کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 2.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در دنيائي که طب غربي ساخت ، هيچ انساني حاشيه امن ندارد
۱۰:۰۳, ۲۷/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار

مقدمه

مردم ايران هزاران سال در سايه طب سنتي خود و تمدن غني و بزرگش ، زندگي سالم و بي درد و سري داشت ، بدون نياز به دنياي خارج ، ايران براي اولين بار دانشگاه طب سنتي تاسيس کرد ، پزشکان بزرگي همچون بوعلي ، رازي ، جرجاني و........ ظهور کردند بخصوص که بوعلي آناتومي ، فيزيولوژي ، فيزيو پاتولوژي و تشخيص را استادانه مي دانست به طوري که هنوز در دنياي پزشکي هيچ پزشکي نتوانسته است جاي گزيني براي آن مطالب پيداکند . سنت ايرانيان در قبل و بعد از اسلام براي حفظ سلامتي و درمان دردها به يک معجزه و شاهکار شبيه بود . از نحوه تغذيه گرفته تا روشهاي پيشگيري و درماني ، معماري ، حمامها ، فرشها ، موسيقي ، و..... همه و همه در جهت حفظ سلامتي بودند . ايراني براي يک سرماخوردگي هيچگاه به طبيب يا حکيم مراجعه نمي کرد چون داروي درمانش در آشپزخانه ها بود اما چرا امروز براي يک سرما خوردگي ساده حالي پيدا مي کند که بايد در بيمارستان بستري شود ؟

بله اين قصه پرغصه از آنجا شروع شد که استعمار متوجه اين گنج عظيم يعني طب سنتي ايران شد ، با استفاده از حماقت استبداد داخلي ، طب خود را که هنوز برپايه هاي همان طب ايراني استوار بود با شاخ وبرگي تازه وارد ايران کرد ، آنگاه که زمينه را فراهم ديد ، در کمال وقاحت طب ايراني را جرم و طب غربي را مباح دانست و تمام دانشگاههاي ايران را غربي کرد و قوانين قضائي در طب نيز غربي شد و بر اساس همين قوانين که تا کنون ادامه دارد طب ايراني ممنوع شد . و بلائي برسر اين ملت آمد که نتيجه اش مردماني با سيستم ايمني ضعيف و ظهور بيماريهاي صعب العلاج و لا علاج شد .

و سالانه در عين حالي که بخش عظيمي از سرمايه مالي اين مردم صرف خريد داروها و تجهيزات طب غربي شد و تا کنون ادامه دارد . عملاً بيماري و سلامتي ما به دست غربي ها افتاد .

اما کار به همينجا ختم نشد بلکه با ارزش ترين سرمايه ايران که مغز نخبگان ما بود مملو از مطالب طب غربي شد، به طوري که براي پزشکان ايراني که درس طب غربي مي خواندند تنها نامي از بوعلي و رازي ماند و روشهاي درماني آنها تمسخر آميز شد ، به طوري که در طول يکصد سال اخير رجوع به طب قديم ايران مايه ننگ و عقب ماندگي بود و هست .

نتيجه اين قصه پر غصه امروز ، ظهور صدها بيماري لاعلاج و صعب العلاجي است که نه تنها طب غربي قادر به درمان آن نيست بلکه در طول يکصد سال اخير چون عملاً جلوي ادامه و پيشرفت طب سنتي ايران گرفته شد . اجازه نمي دهند به همان شيوه بوعلي سينائي مردم نجات پيدا کنند . بيش از يک نسل جلوي پيشرفت طب مارا گرفتند و اجازه ندادند که ادامه پيدا کند ، که چه بسا اگر با همان شيوه علمي و آکادميکي که بو علي و شاگردانش دنبال مي کردند ادامه مي يافت امروز بايد طب غربي به موزه ها مي رفت يا اصلاً ظهور نمي کرد.

