|
فرقه های انحرافی
|
|
۲۳:۳۱, ۱۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
نفوذ بهاییت در خاورمیانه موضوع مهدویت از جمله مطالبی است که تقریباً تمام ادیان و کلیة فرق اسلامی به نحوی به آن قائل هستند، اما در این میان شیعیان این مقام را منحصر به حضرت مهدی(علیه السلام) میدانند. مسئله مهدویت در بینش اسلامی نقش کلیدی دارد، چرا که اعتقاد به یک منجی و مصلح ـ که همه در انتظار او برای ساختن جامعهای مبتنی بر امنیت و عدالت به سر میبرند ـ و امید به اینکه سرانجام روزی حق جاری میشود و صالحان بر زمین حکومت میکنند، عامل پویائی و حرکت جوامع اسلامی است. آنچه شیعه را در حرکت تاریخی کلان خویش، به رغم دریافت ضربات و لطمات بسیار از سوی دشمنان، از یأس و نومیدی میرهاند و توان تحمل آن را بالا میبرد اعتقاد به فرج در آخرالزمان است. علاوه بر این، خاتمیت و مهدویت سد راه محکمی در مقابل دینسازی و دکانسازی مستقل به شمار میرود. به همین دلیل هم این موضوع مستقیم و غیرمستقیم همواره در معرض چالش قرار داشته است. قدرتهای حاکم بر جهان درصدد بوده و هستند تا با تشکیل مسلک و مذهبی جدید و به اصطلاح تکامل یافته در قرن بیستم با رنگ و بوی خردورزی و ایدئولوژی بر افکار توده مردم مسلط شوند و از نیروهای آنان به سود خویش بهرهبرداری کنند. اما استعمار در مشرق زمین در برابر مقاومت «طرز فکر اسلامی» قرار داشته و به طرق گوناگون میخواهد با تفکر اسلامی مبارزه کند. یکی از راههایی که استعمار برای فتح این دژ محکم در نظر گرفته، تلاش برای مذهبسازی بوده است. هدف آنها، چنان که خود معترفاند، این است که در مقابل «مهدی»، مهدی دیگر بسازند و در برابر «قرآن»، قرآن دیگری عرضه کنند. از این روست که میبینیم «گلادستون» نخستوزیر وقت انگلستان در مجلس آن کشور، در برابر نمایندگان، قرآن را بالا میبرد و میگوید: «تا وقتی این کتاب بر افکار انسانهای مشرق زمین حکومت میکند نفوذ و حکومت ما بر این کشورها امکانناپذیر و تحقق افکار ما غیرممکن خواهد بود.» بابیت زمینه بهاییت بیشتر مدعیان مهدویت کار خود را از ادعای رابطه با امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) یا باب آن حضرت بودن (بابیگری) شروع کردهاند. یعنی ابتدا ادعای رابطه مستقیم با آن حضرت را پیش کشیده و سپس از این مقام ترقی کرده و ادعای امامت و مهدویت و بعداً رسالت و ربوبیت و الوهیت کردهاند. در نیمه دوم قرن 13 هجری چند نمونه از این مدعیان در نقاط مختلف ممالک اسلامی با فواصل زمانی کوتاهی نسبت به یکدیگر پیدا شدند، از آن جمله دو نفر در آفریقا با این ادعا قیام کردند و سپس دو نفر دیگر در آسیا در دو کشور اسلامی یعنی ایران و پاکستان چنین ادعایی را مطرح کردند. این دو نفر علیمحمد باب و غلام احمد قادیانی نام داشتند. در سال 1260، یعنی درست پس از، از دست دادن 17 شهر قفقاز و شکست ایرانیان در جنگ علیه روسیه و انعقاد عهدنامههای ترکمانچای و گلستان که راه را برای ورود جاسوسان و ایادی روسیه تزاری آماده کرده بود، ناگهان شخصی به نام محمدعلی شیرازی ادعای بابیت میکند. سیدعلی محمد شیرازی از مدعیان بابیت (دروازه) امام زمان که بعدها مدعی مهدویت شد در 1235 در شیراز به دنیا آمد. در کودکی به مکتب شیخ عابد رفت (از شاگردان احمد احسائی و سیدکاظم رشتی) و با افکار رؤسای شیخیه آشنا شد و بعدها که به کربلا رفت در درس سیدکاظم رشتی حاضر شد در مدتی که نزد او بود با مسائل عرفانی و تفسیر آیات و احادیث