|
هر كه دارد هوس امام رضا...
|
|
۱۳:۴۸, ۵/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۳:۰۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() دوستان عزيز براي چند روز آینده دارم ميرم پابوس امام رضا این جمله رو هر وقت می شنوم ، دلم پرواز می کند ! هر کس عرض اراداتی عرض عطوفتی التماس دعایی دارد همینجا می گذارد و زائران امام رضا هم به سمع شریفش می رسانند ... خلاصه اش اینکه ... هر كه دارد هوس امام رضا بسم الله ... |
|||
| آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۱, ۳۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #121
|
|||
|
|||
|
سلام امام رئوفم
خوش به حال اونایی که تو این ایام خاص دعوتشون کردی... دوستان عزیزی که این روزها مشرف میشن، خیلی التماس دعا نایب الزیاره ما هم باشید یادتون نره هاااااااااااااااااااااااااااااا
|
|||
|
|
۱۳:۳۹, ۷/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۰ ۱۳:۴۵ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #122
|
|||
|
|||
|
بسم الله النور
سلام علیکم بالاخره ما هم راهی شدیم سوی کوی دوست. بعضی ها میگن آقا ما رو بطلبه ، ولی این حقیر میگه: آقا ما رو همیشه می طلبه و ما ها رو دوست داره ، این ماییم که رسم نوکری رو واسه آقامون درست انجام نمیدیم. چـه خوشست حال مرغی ،که قفـس ندیده باشد چه نکــوتر آنــکه مــرغی، ز قـــفس رهــیده باشد بــــپرد به آسـمانـــها ، بـــرسد به کـــهکـــشانــها زفــــلک گذشـته باشـد ، به مــــلک رسـیده باشد بـــرود به لامــکانــــها ، ســــپری کـــند زمــانــــها بــدرانـد این حـــصاری ، کـه بـه خـود تــنیـده باشد بــــرود بـه بیــــکـرانــــها ،بــدیــار جــان جــانــــها بــرسد به جــایــگاهی ، که کـــسی نــدیده باشد بــرسد به جــایگـاهی که پــــرش بســــوزد آخــر ز هــوا گـــذشته بــاشـد ،به خــدا رســـیده باشد انشاالله برای همه دوستان خوبم و تمامی مسلمین و مستضعفین دعا خواهم کرد (اگر لایق باشم) ؛ شما هم در این ایام این برادر کوچکتان را از یاد نبرید. موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۱۰/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۰ ۲۲:۰۵ توسط boghz.)
شماره ارسال: #123
|
|||
|
|||
|
سلام امام رضا.....امام مهربونم دلم باز برات تنگ شدو باز............خیلی دوست دارم آقا ......مرسی که امشب دلتنگیمو آروم کردی.......عین دیوونه ها هرچی که دلم میخاد مینویسم اینجا.....چون باورش دارم.....
مشهد کجا و این دل ناپاک من کجا!؟ خود را شبیه وصله ی ناجور دیده ام گریه بهانه ای است که عاشق ترم کنی شاید مرا کبوتر جلد حرم کنی آقای من! کلاغ به دردت نمی خورد!؟ از راه دورآمده ام باورم کنی با ذوق وشوق آمده ام حضرت رئوف فکری به حال رنگ ِ سیاه پرم کنی زشتم قبول؛ بچه ی آهو که نیستم باید نگاه معجزه بر جوهرم کنی باید تورا به پهلوی زهرا قسم دهم تا عاقبت به خیرترین نوکرم کنی mall">(وحید قاسمی) تنهامون نزاری آقا..............میدونم........فقط رهامون نکن..... آقا سعادت دو جهان قسمتم شود يكبار اگر براي غلامت دعا كني |
|||
|
|
۲۲:۰۶, ۱۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #124
|
|||
|
|||
|
یا ما قبلا نوکر بهتری بودیم یا شما قبلا ارباب مهربون تری.
بیشتر اجازه میدادی بیایم پابوس. خیلی وقته نیومدم دلم برات تنگ شده. دعوت ناممو بنویس، بفرست بیارند. منتظرما. یا علی مدد |
|||
|
|
۲۳:۰۱, ۱۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #125
|
|||
|
|||
|
بسم رب العباس(علیه السلام)
دل تنهاموآوردم بایه دنیا دلخوشی کمترازآهوکه نیستم میشه ضامنم بشه سلام برآقای مهربونی |
|||
|
|
۹:۴۱, ۱۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #126
|
|||
|
|||
|
قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می زنند . . . مریضی شفا گرفت دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد دیدی که آب حاجت آیینه را گرفت خورشید و آمد و به ضریح تو سجده کرد اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت پیغمبری رسید و در این صحن پر ز نور در هر رواق خلوت غار حرا گرفت از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت چشمی کنار این همه باور نشست و بعد عکسی به یادگار از این صحنه ها گرفت دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت دارم به سمت پنجره فولاد می روم جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت... محتاجم به دعایت آقا و دل ناقابلم دلتنگتان. بخدا پنجره فولاد قشنگ ترین پنجره توی عالمه ما از این پنجره پروازها دیدیم
|
|||
|
|
۱۰:۵۹, ۱۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #127
|
|||
|
|||
|
سلام
من تاحالا مشهد نرفتم ولي خيلي دلم ميخواد كه حتي يه بارم شده برم اونجا ... نميدونم چرا آقا منو صدا نميكنه ... 4 بار رفتم جمكران ولي اونقدر پاگيرم كرده كه هر وقت يادش ميافتم دلم ميخواد همون وقت پاشم برم جمكران . آدم فكر ميكنه با رفتنش دل تنگيي كه داره فروكش ميكنه ولي هر دفعه دو برابر ميشه . قبلا نمي فهميدم برا چي كسايي كه رفتن مشهد اينقدر دلشون براي اونجا پر ميكشه ولي حالا ديگه دركشون ميكنم . لطفا براي من و همه ي كسايي كه تا حالا نرفتن مشهد هم دعا كنيد . |
|||
|
|
۱:۴۳, ۱۲/آبان/۹۰
شماره ارسال: #128
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان عزیزم ماه نورانی شب های سیاه عمر من ماه من، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟ من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام هفتمین دردانه زهرا، به دادم می رسی ؟ باز هم مشهد، مسافرها ، هیاهوی حرم یک نفر فریاد زد : آقا به دادم می رسی؟ بعد کلی انتظار بالاخره دارم میرم پابوس امام عشق ![]() ![]() ![]() انشاالله فردا عازم مشهد مقدسم ![]() اگه لیاقت داشته باشم همتون رو دعا میکنم اسم همتون رو نوشتم که به اسم دعا کنم ![]() حلالم کنید |
|||
|
|
۲:۰۸, ۱۲/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۰ ۲:۱۰ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #129
|
|||
|
|||
|
به به............نوش جونت
نایب الزیاره ما هم باش خدایا لذت بودن تو صحن و سرای مولامون رو زود به زود به همه مون بچشون
|
|||
|
|
۰:۵۹, ۲۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #130
|
|||
|
|||
|
سلام
سلامی چو بوی خوش اسپند حرمت یا امام رضا علیه السلام دقیقا هفته ی پیش همین موقع بود که قطار سوارمون نکرد البته بلیط هم نداشتیمایستگاه خیلی شلوغ بود دوستم گفت بریم ایستگاه محمدیه ( ایستگاهی به فاصله 25 کیلومتر خارج از شهر قم )بلکه اونجا به همین قطار برسیم و با التماس به رییس قطار سوار بشیم رفتیم محمدیه، قطار نبود، گفت حتما هنوز نیومده از اطلاعات پرسیدیم گفت: 10 دقیقه پیش رفته گفتم: قطار بعدی برای مشهد کی هست گفت: 22:45 گفتم میمونیم تا سوار کنه گفت جا نداره، سوار نمی کنه گفتم خدا بخواد میشه گفت باشه خلاصه تو این 3 ساعت با رفیقم کلی اذیت کردیم تا اینکه پلیس ایستگاه گفت نظم ایستگاه رو بهم بزنید، بازداشتگاه رفتیم تو نماز خونه و دراز کشیدیم، یه کم سخنرانی گوش دادیم ساعت شد 22:30 با اضطراب شروع کردیم رفتیم از نماز خونه بیرون ساعت 22:45 شد قطار وارد ایستگاه شد یا امام رضا علیه السلام خودت ما رو دعوت کن با رییس ایستگاه محمدیه رفتیم پیش رییس قطار اهواز مشهد - این سه نفر رو اگه جا دارید با خودتون ببر - جا نداریم آب سردی بود که روم ریختن خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها خودتون درستش کن یه نگاه به آسمون - جا که نداریم ولی می تونن تو رستوران بشینن چه حالی داد ممنونم سوار شدیم قطار حرکت کرد نماز صبح رو تو ایستگاه دامغان خوندیم ساعت 11:30 جمعه السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی علیه السلام[/b] خیلی خوش گذشت خیلی خوب بود و تمام خیلی های دیگر چسبیده به ضریح داشتم دعای صنمی قریش می خوندم چه حالی داد لذت بخش ... دعای عرفه زیبا بود عرفه ی حسین علیه السلام حسین جان معلومه این دعا، دعای یک فرد عادی نیست حسین تو را به مادرت زهرا سلام الله علیها، حالا وقت خداحافظی شد چگونه توانم من نتوانم خدا، این چه بارگاهی ست به هر کی زنگ زدم گفتم پنجره فولاد 20 ثانیه بغض کرد ... رسیدم به ایستگاه طبق معمول بلیط نداریم با آیه ثم بکم عمی فهم لا یعقلون رفتیم طرف گیت حرفه ای رد شدیم آقا جان بازم ممنونم حالا مونده غول مرحله آخر رییس قطار از زیر گذر وارد خط 6 شدیم همون مهمانداری که موقع اومدن سوارمون نکرد رفتم پیشش گفتم پنج شنبه ما رو که سوار نکردی، الان سوار کن گفت: باید با رییس صحبت کنی با لعن بر عمر رفتیم پیش رییس قطار رییس گفت باید بشینین تو رستوران گفتم: میشینیم ... [b]پرونده این بار هم بسته شد واسه همه ی بچه های تالار دعا کردم تو این چند روز یادتون اونجا بود |
|||
|
|
|
|
|
| 2 میهمان |





![[تصویر: %D9%87%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8...D8%A7_.png]](http://s4.picofile.com/file/7814181612/%D9%87%D8%B1%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D9%87%D9%88%D8%B3_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_.png)









![[تصویر: heart.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/heart.gif)

البته بلیط هم نداشتیم