|
«ماه عسل» در پی چیست؟؛؛ اشکتان را به هر قیمتی در می آوریم
|
|
۱۶:۲۰, ۱۰/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
برنامه «ماه عسل» در حالی آخرین روزهایش را پشت سر میگذارد که هرچند به ظاهر به هدفگذاری تولیدکنندگانش دست یافته و به قول معروف دیده شده، ولی بهای این دیده شدن، به کارگیری همه ابزارها و سوژههای ممکن برای گریاندن مخاطب بوده است؛ رخدادی که با رویکرد کلی صداوسیما همخوانی دارد.
رمضان مبارک افزون بر آن که ماه دعا و راز و نیاز و پرهیز از بسیاری امور است، یکی از شادترین ماهها در دین اسلام به شمار میرود و مردم در کشورهای عربی به شدت در این ماه به سبب فرصت حضور در مهمانی خداوند، ابراز خوشحالی و خرسندی میکنند؛ فضایی که هرچند تلاش شده در کشورمان نیز شکل بگیرد، متأسفانه رسانه رسمی کشور، گرایش بسیاری به آن نشان نداده و رمضان در کشورمان هنوز رنگ شادی به خود ندیده است.
یکی از مهمترین رویکردهای صداوسیما که در گسترش ندادن شادمانی در این ماه نقشآفرین بوده، طراحی برنامههایی است که ویژه این روزها برای میلیونها ایرانی در نظر گرفته میشود و به ظاهر چنین طرز تلقی نزد برنامهریزان هست که معنویت با نشاط و شادی در یک ظرف نمیگنجند که اگر میگنجید، طنزهای این روزها نیز چنین سطحی نداشتند و بنابراین، نگاه کلی این بوده که فضای رمضان جدی با تهمایه طنز باشد که نظر همگان تأمین شود!
در چنین فضایی جای شگفتی ندارد که «ماه عسل» با رویکردی که در سه هفته اخیر دیدیم، در یکی از پربینندهترین ساعات ماه مبارک رمضان روی آنتن پربینندهترین شبکه تلویزیون برود. «ماه عسل» با اجرای احسان علیخانی که در سالهای اخیر به کمک حذف برنامه پرمخاطب و استاندارد «کوله پشتی» و مجریاش، توانست کنداکتور تلویزیون را در چنین ایامی در اختیار بگیرد و در سالهای نخست نیز رویکرد قابل قبولی داشت، امسال این رویکرد به شدت جنبه افراطی به خود گرفته است.
در این ماه مبارک رمضان، این برنامه با شعار این که بسیاری از مردم قهرمان زندگیشان هستند، سراغ بخشی از زندگی اشخاصی رفت که از برخی موقعیتهای سخت یا دشواریهایی که به آنها تحمیل شده، گذشتهاند و هماکنون در جایگاه خوبی هستند. هرچند توجه به چنین زندگیهایی آموزنده است، این توجه در صورتی پذیرفته است که جنبه افراطی به خود نگیرد و از راه منطقی نیز منحرف نشود؛ رویدادی که متأسفانه در این برنامه ندیدیم.
![]() سوای برخی رفتارهای ساختگی همچون تلاش برای کشیدن یک جمله از زیر زبان میهمانان که تأکید کنند مشکلاتشان معجزهوار از بین رفته یا لطف خدا بوده و بدین ترتیب آیتم معنویت برنامه نیز تأمین شود، بسیاری از سوژهها اصولاً ویژگی برجستهای نداشتند که قهرمان زندگی خودشان معرفی شوند؛ برای نمونه، کودکی که گروگان گرفته شده و آزاد شده، چه حرکت محیرالعقولی انجام داده که در کنار برخی دیگر از میهمانان برنامه که به حق دعوت شده بودند، قرار بگیرد؟! یا خبرنگار یک سایت خبری و مادرش که مسلمان شدهاند، چقدر سوژه کف خیابانی و عام هستند که قرار بود قهرمان زندگیشان معرفی شوند؟
در این میان اگر از بررسی برخی اتهامات مطرح نسبت به این برنامه نظیر ماجرای اهدای کودک در میانه برنامه به خانوادهای که فرزندانشان درگذشته و نقدهایی که بر آن وارد شد، بگذریم، نمیتوان از تلاش برای درآوردن اشک بینندگان تلویزیون گذشت. انگار تهیه کنندگان این برنامه سوژههایشان را حول این محور تنظیم کردهاند که «اشکتان را به هر قیمت درمیآوریم!» و انصافاً نیز در بازی با احساسات مردم، به خوبی توانستهاند موفق باشند؛ امری که طبیعتاً با ماه شاد رمضان نسبت دارد!
بیگمان هیچ ناظر منصفی مخالف شنیده شدن داستان زندگی این اشخاص در تلویزیون نیست، ولی آیا هیچ زمانی پیش از افطار برای منقلب نمودن حال مردم و یادآوری این موضوع که «از شما مردم گرفتارتری هستند و خیلی ناراحت نباشید» نیست؟
آیا باید این برنامه حتماً در ماه رمضان و آن هم در چنین ساعتی روی آنتن برود؟ آیا زمینه لازم فراهم نبود که چند سوژه معتدلتر نیز برای این برنامه در این سی شب تدارک میدیدند و فضا اینگونه رقم نمیخورد؟
آیا حتماً باید روی چهره میهمان زوم کرد و در یک کلوزآپ یک سلسله جملات را گفت و در پی این بود که با درآوردن گریه میهمان، اشک بیننده نیز جاری شود؟ آیا قصه زندگی برخی میهمانان و نوع تلاششان برای گذشتن از گذرگاههای سخت، به اندازه کافی ارزشمند و قابل تأمل نیست که تلاش کرد با چنین روشهایی، توجه عمومی را نسبت به داستان زندگی ایشان جلب نمود؟
البته این نقد نافی نقاط مثبت این برنامه همچون انتخاب ظریف برخی میهمانان، یا طراحی متفاوت دکور بر خلاف دکورهای معمول بیشتر برنامهها که در یک میز دراز خلاصه میشود، نیست و این برنامه بیگمان با یک پشتوانه فکری پیش رفته، ولی قطعاً منصفانه نیست که به هر روشی برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطب دست یازید و گمان کرد هیچ شخصی متوجه این ریزهکاریها نمیشود.
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۵۵, ۱۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۲ ۱۷:۱۹ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۱۱/مرداد/۹۲ ۵:۴۶)بیتا نوشته است: ببنید قضیه قضیه ی باخبر شدن از همسایه است (۱۱/مرداد/۹۲ ۲:۵۹)Reza2035 نوشته است: بسم الله (۱۱/مرداد/۹۲ ۲:۰۶)نسیم نوشته است: هوالحق (۱۱/مرداد/۹۲ ۱:۴۷)asal.m نوشته است: ولی هر موقع این برنامه رو دیدم،از خودم،از انسان بودنم خجالت کشیدم و شرمنده شدم .این برنامه خیلی یاد خدا رو در قلبم زنده کرده تا حالا.اشک هایی که من ریختم با دیدن برخی از برنامهاش،نه تنها غم روی دلم ایجاد نکرد،بلکه بمن یک انرژی برای خودسازی داد. ما نیومدیم تو این دنیا که در زندگیمون فقط خودمونو ببینیم و بس.همین ماه که فضیلت داره،اتفاقأ با حال و هوایی که داریم و شیطان دست و پاش بسته است،باید کمی به خودمون بیایم.این برنامه خیلی کمک میکنه که کمی به خودمون بیایم ،فقط خودمونو نبینیم،بفکر افراد اطرافمون باشیم.این برنامه برعکس برنامه هایی که اسمشو آوردید،چیزی جز خدا رو یادآوری نمیکنه دوست من. (۱۰/مرداد/۹۲ ۲۳:۰۱)boghz نوشته است: اما اگر میخوایم یه ابتهاج عمومی ,یه فرحی جامعه مون روبگیره ,یک شادی , یک نشاط عمیقی ,باید یه سری از موضوعات رو روش برخوردشو , من , و شما یاد بگیریم باهاش ! فرمایش دوستان کاملا متین هست.! دوستان از محتوای برنامه دفاع کردن. من هم با اونها مخالف نیستم ، کسی با این حرفها هیچ مشکلی نداره، مشکل سر نحوه اجراست، قرار نیست با بزور اشک مردم رو در بیارن، باید با معرفت باشه! نه اینکه تا یکی از مهمونها کمی اشکش در اومد تصویر کلوزآپ بشه رو چشمش مردم متاثر بشن. یا بدون توجه به آینده اون بچه و احساسات یک پدر و مادر فیلم هندی درست کنن. بقول شهید مطهری با زهرماری گفتن نباید اشک مستمع رو درآورد. من با کسایی که می گن این ماه ، مردم فقط باید بخندن مخالفم اگه دوست دارن بخندن برن خنده بازار نگاه کنن. اتفاقا این ماه ، ماه اشک ریختن برای خداست. منتها یکی با مناجات امیرالمومنین اشکش در میاد یک هم با ادا دراوردن مجری یکی هم با دیدن بزرگی و منش و مشکلات مهمونهای برنامه ماه عسل. من می گم : اگر دفاع از برنامه بخاطر مهمون هاش هست! که درسته! اما اگر از مجری دارید دفاع می کنید: خوب از همون اول بگید ما وارد بحث نشیم دیگه! برنامه ماه عسل: .....( برنامه با علیخانی شروع می شه) ..........................................10 دقیقه فقط مونولوگ..................... (علیخانی : نمی خوام سرتون رو درد بیارم ولی یک نکته بگم...) ...............15 دقیقه ی دیگه هم تک گویی ................ یه میان برنامه ...........(تشکر علیخانی از تمام طرفداران برنامه) ...................... می رن سراغ مهمونها :................10 دقیقه .................. (علیخانی در حال تلاش برای متاثر کردن مهمونش و القای یک معجزه در زندگی وی) ....................... (بــلــه بالاخره اشک مهمون در اومد؛ تصویر زوم می شه روی چشمش)...................... حالا سناریوی اصلی شروع می شه یک مهمون که با مهمون قبلی مربوطه و اون نمی شناستش وارد می شه............................... (مخاطبان در حال اشک ریختن) ........علیخانی : پخش اگه چند دقیقه وقت بده ممنون می شم .........10 دقیقه ............. علیخانی باز هم شروع می کنه به سخنرانی ......................................10 دقیقه...............(به خاطر چیزایی که به ما یاد داده تو این سخنرانیش به مرتبه استادی نائل می شود)............... {تمام} این برنامه مثل میوه ای می مونه که باید پوسش (مجریش) رو بکنی بندازی دور بری سراغ مغزش (مهموناش) ولی بعضیا همین پوستش رو بصورت نشسته دوست دارن! اونها حسابشون از ما جداست (۱۱/مرداد/۹۲ ۱۶:۴۴)™SAViOR نوشته است: یک اعتراض بجا به «ماه عسل» گوش شنوا کو؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۷:۳۰, ۱۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
سلام
خدایا به بعضیا تو این ماه قدرت فهم بده، قضاوت درست آمین یاعلی |
|||
|
|
۱۷:۳۷, ۱۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۲۳:۵۷ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
.................
|
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۱۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام
با زیادگویی مجری موافقم ولی انصافا" خوب برنامه رو هدایت میکنه بیشتر مواقع بحث رو تو جاده اصلیش نگه میداره جز مواقعی که خودش تحت تاثیره خودشم خیلی موافق گریه درآوردن نیست فقط میخواد حال ما رو عوض کنه البته تفسیر آدما از حال خوش متفاوته ولی میشه به برنامش تاکید میکنم برنامش و نه فقط مجریش نمره قبولی داد در مورد اون شلوارم که دوستان پیراهن عثمان کردن بنده خدا عذرخواهی کرد دیگه گیر ندین
|
|||
|
|
۰:۰۲, ۱۲/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۲ ۴:۰۱ توسط boghz.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
کسایی که میگین شلوار قرمز(آلبالویی) !!
از خدا بترسین !!! خودتون رو نزنین به نفهمی...................... |
|||
|
|
۳:۳۵, ۱۲/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۲ ۴:۰۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
من همه قسمت های این برنامه رو ندیدم ولی بیاد ماندنی ترین قسمتش چند سال پیش بود که آقای تیجانی اومده بودن بنظرم مهم ترین ایراد این برنامه مناسبتی کار کردنشه قرار نیست مردم فقط ماه رمضان به سمت خدا بازگشت کنن ولی در مجموع خیلی برنامه خوب و مفیدیه برای طیف وسیعی از مردم جامعه یک سری از ایراداتی هم که به برنامه گرفته میشه بنی اسرائیلیه هر چی باشه یه ایرادی میگیرن آقا شلوار بنده خدا مگه چی بود؟ اصلا نباید ایشون معذرت میخواست عذر دربرابر گناهه نه این درسته آدم باید شأن خودشو تا اونجا که میتونه نگه داره ولی همچین گفتن فلان پوشیده من گفتم چی بود! ایراد خاصی نداشت گرچه بهتر بود نمیپوشید ولی بعضی ها واقعا بی تقوی هستند و باید عیب جویی کنن فقط براشون هم آبروی مردم فرقی نداره http://host11.aparat.com//public/user_da...768152.mp4 |
|||
|
|
۴:۰۳, ۱۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۲ ۳:۳۵)عبدالرحمن نوشته است: واقعا همینطوره برادرم ولی آخه قضیه اینم نبود که روزه بعدش خودشون گفتن که شلوارشون تیره بوده اما به خاطر رنگ بندی دکور اینطوری افتاده (عین قضیه یادم نیست اما یه چیزی مثه همین بود ) میگفتن ما بعد از برنامه که خودمون برنامه رو دیدم خیــــــــلی تعجب کردیمو معذرت خواستن |
|||
|
|
۴:۲۳, ۱۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
اصلا وقتی دیدید یکی داره توجیه میکنه یعنی از جایگاه کبر و غرور حرف نمیزنه
اینها حاشیس اون عکسی که بعدا دیدم بیشتر به بنفش میزد تا قرمز در هر صورت انقدر مهم نیست از اون بدتر چیزای دیگس که برامون عادی شده شما تبلیغات صدا و سیما رو ببینید تقریبا همش مشکل داره ولی انقدر صبح تا شب پخش میشه عادی شده برامون |
|||
|
|
۴:۵۷, ۱۲/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۲ ۵:۱۵ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۲ ۰:۰۲)boghz نوشته است: کسایی که میگین شلوار قرمز(آلبالویی) !! واقعا از تکنیک جالبی استفاده می کنید. خوشم اومد!!!! شما اگه سیاست مدار یا وکیل بشید خیلی تو کارتون موفق خواهید بود. سعی می کنید جواب اتهامات کلیشه ای ، مزاح و حاشیه ای که اصلا مطرح نشده یا یک اشاره کوچیک بهش شده رو بدین تا اتهامات اصلی از دید عموم بیافته! یه سری به حرف هایی که بنده در این تایپیک زدم و همچنین دوستانی چون ™SAViOR (در مورد اعتراض خانم ابتکار) بزنید بد نیست. اون وقت می فهمید کی خودشو زده .....[/align][/font] [/font] [font=Tahoma] من اگر یک زمانی مجرم شدم حتما از شما به عنوان وکیل استفاده خواهم کرد. (۱۲/مرداد/۹۲ ۴:۰۳)boghz نوشته است: شلوارشون تیره بوده اما به خاطر رنگ بندی دکور اینطوری افتاده ![]()
|
|||
|
۵:۱۳, ۱۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
برنامه ی جالبی نبود من که حتی یک قسمتش رو ندیدم...خوشم نمیاد کسی برای بیشتر شدن مخاطبهاش از احساسات مردم سو استفاده کنه
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 276514_534.jpg]](http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1392/5/9/276514_534.jpg)