و مسائل فقهی به روش شیخی آشنا شد و از آرای شیخ احمد احسائی آگاهی یافت. او گذشته از دلبستگی به اندیشههای شیخی و باطنی به «ریاضت کشی» نیز مایل بود و هنگام اقامت در بوشهر در هوای گرم از سپیدهدم تا طلوع آفتاب و از ظهر تا عصر بر بام خانه به ذکرگویی مشغول بود. پس از مرگ سیدکاظم به شیراز مراجعت نمود و در آن مکان خود را باب امام زمان معرفی کرد و اول کسی که از دستگاه شیخیه دعوت او را اجابت کرد یکی از شاگردان سیدکاظم رشتی بود به نام ملاحسین بشرویه. وی هنگامی که «ظاهراً» عازم مکه بود به یاران خود میگوید بروید به مردم بگویید باب موعود آشکار شده است. سپس به صورت ظاهر از خانه خدا برگشت و چون به بوشهر رسید دستور داد تا در یکی از مساجد بوشهر عبارت «اشهد انَّ علیًّا قَبلَ نبیلٍ بابُ بقیهالله» را داخل اذان نمایند. که یعنی علی نبیل (به حساب جمل برابر با علیمحمد) باب امام زمان است. اما چیزی نگذشت که مورد تعقیب حکومت قرار گرفت و از بوشهر روانه شیراز شد و در آنجا در مجلسی که از علمای شیراز برای بررسی عقاید وی تشکیل یافته بود درحضور امام جمعه کلیه ادعاهای خود را انکار کرد و بر اشخاصی که او را بدان امتیاز ممتاز دانستند لعنت فرستاد! بعد از این واقعه و از طریق ارتباط با حاکم اصفهان منوچهر خان گرجی (روسی) بود که توانست به اصفهان بگریزد و در آنجا دوباره ادعای بابیت کند. لازم به ذکر است که منوچهر خان گرجی، ارمنی مذهب، جزء اسرایی بود که آغا محمدخان قاجار او را از تفلیس به ایران آورد و در دربار فتحعلیشاه جزو مقربان درگاه شد.(1) در زمان محمدشاه قاجار، منوچهر خان گرجی، پس از بلوای بابیه در شیراز با علیمحمد شیرازی به گرمی رفتار کرد و او را از شیراز به اصفهان آورد و با وی همراهی نمود. او برای پیشرفت آیین وی مساعدت بسیاری کرد و تا زمانی که زنده بود در اصفهان از باب به نحوی پذیرایی کرد و در حفظ جان وی بسیار کوشید. دولت وقت از منوچهر خان درخواست کرد که علی محمد را به تهران بفرستد. منوچهر خان نیز برای فرونشاندن سر و صدا، باب را با چند سرباز به طرف تهران فرستاد ولی همان شب مخفیانه او را به اصفهان بازگرداند و شش ماه در مقر فرماندهی خود نگاه داشت. بعد از مرگ حاکم اصفهان و روانه شدن باب به تبریز در سال 1266 به دستور امیرکبیر ـ به علت غائلههایی که به پا کرده بود و در طی آن هزاران نفر از افراد بیگناه مسلمان کشته شده بودند ـ تیرباران شد و جسدش را در کنار خندق تبریز انداختند. مسئله مهم اینجاست که صبح روز بعد دو نفر به نزدیک خندق میروند. این دو نفر چه کسانی هستند؟ تاریخ گواهی میدهد که یکی از آنها نقاش چیرهدستی است که بعد از رسیدن بلافاصله شروع به عکسبرداری از جسد میکند و دیگری سفیر دولت روس تزاری، پرنس دالگورکی است! عباس افندی در کتاب مقاله شخصی سیاح ضمن شرح اعدام علیمحمد شیرازی و محمدعلی در تبریز مینویسد: «بعد آن دو جسد را از میدان به خارج شهر به کنار خندق منتقل نمودند و آن شب در کنار خندق ماند. روز ثانی «قونسول روس» به اتفاق حاضر شده و نعش آن دو جسد را به وضعی که در کنار خندق افتاده بود برداشت.»