|
علامه حسن حسن زاده آملی
|
|
۱۹:۱۶, ۲۸/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مرداد/۹۲ ۱۹:۱۷ توسط FN_AntiZionism.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در این تاپیک سخنان و نصایح عالم ربانی حضرت علامه حسن زاده قرار خواهد گرفت...
![]() ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۰۵, ۲۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
![]() اوج شگرفى در دعاها عرض كنم خدمت شما، نهج البلاغه ، صحيفه سجاديه ، صحيفه علويه ، كافى ، بحار و ديگر جوامع روايى ما، همه از قرآن سرچشمه گرفته اند .. قرآن اصل است ، و وسايط فيض الهى بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله از قرآن منشعب مى شود و جوامع روايى ما، يعنى نهج البلاغه و كتابهايى از زبان وسايط الهيه از معصومين است ، اينها همه مرتبه نازله قرآنند. قرآن نيستند، بنده تشبيه كرده ام ، گفته ام مثل قرآن با روايات ، مثل جان است با بدن همان طور كه بدن پرتو روح است ؛ نطق و چشم و گوش بدن زنده ، به جان است ، و مرتبه نازله آن است ، و اعضا و جوارح قوا، همه مظاهر حيات نفس ناطقه و علم و شعور و ادراكات او هستند؛ روايات نيز آن طور هستند، همه از قرآن منشعب شده اند . تمام روايات نهج البلاغه ، تمام خطب توحيدى و غير توحيدى و هر چه ائمه عليه السلام فرموده اند، برگشت مى كند به قرآن .و هر چه انسان الهى مى گويد برگشت مى كند به قرآن . تفاوتى هم در روايات هست ، در جوامع روايى هست ، و آن اين است كه همانطور كه در عرايضمان ، در نوشته هايمان داريم - بين روايات و آثارى كه از ائمه در مناجات و ادعيه به ما رسيده است تفاوت خيلى است . به زبان ديگر، آن مطالب و نكات و دقايقى كه در اسرار و لطايف عرفانى و انسانى ، آدمى از كتاب دعاها و از مناجات به دست مى آورد، از روايات به دست نمى آورد.جهتش اين است كه در روايات مخاطب بودند و معصومين عليه السلام به فرا خور فهم مردم خرف زدند. اما در مناجات و ادعيه مخاطب خداست و آنچه در نهانخانه عشق داشتند همه را بيرون ريختند. خيلى نكات علمى عجيبى در ادعيه و اوراد و كتاب دعاها وجود دارد. اينها همه همانطور كه عرض كردم از قرآن كريم است . |
|||
|
|
۱۱:۲۹, ۲۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
![]() پيمودن راه خطا اين شهر آشوب ، در مناقب آل ابى طالب عليه السلام حكايت مى كند: نزد كسى از بلغاى بصره ، سخن از صحيفه كامله (امام سجاد) به ميان آمد. آن شخص گفت : من نيز بر نوشتن مثل آن قادرم ! پس قلم به دست گرفت و سرش را براى نوشتن پايين انداخت و سرش را بلند نكرد تا مرد. به جان خودم قسم ! كه چنين كسى راه به بيراهه برده و طريق سخط را پيموده است .
|
|||
|
|
۲۲:۲۹, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
![]() اوج مقام حضور شخص هميشه در حضور است و پاسبان حرم دل است كه امام صادق عليه السلام فرمود: القلب حرم الله فلا تسكن حرم الله غير الله و محاسب اعمال خود و مواظب زبان و قلم خود است ، حتى نياتش را متوجه است . نيت بد هر چند به مرحله عمل نرسد و از جنبه فقهى كيفر نداشته باشد و تعزير و حد بر آن مترتب نشود، در روح و جان او اثر مى گذارد، نيت بد انسان را تيره مى كند. حضرت امام سجاد عليه السلام در صحيفه بيانى دارد قريب به اين مضمون كه : بارالها! كسى كه نيت گناه تو مى كند، استحقاق كيفر تمام گناهكاران را دارد. جز اين كه بزرگوارى تو عقابش نمى كند و عذابش نمى دهد. اين مقام حضور تام يك انسان كامل است ، از اين گونه لطايف عرفانى و نكات ذوق در كلمات ائمه اطهارمان عليه السلام بسيار است . |
|||
|
|
۱۶:۱۵, ۱۴/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۳ ۱۶:۲۲ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
![]() به هوش باش ! انقضاى مدت عالم سفلى وسيله وصول عالم علوى است، بهوش باش كه خويش را چگونه ميسازى!منبع : هزار و یک نکته علامه حسن زاده آملی
|
|||
|
|
۱۹:۱۷, ۱۲/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
![]() علامه حسن زاده آملی (حفظه الله): در علل الشرايع به اسنادش از عيسى بن زيد بن على عليه السلام روايت كرده است كه گفت : از ابو عبد الله امام صادق عليه السلام شنيدم كه : فاطمه عليه السلام بدين علت محدثه ناميده شده است كه ملائكه از آسمان فرود مى آمدند و او زا ندا مى كردند، چنانكه مريم فرزند عمران را ندا مى كردند، پس مى گفتند: اى فاطمه ! خداوند تو را برگزيد و پاكت گردانيد و تو را بر همه زنان عالميان برترى داد. اى فاطمه ! پروردگارت را فرمان بردار باش ، و سجده كن و با ركوع كنندگان ركوع كن . ، و ملائكه را حديث مى كرد و ملائكه او را حديث مى كردند. با ملائكه سخن مى گفت و ملائكه با او سخن مى گفتند پس در شبى به ملائكه گفت : آيا مريم دختر عمران برتر از همه زنان عالميان نيست ؟ ملائكه گفتند: همانا كه مريم سيده زنان عالم خودش بوده است ، و خداوند عزوجل تو را سيده نساء عالم خودت و عالم مريم و سيده نساء اولين و آخرين گردانيده است منبع:شرح فص حكمة ، ص 368 و 369 |
|||
|
|
۲۲:۳۳, ۱۰/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۴ ۲۲:۳۷ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
طولانیه اما ارزش خوندن داره. حتما براتون جالب خواهد بود:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
..... امّا آنكه گفته ايم عمل رسول اللّه در بناى ديوار، براى تعيين اوقات ظهرين از روى سايه آن ديوار، ابو الوفاء را به استنباط شكل ظلّى رهنمون شده است، در بيان آن گوييم: علم مثلثات متداول امروز مبتنى بر جيب و ظلّ است. جيب را سينوس SINUS و ظلّ را تانژانت Tangente گويند كه اساس آن از علماى اسلام است، يعنى جيب و ظلّ را اينان اختراع كرده اند. و در حقيقت، علم مثلثات را ابو نصر بن عراق و ابو الوفاء بوزجانى بنيان نهادهاند.شكل ظلّى، يعنى نسبت ميان ظلّ و زاويه، را ابو الوفاء بوزجانى از حكم شرعى و دستور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درباره اوقات نماز ظهر و عصر استنباط كرد؛ و چنانكه تقديم داشته ايم، چون آن حضرت در مدينه بناى مسجد فرمود، ديوار طرف غرب را درست مطابق خط نصف النهار از شمال به جنوب بنيان نهاد و بلندى ديوار را به اندازه قامت انسان مقرّر داشت. ديوار مسجد مدينه هنگام ظهر سايه نداشت؛ چون زوال مىشد، سايه از طرف شرقى ديوار در پايه آن ظاهر مىشد. [/font]آن حضرت پديد آمدن سايه را علامت وقت نماز قرار داد كه چون مردم در مسجد سايه هاى ديوار ملاحظه كردند نماز ظهر به جاى آوردند. و هر گاه ساعتى چند از زوال بگذرد، سايه بتدريج بيشتر می شود تا به اندازه بلندى ديوار گردد، يعنى به قدر قامت انسان كه به اندازه هفت پاست.* از پايه ديوار تا هفت پا اندازه مىكردند، چون سايه به آن اندازه مىرسيد هنگام نماز عصر بود، چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستور فرمود هر گاه سايه به اندازه قامت ديوار شود نماز عصر كنند. ... و به بيانى كه گفته ايم، هر ديوار كه چنين باشد، يعنى بر خط زوال كه در سطح دايره نصف النهار است بنا نهاده شود در همه فصول سال چون ظلّ صفحه جانب غربى آن به طرف جانب شرقى آن برگردد، و إن شئت قلت در آن هنگام كه هيچيك از دو جانب غربى و شرقى آن را ظلّ نبود، علامت فرا رسيدن ظهر در آن وقت است. ابو الوفاء متنبه شد كه پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حساب وسط و معدّل، زمان ما بين ظهر و غروب آفتاب را به دو نصف بخش كرده است: يك نيمه آن از ظهر است تا وقتى كه سايه به اندازه شاخص شود، و نيمه ديگر از آن وقت كه سايه به اندازه شاخص شود تا غروب، و آن را به نماز عصر تخصيص داد. و نيز دريافت كه هر گاه سايه شاخص به اندازه شاخص شود فاصله از ظهر تا غروب، نصف شده است. عين دستور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در ارتباط ميان ظلّ و زاويه به كار برد. قامت شاخص، كه بلندى ديوار مسجد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است، در حقيقت، شعاع دايره مثلثاتى است كه خطوط مثلثاتى را به قياس به آن مىسنجند، و امروز آن را يك واحد فرض مىكنند، و در كتب اسلامى شعاع را شصت درجه مىگرفتند.[font=Tahoma]هر گاه سايه مساوى قامت شود، يعنى طول ظلّ به اندازه شعاع دايره گردد دليل آن است كه زاويه و قوس مقابل آن چهل و پنج درجه (45) شده است؛ و چهل و پنج درجه نصف قوس نود درجه (90) است كه از افق مغرب، يعنى جاى غروب آفتاب، تا وسط آسمان تصور مىشود.بعضى تعجب مىكنند از اين كه خط مماس مثلثاتى را مسلمانان ظلّ ناميدند، چون سر آن را نمىدانند؛ و از آنچه گفتيم علت آن آشكار گشت كه اصلا ظلّ بود كه علماى رياضى را متنبّه به فايده اين خط كرد و همان نام اصلى را بر آن نهادند و به كار بردند؛ و اروپائيان از آن به مماسّ تعبير می كنند، چون ظلّ براى آنها مفهوم مناسبى ندارد و ريشه پيدايش آن را نمی دانند.بارى از مسجد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و سايه ديوار آن، يعنى تانژانت كه مساوى شعاع كره گردد، خواص ظلّ استنباط كردند و جداولى براى ظلّ و جيب مرتب ساختند تا مقدار زوايا را در مقابل هر جيب و ظلّ بدانند.جداول مثلثاتى كه اسلاميان به كار مىبردند از قوس و زاويه صفر درجه تا نود درجه، دقيقه به دقيقه با مقدار حقيقى جيب و ظلّ ترتيب يافته بودهاند و هنوز آن جداول در زيجات سابق به كار مىآيند، تا زمانى كه لگاريتم اختراع شد اروپائيان آن جداول را با لگاريتم مرتّب ساختند، و اكنون در دست مردم متداول است.پس معلوم شده است كه ظلّ از مسجد مدينه بيرون آمد و به دست ابو الوفاء رسيد و از وى به همه جهان منتشر گشت اروپائيان ابو الوفاء را به همين شكل ظلّى مىشناسند.و از آنچه معروض داشتهايم علت تقسيم ظلّ به اقدام نيز معلوم شده است؛ يعنى اينكه در كتب رياضى نجومى اجزاى مقياس را به هفت قسم يا به شش قسم و نيم تقسيم می كنند و آن اقسام را اقدام مىگويند و ظلّ آن را ظلّ اقدام، علت آن اين است كه هر گاه كسى بخواهد معلوم كند كه ظلّ هر شئ مثل آن شده است يا نه، ظلّ قامت خود را معتبر دارد، و طول شخص معتدل القامه شش قدم و نيم تا هفت قدم است، و دانستى كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بلندى ديوار مسجد را براى تعيين اوقات به اندازه قامت انسان مقرّر داشت. از تبديل ظلّ به مماسّ اوّلا، و از تغيير دادن غربيها كلمه ظلّ را به واژه تانژانت لغت فرانسه ثانيا، موجب شده است كه ظلّ و مسائل آن را از غرب بدانند؛ و حال آنكه معلوم شده است كه اصل مسائل رياضى ظلّ از مسجد مدينه بيرون آمد و به دست ابو الوفاء رسيد و از وى به همه جهان منتشر گشت؛ يعنى عمل پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بناى مسجد مدينه الگوى رهنمون استنباط و اختراع ظلّ شده است. کتاب انسان و قرآن _ حضرت علامه حسن زاده آملی پ ن : اگر مناسب تاپیک حاضر نیست، ناظر زحمت انتقالش رو بکشه |
|||
|
|
۱۴:۰۷, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
بسم الله
خدايى را كه نبينم نمى پرستم امير مؤ منان در مسجد كوفه ، بالاى منبر خطبه مى خواند. مردى برخاست كه به او ذعلب مى گفتند، داراى زبانى بليغ در خطبه و قلبى شجاع بود. گفت : اى امير مؤ منان ! آيا پروردگارت را ديده اى ؟ حضرت فرمود: واى بر تو اى ذعلب ! من خدايى را كه نبينم ، نمى پرستم . پرسيد: اى امير مؤ منان ! پس چگونه او را ديده اى ؟ فرمود: واى بر تو اى ذعلب ! ديدگان با مشاهده او را نمى بينند، ولى قلبها با حقايق ايمان او را مى بينند. واى بر تو اى ذعلب ! خداى من چنان لطيف است كه لطفش به وصف در نمى آيد و چنان عظيم است كه با عظمت وصف نمى گردد و چنان بزرگ كبرياست كه با بزرگى وصف نمى شود. در جلالت چنان جليل است كه با غلظت وصف نمى شود. قبل از هر چيز است و نمى شود گفت : پيش از چيزى است . بعد از هر چيز است و نمى شود به او بعد گفت . اشياء را خواسته ، اما نه با همت . درك كرده است ، اما نه با خدعه . در همه اشياست ، اما با آنها مخلوط نيست و از آنها هم جدا نيست . ظاهر است ، نه به شكل مباشرت . متجلّى است ، نه با ديدن . دور است ، نه با مسافت . قريب است نه با نزديك شدن ، لطيف است ، نه با جسم داشتن . موجود است ، نه بعد از عدم . فاعل است ، نه به اضطرار. صاحب تقدير است ، نه با حركت . زياد مى شود، نه با اضافه . شنواست ، نه با آلتى . بيناست ، نه با اءداتى . اماكن حاوى او نمى شوند و اوقات او را شامل نمى گردند صفات او را محدود نمى كنند و خواب او را نمى گيرد. هستى او از اوقات سبقت جسته ، وجودش از عدم و ازلش از ابتدا پيشى گرفته است . با خلق مشاعر فهميده مى شود كه كسى براى او مشاعر قرار نداده و با تجهيز جواهر فهميده مى شود كه جوهر ندارد و با ضد قرار دادن ميان اشيا فهميده مى شود كه او ضد ندارد و با خلق تقارن ميان اشيا فهميده مى شود كه او قرين ندارد. نور را ضد ظلمت قرار داده است و خشكى را ضد ترى و زبر را ضد نرمى ، و سردى را ضد گرمى متباين ها را با هم جمع كرده و ميان چيزهاى نزديك ، دورى افكنده است كه با تفريق ، بر مفرّق و با تاءليف ، بر مؤ لف دلالت مى كند. و اين سخن خداى تعالى است : ((و من كل شى ء خلقنا زوجين لعلّكم تذكرون )). ميان قبل و بعد، فاصله انداخت تا معلوم شود كه او قبل و بعدى ندارد و موجودات با غرايزشان گواهند كه آفريننده غريزه آنها، غريزه ندارد و با موقّت بودنشان اعلام مى كنند كه براى قرار دهنده وقت آنها وقتى نيست . ميان موجودات حجاب و مانع قرار داده تا معلوم شود ميان او و خلقش حجابى نيست . پروردگار است ، بدون اين كه خود پروردگارى داشته باشد و اله است ، بدون اين كه خود الهى داشته باشد. عالم است ، بدون اين كه معلوم باشد. سميع است ، بدون اين كه مسموع باشد)). منبع: حول الروية ، ص 123 - 121. |
|||
|
|
۲۱:۵۳, ۲۵/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۴ ۲۱:۵۵ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
![]() ![]() پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) فرمود: در باغهاى بهشت بخراميد !. پرسيدند: باغ هاى بهشت چيست ؟ فرمود: ذكر خدا در صبح و شب . پس به ياد و ذكر خدا باشيد. هر كس كه خواهد بداند، چه قدر و منزلتى نزد خداى دارد، بنگرد كه قدر و منزلت خداى نزد او چقدر است ؟چون خداوند بنده اش را همان اندازه قدر مى نهد، كه بنده او را. بدانيد كه بهترين و پاكيزه ترين و والاترين اعمالتان نزد خداوند، و بهتر از هر چيزى كه خورشيد براى آن تابيده است ، ذكر و ياد خداوند سبحان است . خداى تعالى فرموده است ، من همنشين كسى هستم كه به ذكر و ياد من باشد، و چه منزلت و ارزشى بالاتر از همنشينى با خداى سبحان است ؟! یا محمد مددی ![]() |
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۲۵/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
علم رياضى ذهن را تعديل مى كند، و فكر را از اعوجاج بدر مى آورد و استقامت مى دهد. افسانه و قصه هاى هرزه، و انديشه هاى ناپاك و پليد، و حرفهاى كج و معوج فكر را از استقامت بازمى دارند و انسان را از استنتاج و تحصيل معارف حقه و درست انديشى و درست بينى دور مى گردانند. حتى مير عماد حسنى در آداب المشق مى گويد: اگر انسانى جان او ناپاك و آلوده باشد و انديشه هاى باطل و ناروا داشته باشد، خط و مشق او صحيح و موزون نخواهد شد و خوش و ممتاز نخواهد گرديد. چنين در خاطر دارم كه صدرالمتالهين در تفسير سوره مبارك يس و يا در تفسير ديگر مى فرمايد كه شخصى را مى شناسم كه حدت ذهنى بسزا داشت، و از هوش و بينش سرشارى برخوردار بود، كليات و مرسلات را خيلى خوب ادراك مى كرد، اما براى او رهزنى پيش آمد كه برگشت و بدين سوى منعطف شد و دل به امور مادى خوش كرد كه تا آنچنان تعلقات به ماديات هوش و بينائى و صفا و بى رنگى را از او گرفت كه از ادراك معانى و حقائق كليه باز مانده بود و قادر به ادراك آنها نبود. اصلا تعلق با تعقل جمع نمى شود. ولايت تكوينى، ص: 9و 10
|
|||
|
|
۱۰:۳۳, ۱۵/تیر/۹۴
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
نصایح علامه حسنزاده آملی به کاربران شبکههای اجتماعی و موبایلی
این روزها نصیحتهای علامه حسنزاده آملی بهوفور در شبکههای اجتماعی و پیامرسان موبایلی به چشم میآید و به گوش میخورد. برخی نصایح این علامه بزرگوار در ارتباط با استفاده از شبکههای اجتماعی و افراد عضو در این شبکهها بهشرح زیر است: 1 - حق را با یاد کردن و تکرار کردنش زنده کنید. 2 - باطل را با ترک کردنش نابود کنید. 3 - از تصاویر حرام و غیرشرعی پرهیز کنید. 4 - از بحثهای بیهوده بپرهیزید. 5 - از جوکهایی که دین و عبادات و مقدسات و اشخاص و ملتها و قومیتها را مسخره میکند، بپرهیزید. 6- مصدر نقل شایعات نباشید و قبل از نقل و انتشار هر حدیث یا روایت یا داستان و خبری از صحت آن مطمئن شوید. 7- بگذارید آن کلامی که میفرستید بهنفع شما گواهی دهد نه علیهتان. 8- خودتان را کلید خیر و قفل شر قرار دهید. 9- هر متنی و پیامی که میفرستید بهمنزله تأیید و با امضای شماست. نگو که به من رسیده و کپی کردهام. 10- تمام سعی خودتان را برای استفاده بهینه از این تکنولوژی به کار بگیرید و از آن برای دعوت الی اللّه و امر به معروف و نهی از منکر و آموزش مسائل دینی و فرهنگی و علمی و آموزشی استفاده کنید یعنی بهعنوان یک اصلاحگر بهتمام معنا، و نیت خودتان را درست و خالصانه کنید. 11- برای بیان حق مجاملات و رودربایستی را کنار بگذارید٬ دین و حق بر هر چیز مقدم و شایستهتر هستند. 12- تصویر پروفایل شما و پیامهایتان معرف شخصیت شماست. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| 1001 نکته از علامه حسن زاده آملی | فرید | 59 | 27,660 |
۲۹/خرداد/۹۴ ۱۹:۵۳ آخرین ارسال: محمدهادی |
|
| وصف خاطراتی از علامه حسن زاده ی آملی | Admirer | 8 | 4,604 |
۱۹/اسفند/۹۲ ۱۴:۵۷ آخرین ارسال: Ramin_Ghn |
|
| چرا علامه حسن زادۀ آملی به زیارت امام رضا (علیه السلام) نمی روند | عبدالرحمن | 1 | 1,978 |
۱۲/آذر/۹۲ ۲۲:۰۷ آخرین ارسال: آیلار |
|
| علامه حسنزاده آملي خلاصه همه بزرگان تاريخ | alim | 3 | 3,543 |
۲۴/اردیبهشت/۹۱ ۱:۲۲ آخرین ارسال: وحید110 |
|





![[تصویر: rose.gif]](http://anti666.ir/forum/images/smilies/rose.gif)
![[تصویر: 32851827621219395135.jpg]](http://www.8pic.ir/images/32851827621219395135.jpg)




![[تصویر: 81456504639948755461.png]](http://www.shiaupload.ir/images/81456504639948755461.png)

![[تصویر: qxko5velqdrjelo51u95.jpg]](http://8pic.ir/images/qxko5velqdrjelo51u95.jpg)
