدانيم جوانى دوران «بحران» غرائز مخصوصاً «غريزهء جنسى» است. اين غريزه اگر به صورت صحيحى رهبرى نگردد خرد كنندهترين ضربت را بر پايهء خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به كلى دگرگون خواهد ساخت. نيروهاى خلاّق آنها، همچون غنچههاى ناشكفته پرپر شده نابود خواهند شد، و «نبوغ» و «ابتكار» آنان كه ممكن است سرچشمهء افتخارات فراوانى براى خودشان يا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.تعداد قربانيان اين راه در ميان جوانان كم نيستند و تعداد كسانى كه پس از بيدارى از خواب گران خود، دردناكترين تأسف و ندامت را بر روح خود احساس مىكنند نيز فراوانند. و بسيارند كسانى كه با آثار شوم اين عدم رهبرى صحيح تا پايان عمر خويش دست به گريبان مىباشند! * * * نامههاى فراوانى كه تا كنون از عدّهاى از قربانيان اين راه به دست ما رسيده مىتواند پرده از گوشهاى از اين راز وحشتناك بردارد، و ما را در جريان اين موضوع حساس و پر خطر بگذارد. اين «نامهها» شامل اسرار ناگفتنى، وقايع دردناك و بهتآور است، و نويسندگان آنها همه، استمداد كرده و راه چاره خواستهاند. حقيقت اين است كه ما هم تا اين اندازه از توسعه و اهميّت اين خطر آگاه نبوديم، ولى با اطلاعاتى كه به دست ما رسيده چارهاى جز اين نداريم تا آنجا كه از ما ساخته است و در قدرت داريم در راه بيدار ساختن جوانان و آگاه نمودن آنها به نقاط اصلى خطر از هيچ كوششى فروگذار نكنيم و از خداى بزرگ مىخواهيم كه به ما و آنها در اين راه كمك فرمايد. نخست اجازه بدهيد گوشهاى از اين نامهها را كه مىتوانآن را درج نمود «عيناً» در اختيار شما بگذاريم: * نامهء اوّل «... چون شما در نوشتههاى خود يادآور شدهايد كه: جوانان مشكلات خود را در موضوعات مختلف تشريح كنند بهفرستادن اين نامه مبادرت ورزيدم: ... مشكلى كه من از آن رنج مىبرم و نزديك است مراهلاك كند راجع به امور جنسى و تمايلاتى است كه ذيلاًبرايتان تشريح مىكنم. جوانى هستم ٢٣ ساله و محصل، از روزى كه پا به دايرهءبلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربيت صحيح و عدم مراقبت و بىاطلاعى به «يك نوع انحراف جنسى» مبتلا شدهام و «بدبختانه»هفت سال آن را ادامه دادهام! اكنون به اين بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه درترك آن كوشيدهام نتيجهاى نگرفتهام، ضررهاى آن را علاوه براين كه در كتابهاى فارسى مطالعه نمودهام در بدن خود نيز مشاهده مىكنم: چشمم ضعيف شده، ضعف اعصاب، كمخونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بيچاره كرده است! استعداد كافى داشتم و تحصيل مىكردم، امّا اكنوناستعدادم كم شده، و مطالب را درست درك نمىكنم امّا بافشار و سختى به تحصيل ادامه مىدهم... وقتى قلم به دست مىگيرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلمرا بر زمين مىگذارم تا وقتى كمى دستم قدرت پيدا مىكنددوباره مىنويسم! ايمان ضعيفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست بهدست هم داده مرا سرزنش مىكنند. ناچار در گوشهاى مىنشينم و تا مىتوانم گريه مىكنم كهچشمانم سرخ مىشود، خلاصه بيچاره و بدبختم و دادرس وفريادرسى ندارم!!... شايد مايل باشيد بدانيد چرا با اين كه ضررهاى آن رامشاهده مىكنم آن را ترك نمىنمايم؟ در جواب خواهم گفت امروز ترك اين كار (تقريباً) از نظر من محال است. هنگام تحريك شدن، اراده از من سلبمىشود بعد كه به خود مىآيم كارم گريه است!... گاهى به خدا التماس مىكنم و به درگاه امامان عليهم السلام متوسّل مىشوم... امّا هر چه التماس مىكنم كمتر نتيجهمىگيرم. گاهى با خود فكر مىكنم مگر خدا و ائمهء اطهار به افرادناپاكى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، كه حتّى بهنزديكترين خويشان نمىتوانيم درد دل خود را بگوييم دامنچه كسى را بايد بگيريم؟ كاسهء صبرم لبريز، و جانم به لب رسيده، به من رحم كنيد وراه نجاتى به من معرّفى نماييد اگر دستور طبى در نظر داريدبه من اطّلاع دهيد. و مسلّم بدانيد (و مىدانيد) احتياج بهقدردانى امثال من نداريد اجتماع بايد از شما قدردانى كند وپاداش شما با خداى بزرگ است. * * * * نامهء ديگر «... شما را به خاطر جهاد مقدّسى كه براى هدايت جوانانآغاز كردهايد مىستايم... چه براى من واضح است كه ايدهء شمابر خلاف عدّهء زيادى از نويسندگان مطبوعات (اگر بشود به آنهانويسنده گفت) خوشبختى جوانان است. بارى جوانى هستم ١٧ ساله و محصل سال چهارم دبيرستانكه در تمام دوران ابتدايى شاگرد ممتاز بودهام، ولى به عللى كهخودتان خيلى خوب مىدانيد به محض رسيدن به دورانپرآشوب بلوغ به يك دام افتادم. البتّه اين منحصر به من نيست عدّهاى از همسالان من نيزبه اين دام افتادهاند. در كلاس اوّل دبيرستان مبتلا به «يك نوع انحراف» شدمدر عرض اين چهار سال مقدار فراوانى از قواى فكرى خود رااز دست دادهام. دهها بار توبه كردم. ولى روز به روز ضعف نفسمن زيادتر شده. اكنون به طورى كه خودم حس مىكنم قسمتهاى عمدهء بدن من يعنى قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همهارادهام را نيز به مقدار زيادى از دست دادهام، دائماً احساسحقارت مىكنم، خيلى كم حرف مىزنم، ورزش نمىتوانمبكنم و حتّى به ميهمانىهاى خانوادگى نيز نمىروم!... به خوبى مىدانم كه آيندهء خوبى نخواهم داشت... اين قدربى اراده شدهام كه ترك اين «عمل خطرناك» برايم كارىمشكل شده است... علت چيست؟ علت اين است كه عكسهاى زنان برهنه در دستهمسالانم زياد ديده مىشود. فيلمهاى منحرف كننده و سكسى تنها سرگرمى ماست وكتابهاى مزخرف با نازلترين قيمت در دسترس ما قرار دارد. مرا راهنمايى كنيد. به من بگوييد چطور مىتوانم از ايندرد «كشنده» خلاص شوم؟!...». * نامهء سوّم «... آيا از وضع جوانان و درد دلهاى ما آگاهى داريد؟... آيا مىدانيد عدّهاى از جوانان دست به جنايت بزرگىمىزنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟... چندى پيش در خيابان ثرياى «يزد» مىگذشتم ناگهانچشمم به جوانى افتاد كه سن او در حدود ٢۵ سال بود، بدنىبىحس و چشمانى نابينا داشت در حالى كه دست او در دستبراد كوچكش بود، از خيابان مىگذشت. من از چرخ پياده شدم و از برادرش كه با هم آشنا بوديمپرسيديم اين كيست؟ گفت اين برادرم است، مات و مبهوتانگشت بر دهان گذاشتم... گفتم چرا برادرت به اين روز افتاده؟ گفت تا ٢٠ سالگىهيچ عيبى نداشت، ولى بر اثر اعتياد به «يك نوع انحرافجنسى» چند سال است كه چشمش نابينا شده... بدبختانه باز دستبردار نيست... تقاضا مىكنم هر چهزودتر زيانهاى اين جنايت و راه علاج آن را براى ما «جوانان» تشريح كنيد، چه كنيم كه ما هم آلوده اين كارها نشويم؟...». * * * اين بود قسمتى از نامههايى كه از شهرستانهاى مختلفبه دست ما رسيده و غالباً به عين عبارت (با حذف نامنويسندگان و عباراتى كه قابل درج نبود) در بالا آورديم. اين نامهها و مانند آنها «تابلوى زنده و گويايى» از وضعجوانان ما و آيندهء آنهاست، البتّه انكار نمىتوان كرد كه افرادپاك و غير آلوده به هيچ نوع انحراف اخلاقى، در ميان جوانانفراوانند ولى تعداد قربانيان هم بسيار زياد است. اگر دست روى دست گذارده و تماشاگر اين صحنههاباشيم، هم اين افراد پاك در معرض خطر آلودگى قرار خواهندگرفت، و هم افرادى كه آلوده شدهاند به كلى از دست خواهندرفت و يا همچون قربانيان ديگر، افرادى ناتوان، قابل ترحم،شكست خورده، بينوا و احياناً جنايتكار خواهند شد. ولى ما اميدواريم با طرقى كه ارائه خواهيم داد حتىآلودهترين افراد (اگر بخواهند) نجات پيدا كنند، و افراد پاك با توجه و مراقبت بيشترى به اين مسائل نگريسته و راهپيشگيرى از هر گونه انحراف جنسى را دريابند. قلب ما از شنيدن نالهء اين قربانيان به شدت مىلرزد، ونيش قلمهاى آنها كه به طرز تضرّعآميزى استمداد مىكندروح هر انسانى را مىخراشد و جريحهدار مىسازد. بدبختانه «مسألهء جنسى جوانان» در زمانى كه بر اثربدآموزىهاى فراوانى كه به وسيلهء پارهاى از مطبوعات بازارىو فيلمهاى سكسى، و پخش عكسهاى شهوتانگيز، و اعمالسوداگران ديگرى از اين قماش، وارد مرحلهء بسيار خطرناكىشده است، و سوء استفاده از آزادى نيز مزيد بر اين علت گشتهاست، و اگر جهاد پىگيرى براى نجات جوانان نشود آيندهءشوم و مرگبارى در پيش خواهد بود. گرچه تصوّر مىكنيم مشاهدهء وضع قربانيان اين راه، كهنمونههاى آن در بالا ذكر شد (گرچه هنوز نمىتوان اسم آنها راقربانى گذاشت) و نمونههاى ديگر كه كم و بيش خود شماخوانندگان عزيز ديدهايد، به تنهايى معلّم گويايى است كه بسيار چيزها مىتواند به همه بياموزد. امّا اهميّت موضوع ايجاب مىكند كه آنچه گفتنى است دراين زمينه گفته شود و از پرتگاههايى كه از اين رهگذر درمسير زندگى جوانان قرار دارد همگان آگاه شوند، و راه نجات«در دام افتادگان» نيز تشريح گردد. ما همهء شما و دوستان را به مطالعهء دقيق اين سلسلهبحثها دعوت مىكنيم، و به شما اطمينان مىدهيم كه اگردل خود را در اختيار ما بگذاريد و آنچه ما در اختيار شمامىگذاريم، مو به مو اجرا كنيد از هر گونه خطرى رهايىخواهيد يافت. ادامه دارد.. |
|||
|
|
۰:۲۳, ۱۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ممنون..............................منتظر ادامه مقاله هستم....
![]() خدا همه گرفتاران این بلای خانمان سوز رو نجات بده
|
|||
|
|
۱۵:۳۱, ۱۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
قسمت دوم : [b]عواقب مرگبار انحرافات جنسی يكى از مهمترين مسائلى كه جوانان با آنروبهرو هستند، و راه پيشگيرى افراد غيرآلوده، و درمان آلودهها! در بحث گذشته با ذكر چند نمونه زنده ديديم كه چگونهانحرافات جنسى و اعتياد به پارهاى از آنها مىتواند جوانان رابه صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيماردرآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پيش ببرد. بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را«عصر مسائل سكسى»نام نهادهاند، بسيارى از نويسندگان بىهدف سعى دارندانحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، وگاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورتزندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!! دستهاى هم كه مىدانيم و مىدانيد دامن زدن به اينمسأله را وسيلهء «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيداكردن سوژههاى داغ جنسى و تهيهء عكسهاى تحريكآميز،زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند! مثلاً در يكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مىيابداخيراً خبر به اصطلاح تكان دهندهاى كه به قول نويسندهمجلّه سراسر اروپا را در بهت و حيرت فرو برده بود (و شايددامنه آن نيز به زودى به كرات ديگر كشيده شود!) درج شدهبود و آن اين كه اخيراً زنى در يكى از جرايد اعلان كرده استكه براى شوهرش معشوقه پيدا مىكند!!... آنهاامثال اين خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداختهخود يا همكارانشان است به عنوان يك وسيله مؤثّر تبليغاتىبراى بالا بردن تيراژ مجله خود انتخاب مىكنند، حال نشر اينگونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فسادمىتواند براى اجتماع داشته باشد، اصلاً براى آنها مطرحنيست. بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاحجامعهشناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين «موججنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بىضررجلوه دهند. عدّهاى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اينبىبندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظورپيشگيرى صورت مىگيرد طورى مسأله را طرح مىكنند كه نهتنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمىكند بلكهراههايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مىآموزد و انحرافىبر انحراف آنان مىافزايد مجموع اين عوامل است كه مسألهء انحراف جنسى را درميان جوانان به صورت فوقالعاده پيچيده و وحشتناكىدرآورده كه ريشهكن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست ونياز به صرف وقت و بودجه و طرحهاى دقيق فراوانى دارد. * * * زيانهاى استمنا در هر حال جوانان بايد با سرپنجهء عقل و فكر خودشان،اين پردههاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايقمربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراهساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى راكه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجاماين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.
ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى راكه سالها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونهمسائل كردهاند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل عللروانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راهمبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مىدهيم.يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه دربارهء زيانهاىعادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان رابه اين شرح نقل مىكند : هوفمان» مىگويد: «جوانى را ديدم كه از پانزدهسالگىگرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن ٢٣ سالگى آن راادامه داده بود. او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه مىخواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرشدرد مىگرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانندافراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقههاى چشم او بيشاز حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود دردشديدى احساس مىكرد. مشاهدات دكتر هوچين سون (NOSNIHCTOUH) ثابتمىكند عموم ناراحتىهاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار«استمنا» و ناراحتىهاى شبكيهء چشم و مشيميه از آنسرچشمه مىگيرد دقت كنيد. نويسنده مزبور اضافه مىكند: نخستين نتيجهء عادت به اين كار شنيع اين است كه قوتو شفافيت چشمها زايل مىگردد، صورت رنگ اصلى خود رااز دست مىدهد و پژمرده مىشود، در نگاههاى مبتلايان بهاين كار هوش و ذكاوت اوّلى ديده نشده حالت گرفتگى درسيماى آنها ظاهر مىگردد، چشمهاى آنها با حلقههاىكبودرنگى احاطه مىشود. بعد از آن سستى و تنبلى در نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگىنفس، تغيير اخلاق و مزاج به طور غير قابل توضيح، حسادت،غم و كدورت، ماليخوليا، فكر گوشهگيرى و تنهايى از نتايجشوم ابتلاى به اين انحراف جنسى است. اعضاى مختلف مشاهده مىشود. اين طبيب در جاى ديگر از كتاب خود اضافه مىكند اينعمل موجب فقرالدم (كمخونى) و ضايع شدن قواى جسمى وروحى مىگردد و باعث دوران سر، صداى گوشها، كمردرد،سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى وخلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مىشود، و بر اثر رابطهء نزديكىكه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثرمىگذارد». (دقّت كنيد). عادت به اين انحراف شوم جنسى مخصوصاً نيروىمقاومت بدن را در برابر بيمارىها كم مىكند و به طورى كهپزشك مزبور تصريح مىنمايد: اشخاصى كه به اين عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتارى به يكى از بيمارىهاى وخيم به آسانى نمىتوانندگريبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند ». او سپس از قول يكى از نويسندگان نقل مىكند كه : جوانى را مىشناختم كه مبتلا به اين عادت شوم بود اوگرفتار يكى از «بيمارىهاى تبدار» شد در روز ششم بيمارىكه كاملاً ضعيف شده بود باز نتوانست دست از عمل خودبردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او رادر كام خود فرو كشيد و نيز نقل مىكند: يكى از مبتلايانى كه به يك نوع از اين عادت شوم،مداومت مىنمود رفته رفته ضعف شديدى در خود احساسكرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و رانهاى او به طورمحسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مىدادادامهء اين عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گرديد و پس ازشش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست بهگريبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»! مخصوصاً ابتلاى به اين عادت شوم براى مجروحين وآنهايى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوقالعاده خطرناكمىباشد. كوتاه سخن اين كه به گفتهء همان «پزشكى» و هم از نظر«مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان وتزلزل روح مىگردد! * * * استمنا قابل كنترل نيست به هر حال زيانهاى اين گونه انحراف بيش از آن است كهدر اين مختصر شرح داده شود .و يكى از هولناكترين خطرات آن اين است كه اين عادتشوم به هيچ وجه قابل كنترل نيست و با توسعهء روزافزون خود،اراده را تضعيف مىكند و به صورت افراطى عجيبى گسترشيافته هر گونه محدوديت را در هم مىشكند. درست است كه هر گونه افراط در امور جنسى حتى ازطريق مشروع (از طريق ازدواج) نيز ممكن است خطرات فراوانى در بر داشته باشد. ولى گذشته از تفاوتهاى اصولى كهميان اشباع طبيعى اين غريزه و اشباع از طرق غير طبيعى وجوددارد (و بعداً تشريح خواهد شد) فراهم شدن شرايط اشباعمشروع و طبيعى آن در همه حال ممكن نيست در حالى كهاين عادت شوم نياز به فراهم شدن شرايط خاصى ندارد و لذابه صورت خطرناكى در زندگى مبتلايان رخنه كرده و ريشهمىدواند. با توجه به حقايق فوق و با توجه به اهميّت فوقالعادهاىكه اين مسأله در سرنوشت جوانان از نظر جسمى، فكرى،اخلاقى و اجتماعى و مذهبى دارد لازم است همهء جوانان بهدقت نكاتى را كه براى «پيشگيرى» از اين عادات شوم اعلاممىكنيم به كار بندند. مبتلايان نيز بايد بدانند كه براى ترك اين عادت هيچموقعى دير نيست. قبل از هر چيز «تصميم» و سپس به كاربستن دقيق دستورهايى كه در صفحات آينده اين كتاب ذكرخواهد شد لازم است و با انجام اين برنامه ترك اين عاداتمشكل نخواهد بود.
این نوشته ها برگرفته از کتاب انحرافات جنسی جوانان تالیف : ایه الله مکارم شیرازی میباشد. ادامه دارد...
|
|||
|
|
۱۹:۵۲, ۱۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
یه معادله ریاضی بدون شرایط اولیه یا بهتر بگم با شرایط اولیه صفر خروجی صفر میده.
روان آدم هم همینه برای شروع سیکل گناه نیاز به تحریک معادلات ناپایدار درونی هست. اولین قدم تحریک این معادلات فراهم آوردن شرایط اولیه است. شرایط اولیه گناه، "فکر گناه" هست. برای مقابله با گناه اولین قدم حذف شرایط اولیه است. عامل دیگه تحریک یه معادله اغتشاشات خارجیه. برای گناه اغتشاشات خارجی شامل عوامل سمعی و بصری و ... میشه. میشه استدلال کرد که به همین دلیل اسلام لزوم حجاب رو مطرح کرده. با دو عامل میشه گناه رو کنترل کرد. 1- کنترل شرابط اولیه یا خودداری از فکر گناه 2- مقابله با اغتشاشات خارجی یا عاری کردن اجتماع از عوامل محرک |
|||
|
|
۰:۱۳, ۱۶/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
پس ادامه چی شد؟؟؟؟
![]() لطفا تند تند بذازید....
|
|||
|
|
۹:۰۸, ۱۶/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اردیبهشت/۹۲ ۱۶:۴۳ توسط sajad0511.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
این نوشته ها برگرفته از کتاب انحرافات جنسی جوانان تالیف : ایه الله مکارم شیرازی میباشد.
٣ يك اشتباه بزرگ در مورد انحرافات جنسى «مىخواهم خون گريه كنم امّا قطرهء اشكى مژگان مرا مرطوب نمىكند؟ مىخواهم فرياد بكشم امّا آه هم از سينه بر نمىخيزد. مىخواهم بينديشم امّا به چه چيز؟ به كدام بدبختى ونافرجامى؟ مگر مغز انديشمندى هم در برابر اين ناملايماتبرجا مىماند؟ بيچاره و تنها، ويلان و سرگردان، هراسان و بيمناك ازآنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چيز و ازاين محيط آلوده و ننگين! ٢١ ساله هستم، ده سال تمام از حساسترين ايّام عمرم را«تنهاى تنها» گذراندم، ناملايمات زندگى و رنگهاى زنندهءچهره اجتماع مرا فوقالعاده رنج مىدهد... نفهميدم چه شد چند سال قبل كه هنگام مطالعهء كتابى بىاراده به يك عادت شوم جنسى آشنا شدم، آن موقع گذشتو كسى به من نگفت كه جوانى چه دوران حساس و خطرناكىاست؟ اندامهاى برهنهء زنان و دخترانى كه در آتش شهوت وهوس مىسوختند به هيجان درونى من دامن مىزد. بلى من عادت كردم و اكنون مريض جسمى هستم و روحمنيز بيمار شده است، دارم به ورطهء جنون پا مىگذارم آن قدرناراحتم كه در انديشه نمىگنجد... مرا از طول دادن نامه ببخشيد اين نالهها و استغاثهها ازمن نيست كه به گوش شما مىرسد مىدانم بسيارى از جوانانمثل من بيچارهاند. ناگفته نماند در اوان جوانى در سنين ١۶ يا ١٧ سالگى بوده دو مرتبه به خودكشى دست زدهام. امّا اجازهء مردن هم به مابيچارهها نمىدهند! اكنون خيلى ضعيف شدهام و مدّتكوتاهى است كه با كمال معذرت بىاراده از من قطرات... دفعمىگردد! اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سومىروم، شايد هم يك سويش نابودى باشد!... استدعا دارم مرا نجات دهيد، خواهش مىكنم جوابم راخيلى سريع لطف كنيد اگر ممكن شود به وسيله پست، حتّىاگر در مجله نسل جوان خواستيد جواب بدهيد. هر چه زودتر،پيشرفت شما سروران پاكدل و گردانندگان آن نشريهء محبوبرا كه براى ارشاد امثال من آلوده و پيشگيرى ديگرانمىكوشيد از خداى يكتا خواهانم. «س -ب» از مشهد * * * مسألهء مهم اينجاست به اين ترتيب نامهء دردآلود و غمانگيز ديگرى را كه مربوطبه جوان گرفتارى است كه از ذكر نام صريح او خوددارىمىشود، ورق زديم و صحنهء ديگرى از صحنههاى اندوهباراين اجتماع آلوده را از نظر گذرانديم. اكنون اجازه دهيد رشتهء سخن را دربارهء عادت شوم وخطرناك «استمنا» يا NOITADRUTSAM و چگونگى مبارزه با آن را دنبال كنيم، شايد بتوانيم اين سيلاب خطرناك را تاحدودى مهار كنيم. يكى از اشتباهات بزرگ در اين مسألهء حساس اين است كهعدهاى از پزشكان، در برابر متخصصانى كه سالها در اين بارهمطالعه نموده و آثار شوم اين عادت زشت را در كتابهاىخود نوشتهاند (و نمونه آن در بحثهاى گذشته از نظرخوانندگان گرامى گذشت) چنين اظهار نظر مىكنند كه: «ما در پزشكى زيانى براى اين عمل نديدهايم بلكهترسانيدن افراد از آثار شوم و مرگبار اين عمل ممكن استآثار نامطلوبى در روح آنها بگذارد!». گاهى مىگويند: اين عمل با آميزش جنسى چندان تفاوتندارد. متأسفانه همين اظهار نظرهاى بدون مطالعه در تمامجوانب مسأله، سبب سقوط عدّهاى از جوانان در دام اينعادت شوم شده است. پاسخ اين سخن را پزشكان مطّلع و وارد چنين مىدهند: اين آقايان از يك نكتهء اساسى در اين مسأله غفلت دارندكه: به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صريح بسيارى ازمبتلايان» اين عمل، اعتيادآور است، اعتيادى شديد و مرگبار كهافراد را به دنبال خود مىكشاند و به اين آسانى دستبردارنيست. ممكن است يك مرتبه استعمال فلان مادّهء مخدّر ضررزيادى نداشته باشد، ولى بايد توجّه داشت خطر اعتياد درپيش است، اعتيادى كه همه چيز انسان ممكن است در آندفن شود. همان طور كه گفتيم متخصّصان اين فن در كتابهايى كهدر اين زمينه نوشتهاند موضوع اعتيادآور بودن اين عمل شومرا صريحاً يادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشتهاند. (دقّت كنيد) نكتهء ديگرى كه بايد به اين موضوع اضافه كرد اين است كهوسايل آلوده شدن به اين عمل بسيار ساده است، يعنى درحقيقت وسايلى نمىخواهد و در هر گونه شرايطى و در همهحال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نيست و بدبختانه چون در دوران «طغيان غريزهء جنسى» مخصوصاً ميانسالهاى ١۶ تا ٢٠ به سراغ جوانان مىآيد خيلى زود ممكناست به صورت يك عادت ريشهدار درآيد، در حالى كه آميزشجنسى هرگز چنين ساده نيست و زن و مردى كه همسريكديگرند در شرايط خاصى چنين امكانى را پيدا مىكنند. كسانى كه زيانهاى آن را دست كم گرفتهاند حتماً توجّه بهمسألهء «اعتياد» به آن، و ساير اوضاع و احوال خاص اين مسألهننمودهاند. وگرنه چگونه مىتوان اين حقيقت حسى را انكار كرد كهبسيارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانىمطلق و فلج و از دست دادن همه چيز خود پيش مىروند مگرمشاهدات حسى را مىتوان منكر شد؟! اتفاقاً در ميان اين دسته بسيارند كسانى كه مىگويند هرگزبه زيان اين عادت شوم هم آشنا نبوديم و از ضررهاى آنآگاهى نداشتيم بنابراين، مسأله تلقين هم در اينجا منتفىاست. * * * راهها و دستورهاى پيشگيرى: اكنون كه اين حقايق روشن شد توجه عميق همهء جوانانعزيز را به نكات زير جلب مىكنيم، براى پيشگيرى از بروز اينعادت و اگر خداى نكرده آلوده شدهاند براى درمان آن: گام نخست ١ - نخستين مطلبى كه مبتلايان بايد به آن توجّه كنند ايناست كه اين عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه داردقابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسيارى ازافرادى كه آلوده بودهاند اگر از طريق صحيحى وارد شوندمانند هر عادت و اعتياد غلط ديگر به طور حتم برطرفخواهد گرديد. قابل توجّه اين كه بيشتر آثار شومى كه به واسطهء آن بهوجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرفخواهد گرديد، زيرا نشاط و نيروى جوانى مىتواند بيشتر ضايعات گذشته را جبران نمايد (نمىگوييم همهء آن را، مىگوييم، بيشتر آن را) و همان طور كه زخمهاى تن كودكان وجوانان خيلى زود التيام پيدا مىكند آثار سوء اين عمل نيزپس از بيدارى (در صورتى كه به موقع متوجّه شوند) در مدّتنسبتاً كمى برچيده خواهد شد. آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأيوس و يادر ترديدند سخت در اشتباه هستند، و همين يأس و ترديدبزرگترين سد راه آنهاست (دقت كنيد). بنابراين نخستين و لازمترين موضوعى كه آنها بايد به آنتوجه و ايمان داشته باشند همان امكان سريع ترك اين عادتشوم و ننگين و رهايى يافتن از بسيارى عواقب آن است. اكنون كه گام نخستين برداشته شد و با ايمان و اميدوارىكامل به سوى درمان اين مبتلايان پيش مىرويم بايد خود رابراى به كار بستن نخستين دستور آماده كنند. * * * مهمتر از آنچه تصوّر شود پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتياد قبلاز هر چيز اراده و تصميم لازم است، تصميمى قاطع و جدى ومحكم. ممكن است شما اين موضوع را يك موضوع ساده ومعمولى تلقى كنيد امّا ما به شما مىگوييم بيش از آنچه تصوّرنماييد اين موضوع مهم و مؤثّر است. براى گرفتن تصميم بايد نخست به زيانهاى ادامهء اينعمل خطرناك انديشيد و آنچه از زيانهاى آن در بحثهاىگذشته يادآور شديم با دقت چندين مرتبه از نظر گذراند. وعواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسمساخت، و با توجّه به شخصيت و قدرت فوقالعادهاى كه در هرانسانى نهفته شده -مخصوصاً در جوانان -بايد تصميم گرفت،تصميمى آهنين و خللناپذير. حتماً مىدانم در اينجا بعضى از جوانان مبتلا، به منايراد مىكنند كه «ما قادر به تصميم گرفتن هم نيستيم و نيروى تصميم از ما سلب شده، بارها تصميم گرفتهايم و باز همشكستهايم»! ما به اين ايراد شما كاملاً توجّه داريم امّا شما هم به پاسخما كاملاً توجّه و دقّت كنيد: من از اين گونه افراد مىپرسم: «آيا هرگز شده در پيشروى پدر و مادر و برادر، دبير و يا شخص محترم ديگرىآشكارا دست به اين كار بيالاييد هر قدر هم (مثلاً) ناراحتباشيد؟... حتماً خواهيد گفت: نه. مىپرسم چرا؟ مىگوييد آخر چنين كارى شرمآور است! مىگوييم: معناى سخن شما اين است چون اين كارشرمآور است ما تصميم گرفتهايم در پيش روى آنها انجامندهيم! اين موضوع به خوبى ثابت مىكند كه شما هرگز آن طور كهخيال مىكنيد بىاراده و بى اختيار به سوى اين عمل كشانده نمىشويد، اگر بىاختيار و فاقد اراده بوديد براى شما حضوراين افراد و عدم آن كوچكترين تفاوتى نداشت! شما بايد بكوشيد اين «اراده نيرومند خود» را كه در چنينمواردى به كار مى اندازيد به همه جا گسترش دهيد، اينسرمايه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمىكنيد؟ اين را هم فراموش نكنيد كه خدا در همه جا حاضر و ناظراعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستيد آياشايسته است در حضور چنين پروردگارى دست به چنينآلودگى بزنيد؟! جالب توجّه اين كه در يكى از سخنان پيشوايان بزرگاسلام امام صادق عليه السلام مىخوانيم: روزى يك نفر به خدمتشعرض نمود: بيچاره فلانكس مبتلا به «يك نوع انحرافجنسى» شده (نوع ديگرى غير از اين عادت) و از خود هيچگونه ارادهاى ندارد! حضرت با عصبانيت فرمود: چه مىگويى؟! آيا حاضر استاين عمل را پيش روى مردم هم انجام دهد؟! عرض كردند: نه. فرمود: پس معلوم مىشود به اراده و اختيار خود اوست... و امّا اين كه بعضى مىگويند: «بارها تصميم گرفتهايم وشكستهايم» ما به اين افراد صريحاً اعلام مىكنيم: شكستنتصميم به معناى از بين رفتن همهء آثار آن در وجود انسان نيست، همين تصميم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل وروح انسان باقى مىگذارد و زمينه را براى تصميم نهايى بيشاز گذشته، آماده مىسازد (دقت كنيد). اجازه بدهيد مثالى براى شما بيان كنم: بسيارى از اوقات انسان مىكوشد با پاى خود از كوهى بالارود و يا با اتومبيل از يك سر بالايى تند بگذرد، دفعه اوّل ودوّم و گاهى دفعهء دهم عقبگرد مىكند و نمىتواند، ولىآخرين بار موفق مىشود و از آن مىگذرد، اين سخن به اينمعنا نيست كه در دفعات اوّل هيچ كارى انجام نداده بلكه هردفعه كه براى عبور از اين راه دشوار اقدام نموده و عقب رفتهبه طور ناخودآگاه يك مقدار آمادگى آموخته و ذخيره كرده وبالاخره در پايان پيروز شده است. دانشمندان مىگويند براى حفظ يك قطعه شعر يا نثرممكن است در نخستين بار ۵ مرتبه تكرار آن لازم باشد، وپس از مدّتى ممكن است فراموش گردد امّا براى حفظ آن دردفعه آينده مسلّماً ۵ مرتبه تكرار لازم نيست ممكن است سهمرتبه هم كافى باشد. يعنى رسوبات تصميمها و يادگيرىهاىگذشته همواره در روح انسان باقى مىماند. مسائل مربوط بهروان انسان همه از اين قبيل است. بنابراين اگر ده بار هم تا كنون تصميم گرفتهايد وشكستهايد هم اكنون آماده يك تصميم قاطع و جدّى و آهنينبراى ترك هر نوع اعتياد غلط شويد و تمام نيروهاى معنوىخود -مخصوصاً ايمان به خدا -را بسيج كنيد و اين گفتارپيشواى بزرگ ما على عليه السلام را فراموش نكنيد آنجا كهمىفرمود: «افراد با ايمان همچون كوه سرسخت و بااستقامتند». اكنون كه تصميم نهايى خود را گرفتيد دستورات ديگر آيندهرا دقيقاً به كار بنديد. ادامه دارد........ |
|||
|
|
۱۰:۳۱, ۱۷/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
این نوشته ها برگرفته از کتاب انحرافات جنسی جوانان تالیف : ایه الله مکارم شیرازی میباشد.
دستورهاى دهگانه گفتيم خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا»NOITADRUTSAM كه گاهى به تناسب يك افسانهء تاريخى«اونانيسم» نيز ناميده مىشود. اگر چه غير قابل انكار است،زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مىگيرد، اعتيادى ريشهدارو كشنده تا آنجا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبينخود را آلوده مىسازد ، و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مىرسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مىگردد. ولى از آن خطرناكتر يأس و نوميدى از مبارزهء با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنشهاى فوقالعاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خودهد كرد. مبتلايان بايد اطمينان كامل داشته باشند كه اگر بخواهندمىتوانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند، و حتّى عمدهء آثار آن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولانى باشد. آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دستبردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند. منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آينده» به مبارزهء پىگيرى برخيزند. كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافتهاند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشرانمنحرف نسپارند. همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعىدر مبارزه با هر نوع اعتياد غلط -اعم از اعتيادهاى خطرناك جنسى يا اعتيادهاى ديگر -پس از «اميدوارى و اطمينان بهپيروزى» داشتن تصميم قاطع است. تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت وشرافت و وجدان. تصميمى راسخ و غير قابل عدول. حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شدمجدداً، بلكه قاطعتر و راسختر بايد تصميم بگيرند و با هماناميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند. زيرا سرانجام آثار اين تصميمها در ناخودآگاه آنها اثرگذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهدبخشيد. امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشودخيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيدهخواهد شد. بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى باخداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشنددر پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت. اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً بهكار بندند. ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولىهنگام عمل روشن مىشود كه اثر معجزهآسايى دارد. ١ - اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا دربرابر تلويزيون ناظر صحنههاى هوسآلود «فيلمهاى سكسى» باشند، و همهء روز قسمت مهمى از وقت گرانبهاى خود را بهمطالعهء «رمانهاى عشقى» و تماشاى «عكسهاىشهوتانگيز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه وخيابان با ولع تمام اندام برهنهء زنان و دختران را ورانداز كنند، و با اين همه باز هيچ گونه آلودگى پيدا نكنند سخت دراشتباهند. اين گونه «تحريكات مصنوعى» كه هيچ گونه ضرورتى همندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغييرمىدهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد وطغيانگر، مىكشاند. شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كهآثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگهمىدارد. ادامهء اين تحريكات دائمى بهترين فصول زندگى -يعنىدوران جوانى -را بر باد مىدهد و اعصاب جوانان را در هممىكوبد. همهء جوانان عزيز -مخصوصاً آنهايى كه داراى پارهاى ازعادتهاى غلط جنسى هستند -بايد به شدت از اين گونهامور بپرهيزند، از ديدن اين فيلمها، و مطالعهء آن رمانها و هرگونه چشمچرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود را بىجهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجانهاىدائمى تضعيف نكنند. براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمىهاى سالمو مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمكدوستان خود برنامههاى صحيحى براى اين اوقات تنظيمكنند. اين سرگرمىها ممكن است: ((ورزشهاى فردى و دستهجمعى پيادهروى در هواى آزاد مطالعهء كتب سودمند و مفيد پرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى، كارهاى دستى جمعآورى اشعار تهيه كلكسيونهاى عكس و تمبر و مانند اينها. شركت در انجمنهاى گوناگون و كنفرانسهاى علمى يااخلاقى، باشد. )) * * * ٢ - تهيهء برنامهء فشرده و تمام وقت جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانهروز خود برنامهءتنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامهنداشته باشند. نمىگوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مىگوييماگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يكساعت خالى از برنامه نباشد. جوانان بايد بدانند بزرگترين بدبختى براى يك جوان ايناست كه وقتهاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد. حتى اگر جوانان بتوانند برنامهء روزانه خود را كمى بيش ازمقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يكلحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالاتفراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شومدارد. بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاىتعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دودمىكنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب وبدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيانآوردر ايّام غير تعطيلى است. خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستنداگر برنامه مشغول كنندهاى براى تمام وقت خود نداشتهباشند به آسانى نمىتوانند اين عادت را از سر خود دور كنند، و تهيهء چنين برنامهاى از مؤثرترين عوامل ترك اعتياد است، ومطمئناً با تهيهء چنين برنامهاى قسمت مهمى از مشكلاتترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت. * * * ٣ - توجّه مخصوص به ورزش معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كمعلاقههستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژىهاى بدنى و فكرىآنها را به خود اختصاص مىدهد و طبعاً از مسائل ديگر كممىكند. به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسىلازم است جوانان برنامههاى وسيع و متنوع ورزشى انتخابكنند. مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشهگير، منزوىكم تحرك و خمود هستند و همين گوشهگيرى و انزوا و عدمتحرك وضع آنها را تشديد مىكند، و اگر از اين وضع به كلى درآيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى دربهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد. اين گونه افراد معمولاً اعصاب ضعيف و ناتوانى دارند، وورزشهاى متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوقالعادهمؤثّر است. اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد بهبازىهاى گوناگون ورزشى و يا پيادهروى در هواى آزادتخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند وهم قسمتى از انرژىهاى جسمى و فكرى آنها متوجه اينقسمت گردد. به همان اندازه كه تحرّك و ورزشهاى فردى ودستهجمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشهاى خزيدنو در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايدبه هر قيمتى شده از آن دورى گزينند. اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزهآساى آن راببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد وشبهنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خوابعميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مىآيد در امانخواهيد بود! * * * ۴ - بايد عادتى جانشين عادتى گردد روانشناسان مىگويند: براى ترك يك عادت بدحتماً بايدبه سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود. مثلاً كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمامزيانهاى آن را مىبينند و حس مىكنند، باز حاضر نيستندآن را ترك گويند، و به گفتهء خودشان وقت قمار كه مىرسدنمىفهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوىاين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساختهمىكشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلطپيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را(مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تااين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد. و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزهء عادت در آن حال تحريك مىگردد به اين سمت كشيده شود ومصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشتهباشد (دقت كنيد). در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كهانگيزهء آن در مبتلايان توليد مىشود به سراغ برنامهء خاصىبراى چنين ساعتى از قبل پيشبينى كردهاند بروند، به سراغمسابقهء علمى، ورزشى، مسابقهء هوش، مطالعهء يك اثر جالب،يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اينكار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد. * * * ۵ - پرهيز مطلق از تنهايى اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط ازتنها ماندن به شدت اجتناب كنند. هرگز تنها نباشند؛ در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنهانخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند. و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستند از آن محيط بيرون بروند. اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كهبه مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مىكنندبلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردناين تذكر غالباً گران تمام مىشود. تنهايى، محيط كاملاً مساعدى است براى پرورش ميكرباين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مىخواهندخوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشندبايد از تنهايى بپرهيزند. ۶ - ازدواج در نخستين فرصت اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مىدهد بايد در نخستينفرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخابنامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد)فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند. خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه وتشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيارسهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيودغلط، دست و پاى غالب طبقات را -اعم از تحصيل كرده وبىسواد -در اين قسمت بسته است. بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اينوحشت كاملاً بىاساس است زيرا با به كار بستن دستورها همترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحلازدواج و زناشويى. ٧ - تلقين و تقويت اراده «تلقين» نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازىمىكند. افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادرهستند اين عادت زشت را ترك گويند. براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور كه يكى از اطباى روانشناس دكتر «ويكتور پوشه فرانسوى»مىگويد: -بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سرهم ادامه دهند -همهء روز در محل آرامى كه چيزى فكر آنها رابه خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته و با كلماتشمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: «من به خوبى قادرهستم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم»! تكرار اينتلقين ساده اثر عجيبى در تقويت روحيه و ترك اين عادت وهر عادت بدى دارد. (مىتوانيد آزمايش كنيد). علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعهء كتابهاىروانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشتهشده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم -و همهمعتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاىناپسند شدهاند اعتراف دارند -نخستين گام در اين راه «ارادهو تصميم» است. * * * ۸- پرهيز كامل از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اينعادت بد، در همهء اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طورمطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرارمىكنند. علاوه بر اين بايد زيانها و عواقب دردناك و مرگباراين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش بهسخنان وسوسهانگيز اين و آن ندهند. نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامهءآن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه وبدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و بهسرنوشت غمانگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مىكوشند باسخنان وسوسهانگيز اين عمل شوم و زشت را لذتبخش و كمضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسههاىشيطانى آنها نمىافتند. * * * ۹ - تقويت عمومى و رژيم غذايى داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويتعمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى ازمواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مىگيرد و يا خود عاملضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد. استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازهمىدهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى بهاينگونه افراد مىتواند بنمايد. همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدنلباسهاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريكمصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباسها اصولاً براى همهءجوانان زيانبخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو ورشد طبيعى جسم آنها صدمه مىزند و هم وسوسهانگيز وتحريكآميز است. * * * 10- استمداد از نيروى ايمان و عقايد مذهبى نيروى ايمان و عقيدهء مذهبى مىتواند بزرگترين كمك رابه اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بدنجات بخشد. اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده ومطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگكاملاً اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر بهسجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نيازمىكنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از اوبخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و ازچنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّهنمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و دراين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد. و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظربدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دستبه چنين كار خلافى بزنند. ما اطمينان كامل داريم اگر مبتلايان دستورهاى بالا را دقيقاًفقط براى يك ماه به كار بندند از شر اين انحراف رهايىخواهند يافت. ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۶:۴۳, ۱۷/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
نمونهاى از قضاوت خوانندگان ......
نامههاى بسيار زياد و تكان دهنده در مورد اينكتاب به ما رسيده كه فقط يك نمونهء آن را بدونهيچ گونه تغيير و حتّى بدون ويرايش در اختيارخوانندگان عزيز قرار مىدهيم. به نام خداوند متعال به نام خداوندى كه جوانان را آفريد و به نام خداوندى كهتمام انسانها را پاك آفريد. اجازه بدهيد همان طور كه قول داده بودم و بدون مقدّمهسرگذشت خود را برايتان ذكر نمايم تا در اختيار جوانان قرارگيرد: من جوانى هستم ١٩ ساله. در نوجوانى بسيار علاقهمند بهقرآن و امام عزيزمان (رحمة الله علیه) بودم و هم اكنون نيز مىباشم. دراين دوران (نوجوانى) از نگاه كردن به نامحرم بسيار نفرتداشتم و آن را گناه فراوان مىپنداشتم و اصلاً نگاه بدنمىكردم. از موقعى كه پا به دوران بلوغ گذاشتم و وارد دبيرستانشدم تغييرى در من ايجاد شد و كم كم شيطان در من نفوذنموده و مرا از راه راست منحرف كرد به طورى كه نگاه كردنبه نامحرم برايم عادى شده بود. با دوستان بد آشنا شدم وآنان نيز مرا به عادتى كه ۴ سال دامنگير من بود اُنس دادند. ۴ سال دبيرستان اين عادت شوم جنسى را ادامه دادم و اُفتتحصيلى غير قابل انكارى در من به وجود آمد كه كاملاً قابلاحساس بود. در دوران راهنمايى شاگرد ممتاز كلاس بودمولى دبيرستان بدون باور تجديدى آوردم. ۴ سال از خداونددور ماندم، ۴ سال فرد پستى بودم، ۴ سال از خود نيز غافلبودم. در طى اين ۴ سال همه چيز خود را از دست دادم و ازجمله سلامتىام را. تمام علائم اين عمل در من ظاهر شد: لاغرى بدن، سستى بدن، كمخونى، كم شدن حافظه، كم شدنهوش، لرزش دست، ضعيف شدن چشم و... سال چهارم دبيرستان از خواب غفلت بيدار شدم ومىكوشيدم كه اين عمل را ترك نمايم ولى سعىام بىفايدهبود. ٢ الى ٣ روز تحمّل مىكردم ولى باز نمىتوانستم نجاتپيدا كنم و دوباره اين عمل شوم را انجام مىدادم. تابستان ٧٠ تمام تلاش خود را براى ترك اين عمل كردم ولى نمىتوانستماين عمل را ترك كنم. به خداوند و امامان معصوم و امامزادههاپناه آوردم و به تلاوت قرآن قبل از اذان گوش مىدادم و گريهمىكردم. در آن لحظات مىخواستم خون گريه كنم ولى قطرهءاشكى بر گونه هايم نمىباريد. مىخواستم درد دل كنم امّا باچه كسى؟ در همان لحظهء تلاوتِ قرآن با خداوند صحبت مىكردم واز او كمك مىخواستم و تا ٢ الى ٣ روز اين عمل را انجامنمىدادم ولى بعد از ٣ روز به اين عمل دست مىزدم، سپس گريه مىكردم و به حمّام مىرفتم و غسل مىنمودم و دوبارهتصميم مىگرفتم اين عمل را انجام ندهم. نمىدانيد در آنلحظاتى كه اين عمل را انجام نمىدادم يا تصميم در ترك اينعمل مىگرفتم چه احساسى داشتم؟ آن قدر خوشحال بودمكه گويا خداوند تمام گناهانم را بخشيده است!؟ ولى لعنت برشيطان... خلاصه هر روز غروب نزديك اذان به تلاوت قرآن گوش فرامىدادم و همراه آن گريه مىكردم و از خداوند كمكمىخواستم و به او پناه مىآوردم و بعد از اذان، نمازمىخواندم و دعا مىكردم كه خداوند تمام جوانانى را كه معتادبه اين عمل هستند نجات دهد از جمله خودم. به دوستان خود نگاه مىكردم كه چه پيشرفتهايىداشتند ولى من بر عكس، سير نزولى را طى مىكردم. دركنكور سال ٧٠ پذيرفته نشدم و علّت را همين اعتيادمىدانستم. لطف خداوند هيچگاه بر روى بندهاش بستهنمىشود. بله، بالاخره خداوند لطفى در حق من نمود و يك روز در كتابخانه با كتابى به نام «مشكلات جنسى جوانان» آشناشدم و آن را خريدارى نمودم. اين كتاب، همان كتاب نجاتبود، همان كتابى كه مرا از مرگ پستى نجات داد، همان كتابىكه بيشتر جوانان را نجات مىدهد و به طور حتم كتابى كه اگرجوانان به دستورات آن عمل كنند از اين اعتياد نجات پيدامىكنند. خدا را شكر مىكنم كه لطفى در حق اين بندهء پستو حقير نمود و او را از مرگ حتمى و مرگ همراه با پستىنجات داد. تمام مطالب كتاب را خواندم و دستورات ده گانهء آن راموبهمو اجرا كردم و در ضمن اجراى دستورات كتاب، نماز رابه موقع و سروقت مىخواندم و بعد از نماز دعا مىكردم كهخداوند تمام جوانان معتاد به اين عمل را نجات دهد وآيةالكرسى را آنقدر در روزهاى متوالى تكرار مىكردم كه ازحفظ شده و تا فكر گناه به سرم مىآمد آيةالكرسى رامىخواندم و تأثير آن را به وضوح و آشكار ملاحظه مىنمودم. در ضمن دو آيهء «وَاِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً اَوْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ، ذَكَرُو اللّٰه، فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبُ اِلاّ اللّٰه، وَلَمْ يُصِرُّواعَلٰى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ». و «اِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوا اِذٰا مَسَّهُمْ طٰائفُمِنَ الشَّييْطٰانِ تَذَكَّرُوا فَاِذٰاهُمْ مُبْصِرُونَ».را در همان موقعمىخواندم و به طور كلّى اين فكرهاى فلاكتبار از ذهنم خارجمىشد. خواندن اين دو آيه بسيار مؤثّر مىباشد. ابتدا تصميم گرفتم، سپس از نگاه كردن به زنان و دخترانچشم پوشيدم (بسيار مهم است) و برنامهاى فشرده در طولروز ترتيب مىدادم كه اصلاً وقت براى اين كار نداشته باشم و... كه مو به مو و كامل در كتاب «مشكلات جنسى جوانان» توضيحداده شده است. اوّلين بار ايمانم را قوى كردم و از خداوندكمك خواستم كه مهمتر از بقيه مىباشد. من به آن جملهاىكه در آخر اين كتاب ذكر شده بود ايمان داشتم: «ما اطمينان كامل داريم جوانان اگر يك ماه دستورات كتابرا اجرا كنند از اين اعتياد نجات پيدا مىكنند». خلاصه بعد از چند بار تصميم گرفتن موفق شدم كه اينعمل را ترك كنم و نجات يابم و الآن كه اين نامه را مىنويسم دو ماه از ترك اين عمل مىگذرد. نمىدانيد وقتى يك ماه تمامشد چه احساسى داشتم و چقدر خوشحال بودم، دو ركعتنماز شكر خواندم و تا الان نيز دو ركعت نماز شكر مىخوانم واز خداوند مىخواهم كه اين احساس را در تمام جوانان معتادجنسى ايجاد كند (ان شاءاللّٰه). جوانانى كه به اين عمل دست مىزنند اگر بدانند كه چهعواقب شوم و تاريكى آنها را دنبال مىكند و آنها را هلاكخواهد كرد، اگر تصميم بگيرند كه آن را ترك كنند و دستوراتكتاب نامبرده را اجرا كنند مطمئن باشند كه بعد از يك ماهاجراى دستورات و دست نزدن به اين عمل حتماً نجات پيداخواهند كرد و آن احساس را به دست خواهند آورد. (انشاءاللّٰه) دلم مىخواهد فرياد بكشم و به تمام انسانها بگويم من ازمرگ نجات پيدا كردم، نه از مرگِ حق، از مرگ همراه با پَستىو بدبختى. دلم مىخواهد خون گريه كنم، نه گريهء حاكى از شكست،گريهء خوشحالى و پيروزى كه از ته دل بيرون آيد. دلم مىخواهد به طبيعت بنگرم، زيرا آن قدر زيبا شدهاست كه حدّ ندارد. دلم مىخواهد با خانواده بيشتر حرف بزنم و بخندم، زيرا تادو ماه پيش چنين خندهاى كه از ته دل است در لبانم ظاهرنشده بود و خيلى كم حرف مىزدم. خدايا تو را شكر مىكنم كه لطفت را از بندهاى كه از تو دورمىشد، دريغ نداشتهاى. خدايا تو را شكر مىكنم كه حقيقت را به من نشان دادى وكمك كردى به حقيقت بپيوندم. جوانان عزيز! آيندهسازان كشور! بكوشيد اگر پاك هستيد،هميشه پاك باشيد و اگر پاك نيستيد، پاك شويد و كتاب«مشكلات جنسى جوانان» را مطالعه نماييد و دستورات رااجرا كنيد، مطمئن باشيد اگر معتاد هستيد نجات پيداخواهيد كرد و بايد مطمئن باشيد زيرا در لحظات آخر نجاتمچنان اميدى در من ايجاد شده بود كه مىدانستم حتماً نجاتپيدا خواهم كرد. جوانان عزيز! اگر تصميم گرفتيد كه اين عمل را ترك كنيدو نتوانستيد، دوباره تصميم بگيريد و اصلاً نااميد نشويد ونگوييد كار از كار گذشته، نه اگر خيلى هم به اين عمل دستزدهايد ولى با تصميمهاى مكرّر مىتوانيد حتماً پيروز شويد. آن قدر تصميمتان را تجديد كنيد تا شاهد پيروزيتان باشيدان شاءاللّٰه و حتماً شاهد خواهيد بود. تصميم بعدى رامحكمتر بگيريد. در ضمن، مطالعهء كتاب «بهترين راه غلبه بر نگرانىها ونااميدىها» مفيد و سودمند است. . خدايا ما جوانان را راهنمايى فرما كه بدانيم آن قدر ارزشداريم كه نبايد تن به كارهاى خلاف بدهيم و نبايد نگاه آلودهبه نامحرم بكنيم، زيرا با اين كارها خيلى كوچك و پستمىشويم. خدايا مىدانم با انجام اين عمل حافظه و هوشم را بسيار ازدست دادهام، از تو مىخواهم آن حافظه و هوش قبلى را درمن پديدار نمايى و مطمئنم اگر به تو پناه آورم حتماً حافظه وهوش اوّليهام را به دست خواهم آورد. پس به تو پناه مىآورماى ارحمالراحمين. خدايا خودت ما جوانانى كه اين عمل را ترك كرديم كمككن تا ضررهاى قبلى را به راحتى جبران نماييم. خدايا توبهء اعمال گذشتهام را بپذير و كمكم كن كه ديگر بهاين عمل جانسوز مبتلا نشوم و همهء جوانانى كه مىخواهندمثل من روزى از زنجير طغيان اين غريزه نجات يابند، نجاتده كه تمام امور به دست خودت است. * * * باشد که این جمعه بیاید و خودش درد جوانانمان را دوا کند پایان. |
|||
|
|
۰:۱۴, ۱۸/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
آقا سجاد خدا خیرت بده................
تصمیم گرفتم فردا این مقاله ها روپرینت بگیرم و به چند تا از دوستام هدیه بدم..... |
|||
|
|
۸:۲۶, ۱۸/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۲ ۱۴:۳۲ توسط sajad0511.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۸/اردیبهشت/۹۲ ۰:۱۴)AMINGERAMI نوشته است: آقا سجاد خدا خیرت بده................سلام خسته نباشید اگر خواستی میتونی کتاب انحرافات جنسی جوانان تالیف : مرجع گرانقدر ایه الله مکارم شیرازی رو تهیه کنید. تمام این نوشته ها یک قسمت از این کتاب می باشد. در پناه خدا . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










