کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
♡♡♡♡♡ هنر رضایت از زندگی ♡♡♡♡♡
۱۹:۳۲, ۲۴/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۵۲ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم.


زندگی در اندیشه دینی مزرعه آخرت و خاستگاه کمال اخروی است.گروهی به غلط دین را زندگی ستیز میدانند و گروهی به اشتباه زندگی پرست میشوند و ممکن است آنانی که از تفکر زندگی ستیزی فاصله میگیرند،به دامان زندگی پرستی در افتند.دین نه زندگی ستیز است و نه زندگی پرست،بلکه زندگی رابستر تکامل و مقدمه آخرت میداند.لذا یکی از نیازهای زندگی موفق ،برخورداری از {هنر رضایت از زندگی}است.کسی که از زندگی خود رضایت نداشته باشد،امکان موفقیت در هیچ سطحیاز زندگی دنیوی و اخروی را ندارد.خوشبختانه و البته برخلاف تصور موجود دین (رضایت از زندگی) را به رسمیت شناخته و برای تامین آن،آموزه های فراوانی دارد که یا دیده نشده اند و یا به درستی درک نشده اند.

به جهت جایگاه مهمی که مهارت (رضامندی از زندگی)در رسیدن به تکامل معنوی دارد،اولیای دین ،آموزه های فراوانی در این زمینه به پیروان خود آموخته اند.

در این بحث ما نیز به بیان قسمتی از آموزه ها خواهیم پرداخت و امید است که مورد رضایت همه شما واقع شود.ان شاالله.
SmileHeart


***************************************************************************************

بستر کامیابی

رضامندی،بستر موفقیت و کامیابی است.هیچ انسان موفقی نیست که از هنر (رضایت از زندگی )برخوردار نباشد.انسانهای موفق کسانی اند که با زندگی خود مشکلی ندارند.اشتباه نکنید!!

نمیگوییم در زندگی خود مشکلی ندارند،بلکه میگوییم با زندگی خود مشکلی ندارند.مشکل داشتن در زندگی،یک چیز است و مشکل داشتن با زندگی،چیز دیگر.

اتفاقا در بیشتر موارد انسانهای موفق با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده اند،اما احساس نارضایتی از زندگی نداشته اند.میتوان گفت:رضامندی از زندگی یکی از رازهای ناشناخته زندگی انسانهای موفق است.

ان شاالله ادامه دارد.........

امضای ترنم
آب را گل نكنید . . .
شاید از دور علمدار حسین،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا كه از این آب روان،
پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .
آب را گل نكنید . . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، عبدالرحیم ، مجید املشی ، در جستجوی سختی ، heaven ، Farzaneh ، Agha sayyed ، حسن.س. ، حسن عزتي ، مهدی2012 ، Hadith ، فاطمه خانم ، میثاق ، mahdy30na ، Admirer ، سید ابراهیم ، شهیدطیبه واعظی ، بیداری اندیشه ، hesam110 ، مهرومه ، منادی حق ، ztb ، saeed111 ، soshiant ، fiftynine ، سدرة المنتهی ، MohammadSadra ، یاســین ، ( علقمه )
۱۱:۳۸, ۲۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
رضایت چیست؟خوش بختی کجاست؟

بسیاری از افرادی که به امکانات زندگی دست می یابند،احساس خوش بختی را تجربه نمیکنند و برعکس،بسیاری از کسانی که فاقد امکانات زندگی اند،از احساس رضایت از زندگی برخوردارند.به نظر میرسد میان تمکن مالی و رضایت از زندگی،رابطه علت و معلولی برقرار نیست.گاهی زندگی های مرفه از احساس رضایت از زندگی محروم اند و گاهی زندگی های ساده،از رضایت از زندگی برخوردارند.کدام یک بهتر است:تمکن مالی یا رضایت از زندگی؟


رضایت از زندگی یک احساس درونی است و هرچند،منقطع از دنیای خارج و واقعیت های بیرونی نیست و میتواند تحت تاثیر آنها باشد،اما وابسته به آن نیز نیست و این امکان وجود دارد که در بدترین شرایط نیز بتوان از زندگی ،احساس رضایت داشت.اما سوال اینست که:سرچشمه احساسات انسان کجاست؟و چه چیزهایی در شکل گیری احساس نقش دارد؟

در ادامه به این موضوع میپردازیم.
Smile

ان شاالله ادامه دارد........