بعد از يک نسل غرب با دانش طبي خودش براي ما چکار کرد ؟

1- تجهيزات مهمي با چپاول سرمايه هاي ما وارد ايران کرد

2- اقتصاد ما را به خود وابسته کرد

3- فرهنگ طبي ما را غربي کرد

4- ديدگاه مارا به شفاي الهي نابود کرد

5- سلامت ما را در دست گرفت

6- شيوه نگاه به سلامتي و بيماري را کاملاً ماشيني کرد

7- طبيعت را نابود کرد

8- تغذيه را ماشيني کرد

9- داروها را مخرب و شيميائي کرد

10- تيغ جراحي را به هر بهانه اي بر بدن ما کشيد

11- سيستم ايمني مارا آنقدر ضعيف کرد که يک سکسکه مارا از پا در مياورد

12- باعث ظهور بيماريهائي شد که تنها با علامت درماني آنهم با داروهاي پر عارضه خود کنترل کند البته به قيمت نابودي قلب ، مغز و کبد ما

13- جسم مردم جهان را ضعيف و قدرت اعصاب و روان را به پائين ترين حد کاهش داد

14- ضعف جسماني ، و به طبع آن ضعف روحي و رواني را به همراه آورد

15- تخت هاي بيمارستانها را مملو از بيماران لاعلاج کرد

16- بخش مهمي از مردم جهان را درگير انجام امور درماني کرد

17- و.....................................

18- و در کل يک جهان را بيمار کرد

حال که ما با سالها درد و رنج و خون دل خوردن با روش بوعلي سينائي ( درمان ايراني) به ميدان آمده ايم به مردماني برخورد مي کنيم که شنيدن درد هاي آنها که نتيجه شيوه درماني طب غربي است دل سنگ را‌ آب مي کند . وقتي به ما مي رسند که جاي سالم در بدن ندارند و آنقدر آسيب ديده اند که کاري از دست کسي ساخته نيست .

- بيماراني که تنها مي توانستند با شيرين بيان درمان شوند الآن زير خاک هستند

- جواناني که با چند زالو درمان مي شدند اکنون بدون پا روي ويلچر نشسته اند

- مادراني که با رازيانه درمان ميشدند اکنون به دليل سرطان پستان تا پاي مرگ آمده اند

- پدراني که نان بيار خانه اند اکنون به دليل آرتروز هاي کشنده قادر به راه رفتن معمولي نيستد

- و........ سرها ئي که کچل شد ، قلبهائي که به دليل انسداد عروق دريده شد ، جمجمه هائي که به خاطر تومور شکافته شد ، دست و پاهائي که به خاطر عوارض بيماريهاي ديابت و برگر قطع شد ، چشمهائي که کور و گوشهائي که کر شد ، جوانهائي که امروز تفريحشان اتاقهاي دياليز است کليه هايشان را از دست دادند و........... و هر لحظه بايد منتظر اتفاقي جديد بود .

- در دنيائي که طب غربي ساخت هيچ انساني حاشيه امن دارد.

- هر روز بايد منتظر يک سرطان در يک خانواده بود، آنهم در کودکان و نوجوانان!!!!

- هرروز باد منتظر کليه هائي که از کار مي افتند بود !!

- هرروز باد منتظر سکته قلبها بود

- و .........

آيا ايراني قديم دچار اين دردهابود ؟

- مگر يادمان رفته که موهاي سر پدر و مادرانمان تا چند سالگي سفيد نمي شد ؟

- مگر يادمان رفته که شب و روز ، آنها جان فدا ، براي امرار معاش ما کار مي کردند اما لبخند از لبانشان نمي افتاد؟

- مگر به خاطر نداريم که هيچگاه بيماري بد نمي ديديم و اگر بود در مقايسه باجمعيت امروز و ديروز مثل قطره اي در اقيانوس بود؟

- مگر نمي ديديم پدران ما تا 90 سالگي در مزرعه خود بهتر از جوانهاي امروز بيل مي زدند؟

- و ........هزاران مطلب درد ناک ديگر ...............................
امروز استخوان درگلو و با اشک و آه مي خواهم قصه هاي پرغصه اي را بگويم که سالهاست قلبم را مي آزارد ، مي نويسم تا شما کمک کنيد و اينها قبل از اينکه به اين وضعيت دچار شوند به درمان ايراني روي بياورند ، لا اقل اگر درمان نشوند به اين روزي که امروز هستند هيچگاه نخواهند افتاد.

پاها و دستهائي که قطع شده و مي شوند

چشمهائي که کور شد
کليه هائي که از دست رفت
شکمهائي که باز شد
معده هائي که خراب شد
کبدهائي که از کار افتاد
مغزهائي که ديگر نمي کشد
سرهائي که تاس شد
استخوانهائي که ارتروز گرفت
جواناني که نازا شدند
نوزاداني که زرد به دنيا مي ايند
ايدزي هائي که به زير خاک رفتند
دندانهائي که پوسيد
چهره هائي که لک شد و.............................................................. و هزاران قصه پر غصه که مي نويسم و پرونده آنها موجود است :


1- مرد ميانسالي که 30 بار جراحي شد و از دنيا رفت



بنام خدا


( مصاحبه در سال 87 انجام شد) قسمت اول

درد و رنج رزمنده و جانباز دفاع مقدس و کارمند بانک کشاورزي که مبتلا به بيماري کرون بود و جانش را در راه مراجعه به بيمارستانهاي مدرن و استفاده از روشهاي طب مدرن از دست داد ..

از زبان بيمار با رعايت امانت داري در متن مصاحبه :

مجيد خيري هستم فرزند براتعلي متولد1352 در يکي از روستاهاي قوچان متولد شدم . درسن سيزده سالگي عازم جبهه هاي جنگ شدم ،در حلبچه شيميائي شدم و اسهال خوني شدم بعد از 15 روز اسهال خوني شديد ، اسهال ام خوب شد ، بعد از چهار ماه و اندي، دو باره به قوچان برگشتيم و تحصيل رو شروع کرديم . تا اينکه سال 76 استخدام بانک شدم ، کارمند بانک کشاورزي بجنورد، و شروع به کار کردم ، از سال 81 از مجراي مقعد من عفونت شديد خارج مي شد ،به پزشک متخصص مراجعه کردم و مرا سريع به اتاق عمل براي جراحي بردند ، جراحي کردند ، بعد از 45 روز دوباره قسمت مقعد به دليل عفونت عمل شد ، بعد از حدود 16 روز عفونت خيلي شديد شد ، دکتر محرابي را در مشهد براي عمل جراحي معرفي کردند ، مشهد خدمت دکتر محرابي رفتيم ابتدا لوله گذاشت تا عفونت فيستول خارج شود ، بعد از 15 روز عفونت دو برابر شد ، دو باره اتاق عمل رفتيم

و توسط دکتر محرابي و دکتر مداح عمل انجام شد ، بعد از عمل جراحي6 ماه بهتر بودم ، اما عفونت شديد تر شد ، تهران خدمت دکتر رسول عزيزي رفتم ، ( فوق تخصص کولون و رکتوم ) ، آقاي دکتر قول داد که شما رو 10 الي 15 روزه خوبتون مي کنم، 15 روز در بيمارستان پارس تهران خوابيدم متاسفانه بعد از 15 روز عمل دوم را انجام داد ، تازه فهميد هيچ کاري از دستش بر نمياد ، عفونت ها روز به روز شديد تر مي شد ، فرمودند از دست من کاري بر نمياد من اين قسمت را تا به حال نديدم ، اين بيماري کرون است که اين مسائل رو پيش مي آورد ، دو بار ه به قوچان برگشتيم و از آنجا به مشهد خدمت آقاي دکتر فرزاد رفتيم ، فرمودند بايد آزمايشاتي انجام بدم بعد از آزمايشات گفتند که مشکوک به بيماري کرون است، دوباره دکتر فرزاد روي آبسه ها عمل جراحي انجام دادند ، بعد از حدود 2 ماه آقاي دکتر محسن فيروزي د و عمل جراحي انجام داد، عمل اول آبسه ها را جراحي کرد و در عمل دوم کيسه کولستومي برايم گذاشت ، بعد از اين عمل حال عمومي من خوب بود اما مشکل همچنان وجود داشت و عفونت شديد بود ، دوبار خدمت ايشان رفتيم و آبسه ها را شکافت و عفونت ها را خارج کرد، خلاصه ايشان هم فرمودند از دست من کاري ساخته نيست ، خدمت دکتر حاتمي رفتيم ، دکتر حاتمي هم فرمودند بايد جراحي بشويد ، ما هم گفتيم چاره اي جز اين نداريم ، نه مي توا نيم حرکت کنيم نه مي توانيم حرف بزنيم ، جراحي شديم کمي بهتر شديم ، بعد معرفي کردند خدمت دکتر مختاري فر، ( فوق تخصص گوارش ) ايشان در بيمارستان امام رضا (علیه السلام) مارا بستري کردند ، 12 بار بستري شدم که 7 بار براي تزريق آمپول رمي کيد بود ( قيمت آزاد اين آمپول دو ميليون و چهارصد هزار توان بود)

با بيمه ما 440 هزارتومان براي هر آمپول ميداديم ،ترزيق وريدي انجام مي شد ، با يک ليتر اب مقطر تزريق مي کردند ، اين آمپول ها هيچ اثري نداشت ، با بيمارستانها 70 ميليون تومان هزينه من شد ، با اين همه سختي و هزينه هيچ نتيجه اي نگرفتم ، تا اين زمان 23 بار جراحي شدم ، با اين همه عمل جراحي هيچ فايده اي نداشت ، بعد به تهران معرفي شدم خدمت دکتر مغاري ( فوق تخصص جراحي ) در بيست روز 3 بار اتاق عمل رفتم ايشان آبسه ها را شستشو داد و لوله گذاشت که عفونت ها خارج شود ، چهل روز بعد دوباره به تهران رفتيم و همين کار تکرار شد ، اين روند ادامه داشت ، نوبت چهارم بود که قرار بود به تهران بروم که به مرکز درماني طب سنتي دکتر حاج طالبي معرفي شدم ، از سال 1381 به همين وضع هستم و الان از کار افتاده شدم در طول اين سالها بدتر شدم نتيجه اين همه درد و رنج : با اين همه پزشک متخصص و فوق تخصص در کشور هيچ کاري نتوانستند بکنند جز دردسر ، کيسه کولستومي ، روده هاي من خشک شد ، روده ها جواب نميده که لوله کولستومي را بردارند ، اينها حرف خود پزشکان است ،

از بانک کشاورزي خيلي متشکرم که همه هزينه هاي من رو داد که اگر کارمند بانک نبودم معلوم نبود علاوه بر اين درد چه بلائي بر سر زندگي من مي آمد ، در اين مدت فقط بانک توانست به من کمک کند.

اين بيمار بعد از 30 بار جراحي هاي بي ثمر از دنيا رفت شايد شکايت اين همه درد ورنج را به درگاه خداوند منان ( پزشک اصلي ) ببرد ................................ هنوز ادامه دارد ................

2- پيرزن 60 ساله اي که 30 سال از عمرش را با درد عصب ترجمينال سپري کرد

[تصویر: mmmm.jpg]

بنام خدا


مصاحبه درسال 1386 انجام شده است

30 سال درد عصب ترجمينال و درمان بي نتيجه در طب مدرن

من از روستاي چهل حصار اسفراين در استان خراسان شمالي هستم ، از 30 سال پيش فک من درد مي کند ، الآن که 60 سال عمر دارم 30 سال اين درد با من بوده است ، درد شديد فک دارم که گاهي سمت راست و گاهي سمت چپ درد دارد ، درد من به حدي است که دهانم باز نمي شود که يک حبه قند در دهانم بگذارم ، به پزشک زياد مراجعه کردم ، هر جا گفتند دکتر هست رفتم ،به پزشکان مشهد هم مراجعه کردم به من قرص کاربامازپين و قرص هاي ديگر دادند ( در حاليکه ظرف قرس کاربا مازپين را نشان مي دهد ) اين قرص کاربامازپين را 30 سال است مصرف مي کنم اوايل کمي فقط آرام مي کرد الآن هيچ اثري ندارد، دندانهاي ما همه سالم بود در جواني گفتند دندانهايت را اگر بکشيد درمان مي شويد و من تمام دندانهاي سالمم را کشيدم اما هيچ اثري بر روي درد من نداشت ، ( دکتر مشهد گفت دندانهايت را بکش خوب مي شويد) گفت بيا فک شمارا عمل جراحي کنيم ، من اعتماد نکردم و نرفتم ، ترسيدم ، در طول اين 30 سال آنقدر هزينه کرديم که ديگر هيچ پولي نداريم ، هميشه دکتر بودم ، يک عمر است که در راه دوا و دکتر هستم ، و هيچ اثري نداشته است ...............................

3- پيرمردي که به خاطر ابتلا به بيماري برگر انگشتان پايش قطع شد



پيرمردي که به خاطر ابتلا به بيماري برگر انگشتان پايش قطع شد

[تصویر: DSC01490.jpg]
شايد کمتر نام بيماري برگر راشنيده باشيد ، به اين بيماري ، مرض سيگاريها هم گفته مي شود ، به دليل اختلال در عروق اندامها ، زخمهاي مقاوم به درماني در دستها و پا ها ايجاد مي شود که در اکثر موارد منجر به قطع اندام ميشود ، بهترين و موثر ترين درمان براي اين بيماران زالو درماني و پانسمان عسل است ، بزاق زالو دراين بيماران باعث درمان عفونت ، التهاب ، و ترميم عروق محل زخم مي شود . و اين بيماران را از قطع عضو نجات مي دهد، هرچند اکثر بيماران وقتي به ما مراجعه مي کنند که بخشي از اعضاي خود را از دست داده اند ، اما هر زمان که مراجعه کنند، بيماري با زالو درماني به طور کامل درمان مي شود ، در گذشته بايد به دنبال اين بيماران مي گشتيم ، چون تعداد آنها بسيار نادر و کم بود اما متاسفانه امروز به لطف زندگي مدرن ، بيماري برگر در مقايسه با گذشته خيلي زياد شده است . و هر بيمار يک داستان بخصوصي دارد . که يک قصه پر غصه است . که داستان فوق يکي از آنها است :

سال 1390 پيرمردي مراجعه کرد که انگشتان يکي از پا هايش را به دليل ابتلا به بيماري برگر بطور کامل از دست داه بود و پاي ديگر بيمار به شدت زخمي و عفوني شده بود و به درمانهاي مدرن جواب نداده بود . بيمار به دليل کهولت سن دچار ضعف شديد شده ، به طوري که تصمصم گيري براي زالو درماني سخت بود ، چون به هر حال در حين زالو درماني مقداري خون از دست مي داد ، ديدن اين بيماران هميشه برايم سخت و دردناک است . چون مطمئن هستم که اين بيمار اگر درابتداي بيماري مراجعه مي کرد با روشهاي درماني طب سنتي ايران درمان مي شد و اين همه بلا به سرش نمي آمد . که البته در تجربياتي که در درمان ا ين بيماران دارم ده ها نفر را از قطع دست و پا نجات داده ام . کافي است همکاران طب مدرن چند دقيقه به مدارک و مستندات ما سري بزنند تا اين بيماران را از ابتدا براي زالو درماني معرفي کنند . وآنها را از درد و رنج نجات دهند . خلاصه اينکه ما با زالو درماني جلوي پيشرفت بيماري اين پيرمرد را گرفتيم اما آنچه را که اتفاق افتاده بود به عنوان يک قصه پرغصه بياد خواهيم داشت . پير مردي که از نظر زندگي ومالي در شرايط بسيار سختي به سر مي برد ، و در زندگي عادي خود مشکل دارد فقط به خاطر اينکه همکاران ما از اثرات زالو درماني اطلاع ندارند بايد بادرد و رنج زندگي کند و بخش مهمي از اندامهاي خود را از دست بدهد ......................................

4- نوجواني که با يک زانو درد معمولي خانه نشين شد


[تصویر: kkkk.jpg]

متن کامل مصاحبه بيمار در سال 1387:
(ويدئوي مصاحبه موجود است )

اول زانوي من ضربه خورد ، يه کم آب آورد، دوسال پيش اين اتفاق افتاد ، من ساکن يکي از روستا هاي فاروج هستم ، به بيمارستان امام رضاي مشهد رفتم دکتر متخصص آب زانوي من رو کشيد ، حدود نيم کيلو آب از زانوي من کشيد ، بعد که بلند شدم زانوي من لق شد ، به اقاي دکتر گفتم چرا اينطور شدم ؟ ايشان گفتند برو بعداً پاي شما خوب مي شود، بعد خوب نشد و مجبور شدم عمل جراحي کردم ، سه بار عمل جراحي کردم خوب نشد ، به پزشکي که جراحي کرد گفتم چرا خوب نشد ؟ گفت پاي شما را اون پزشکي که آب زانوي تان را کشيد خراب کرده و درمان نمي شود، پزشکي که پرفسور بود گفت اصلاً نبايد آب زانوي شما را مي کشيدند ، ايشان گفت چون آب زانوي شما را کشيدند مفصل از بين رفته است ، الان زانوي من جمع هم نمي شود ، هزينه زيادي کردم و درد و رنج زيادي کشيدم نه تنها خوب نشدم بلکه بدتر شدم و زانوي من بدشکل هم شد ، اصلاً نمي توانم روي زانو بايستم ، حالا به من مي گويند بايد زانوي تورا قفل کنيم که خم و راست نشود ، براي اين پا سه تا دفتر چه بيمه تمام کردم ، از روستا وقتي به مشهد مي روم يک خانه براي چند شب اجاره مي کنم نوبت مي گيرم تا بتوانم دکتر را ببينم پول کرايه خانه ، کرايه ماشين ، غذا و دارو و..... هر دفعه هست پدرم کار گر عادي است ، تا به حال براي اين پا 3ميليون تومان هزينه کردم و بدتر شدم بدليل فقر مالي براي اين پا از همه کس پول قرض کرديم الان هزينه درمان را ندارم پدرم بايد يک سال کار کند که بتواند هزينه زانوبند من را پس اندار کندو......................

5- خانمي که آمپولهاي 500 هزارتوماني مي زد
6- پير مردي که همزمان 23 نوع داروي شميائي مصرف مي کرد
7- مادري که به دليل استفاده از جنتامايسين در زمان حاملگي نوزاد کر به دنيا آورد
8- خانم جواني که به دليل استفاده از رژيم لاغري مدرن داشت نابينا مي شد
9- دختر خانم زيبا و بسيار مودبي که ماينوکسيديل سرش را تاس کرد
10- مرد ميانسالي که براي پائين آوردن پلاکت خون ميليونها تومان هزينه کرد
11- مرد 60 ساله اي که چند بار سينوزيت خود را در خارج از کشور جراحي کرد
12- خانم مهربان ايراني که 15 سال در يکي از کشورهاي اروپائي تحت درمان بي اثر داروهاي شيميائي برا ي درمان سوريازيس بود
13- جوان قوي اندامي که با چهار نوع داروي ضد تشنج شيميائي باز هم تشنج مي کرد
14 - کارمند شهرداري که براي درمان بي ثمر سرطان کودکش داشت تمام زندگي اش را از دست مي داد
15- خانم جواني که گفته بودند چند ماه ديگر خواهد مرد
16- مرد ميانسالي که براي درمان بي ثمر سردرد ميگرني در طول20 سال روزي يک مشت دارو شيميائي مي خورد
17- پير مرد 60 ساله اي که گفته بودند اگر از روي ويلچر بلند شوي قطع نخاع خواهي شد
18- جواني که براي درد قلبي شبها نمب خوابيد و کاري از دست متخصصان امر ساخته نبود
19 – جواني که داشت به دليل التهاب و عفونت شديد مجراي اشکي چشم خود را از دست مي داد
20 – کودک زيبائي که به دليل ايتلا به هرپس چشمي داشت کور ميشد
22- مرد جواني که اگر در بيمارستان او را نديده بودم براي هميشه دياليز مي شد
23- کودک مظلومي که اگر يکي از اساتيد برايش زالو درماني تجويز نکرده بود از مچ ، پايش را از دست مي داد
24-..............منتظر بقيه قصه ها باشيد اين داستان غم انگيز بسيار طولاني است

منبع:
http://www.iraniantherapy.com/ghese.aspx
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: laanbar1-2-3 ، soheyl68 ، mohammadhadi ، fazel ، saeed111 ، حسن.س. ، یاســین ، ztb ، m.hossein ، طالب نور
۱۱:۱۳, ۲۷/تیر/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام دوست گرامی
همه ی داشته ها و دست آوردهای گذشته ی ما گران بها بودن.
مثلا در زمینه ی سلامت و درمان، هم طب اهل بیت رو داشتیم هم درست آوردهایی که شما گفتید که دانشمندان و نخبه های ایرانی بهش رسیدن. فقط هم بحث ایران نیست. اطلاعات کافی ندارم، اما هر کسی که دست آوردهای خوبی داشته رو می تونستیم ازشون استفاده کنیم.
درسته! غرب خیلی کارا کرد به خاطر پول و نفوذ. دقیقا یادم نیست که یکی از کشورهای غربی همچنان چی کار می کنه که باعث یک بیماری در ما ایرانی ها می شه. بعد از خود همون کشور، دارو و تجهیزات درمانی همون بیماری وارد کشورمون می شه.
خوب غرب که شخصیتش همین طوریه و ازش نباید بیش از این انتظار داشت. اما اول خودمونو ببینیم. مسئولان باید محتوای کتب رشته های پزشکی رو تغییر بدن و اصلا نگاه به سلامت و درمان تغییر کنه.
خودمون بهتره از نکات سلامت و پیشگیری و حتی ارزان قیمت طب سنتی استفاده کنیم.
من مشکل رو هم در جامعه و هم در عملکرد مسئولان می بینم. رشته ی خودم مدیریت بازرگانیه و حالا که مدرک کارشناسی دارم می گیرم متوجه شدم که اقتصادی که ما خوندیم، اسلامی نبوده. تازه دارم کتب اقتصاد و مدیریت اسلامی رو تهیه می کنم و مطالعه کنم. در آینده طب سنتی جای این مطب های پولساز و بیمارکننده ی مردم را خواهد گرفت. و طب سنتی هم از ایران به همه جا صادر خواهد شد. مطمئن باشید.
پیشنهاد می کنم از خودمون شروع کنیم و کتاب دانشنامه طب اهل بیت رو تهیه و مطالعه و اجرا کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، mohammadhadi ، احیاء ، یاســین ، طالب نور
۶:۵۰, ۲۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۷:۰۶ توسط saeed111.)
شماره ارسال: #3

من خودم بارعایت اصول طب سنتی معمولا مریض نمیشوم مگرباتلقین یا رعایت نکردن بعضی نکات یاشیطون زیر جلدمان میرود وشکلاتی شیرینی چیزی میخوریم ومریض میشویم طب سنتی چیزدیگری است طب کلاسیک هم عالیست مخصوصا درموارداضطراری مثل تصادف یاسکته (درسکته کارهایی میشودکردالبته احوط رجوع به پزشک بهتراست)هرچزی که کمک کندماازآن استفاده میکنیم ولی دربسیاری ازمواردحتی سرطان ترجیح باطب سنتی است!!!

یک نکته بگم اونایی که طبعشان گرمه هیچی ولی اونایی که طبعشان سرده (اکثریت) بدانند دشمن اولشان لبنیات مخصوصا ماست است وهمینطورچای برای همه مردم که متاسفانه اکثرا مینوشندپایه مریضیهاست چای وماست چون سیستم دفاعی بدن راضعیف میکنند!!

مثلا دیک چنی باعث وبانی ویروس سارس بودبعدداروش روداد بیرون که زیاد افاقه نمیکردبعدآقایان باشرکت هالیبرتون(مال دیک چنی) (نفتی )قراردادمیبندند(چندسال قبل)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: احیاء ، مهدی2012 ، soheyl68 ، یاســین
۱۱:۳۵, ۲۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۱۱:۴۰ توسط yektasepas.)
شماره ارسال: #4
آواتار
با سمه تعالی
با تشکر از مطالب خوبتون و معرفی سایت دکتر حاج طالبی .خدا روشکر که جامعه ما دارد به سمت جامعه مهدوی می رود هم از لحاظ تغذیه و هم دارو. الحمدلله رب العالمین
سایتی رو هم من معرفی می کنم که خیلی جالب است و با یک تست چارت طبع شما را می دهد و همچنین درمان عمومی.

راز سلامت



این سایت مربوط به دکتر سید ابوالفتح شیرمردی متخصص طب سنتی می باشد. شما تا ثبت نام می کنید به راحتی وارد سایت میشوید و تست طبع شناسی برای شما فعال می شود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، fazel ، یاســین
۱۲:۴۱, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله که دارد بیماری روازاده ایسم دارد فراگیر می شود و همانند ویروسی بس مهلک بنمایه جامعه را در می نوردد.

نقل قول:یک نکته بگم اونایی که طبعشان گرمه هیچی ولی اونایی که طبعشان سرده (اکثریت) بدانند دشمن اولشان لبنیات مخصوصا ماست است وهمینطورچای برای همه مردم که متاسفانه اکثرا مینوشندپایه مریضیهاست چای وماست چون سیستم دفاعی بدن راضعیف میکنند!!

دشمن اول ما لبنیات مخصوصا ماست است!!!!!

شاید شما هنوز حدیث رسول الله را که شیر گاو را شفا معرفی کرد نشنیده اید؟؟؟؟؟

شاید شما هنوز احادیث فراوان خوردن پنیر و گردو را نشنیده اید؟؟؟؟؟

چرا سریعا بر کرسی قضاوت می نشینید و جوگیر می شوید؟؟؟؟؟


چای وماست چون سیستم دفاعی بدن راضعیف میکنند!! ما مانده ایم یکسری مطالب بدون سند!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mia'd
۱۴:۳۸, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
نقل قول:دشمن اول ما لبنیات مخصوصا ماست است!!!!!

شاید شما هنوز حدیث رسول الله را که شیر گاو را شفا معرفی کرد نشنیده اید؟؟؟؟؟

شاید شما هنوز احادیث فراوان خوردن پنیر و گردو را نشنیده اید؟؟؟؟؟

برای کسانی که طبعشون سرده بده چون ماست هم سرده و اگه زیاد بخورن ضرر داره... البته ماست هایی که ما میخوریم به درد نمیخوره و کمتر مصرف بشه بهتره مگرنه ماست های طبیعی حسابشون جدایه.
تا جایی هم که میدونم همراه با این موادی مثل ماست و شیر و ... که کلسیم دارند باید ویتامین دی هم استفاده بشه مگرنه ضرر داره... مثلا شیر خرما خیلی خوبهBlush
بنابر احادیثی که خوندم پنیر باید صبح مصرف نشه و شب مصرف بشه و همراه با گردو خیلی بهتره و همچنین گردو همراه با پنیر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین
۱۶:۲۹, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
نقل قول:]برای کسانی که طبعشون سرده بده چون ماست هم سرده و اگه زیاد بخورن ضرر داره...

میتونن از مصلح ماست استفاده کنن تا طبعش متعادل بشه

نقل قول:تا جایی هم که میدونم همراه با این موادی مثل ماست و شیر و ... که کلسیم دارند باید ویتامین دی هم استفاده بشه مگرنه ضرر داره... مثلا شیر خرما خیلی خوبه

[b]شیرخرما؟؟؟؟[/i]

مگر جناب دکتر حکیم روازاده افاضه نکردند که شیر با میوه سبب فساد می شود

نکنه خرمای بیچاره از دسته ی میوه ها اخراج شدن
Bi DandoonBi Dandoon
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۰, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
نقل قول:شیرخرما؟؟؟؟
این حرفام از حرفای دکتر جمشید خدادادی بود ایشون گفتند که خرما چون خیلی جلوی نور آفتابه ویتامین دی خیلی زیاد داره.
من که همه ی حرفای دکتر روازاده رو تایید نکردم. البته شاید این حرفشون درست باشهHuhخدا میداند...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اولولالباب ، یاســین
۲۰:۰۷, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
نقل قول:]دکتر جمشید خدادادی


تا انجا که یادم هست ایشان مهندس تشریف داشتن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012
۲۲:۰۸, ۲۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۲ ۲۲:۱۶ توسط saeed111.)
شماره ارسال: #10

حرفهای بنده درمورد ماست بی پایه نیست ماست ازاسیدلاکتیک اشباع است همانی که وقتی میدوی وبدن درد میگیری باعثش اسیدلاکتیک است لحن انتقاد شما به رسول وآل پاکش نمیخوردمن نمیایم 1مترحدیث وآیه بعنوان امضا بگذارم زیر ارسالیهام وادعای مسلمانی وحدیث دانی بکنم اگرحضرت رسول فرموده ماست خوب است اولا چه ماستی (گاوش علف صحرامیخورد نه ازت بدهند تاشیرش چندبرابرشود)ثانیا برای کی؟ثالثا درجزیرتالعرب باآن دما اکثرا طبعشان گرم است (کلیدورود به طب قدیم )وشیروماست آن گاو درحدکم مفید است درمورد پنیروگردو خودتان داریدمبگویید پنیر+گردو من گفتم لبنیات گردو نگفتم برادر چراآشفته میشوی حتی اگراشکالی باشد شما بابرادری ومتانت ماراراهنمایی میکنی نه اینطوری! خداوند متانت وصبر عطا فرماید!ان شا اله!

درمورد سیستم دفاعی بدن !بدن ما از6گروه گلبولهای سفید تشکیل شده (لنفوسیتها اریتروسیتها و....)ووقتی بدن ماحالت اسیدی میگیرد(مصرف لبنیات چای مرغ ماشینی و.... وناراحتی زیاد عصبانیت و....)برای دفاع ازبدن گلبولهای سفید اکتیو میشوند اگراین اتفاق همیشه بیفتد (اسیدی شدن بدن )بمرورسیستم دفاعی بدن تحلیل میرود وآزمون ESR نشاندهنده کشته شدگانی ازگلبولهای سفیدی است که درمفاصل جمع میشوند بعلت همان حالت اسیدی که ممکن است بمرور باعث آرتریت روماتوئید گردد!سندبیشتری خواستس فیزیولوژی گایتون!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا