کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عشق به امیرالمومنین(علیه السلام)
۲:۱۰, ۲۱/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام

امروزه یکی از جواب هایی که میشه به نسل امروز داد اینه که شما آیا از مذاهب دیگه سراغ دارید که بعد از رحلت پیامبر مذهبشون معجزه یا کرامتی از آنها ببیند؟
جواب معلومه ما هیچ مدرکی حتّی از خودشون سراغ نداریم که پیامبران الهی(عَلَیهِمُ السَلام) که ما هم به اونها اعتقاد داریم معجزه یا شفاء به کسی بدهند اما به شهادت خودشون میگن ما از اهل بیت(عَلَیهِمُ السَلام) شما خصوصاً حضرت سیدالشهداء(عَلَیهِ السَلام) و حضرت ابالفضل(عَلَیهِ السَلام) حاجت گرفتیم.
در حقیقت به یه بیان علمی دیگه با رفتن پیامبر هر قومی نه تنها دینشان نسخ شد بلکه با اون مقام گرامیشان ، اجازه صدور معجزه هم ندارند حالا ما هم به مناسبت بحث و ایام مبارک عید غدیر ، نمونه ای از عنایت یه دختری که به خاطر محبّت حضرت امیرالمومنین(عَلَیهِ السَلام) به دشواریهای افتاد و مورد عنایت حضرت واقع شد بیان می کنیم و درسی برای ما می باشد که این محبّت گرانقدر مجانی بدست ما نرسیده و باید قدر این حبّ رو بدونیم.
عالم جلیل القدر میرزا حسین نوری(رَحمَۀُ اللهِ عَلَیه) در کتاب دارالسلام داستانی را بیان می کند:
که درزمان خلفاء بنی عباس مردی بخیلی که ازدشمن اهل بیت(عَلَیهِمُ السَلام) بود دختری داشت که ازمحبّان اهل بیت(عَلَیهِمُ السَلام) بود و پدر برای آن دختر روزی دو قرص نان سهمیه براش قرار داده بود روزی مرد ناصبی درمنزل نبود که سائلی اومد و گفت: به محبّت علی(عَلَیهِ السَلام) مرا چیزی دهید.
آن دختر دو قرص نان را به او داد در این میان پدرش از راه رسید وگدا را با اون دو قرص نان درمنزل خود دید از او سوال کرد که این نان ها را کی به تو داده است؟
آن مرد گدا گفت: دختری از این خانه، این دو نان را به من داد ؛ در این هنگام آن ملعون وارد خانه شده و از دخترش سوال کرد: که چرا نان های خود را به سائل دادی دختر جواب داد او مرا قسم داد به کسی که نتوانستم قسم او ردّ نمایم گفت: آن کیست؟ دختر گفت: امیر المومنین علیّ (عَلَیهِ السَلام) است. پدرش گفت: آیا او را دوست می داری؟ دختر گفت: جانم فدای علیّ باد. پس آن ملعون گفت: به کدام دست نان خود را به او دادی؟ گفت: به دست راست . آن ملعون گفت: اگر در محبّت او صادق هستی دستت را بده تا به دوستی اوقطع کنم. اون دختر گفت: دست دادن در راه محبّت او از برای من آسان هست لکن ای پدر مرا محتاج به مردم نکن و سائل به کفّ نکن.
پس هر چه تضرّع نمود پدرش قبول ننمود و دست او را بُرید و او را از منزل خود بیرون کرد پس آن دختر روی به بیابان نهاد و در زیر درختی آمد و نشست و از شدّت درد او بیهوش شد و از قضاء سلطان در آن نواحی به شکار رفته و آهویی در نظرش آمده و بدنبال آهو رفت تا به نزدیکی مکانی که همین دختر زیر درخت نشسته بود رسید و دید از آنجا نور بسوی آسمان مشتعل است و درخت را دید که در اطراف آن حیوانات زیادی جمع شدند و همه سرها را بسوی آسمان بلند کرده و گریه و زاری می کنند پس به نزدیک اون درخت آمد دید دختری زیبا در زیر درخت هست و دست راستش قطع شده است و از هوش رفته و خون از دست او جاری هست پس از اسب پیاده شده و دست او را بست و خون ایستاد و دختر پس از بیهوشی چشمانش را باز کرد دید مردی با محاسنی نیکو در بالین او نشسته است و بر آن مرد سلام نمود چون سلطان فهمید که دختر شاعره هست از این اتفاق سوال کرد و آن دختر ماجرا را تماماً به عرض سلطان رسانید در این هنگام آن سلطان عادل گفت: غصّه مخور و او را به لشکرگاه آورد و محملی برای او ترتیب داد و او را در حرمسرای خود داخل کرد و معالجه کرد.
آن دختر روزها را روزه می گرفت و شب را مشغول به عبادت بود تا آن که نظر سلطان بر آن قرار گرفت که آن دختر را به پسر خود تزویج نماید و مجلسی مهیّا نموده و عقد کرد و پسر را در حجله گاه آن دختر داخل نمودند و سلطان خودش تا پشت درب آمد تا صحبتهای آنها را بشنود چون پسرش از ماجرای قطع دست دختر اطلاع نداشت و اگر آن پسر ناراحت بشود به او دلداری دهد پس پسر سلطان آب طلب کرد آن دختر ظرف آب را به دست چپ گرفته به نزدش آورد پسر از روی ناراحتی گفت: پدرم کسی را به من زن داده که دست راست خود را از دست چپش فرق نمی گذارد دختر از شنیدن این کلمه متاسف شده و چشمایش پر از اشک شد چون پسر سلطان این حالت را از او مشاهده نمود از گفته خود پشیمان شد و به خوابگاه خود رفت و خوابید
پس دختر برخواست و وضوء گرفت و دو رکعت نماز بجا آورد و بعد از نماز سر به سجده گذاشت و درد و دل با خداوند کرد و گفت: خدایا تو می دانی که من دست خود را در راه محبّت ولیّت امیرالمومنین(عَلَیهِ السَلام)دادم پس مرا دریاب یا غیاث المستغیثین و او را حالت بیهوشی گرفت و دید نوری ظاهر شد که تمام آسمان و زمین را روشنایی بخشید و آن نور دو قسمت شد و از میان آن تختی پیدا شد که در اتاق دختر فرود آمد و در روی تخت سریر یک زن و چهار مرد بود که نور آنها خانه را منور و روشن کرد و آن زن مجلله از تخت پایین آمد و در کنار دختر آمد و او را در آغوش گرفت و به او فرمود: غصّه نخور که غمت تمام شد منم فاطمه الزهراء(سَلامُ اللهِ عَلَیها) ؛ و این چهار مرد که بالای تخت هستند یکی از آنها پدرم محمد مصطفی(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم‏) و دیگری شوهرم علیّ مرتضی(عَلَیهِ السَلام) و آن دو نفر دیگر فرزندان من حسن و حسین(عَلَیهِمُا السَلام) می باشند پس صدّیقه طاهره(سَلامُ اللهِ عَلَیها) به حضرت امیر عرض کرد: یا علیّ این زن دستش در راه محبّت تو قطع شد و دعا کنید که دستش سالم شود و به برکت دعای تو خجالتش از پدر و شوهرش برطرف شود پس آن حضرت چون این کلام را از حضرت فاطمه(سَلامُ اللهِ عَلَیها) شنید از تخت پایین آمد و دست خود را بلند نمود و با کف دست خود مقداری از هوا گرفت و به دست قطع شده دختر مالید و سوره حمد را قرائت نمود و دست دختر به حالت اولیه برگشت و حضرت فاطمه(سَلامُ اللهِ عَلَیها) و حضرت امیر(عَلَیهِ السَلام)بالای تخت برگشتند و آن تخت از نظر غایب شد و به آسمان رفت .
از آنطرف سلطان مدتی پشت درب بود هیچ حرکت و کاری از پسر و دختر متوجّه نشد و نگران شد در را باز کرد و داخل حجره شد دید پسرش در بسترش خواب است و آن دختر هم بالای سجاده اش خواب هست در این میان سلطان عطسه ایی کرد و از صدای عطسه دختر از حالت بیهوشی بیدار شد و دست خود را سالم یافت پس دوباره به سجده افتاد و شکر و حمد خداوند را به جای آورد و از جای خود حرکت کرد و به سلطان سلام کرد و دست بریده خود را به او نشان داد و وقتی سلطان دست او را سالم دید از علّت سالم بودن سوال کرد و دختر واقعه را به سلطان گفت و سلطان هم شکر و حمد خداوند را به جای آورد و با خوشحالی از حجره بیرون آمد و پسر و دختر را به حال خود رها کرد.
من دیگه چیزی نمی گم فقط از خودم خجالت میکشم........
خدایا شکرت!!!
برداشت از http://mohabateahlebeyt.blogfa.com/post-48.aspx

يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، sagheb ، ali0077 ، محب الزهرا ، fiftynine ، لبخند خدا ، عبدالرحمن ، آیات ، AFG Shia ، رهگذر. ، دل خسته ، آفتاب ، 135 ، میم.حسین.الف ، mahdy30na

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۱۸, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
[تصویر: ostadreza_17020437.jpg]
عمر بود و بوبکر و مولا علی
که گاه این تقارن بجا میشود

علی در وسط آن دو همراه وی

گل اندر میان با صفا میشود

علی قامتی داشت کوته ولی

بلندی به همت سزا میشود

عمر گفت با خنده یا مرتضی

ببین خلق خیره به ما میشود

لناییم و تو نون ما بین ما

که کوتاه نون لنا میشود

علی با تبسم بدادش جواب

سخن یابن خطاب ادا میشود

یکی گفتی و حال بشنو یکی

زبان در دهان گه بلا میشود

سه حرف لناییم گر ما سه تن

لنا لیک بی نون فنا میشود

اگر من نباشم شما نیستید

که بی نون لنا شکل لا میشود

علی نون نور است وقاف قلم

به نور وقلم حق بقا میشود

علی بای بسم الله مصحف است

کزاوکاخ ایمان بنا میشود

علی گر به موسی نگاهی کند

به دستش عصا ازدها میشود

علی قهرمان حسین پرور است

کز او شور نهضت بپا میشود

قد کوتهش را مبین قدر بین

قد چرخ پیشش دو تا میشود

علی قامتش را به عباس داد

که قد قامت کربلا میشود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، آفتاب
۲۳:۰۹, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
[تصویر: 528255_435722629836433_1255044843_n.jpg]

لقب اميرالمؤمنين
در مكه جبرئيل، لقب اميرالمؤمنين را به عنوان اختصاص آن به علي بن ابي طالب عليه السلام از جانب الهي آورد، اگر چه اين لقب قبلاً نيز براي آن حضرت تعيين شده بود.

پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم هم دستور دادند تا يك يك اصحابش نزد علي عليه السلام بروند و به عنوان اميرالمؤمنين بر او سلام كنند و السلام عليك يا اميرالمؤمنين بگويند، و بدينوسيله در زمان حيات خود، از آنان اقرار بر امير بودن علي عليه السلام گرفت.

در اينجا ابوبكر و عمر به عنوان اعتراض به پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم گفتند: آيا اين حقي از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناك شده فرمودند: حقي از طرف خدا و رسولش است، خداوند اين دستور را به من داده است.

لا اميرالمومنين الا علي

بابي انت و امي يا علي
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، آفتاب
۲۱:۲۷, ۱۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
به به از این مرحمت مادری

حیدریم حیدریم حیدری


[تصویر: 12946146774.png]

[تصویر: avatar7_12.gif]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، آفتاب
۱۳:۰۱, ۱۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
[تصویر: 84227501075575842542258321022917117379233-660x330.jpg]


جابر بن عبدالله انصاری می گوید: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:

علی ویژگی هایی داردکه اگر یکی ازآنها به تمام مردم داده شود برایشان کافی است وآن امتیازات عبارتند از:



« هر که من مولای اویم علی مولای اوست »


و « علی نسبت به من چون هارون نسبت به موسی ست »

و « علی از من است و من از علی »

و «علی نسبت به من چون جان من است اطاعت از او اطاعت از من و نافرمانی از او نافرمانی از من است »

و « جنگ با علی جنگ با خداست و سازش با علی سازش با خداست »

و « دوست علی دوست خدا و دشمن او دشمن خداست »

و « علی حجت و خلیفه خدا بر بندگان است»

و « دوستی علی نشانه ایمان و دشمنی با او نشانه کفر است »

و « حزب علی حزب خداست و حزب دشمنان او حزب شیطان است»

و «علی با حق است همان طور که حق با علی ست و این دو از هم جدا نمی شوند تا اینکه بر کنار حوض کوثر به من ملحق شوند »

و « علی قسمت کننده بهشت و دوزخ است »

و « هرکس از علی جدا شود از من جدا شده و هر کس از من جدا شود از خدا جدا شده است »

و « فقط شیعیان علی رستگاران روز قیامت هستند »



امالی صدوق مجلس 20 حدیث 1.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۱:۰۸, ۲۰/مهر/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
[تصویر: w480]
اگر دشمن کند نقش زمینم
رسد ظلم از یسار و از یمینم
به جانم تا نفس دارم به سینه
طرفدار امیرالمومنینم...
[تصویر: IMAGE634897868256093750.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question عوامل قیام امام حسین‌ علیه‌ السلام در زیارت ناحیه mahdy30na 8 3,374 ۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷
آخرین ارسال: mahdy30na
  فضیلت یاد امام علی علیه السلام ali0077 12 6,359 ۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳
آخرین ارسال: آفتاب
Exclamation .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. اولولالباب 25 10,558 ۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴
آخرین ارسال: اولولالباب
  توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) ali0077 1 1,759 ۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵
آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت
  مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! help me 0 1,458 ۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲
آخرین ارسال: help me
  درمورد ولایت امام علی علیه السلام سید احمد 1 1,758 ۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶
آخرین ارسال: آفتاب
  عدالت واهداف حکومت علوی از منظر امیرالمومنین (علیه السلام) ali0077 1 1,768 ۱/تیر/۹۲ ۲۲:۵۶
آخرین ارسال: ali0077

پرش در بین بخشها:


بالا