|
***خلق و خوی مهدوی====بسیار مهم و کاربردی***
|
|
۱:۳۹, ۳۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان عزیز
قبل از هرچیزی پیشاپیش ولادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)رو به همه دوستان عزیزم تبریک میگم.امیدوارم به حق صاحب این ماه به آرزوهای قشنگی که به صلاح زندگی ما هم باشه برسیم.ان شاالله ![]() به امید خدا قصد داریم در این تاپیک، مطالبی پیرامون اخلاق مهدوی، تقدیم تان کنیم. امیدوارم عمری باقی بماند و توفیق خدمت گذاری از حقیر سلب نشود و بتوانم گوشه هایی از اخلاق مهدوی رو در اختیار دوستان عزیزم قرار بدم.ان شاالله. ![]() ![]() دست یابی به اخلاق خوب و فضیلت های نفسانی، توفیقی است که از سوی پروردگار مهربان نصیب انسان می شود و تا او نخواهد و اراده نفرماید، عملی نخواهد شد. پس باید افزون بر کوشش در این مسیر، عاجزانه توفیق آن را از خداوند درخواست کرد؛ چنان که سیره امام سجاد علیه السلام این گونه بوده است: «بار خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا بر آن دار تا خیرخواه کسی باشم که با من نیرنگ می بازد؛ و آن کس را که در کار من دغل ورزد، پاداش نیکو دهم؛ و کسی را که از من کناره گیرد، به نیکی پاداش دهم؛ و به آن کس که محروم می سازد، بخشش کنم؛ و به آن کس که از من می برد، بپیوندم، و به خلاف آن کسی که غیبت مرا می کند، من از او به نیکی یاد کنم و نیکی را سپاس گزارم و از بدی چشم بپوشم». و دونستن اینکه اخلاقیات ما چه تاثیری در ظهور امام زمان دارد،وظیفه هر عاشقیست که منتظر ظهور معشوقش است. آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که: چه چیزی میان ما و مولایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فاصله انداخته است؟ آیا فاصله ما با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) , یک فاصله مکانی است؟ 100 متر؟، 100 کیلومتر؟ و یا فاصله ما با ظهور ایشان یک فاصله زمانی است؟ 1 هفته, 1 سال, 100 سال یا بیشتر؟ براستی فاصله میان ما و امام (علیه السلام) زمان است یا مکان و یا چیزی دیگر؟ ما باید به سمت مولایمان حرکت کنیم, ما باید در جهت ظهور مولایمان گام برداریم, ما از ابتدا برای همین به دنیا آورده شدهایم, ما پیش از آن، با اهل بیت (علیه السلام) عهد بستهایم و این وظیفه ماست. ما باید تمام تلاشمان را در این راستا قرار دهیم. اما اگر ندانیم که چه چیزی میان ما و مولایمان مانع است، چگونه میخواهیم به سمت ایشان و ظهور ایشان حرکت کنیم؟ اصلا حرکت یعنی چه؟ و سمت و سوی حرکت، در عمل چگونه است؟ آیا حرکت به سمت ظهور یعنی اینکه، بلند شویم، از شهر و دیار خود خارج شویم و در کوه و صحرا به دنبال امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بگردیم؟ یا اینکه به جمکران برویم و در آنجا به دنبال امام (علیه السلام) بگردیم؟ و یا اینکه به مکه برویم و در آنجا مقیم شویم تا در صبح ظهور اولین بیعت کننده باشیم؟ و یا ... آیا حرکت بدین معناست؟یا معنای دیگری دارد؟ وقتی با نگاهی عاقلانه به ماجرا مینگریم، مییابیم که فاصله ما با ظهور و با مولایمان مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، نه یک فاصله مکانی است و نه یک فاصله زمانی، بلکه فاصله ما، "فاصله صفاتی" است. آنچیزی که میان ما و ایشان فاصله انداخته است نوع صفات ماست. نوع اخلاق و تقوای ماست که میان ما و امام (علیه السلام) مانع شده است! نوع رفتار ماست که (چه بسا دائما) فاصله ما را با امام (علیه السلام) بیشتر میکند! عالم بزرگواری میفرمود: اگر خداوند به لحاظ دعاهای ما به اندازه یکسال در ظهور امام (علیه السلام) تعجیل کند، به خاطر نوع رفتار ما، چندین سال ظهور عقب انداخته میشود! حال حرکت ما باید چگونه باشد؟ ما باید حرکت به سمت ظهور و به سمت امام (علیه السلام) را با اصلاح خود آغاز کنیم. با اصلاح صفات خود، با اصلاح اخلاق خود، با اصلاح رفتار خود (که بر اساس صفات انسان روی میدهد) و تا خود را اصلاح نکنیم، قطعا نمیتوانیم دیگران را نیز حرکت دهیم. بارها شنیدهایم که میگویند: "منتظر مصلح، خود باید صالح باشد". آری! درست است و بلکه باید گفت: حرکت کننده به سمت مصلح خود باید صالح باشد. باید موانع را پس بزند و نه تنها منتظر باشد، بلکه باید به سمت مصلح حرکت کند و این حرکت یک حرکت صالحانه است. نه مفسدانه!! صالحیت، همان صفتی که خداوند با آن به خوبانش مباهات میکند. آنجا که در مورد برخی از رسولان (علیه السلام) میفرماید: وَ زَکَرِیّا وَ یَحْیی وَ عیسی وَ إِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصّالِحینَ (انعام58) و یا در مورد لوط (علیه السلام) می فرماید: وَ أَدْخَلْناهُ فی رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصّالِحینَ (أنبیاء75) و همان صفتی که خوبان عالم به دنبال آن بوده و هستند. آنجا که ابراهیم (علیه السلام) می فرماید: رَبِّ هَبْ لی حُکْمًا وَ أَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ (شعراء83) و سلیمان (علیه السلام) می فرماید: فَتَبَسَّمَ ضاحِکًا مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلی والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحًا تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنی بِرَحْمَتِکَ فی عِبادِکَ الصّالِحینَ (نمل19) آری! حرکت ما باید حرکتی صالحانه باشد که در قدم اول، اصلاح خود مطرح است. ما باید با سعی و تلاش و عزمی که خداوند به ما عطا فرموده، موانع صفاتی و اخلاقی و رفتاری را از خود دور کنیم و در این مسیر بسیار از خداوند طلب نصرت نمائیم. و به هر میزان که در این مسیر گام برمیداریم، بدانیم که داریم به مولایمان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک میشویم، هر چند که جسم ایشان را نبینیم. ندیدن جسم مبارک ایشان نباید بهانه حرکت نکردن ما شود. ما باید واجد اخلاق مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شویم تا انشاءالله لایق همنشینی با ایشان در بعد از ظهور شویم. باید که جمله جان شویم تا لایق جانان شویم و قدم اول در این مسیر، اینست که صفات و اخلاقیات مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسیم. اما... براستی اخلاقیات ناب مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کدام است؟ و چه کسی میتواند آن را به ما معرفی کند؟
ان شاالله ادامه دارد.......... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۳۱, ۱۸/تیر/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام و سپاس فراوان از شما کاربر گرامی که جواب دادید.در ادامه به چند راهکار از آقای بیداری اندیشه توجه میکنیم که خالی از لطف نیست.
