|
اینک آخرالزمان: هم جنسبازی
|
|
۱۱:۵۹, ۱۸/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سری به فروشگاه های شهر می زنی و می بینی که پر است از لباس و انگشتر و دستبند با نماد هم جنسگرایی و در شهر جوان هایی را می بینی که مدل مو و لباسشان معرف این نماد هاست.
روزنامه را می خوانی و می بینی که نوشته: ازدواج همجنس گرایان قانونی اعلام شد، دادگاه استیناف نیویورک با رد داد خواستی که علیه قانون آزادی همجنس گرایان در این ایالت مطرح شده بود، ازدواج هجنس گرایان را قانونی اعلام کرد. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «و می بینی که گناهان علنی شده، مردان به مردان بسنده کرده، زنان با زنان در آمیخته، مردان برای مردها آرایش کرده، زنان برای زنها خود را آراسته.... در چنین زمانی از خشم خدا در حذر باش و از خدای تبارک و تعالی نجات بطلب، و بدانکه مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و خداوند برای جهاتی به آن مهلت می دهد، منتظر باش، و تلاش کن که خداوند تو را در وضعی برخلاف وضع آنها ببیند.»(1) رواج همجنسبازی همان طور که می دانید امروزه عمل زشت روابط جنسی هم جنسان با یکدیگر در جهان رواج پیدا کرده است و رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این روزها را پیش بینی کرده اند و در این باره می فرمایند: «هنگامی که مردها با مردان در آمیزند و زنها با یکدیگر»(2) «هنگامی که مردان به مردان بسنده کنند و زنان به زنان»(3) «مردان با مردان زفاف کنند، آنچنانکه عروس با داماد زفاف می کند»(4) «هنگامی که پسر چون یک زن خود را در اختیار مشتری قرار دهد»(5) «هنگامی که مرد برای آمیزش با زنان مورد سرزنش قرار بگیرد»(6) آرایش هم جنسان برای هم در زمانه ما شاهد تغییرات زیادی در ظاهر انسانها خصوصاً مردان هستیم و می بینیم که مردان برای زیباتر شدن دست به پیرایش ابرو و سفید کردن صورت و استفاده از لوازم آرایش .... می زنند و به نوعی خود را آرایش می کنند. «مردان برای مردان آرایش کنند و زنان برای زنان»(7) «خداوند لعنت کند مردی را که جامه زن به تن کند، و زنی را که جامه مرد بپوشد.»(8) «مرد برای مرد شانه می زند و آرایش می کند، آنچنانکه زن برای همسرش شانه می زند و خود را می آراید، مردان برای این کار اجرت می گیرند، و گاهی مورد رقابت طالبین واقع می شوند، و گاهی مرد ناموس مرد می شود و برای او غیرت به خرج می دهد و در راه او از بذل جان و مال دریغ نمی کند»(9) آنچه باید باشد «آیا از همه مخلوقات به مردان میل می کنید، و همسرانی را که خدا برای شما خلق نمود رها می کنید؟ براستی که مردمی متعدی هستید» (شعراء آیه 165) در قرآن مجید در سوره های اعراف (آیه81)، هود (82)، حجر ( 61-74)، انبیا (آیه 74)، نمل ( 51-93) و عنکبوت (آیه28 و 29) اشاره هایی به وضع قوم لوط و گناه بسیار زشت آن ها شده است و این عمل علاوه بر قرآن در روایات نیز بسیار مورد مذمت قرار گرفته و افرادی که مرتکب چنین عملی شوند را مورد لعن خدا دانسته اند. پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده اند: «هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر میشود، آن چنان که تمام آب های جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب میکند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است.» سپس ادامه دادند: «هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی آید.» (10) علت حرمت هم جنسبازی از جمله روایتی که علت حرمت این عمل را بیان می کند، روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که کسى از ایشان سؤال کرد: چرا خداوند لواط را حرام کرده است؟ ایشان فرمودند: «اگر آمیزش با پسران حلال بود مردان از زنها بى نیاز (و نسبت به آنان بى میل) مى شدند، و این باعث قطع نسل انسان مى شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعى جنس موافق و مخالف مى گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقى و اجتماعى ببار مى آورد.»(11) مجازاتهای اسلام برای همجنس بازی اسلام برای همجنس گرایی مجازاتی سنگین قرار داده و ابتدا مجازات شلاق و برای لواط مردها و سومین مرتبه از مساحقه ی زنان، حکم اعدام تعیین شده است.(12) پی نوشت: 1. بحارالانوار جلد 52 صفحه 256-300، بشاره الاسلام صفحه 131-135، منتخب الاثر صفحه 425، 429 و 432 2. کشف الغمه جلد 3 صفحه 324، منتخب الاثر صفحه 435 و المهدی صفحه 199 و 219 3. منتخب الاثر صفحه 425، الزام الناصب صفحه 64، 182 و 195، بشاره الاسلام صفحه 5، 26، 76 و 99، الامام المهدی صفحه 217 و 227، بحارالانوار جلد 5 صفحه 70 و جلد 52 صفحه 192 و 228 و اعلام الوری صفحه 433 4. بشاره الاسلام صفحه 76 و الزام الناصب صفحه 121 و 195 5. الزام الناصب صفحه 183، منتخب الاثر صفحه 429، بحارالانوار جلد 52 صفحه 257 و 135 6. بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، منتخب الاثر صفحه 430 و بشاره الاسلام صفحه 131-135 7. بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، منتخب الاثر صفحه 429 و بشاره الاسلام صفحه 131 8. نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 473 و بشاره الاسلام صفحه 23 9. الزام الناصب صفحه 183، بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، بشاره الاسلام صفحه 133 و منتخب الاثر صفحه 429 10. الکافی، کلینی،ج 5،ص 544 11. وسائل الشیعه، ج4، ص252 12. اللمعة الدمشقیه، بخش لواط و مساحقه |
|||
|
| آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۵۲, ۳۰/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #111
|
|||
|
|||
نقل قول: دوست عزیز از کی تا حالا جای خدا تصمیم میگیری و برای مخلوقاتش تائین تکلیف میکنی؟ نقل قول:ببخشید کار بیهوده ایه خدا میتونست خیلی ساده تر از اینا برگذارش کنه این تورنومنت گلادیاتورها رو! اینکه دین رو تابع جغرافیا میدونید فقط یه نظر نسبیه ... هر کسی با تحقیق کردن به راحتی میتونه دینش رو عوض کنه مثه شما که عقل گرا هستین و غیر از نظر خودتون نظر کس دیگه ای رو قبول ندارید . پس دین رو محدود نکنید به چند تا مفهوم ساده مثه جغرافیا و ... . خدا به انسان عقل داده تا ازش برای حل مشکلات خودش و دیگران استفاده کنه ؟ عجب نکته ای ... من دویست بار هم اینجا بنویسم خدا توی قران نوشته فکر و عقل و ... گمان نمیکنم تاثیر گذار باشه ! نقل قول: تفکرات ادیان ساخته شدن تا عده ای سود جو به بقیه مردم مسلط باشند و ازشون سواستفاده کنند من با این مشکل دارم نه اینکه در دنیای عقل گرای غربی چیزی به اسم طبقه ی سرمایه داری وجود نداره و مردم نمیریزن توی خیابون که ما 99 درصدیم و شما یک درصد و حق ندارید بر ما حکومت کنید اونجا اشکال نداره ولی اگه حکومت دینی باشه یوغ بردگی به گردن میندازه اره ؟من میگم معیار برتری تقوی است تو میگی نگاه ویژه به مسلمون ها؟ نقل قول: نه شما هیچکس روی زمین جای خدا نیست که تصمیم بگیره خدا من انسان با همچین تفکری رو به عنوان مخلوقش دوست داره یا ازم متنفره! خدایی که توی قران تعریف شده که بله همه رو دوست داره... ولی این خدایی که شما نه خلقتش رو قبول داری و نه پیغمبرهاش رو و نه برنامه ای که به اسم دین فرستاده رو و در واقع عقلت خداست بعید میدونم . |
|||
|
|
۵:۱۷, ۳۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۲ ۲:۴۷ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #112
|
|||
|
|||
(۳۰/مرداد/۹۲ ۲۳:۰۱)#1Zero نوشته است: چه جالب! پس از این به بعد برای ترجمه ی فیلم و سریالها از شما کمک بگیریم چون همیشه یسری از جمله ها هست گند میزنه به زیرنویس! هرکاری کنی فارسیش در نمیاد. واقعا جامعه ی مترجمین عمریه دنبال راه حل میگردن برای همین مشکل!اینکه میگم با دقت نمیخونید و با دقت فکر نمیکنید برای همینه دیگه! چیزی که گفتم این بود: (۳۰/مرداد/۹۲ ۲۲:۰۹)درست پسند نوشته است: اینی که میگید «زبان فارسی نقص داره در مقابل زبان انگلیسی» اگه بخوام با خونسردی بگم خیلی اشتباهه.شاید بعضی واژهها معادل نداشته باشن: معنیاش مشخصه! و مشخصه چقدر باید بیدقت خونده بشه تا خلافش برداشت بشه. ولی این یه طرفه نیست: یعنی به هیچوجه نقص یه زبان محسوب نمیشه، چون زبان مقابل هم همین ضعف رو خواهدداشت. (۳۰/مرداد/۹۲ ۲۳:۰۱)#1Zero نوشته است: در مورد واژگان هم من دیگه نمیدونم چی بگم! یچیز تعریف شدست تمام اونا چرا دارید پیچش میدید قضیه رو؟!(ویرایش:شکلکها حذف شدند) آخه بشر! ربطش چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینقدر بیربط بود که من هنگ کرده بودم که کدوم ربطش رو به بحث رد کنم! قسمت 1 این ارسال ثابت کرد که امکان نداره که گرایشهای «به قول شما همجنسگراها» در اثر تغییرات هورمونی باشه. این اولین و بزرگترین دلیل برای رد داستان شما در مورد همجنسگرا هست. پیچش نمیدم قضیه رو، اگه جوابی ندارید، ما هم الاف نیستیم. براساس رفتار طرفمون میشناسیمش که چقدر دنبال بحث منطقی هست، و میبندیم بحث رو. (۳۰/مرداد/۹۲ ۲۳:۰۱)#1Zero نوشته است: در مورد معجزه هم تفاوت عقاید داریم من فکر نمیکنم ایراد به اینکه تمام حیوانات تو یک کشتی جا نمیشن ایراد علمی باشه (محالاته) یا اینکه فقط چندین نفر انگشت شمار از تمام حیوانات کره ی زمین نگه داری کنن برای سه ماه ایراد علمی باشه. در مورد کشتی نوح تاپیک جدا بزنید بحث میکنیم. کوهی از مشکله این داستان!منظورم از معجزه در مورد کشتی نوح نبود، بقیهی موارد بود مثل بیرون اومدن شتر از کوه، یا شکافتن نیل، که اصلاً دلیل اهمیتشون قطعاً همین مغایرت شدیدشون با روال طبیعی هست. در مورد رفع شبهات دربارهی کشتی نوح هر تاپیکی باشه از نظر ما پسندیده هست. |
|||
|
|
۱۱:۰۷, ۳۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۲ ۱۱:۰۹ توسط #1Zero.)
شماره ارسال: #113
|
|||
|
|||
نقل قول: دوست عزیز از کی تا حالا جای خدا تصمیم میگیری و برای مخلوقاتش تائین تکلیف میکنی؟ اتفاقا این شماها هستید که جای خدا برای همه تصمیم میگیرید! من تو این تالار بیشتر تاپیک ها رو خوندم. شما و دوستانتون چندنفر رو تا حالا فرستاده باشید جهنم خوبه؟! شمایید که به راحتی قضاوت میکنید در مورد همه. بعدش هم مگر من گفتم همه بیاید طرز فکر من رو داشته باشید؟! شمایید که دوست دارید طرز فکرتون رو به زور تو حلق همه فرو کنید ،یه بهشت سرسبز و یه جهنم آتشین ساختید برای خودتون میخواید همه رو به زور ببرید بهشت اونایی رو هم که نمیخواید بندازید جهنم! اتفاقا من دوست دارم هرکسی طرز تفکر خودشو شکل بده و تفکر خودمو به هیچکس غالب نمیکنم دنیایی که همه ی آدمهاش یک شکل فکر کنن خسته کننده و وحشتناکه ،طعمه ایه برای سواستفاده ی آدم های سود جو قشنگی دنیا به همین آدم های متفاوتشه وگرنه انسان هایی که یجور فکر کنن و یجور رفتار کنن میشن روبات! این خدای ادیان ربات خلق میکرد بهتر نبود!؟ همه ی دستوراتش رو هم گوش میداد. نقل قول:اینکه دین رو تابع جغرافیا میدونید فقط یه نظر نسبیه ... هر کسی با تحقیق کردن به راحتی میتونه دینش رو عوض کنه مثه شما که عقل گرا هستین و غیر از نظر خودتون نظر کس دیگه ای رو قبول ندارید . پس دین رو محدود نکنید به چند تا مفهوم ساده مثه جغرافیا و ... . کجاش نسبیه؟! تو سال چند نفر نسبت به جمعیت کل دنیا با تحقیق دینشون رو عوض میکنن؟! شما کل رو ول کردید چسبیدید به استثناهای کوچک؟! اصلا مگه غیر از اینه که هرکی دینشو عوض کنه از جامعه ی خودش طرد میشه؟! برای همین 95% آدمها با همون دینی که به دنیا میان با همون دین هم میمیرند. خب چه گناهی کردند؟! خود شما وهابی ها رو لعن میکنید چه تضمینی به من میدید که اگه تو عربستان بدنیا میومدید یک وهابی نمیشدید و از شیعه بدتون نمیومد؟! چون در اونصورت از بچگی تو گوشتون میخوندن که ما درستیم و شیعه غلط! و شما الان داشتید تو انجمن وهابی ها به شیعیان فحش میدادید. حالا شما یا هر کس دیگه تو این تالار. شیعه بودنتون معیار طول و عرض جغرافیاییه که توش بدنیا اومدید. جورج کارلین خدا رحمتش کنه میگفت : حالم از کسانی به هم میخوره که میگند "افتخار میکنم که آمریکایی هستم" ! آمریکایی بودن یک هنر نیست که بهش افتخار کرد چیزی نیست که با تلاش خودتون بدستش آورده باشید یک اتفاق ژنتیکی بوده. تا حالا کسی رو دیدید که بگه "افتخار میکنم قدم 1.75 متره"؟؟!! بگید خوشحالم از اینکه آمریکایی هستم نه اینکه افتخار میکنم تمام اینها همینجوره دقت کنید یلحظه : دین ،ملیت ،قومیت ،رنگ پوست ،زبان ،جنسیت ،شغل ،تیم های ورزشی ،سطوح طبقاتی اجتماعی و... تمام این مفاهیم درست شدند تا مردم رو بندازند به جون هم تا یه عده سودجو دنیا رو غارت کنن در حالی که مردم سرشون به این چیزها گرمه. از مضرات دین همین بس که الان من و شما که هموطن همدیگه هستیم داریم اینجا میزنیم تو سر و کله ی همدیگه بجای اینکه بریم از زندگی که خدا بهمون داده استفاده کنیم. این دقیقا همون چیزیه که از ما بهترون دنیا میخوان! همین دین فردا تو یه درگیری شما رو میذاره مقابل من ما که برادر هم هستیم و بهتون میگه من کافرم باید خون من ریخته بشه تفکرات اون آتئیست هم بهش میگه دین انگل زندگیه بشره باید پاک بشه مردم رو میندازند به جون هم و برادر کشی راه میوفته! اینکه دین یک تابع جغرافیایی هست رو هیچکس (هیچکس) نمیتونه رد کنه. هرکسی تو هر ناحیه دنیا متولد بشه دین همونجا رو داره و با همون دین هم به احتمال 99% میمیره. و عقل من نمیتونه این رو قبول کنه که دین معیار خدا برای سنجیدن رفتار انسانه چون اون نوزادی که توی یک کشور لامذهب بدنیا میاد گناهی نکرده که بخاطر دین نداشتنش مجازات بشه! عقل من میگه عدالت خدا میره زیر سوال. اگر هم حرف شما درست باشه و آدم ها بتونند با تحقیق دین درست رو پیدا کنند باز هم عدالت خدا میره زیر سوال چون خدا شما رو تو مملکت شیعه فرستاده یعنی هلو برو تو گلو از اونطرف بقیه دنیا باید زور بزنن با شیعه که 4-5 درصد رو تشکیل میدند آشنا بشن شاید هم تا آخر عمرشون این اتفاق نیوفته این یعنی خدا عادل نیست به شما فرست بهشت رفتن داده به اونا نداده! همینه که تا دنیا دنیاست عقل من دین رو قبول نمیکنه ولی شما میتونید قبول داشته باشید ولی به کسی تحمیلش نکنید. نقل قول:نه اینکه در دنیای عقل گرای غربی چیزی به اسم طبقه ی سرمایه داری وجود نداره و مردم نمیریزن توی خیابون که ما 99 درصدیم و شما یک درصد و حق ندارید بر ما حکومت کنید باز بهتون ایراد گرفته شد بحث غرب رو کشیدید وسط دقیقا همون چیزی که صفحه ی اول گفتم! تا جوابی ندارید سریع میگید غرب هم بده. اصلا درسته غرب هم بده! همون آمریکا هم از دین سواستفاده میکنه درست مثل کشور ما آمریکا از تفاوت های دیگه هم سواستفاده میکنه رنگ پوست ،ملیت ، زبان و... اصلا همین همجنسگراها آمریکا چرا انقدر تو این چنددهه اینا رو بزرگشون کرد؟! داشتند مخفیانه زندگیشون رو میکردند آمریکا اومد انداختشون سر زبون ها الان همه دنیا دارند میزنن تو سر و کلمه ی همدیگه که همجنسگرا خوبه یا بد مثالش همین من و شما. وقتی همه مردم دنیا دارن سر دین و همجنسگرایی و رنگ پوست و قومیت میزنن تو سر و کلمه ی همدیگه بستر کاملا مناسب میشه برای ماهی گیری از ما بهترون! همه ی دنیا از اینها سو استفاده میکنن برای همین من میگم تفاوت های بین انسان ها باید برداشته بشه. دین هیچ معیار برتری بین انسان ها نیست چیزی که هست رو شما بهش میگی تقوا من بهش میگم انسانیت. شما هم به غرب کاری نداشته باش هر انسانی اگه خودش انسانیت داشته باشه کافیه. |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۳۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۲ ۱۵:۰۲ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #114
|
|||
|
|||
نقل قول:اتفاقا این شماها هستید که جای خدا برای همه تصمیم میگیرید! با سلام . الان به نظر شما ما کسی رو مجبور کردیم که خدا پرست بشه ؟ مگه من در همین چند صفحه ی قبل نگفتم برید همه ادیان رو با کتاب هاشون مطالعه کنید ...مطمئنم یکیش رو انتخاب میکنید ! نکنه میخواین این حرفهای منو هم رد کنید ؟ ما غیر از اینکه بگیم همجنس بازی حرامه و عقوبت داره که اونم توی قران اومده چیزه دیگه ای گفتیم ؟البته در کنارش توبه هم داریم که خدا بدترین ادمهایی روی زمین رو میبخشه نمونه اش هم ساحرهایی هستن که به جنگ حضرت موسی(علیه السلام) اومدن و وقتی حق رو درک کردند خدا توبه شون رو پذیرفت ( همچین خدای مهربانی ما داریم) این شما هستید که اصرار دارید بگید نه همجنس بازی خوبه و دین هم یک مشت خزعبلاته که ادم های عقب افتاده قبولش دارن و از انسان قراره یک ربات بسازه ... اتفاقا مبحث مکانیک و عالم مکانیکی بحث هایی که اقای دکارت و اسپینوزا بهش دامن زدن که اونا هم جزو مقتداهای فکری شما محسوب میشن ... ما در دین چیزی به اسم عالم مکانیکی از حیث discipline نظامی و ریاضی وار نداریم بلکه نظم از منظر order چون شما زبان انگلیسی رو خیلی قبول دارید به این کلمات واستون مثال زدم که خودتون این واژه ها رو بسیار زیبا با همدیگه بسنجید . نقل قول: شما کل رو ول کردید چسبیدید به استثناهای کوچک؟! بله - دین ما به ما یاد میده که هر چیزی که حق هست رو قبول کنیم هر چند کوچیک باشه ! نمونه اش هم حضرت لوط(علیه السلام) که وقتی تمام قومش همجنس باز شدن با اونها مخالفت کرد ...نگفت لوط خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو بنده خودم به شخصه برای انتخاب مذهبی که دارم تورات و انجیل و تلمود و قران رو خوندم حتی پای حرف برادران سنی هم نشستم و با عقلم انتخابش کردم ...اینطوری نبوده که شناسنامه ای یه مذهبی به من تحمیل بشه ...بلاخره به قول شما خدا به انسان عقل داده که راه درست رو انتخاب کنه ! هر چند شما احادیث رو قبول ندارید ولی یکی از مقتداهای فکری ما امام صادق (علیه السلام) در کتاب غیبت نعمانی ص 32 :هر کس که به گفته ی مردم به این دین وارد شود و مردم او را وارد کرده باشند ( نه از روی تحقیق و بینش خود) همان مردم وی را از دین بیرون خواهند برد همچنانکه داخلش کردند --- و هر کس با برهان کتاب و سنت به این دین راه یافته کوهها از جای خود تکان خورند پیش از انکه او از موضع عقیدتی خود حرکت نماید (یعنی از جبال و کوهها در دین سخت تر است ). البته شما این چیزها رو قبول نداری ولی بد نیست کمی با عقاید ما هم اشنا بشی ![]() نقل قول:باز بهتون ایراد گرفته شد بحث غرب رو کشیدید وسط دقیقا همون چیزی که صفحه ی اول گفتم! تا جوابی ندارید سریع میگید غرب هم بده. بلاخره هر انسانی که به مبحثی ایراد وارد میکنه باید یه چیز بهتر رو قبول کنه ...این رو عقل ناقص من تشخیص میده ...مثلا در هر کشوری انقلاب میشه به جای حکومت نابود شده یه حکومت بهتر به عقیده مردم و نخبگانش میاد سر کار ... حالا اینکه ما هیچی رو قبول نکنیم و فقط همه چیز رو بکوبیم از کجای عقل میاد من نمیدونم ... به فرض من نظر شما رو قبول کنم یعنی : دین بد ... غرب بد ... شرق بد .... بلاخره چه چیزی خوب ؟ اینکه من انسان ازاد هستم و کسی حق نداره به من حکومت کنه ؟ میشه بفرمائید با این عقاید تا حالا شده یه کوره دهات رو از ظلم نجات داد یا نه ؟ چه برسه به مردم جهان ؟ من بازم میگم مردم غرب دین رو کنار زدن که به اصطلاح ازاد باشن ولی رفتن زیر یوغ سرمایه داری ! ولی مردم ما با دینشون حکومت تشکیل دادند این دقیقا همون چیزیه که غرب نفهمید...