(2) نکته دیگر اینکه طبق تصریح عبدالحسین آواره در کتاب کواکبالدرّیه فی مآثر البهائیه پنهان کننده جسد علیمحمد شیرازی نیز فردی به نام «احمد میلانی بابی» بوده است که او نیز از تحتالحمایگان دولت روسیه بود. بهائیت و نقش روسیه تزاری میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله متولد 1233 در تهران در زمان ادعای بابیت سید علیمحمد شیرازی جوانی 28 ساله و ساکن تهران بود که در پی تبلیغ ملاحسین بشرویهای معروف به بابالباب و نخستین پیرو باب به آیین بابی گروید و از جمله فعالان و مروجان بابی شد. از اقدامات او در آن زمان به گفته منابع بهایی طراحی نقشة آزادی قرهالعین و نقش جدی او در واقعة بدشت بود. این اجتماع بعد از دستگیری و تبعید باب به قلعة چهریق برای رهایی او از زندان برپا شد. حسینعلی با توجه به توانایی مالی و فراهم کردن امکانات اقامت طرفداران باب جایگاهی معتبر نزد اجتماعکنندگان داشت. در همین اجتماع بود که سخن از نسخ شریعت اسلام رفت و قرهالعین بدون حجاب وارد مجلس شد.(3) علاوه بر آن هر یک از گردانندگان لقبی جدید پیدا کردند. محمدعلی بارفروش به قدّوس، قرهالعین به طاهره، و میرزا حسینعلی به بهاءالله ملقب شدند. پس از قتل باب بین میرزا یحیی (صبح ازل) برای جانشینی باب و حسینعلی اختلاف افتاد. اما در هر حال، بنابر بیشتر منابع، بعد از اعدام باب، عموم بابیه به جانشینی میرزا یحیی ـ که باب او را «من یَعدلُ اسمهُ اسم الوحید» خطاب کرده بود ـ معتقد شدند اما در عمل میرزا حسینعلی زمام کارها را در دست داشت. نقش فعال میرزا حسینعلی در اقدامات بابیان و تصمیم جدی امیرکبیر برای فرونشاندن قیامها و شورشهای آنها موجب شد که وی از میرزا حسینعلی بخواهد ایران را به قصد کربلا ترک کند. او در شعبان 1267 به کربلا رفت اما چند ماه بعد، پس از قتل امیرکبیر در ربیعالاول 1268 و صدارت یافتن میرزا آقاخان نوری به دعوت و توصیه وی به تهران بازگشت. پس از آن بود که حادثه تیراندازی دو تن از بابیان به ناصرالدین شاه پیش آمد که در نظر حکومت مرکزی قرائن و شواهد دال بر نقش میرزا حسینعلی در این سوءقصد بود. مأموران برای دستگیری میرزا حسینعلی نوری به منزلش میروند اما او را نمییابند. پیگیری آغاز میشود و خلاصه پس از تلاش بسیار به ناصرالدین شاه خبر میدهند که آقا به «سفارت روسیه» رفته و پناهنده شده است! شوقی در این باره چنین میگوید: «شاه از استماع این خبر غرق تعجب و حیرت شده و معتمدین خویش را به سفارت فرستاد تا آن وجود مقدس را که به دخالت در این حادثه عظیم متهم داشته بودند تحویل گرفته فوراً نزد وی بیاورند. سفیر روس از تسلیم حضرت بهاءالله به نمایندگان شاه امتناع ورزید و از هیکل مبارک استدعا نمود که به خانه صدراعظم تشریف ببرند. ضمناً از شخص وزیر به طور صریح و رسمی خواستار گردید ودیعة پربهائی را که دولت روس به وی میسپارد در حفظ و حراست آن بکوشد.» خوب است بیشتر به این جملات دقت کنیم: 1. پناهندگی به سفارت روس! 2. پرنس دالگورکی سفییر دولت روس 3. تعجب شاه از پناهندگی وی 4. امتناع سفیر از تسلیم میرزا حسینعلی 5. رابطه وی با صدراعظم و نامه او 6. بهاءالله یا امانت دولت روس! آقای میرزا حسینعلی به زندان میافتد و بیگانگان برای آزادی وی دستاندرکار میشوند تا جایی که سفیر روس پیغامی شدید به صدراعظم میفرستد و از او میخواهد که با حضور نماینده سفارت روس و حکومت ایران تحقیقات کامل درباره حضرت بهاءالله به عمل آید. همان طور که میدانید طبق مفاد عهدنامه ترکمانچای دولت روسیه حق داشت با تبعة خود طبق مقررات کاپیتولاسیون رفتار کند و آقای میرزا حسینعلی نوری هم جزو تبعة کشور روس محسوب میشد که محاکمهاش میبایست با حضور نماینده دولت روس انجام گیرد.