چندتا راهکار خوب از جناب بیداری اندیشه گرامی برای مواقعی که دوروبریامون دارن غیبت میکنن:: 1- دفاع کردن از طرف غیبت شونده ولو کوچکترین چیز. مثلا بگیم: ... اما بنده خدا اینش خوبه، یا تقصیر نداره یا ... بعضی وقتها ما هم تو این موقعیت قرار می گرفتیم شاید همینطوری می شدیم.... و از این دست موارد. 2- عوض کردن بحث با جملاتی مثل: خوب عیبی نداره... دیگه چه خبر، چه خبر از درسها، کارها، برادرت فلان شد، دوستت موفق شد فلان کنه، نظرت راجع وضعیت جهان چیه تحلیلت چیه.... 3- اگر هیچکدوم جواب نداد دو راهکار می مونه: با حداکثر پر رویی که بتونیم از طرف بخوایم غیبت نکنه مثلا بگیم: من یه مشکلی دارم اگر کسی بد یکی دیگه رو برام بگه مثلا حالم گرفته میشه نمی دونم چرا اینقدر از این کار بدم میاد.... اما اگر نشد که حداکثر پر رویی رو به دست آورد و راهکارهای بالا هم جواب نداد بهتره توجه نشه و در دل احساس تنفر نسبت به غیبت باشه و خدایی ناکرده آدم لذت نبره از شنیدن بدی دیگران. خودش و حواسش رو به چیزهای دیگه پرت کنه. انشاءالله که خدا هم کمک می کنه به کسی که واقعا نیتش درست باشه. غیبت(لینک) |
|||
|
|
۲۳:۵۹, ۱۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
*== دروغ ==*
دروغگويي يك بيماري رواني است وازعقده حقارت وخود كم بيني نشات مي گيرد ودرروايت نقل شده است كه: خاستگاه دروغگويي، ذلت نفس است وبيماري دروغ زشت ترين بيماري است. دروغگودروغش را نشانه عقل وفرزانگي مي داند، درحالي كه دروغ نشانه نالايقي وحقارت نفس است. اين تصورباطل است كه دروغگوزيرك است، زيرا همه كس حتي ضعيف ترين مردم هم به دروغ گفتن قادرهستند. راستگويي شهامت مي خواهد وهركسي شهامت راست گفتن راندارد. ازگناهان بزرگ عادي شدن گناه نزد انسان است. متاسفانه برخي دروغ ها رايج وقبحش ازبين رفته است. مثلا با اينكه به خوردن غذا ونوشيدني تمايل دارند، هنگامي كه چيزي به آنها عرضه مي شود، اظهاربي ميلي مي كنند ويا نسبت به شخصي كه علاقه قلبي به اوندارند، آن قدراظهاراخلاص ومحبت مي كنند كه گاهي مطلب برخودگوينده نيزمشتبه مي شود. مثلا مي گويد:‹‹ آقا مخلصم، ارادتمندم، شمارانمي بينم، ناراحتم›› اگرواقعا اين جورنيست، اين دروغ حرام است. يا كسي كه دروغ رابراي شوخي بگويد، اين هم حرام است. طبق روايت، انسان مزه ايمان را نمي چشد، مگراينكه دروغ رابه شوخي وجدي ترك كند. به همين دليل، انسان هرگزنبايد به فرزندش وعده چيزي بدهد، ولي وفا نكند، پيامبر(صلي الله عليه واله) مي فرمود: من مزاح مي كنم اما جزحق نمي گويم. بنا براين، نمي توان به بهانه مزاح مرتكب دروغ، كه حرام است، شد. ((بهترین کلید گشایش کارها راستگویی است!!))
ان شاالله ادامه دارد.......... |
|||
|
|
۴:۲۱, ۲۰/تیر/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
خیلی جالب اگه تو این دنیای امروز که حتی مذهبی هاشم در معادلات زندگیشون سکولار فکر میکنند بگی اگه میخوای کارت راه بیافته راست بگو خداوکیلی مسخرت نمی کنند؟
از مولا علی میپرسند مؤمن ممکنه دزدی کنه؟ مولا میفرمایند ممکنه بعد میفرمایند مؤمن ممکنه زنا کنه؟ میگه ممکنه شهوات در یک آن غلبه کنه ولی بعد فوراً به واسطه ی ایمان پشیمان میشه بعد میپرسن مؤمن ممکنه دروغ بگه؟ مولا میفرمایند نه هرگز، مؤمن هرگز دروغ نمیگه حتی اگه به ظاهر به ضررش باشه دوستان میدونید چرا مؤمن هرگز دروغ نمیگه؟ ببینید آدما برای چی دروغ میگن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بله به دو علت! یا میخوان سودی رو کسب کنند و یا میخوان ضرری رو دفع کنند و مؤمن معتقد هست که لا مؤثر الفی الوجود الا الله و همچنین معتقد است که نافع و ضار، نفع رساننده حقیقی فقط خداست و تنها خداست که میتواند مانع ضرر انسان شود وبه هیچ وجه برای امری که میداند به تنها به دست خداست خود را به دروغ آلوده نمیکند در حقیقت دروغگو به نوعی مشرک است و دروغ از پایه های شرک است و مؤمن مشرک نیست!!!!!! ان شاالله ادامه دارد.................