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Farzaneh ، مجید املشی ، درست پسند ، مهدی2012 ، عبدالرحیم ، soheyl68 ، در جستجوی سختی ، Hadith ، مفقود الاثر ، حسن.س. ، میثاق ، سید ابراهیم ، شهیدطیبه واعظی ، بیداری اندیشه ، hesam110 ، منادی حق ، fiftynine
۱۹:۱۷, ۲۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
آن گونه که می اندیشیم،احساس میکنیم.

احساس،ناشی از تفکر انسان است.احساسات و عواطف ما آنگونه شکل میگیرند که می اندیشیم.همه احساسات منفی و مثبت،نتیجه مستقیم افکارندبدن داشتن افکار غمگینانه نمیتوان احساس غم کرد،یا بدون داشتن افکار خشمگینانه نمیتوان احساس خشم کرد،بدون داشتن افکار حاسدانه نمیتوان احساس حسادت کرد و بدن داشتن افکار افسرده نمیتوان احساس افسردگی کرد.قرن ها قبل ،اپیکور،فیلسوف یونان باستان گفت:نگرش و برداشت انسان ها از رویدادها بسی مهم تر و تعیین کننده تر از خود رویدادها هستند.

دکتر دیوید برنز چنین تصریح میکند که:
اگر میخواهید از روحیه بد نجات یابید،باید قبل از هر چیز بدانید هر احساس منفی،ناشی از اندیشه منفی بخصوص است.اندوه و افسردگی،ناشی از تفکر از دست دادن و باختن هستند.

اگر احساسات ما آن گونه شکل میگیرند که می اندیشیم ،میتوان به راحتی نتیجه گرفت که احساس رضامندی یا نارضایتی از زندگی،ریشه در چگونگی تفکر ما داردو اگر چنین است،برای رسیدن به رضایت از زندگی،باید در تفکراتمان تجدید نظر کنیم.پس تنها راه رسیدن به شادمانی و رضامندی ،تهیه و تامین امکانات فراوان،لازم نیست.و میتوان با یک تغییر در تفکرات به آن دست یافت.

ان شاالله ادامه دارد........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، Farzaneh ، soheyl68 ، در جستجوی سختی ، Hadith ، مفقود الاثر ، حسن.س. ، میثاق ، سید ابراهیم ، عبدالرحیم ، بیداری اندیشه ، hesam110 ، منادی حق ، Tolou
۰:۳۹, ۲۶/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
تفکر واقع گرا،شرط رضامندی

اگر چگونگی تفکر انسان ،نقش تعین کننده ای در احساس رضایت از زندگی دارد،سوال اینست که:چه تصوری از دنیا باید داشته باشیم و زندگی را چگونه باید ببینیم تا به رضامندی دست یابیم؟

برای رسیدن به یک احساس خوب از زندگی،شاید بتوان دنیا را در خیال خود بسیار زیبا،راحت و دوست داشتنی دانست و در پی آن به یک احساس خوب و رضایتمندانه از زندگی دست یافت.این نگرش ،یک نگرش توهمی و تخیلی است و نمیتواند تاثیر پایدار و ماندگاری داشته باشد و همانند مواد مخدر یا داروهای توهم زاست که برای مدتی ارتباط فرد را با خارج قطع کرده،درخیالات واهی غوطه ور میسازد،اما پس از تمام شدن اثر دارو،زندگی،بسیار سخت تر از آنچه بود،برمیگردد.

راه رضایت از زندگی و راه شاد زیستن،شناخت واقعیت ها و گریز از تخیلات و توهمات است.باید دنیا را آنگونه که هست،شناخت.نگرش انسان به دنیا باید نگرشی واقع بینانه و هماهنگ با واقعیات آن باشد.

بنابراین،برای رسیدن به احساس شادمانی ،لازم نیست واقعیتهای سخت و تلخ زندگی را انکار کنیم.با تفکر واقع گرا نیز میتوان به شادمانی و رضامندی رسید و بلکه شاید تنها راه ممکن همین باشد.شاید بپرسید که چگونه چنین چیزی ممکن است؟

در ادامه به این مباحث خواهیم پرداخت.
Smile


ان شاالله ادامه دارد........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، حسن.س. ، soheyl68 ، میثاق ، در جستجوی سختی ، مجید املشی ، بیداری اندیشه ، Farzaneh ، hesam110 ، منادی حق ، Tolou
۱۳:۰۴, ۲۷/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
هماهنگی انتظارات با واقعیت ها

اگر نگرش انسانها به زندگی،واقع گرایانه باشدانتظارات او از زندگی نیز واقع گرایانه خواهد بود و در پی آن احساس او از زندگی نیز واقع بینانه خواهد شد.شاید بتوان گفت که هماهنگی انتظارات با واقعیتها شرط اصلی شاد زیستن و رضایت از زندگی است.ناهماهنگی میان انتظارات و واقعیت ها،موجب دوگانگی شده،تضادهای بنیادینی به وجود می آوردکه زیان آن ،جبران ناپذیر است.