تازه در این کشور رهبر دینی میگه : سرعت رشد علم به هیچ قیمتی نباید متوقف بشه ! سرعت رشد علم هم که قربونش برم هر روز سریع تر از دیروز ! هوا فضا ...نظامی ... هسته ای ...نانو ...ژنتیک ! همین طور مردم ما دارن قله های علم رو فتح میکنن ...پس این نشون میده که دین مایه عقب افتادگیست جوکیه که فقط توی غرب مطرح شده ... تازه باز همون رهبر دینی میگه ما هنوز اسلامی نیستیم داریم به سمت اسلامی شدن میریم ! نقل قول:شما بهش میگی تقوا من بهش میگم انسانیت. من نمیگم قران میگه ! در ضمن انسانیت و تقوی اصلا با هم قابل سنجش نیستند ! چون در انسانیتی که عقیده ی شما تعریف میکنه همه مدل کثافت کاری که انسان انجام میده مجازه از جمله همجنس بازی ولی در عقیده ی من انسان در خسران و زیانه مگر موقعی که به حقی از طرف خدا اومده عمل کنه ! در این تاپیک 12 صفحه داریم بحث میکنیم که حرف شما که میگی همجنس بازی خوبه رو رد کنیم اونم با منابع خودتون ولی شما غیر از اینکه دست اویز جدید پیدا کنید چی کار کردید ؟ خلاصه اینکه وقتی عقیده ای رو قبول میکنید حداقل پای اون عقیده وایسید و بهش عمل کنید نه اینکه وقتی به ضررتون تموم میشه دست از اون عقیده بردارید این دقیقا تفاوت ما و شماست چون ما وقتی بهمون توهین هم بشه حتی خونمون رو بریزن از عقیده مون بر نمیگردیم نمونه اش هم این همه شهدایی که توی این 34 سال دادیم ...در هر صورت بنده و همفکرانم هیچ اجباری نداریم که شما از همجنس بازی و چیزهای دیگه بدت بیاد و انجام ندی...ولی موظفیم وقتی در دین ما شبهه ای ایجاد میکنید پاسخ گو باشیم . ان شالله که دست از این همه عقاید ضد دینی بردارید ...چون حقیر مجبورم بیام اینجا جواب بدم ... مثلا میتونید برید انجمن همجنس باز های اصفهان و تهران که ادرسش رو دادید همین حرفها رو بزنید کلی به شما اعتبار و تشکر میدن و ازتون تقدیر میکنن ولی خب اینجا کمی فضا فرق میکنه |
|||
|
|
۱۷:۱۲, ۳۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #115
|
|||
|
|||
|
بسم الله
من یه سوال از دوستانی که طرفدار نظریه همجنسبازی (یا به قول خودشون همجنسگرایی) هستند، دارم: امروز در هالیوود "زنا" کردن و "حرام زاده" بودن کاملا یه چیزه حل شده ای است و این مساله را کاملا عادی کردن و جا افتاده. سیر تکامل این پروژه هم از سالها قبل در هالیوود کلید خورده و تا الان که فیلم هایی نظیر American Pia و ... ساخته می شه که در اون "زنا" نکردن و "شرم و حیا" را کاری غیرعادی و خارج از عقل آدمی می دونه. در چند سال اخیر هم به شدت همه توجه ها به سمت همجنسبازی سوق داده شده و این پروژه هم بزودی تکمیل می شه توسط شیطان رجیم و لعین! پروژه بعدی نیز قطعا ازدواج با محارم است، کما این که الان هم در بسیاری از خانواده های آمریکایی مادران و پدران بصورت عیان به فرزندانشون س.ک.س را آموزش می دهند و در سایت های مستهجن رابطه های جنسی بین مادر و پسر به سادگی یافت می شود. چه بسا بزودی خواهر و برادرها بخواهند با هم ازدواج کنند یا بچه ها با والدینشان. البته باید بدانید که در مصر باستان که منشاء فراماسون ها و کابالا است نیز این کاری رایج بوده و خواهر و برادرها با هم طبق سنت، کوزه ای را می شکستند و ازدواج می کردند (از کتاب سینوهه) حال سوال بنده این است: در آن صورت نیز شما می توانید از این عمل طرفداری کنید و بگویید که این یک گرایش است و بخاطر هرمون و ژنتیک می باشد؟ با تشکر یا علی مدد |
|||
|
|
۱۸:۴۱, ۳۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #116
|
|||
|
|||
|
سلام
بله همه این گرایش ها فطری است.چون حیوانات هم همین طور عمل می کنند. یک حیوان بعد از اینکه فرزندش را به دنیا اورد نهایتا به او شیر می دهد و بعد رهایش می کند.اگر هم مادر و فرزند را از هم جدا کنند از غصه نمی میرد.بعد هم که بچه بزرگ شد بدون توجه به روابط خویشاوندی جفت گیری می کند.اصلا مگه میدونه پدر و مادرش کیه؟ ما چی از حیوانات کمتر داریم که از این کارها نکنیم؟کلی عقل هم داریم که راه را تشخیص بدیم با عقل خودمون میخوایم راه زندگی را با کنار گذاشتن خدا به دست بیاریم خدا بیامرزه مولوی را که گفته بود: پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود |
|||
|
|
۲۰:۲۲, ۳۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #117
|
|||
|
|||
(۳۱/مرداد/۹۲ ۱۷:۱۲)mohamad نوشته است: البته باید بدانید که در مصر باستان که منشاء فراماسون ها و کابالا است نیز این کاری رایج بوده و خواهر و برادرها با هم طبق سنت، کوزه ای را می شکستند و ازدواج می کردند (از کتاب سینوهه) من یک نکته ای را بگم که کتابهایی که به ترجمه آقای ذبیح الله حکیم الهی دشتی (منصوری) هست خیلی معتبر نیست. چون این آقا برای گرفتن حق التالیف بیشتر، مطالبی را به کتابها اضافه می کرده و امانتدار خوبی برای نویسندگان نبوده ... -- درباره ازدواج با محارم یا همجنسگرایی نظر من این هست که اینقدر برای دیگران نسخه نپیچیم و دستور صادر نکنیم. با تشکر |
|||
|
|
۲۰:۵۴, ۳۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۲ ۲۱:۴۷ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #118
|
|||
|
|||
|
خانم فرمیسک میگن فرد عاقل قبل از اینکه حرفی بزنه اول فکر میکنه ولی فرد جاهل اول حرف میزنه بعد فکر میکنه ...این مطالبی هم که در اینترنت هست رو لابد پول گرفتن نوشتن :
http://en.wikipedia.org/wiki/Ancient_Egypt http://www.womenintheancientworld.com/br...rriage.htm http://www.touregypt.net/featurestories/marriage.htm http://www.jstor.org/discover/10.2307/20...2576353087 http://www.researchgate.net/publication/...30e2f3.pdf کمی تعقل به جای توهم ! دوستانی هم که قراره به سوال اقا محمد جواب بدن لطفا به این سوال هم جواب بدن : در جوامع غربی ازدواج با حیوانات هم رواج داره به نظر شما صحیحه ؟ البته به این نکته هم توجه داشته باشین که اسب و خر هم با هم جفت گیری میکنن یعنی مسئله خیلی غیر طبیعی نیست . منتظر پاسخ دوستان هستیم |
|||
|
|
۷:۱۸, ۱/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۲ ۱۶:۱۲ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #119
|
|||
|
|||
(۲۷/مرداد/۹۲ ۱۴:۴۸)سجاد313 نوشته است: مثلا حافظ می گوید (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: در مورد ادبیات غنایی هم منظورم این نیست که حافظ بچه بازی را تایید کرده،بلکه منظورم این است که در زمان های قدیم هم این پدیده بوده و حافظ برای استعاره از ان بهره جسته.از آنجا که ممکنه افرادی غیر از شما در مورد منظور حافظ از تعابیری که بکار میبره شک داشته باشن، خواستم که کامل اثباتش کنم. اطلاعات خودم خیلی زیاد شد. ولی در این میان معلوم شد اون عبارات اصلاً به لواط اشاره هم نمیکرده، و حتی برای استعاره هم ازشون استفاده نشده، بلکه بخاطر توریه(دو پهلو گویی و مغلطه) چنین معنایی قابل برداشت هست. یک دسته مقالهی بسیار خوب در مورد عشق مجازی در اشعار عرفانی در این صفحه آورده شده است. بعضی از مطالب مرتبط با بحث حاضر رو بصورت خلاصهتر آوردهام، و در میانشون بعضی از صحبتهاتون رو بررسی کردهام، و مطالبی از جاهای دیگر هم اضافه کردهام: اشاره: در همتنیدگی اشعار عرفانی با بحث عشق مجازی از یک سو و در پرده گویی عارفان از سویی دیگر، سبب شده است تا آنان که با مبانی عرفان نا آشنایند دچار سوء برداشتهایی در این زمینه شوند تا جایی که عشق مجازی را به یکی از پرحاشیهترین موضوعات عرصه عرفان تبدیل کردهاند. اما صد أسف که در این زمان، برخی از مخالفان عرفان اسلامی، مرزهای علم و تقوا را دریده و با تحریفهایی عجیب، امثال مرحوم صدرالمتألّهین و محییالدین را به سنگ اتهام گزیدهاند که شهوترانی و نظربازی و فسق اخلاقی را تجویز نمودهاید و فراتر اینکه لواط را روا دانسته بلکه مرتکب شدهاید!! معنا و تقسیمات عشق در بیان مرحوم صدرالمتألّهین اقسام عشق مجازی و شاخصههای هریک عشق مجازی (عشق به مخلوقات و آفریدگان خداوند متعال) به دو قسم نفسانی و شهوانی (حیوانی) تقسیم میشود که به واسطهی شاخصهها (مبدأ، آثار و غایت) از یکدیگر متمایز میشوند. ما در اینجا ابتداءً با استفاده از توضیحات صدرالمتألّهین به تبیین شاخصههای هر قسم میپردازیم و سپس با توضیحی دقیقتر و مفصّلتر ریشههای تفاوت هر یک را بررسی خواهیم کرد. شاخصههای عشق نفسانی و عشق شهوانی در کلام صدرالمتألّهین عشق شهوانی در اثر تحریک قوای شهوانی موجود در بدن انسان و طلب لذّتی حیوانی پدید میآید و با از بینرفتن این تحریکات زائل میشود. به تعبیری دیگر مبدأ پیدایش محبّت شهوانی لذّتی است که انسان از ارتباط با معشوق میبرد، و مبدأ آن لذّت، نیرویی در بدن است که از آن میتوان به «شهوت» تعبیر کرد. لذا تا وقتی انسان در دوران طفولیّت به سر میبرد و به سر حدّ کمال و بلوغ جسمی نرسیده، از چنین محبّتی در او خبری نیست و به تعبیر رائج دچار شهوت نمیشود. بدین جهت اطبّاء در مورد اشخاصی که مبتلا به شهوت بیش از حد هستند داروهایی تجویز میکنند که قوای بدنی آنها را کاهش میدهد و در نتیجه مبدأ پیدایش چنین محبّتی در آنها کم یا زائل میگردد. عاشق در این نوع عشق غالباً به ظاهر معشوق، رنگ و شکل اعضای بدن وی توجه دارد و از آنها لذّت میبرد، و غایت این عشق رسیدن به لذّت نکاح و تکثیر نسل میباشد. امّا مبدأ عشق نفسانی، یک نوع تناسب روحی و سنخیّت و مشاکلهی نفس عاشق و معشوق بوده، و اصل إعجاب و التذاذ عاشق ، از شمائل (یعنی خصلتها و ویژگیهای اخلاقی) و رفتارهای معشوق است و غایت آن تلاش برای خشنودکردن معشوق و خدمت و ابراز لطف به اوست. البته زیبائیهای ظاهری أعمّ از چهرهی نیکو یا اندام متناسب و موزون نیز در عشق نفسانی مسلّماً بیتأثیر نیست؛ لیکن عامل اصلی در ایجاد این محبّت تناسب روحی است ، و زیباییهای ظاهری نقش واسطه و جنبهی مرآتیّت دارند. به این نکته در آینده(مقالات بعد) به طور مفصّلتر خواهیم پرداخت. مصادیق عشق نفسانی و عشق شهوانی هرچند تصور عمومی این است که غالب محبّتها، شهوانی است امّا استقراء ـ توأم با دقّت در شاخصههای ذکر شده ـ نشان میدهد که عشق نفسانی تنوّع بیشتر و مصادیق فراوانتری دارد. محبّت به اطفال و نوزادان، محبّت مادران به فرزندان، محبّت به نزدیکان و محارم، محبّت به بزرگترها، معلّمین و اساتید، محبّت به دوستان و اصدقاء (در جایی که شهوتی در میان نباشد)، محبّت به أنبیاء، أئمّه و أولیای الهی، انواع مختلفی از عشق و محبّت نفسانی میتوانند باشند که در آنها اثری از شهوت و قوّهی بهیمیّه یافت نمیشود، بلکه یک نوع سنخیّت و تناسب روحی در آنها دخیل است. امّا مصادیق محبّت شهوانی عادتاًً منحصر در محبّت به جنس مخالف یا نونهالان و جوانان أمرد است. نکتهی قابل ذکر در اینجا این است که این دو نوع محبّت قابل جمعند، مانند محبّت زوجین به یکدیگر که در موارد بسیاری ترکیبی از محبّت نفسانی و محبت شهوانی است. تحقیقی پیرامون عشق نفسانی و عشق شهوانی مطلب اول - میتوان گفت محبّت در نفس کششی است نسبت به چیزیکه دارای لذّت میباشد و به حسب انواع تلذّذات، محبوبات نیز تعدّد مییابد. و چون نفس انسانی دارای قوا و ابعاد گوناگونی است که هر یک از چیزی لذّت میبرد، محبوبات انسان نیز به حسب تعدّد این قوا و ابعاد متعدّد میشود. مثلاً لذّت باصره در دیدن مناظر زیبا، و لذّت سامعه در شنیدن اصوات موزون، و لذّت شامّه در استشمام بوهای خوش است؛ چنانکه لذّت مراتب عالی نفس در تعلّم حقائق یا انس با عوالم برتر و استفاضه از انوار آنها میتواند باشد. پس لذتجویی میتونه با حواس مختلفی صورت بگیره. به این گفته بپردازیم: (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: بستگی داره منظور شما از رابطه ی جنسی چی باشه!!!مگه حس لامسه جزء حواس نیست؟ آیا لذت بردن از طریق اونها فرقی داره؟ مگه لذتجویی از کسی غیر از همسر حلال هست؟ پس لذتجویی از اونها، با هر حسی که صورت بگیره حرام هست. در مورد جنسی بودن رابطه: مگه کسانی که با نامحرم دست بدن حتماً تحریک جنسی میشن؟ مگه کسانی که نامحرم رو در آغوش بگیرن حتماً تحریک جنسی میشن؟ حتی چشمچرونی و بوسیدن هم لزوماً باعث تحریک جنسی نمیشه. بلکه تحریک نشدن مشخص کنندهی ربط نداشتن عمل به میل جنسی نیست. تعریفتون رو از فعل و انفعالات جنسی اصلاح کنید. عشق و معشوق در اشعار حافظ شیرازی ...اشعار وی در میان عرفای شاعرمسلک بیش از همه مورد توجّه قرار گرفته و بالتّبع بیشتر مورد بررسی و برداشتهای مختلف واقع شده است. در این میان عدّهای از بیخبران از عرفان و حکمت إلهی، دستهای از اشعار وی را که در اظهار تمایل به معشوق و محبوب و توصیف شمایل ظاهری ایشان است، حمل بر عشق مجازی نموده و وی را متّهم به شاهد بازی و تعشّق با أمردان و زنان نمودهاند؛[۱] غافل از اینکه در اشعار وی شواهد فراوانی وجود دارد که مقصود او، آنچه ظاهر الفاظ نشان میدهد نیست، بلکه وی از روزنهی این الفاظ به عالمی سراسر نور و معنویّت ناظر است. ... شاهد اول: روح حاکم بر اشعار خواجه حافظ علیهالرحمه (در اینجا اشعار زیادی از حافظ به عنوان شاهدی جهت روشن شدن احوالات او آورده شده، که به سبب زیاد بودن نمیارم، و خودتون داخل صفحهی مربوطه بخونید.) شاهد دوم: قرائن خاص در اشعار خواجه حافظ علیهالرحمه (در اینجا اشعار زیادی از حافظ به جهت بررسی قرائن برای کلمات خاص اشعار او آورده شده، و از این راه معانی آنها روشن میشود. خلاصهای از مطلب رو میارم) قرینه اول: شاهد و نظربازی در اشعار حافظ علیهالرحمه نظیر شواهدی که هماکنون مرور نمودیم در مورد عشقبازی و نظربازی خواجه نیز وجود دارد. از آنجا که بحث اصلی ما در همین مورد میباشد، قدری مفصّلتر به شواهد آن میپردازیم: 1- خواجه در ابیاتی اشاره دارد به اینکه محبوب او، تنها محبوب او نیست؛ بلکه تمام موجودات دوستدار او هستند و او را ثنا میگویند: جلوهگاه رخ او دیدهی من تنها نیست / ماه و خورشید همین آینه میگردانند و نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس / که عندلیب تو از هر طرف هزارانند و روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست / در غنچهای هنوز و صدت عندلیب است چنین معشوقی غیر از خداوند متعال که میتواند باشد؟ 2- در ابیاتی بیان میدارد که برای دیدن محبوب من، باید تحصیل پاکی و طهارت نمود و دیده و سینه را از غیر او خالی ساخت، ورنه دیدار محبوب ممکن نخواهد بود: چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است / بر رخ او نظر از آینهی پاک انداز و روی جانان طلبی، آینه را قابل ساز / ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی و دیدهی روی تو را دیدهی جانبین باید / این کجا مرتبهی چشم جهانبین من است(از این «چشم جهانبین» میشه به یه تحلیل خاصی دربارهی حافظ رسید!!!) و با چنین زلف و رخش بادا نظر بازی حرام / هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش 3- در ضمن ابیاتی بسیار گویا، اظهار میکند که مادامی که دل در گرو معشوق مجازی و دنیوی باشد، وصال یار مقدور نخواهد بود: تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون / کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی / غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی / طمع مدار که کار دگر توانی کرد گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ / به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد 4- ابیاتی که در آنها تصریح میکند که به دنیا و اهل آن نظر نکرده است: منم که شهرهی شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالودهام به بددیدن و خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود / به هر درش که بخوانند بیخبر نرود و سرما فرو نیاید به کمان ابروی کس / که درون گوشهگیران ز جهان فراغ دارد 5- خواجه در غزلی از محبوب خود چنین یاد میکند: آن سیهچرده که شیرینی عالم با اوست / چشم میگون لب خندان دل خرّم با اوست ظاهر این مطلع، آن است که وی معشوقهی مجازی خود را توصیف میکند، ولی در بیت بعدی بلافاصله میگوید: گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی / او سلیمان زمانست که خاتم با اوست ملاحظه میکنید که تعبیر «سلیمان زمان» و «خاتم» با طائفهی نسوان و حتی أمردان تناسبی ندارد. در همین غزل پس از ابیاتی میگوید: رویْخوبست و کمال ِ هنر و دامنْپاک / لاجرم همّت پاکان دو عالم با اوست این چه معشوق مجازیای است که «همّت پاکان» آنهم «پاکان دو عالم» با اوست؟! 6- برای کسانی که به اهل عرفان در نهایت بدبینی می نگرند، این کلمات صریح خواجه قابل توجّه و تأمّل است: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد / بندهی طلعت آن باش که آنی دارد البته خواجه در کنار همهی اینها به این نکته نیز اشاره دارد که محبّان جمال لایزالی حضرت حق، اگر هم به عشقورزی با زیبارویان خاکنشین بپردازند، در آنها جمال محبوب حقیقی را مشاهده و طلب میکنند و این عشق لحظهای آنان را از یاد خدا غافل نخواهد کرد، و به تعبیری عشق آنان شائبهای از شهوت و آلودگی ندارد، چنانکه فرماید: دوش رفتم به در میکده خوابآلوده / خرقه تردامن و سجّاده شرابآلوده آمد افسوس کنان مغبچهی باده فروش / گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده شستوشوئی کن و آنگه به خرابات خرام / تا نگردد ز تو این دیرِ خراب، آلوده به هوای لب شیرین پسران چند کنی / جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده؟ به طهارت گذران منزل پیریّ و مکن / خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده پاک و صافی شو و از چاه طبیعت بدر آی / که صفائی ندهد آب ترابآلوده گفتم ای جان جهان، دفتر گل عیبی نیست / که شود فصل بهار از می ناب آلوده آشنایان ره عشق در این بحر عمیق / غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده گفت حافظ لُغَز و نکته به یاران مفروش / آه از این لطف به انواع عتاب آلوده[۹] در بررسی منظور غزل بالا، و همچنین این صحبتها: (۲۷/مرداد/۹۲ ۱۴:۴۸)سجاد313 نوشته است: یا می گویدبراساس این مقاله که دقیقاً بحثش همینه، اثبات میشه که از بیان اون عبارات، منظور شاعر چیزی غیر از استعاره به لواط هست، هر چند بخاطر توریه کلمات و جملات، چنین معنیای هم توسط کسی که آشنایی نداره قابل برداشت باشه. قرینه دوم: می و مستی در اشعار حافظ علیهالرحمه مستی عشق نیست در سر تو / رو که تو مست آب انگوری بیت بالا نشون میده منظور از مستی، مستی از شراب روحانی است، نه آن شراب حرام. این یکی هم که خودم بلد بودم در یک کلام تمام حرف رو میزنه: بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت / کنار آب رکنآباد و گلگشت مصلّا را جای هیچ شکی نیست که می باقی نمیتونه می حرام باشه، و همان می معرفت الهی است. شاهد سوم: شواهد تاریخی باری اگر هیچ یک از شواهد گذشته نیز در دست نبود، باز هم توجّه به تاریخ زندگانی عارف بزرگ ما برای پیبردن به مراد وی از این الفاظ کافی بود. ... مهمتر از همهی اینها بیاناتی است که خواجه در شرح اصطلاحات عرفانی خود افاده نمودهاست. امیر سیّدعلیهمدانی[۱۵] از عرفای معاصر حافظ که در سنهی ۷۸۶ هـ. ق (یعنی ۵ یا ۶ سال قبل از وفات خواجه) بدرود حیات گفته است رسالهی مختصری تحت عنوان «شرح مرادات حافظ» دارد. وی درسفری به شیراز در منزل خواجه مهمان شده و چون از قرائن اشعارِ خواجه بدین معنا پیبرده بوده که اصطلاحات خواجه با دیگر عرفا از جهاتی متفاوت است، از وی تقاضا نموده تا اصطلاحات خود را شرح نماید و سپس آنچه را از زبان او شنیده ثبت نمودهاست. این رسالهی موجز، امّا ارزشمند و نیز معتبر که به خط خواجهمحمّد گلاندام ـ همدرس و جامع دیوان حافظ ـ هم اکنون موجود است،[۱۶] مؤیّد مطالبی است که در سطور گذشته در باب إلهیبودن عرفان حافظ مطرح شد و هم شاهدی است در ردّ عدهای که اشعار وی را بر مطالب نازل و پست حمل میکنند. نقل فقراتی از این رساله در اینجا علاوه بر تأیید عرایض سابق، مشام جان را معطّر به روائح سبّوحی مینماید: «…میخانه مراد جای شراب چکانیدن؛ آن شراب تجلیّات إلهی باشد که انوارش به نظر عارفان حقیقت میتابد و ایشان همیشه بدو ناظر و حاضرند، و این مرتبه أولیاء و أنبیاست. شراب، مراد معرفت حق سبحانهوتعالی که دقت دل عارفان و سالکان فانی حقیقت است. و راز، مراد محبّت حق جلّوعلا باشد که در دل ایشان مخفی است و علی الدوام صمّ و بکم هستند. قَدَح، مراد فیض محبّت حق تعالی، و آن حقیقی است نه مجازی و هیچگاه مبدّل و متغیّر نمیشود… و راز معشوق، مراد ذات حق سبحانهوتعالی است که عاشقان صادق را به خود کشانست. عاشق، مراد آنکه به عشق معشوق حقیقی مستغرق شده، مدام به او منتظر و نگران باشد و به جور و به جفای او صابر… و خط و خال و زلف و ابروی و مژگان و ذنخ و غبغب و ناز و کرشمه و غیر از اینها، مراد زیبایی است و تجلّیات و انوار ذات حق تعالی است… و شیراز، مراد عالم عِلوی باشد که جبروت و لاهوت عرشاللـهتعالی است…»[۱۷] (۲۷/مرداد/۹۲ ۱۴:۴۸)سجاد313 نوشته است: پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت***آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باددر صفحهی 66 کتاب عدل الهی استاد شهید مرتضی مطهری، در ادامهی توضیح ثنویت(دوگانهپرستی، اعتقاد به دو قطب خوب و بد) توضیح این بیت رو هم آوردهاند. خلاصهی مطلب این هست: ایرانیان پس از اسلام دیگر دوگانهپرست نبودند، و با فرا گرفتن این حقایق: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالارْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ...(انعام /1) سپاس خدایی را که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنی را پدیدار کرد ... الَّذِی اَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ...(سجده / 7) آنکس که هر چه آفرید نیک آفرید ... قَالَ رَبُّنَا الَّذِی اَعْطَی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی(طه / 50) گفتند پروردگار ما آنکس است که به هر موجودی آن بهره از خلقت داد که شایستگی آن را داشت و سپس آن را در راهی که باید برود راهنمائی کرد. آنچنان عشق به خدا و آفرینش سراپای وجودشان را فرا گرفت که در ستایش نظام هستی چنین سرودند: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست سعدی حافظ ، که بحق لسان الغیب نام گرفته و اندیشههای عمیق فلسفی و عرفانی را در پوششهایی کنایی و استعاری در نهایت فصاحت و بلاغت بیان میکند، تفاوت دو نظر را، نظر سطحی و محدود عامیانه، و نظر عمیق و گسترده و از بالا را(نظر پیر یا همان عارف کامل را) با لحنی دو پهلو و نغز و توأم با «توریه» و «ایهام» اینچنین بیان کرده است: پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد یعنی در نظر بیآلایش و پاک از محدودیت و پاییننگری پیر، که جهان را به صورت یک واحد تجلی حق میبیند، همه خطاها و نبایستنیها که در دیدهای محدود آشکار میشود محو میگردد. جهان، ظل حق و سایه حق است، ذات حق، جمیل علی الاطلاق و کامل علی الاطلاق است. ظل جمیل، جمیل است، محال است که جمیل نباشد. در هر اندام زیبا اگر عضوی را تک و تنها، بدون توجه به اینکه موقعیت عضوی دارد و با یک سلسله اعضای دیگر مجموعاً یک اندام را تشکیل میدهند مورد توجه قرار دهیم، حقانیت و درستی و کمال او را درک نخواهیم کرد و احیاناً فکر میکنیم که اگر به گونهای دیگر بود بهتر بود، اما همین که با دیدی گسترده آن را به عنوان یک عضو در مجموعه یک اندام زیبا ببینیم، نظر ما دگرگون میگردد ، و آنچه قبلاً نادرست و نبایستنی میپنداشتیم بکلی محو میگردد. روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زین سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما آنچه مایه اشتباه برخی شده که بیت مورد بحث را به عنوان اعتراض به خلقت از ناحیه حافظ تلقی کردهاند، بکار بردن کلمه «خطاپوش» است، غافل از اینکه «ایهام» و «توریه» یعنی جمله یا کلمهای رو دو پهلو بکار بردن، و احیاناً کلمهای که خلاف مفهوم ظاهرش مراد است استعمال کردن، از محسنات بدیعیه است و شعرای عرفانی، زیاد از آن بهره میگیرند. اشعار دیگر حافظ بخوبی قرینه مطلب است. بعلاوه، حافظ فرضاً اعتراض به خلقت داشته باشد، آیا ممکن است با آنهمه احترام و تعظیم و اعتقاد کاملی که به اصطلاح به «پیر» دارد او را تخطئه کند ؟! زیرا در آن صورت، مقصود حافظ یا این است که پیر در ادعای خود که میگوید خطا بر قلم صنع نرفت، دروغگو و مجاملهگر است و یا احمق و ساده دل. حافظ در برخی اشعار خود، راز اصلی توجیه شرور را، یعنی تجزیهناپذیری خلقت را، به بهترین شکل بیان کرده است. (۲۷/مرداد/۹۲ ۱۴:۴۸)سجاد313 نوشته است: من به قرآن و احادیث ایمان دارم.وقتی ایمان دارید، و میدونید خداوند در قرآن گفته «همجنسبازی تجاوزکاری هست»، پس باید نتیجهگیریتون برعکس باشه، بجای اینکه به خدا شک کنید، به عقل خودتون شک کنید. ای عقل، تو بالاتری در دانش و در بینش / یا آنکه به یک لحظه، صد عقل و نظر سازد؟ کی گفته خدا چنین نیازی قرار داده؟ کی گفته چنین چیزی «نیاز» هست؟ پس نعوذبالله خداوند بیعدالتی میکنه که میگه تجاوزکازیه؟ پس نعوذبالله از خداوند سبحان کار بدی سرزده و چارهی بندهاش رو گناه قرار داده تا بخاطرش عذابش کنه؟ (۲۹/مرداد/۹۲ ۱۲:۲۵)سجاد313 نوشته است: بحث امروز و فردا نیست.سوره روم - آیه 30: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ پس حقگرايانه به سوى اين آيين روى آور، فطرتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. تغييرى در آفرينش خدا نيست. آيين پايدار همين است ولی بيشتر مردم نمیدانند. وقتی خارج از دین هست، یعنی امکان نداره فطری باشه. (۲۹/مرداد/۹۲ ۱۲:۲۵)سجاد313 نوشته است: یک همجنسگرا از ابتدای بلوغ جنسی به همجنس خود تمایل دارد.گرایش جنسی صد البته دست خود آدم هست: وقتی به هورمون مربوط نیست، و به فطرت هم مربوط نیست، پس به فکر مربوط هست، پس دست خود آدم هست. (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: در مورد حامی هم باید بگم که نه.این برداشت شما اشتباه است.به خدا اینکه میگم با دقت فکر نمیکنید از سر دعوا و جدل نیست. بخاطر همینه که اگه یه کم روی این جملات ساده و روشن فکر کنید متوجه منظورشون میشید: (۲۹/مرداد/۹۲ ۱۵:۰۶)درست پسند نوشته است: اگر این مرد حامی میخواد، اون یکی مردی که باهاش دوست میشه چی میخواد؟ اون هم حامی میخواد؟یعنی اگر این منطق «حامی خواستن» دلیل این رفتار باشه، اون مرد ِ به قول شما top که دیگه حامی نمیخواد! اون چرا رفته با یه مرد؟ اون یکی حامی میخواد. این یکی چی میخواد؟ پس چیزی غیر از «حامی خواستن» میتونه به تنهایی باعث گرایش به همجنس بشه. (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: دوست من،مرد باید حامی زنش باشه نه زن حامی مرد!!!فکر کنم این چیزیه که ما داریم میگیم که همهچیز باید طبق روال خودش باشه! حرف من این بود که با فرض درست بودن اون منطق «حامی خواستن»(که غلط هست)، باز هم مردی که حامی میخواد، و زنی که میخواد حامی باشه، میتونن با هم باشن، پس حتی با در نظر گرفتن اون فرض هم، از طریق منطق «حامی خواستن» دلیلی برای همجنسگرایی پیدا نمیشه. (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: من اصلا به هورمون ها کار ندارم.ولی تعریف دوستتون از «همجنسگرا» که در این ارسال موجود هست، هورمونها رو عامل «همجنسگرا» شدن همجنسگراها میدونه. چرا شما هم مؤید اون تعریف هستید؟ (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: من سفسطه نکردم.دوستتون کلماتی بیربط رو شرح دادند و ادعاشون در مورد «همجنسگرا» رو هم در کنار یکی از توضیحات آوردن. جدی میگم، من هنگ کرده بودم که پیدا کنم ربط اینها با حرفی که زدم چیه و از چه جنبهای داره ردش میکنه. وقتی میبینم که همون جواب بیربط رو همتون میخونید و تأیید میکنید، فقط میتونم بگم "با دقت بخونید و با دقت فکر کنید". (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: من می دونم حرام و حلال خدا حقه.«حرام و حلال خدا حقه» یعنی چیزی که حرام شده بخاطر این حرام شده که در حقیقتش حق نیست، باطل هست، و چیزی که حلال شده بخاطر این حلال شده که در حقیقتش حق است. پس اگر کسی به حرام تمایل داره، ممکن نیست که تمایلش حق باشه. این تمایل باطل هست، و تقبیحکردنی است. (۳۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۴)سجاد313 نوشته است: اما این ادبیاتی که در رابطه با انها استفاده می شود بد است.نمیشه ادعا کرد خدا اونها رو محروم کرده، چون در این صورت فطرتشون خلاف دین میشه، و این یعنی همون بحث که نعوذبالله خداوند چارهی بندهای رو در گناه قرار داده باشه، و نیز مخالف اون آیه در مورد فطرت. |
|||
|
|
۱۱:۴۷, ۲/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۲ ۱۱:۵۲ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #120
|
|||
|
|||
(۳۱/مرداد/۹۲ ۲۰:۵۴)Reza2035 نوشته است: خانم فرمیسک میگن فرد عاقل قبل از اینکه حرفی بزنه اول فکر میکنه ولی فرد جاهل اول حرف میزنه بعد فکر میکنه ...این مطالبی هم که در اینترنت هست رو لابد پول گرفتن نوشتن : برادر محترم! چرا حرف توی دهن من می گذارین؟!! ![]() من کی گفتم ذبیح الله منصوری پول می گرفته که له یا علیه کسی چیزی بنویسه؟!! من منظورم این بود که آقای منصوری چون خطی پول میگرفته متن ترجمه هایش را طولانی می کرده و نوشته های خودش را به آن اضافه میکرده که ترجمه اش طولانی بشه که پول بیشتری بگیره. نه اینکه پول می گرفته که مثلا علیه تاریخ مصر چیزی بنویسه! آقای محمد به کتاب سینوهه که یکی از مترجمانش ذبیح الله منصوری بود استناد کرده بودن. من هم به طور کلی نوشتم که کتابهای این آقا معتبر و قابل استناد نیست. همین! کاری هم به متنی که ایشون بهش استناد کرده بودن نداشتم. مثل این هست که شما بیایین درباره تاریخ به کتابهای احمد احرار استناد کنین!! در ضمن من درباره هرچیزی سواد نداشته باشم سر سوزنی معلومات تاریخی دارم و از بچگی کتابهای تاریخی می خوندم. بنابراین لازم نیست از سایتها برای من مدرک بیارین!!! چون هیچوقت سایتهای اینترنتی با کتب قابل قیاس نیست!! در ضمن درباره منبع اون ماجرا (دزدیدن خانم و حبس در گاراژ) پرسیده بودین من اون را از آرشیو حوادث روزنامه خبر جنوب (فارس) خوندم که مربوط به چند سال پیشه و الان نمی دونم کدام شماره بود... ولی مسئولان خبر جنوب باید بدونن... توی اینترنت هم شماره های خبر جنوب هست .... در ضمن به نظر من ازدواج با حیوانات از ازدواج با انسانهایی که درک و فهم ندارن بسیار بهتر هستش! من نظرم این هست که اینقدر امر و نهی نکنیم و وارد حریم خصوصی دیگران نشیم! با تشکر!! |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اینک آخرالزمان: روابط جنسی حرام | میثاق | 11 | 6,224 |
۷/شهریور/۹۳ ۸:۵۶ آخرین ارسال: Agha sayyed |
|
| اینک آخرالزمان:ترک امر به معروف و نهی از منکر | میثاق | 0 | 1,222 |
۲۱/مرداد/۹۳ ۹:۴۴ آخرین ارسال: میثاق |
|
| اینک آخرالزمان:رباخواری مجاز میشود | میثاق | 3 | 2,051 |
۱۸/مرداد/۹۳ ۱۲:۳۰ آخرین ارسال: Bidel.s |
|
| اینک آخرالزمان:شرابخواری | میثاق | 1 | 1,662 |
۱۴/مرداد/۹۳ ۱۵:۵۴ آخرین ارسال: zahra11 |
|
| اینک آخرالزمان: زمامداران ظالم | میثاق | 0 | 1,237 |
۷/مرداد/۹۳ ۲۰:۴۳ آخرین ارسال: میثاق |
|
| اینک آخرالزمان: خواندن علوم دین برای غیر دین | میثاق | 1 | 1,687 |
۳۱/تیر/۹۳ ۰:۱۳ آخرین ارسال: ADAM |
|
| --->>> اینک آخرالزمان: ارتداد <<<--- | میثاق | 1 | 1,800 |
۲۴/مرداد/۹۲ ۱۷:۳۲ آخرین ارسال: آیلار |
|








اونجا اشکال نداره ولی اگه حکومت دینی باشه یوغ بردگی به گردن میندازه اره ؟
اونجا اشکال نداره ولی اگه حکومت دینی باشه یوغ بردگی به گردن میندازه اره ؟
بنده خودم به شخصه برای انتخاب مذهبی که دارم تورات و انجیل و تلمود و قران رو خوندم حتی پای حرف برادران سنی هم نشستم و با عقلم انتخابش کردم ...اینطوری نبوده که شناسنامه ای یه مذهبی به من تحمیل بشه ...بلاخره به قول شما خدا به انسان عقل داده که راه درست رو انتخاب کنه ! هر چند شما احادیث رو قبول ندارید ولی یکی از مقتداهای فکری ما امام صادق (علیه السلام) در کتاب غیبت نعمانی ص 32 :