(4) شوقی افندی در کتاب قرن بدیع چنین میگوید: «پس از ماجرای زندانی شدن بهاءالله و حمایت دالگورکی و تبعید بهاءالله به بغداد و استانبول و ادرنه، از یک طرف وساطت و دخالت پرنس دالگورکی سفیر روس در ایران که به جمیع وسایل در آزادی حضرت بهاءالله بکوشید و در اثبات بیگناهی آن مظلوم آفاق سعی مشکور مبذول داشت از طرف دیگر اقرار و اعتراف رسمی ملاشیخ علی ترشیزی ملقب به عظیم که در زندان حضور حاجبالدوله مترجم سفارت روس و نماینده حکومت، برائت حضرت بهاءالله را تأیید و به صراحت تام دخالت و شرکت خویش را در حادثة رمی شاه اظهار نمود... سکون و آرامش نسبی که پس از آن حبس شدید و الیم برای حضرت بهاءالله به دست آمد بینهایت محدود و کوتاه بود زیرا هنوز آن حضرت بین عائله و بستگانش وارد نشده بود که حکمی از طرف شاه مبنی بر نفی و تبعید آن وجود مقدس ابلاغ گردید که در ظرف یک ماه خاک ایران را ترک نمایند... سفیر روس چون از فرمان سلطانی استحضار یافت و به مدلول دستور مطلع گردید از ساحت انور استدعا نمود اجازه فرمایند آن حضرت را تحت حمایت و مراقبت دولت متبوع خویش وارد و وسائل انتقال ایشان را به خاک روس فراهم سازند... این دعوت مورد قبول و موافقت حضرت بهاءالله واقع نگردید و هیکل اطهر بنا به سابقة روحانی توجه به عراق و اقامت در بغداد را بر حرکت به صوب دیگر ترجیح دادند.» میرزا حیدر علی اصفهانی بهائی در کتاب بهجتالصدور مینویسد «والقائم بامرالله (بهاء) را گرفتند و حبس کردند و به قدر یک کرور اموال و املاک و عمارتش را بردند و غارت نمودند و در ظاهر چون دولت بهیة روس حمایت آن قائم بامرالله که ملقب به بهاءالله است نمود نتوانستند شهید نمایند به دارالاسلام بغداد نفی نمودند.» البته بعدها بهاءالله هم به خاطر اقدامات سفیر الواحی نازل کرده و تشکرات خود را در کتاب مبین چنین بیان میکند: «یا ملک الروس ان استمع نداءالله الملک القدوس ثم اقبل الی الفردوس المقر الذی فیه استقر من سمی بالاسماء الحسنی بین ملاء الاعلی و فی ملکوت الانشاء باسمالله البهی الابهی ایاک ان یحجبک هویک عن التوجه الی وجه ربک الرحمن الرحیم، انا سمعنا ما نادیت به مولیک فی نجویک لذا هاج عرف عنایتی و ماج بحر رحمتی و اجبناک بالحق ان ربک لهو العلیم الحکیم، قد نصرنی احد سفرائک اذ کنت فی السجن تحت السلاسل و الاغلال بذلک کتب الله لک مقاماً لم یحط به علم احد الا هو ایاک ان تبدل هذا المقام العظیم.»(5) «ای پادشاه روس ندای خداوند ملک قدوس را بشنو (یعنی میرزا بهاء) و به سوی بهشت بشتاب، آنجایی که در آن ساکن شده است کسی که در بین ملاء بالا به سماء حسنی نامیده شده و در ملکوت انشاء به نام خداوند روشنی روشنیها نام یافته است (یعنی شهر عکا مسکن آخدا) مبادا اینک هوای نفست تو را از توجه به سوی خداوند بخشاینده مهربانت بازدارد. ما شنیدیم آنچه را در پنهانی با مولای خود گفتی و لذا نسیم عنایت و لطف من به هیجان آمد و دریای رحمتم به موج افتاد تو را به حق جواب دادیم به درستی که خدای تو دانا و حکیم است. به تحقیق یکی از سفیرانت مرا یاری کرد هنگامی که در زندان اسیر غل و زنجیر بودم برای این کار خداوند برای تو! مقامی را نوشته است که علم هیچکس بدان احاطه ندارد مبادا این مقام را از دست دهی.» بهاءالله، پیامبر این قوم، که ادعای خدایی هم میکند خود در پی نصرت یکی از سفیران دولت روس است و در قبال این یاری ابراز تشکر هم مینماید! |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۴۳, ۲۷/تیر/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام «باب»، فتنهای که امیرکبیر خاموش کرد خبرگزاری