پس رضایت از زندگی هنگامی شکل میگیرد که انتظار ما از زندگی ،واقع گرایانه باشد.اگر دنیا را با همه سختی هایی که ممکن است داشته باشد،آنگونه که هست بشناسیم،میتوانیم به راحتی در آن زندگی کنیم.زندگی راحت،در گرو شناخت دنیاست.پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)درباره این اصل میفرماید:اگر درباره دنیا آنچه را من میدانم ،شما میدانستید،جان های شما از آن احساس راحتی میکرد.

المستدرک علی الصلحین،ج3،ص728،ح6640

با توضیحاتی که داده شد اکنون بهتر میتوان به عمق کلام امام علی (علیه السلام)دست یافت که میفرماید:کسی که دنیا را بشناسد به خاطر مصیبت های آن غمگین نمیشود.

غرر الحکم،ح2258.عیون الحکم و المواعظ،ص435

حضرت نمیفرمایند که دنیا باید جای خوشی ها باشدو نمیفرمایند که تصور کنید که دنیا پر از خوشی و راحتی است.بلکه میفرمایند اگر دنیا شناسی تان واقعی باشد،با وجود سختی ها و با اقرار به وجود آنها باز هم احساس ناراحتی و نارضایتی به شما دست نخواهد داد.آموزه های زندگی ساز دین انسان را به گونه ای تربیت میکند که در اوج سختی ها و در عمق گرفتاری ها نیز نا امید و افسرده نخواهد شد.

انشاالله ادامه دارد...............
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، مجید املشی ، Farzaneh ، میثاق ، حسن.س. ، مفقود الاثر ، soheyl68 ، بیداری اندیشه ، hesam110 ، منادی حق ، Tolou
۲۰:۰۷, ۲۷/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
تلازمی میان سختی و نا خرسندی نیست.

معمولا اینگونه میپنداریم که شادمانی و رضامندی،ضد سختی و گرفتاری است.آنجا که سختی باشد،شادی و رضامندی نیست و آنجا که سختی نباشد،شادی و رضامندی به وجود خواهد آمد.اما این یک تصور نادرست است.هیچ تلازمی میان این دو برقرار نیست.سختی،یک چیز است و ناخرسندی،چیز دیگری.نباید تصور کرد پیامد قطعی سختی ها،ناخرسندی و نارضایتی است و شادمانی و دشواری،قابل جمع نیستند.انبیا و اولیای الهی بیشترین سختی هارا در زندگی تجربه کرده اند،اما هرگز ناراضی و ناخرسند نبودند.

سید الشهدا (علیه السلام)با وجود سختیها و همه دشواریها،راضی بود.آن حضرت هنگام خروج از مکه در خطبه ای خطاب به یاران خود میفرمایند:رضایت خدا رضایت ما اهل بیت است..

اعیان الشیعه،ج1،ص593


و جالب تر اینکه روز عاشورا هر چه فشارها بیشتر میشود و حضرت تنها تر میگردد و به کشته شدن نزدیک تر میشود،چهره اش گشاده تر و با نشاط تر می گردد.

معانی الاخبار،ص288

پس میتوان در میان مشکلات و سختی ها،خرسند و شادمان بود و این ،پدیده ی شگفتی است!ما باید بدانیم که رضایت از زندگی را با بازنگری در تفکرات و اصلاح آنها میتوان بدست آورد.واقعی شدن تفکرات ،به واقعی شدن انتظارات منجر میشود و همین،مهم ترین شرط شاد زیستن و رضامندی از زندگی است.

امام علی (علیه السلام)در این باره میفرمایند:بهترین دفع کننده اندوه،یقین است.
تحف العقول،ص83


ان شاالله ادامه دارد..............
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، مجید املشی ، میثاق ، soheyl68 ، Farzaneh ، عبدالرحیم ، سید ابراهیم ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، بیداری12 ، hesam110 ، منادی حق ، Tolou
۱۸:۵۳, ۲۸/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
فصل دوم

شناخت واقعیت دنیا

هرچند زندگی انسان محدود به دنیا نیست،اما ما انسانها اکنون در این دنیا زندگی میکنیم و شرط موفقیت در زندگی این است که شرایط زندگی در دنیا را درک کنیم.تصور شما از دنیا و زندگی چیست و چه انتظاری از آنها دارید؟آیا تصورات و انتظارهای شمامطابق واقع است؟آیا دنیا را آنگونه که میخواهید تصور میکنید و یا آنگونه که هست،میبینید؟

این جا دنیاست!

همیشه به یاد داشته باشید که اینجا دنیاست و بهشت نیست.افراد ناراضی معمولا کسانی اند که از دنیا انتظار بهشت را دارند.
اگر انسان از دنیا انتظار بهشت را داشته باشد میان انتظارات و واقهیتهای زندگی ناهماهنگی به وجود خواهد آمد و این ناهماهنگی به ناکامی می انجامد و ناکامی ،فشار روانی انسان را به شدت افزایش میدهد و در نتیجه موجب احساس نارضایتی از زندگی میگردد.اما اگر دنیا را آنگونه که هست بشناسیم و بپذیریم و بر اساس شرایط موجود ،به برنامه ریزی و فعالیت بپردازیم ،میتوانیم امیدوار باشیم که به رضایت از زندگی دست یابیم..در بهشت آنچه را بخواهیم میشود،اما در دنیا آنچه را میشود باید خواست.این یک اصل در احساس رضایت از زندگیست.

امام علی (علیه السلام)در این باره سه جمله پر معنی دارد که میفرمایند:

هرگاه آنچه را خواستی نشد،آنچه را شد بخواه.....غررالحکم،ح9007

هرگاه آنچه را خواستی نشد،آنچه را هست سخت مگیر...........نهج البلاغه،حکمت69

اگر آنچه را خواستی نشد،اهمیت نده که چگونه هستی.............غررالحکم،ح11038

اگر انسان زندگی را سخت نگیردو آنچه را هست بپذیرد،اولا توان واکنش مثبت را به دست می آورد و ثانیا در یک آرامش خاصی زندگی خواهد کرد.

انشاالله ادامه دارد.....................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، عبدالرحیم ، Farzaneh ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، بیداری12 ، مفقود الاثر ، hesam110 ، منادی حق ، Tolou
۱۳:۲۰, ۳۰/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
دنیا ناپایدار است

وقتی کشتی بخواهد در ساحل،پهلو بگیرد،لنگر میاندازد و آن را به محلی محکم و ثابت میبندد.کشتی زندگی نیز همین گونه است.
اگر میخواهید زندگی موفق و رضایت بخشی داشته باشید باید به چیزی یا جایی دل ببندید که پایدار و تغییرناپذیر باشد.به یاد داشته باشید که:

:::::آنچه نپاید،دل بستگی نشاید:::::

یکی از ویژگی های مهم دنیا ناپایداری آن است.امام علی (علیه السلام)در توصیف ناپایداری دنیا میفرماید:
{دنیا}سرایی است به بلا آمیخته و به نیرنگ ،شناخته شده.احوال آن ناپایدار است و ساکنان آن،ایمن نیستند.احوالش گوناگون و حالاتش گذرنده است..........(نهج البلاغه،خطبه 226،ر ک :عیون الحکم و المواعظ،ص91.)

و به فرموده پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): پیامد دل بستن به چنین دنیایی افزایش حزن و اندوه است.(الخصال،ج1،ص73.بحارالانوار،ج73،ص91،ح65.)

ایشان همچین میفرمایند: من سه چیز را برای کسی که دل به دنیا بسته است تضمین میکنم:
فقزی که بی نیازی برای آن نیست،گرفتاری ای که آسودگی برای آن نیست و حزن و ادوهی که پایان ندار.(بحارالاوار،ج73،ص81.کنزالفوائد،ج1،ص344.)

بنابر این،محنت و رنج،با دلبستگی به دنیا مقرون است.(الخصال،ج1،ص73.نثر الدر،ج1،ص170)

پیام این بخش از متون دینی-که کم هم نیست-دنیا ستیزی و تشویق به گریز از زندگی نیست،پیام آن روشن کردن ماهیت دل بستگی به دنیا و نقش آن در تخریب زندگی است.کسی که از این حقایق آگاهی داشته باشد،برای آنکه راحت زندگی کند ،به دنیا دل نمی بندد.

ان شاالله ادامه دارد.............
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، Farzaneh ، عبدالرحیم ، مجید املشی ، بیداری12 ، مفقود الاثر ، hesam110 ، منادی حق
۰:۰۵, ۳۱/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
دل بسته نباش؛ آسوده باش
براى رضايت بخش كردن زندگى ، لازم نيست دنيا را تغيير دهيم و يا دنياى ديگرى را آرزو كنيم و بيافرينيم . مى توان در همين دنياى ناپايدار ، راحت زندگى كرد ؛ به شرط آن كه راه آن را بدانيم و يكى از راه هاى آن ، دل نبستن به دنياست . در ادبيات دين براى دل بسته نبودن به دنيا از واژه «زهد» استفاده مى شود . هرجا سخن از زهد است ، به معناى دل بسته نبودن به دنياست . دل بسته نبودن ، يكى از كليدهاى رضايت از زندگى است.


درروایات تصریح شده که زهد ،مایه آسایش تن و روان انسان است.پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)در این باره میفرمایند:


دل بسته نبودن به دنیا،جان و بدن را آسوده میکند(الخصال،ج1،ص73.نثرالدار،ج1،ص170)


گذشته از اين ، چشيدن شيرينى ايمان نيز متوقّف بر دل بسته نبودن به دنياست. يكى از لذّت هاى زندگى ، چشيدن شيرينى ايمان است . كسانى كه از اين نعمت محروم اند ، لذّت كاملى از زندگى نمى برند . راه چشيدن شيرينى ايمان و لذّت بردن از آن ، دل بسته نبودن به دنياست . امام صادق عليه السلام در اين رابطه مى فرمايد :
حَرامٌ عَلى قُلوبِكُم أن تَعرِفَ حَلاوَةَ الإِيمانِ حَتّى تَزهَدَ فِي الدُّنيا .


بر قلب هاى شما حرام است كه شيرينى ايمان را درك كند ، تا اين كه از دنيا دل بركند.

(الکافی،جلد2،ص128و130.تنبیه الخواطر،ج2،ص191)

بنابراين ، آسايش تن و روان و لذّت ايمان ، در دل بسته نبودن به دنياست . نمى توان آرزوى زندگى راحت داشت و به راه هاى آن بى اعتنا بود . راحتى زندگى را بايد از راه هاى آن به دست آورد.

انشاالله ادامه دارد..........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، مجید املشی ، عبدالرحیم ، Farzaneh ، حسن.س. ، hesam110 ، منادی حق
۱۶:۵۶, ۳۱/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
معناى زندگى
انسان ، موجودى است كمال گرا و هدفمند كه از بيهودگى، بى معنايى و بى هدفى ، سخت گريزان است . بيهودگى و پوچى ، چنين موجودى را ارضا نمى كند و از اين رو اگر زندگى ، معنا و هدفى نداشته باشد ، زنده ماندن ، ارزشى نخواهد داشت ؛ هرچند تمامى امكانات زندگى فراهم باشد .

علّت نارضايتى و سرد شدن زندگى، «ناكامى در رفاه» نيست . زندگى ساده و حتّى سخت را مى توان دوست داشت و راضى بود ، به شرط آن كه معناى زندگى را درك كرده باشيم . آنچه موجب بن بست و نااميدى در زندگى مى شود ، «ناكامى در معناطلبى» است.

به بيان ديگر ، همان گونه كه انسان هم داراى «جسم» است هم «جان» ، زندگى نيز داراى دو بخش است : «مواد» زندگى و «معنا»ى زندگى . به نظر شما ناكامى در كدام يك از اين دو بعد ، خسارت بار است؟ ناكامى در مواد زندگى يا ناكامى در معناى زندگى؟ مواد زندگى ، تغييرپذير و نابودشدنى هستند؛ اما معناى زندگى، جاودانه ، پايدار و فناناپذير است ؛ همان گونه كه روح انسان ، فناناپذير است . امكان دارد روح از جهانى به جهان ديگر انتقال يابد ، اما نابود نمى شود . به ميزان اهميتى كه بُعد دوم زندگى دارد ، كاميابى يا ناكامى در آن نيز اهميت مى يابد و تفاوت آن با بعد اوّل زندگى مشخص مى شود .

مسئله معنا چند حالت پيدا مى كند . يكى «فقدان معنا» است . اين حالت مخصوص كسانى است كه از آغاز ، معنايى براى حيات نمى يابند و زندگى را هيچ و پوچ مى دانند . اينان نمى دانند براى چه به دنيا آمده اند و براى چه بايد زندگى كنند ؛ نه آفرينش را هدفمند مى دانند و نه هدفى براى خويش دارند . بحران بى معنايى براى چنين افرادى ، خيلى سريع و شديد شكل مى گيرد و پيامدهاى خود را بر آنان تحميل مى كند .

ان شاالله ادامه دارد.................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، حسن.س. ، Farzaneh ، عبدالرحیم ، hesam110 ، منادی حق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا