|
روح انسان مذکر است یا مؤنث؟
|
|
۱۷:۵۴, ۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
آیتالله عبدالله جوادی آملی در نوشتاری اصل خلقت زن و مرد را از نگاه قرآن تشریح کرد.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بخشی از نوشتار این مرجع تقلید به شرح ذیل است: «زن یا مرد بودن، مربوط به پیکر است؛ نه جان و روح. همچنین تعلیم، تربیت، تهذیب و تزکیه ویژه نفس است و نفس غیر از بدن و نیز بدن غیر از نفس است و شاگرد کلاس درس قرآن روح است، نه بدن؛ روح نیز نه زن و نه مرد است. ذات اقدس الهی میفرماید: ﴿ونفس وما سوّاها ٭ فألهمها فجورها وتقواها﴾1. این نفس، نه مذکر است و نه مؤنث. همچنین میفرماید: ﴿فإذا سَوّیته ونفخت فیه من روحی﴾2. روح از آن جهت که موجود مجرد است، اندامی ندارد تا مذکر یا مؤنث باشد. نیز میفرماید: ﴿یا أیها الإنسان إنّک کادح إلی ربّک کدحاً فملاقیه﴾3؛ ای انسان، تو سالک الیالله هستی. بدن سفر نمیکند تا سالکان دو صنف باشند: بعضی زن و بعضی مرد! سالک الیالله، روح است و روح، نه مؤنث است و نه مذکر. این از معارف بلندی است که خدای سبحان قرآن کریم را برنامه درسی قرار داد و خود را معلّم معرفی کرد؛ ﴿الرّحمن ٭ علّم القران﴾4 و آن شاگردی که قرآن را فرامیگیرد، روح است؛ نه تن. انسان در عالم رؤیا که تن را رها میکند و بسیاری از مسائل برای او حل میشود، آنجا نه مذکر است و نه مؤنث. در عالم رؤیا چون عالم برزخ است، بدن برزخی انسان را همراهی میکند، امّا جان او که میفهمد، نه مذکر است و نه مؤنث.» منابع: 1 سوگند به نفس و آنکه آن را درست کرد! سپس گناهکاری و تقوایش را الهام کرد (سوره شمس، آیات 87). 2 پس وقتی آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم (سوره حجر، آیه 29). 3 ای انسان! حقاً تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد (سوره انشقاق، آیه 6). 4 سوره الرحمن، آیات21. (5)زن در آینه جلال و جمال- ص 80 |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۵۲, ۱۰/تیر/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سوره اسراء، آیه 85: وَ یَسْاَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبِّی وَ مَا اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا (85)
و از تو دربارهی روح سؤال میکنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است. البته دربارهی جملهی "روح از فرمان پروردگار من است" هم توضیح بدم که بعضی مفسرین تفسیر میکنند به اینکه روح از جنس فرمان پروردگار است. به نظرم قبل از بحث دربارهی چگونگی روح، باید دید آیا هدفی هم داره؟ یعنی اگر هم بتونیم سردربیاریم، آیا کاری که باید انجام بدیم تفاوتی خواهدکرد؟ اردو نمیبرنمون که قبلش برای آمادگی داشتن از وضعیت اونجا بپرسیم.
|
|||
|
|
۱۳:۴۴, ۱۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۱۳:۴۵ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۰/تیر/۹۲ ۱۷:۵۲)درست پسند نوشته است: سوره اسراء، آیه 85: وَ یَسْاَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبِّی وَ مَا اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا (85) با سلام منظور از روح در این آیه روح انسان نیست برادر لینک زیر در مورد روح مورد نظر این آیه توضیحاتی داده که خواندنش خالی از لطف نیست مقصود از روح چیست ؟ |
|||
|
|
۱۴:۴۱, ۱۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۲۲:۲۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
روح در دنیا کالبد دارد
در برزخ نیز کالبد برزخی دارد در قیامت و جهان اخرت هم باز کالبد دارد و گویا همین کالبد(زمینی مادی ) با ویژگی های خاص ان دنیا برمیگردد . بنابرین خیالتون از بابت هور العین ها راحت باشه
|
|||
|
|
۱۶:۴۴, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول:روح در دنیا کالبد دارد آقای وحید110 یه سوال داشتم ... زمانه پیامبر ، کافرها می گفتند که ، ولمون کن ، یعنی وقتی ما می میریم ، و جنازمون می ترکه و داغون می شه ، باز دوباره زنده می شیم و به سزای عملون می رسیم !!!!!!! خدا هم در قرآن دلیل میاره که این کار شدنیه به این دلیل ، به اون دلیل ... مثاله حضرته ابرهیم و اون قضیه پرنده ها رو می زنه ، مثاله پیامبره که می گه مرگ چه جوریه ، میمیره ، 100 سال دیگه زنده می شه ، خدا جلو چشاش خرش رو زنده می کنه رو می زنه و.... من تا الان فکر می کردم که تو این دنیا یه کالبدی داریم ، تو برزخ نداریم ، در آخرت هم با بدنه دنیوی میریم در محضره خدا، روزه قیامت که می شه همه از قبرشون میان بیرون ، اینجا معلوم می شه که جسم ما در روزه قیامت ، همون جسمه دنیویه ، تو احادیث هم می گن که بدن آدم ، اقرار می کنه به گناه کاریه صاحبش، پس همراهه ما بدنه دنیویه که میاد تو روزه قیامت .... حالا اگه می شه، سنده حرف هاتون در پست قبل رو بزارین که ما هم از اشتباه در بیایم... |
|||
|
|
۱۷:۰۷, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام در این مورد که روح جنسیت و حوری و اینا پیشنهاد میکنم این پست رو مطالعه بفرمایید. مطالبی در خور پاسخ دوستان هست ، برای اینکه مطلب طولانی نشه نقل نکردم. اما با توجه به این که همکار گرامی درست پسند (۱۰/تیر/۹۲ ۱۷:۵۲)درست پسند نوشته است: سوره اسراء، آیه 85: وَ یَسْاَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبِّی وَ مَا اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا (85)هم با ایه قران توضیح مختصر که خود ایه میده گفتن ، درست و متین هست و اینکه خود روح و ذات و اینکه جنسشم چیه این دیگه از امور خدایی هست و پاسخش رو باید با توجه به قراینی از ایات و یا در سخن معصوم بیابیم. [/b] |
|||
|
|
۲۰:۱۷, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۶/مهر/۹۲ ۱۳:۴۴)در جستجوی سختی نوشته است: با سلامسلام برادر عزیز، همونطور که حتماً میدونید تفسیرهای مختلف از جنبهی اثباتگرا بودن و رعایت اعتدال با هم متفاوت هستن، یعنی یک تفسیر تلاش در نتیجهگیری دقیق با استفاده از دلایل کامل میکنه، ولی دیگری بدون دلایل کامل نتیجهگیری میکنه و نتیجه رو هم به سمتی متمایل میکنه. اونطور که شنیدهام در مبحث تفسیرشناسی به این موضوع پرداخته میشه. تفسیر حاضر در اون لینک بعضی مسائل رو رعایت نکرده، که در ادامه بیشتر توضیح میدم. اول اینکه در تفسیر میشه از بعضی روایات محکم استفاده کرد، ولی در اثر وجود روایات در مورد یک آیه یا موضوع، به هیچ وجه اثبات نمیشه که تفسیرهای دارای روایت کمتر و یا حتی بدون روایت مردود هستن! چرا که جایگاه قرآن این هست که هرگز نمیشه جز با خود قرآن تفسیر و برداشتی از قرآن رو رد کرد. بلکه این روایات هستن که پس از تطبیق با قرآن پذیرفته و یا رد میشن. بنابراین، تعیین کردن شأن نزول برای آیات براساس روایات، به این معنی که تفسیر اون آیات فقط همین است و بس، مخالف اثباتگرایی است. بنده نمیدونم آن آیتالله گرامی در حقیقت چه فرمودهاند، چون اون مقاله میتونه خلاصهی صحبتهای ایشون باشه، و نیز به نظر میاد نگارندهی مطلب تا حدودی عجله داشتهاند یا بیدقت بودهاند، چون مثلاً در ترجمهی آیهی شماره [5] «مَنْ كانَ عَدُوّاً لِلّهِ ...» میبینیم که دقیق نیست، و حتی در انتهای آن، کلمهی «خدا» از جملهی «و نيز دشمن كافران است» جا انداخته شده، که معناش این میشه که «دشمن خدا دشمن کافران است»! این مقاله چند آیه رو دربارهی دشمنی با جبرئیل آورده(و منظور اونها رو یهود دونسته. اینکه یهودیت تحریف شده دارای چنین عقیدهای هست مسلم هست، و مسلماً روایات هم این مسئله رو تأیید میکنن، ولی اینکه این عمل صرفاً در مورد اونها بوده باشه یا نه، نه بر ما مسلم هست، و نه گفتهی روایات و نه حتی قابل اثبات توسط روایات. البته بنده این مورد رو به عنوان مثال عرض میکنم. میخوام بگم همین لحظه که ما موقع تفسیر چنین فرضی میکنیم، میشه خارج شدن از نتیجهگیری اثباتگرا). بعد مقاله گفته: نقل قول:با توجه به اين مقدمات بالأخص اين كه طراحان سؤال، گروه يهود بودند و درباره او عقيده ويژه اى داشتند و او را به علت اين كه: مأمور عذاب بود، و از زوال ملك بنى اسراييل به وسيله بخت نصر گزارش داده بود و در مسأله نبوت خيانت ورزيده و آن را از نسل اسرائيل به نسل ديگر منتقل ساخته است (با توجه به اين مطالب) مى توان گفت كه مقصود آنان از روح همان «روح الأمين» است و آنان مى خواستندكه از اين طريق نظريه پيامبر را درباره وى به دست آورند، كه اگر با نظريه آنان موافقت داشته باشد، از تأييد او بهره بگيرند، و در غير اين صورت با او مخالفت ورزند از اين جهت به قريش تعليم دادند كه از او درباره «روح» نيز سؤال كنند.اولاً قسمت قرمز، همون شأن نزول هست، و فرض کردنش به این صورت که این آیه مختص همین موقعیت هست، میشه رد کردن تفاسیر دیگه براساس روایات، در حالی که این کار جز براساس خود قرآن پذیرفته نیست. ثانیاً نتیجهگیریای که به دنبال این فرض میاد، یعنی «چون یهود با جبرئیل دشمنی دارند، سؤال در مورد جبرئیل بوده است» کاملاً غیردقیق و مخالف اثباتگرایی هست، چون حتی با این فرض که یهود رو مؤثر در این سؤال بدونیم، با وجود دشمنیشون با جبرئیل، ممکنه سؤالی از روح بشر بپرسن. چیزی که سخن بنده رو در این مورد واضحتر میکنه، سخن همین مقاله در مورد وجود یک روایت در میان مجموعه روایات آن دو کتاب هست که به تفسیر متفاوتی از روح میپردازه. یعنی نمیشه که اگه ما فقط همون یک روایت متفاوت رو دیده باشیم، بیاییم و تفسیر روح به حضرت جبرئیل رو به کل مردود بدونیم و از بررسی خارج کنیم، و بعد اگه روایات بیشتری دیدیم که از تفسیر روح به حضرت جبرئیل سخن میگفتن، بیاییم و تفسیر روح به روح بشر رو به کل مردود بدونیم و از بررسی خارج کنیم. یک جنبهی بسیار پراهمیت ماجرا اینه که سخن قرآن جامع و دقیق هست، پس اگه ما هم جامع و دقیق نتیجهگیری کنیم، إنشاءالله میتونیم به مفهوم سخن خداوند دست پیدا کنیم. یعنی با در نظر گرفتن تمام تفاسیر محتمل ممکنه بشه به نوعی وحدت معنا در میان اونها پی برد. مثلاً همونطور که کلمهی «روح» در مورد روح بشر و حضرت جبرئیل یکسان هست، میتونه در مورد بعضی آیات، در مورد هر دو دارای معنا باشه. |
|||
|
|
۲۲:۲۷, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول: آقای وحید110 یه سوال داشتم ... منظور منم همین بود که شما گفتید . منتها با توجه به توصیفاتی که از لذت ها و خوردنی ها و نوع نعمت ها و ... و همچنین انواع عذاب ها شده .به نظر میرسه باید بدن ما که دوباره درست شده قابلیتهای خاصی هم پیدا کنه . الله اعلم |
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۱۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۲ ۱۳:۰۹ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
مگه نیست ک خدا گفته از روح خودم در انسان دمیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[ [/url]]مگه خدا جنسیت داره ک حالا روحی ک به انسان (زن و مرد) داده جنسیت داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
۱۶:۰۵, ۱۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۲ ۲۰:۵۰ توسط هادی....)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
نقل قول:مگه نیست ک خدا گفته از روح خودم در انسان دمیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بچه ها هم گفتن که روح جنسیت نداره دیگه ، کالبدی که در اون زندگی می کنه جنسیت داره... |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |












[/url]]