|
دوستان کم و دشمنان زیاد چه فایده ای دارد ؟
|
|
۱۸:۳۴, ۲۸/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دوستان کم و دشمنان زیاد چه فایده ای دارد؟
ای جمیل شایسته است انسان چگونه باشد؟ جواب داد: باید دوستانش کم باشند و دشمنانش بسیار. مردی به نام«جمیل» سالیان دراز منشی دربار ساسانیان بود. او عصر حضرت علی(علیه السلام) را درک کرد و در ایام حکومت آن حضرت سخت فرسوده و پیر شده بود. موقعی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) به نهروان آمد و از حال جمیل پرسش فرمود، گفتند: در قید حیات است. دستور دادند احضارش کنند، وقتی شرفیاب شد، حضرت در اولین برخورد دید که هوش و حواس پیرمرد سالم است و تنها چشم خود را از دست داده است. از او سوال کردند: ای جمیل شایسته است انسان چگونه باشد؟ جواب داد: باید دوستانش کم باشند و دشمنانش بسیار. فرمود: ای جمیل سخن تازه و بی سابقه می گویی. همه ی مردم در این نظر متفقند که داشتن دوست زیاد بهتر است. عرض کرد: مطلب آن طور نیست که گمان کرده اند و سپس توضیح داد که: دوستان زیاد وقتی به انجام حاجت آدمی دست می زنند آن طور که باید و شاید به انجام وظیفه قیام نمی کنند و نتیجه معکوس عاید می گردد؛ مثل آنکه زیادی کشتی بان باعث غرق کشتی می شود. حضرت فرمودند: این که می گویی صحیح است چه آنکه من آن را آزمایش کرده ام. سپس فرمودند: بسیاری دشمن چه فایده ای دارد؟ جواب داد: وقتی دشمنان انسان زیاد باشند آدمی همواره مراقب کارهای خویشتن است، می کوشد تا سخنی نگوید که از وی خرده بگیرند، یا لغزشی از او بروز نکند تا مورد مؤاخذه واقع شود و بر اثر مراقبت ها و دقتهای پی گیر برای همیشه از خطا و لغزش مصون خواهد ماند. حضرت علی (علیه السلام) گفته ی پیرمرد را پسندید و نیکو شمرد و مورد تأییدش قرار داد. منبع: قصه های تربیتی،ص۱۸۹-۱۹۰. به نقل از افکار نیوز |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۰۸, ۲۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
|||
|
|
۲۳:۱۳, ۲۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
رسول خدا صلى الله علیه وآله می فرماید: « یا اَباذَر ، اَلجَلیسُ الصّالِحُ خَیرٌمِن الوَحدَةِ وَ الوَحدَةُ خَیرٌ مِن جَلیسِ السُّوءِ ». اى ابوذر ، همنشین و دوست صالح بهتر از تنهایى است و تنهایى بهتر از همنشین بد است. بحارالانوار، ج 77، ص 84. |
|||
|
|
۲:۰۱, ۲۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
امام صادق علیه السلام از سه نفر دور باش خیانتکار- کسی که به خاطر تو، به دیگری خیانت کند ؛ به تو نیزخیانت خواهد کرد . ... ستمگر- کسی که به خاطر تو به دیگری ستم کند ؛ به تو نیز ستم خواهد کرد . ... سخنچین - کسی که به خاطر تو، حرف دیگران را ببرد و بیاورد ؛ سخن تو را نیز پراکنده خواهد کرد . .... میزانالحِکمَه ، جلد6 ،صفحه 200، حدیث 10425( به نقل از بِحارُالاَنوار مرحوم مجلسی) |
|||
|
|
۱:۴۴, ۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥ امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند: ![]() وصیت کرد مرا پدرم با این کلمات: (( ای پسر جان من، ![]() با پنج طبقه از مردم مصاحبت مکن و سخن با ایشان مگوی، ![]() و رفاقت مکن با ایشان در راه))، ![]() اول با فاسق، ![]() البته یار مشو زیرا که تو را به یک لقمه، بلکه به کمتر از آن می فروشد؛ ![]() عرض کردم: ((ای پدر، کمتر از آن چیست؟)) ![]() فرمود: ((به طمع لقمه تو را می فروشد و لکن به آن نمی رسد؛)) ![]() دوم با بخیل، ![]() مصاحبت مکن زیرا محروم می نماید تو را از مالش، ![]() در وقتی که نهایت احتیاج به آن را داری؛ ![]() سوم با کذاب، ![]() زیرا که او به منزله ی سراب است، ![]() دور می کند از تو نزدیک را، ![]() و نزدیک می کند به تو دور را؛ ![]() چهارم احمق است، ![]() زیرا که او می خواهد تو را نفع رساند، ![]() از حُمق و نادانی خود، تو را ضرر می رساند؛ ![]() و پنجم مصاحبت مکن با قاطع رحم، ![]() زیرا که من یافتم او را ملعون در سه موضع از کتاب خدای تعالی. ![]() ♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥ ░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░ |
|||
|
|
۱:۴۶, ۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
امام علی علیه السلام اِنَّ وَلِىَّ مُحَمَّدٍ مَنْ اَطاعَ اللّهَ وَ اِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ.
بى شك دوستِ محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كسى است كه خدا را فرمان برد اگر چه خويشاوندى او با آن حضرت دور باشد . ... نهج البلاغه خ 92، ص 1129. |
|||
|
|
۲۱:۵۸, ۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
امام علی (علیه السلام) در نامه ای به حارث همدانی می نویسد: ( از رفاقت با کـسـانـی که افکارشان خطا و اعمالشان ناپسند است پرهیزکن ، چرا کـه آدمـی بـه رویه و روش دوستش خو می گیرد و به افکار و اعمال وی معتاد می شود . ) نهج البلاغه شهیدی، نامه 69 ....................................................................................................................................................................................................................................................... ............................................................................................................................ .................................................................................... ........................ سعدی در گلستان می گوید: پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد ............. و نیز می گوید : گلی خوش بوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دل آویز تو مستم بگفتا من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم کمال هم نشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم |
|||
|
|
۲۲:۲۰, ۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥ تا آخر هیچ یک از شاگردان نتوانست به سؤالی که معلم عالیقدر طرح کرده بود، جواب درستی بدهد. ![]() هر کس جوابی داد و هیچ کدام مورد پسند واقع نشد. ![]() سؤالی که رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در میان اصحاب خود طرح کرد این بود. ![]() ((در میان دستگیره های ایمان، کدام یک از همه محکمتر است؟)) ![]() یکی از اصحاب: ((نماز))؛ ![]() رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ((نه))؛ ![]() دیگری: ((زکات))؛ ![]() رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ((نه))؛ ![]() سومی: ((روزه))؛ ![]() رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ((نه))؛ ![]() چهارمی: ((حج و عمره))؛ ![]() رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ((نه))؛ ![]() پنجمی: ((جهاد))؛ ![]() رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ((نه))؛ ![]() عاقبت جوابی که مورد قبول واقع شود از میان جمع حاضر داده نشد؛ ![]() خود حضرت فرمودند: ((تمام اینهایی که نام بردید کارهای بزرگ و با فضیلتی است، ![]() ولی هیچکدام از اینها، آنکه من پرسیدم نیست.)) ![]() ((محکمترین دستگیره های ایمان، دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست.)) ![]() ♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥ ░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥ |
|||
|
|
۳:۲۴, ۷/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۳ ۳:۲۶ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
درجایی ازقول حضرت امیر علیهالسلام روایتی دلنشین دیدم که: «دوست، انسانی است که همان خودت است،جز آنکه کالبدش غیرتوست»،
میدونید :گروهی معتقدند دوستی یک نوع قرار داد اخلاقی است که با انگیزه های خاص دنیوی و اخروی بین افراد به وجود میآید و گروهی دیگر معتقدند که دوستی نوعی رابطه خاص استکه در شرایط خاص شکل میگیردشرایطی مثل هم ذات پنداری یافرار از تنهایی با انگیزه های دیگر. اگر ندانیم اصل و اساس دوستی چیستو اصلا چرا انسان باید با دیگران طرح دوستی بریزید. ممکن استلفظ دوست و کاربرد آن را با خیلی چیزهای دیگر اشتباه بگیریم . این دوستیهای که اینقدر قرآن و ائمه علیهالسلام به آن تاکید کرده اند،خودش عالمی دارد که بیشتر ما انسانها ازآن غافلیم. آیه ۷۱ سوره توبه این را به روشنی بیان کرده: «مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگر(و در ترجمه ای دیگر یار و یاور یکدیگر) اند که همدیگر را به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند».... |
|||
|
|
۲۲:۱۹, ۱۱/آذر/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
رفیق فاسق، بدترین رفیق ... از علی (علیه السلام) نقل شده است که: . « إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَق » نهجالبلاغة 459 69 از دوستی با فاسق بپرهیز که تو هم مثل او می شوی. . دوست عاقل روح تو را زنده میکند ، امّا دوست فاسق ، تو را مثل خودش می کند. این همان معنایی است که ما در باب رفاقت عرض کردیم ؛ رفیق ممکن است نقش سازنده داشته باشد و به قدری قوی باشد که اثر دو محیط خانوادگی و آموزشی را تحتالشعاع قرار دهد. . اگر محیط خانودگی مناسب نبود ، محیط آموزشی مناسب نبود ، امّا اگر رفیق مناسب بود ، روح او را می سازد . عکس هم همینطور است ، اگر نامناسب بود ، روح او را می میراند . ... حاج آقا مجتبی تهرانی |
|||
|
|
۲۰:۴۷, ۱۲/آذر/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
دوستى و دشمنى براى خدا ...
خداوند متعال به حضرت موسى بن عمران عليه السلام وحى فرستاد كه : اى موسى ! آيا هرگز عملى از براى من بجاى آورده اى ؟ .
عرض كرد: پروردگارا ! نماز براى تو بجا آورده ام ، و روزه را براى تو گرفته ام و صدقه داده ام و ذكر تو را نموده ام . .
خطاب به او شد : اما نمازت ، دليل بر خداپرستى تو است و روزه ، سپر آتش است از براى تو، و صدقه ، سايبان است از برايت در قيامت ، و ياد من نور است از براى تو ، پس كدام عمل از براى من به جاى آوردى ؟ . موسى عليه السلام عرض كرد : پرودگارا مرا راهنمايى كن بر عملى كه از براى تو باشد. .
از طرف خداوند به او خطاب شد: آيا هرگز با دوستان من دوستى و با دشمنان من دشمنى نموده اى ؟ . آنگاه حضرت موسى عليه السلام متوجّه گرديد كه افضل اعمال نزد خداوند دوستى با دوستان خدوند متعال و دشمنى با دشمنان او مى باشد. ... جامع الا خبار: ص 128 .
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: a%20%2836%29.png]](http://b30d.ir/static/img/smiley/b30d_smiley_pack_4/a%20%2836%29.png)
![[تصویر: a%20%282%29.png]](http://b30d.ir/static/img/smiley/b30d_smiley_pack_4/a%20%282%29.png)
![[تصویر: a%20%2837%29.png]](http://b30d.ir/static/img/smiley/b30d_smiley_pack_1/a%20%2837%29.png)