|
|||
|
|
۲۱:۴۸, ۲۱/تیر/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
حالا خوبه سخن ارزشمند آقای دولابی رو هم بخونیم که میفرمایند:
ان شاءالله دعاهای قشنگت را مخفی کن،بگذار خدا زود اجابت کند.زیاد با لبت نگو.هی مخفی کن،مخفی کن.دعاهای قشنگی که به خودت و دوستانت داری آنها را مخفی کن که خدا آنها را زود اجابت می کند. می بیند بنده اش سرّ او را مخفی کرده است. آنوقت اگر از کسی پکر شدی استغفار کن،نگذار اثری از ان بماند.چون آن اثر پر و پای او را می گیرد و او را به زحمت می گذارد. خدا را خوش نمی آید.چرا ادم این کار را بکند. من عقیده ام اینست که هروقت سر جا نماز نشستی،اول از آنهائی که اذیت شده ای،پکر هستی،طلبکار هستی صرف نظر کن. بیا و به زیردست های خودت،به انهائی که عاجز بودند و گناه کردند،خطا کردند،یک اذیتی به شما کردند،حرفی زدند،غیبتی،تهمتی،اذیّت مالی روا داشتند،آنها را عفو کن. خدا خودت را چند برابر بزرگ می کند. می گوید عجب! بنده ی من از بدهکاری خلق من گذشت کرد. ملائکه را شاهد می گیرد،می گوید ملائکه من! شاهد باشید همینطور که او گذشت کرد،من هم از این بنده گذشت کردم. خدا ملائکه را شاهد می گیرد؛چرا؟ برای اینکه او دیگرانی را که درباره اش کوتاهی کرده بودند،بخشید. بنده ی من بخشید،آیا من او را نبخشم؟ ![]() دستگاه خدا خیلی زیباست.![]() ![]() طوبای محبـّت-کتاب پنجم |
|||
|
|
۴:۱۲, ۲۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
یکی دیگر از کارهایی که برای بهتر شدن اخلاق ما مفید است کنترل خشم است.
خشم و غضب پیامبر صلی الله علیه وآله: «جهنّم را درى است كه فقط كسانى كه خشم خود را به معصيت خدا فرو نشانده باشند در آن داخل مىشوند.» پیامبر صلی الله علیه وآله: «هيچ بنده اى، جرعه اى نياشاميد كه اجر آن بيشتر باشد از جرعه غيظى كه براى خداى تعالى فرو برده است.» امام صادق علیه السلام: « هر كه خشمي را فرو خورد كه اگر بخواهد ميتواند آن را به كار بندد (و از طرف خود انتقام گيرد) خداوند در روز قيامت، دلش را از خشنودي خود پر ميسازد.» امام علی علیه السلام: « از خشم بپرهيزيد كه آغازش جنون و پايانش پشيمانى است.» امام علی علیه السلام: « غضب آتشى است مشتعل، كسيكه خشم خود را فرو نشاند، آن آتش را خاموش كرده است و آنكس كه غضب را به حال خودش آزاد گذارد، خود اوّلين كسى است كه در شعله هاى آن خواهد سوخت.» پیامبر صلی الله علیه وآله: « هرگاه يكى از شما خشمگين شد، با آب سرد وضو بگيريد، زيرا خشم از آتش است.» امام صادق علیه السلام: «حلم در 5 محل به کار میرود: 1- کسی که عزت و بزرگی داشته و هم اکنون خوار و کوچک شده است. 2- کسی که راست میگوید و متهم به دروغ شده است. 3- کسی که دعوت به حق کند و مردم او را اهانت کنند. 4- کسی که بی گناه آزارش کنند. 5- آنکه مطالبه حق کند و در آن مخالفت شود.» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: heart.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/heart.png)
![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)