فارس در روز 27 شعبان سال ۱۲66هجری قمری شهر تبریز شاهد اعدام یکی از مدعیان دروغین مهدویت بود که دستش به خون بسیاری از هموطنان کشور آلوده شد، فتنهای که با درایت امیرکبیر خاموش شد. ![]() به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، در طول تاریخ عصر غیبت برخی از افراد با سوء استفاده از عقاید شیعیان به دروغ خود را مهدی موعود خواندند، این در حالی است که حضرت بقیةالله اعظم ارواحناه فداه در آخرین توقیع خود خطاب به «علی بن محمد سیمری» مسأله ظهور مدعیان دروغین مهدویت را گوشزد کردند و بیان داشتند: «وَسَیَأْتِی شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَالصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَرٍ»؛ «و به زودی برای شیعیانم کسانی ظاهر خواهند شد که ادعای مشاهده مرا خواهند کرد، آگاه باشید، هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی کند، مسلماً دروغگو و افترا زننده است». یکی از کسانی که در عصر غیبت ادعای نمایندگی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کرد و بعد از مدتی فریاد «أنا المهدی» را سر داد، سید علی محمد باب، رییس فرقه بابیت بود که در نهایت فتنه او با درایت امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار خاموش شد، در ادامه به برخی از فعالیتها و افکار این مدعی دروغین به طور اجمالی میپردازیم: سید علیمحمد باب بنیانگذار فرقه بابیه، سید علیمحمد شیرازی است، از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میدانست، به «باب» ملقب شد و پیروانش را «بابیه» نامیدند، وی در کودکی به مکتب شیخ عابد از شاگردان شیخ احمد احسایی رفت و خواندن و نوشتن آموخت و از همان دوران با شیخیه آشنا شد. در 19 سالگی به کربلا رفت و در درس سید کاظم رشتی حاضر شد، در همین درس بود که با مسایل عرفانی، تفسیر و تأویل آیات و احادیث و مسائل فقهی به روش شیخیه آشنا شد، پس از درگذشت سیدکاظم رشتی، مریدان و شاگردانش به دنبال جانشینی برای او بودند که مصداق «رکن رابع» شیخیه باشد. میان چند تن از شاگردان رقابت افتاد و سید علیمحمد نیز در این رقابت شرکت کرد، او پا را از جانشینی سید رشتی فراتر نهاد و خود را باب امام دوازدهم شیعیان یا «ذکر» او یعنی واسطه میان امام و مردم شمرد. علیمحمد در آغاز امر بخشهایی از قرآن را با روشی که از مکتب شیخیه آموخته بود، تأویل و تصریح کرد که از سوی امام زمان (علیه السلام) مأمور به ارشاد مردم است. سپس مسافرتهایی به مکه و بوشهر انجام داد و دعوت خود را آشکارا تبلیغ کرد. پس از مدتی که گروههایی به او گرویدند، ادعای خود را تغییر داد و از مهدویت سخن گفت و خود را مهدی موعود نامید و پس از آن ادعای نبوت و رسالت خویش را مطرح کرد و مدعی شد که دین اسلام فسخ شده است و خداوند دین جدیدی همراه با کتاب آسمانی تازه به نام «بیان» بر او نازل کرده است! علیمحمد در کتاب «بیان»، خود را برتر از همه پیامبران دانسته و خود را مظهر نفس پروردگار پنداشته است، در زمانی که علیمحمد هنوز از ادعای بابیت امام زمان (علیه السلام) فراتر نرفته بود به دستور والی فارس در سال 1261 قمری دستگیر و به شیراز فرستاده شد و پس از آنکه در مناظره با علمای شیعه شکست خورد، اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت: «لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غایب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند». هنگامی که تعداد زیادی از هموطنان بیگناه توسط این فرقه به قتل رسیدند و اموالشان غارت شد، واقعه قتل و غارت روستاهای مازندران، قتل و غارت مردم زنجان و یزد از جمله وقایع دردناک تاریخ ایران بود، در این هنگام امیرکبیر درصدد بر میآید که علی محمد باب را به عنوان عامل این فتنه از میان بردارد و در ملاء عام مجازات کند و از این راه شورشهای بابیان را سرکوب کند. به این ترتیب از سوی شاه به حاکم تبریز امر شد که باب را از زندان خارج کنند و او را محاکمه کنند و سپس به قتل برسانند. پس از این دستور ناصرالدین شاه، علی محمد باب را چند ساعت در کوچه و بازار تبریز گرداندند و نوکرهای حکومت و بعضی از مردم و طبقه روحانیون او را مورد انواع تحقیر قرار دادند و قبل از غروب آفتاب او را به محل اعدام بردند و سرانجام این مدعی دروغین مهدویت و نبوت در روز 27 شعبان سال 1266 هجری قمری در تبریز به درک واصل شد. صلوات یا الله |
|||
|
|
۱۴:۳۳, ۳/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مرداد/۹۱ ۱۵:۰۷ توسط Asma.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بهائیت از دین اسلام استفاده ابزاری کرده تا بتواند با شبیه سازی به اهداف استعماری و تثبیت باورهای بی دلیل خود دست یابد.برای نمونه علیمحمد باب از اعتقاد به مهدویت برای مساله بابیت و حسینعلی بهاء از رجعت حسینی برای مشروعیت بخشیدن به اعتقادات خود استفاده کردند و با این شعارهای فریبنده آشوبهائی را در مناطق مختلف ایران ازجمله مازندران، زنجان و... به راه انداختند.
علی محمد باب ابتدا ادعای بابیت و ذکریت و سپس مهدویت و بعد نبوت و الوهیت کرد. وی پس از آنکه در کودکی پدر خود را از دست داد تحت کفالت دائیش قرار گرفت و در کنار او به کسب و کار در "کمپانی ساسون" (متعلق به خاندان یهودی ساسون که با کمپانی هند شرقی که بازوی استعماری انگلیس در هند به شمار می رفت همکاری داشت)پرداخت که به تجارت تریاک می پرداخت. علی محمد وظیفه داشت تا هر روز بیش از ده ساعت در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر و اغلب بر روی بام کاروانسراها به کار "تریاک مالی" بپردازد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که اشتغال حداقل روزی 10 ساعت به این کار در زیر آفتاب سوزان بوشهر به مشاعر وی آسیب رسانده و از او موجودی "مالیخولیائی" ساخته بود که ادعای تصرف در ماه وستارگان را داشت!! این نکته در خاطرات دالگورکی سفیر کبیر روسیه در ایران نیز آمده است. حسینعلی بهاء هم در برخی از نوشته هایش ادعای بندگی می کند ولی ادعای رجعت حسینی و رسالت و پیامبری و خدائی را هم مطرح میکند!!وی با جملات متناقض، اوصاف الهی را به ذات تولد یافته خود نسبت می دهد و خود را متولد و غیر متولد معرفی می کند. وقتی از بهاءالله پرسیدند که چگونه گاهی خود را خدا می نامی و گاهی خدا را می خوانی؟ پاسخ داد که گاهی ظاهرم باطنم را و گاهی باطنم ظاهرم را می خواند و غیر از من در ملک کسی نیست ولی مردم در غفلت آشکارند!! اگر بهائیت در توجیه سخنان شرک آلود رهبرشان بگویند خدا معاذالله در بهاء حلول کرده، پاسخ ما این است که خداوند موجودی نامحدود است و محال است که نامحدود در محدود حلول کند. اعتقاد به پلورالیسم دینی یکی دیگر از اعتقادات ناصواب بهائیت، اعتقاد به کثرت گرائی دینی است همانگونه که عبدالبهاء می نویسد:"فاعلم ان الملکوت لیس خاصا بجمعیه خاصه، فانک یمکن ان تکون بهائیامسلما و بهائیا ماسونیا و بهائیا مسیحیا و بهائیا یهودیا" یعنی: "ملکوت مختص جمعیت خاصی نیست . شما می توانید بهائی مسلمان یا بهائی ماسونی یا بهائی مسیحی یا بهائی یهودی باشید." ادعای کثرت گرائی دینی نه تنها با بدیهیات عقلی در تعارض بوده و مستلزم اجتماع نقیضین است بلکه با آیات قرانی و روایات که بر بطلان برخی مدعیات مسیحیان و یهودیان تاکید دارند نیز ناسازگار است. رویکرد التقاطی به مکاتب غربی بهائیت از مکاتب جدبد غربی مانند فمنیسم و لیبرالیسم و... بهره برده است. برای نمونه به تبعیت از فمنیست های قرن نوزدهم بر تساوی حقوق زن ومرد تاکید می کند. ترفندهای جدید بهائیت بهائیت با پایان یافتن جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران و به ویژه از سال 1376 شمسی به تحرکات جدیدی دست زده و با شگرد های مختلفی به تبلیغ بر ضد اسلام پرداختند. این فرقه با جسارت تمام و گستاخانه هویت فرقه ای خود را فاش کرده و به دستور بیت العدل در صدد است تا سال 2020 میلادی10 درصد مردم ایران را بهائی کند. برخی مجلات رسمی کشور مانند مجله "زنان"، بهائیت را در این هدف شوم همراهی کرئه و در سال 1383 به معرفی و درج عکس بازیگران بهائی همچون "شبنم طلوعی" پرداختند. این فرقه با شگردهائی توانسته اند در نقاط مختلف تهران و شهرستانهای دیگر به جذب دانش آموزان در دبیرستانهای دخترانه و پسرانه بپردازند. بیشترین ترفند بهائیت برای توسعه خود و جذب جوانان، بکارگیری سه تاکتیک یهودی هاست: 1.ایجاد فساد اخلاقی و استفقاده از شهوت جنسی با طرح دوست یابی. 2.نفوذ سیاسی در حکومت از طریق جاسوسی. 3.نفوذ در مطبوعات و رسانه های تبلیغی همچون رادیو و اینترنت و شبکه های ماهواره ای. شایان ذکر است که بهائیت در دهه 70 به دنبال به حداقل رساندن شکاف میان خود و روشنفکری است. این ترفند تا حدودی موفق شد و سبب شد که برخی از نویسندگان به اصطلاح روشنفکر مانند سعید حجاریان و اکبر گنجی به دفاع از حقانیت بهائیت بپردازند. بهائیت بعنوان ستون پنجم استعمار سعی فراوان دارد تا بتواند در سازمانهای بین المللی نفوذ پیدا کند. به همین جهت تشکیلات جهانی بهائیت بعنوان تنها سازمان غیر دولتی در سازمان ملل بصورت رسمی نمایندگی داشتعه و با کمک به صدور قطعنامه هاییی بر ضد جمهوری اسلامی ایران سعی در آوردن فشارسیاسی و اقتصادی به آن را دارد. |
|||
|
|
۴:۰۴, ۵/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
به گزارش موسسه راهبردی دیده بان، به نقل از ایسنا، حجت الاسلام و المسلمین حمیدرضا مظاهری سیف در سخنانی با اشاره به پیشنویس قانون مقابله با عرفانهای کاذب و تحت بررسی بودن از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیان کرد: از آن جا که کار کارشناسی بر روی این قانون انجام نشده است، با مشکلات زیادی همراه خواهد بود چرا که در نظر گرفتن مجازات شلاق و یا زندان برای اشاعهدهندگان عرفان کاذب خود مشکلات دیگری را در جامعه به دنبال خواهد داشت. او ادامه داد: بزرگترین مشکل در این خصوص این است که با رویکرد مجرمانه نمیشود با پدیده عرفانهای نوظهور مواجه شد چرا که در جامعه بر سر مساله رشد معنوی افراد کار خاصی صورت نمیگیرد. ![]()
این کارشناس مسائل دینی با اشاره به این که مشکل موجود در بعد تربیتی و معنوی جامعه موجب به وجود آمدن افرادی همانند سرکردگان "عرفان حلقه" میشود، گفت: از آن جا که جامعه به لحاظ تربیتی و معنوی با رشد خوبی مواجه نبوده است لذا سلامت معنوی افراد جامعه مورد تهدید قرار گرفته است و افرادی با ادعاهای مختلف پیروانی در بین مردم و مسوولان برای خود پیدا میکنند. بنیان گذار و رییس موسسه بهداشت معنوی با تاکید بر این که جامعه باید سیاست جرمزدایی را در پیش بگیرد تا افرادی که دچار بیماری معنوی هستند، ظهور و بروز پیدا نکنند، بیان کرد: افرادی که به رواج عرفانهای نوظهور میپردازند، بیماران معنوی به شمار میروند که جرایمشان به دلیل این بیماری است و برای پر کردن این خلاء نیازمند قوانین حمایتی هستیم و باید این افراد مورد حمایت معنوی قرار گیرند تا در سلامت معنوی قرار بگیرند. مظاهری سیف با انتقاد از به زندان افکندن این دست از مجرمان گفت: باید برای این افراد مراکزی شبیه مراکز بازپروری در نظر گرفت تا آنها را از عقایدشان بازگرداند نه این که با همان عقاید به زندان انداخت چرا که در زندان آنها با زندانیان ضعیف و افرادی که به دلیل مشکلاتی در تنگنا قرار گرفتهاند، ارتباط برقرار کرده و چون محکم و قاطع سخن میگویند در واقع مریدانی نیز در داخل زندان برای خود مییابند. از این رو کسانی که وارد این گونه خرافات میشوند، نیازمند مراقبت ویژه معنوی هستند نه زندان. وی افزود: بیماری معنوی سه نوع است؛ نوع اول که شخص از روی سرگرمی به سراغ آن میرود و به دلیل جذابیتها و نیازی که به شگفتی دارد، به سوی آن کشیده میشود و نوع دوم که شبهدار شدن است و شخص نسبت به آن چه که درخصوص این عرفانها به او گفته میشود دچار شبه میشود که این دست از افراد نیازمند مشاوره معنوی هستند که این مساله تا حدود زیادی پاسخگو بوده است و بیماری نوع سوم تعصب است به گونهای که فرد متعصب میشود همانند پایهگذاران یک عرفان که در پندارهای خود به یک یقین رسیدند که این دست از افراد نیازمند مراقبت ویژه معنوی هستند. این کارشناس مسائل دینی گفت: ما به قوانینی نیاز داریم که به این افراد امکان بدهد تا در مراکز آموزش معنوی درمان شوند. باید قوانینی تصویب شود که هم قابلیت اجرا داشته باشد و هم سلامت معنوی جامعه را تضمین کند. او در پایان از نهادهای حقوقی و امنیتی کشور خواست تا از حوزههای علمیه جدا نشوند و از نظرات دینی و کارشناسی حوزویان استفاده کنند تا نتایج مطلوبی در زمینه مبارزه با عرفانهای کاذب حاصل شود. به گزارش ایسنا، پیشنویس قانون مقابله با عرفانهای کاذب چند سالی است که تهیه و تدوین شده است اما از دو سال آخر مجلس هشتم در مجلس همچنان مسکوت مانده است.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تجمع هوادارن یک فرقه انحرافی در تهران! | ghoran | 6 | 3,800 |
۶/آذر/۹۳ ۱۳:۱۷ آخرین ارسال: یاســین |
|
| شگردهای فرقه انحرافی"ریکى" برای جذب دختران و زنان مطلقه | TaHa_ANTi666 | 1 | 2,017 |
۲۴/آبان/۹۲ ۱:۲۴ آخرین ارسال: aaaaa |
|
| فعالیت ۱۰۳ فرقه انحرافی در کشور | Cavalier | 0 | 1,432 |
۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۵۱ آخرین ارسال: Cavalier |
|
| فرقه انحرافی با طعم جدایی از همسر | fr60din | 2 | 2,552 |
۸/خرداد/۹۰ ۴:۴۱ آخرین ارسال: warior |
|
| به نظر شما انگیزه رهبران فرقه های انحرافی چیست؟ | جوینده حق | 5 | 4,102 |
۶/خرداد/۹۰ ۱۱:۴۰ آخرین ارسال: warior |
|








![[تصویر: 13910427000429_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/04/27/13910427000429_PhotoA.jpg)

![[تصویر: %D9%85%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/%D9%85%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg)