|
مسیحیت صهیونیستی
|
|
۷:۰۴, ۷/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۲ ۹:۵۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلبی که در پیش روی دارید توسط حیدر رضا ضابط از محققین بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در خصوص صهیونیسم مسیحی به رشته تحریر درآمده است. در این مقاله، پژوهشگر تلاش کرده است با استفاده از سایتهای مختلف پروتستانها چهره روشنتری از ابعاد وجودی «صهیونیسم مسیحی» ترسیم کند. -----------------------------------------------------------------------------مسیحیت به سه شاخه کاملا جدا و مخالفت یکدیگر یعنی کلیسای کاتولیک روم، ارتدکس و پروتستان تقسیم شده است. کشورهای جنوب اروپا و آمریکا لاتین عمدتا کاتولیک، کشورهای شمال اروپا و ایالات متحده آمریکا پروتستان و پیروان کلیسای ارتدکس در اروپای شرقی هستند . این سه کلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی کاملا از یکدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل میکنند و حتی انجیل کلیسای پروتستان با انجیل کلیسای کاتولیک تفاوت زیادی دارد. کلیسای کاتولیک و پروتستان از پنج قرن گذشته علیه یکدیگر مبارزه کردهاند، به گونهای که بسیاری از جنگهای قرن هفدهم و هجدهم میلادی برخاسته از اهداف و آرمانهای کاتولیکی و پروتستانی بوده است که نمونه زنده آن در جهان معاصر درگیری مسلحانه و دائمی بین پیروان کلیسای کاتولیک و پروتستان در ایرلند شمالی است. تاکنون بیش از یک هزار فرقه و کلیسای مختلف در درون پروتستانیم ظهور کرده و هنوز هم تعداد فرقههای جدید در پروتستانیسم رو به افزایش است و آمریکا مرکز تولید فرقههای جدید در پروتستان میباشد. یکی از ویژگیهای کلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیک آنها با دولتهای اروپایی میباشد و این دولتها برای ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود در کشور جهان سوم حمایتهای گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی میکنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و کلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملکه انگلیس در راس دولت و کلیسا قرار دارد. مبلغان انجیل در یک قرن گذشته جریان جدیدی که در بین پروتستانها فوق العاده قدرتمند شده است مکتب نو ظهور (مبلغان انجیل) میباشد. قبل از جنگ جهانی دوم این مکتب نوظهور به بنیادگرایی معروف و شعار آنها بازگشت به انجیل و تغییر جامعه با تحول فرهنگی بود و هدف آنها به وجود آوردن حکومت در آمریکا بر مبنای بنیادهای انجیل میباشد. بعد از جنگ جهانی دوم بنیاد گرایان آمریکایی خود را مبلغان انجیل معرفی کردند و با استفاده گسترده از وسایل ارتباط جمعی توانستند در جامعه آمریکا نفوذ فراوانی به دست آورند و اکنون این جریان قدرتمند و فعالترین تشکیلات دینی در آمریکا محسوب میشود و در مراکز سیاسی این کشور نفوذ زیادی دارند. یکی از ویژگیهای جریان فوق این است که وابسته به یکی از فرقهها یا کلیسای پروتستان نیست، بلکه اعضای تمامی فرقههای کلیسای پروتستان عضو این جریان دینی میباشند. یکی دیگر از اهداف این جریان مسیحی نمودن سایر اقوام غیر مسیحی با تبلیغات گسترده میباشد. کشیشان معروف آمریکایی وابسته به این جریان مانند بیلی گراهام، جری فالول، پت رابرتسون، هال لیندسی، مایک ایوانس و جورج کاری اسقف اعظم کلیسای انگلیس از مبلغان این جریان میباشند که شهرت جهانی دارند و مخصوصا در کشورهای ایالات متحده آمریکا و انگلیس، از نفوذ عمیقی در بین دولتمردان این دو کشور برخوردارند. مکتب نوظهور صهیونیسم مسیحی اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریکا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم میباشد و آنها اعتقاد دارند که پیروان کلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح را که در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگوییهای انجیل بیان شده، عملی نمایند. این جریان نوظهور در پروتستانیسم با عنوان «صهیونیسم مسیحی» شهرت دارد. این جریان صهیونیسم مسیحی یک پدیده جدید دینی سیاسی در مسیحیت است که برای اولین بار توسط کلیسای انگلیس در اواخر قرن نوزدهم میلادی به وجود آمد. پروتستانهای مقیم آمریکا و انگلیس این جریان نوظهور را «عملی نمودن خواستههای مسیح» و «عملی نمودن پیشگوییهای انجیل» نیز مینامند. در این زمینه در اواخر قرن نوزدهم یک مفسر معروف انجیل از آمریکا به نام سایرس اسکوفیلد تفسیر انجیل را مطابق افکار جدید جان داربی انگلیسی تحریر کرد. این تفسیر امروزه معتبرترین تفسیر انجیل برای پروتستانهای سراسر جهان محسوب میشود و بهترین مرجع برای انجیل شناخته شده است. پیروان این مکتب خود را از مبلغان انجیل میدانند و اعتقاد دارند پیروان این مکتب، مسیحیان دوباره تولد یافته میباشند که فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاک خواهند شد. از ویژگیهای ممتاز پیروان این مکتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم میباشد، تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیستهای یهودی مقیم اسرائیل و آمریکا میباشد. مطابق اعتقادات مکتب فوق باید به وسیله پروتستانها حوادثی به وقوع بپوندد تا مسیح دوباره ظهور نماید و پیروان این مکتب وظیفه دینی دارد برای تسریع در عملی شدن این حوادث کوشش نمایند. حوادثی که توسط آنها باید عملی شوند، عبارتند از: 1- باید یهودیان از سراسر جهان به فلسطین آورده شوند و کشور اسرائیل در گستردهای از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید و یهودیانی که به اسرائیل مهاجرت نمایند اهل نجات خواهند بود. 2- یهودیان باید دو مسجد الاقصی و صخره در بیت المقدس را منهدم کنند و به جای این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمایند. (از سال 1976 میلادی تا به حال دو مسجد الاقصی و صخره در بیت المقدس بیش از صد بار مورد حمله یهودیان و مسیحیان قرار گرفته است.) 3- روزی که یهودیان، مسجد الاقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم کنند، جنگ نهایی مقدس - آرماگدون - به رهبری آمریکا و انگلیس آغاز شده، در این جنگ جهانی تمام جهان نابود خواهد شد. 4- روزی که جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامی مسیحیان پیرو اعتقاد «عملی نمودن خواستههای مسیح» که مسیحیان دوباره تولد یافته میباشند، مسیح را خواهند دید و توسط یک سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل میشوند و از آنجا همراه با مسیح نظارهگر نابودی جهان و عذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود. 5- در جنگ آرماگدون زمانی که ضد مسیح - دجال - در حال دستیابی به پیروزی است، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد کرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شکست میدهد و حکومت جهانی خود را به مرکزیت بیت المقدس بر پا خواهد ساخت و معبدی که به جای مسجد الاقصی و صخره در بیت المقدس - توسط مسیحیان و یهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون - ساخته شده - محل حکومت جهانی مسیح خواهد بود. 6- دولت صهیونیست اسرائیل با کمک آمریکا و انگلیس مسجد الاقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را نابود خواهد کرد و معبد بزرگ به دست آنان در این مکان ساخته خواهد شد و این رسالت مقدس به عهده آنها میباشد. 7- این حادثه پس از سال 2000 میلادی حتما اتفاق خواهد افتاد. 8- قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت، جامعه آمریکا و اروپا را فراخواهد گرفت. 9- قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ معنایی ندارد و مسیحیان باید برای تسریع در ظهور مسیح مقدمات جنگ آرماگدون و نابودی جهان را فراهم نمایند. رهبران مذهبی فرقههای پروتستان در ایالات متحده و انگلیس که به مکتب نوظهور «خواستههای مسیح» اعتقاد دارند، در دهه 1990 میلادی اعتقادات یاد شده را به شدت در جامعه آمریکا و اروپا تبلیغ کردهاند و در ده سال گذشته در آمریکا در این زمینه دهها کتاب منتشر شده و فیلمهای گوناگونی به نمایش درآمدهاند. در اوایل سال 2001 میلادی کشیش آمریکایی به نام هال لیندسی که مبلغ این مکتب میباشد، کتابی با عنوان «پیشگوییهای انجیل؛ جای آمریکا کجاست؟» را تالیف کرده که یکی از پرفروش ترین کتابهای سال 2001 میلادی در آمریکا به شمار آمده است. در این کتاب نقش دولت واشنگتن در جنگ آرماگدون بیان شده است.نویسنده در این کتاب اثبات نموده است که دولت آمریکا جنگ آرماگدون را رهبری خواهد کرد و مخالفان مسیح در سراسر جهان را که قبل از آغاز این جنگ باعث ایجاد رعب و وحشت در جهان شدهاند، را شکست خواهد داد. در این جنگ مقدس، دولت انگلیس همکار آمریکا خواهد بود دولت آمریکا در اوج جنگ سرد موشکهای هستهای قاره پیمای خود را «شمشیرهای جنگ مقدس» نامیده بود. پیروان این مکتب در دهه گذشته تبلیغ کردهاند که عملیات توفان صحرا علیه عراق در سال 1991 میلادی فراهم کردن مقدمه برای جنگ آرماگدون بوده است. مسیحیان صهیونیست از فرقه پروتستانها در آمریکا و انگلیس اعتقاد دارند که مسیح همیشه در امور خاورمیانه به سود دولت اسرائیل مداخله نموده است و اعلام میدارند که خواست دولت اسرائیل در حقیقت خواست مسیح میباشد و مذاکرات صلح در خاورمیانه بیهوده است و تاسیس کشور اسرائیل بزرگ از رودخانه نیل تا فرات، خواست مسیح میباشد که به زودی عملی خواهد شد. صهیونیستهای یهودی هم مطابق اعتقاد به مجموعه قوانین دینی خود «تلمود» به مکتب «خواستههای خدا» اعتقاد دارند و مطابق این اعتقاد برنامهای را اجرا مینمایند که با کمک دولتهای آمریکا و انگلیس و دیگر کشورهای غربی بتوانند دو مسجد مقدس الاقصی و صخره در بیت المقدس را تخریب کرده، کشور اسراییل بزرگ را با نابودی کامل کشورهای اسلامی به وجود آورند به همین منظور میان صهیونیستهای یهودی و صهیونیستهای مسیحی از فرقه پروتستان اتحاد و هماهنگی کاملی وجود دارد و مسیحیان پیرو اعتقاد «خواستههای خدا» همواره اظهار میدارند هر عملی که از سوی دولت اسرائیل انجام میشود، در حقیقت از سوی مسیح طراحی شده است و باید توسط مسیحیان سراسر جهان مورد حمایت قرار گیرد. به لطف حمایت همه جانبه جهان مسیحی غرب از دولت تلآویو اکنون ذخائر عظیم موشکهای هستهای و انواع و اقسام تسلیحات شیمیایی و میکروبی در اسرائیل وجود دارد و در واقع رژیم صهیونیستی را به یک «انبار مهمات و پادگان نظامی جهان مسیحی ایالات متحده آمریکا و غرب» تبدیل کردهاند. البته هدف استراتژیک جهان مسیحی غرب این است که کشورهای اسلامی را در زمینه اقتصادی و نظامی برای همیشه ضعیف نگاه دارند. صهیونیسم مسیحی در آمریکا رهبران دینی و سیاسی پروتستان در انگلیس و آمریکا در حقیقت بانیان اصلی صهیونیسم میباشند. بعد از این که جان داربی کشیش معروف کلیسای انگلیسی نظریه صهیونیسم مسیحی را برای اولین بار به عنوان «عملی نمودن خواستههای مسیح» و تحقق پیشگوییهای انجیل ترویج کرد، دو نفر از کشیشان برجسته پروتستان مقیم آمریکا به نامهای دی. ال. مودی و ویلیام بلاکستون صهیونیسم مسیحی را در این کشور تبلیغ کردند. بلاکستون در دهه 1880 میلادی برای مهاجرت یهودیان از سراسر جهان به سرزمین فلسطین با رهبران سیاسی و دینی و سرمایه داران بزرگ مسیحی در ایالات متحده آمریکا ملاقات کرد و آنها را متقاعد نمود که از دولت واشنگتن بخواهند برای به وجود آوردن کشور اسرائیل در فلسطین کوشش نماید. در سال 1891 میلادی ویلیام بلاکستون نامهای را که بعدا به نامه بلاکستون معروف گردید تقدیم رئیس جمهوری وقت آمریکا بنجامین هاریسون نمود. در این نامه چهارصد و سیزده نفر از رهبران ارشد سیاسی و دینی و سرمایه داران بزرگ آن زمان در آمریکا از دولت خود درخواست کرده بودند که دولت واشنگتن به وظیفه الهی و ملی خود عمل کند و در فلسطین کشوری برای یهودیان به وجود آورد و برای بازگشت یهودیان به فلسطین، باید کمکهای مالی، سیاسی و نظامی خود را در اختیار نهضت صهیونیسم بگذارد. این نامه را حتی اسقف اعظم آن زمان کاتولیکهای ایالات متحده کاردینال گیبن امضاء کرده بود. کشیش ویلیام بلاکستون به عنوان پدر صهیونیسم مسیحی در ایالات متحده آمریکا معروف گردید. صهیونیسم یهودی بعد از این جریان قوت گرفت و آنها با ترغیب و حمایت رهبران سیاسی و دینی مسیحی از انگلیس و ایالات متحده آمریکا در سال 1897 میلادی به رهبری تئودور هرزل در شهر بال سوئیس اولین کنگره صهیونیستهای یهودی را تشکیل دادند و اهداف خود برای به وجود آوردن کشور اسرائیل را در فلسطین اعلام کردند. در سال 1908 میلادی بلاکستون کتابی با عنوان «مسیح میآید» را تالیف کرد. در این کتاب نویسنده به مسیحیان جهان وعده داده بود در سالی که در فلسطین کشور صهیونیستی اسرائیل تاسیس گردد، مسیح دوباره ظهور خواهد کرد. برای رسیدن به این هدف، دولت لندن با تهاجم فرهنگی و نظامی، خلافت عثمانی ترکیه را متلاشی نمود و ارتش انگلیس در جنگ جهانی اول سرزمین فلسطین را تصرف کرد. در سال 1917 میلادی هم آرتور بالفور وزیر امور خارجه وقت انگلیس در بیانیهای تعهد نمود دولت لندن به یهودیان سراسر جهان برای مهاجرت به فلسطین کمک کند و در تشکیل کشور اسرائیل در فلسطین فعالیت نماید. پروتستانیسم در خدمت صهیونیسم در سال 1809 میلادی کلیسای انگلیس جامعه خدمات روحانی کلیسا برای یهودیان را در لندن تاسیس کرد که اهداف این جامعه به قرار زیر میباشد: 1- تبلیغ نمودن ریشههای یهودی دین مسیحیت در بین مسیحیان جهان؛ 2- کوشش برای مهاجرت یهودیان از سراسر جهان به سرزمین فلسطین و تاسیس کشوری به نام اسرائیل در فلسطین. یکی دیگر از موسسات فعال پروتستانها که برای مهاجرت یهودیان به فلسطین فعالیت گسترده انجام میدهد «سفارت بینالمللی مسیحیت در بیتالمقدس» میباشد. در این مؤسسه تمام کلیساهای پروتستانها عضویت دارند و برای انتقال یهودیان به فلسطین کمکهای مالی زیادی به یهودیان و دولت اسرائیل مینمایند. دیگر موسسات فعال پروتستانها که برای انتقال یهودیان به فلسطین کوشش مینمایند از این قرار میباشند: 1- دوستان مسیحی اسرائیل؛ 2- دوستان نیایش مسیحیت برای اسرائیل؛ 3- پلهای صلح. این موسسات با دریافت کمکهای مالی از دولتهای مسیحی آمریکا و اروپا و مسیحیان سراسر جهان، هزینه مهاجرت یهودیان به سرزمینهای فلسطین اشغالی را میپردازند. برنامه کنونی این موسسات، انتقال بیش از یک میلیون یهودی از کشورهای مختلف مخصوصا از شوروی سابق و اروپای شرقی به فلسطین است و اخیرا نخست وزیر اسرائیل نیز طرحهای عملی برای اجرای این طرح را رسما اعلام داشته است. احداث معبد بزرگ در بیت المقدس براساس اعتقادات صهیونیست مسیحی، بعد از سال 2000 میلادی و قبل از 2007 میلادی یهودیان مقیم فلسطین باید دو مسجد الاقصی و صخره را منهدم کنند و به جای آنها معبد بزرگ را بنا نمایند. روزی که یهودیان، مسجد الاقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم کنند جنگ آرماگدون آغاز خواهد شد. در این زمینه رهبران و نویسندگان پیرو مکتب صهیونیسم مسیحی کتابهای متعددی به چاپ رسانده و نام آنها را کتابهای آرماگدون گذاشتهاند. عناوین این کتابها درباره انهدام مسجد الاقصی و مسجد صخره و احداث معبد بزرگ به جای آن به این قرار میباشد: 1- جنگ برای بیت المقدس، نوشته جان هاگی؛ 2- معبد روزهای آخر الزمان؛ 3- معبد مسیح که میآید، نوشته جان شیمت و کارل لانی. یک نویسنده آمریکایی در سال 1997 میلادی کتابی با عنوان «خیانت به بیتالمقدس» را تالیف نمود که در آن هر مذاکره صلح با فلسطینیان را خیانت به تعلیمات انجیل و خواستههای مسیح میداند و این مطلب را به خوانندگان القا مینماید که مسیح با آغاز هزاره سوم و قبل از سال 2007 میلادی ظهور خواهد کرد و اسرائیل بزرگ را از نیل تا فرات به وجود خواهد آورد. در این کتابها تبلیغ میگردد که برای تعجیل ظهور مسیح، مسیحیان باید کشور بابل را - که عراق کنونی میباشد - نابود کنند و رودخانه فرات باید کاملا خشک گردد. گفتنی است که آنها جنگ آرماگدون را «جنگ فرات» نیز مینامند. پیروان این مکتب اعلام کردهاند که در آزمایشگاه دامپزشکی شهر تگزاس در حال پرورش گوساله ماده با کره سرخ رنگ بدون لکهای هستند تا آن را در معبد بزرگ که در جای مسجد الاقصی و مسجد صخره ساخته خواهد شد قربانی کنند. رهبران دینی صهیونیستی مسیحی تبلیغات گستردهای در این باره انجام دادهاند. در یک نظر سنجی که توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس در سال 1997 میلادی انجام شد، اعلام گردید بیست و پنج درصد جمعیت آمریکا اعتقاد راسخ دارند که با آغاز هزاره سوم جنگ نهایی آرماگدون در محل فلسطین آغاز خواهد شد و این جنگ تا مدت هفت سال ادامه خواهد داشت. در اثر این جنگ دنیا نابود میشود و در پایان این جنگ هفت ساله که آنها آن را مصیبت بزرگ برای کلسیا و مسیحیان میدانند، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته ظهور خواهد کرد و دجال را شکست میدهد و حکومت جهانی خود را با مرکزیت بیتالمقدس تشکیل خواهد داد. به همین مظنور آنها معبد بزرگ را که موجب جنگ آرماگدون میشود «معبد مصیبت بزرگ» مینامند. مطابق اعتقادات صهیونیسم مسیحی، غیر از معتقدان به خواستههای مسیح، تمامی مردم جهان، چه مسیحی و چه غیر مسیحی، به دست دجال کشته خواهند شد. ارتش صهیونیستی در سال 1967 میلادی بخش شرقی بیتالمقدس را تصرف کرد و مسجد الاقصی و مسجد صخره به دست صهیونیستهای یهودی اشغال گردید. بعد از آن، رژیم تلآویو همواره اعلام کرد که بیتالمقدس پایتخت ابدی اسرائیل است. به همین منظور صهیونیستها هفتاد و هشت درصد بخش شرقی بیتالمقدس را تصرف کردهاند و مردم فلسطین حق ندارند در بخش شرقی این شهر خانه سازی کنند و حتی خانههای فلسطینیها در این بخش از شهر مرتب تخریب میگردد و یهودیان در آنجا ساکن میشوند. صهیونیستها زیر محوطه مسجد الاقصی و مسجد صخره را کاملا حفاری کردهاند صهیونیستهای مسیحی و یهودی مقیم فلسطین اشغالی و آمریکا اعلام نمودهاند که آنها سقف و ستونهای معبد بزرگ را آماده کردهاند و میتوانند در کوتاهترین مدت، معبد بزرگ را در جای مسجد الاقصی و مسجد صخره احداث نمایند. آنها نقشه معبد بزرگ را در روی جلد کتابهای که در این موضوع نوشته شده است چاپ کردهاند. رهبران صهیونیست مسیحی و یهودی اعلام کردهاند مطابق تفسیر مکاشفه یوحنا در انجیل، صهیونیسم رسالت الهی دارد و برای تاسیس دولت اسرائیل بزرگ حق دارند علاوه بر سلب مالکیت فلسطین حتی نسل کشی فلسطینیان و اعراب را انجام دهند. خلسه روحانی پروتستانها اعتقاد دارند قبل از آغاز جنگ آرماگدون مسیح خود را مقابل مسیحیان دوباره تولد یافته ظاهر خواهد کرد و آنها با دیدار مسیح خلسه روحانی را تجربه خواهند کرد و از میان صهیونیستهای یهودی که معبد بزرگ را بنا خواهند نمود، صد و چهل و چهار یهودی با زیارت مسیح و خلسه روحانی به مسیح ایمان خواهند آورد و آن گاه همراه مسیحیان دوباره تولد یافته به وسیله یک سفینه از دنیا به بهشت منتقل خواهند شد و از آنجا نظارهگر نابودی جهان به دست دجال خواهند بود. سپس مسیح همراه پیروانش دوباره به زمین بازخواهد گشت و در پایان جنگ آرماگدون دجال شکست خواهد خورد و حکومت یک هزار ساله مسیح آغاز میشود. رهبران دینی پروتستان، مبلغان انجیل را از مسیحی کردن یهودیان منع میکنند، چرا که مطابق اعتقادات آنها باید یهودیان از سراسر جهان به فلسطین مهاجرت نمایند و اسرائیل بزرگ را تشکیل دهند و اقدام به ساخت معبد بزرگ نمایند. بیشتر مطلق یهودیان در جنگ آرماگدون توسط ضد مسیح کشته خواهند شد و تعداد اندکی زنده خواهند ماند که با ظهور حضرت مسیح به وی ایمان خواهند آورد. تروریسم مقدس و مبلغان جنگجوی انجیل مکتب صهیونیسم مسیحی در کشورهای پروتستان مخصوصا در ایالات متحده آمریکا و انگلیس توسط مبلغان انجیل در سطح گسترده ترویج میشود. مبلغان انجیل با عنوان «ایوانجیلیست» معروف هستند و تبلیغ انجیل را در سراسر جهان به عنوان جنگ صلیبی انجام میدهند. تبلیغ کردن انجیل با روحیه جنگهای صلیبی از خصوصیات ممتاز مبلغان انجیل در آمریکا و انگلیس میباشد. آنها در دهه گذشته با دامن زدن به تبلیغات گسترده درباره تفاسیری از پیشگوییهای انجیلی و تبلیغ نابودی حتمی در آغاز هزاره سوم توسط شبکه گسترده تلویزیون و روزنامههای خود وحشت و اضطراب را در میان مردم آمریکا گستردهاند. آنها همچنین با فروش کتاب، نوار ویدیو و وسایل نجات دوران جنگ آرماگدون بازاری یک میلیارد دلاری در آمریکا به وجود آوردند. آنها تفسیر انجیل از سوی سایریس اسکوفیلد را با عنوان «انجیل آخرالزمان» تبلیغ مینمایند. آنها مجموعهای را تحت عنوان دایرة المعارف پیشگوییهای انجیل درباره آخر الزمان در سه جلد در سال 1999 میلادی به چاپ رساندهاند. یکی از دانشمندان مسیحی آمریکا به نام تام ماک آیور در سال 1999 میلادی کتابشناسی توصیفی را درباره سه هزار و پانصد کتاب که در مورد مسائل و حوادث آخرالزمان در جهان غرب به چاپ رسیده است منتشر کرد. در آمریکا هشت حوزه علوم دینی بزرگ متعلق به پروتستانها فعالیت دارند که مسائل مربوط به آغاز جنگ آرماگدون و حوادث آخرالزمان را به دانشجویان علوم دینی آموزش میدهند و این مراکز در آمریکا به مراکز آموزش دینی خواستههای مسیح معروف میباشند. مرکز سینمایی هالیوود نیز در این زمینه نقش خود را ایفا کرده است. این مرکز در سال 1998 میلادی فیلم سینمایی با عنوان آرماگدون را تولید کرد که در این فیلم، ارتش ایالات متحده آمریکا حملات سفینههای هوایی دیگر سیارات را شکست میدهد. در همین سال از سوی هالیوود فیلم سینمایی دیگری با عنوان محاصره ساخته شده که در آن، نیروهای امنیتی سازمان اف. بی. آی در مقابله و پیشگیری از حملات تروریستی اعراب مقیم آمریکا به مراکز حساس شهر نیویورک پیروز میشوند که نمایش این فیلم، با اعتراض شدید مسلمانان مقیم آمریکا رو به رو شد. نویسنده معروف آمریکایی به نام گریس هالسل در دو کتاب معروف خود برنامههای مبلغان جنگجوی انجیل مقیم آمریکا را به خوبی افشا کرده بود. نویسنده در این کتاب با عنوان پیشگویی و سیاست و مبلغان جنگجوی انجیل در بیشتر جنگ هستهای برنامههای مشترک دولتهای آمریکا، انگلستان و اسرائیل با همکاری مبلغان انجیل را برای به وجود آوردن اسرائیل بزرگ تشریح میکند. هالسل که از کارمندان برجسته دفتر ریاست جمهوری آمریکا بود اتحاد محرمانه بین مبلغین انجیل در آمریکا و انگلستان با اسرائیل را آشکار مینماید. تاثیر تبلیغات گسترده دستگاههای ارتباط جمعی آمریکا که کاملا تحت کنترل صهیونیستها میباشند، مردم آمریکا را به زود باورترین مردم جهان تبدیل کرده و حادثه 11 سپتامبر هم کینه و نفرت مردم آمریکا و جهان غرب را به خاطر تبلیغات هدایت شده علیه اعراب و مسلمانان برانگیخته است. صهیونیستها و طرفداران آنها که سالها یک سلسله برنامههای دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را تبلیغ میکردند، با حادثه 11 سپتامبر 2001 بهترین فرصت را به دست آوردند تا برنامههایشان را با سرعت بیشتری به مردم آمریکا و اروپا بقبولانند و در حال حاضر میکوشند برنامههای خود را عملی نمایند. در دوران جنگ سرد، آمریکا اتحاد جماهیر شوروی سابق را امپراتوری شر معرفی میکرد و بعد از جنگ سرد دستگاههای ارتباط جمعی، آمریکا ترس از مسلمانان را تبلیغ کردند و بعد از حادثه 11 سپتامبر این تبلیغات علیه اسلام و مسلمانان جهان در دنیای غرب به اوج خود رسیده است. گروههای مسیحی پیرو اعتقاد خواستههای مسیح در آمریکا صد میلیون پیرو دارند و آنها در هر دو حزب بزرگ آمریکا یعنی جمهوریخواه و دموکرات صاحب نفوذ میباشند و همراه صهیونیستهای یهودی، دولت واشنگتن را کاملا در اختیار دارند. آمریکا و دیگر کشورهای پروتستان در جهان هزار و پانصد فرقه مسیحی حامل این اعتقاد برای جنگ آرماگدون تبلیغات گسترده در سطح جهان انجام میدهند و برای تسریع در ظهور مسیح، کوشش مینمایند تا وضعیتی را پیش آورند که سراسر جهان نابود شود. نویسندگان غربی، این اعتقادات را به عنوان تروریسم، مقدس معرفی میکنند. این گروههای مسلح مسیحی در آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر از سوی اف. بی. آی متهم شدهاند که در پخش سیاه زخم که این اسلحه بیولوژیکی میباشد، در آمریکا نقش داشتهاند. سیاست دولت آمریکا نیز بر نبرد تمدنها استوار است و آنها خود را کدخدای دهکده جهانی اعلام کردهاند و به بهانه مبارزه با تروریسم میکوشند سلطه خود را بر سراسر جهان گسترش دهند، ولی آمریکا در حال فروپاشی از داخل میباشد و ریشه حوادث 11 سپتامبر در داخل خود آمریکا روز به روز قدرتمندتر میشوند و اکنون در واقع، دولت و مردم ایالات متحده آمریکا در دست این گروهها گروگان میباشند. به نظر میرسد دولت واشنگتن در حال حاضر به بیماری جنون و سوء ظن شدید همراه با هذیانی گویی و اختلال در رفتار دچار شده است. آمریکا تنها کشور در جهان است که برای خود اسم ندارد و تعصبهای مذهبی، نژادی و اختلافات تاریخ بین ایالات شمال و جنوب این کشور رو به گسترش است. تبعیضها و ناهنجاریهای اجتماعی در این کشور به اوج خود رسیده است و این ناهنجاریهای اجتماعی برای این کشور عذاب شدید محسوب میشود. در این کشور شصت و پنج درصد ازدواجها قبل از پایان یک سال به طلاق میانجامد و سالیانه در این کشور چهل میلیون سقط جنین انجام میشود. ایالات متحده آمریکا در ارتکاب همجنس بازی، تجاوز به عنف، کودک آزاری، کتک زدن زنها، قتل، دزدی و استعمال مواد مخدر صاحب مقام اول در جهان میباشد. امروز کشور امریکا در عمل به سوی مرگ طبیعی و تدریجی و حتمی خود گام برمیدارد و در آینده نزدیک، جهان فروپاشی ایالات متحده آمریکا را نظاره خواهد کرد. چرا که این یک سنت الهی است و خالق کائنات در طول تاریخ قدرتهای مستکبر را همیشه نابود کرده است. پینوشتها 1-Billy Graham 2- Jerrg Falwell 3- Pat Rodertson 4- Hal lindesy 5- Mike Evans 6- George Carey 7- Christian Zionism 8- جان نلسون داربی (John Nelson Darby) متوفای 1882م. کشیش معروف کلیسای انگلستان در اواخر قرن نوزدهم با تبلیغات خود مکتب جدید صهیونیست مسیحی را در بین پروتستانها بنیاد نهاد. 9- Cyrus Scofild 10- Hal Lindsey 11- Theodore Herzl 12- John Hagee: The Battle For Jerusalem 2001 13- Randall Price: TheComing Last Days Temphe 1991 14- Hal Lindsaey Cliff Ford: Battle For Jerualem Armageddon Books 2001 15- a Billy Graham: Approaching Hoofbeats the For Horsemen of The Apocalypse 389 16- a John R Bisagno: And Then Sall The End Com 2000 b Marion F Kremers: God Intevenes in the Middl East 1990 c George Otis: Liftin g the Veil on Islam and the End Times 1991 17 Tom Mclver: The End of The World: An Annotated Bibliography Of End- Times Res Resources july 1999. بسم الله الرحمن الرحیم اسطوره صهيونيسم مسيحي وانگاره منجي گرايي ( 1) چکیده : مسیحیان صهیونیست را در ساختار قدرت های جهانی به راحتی می توان دید . دست ایشان در دست سیاستمداران زرسالاری است که اندیشه استیلای آنها بر جهان و تدارک نظام شیطانی و استبدادمآبانه شان اینک دیگر بر همه کس هویداست . آشنایی با اندیشه های مسیحیان صهیونیست، موجب درک استراتژی کلان صهیونیسم بین الملل در قبال اسلام و اتحاد اسلامی خواهد شد . باید دانست که جنبش مسیحیان صهیونیسم در تحیل نهائی به مثابه دزدان مفاهیم دینی و شرکای جهانخواران بین المللی، مرزبانان اندیشه های ضد بشری اند که نتیجه آن، جز آشوب و آشوبگری در جهان و قدرت طلبی نه برای هدف مقدس که درست برخلاف هدف مقدس - یا دجال - ظهور می کند . صهیونیزم بین الملل اکنون در همه جای جهان تارهای خویش را تنیده است . توجه به ساختار روابط درونی بزرگترین سرمایه داران یا صاحبان رسانه های بزرگ جهانی و فیلم سازی ها یا لابی های صهیونیزم در جهان همه نشان از این نفوذ ننگین دارد . تاریخ نیز از صهیونیزم، خاطره های تلخی در ذهن خود دارد . گام های آغازین این منفعت سالاری شیطانی، از همان زمانی که فتنه سامری آغاز شد، تولد یافت و در طول تاریخه، چه در زمان ظهور و بعثت حضرت عیسی و چه هنگام بعثت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله، به نقطه های اوج خود رسید . خطاب های قرآنی را بنگرید . رد پای این منفعت سالاری شیطانی را به راحتی می توان درک کرد و اینک در دوران معاصر، که فتنه ها از زمین و آسمان، بر سر انسان باریدن گرفته اند، به سادگی می تواند تارهای فتنه این اندیشه زرسالار را پیدا کرد . بعید نیست که ما در دوران پایانی آخرالزمان زندگی می کنیم و این هم قابل انکار نیست که ممکن است جنین امری صحت نداشته باشد . بشر هرگاه در تنگناهای سخت معیشتی قرار گرفته، بیشتر به یاد منجی افتاده است، زمان حمله مغول در ذهن آن ان که مورد حمله واقع شده بودند، شاید به آخرالزمان بسیار شبیه بود و شاید نسل ما، دوران ما و حیات ما نیز چنان باشد یا نباشد . بسیاری را می شناسیم که بر حسب اعتقادات دینی و باورهای مذهبی در انتظار ظهور منجی اند . آیات و روایات را کنکاش می کنند، از این نشانه به سوی آن نشانه می روند و گاه عمر خود را در این راه سپری می کنند . گاه این مسئله از حیث شدت علاقه دینی و گاه در برخی افراد دیگر به عنوان دستمایه ای برای کلاهبرداری و جلب توجه آنها به خود و مطرح کردن خویش به عنوان شخصیتی برتر و احیانا به دست گرفتن قدرتو در مقیاس بالاتر و سطح پنهانتر، رهبری جهان به سمت و سوی هدفی مشخص است . گویی در وجه منفی این قضیه چنین شخصیت هایی بازیچه های شیطان یا خود شیطان اند و در قامت دجاله هایی که پوستین عبادت به دوش انداختنه اند و بر دوش خلق سواری می گیرند تا اهداف پلید سیاسی و قدرت گرایی مخوف شیطانی خود را عملی کنند . مسیحیان صهیونیست، دقیقا از آن گروهند! . آن ها را در ساختار قدرت های جهانی به راحتی می توان دید . دست ایشان در دست سیاستمداران زرسالاری است که اندیشه استیلای آنها بر جهان و تدارک نظم شیطانی و استبدادمآبانه شان، اینک دیگر بر همه کس هویداست . در چنین فضایی است که درک و شناخت بیشتر از چنین افراد و اندیشه هایی، موجب افزایش آگاهی ما، نسبت به عمق توطئه ها و استراتژی هایی می شود که سعی در تسخیر زمین! دارند . آنها، خود را ناجیانی می دانند که گویی پیامبران عصر جدید و رسولان دوران مدرنند . من در این مقاله، قصد معرفی چند چهره برجسته از مسیحیان صهیونیست و در واقع حامیان اندیشه اسرائیل مقدس را دارم و در نهایت روشن خواهد شد که هدف این افراد از به میان کشیدن چنین اندیشه هایی چیست . نخست باید روشن شود که این افراد در لابی قدرتمند صهیونیزم در ایالات متحده بوده و ارکان سیاسی ایالات متحده بنا به نفوذ فوق العاده سیاسی، اقتصادی و ... آنها قابل تغییر و تبدیل است . در نظر این فراد، بر حسب نوشته خانم گریس هال سل چند تئوری ابتدایی ریشه دوانده است: یهودیان امت برگزیده خدایند . خداوند سرزمین قدس را به امت برگزیده خود، یهودیان داده است . از آنجا که یهودیان امت برگزیده خدایند، به همه کسانی که به یهودیان دعای خیر کنند برکت می دهد و کسانی را که به یهودیان لعن و نفرین کنند، لعنت خواهد کرد . این گزاره ها به سادگی نشان می دهند که در مواجهه اسرائیل و فلسطین در ذهن این افراد بدون هیچ گونه قضاوتی، اعراب نماد دجال یا ضد مسیح اند و هیچ گزینه دیگر وجود نخواهد داشت . یک وجه عقیده این افراد همان نکته هایی است که در بالا ذکر شد، اما وجه دیگر آن، ساختار تعلیمی است که بدیشان داده شده است . آیا این عقیده ممکن نیست که عده ای از تئوریسین ها و استراتژیست های خواهان سلطه بر جهان، بخواهند با درهم آمیزی عقیده ای مذهبی و شالوده تئوری های سیاسی، اذهان افراد جهان را برای اهداف شیطانی خود آماده کنند؟ آیا این ممکن نیست که عده ای بخواهند برای تسلط بر جهان، جهانی که دو جنگ جهانی را گذرانده و مردمانی که در پی منجی اند با پوشیدن لباس منجی و سخن از عدالت بی پایان، خود را به عنوان رسول جدید خدا معرفی کنند که در قرن بیست و یک مامور نجات بشریتند؟ همه چیز به نظر من، به خواست قدرت بر می گردد، قدرتی که زر و زور و سرمایه سالاری را هدف گرفته و استفاده از هر وسیله برای دستیابی بدان را مشروع می داند . سخن درباره این حرکت بسیار است و شاید یکی از مشکلات ارائه چنین بحثی، دشواری در یافتن نقطه آغاز و خط مبدا است . اگر بحث از اندیشه دینی، انتطار و منجی باشد، حرف حقی است، اگر بحث بر سر این است که استراتژی های ابرقدرتی را برای بقای سلطه جهانی خود در کارند بازهم قابل توجه است . نکته در اینجاست که ما باید با گشت و گذار و تحلیل ایده ها و اندیشه هایی که از سال ها پیش، چنان پنهان هم نبودند و با توجه به رخدادها و حوادثی که روی داده اند، بتوانیم حلقه واسطی بیابیم که اثبات می کند همه این تلاش ها، سخن ها، ایده ها، نمای مذهبی و منجی گرفتن ها، سخن از دجال و مسیح گفتن ها، همه برای کسب قدرت و اندیشه استیلای بر جهان است . توجه به تاریخ بشریت به ما نشان می دهد که استفاده از احساسات مذهبی یا استفاده از چنین مفاهیمی در جهت سروری بر انسان ها کم نبوده است . آیا سامری با ساختن گوساله قصد رهبری بنی اسرائیل را نداشت و آیا دیگران و دیگرانی از این دست و فرعونیانی که سودیا سروری داشتند، نگفتند که انا ربکم الاعلی؟ از حیث تحلیل تاریخی هم می توان به چنین داده هایی ست یافت . آنها حتی گاه برای پیشبرد مقاصد و اهداف شیطانی خود که لباس رحمانی پوشیده است، دست به پیشگویی ها و آینده نگری هایی هم می زنند و از قضا با توجه به قدرت و ثروتی که دارند و با آن استراتژی و تئوری که آن را تدارک دیده و جوامع را بدان سو برده اند، بدانهاهم دست می یابند . امروزه، اندیشه مسیحیان صهیونیست در سایت های مختلف اینترنتی وجود دارد . نویسنده، سالها پیش گفتار مفصلی در باب این اندیشه منتشر کرده است و اکنون با تحقیقات و تاملات بیشتر درمی یابد که برخی سخنان اینان صورت تحقق به خود گرفته و گویی بخشی از یک پروسه است . البته نباید تصور کرد که ما در این نوشتار با اشاره به ایالات متحده، از مسئله اصلی یعنی اسرائیل و فلسطین دور افتاده ایم . نقطه اصلی همان اسرائیل است و این همه فتنه از همان جا بر می خیزد . اشاره کردم که در سایت های اینترنتی مختلف این اندیشه ها تبلیغ و ترویج می شوند . وقتی که حدود دو سال پیش در حال بررسی برخی از این سایتها بودم، نکات جالبی را از آنها مورد توجه قرار دادم . در سایت شمارش معکوس معکود صخی فدء خز در جمله های نخستین یک صفحه یک پیشگوئی به چشم می خورد: ما در دوران بسیار مهیجی زندگی می کنیم که به زودی در آن، برخی تغییرات بزرگ جهانی رخ خواهند داد . پرده ها در آخرین نمایش بزرگ زمین به کناری کشیده شده اند . نمایش آغاز شده است و اکنون یارای توقفش نیست . هر کدام از ما که زنده باشد، گرفتار این رویدادهای عظیم خواهد شد . شمارش معکوس تا آرماگدون آغاز شده است ... همه اینها جزئی از تقدیر خداوند است . این پیش گوئی ها، درست در زمانی اوج می گیرند که جمهوری خواهان محافظه کار و پیروان اندیشه مشیت الهی گرایی و در واقع جریان مدافع سرسخت اسرائیل و لابی صهیونیزم در ایالات متحده قدرت را به دست می گیرند و این تعجب برانگیز نیست که یک اندیشه گام به گام در پی آماده کردن اذهان عمومی و در واقع اغفال آنها برای دست یافتن به اهداف جهانی خود برای تسلط بر زمین باشد . جالب است که در فیلم های هالیوود، آمریکا و ارتش آن کشور به عنوان مدافع زمین از حمله ها و خطرات معرفی می شوند و جالب است که کسی توجه نمی کند آمریکا و ارتش آن و در واقع مدافعان صهیونیزم، همان حمله کنندگان به زمینند! این دجالی است که لباس موعود به تن کرده است . به هر حال سخن از پیشگوییهایی بود که در جریان یک پروسه قدرت سالارانه، بخشی از فعالیتهای طرفداران آن را شامل می شد . اکنون در دوران معاصر، پروسه سلطه بر جهان مسیحیان صهیونیست در حال انجام است . افراد به ظاهر مذهبی و پیروان مسیح - پیامبر صلح و عدالت - که اکنون جز زبان زور و قتل و تجاوز چیزی را در نمی یابند . این غاصبان مسند مسیح اکنون به گونه ای حق به جانب سخن می گویند که گویی نبی مرسل یا ملک مقربند! آنها سخن از حمایت مستقیم خدا از پروژه هایشان دارند! و یا للعجب! . به خاطر این که شاهدی مطمئن وارد بحث شود، باید به کتاب تدارک جنگ بزرگ، اشاره کنیم . مرحوم خانم گریس هال سل، نویسنده کتاب، همانطور که از نام کتاب به روشنی بر می آید، در سال 1989 پس از سال ها تحقیق، کتابی را منتشر ساخت که در آن به فاش ساختن اندیشه های شیطانی چنین کشیشان و سیاستمداران مخوفی پرداخت . متاسفانه وی در سال 2000 از دنیا رفت و ما از نحوه مرگ وی اطلاعی نداریم . نویسنده در این کتاب به دنبال آن است که پرده از طرح تسلط ایالات متحده بر جهان با نام مسیح و اسرائیل مقدس و به منظور تسلط بر منابع نفتی و ثروت کشورهای اسلامی و تهاجم جنگی بدانها بردارد . گریس هال سل، به روشنی کتاب را تدارک جنگ بزرگ نام نهاده است . او به استفاده های کشیشان مسیحی صهیونیست از پیشگویی های انبیای اسرائیل اشاره کرده و با توجه به موضوع آرماگدون به عنوان محل جنگ آخرالزمان که از سوی این کشیشان عنوان می شود، یادآور می شود که: آگاه شده از این مسیحیان جنگجوی زورمند، که یک جنگ هسته ای محتوم و ناگزیر را تبلیغ می کنند، باید خود به منزله آماجی برای مردان و زنان صلح جو در آید . چون روشن می سازد وظیفه ای که در برابر ما قرار دارد، وظیفه آسانی نیست، برای اینکه که در این باره ساکت ننشینند، لازم است با بلند کردن صدای خود، علیه اتحاد میان دولت اسرائیل و مسیحیان جنگجوی دست راستی ایالات متحده به بهترین و مؤثرترین صورت، از یک هارمجدون هسته ای جلوگیری کنند . او در بخش پایانی کتاب خود، با اشاره به ساختار اندیشه های قدرت طلبانه و تشریح عصبیت و خشونت موجود در اندیشه های مسیحیان صهیونیست و کلام غیر منطقی و غیر منطبق بر اندیشه های ایشان می گوید: «من به دنبال این بودم که همه برای ما درباره موعظم مسیح سخن بگویند، نیز منتظر آن بوده ام که شیوه و کردار مسیح را هم به ما یادآوری کنند; که هرگز بر پایه قدرت نظامی استوار نبود . روش مسیح این نبود که جان و مال مردم را نابود کند و به دنبال یک قلمرو پادشاهی دنیوی و زمینی باشد، بلکه او آمد تا زندگی و حیات را به پیش برد و افزون تر سازد . او با پیام صلح آمد . او به ما آموخت: با صلح است که می توانیم حیات داشته باشیم » . |
|||
|
|
۱۹:۲۳, ۷/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم اسطوره صهيونيسم مسيحي و انگاره منجي گرايي (2) نويسنده: محسن قنبري آلانق صهيونيسم مسيحي در امريکا مطالعه صهيونيسم مسيحي در ايالات متحده امريکا، ويژگي خاص اين جنبش اسطوره اي يعني معطوف بودن و منعطف بودن از قدرت را به خوبي تبيين مي کند. نکته مهم اين است که جمعيت يهوديان در کشورهاي مسيحي، به ويژه امريکا علي رغم اندک بودنشان، به لحاظ کارکردي و نفوذ در دواير دولتي تأثيرگذار، اکثريت به شمار مي آيند. تا آن جا که ديويد لوچينز(60) معاون اتحاديه ارتدوکس جامعه يهوديان امريکا، مي گويد : يهوديان در امريکا ديگر اقليت نبوده بلکه بخشي از اکثريت هستند و اکنون د رجامعه امريکا پذيرفته شده و توانايي دست يابي و پيشرفت دارند.(61) يهوديان از کجا به اين موقعيت اجتماعي به مثابه يک گروه اقليت فشار در جوامع مسيحي رسيده اند وتوانسته اند بر امورات آن کشورها فائق آيند؟ رضا هلال در کتاب هاي خود به نام مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي امريکا ومسيح يهودي و فرجام جهان (1383 شمسي) به تفصيل زمينه شکل گيري واهداف و برنامه هاي جنبش مسيحيت صهيونيست را به طور خاص در غرب، به ويژه ايالات متحده بررسي کرده است. وي در آثار خود، بعد ديني ومذهبي اين جنبش را برجسته نموده وادعا کرده که دو تحليل «حمايت استراتژيک غرب ا ز اسرائيل» که روشن فکران عرب مطرح کرده اند و «تأثير لابي يهودي» در تصميم گيري ها وحمايت از يهود که عقيده عموم اعراب است، ساده لوحانه و کوته بينانه بوده و اين پيوند بيش از اين که سياسي باشد، خاستگاهي فرهنگي دارد که دردين آنها نهفته است. براي اين که جامع نبودن استدلال هلال را ثابت کنيم، به نحوه تعامل کشورهاي بزرگ با صهيونيسم مي پردازيم. امروزه انگليس ازهواداران صهيونيسم مسيحي به شمار مي آيد، درحالي که پيش تر، با يهود مبارزه مي کرده ويهوديان را در تنگنا قرار مي داده است. محدوديت هاي انگليس در سال 1939 ميلادي و در دوران نخست وزيري ارنست بون به اوج خود رسيده بود. تلقي يهوديان از اين عمل انگليس، طردشدن يهود ازاين کشور و روي آوردن به اعراب بود که اين تلقي سبب گرايش آنها به امريکا گرديد. آلمان کشور ديگري است که مهد پروتستانتيزم بوده وباصهيونيسم مسيحي کاملاً هم گرايي فرهنگي دارد. باوجود اين، بدترين فاجعه تاريخي بر ضد يهود به تعبير خودشان، درکشور آلمان رخ اده است. کشور روسيه که از مهم ترين مراکز ارتدوکس جهان به شمار مي آيد وبيشترين تلاش را براي استقرار دولت اسرائيل نموده، به اندازه امريکا با صهيونيسم مسيحي تعامل ندارد. همکاري روسيه با اسرائيل به حدي بود که «برخي امريکا و روسيه را به مثابه والدني اسرائيل دانسته اند. به اين صورت که امريکا به عنوان پدر ، پول در اختيار اين فرزند قرار مي هد و روسيه به عنوان مادر، فرزندان خود را به اين کشور تازه تأسيس گسيل مي دارد(62)». از شواهد تاريخي فوق چنين استفاده مي شود که اگر عامل تنگاتنگ شدن روابط امريکا واسرائيل، تنها علقه هاي مذهبي و فرهنگي باشد، پس بايد درکشورهاي ديگر نظير آلمان، انگليس وروسيه نيز چنين روابطي به چشم آيد. به باور ما هم گرايي صهيونيستي- امريکايي علاوه برعامل مذهب، نوعي هم گرايي استراتژيک و سياسي است که به مدد آن منافع مشترک دو کشور برآورده مي شود. صهيونيسم مسيحي براي کسب قدرت بيشتر، امريکا را به عنوان ابرقدرت بلامنازع جهان، به تسخير فکري و سياسي خويش درآورده واهداف خويش را از طريق هژموني امريکايي در خاورميانه باز مي يابد. شايد مقاله سيد علي طباطبايي(63) تحت عنوان «خاستگاه هاي قدرت يهوديان امريکا» علت برفرازنشستن يهوديان امريکا و زواياي مختلف اين هم گرايي را به خوبي تبيين نمايد.(64) وي چهار خاستگاه را علت به قدرت رسيدن يهوديان امريکا برمي شمرد: الف) ويژگي هاي دروني قوم يهود ويژگي اول به خود يهوديان برمي گردد. يهوديان با توجه به گذشته سرشار از درد و رنج خويش و احساس هميشگي اقليت بودن در کشورها و نيز گذار از دوران مهاجرت ها وتحقير کردن و آزارهاي مسيحيان، روحيه اي سخت و انعطاف ناپذير يافته اند که سبب پيدايش انسجام، سازمان دهي سريع، برخورداري از سطح نخبگي بالا و دانش فراوان براي رهايي از وضعيت انفعالي به وضعيت فعال گشته است. يهوديان همواره براي متحد ساختن قوم يهود، موضوعاتي هم چون آوارگي و پراکندگي يهوديان، سامي ستيزي و کوره هاي يهودي سوزي را علم کرده ودرباره اين موضوعات تبليغاتي مي کنند. قدرت سازمان دهي بالا از ويژگي هاي برجسته يهوديان است که محصول تلاش لابي هاي يهودي وصهيونيستي در کشورها است. برا ي مثال، آمار در ايالات متحده امريکا نشان مي دهد حدود نود درصد از يهوديان در انتخابات شرکت مي کنند، در حالي که متوسط حضورامريکاييان در انتخابات بين چهل تا پنجاه درصد است. پناهندگي ومهاجرت دانش مندان بزرگ يهودي چون آلبرت اينشتين،(65) اوتواشترن،(66) اريک فروم،(67) اريک اريکسون،(68) هانا آرنت،(69) هربرت مارکوزه،(70) پاول لازارفلد (71) و هلن دوچ (72) به امريکا باعث شد که از دهه شصت به بعد، يهوديان تأثير شگرفي در اقتصاد، فرهنگ و سياست امريکا داشته باشند. درحالي که حدود 2/5 درصد جامعه امريکا يهود ياند، نيمي از ميلياردرهاي امريکا ويازده درصد نخبگان جامعه امريکا يهودي هستند. ب) لابي گري يهوديان گروه هاي داراي منفعت يا فشار درکشورها بيشترين نفوذ و تأثير را در نهادهاي قدرت دارند وبه صورت غيرمستقيم، سياست هاي خرد وحتي کلان دولت رابه علاقه خود تغيير مي دهند. لابي هاي يهودي و صهيونيستي از پرنفوذترين گروه هايي هستند که مهم ترين مراکز تصميم گيري کشورهاي اروپايي و به طور مشخص امريکا را به انحصار خود درآورده اند وسياست هاي مالي، نظامي وسياسي آن کشورها را به نفع اسرائيل عوض مي نمايند، آيپک (AIPEC)(73) از مهم ترين لابي هاي يهودي در واشنگتن است. اين کميته ساليانه اقدامات زير را انجام مي دهد: 1- نظارت بر دوهزار ساعت جلسات کنگره؛ 2- برگزاري بيش از هزار ملاقات با دفترهاي کنگره؛ 3- صدها ملاقات بانامزدهاي انتخاباتي ديگر؛ 4- همکاري با پنجاه کميته وزيرکميته در کنگره وصد اداره و آژانس فدرال. اهدافي که آيپک در پي تحقق آن تلاش مي کند: 1- حفظ امنيت اسرائيل با گسترش همکاري استراتژيک امريکا - اسرائيل و رويارويي با تهديدات فعلي وآينده منافع امريکا و اسرائيل؛ 2- تضمين همکاري امريکا واسرائيل، براي تحقق صلح ميان اسرائيل، فلسطيني ها واعراب؛ 3- تغيير سياست امريکا براي به رسميت شناختن بيت المقدس وپايتخت شدن آن شهر تقسيم ناپذير براي اسرائيل؛ 4-ادامه کمک هاي ايالات متحده به اسرائيل و تضمين آينده اقتصادي اسرائيل با گسترش روابط تجاري ، سرمايه گذاري و تحقيق وتوسعه ميان امريکا و اسرائيل.(74) ج) رسانه ها رسانه ها همواره به ويژه با تولد فن آوري اطلاعات (IT)و دسترسي آسان به داده هاي دل خواه از طريق شبکه گسترده جهاني اينترنت تأثيري بس شگرف در «جامعه شبکه اي»(75) و «دهکده جهاني»(76) دارند. کتاب فرهنگ وسياست در عصر اطلاعات(77) گردآورده فرانک وبستر، از نوعي سياست و فرهنگ جديد سخن مي گويد که محصول رسانه هاي ارتباطي واطلاعاتي است. اين کتاب به شکل گيري طرز تلقي ونگاه مردم به زندگي ويافتن هويت جديد توسط اينترنت اشاره مي کند وچگونگي هم انديشي جهاني را در سايه سار شبکه جهاني اينترنت ترسيم مي کند. با توجه به اين که رسانه اهميت فراوان دارند و به همه شئون زندگي بشر جهت مي دهند و چگونه زندگي کردن، انديشيدن وسياست ورزيدن را به انسان مي آموزند، کساني که بر اريکه قدرت رسانه ها تکيه مي زنند، در رسيدن به آمال سياسي وفرهنگي خويش شانس بيشتري دارند. لذا يهوديان به اهميت رسانه ها پي برده اند و همه رسانه هاي پرقدرت جهان، اعم از ديجيتال وغيرديجيتال را دردست خود گرفته اند. وحدت يهودي مسيحي در امريکا ونقوذ يهود بر رسانه ها نسبت به جمعيت اندکشان در امريکا، نخبگي آنان را نشان مي دهد. «براساس آمارهاي موجود، با آن که حدود پنج درصد نيروي کاري مطبوعاتي امريکا يهوديان هستند، بيش ا ز25 درصد نويسندگان، دبيران، سرمقاله نويسان و توليدکنندگان مطبوعات اصلي ونخبگان امريکا يهودي هستند.»(78) شبکه هاي ABC,CBS,CNN و NBC همگي در اختيار امريکا قرار دارند. يک از ابرموسسات يهودي در بخش چند رسانه اي که به کليت جامعه امريکا شکل مي دهد، موسسه نيوهاوس(79) است. اين ابرموسسه، 31 روزنامه، دوازده، ايستگاه محلي ،87 سيستم تلويزيون کابلي، هفته نامه پارايد(80) با 22 ميليون شمارگان در هفته، دوازده مجله مهم شامل نيويورکر،(81) مادمازل،(82) گلامور (83) وديگر رسانه ها را در مالکيت خويش دارد. ساموئل نيوهاوس (84) مهاجر يهودي -روسي اين امپراتوري رسانه اي را تأسيس کرد.(85) د): حضور در قواي مقننه و مجريه امريکا مشارکت فعال جامعه يهودي امريکا در انتخابات کنگره و رياست جمهوري وتأثير فزاينده لابي هاي يهودي بر نتيجه انتخابات، آنها را در کليه ادارات حکومتي داراي نفوذ کرده است. همين امر سبب شده که هيچ نامزد رياست جمهوري بدون جلب رضايت يهود نتواند به پيروزي برسد. همه اين خاستگاه ها اهميت فراواني دارد وبخشي از زواياي هم گرايي صهيونيسم مسيحي در امريکا را نشان مي دهد. درجمع بندي کلي مي توان گفت که همه عوامل فرهنگي وسياسي، در روند اين هم گرايي دخيل هستند وغفلت از هرکدام، ما را در فهم دقيق رابطه امريکا و اسرائيل دچار مشکل خواهد نمود. امروزه نفوذ اسرائيل د رامريکا باعث ايجاد طرح هايي به نفع اسرائيل در منطقه شده است، مانند طرح امريکايي خاورميانه بزرگ که در زمينه تحقق سرزمين موعود از نيل تا فرات قرار دارد. امريکا به طور ناخودآگاه در دستان لابي هاي صهيونيستي اسير گشته و آنها عقايد جنبش صهيونيسم مسيحي را به مقامات اين کشور ديکته مي کنند. هال ليندسي در کتاب خود، در پيش گويي هاي انجيل، جاي امريکا کجاست؟ که از پرفروش ترين کتاب هاي سال 2001 ميلادي امريکا بود، نقش ايالات متحده را درجنگ جهاني آرماگدون بررسي نموده است. نويسنده اثبات مي کند که دولت امريکا جنگ نهايي مقدس را رهبري خواهد کرد ومخالفان مسيح در سراسر جهان را که قبل از آغاز اين جنگ باعث ايجاد ترس وو وحشت در جهان شده اند، شکست خواهد داد ودولت انگليس دراين جنگ مقدس، همکار امريکا خواهد بود. حتي دولت امريکا در اوج زمان جنگ سرد بر ضد شوروي سابق، موشک هاي هسته اي قاره پيماي خود را «شمشيرهاي جنگ مقدس» ناميده است.(86) مسيحيان صهيونيست فرقه پروتستان در امريکا و انگليس، اعتقاد دارند که مسيح در امور خاورميانه همواره به سود دولت اسرائيل مداخله کرده واعلام مي دارند که خواست دولت اسرائيل بزرگ ازرود نيل تا فرات، خواست مسيح محسوب مي شود که به زودي عملي خواهد شد وامروز صهيونيسم مسيحي از راه حکومت صهيونيستي امريکا خود را به فرات رسانده است. صهيونيست هاي يهودي نيز مطابق اعتقاد به تلمود، مجموعه قوانين ديني خود، به مکتب «خواسته هاي خدا» اعتقاد دارندوطبق اين اعتقاد، آنها برنامه اي اجرا مي کنند که به کمک دولت هاي امريکا، انگليس وديگر کشورهاي غربي بتوانند دومسجد مقدس اقصي و صخره را در بيت المقدس تخريب کنند وکشور اسرائيل بزرگ از نيل تا فرات را با نابودي کامل کشورهاي اسلامي به وجود آورند. به همين منظور، ميان صهيونيست هاي يهودي وصهيونيست هاي مسيحي از فرقه پروتستان ها، اتحاد وهم آهنگي کاملي وجود دارد ومسيحيان پيرو اعتقاد «خواسته هاي خدا»همواره اظهار مي دارند هرعمل دولت اسرائيل، در حقيقت طراحي مسيح بوده است ومسيحيان سراسر جهان بايد از آن حمايت کنند.(87) اسرائيل همواره به دليل داشتن حکومت نامشروع در فلسطين، از سوي اعراب وعموم مسلمانان احساس خطر کرده وبراي بقاي خود د ر سرير قدرت، اتحاد با رفقاي بين المللي قدرتمند خويش هم چون امريکا را برگزيده است. وجود ترس هميشگي از حمله مسلمانان ونابودي، اسرائيل را به حالت «امنيتي» درآورده؛ واژه امنيت از مهم ترين دل مشغولي هاي اسرائيل به شمار مي رود. امروزه براي رژيم اشغال گرقدس چند فرض اساسي امنيتي وجود دارد که عبارتنداز: 1- تهديد براي اسرائيل، تهديد وجود است. براين اساس، خطرهايي که اسرائيل را تهديد مي کند، متوجه اصل وجود و بقاي اين دولت است؛ 2-اسرائيل محدوديت هاي گسترده اي دارد؛ محدوديت سرزميني، جمعيتي و اقتصاد کوچک و تحريم شده توسط کشورهاي منطقه وجهان، اين رژيم را جزيره اي کوچک درميان مجموعه گسترده وپهناور کشورهاي مسلمان وعرب و در محاصره آنها ساخته است؛ 3- مفهوم امنيت در اسرائيل از ديگر مفاهيم مستثناست. اين فرض ها باعث شکل گيري چند اصل در اسرائيل شده که از مسلمات يهوديان به شمار مي آيد و براي ايشان جنبه حياتي دارد: 1- ايجاد استراتژي امنيت ملي که برهمه چيز سايه افکنده است؛ 2-ايجاد ملتي مسلح، به طوري که همه مردم سربازاني پنداشته مي شوند که سالي يازده ماه درمرخصي به سر مي برند؛ 3-اصل خوداتکايي؛ آثار رواني وفرهنگي تاريخ يهوديان وانزواي آنها دراروپا به نوعي خوداتکايي بدبينانه انجاميده است؛ 4- باوجود روحيه بالا؛ ضرورت يافتن يک هوادار بزرگ خارجي هيچ گاه از نظر صهيونيست ها دور نمانده است. (88) ا زعمده ترين وموثرترين سازمان هاي صهيونيست مسيحي که به برآوردن نيازهاي امنيتي اسرائيل اقدام وتلاش عمده خود را در استمرار بقاي دولت اسرائيل در منطقه مصروف مي کند وامروزه در سرتاسر اروپا وامريکا فعال هستند، عبارتند از: سفارت بين الملي مسيحي در اورشليم (89)(ICEJ)، وزارت خانه کليسا درميان مردم يهودي که معروف است به تراست اسرائيلي کليساي انگليس در اسرائيل (CMJ) يا (90)(ITAC)، دوستان مسيحي اسرائيل(91) (CFI)، ميانجي گران مربوط به بريتانيا(92) (IFB)، دوستان نيايش مسيحيت براي اسرائيل(93) (PFI)، پل هاي صلح(94) (BFP)، دوستان امريکايي در انتظار مسيح(95) (AMF)، اتحاديه يهودي در انتظار مسيح امريکا(96) (MJAA)، يهوديان طرف دار عيسي(97) (JFJ) و خواهران پروتستاني مريم مقدس و شوراي مسيحيان و يهوديان(98) (CCJ). اين سازمان ها در رتبه بندي هاي متنوع و به ادله مختلف وگاه متناقض، بخشي از ائتلاف بزرگي هستند که امروزه محتواي دستور جلسه صهيونيست مسيحي را شکل مي دهند. لوئيس هامادا، در پي يافتن هم گرايي بين يهوديت وصهيونيسم مسيحي است. به اعتقاد وي، واژه صهيونيسم به جنبش سياسي يهودي اشاره دارد که به دنبال تأسيس سرزمين ملي در فلسطين براي يهودياني است که پراکنده شده اند. از سوي ديگر، صهيونيست مسيحي کسي است که علاقه دارد خداوند را در تحقق پيش گويي هايش به وسيله اسرائيل سياسي وخارجي استعانت نمايد به جاي اين که به وسيله بدن مسيح، طرح خداوند را که دراناجيل چهارگانه آمده، مدد کند.(99) در يک جمع بندي کلي، مي توان باورهاي جنبش صهيونيسم مسيحي را به انگاره کليدي منجي گرايي معطوف دانست. منجي گرايي واژه اي است که به اعمال اسرائيل وحمايت قدرت هاي بزرگ ازآن، مشروعيت مي بخشد. همه فعاليت هاي صهيونيست هاي مسيحي اعم از ترور مبارزان فلسطيني، ريختن بمب هاي ده تني بر سر مردم بي دفاع افغانستان و کشتار شيعيان عراق توسط امريکا، برا ي بستر سازي جنگ جهاني آرماگدون است که آن هم مقدمه ظهور منجي، حضرت مسيح (علیه السلام) خواهد بود. امروزه امريکا، اشغال عراق را براي خود رسالتي الهي تلقي کرده و آزاد سازي جهان از تروريسم واستبداد ونهايتاً برقراري دموکراسي را اموري مقدس مي داند که ظهور منجي را تسهيل مي نمايد. مسابقه تسليحاتي نيز روند نزديک شدن دولت ها به برافروختن آتش جنگ جهاني سوم و آرماگدون را امري شايسته مي انگارد. جري فالول وبيلي گراهام، مبلغان برجسته صهيونيسم مسيحي، به نزديک شدن ظهور مسيح اذعان دارند و معتقدند که نسل کنوني آخرين نسلي خواهد بود که قبل از ظهور مسيح در اين جهان زندگي خواهد کرد. فالول مي گويد: آرماگدون يک واقعيت است، اما شکر خدا اين پايان روزگار امتهاي غيريهودي ومسيحي محسوب مي شود؛ زيرا پس از آن، صحنه براي سلطنت پادشاه ما، خداوندگار، عيسي مسيح، درنهايت افتخار و قدرت آماده مي شود. تقريباً تمام تعليم دهندگان کتاب مقدس که من مي شناسم، بازگشت بسياري نزديک مسيح را پيش بيني مي کنند ومن شخصاً ايمان دارم که بخشي از آن آخرين نسل هستيم؛ آن آخرين نسلي که تا سلطان ما مسيح نيايد، نخواهد مرد. از سوي ديگر، توجه به اين مسئله جالب است که چگونه امکان دارد داعيه داران يک حکومت سکولار، مدعي زمينه سازي براي ظهور مردي شوند که نه يک سکولار بلکه پيامبر الهي به شمار مي آيد و آن چه عملي خواهد نمود، حکم الهي است. به واقع، هيچ وجه تشابهي بين منتظران مسيح با خود مسيح وجود ندارد. مسيحي که پيامبر صلح ورحمت است، چگونه مي تواند اعمال خشن وسرشار از بي رحمي امريکا وسرائيل را تأييد نمايد. دراين جا نگاهي نيز به متون اسلامي خواهيم داشت تا چشم انداز يهود را در آخرالزمان از ديدگاه آيات و روايات اسلامي از نظر بگذرانيم. تلاش ما اين است تا به سه مولفه يهود در آخرالزمان، جنگ جهاني در آستانه ظهور و بازگشت عيسي هم زمان با ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بپردازيم. چشم انداز يهود در متون اسلامي بررسي اجمالي مباحث تاريخي قرآن و روايات وپيش گويي هايي آنها از آخرالزمان که با منجي گرايي مسيحي - يهودي پيوند مي خورد، به عمق فهم ما درمورد جنبش صهيونيسم مسيحي و آينده يهود خواهد افزود. نگاهي به آيات نخست سوره اسراء که به سرگذشت يهود اشاره دارد ما را به جمع بندي کلي سوق مي دهد که نکات ذيل را دربردارد: نکته اول: يهوديان در طول تاريخ تا فرارسيدن هنگامه مجازات، در جامعه فساد مي نمايند و خداوند دراين زمان، افرادي را از ناحيه خود برمي انگيزد که برآنان چيره خواهند شد. سپس خداوند بنابرمصلحت، يهوديان رابرآنان پيروز گردانيده به ايشان اموال واولاد عطا مي کند و به طور فزاينده اي، طرفدارانشان را در جهان وسعت مي بخشد. اما يهود از اين اموال وياران بهره برداري صحيح نمي کنند و براي بار دوم در روي زمين فساد مي نمايند. اين بار علاوه بر فساد، گرفتار خوي تکبر وبرتري طلبي مي شوند و خود را برتر از ديگران مي پندارند. زماني که وقت کيفرشان فرا مي رسد، خداوند بار ديگر آن قوم را برآنان چيره ساخته، کيفري سخت تر از مرحله قبل برآنان وارد مي کند. نکته دوم: قومي را که خداوند بار دوم بر ضد آنان بر مي انگيزد، به آساني برآنان چيره گشته، به جست وجوي خانه به خانه مي پردازند. آن گاه داخل مسجد اقصي شده، نيروهاي نظامي آنان را متلاشي مي کنند. سپس خداوند بار دوم آنها را مي فرستد وبرخلاف غلبه يهوديان بر آنها و زيادي ياران و هوادارانشان، ضربات شديدتري را در سه نوبت برآنها وارد مي سازند. مفسران درباره اين موضع که آيا دو نوع فسادي که يکي همراه با برتري طلبي است، پايان يافته و دو کيفر وعده داده شده برآنان واقع گشته يا درآينده رخ خواهد داد، نظر يک ساني ندارند. ره يافتي که به مدد روايات آن را قوي تر تلقي مي کنيم، اين است که اولين کيفردر برابر نخستين فساد، در صدر اسلام به دست مسلمانان انجام پذيرفته وآن گاه که مسلمانان از اسلام فاصله گرفتند، خداوند يهوديان را بر آنان چيره ساخت. دراين مرحله نيز بار دوم، يهوديان درزمين فساد وطغيان کردند و هرگاه که مسلمانان دوباره به اسلام روي آوردند زمان کيفر دوم فرا رسيده، به دست مسلمانان انجام خواهد شد. رواياتي که ره يافت فوق را تأييد مي کند، برغلبه حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ياران وي از اهل قم دلالت دارد که بار دوم بر يهود فائق مي آيند. در تفسير عياشي از امام باقر (علیه السلام) روايت شده که حضرت بعداز قرائت آيه شريفه (بعثنا عليکم عبادا لنا اولي باس شديد(100) فرمود: مراد از اين آيه حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ياران اوست که نيرومند وداراي صلابت مي باشند.(101) هم چنين در تفسير نورالثقلين، به نقل از روضه کافي از امام صادق (علیه السلام) روايتي نقل شده که آن حضرت در تفسير آيه شريف فوق فرمود: خداوند قبل از خروج حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قومي رابرانگيزد که دشمني از دشمنان آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را رها ننموده، مگر اين که او را به هلاکت مي رسانند.(102) از آن حضرت سوال کردند: «آنها چه کساني هستند؟» امام سه بار فرمود: آنان به خدا سوگند اهل قم اند؛ آنان به خدا سوگند اهل قم اند؛ آنان به خدا سوگند اهل قم اند.(103) بنابر روايات فوق، کيفر دوباره يهود پس از برتري آنها به دست مسلمان در زمان ظهور خواهد بود. امروزه بنا بر وعده خداوند، يهود در عرصه بين المللي با اتکا بر قدرت هايي چون امريکا و انگليس برتري دارد که طبق آن وعده، دومين کيفر فراخواهد رسيد و آنان را نابود خواهد ساخت. وعده خداوند به تسلط بر يهوديان در قرآن کريم چنين آمده است: (واذ تاذن ربک ليبعثن عليهم الي يوم القيامه من يسومهم سوء العذاب ان ربک لسريع العقاب وانه لغفور رحيم* و قطعناهم في الارض امما منهم الصالحون و منهم دون ذلک و بلوناهم بالحسنات والسيئات لعلهم يرجعون.)؛(104) و [ياد کن] هنگامي را که پروردگات اعلام داشت که تا روز قيامت برآنان [يهوديان] کساني را خواهد گماشت که بديشان عذاب سخت بچشاند. آري، پروردگار تو زود کيفر است و همو آمرزنده و بسيار مهربان است؛ و آنان را در زمين به صورت گروه هايي پراکنده ساختيم: برخي از آنان درست کارند و برخي از آنان جز اينند. و آنها را به خوشي ها وناخوشي ها آزموديم، باشد که ايشان باز گردند. براساس آيات شريفه، خداوند به زودي کسي را بر يهوديان مسلط مي گرداند که تا روز رستاخيز آنان را مجازات وشکنجه دهد. قرآن، پراکندگي يهوديان را نوعي مجازات براي آنها معرفي مي کند. اين وعده الهي درباره کيفر يهوديان، در تمام دوران هاي تاريخي آنان به استثناي دوران حکومت پيامبراني چون موسي و يوشع و داوود و سليمان (علیه السلام) مشاهده مي شود؛ خداوند اقوام مختلفي را برآنها مسلط گردانيده که آنان را شکنجه و مجازاتي دردناک نموده اند. حس هميشگي اقليت بودن در کشورهاي مختلف، بدترين شکنجه روحي براي يهوديان در طول تاريخ بوده است. اين که يهوديان درهيچ برهه اي مجاز به تشکيل حکومت يهودي نبوده ومجبور بوده اند به لحاظ سياسي، اقتصادي و فرهنگي تسليم حکومتي گردند که خداوند بر آنان مسلط ساخته، از مصاديق درد و رنج يهوديان به شمار مي آيد. آيات ديگري در قرآن از فرو نشستن فتنه يهوديان در آخر الزمان حکايت مي کند، از جمله: (وليزيدن کثيراً منهم ما انزل اليک من ربک طغيانا وکفرا والقينا بينهم العداوه البغضاء الي يوم القيامه کلما اوقدوا ناراً للحرب اطفاها الله ويسعون في الارض فساداً والله لايحب المفسدين)؛(105) وقطعاً آن چه از جانب پروردگارت به سوي تو فرود آمده، برطغيان و کفر بسياري از ايشان خواهد افزود و تا روزقيامت ميانشان دشمني و کينه افکنديم. هربار که آتشي براي پيکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت. و در زمين براي فساد مي کوشند. و خدا مفسدان را دوست نمي دارد. اين آيه همان وعده الهي است که خداوند به مستضعفان و مسلمانان جهان بشارت داده است. خدواند، آتش جنگ هايي که يهوديان برمي افروزند- خواه مستقيماً خود آنان جنگ افروزي نمايند ويا اين که ديگران را به اين عمل تحريک کنند- خاموش خواهد کرد. پيشينه يهوديان، حاکي از آن است که آنها همواره درپي جنگ افروزي بوده اند، اما وعده خاوند درباره شکست يهود تحقق يافته ومکر وحيله آنان باطل شده است. شايد بزرگ ترين آتش جنگي که آنان برضد مسلمانان وجهانيان برافروخته اند، حمله امريکا به افغانستان وعراق باشد که همه اينها براي عملي شدن طرح خاورميانه بزرگ از نيل تا فرات است که اسرائيل بخشي از خاک خاورميانه بزرگ به حساب مي آيد. طبق وعده الهي مسلمان در انتظار نابودي کامل يهود به دست ياران مهدي آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستند. گردآمدن يهوديان در فلسطين قبل از جنگ نابود کننده نهايي، از ديگر پيش گويي هايي به شمار مي آيد که در کتاب وسنت بدان اشاره شده است: (وقلنا من بعده لبني اسرائيل اسکنوا الارض فاذا جاء وعد الاخره جئنابکم لفيفا)؛(106) و پس از او به فرزندان اسرائيل گفتم: «دراين سرزمين ساکن شويد، پس چون وعده آخرت فرا رسد، شما را همه باهم محشور مي کنيم.» روايات ذيل را به مثابه تفسير آيه فوق ذکر مي کنيم تا با جزئيات بيشتري از سکني گزيدن يهود آشنا شويم. پيامبر در حديثي مي فرمايد: آيا شنيده ايد نام شهري را که بخشي از آن درون درياست؟ (عرض کردند: آري.) فرمود: قيامت به پا نمي شود مگر آن که هفتاد هزارتن از فرزندان اسحاق به شهر يورش مي برند.(107) اميرالمومنين نيز دراين مورد مي فرمايد: در مصر منبري بنا نموده، دمشق را قطعاً تخريب خواهم کرد ويهوديان را از شهرهاي عربي بيرون مي رانم وبا همين چوب اعراب را خواهم راند. رواي اين حديث (عبايه اسدي) پرسيد: اي امير مومنان، شما به گونه اي خبر مي دهيد که به يقين پس از مردن زنده خواهيد شد؟ فرمود: اي عبايه، روشي غير روش ما صحبت کردي. مردي از تبار من ( حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اين کارها را انجام مي دهد.(108) اميرالمومنين در روايت ديگري «کشف معبد» را در شمار نشانه هاي ظهور بيان مي کند که ظاهراً همان معبد سلميان (علیه السلام) است. صهيونيست هاي مسيحي نيز آن را يکي از پيش زمينه هاي ظهور حضرت مسيح (علیه السلام) مي دانند. ظهور آن حضرت نشانه ها وعلاماتي دارد: نخست محاصره کوفه با کمين کردن وپرتاب سنگ، وايجاد شکاف و رخنه در زواياي کوچه هاي شهر، تعطيلي مساجد به مدت چهل شب، کشف معبد وبه اهتزاز درآمدن پرچم هايي گرداگرد مسجد بزرگ (مسجد الحرام)؛ کشنده وکشته شده هر دو در آتش اند.(109) روايات درباره بيرون آوردن تورات اصلي از غار انطاکيه، توسط حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واستدلال آن حضرت بر يهوديان به وسيله آن، نيز از جمله همين روايات است. از پيامبر اسلام روايت شده که درباره حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمود: تورات و انجيل را از سرزميني که انطاکيه ناميده مي شود بيرون مي آورد.(110) صندوق مقدس را از غاري درانطاکيه وبخش هاي تورات را از کوهي در شام بيرون مي آورد و با آن کتاب، با يهوديان به استدلال مي پردازد که سرانجام بسياري از آنها اسلام مي آورند.(111) صندوق مقدس از درياچه طبريه به دست وي آشکار مي شود وآنرا آورده، در پيش گاه او در بيت المقدس قرار مي دهند و چون يهوديان آن را مشاهده مي نمايند، به جز اندکي بقيه آنان ايمان مي آورند.(112) درباره تابوت سکينه (صندوق مقدس) در قرآن کريم نيز آمده است: و پيامبرشان بديشان گفت: در حقيقت، نشانه پادشاهي او اين است که صندوق [عهد] که درآن آرامش خاطري از جانب خدا پروردگارتان وبازمانده اي از آن چه خاندان موسي وخاندان هارون [درآن] برجاي نهاده اند- در حالي که فرشتگان آن را حمل مي کنند - به سوي شما خواهد آمد. مسلماً اگر مومن باشيد، برتي شما دراين [روي داد] نشانه اي است.»(113) در تفسير آيه فوق آمده است که اين صندوق مقدس که ميراث پيامبران (علیه السلام) را دربرداشت، نشانه اي براي بني اسرائيل بود تا شايسته فرمان روايي را بشناسند. از اين رو، فرشتگان آن را آوردند و از ميان جمعيت بني اسرائيل عبور دادند وآن گاه در پيش روي طالوت (علیه السلام) گذاشتند، سپس طالوت (علیه السلام) آن را به داوود و او به سليمان و او به وصي خود آصف بن برخيا تسليم کرد. بني اسرائيل بعد از وصي حضرت سليمان به علت اين که از او فرمان برداري نکردند و ديگري را اطاعت کردند، آن صندوق را از دست دادند. پایان بخش اول قسمت دوم |
|||
|
|
۲۲:۴۱, ۷/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
الف) جنگ جهاني پيش از دوران ظهور روايات بسياري درحد تواتر اجمالي(115) بر وقوع جنگ جهاني، قبل از ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دلالت دارد، ويژگي هايي که براي اين جنگ در روايات ذکر گرديده، به ويژه تعداد وسيع قربانيان وزمانش که نزديک به ظهورحضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود، آن را از جنگ هاي پيشين جهاني متمايز مي نمايد. امير مومنان (علیه السلام) فرمود: نزديک زمان قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دو نوع مرگ وجود دارد: مرگ سرخ ومرگ سفيد و ملخ هايي که به رنگ خون بوده و گاه وبي گاه آشکار مي شوند اما مرگ سرخ يعني شمشير و مرگ سفيد، طاعون است.(116) امام باقر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به جزئيات بيشتري از جنگ نهايي اشاره مي فرمايد: قائم قيام نمي کند مگر در پي ترس و وحشت و زلزله ها وفتنه و آشوب وبلاهايي که مردم گرفتار آن شوند که که پيش از آن گرفتار طاعون و بعد از آن، جنگ و خون ريزي بين اعراب و ايجاد اختلاف بين مردم و پراکندگي در دينشان و دگرگوني احوال آنان واقع شود، به گونه اي که بر اثر مشاهده درگيري مردم، هرکس در صبح و شام ، آرزوي مرگ مي نمايد.(117) امام صادق(علیه السلام) فرمود: ناگزير قبل از قيام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سالي خواهد بود که مردم درآن، دچار گرسنگي مي شوند وترس و وحشتي سخت در اثرکشتار، آنان را فرا مي گيرد.(118) روايت بعدي حاکي است که شدت نبرد وحالت جنگ تا زمان صيحه آسماني که درماه رمضان نزديک ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واقع مي شود، ادامه خواهد يافت. امام باقر (علیه السلام) فرمود: اهل شرق وغرب واهل قبله (مسلمانان) نيز با يکديگر اختلاف پيدا مي کنند، و مردم با ترس و وحشت طاقت فرسايي روبه رو خواهند شد وبه همان حال به سر مي برند تا زماني که منادي از آسمان ندا دهد. .. زماني که بانگ زند: پس کوچ کنيد، کوچ ! (119) ابوبصير از امام صادق(علیه السلام) حديثي را در مورد تلفات اين جنگ نقل مي کند: «اين امرنخواهد بود تا دوسوم مردم از بين بروند.» سوال کرديم: «اگر دو سوم مردم از بين بروند پس چه کسي باقي مي ماند؟» حضرت فرمود: آيا دوست نداريد که در يک سوم باقي مانده باشيد؟»(120) به نظر مي رسد خطبه اميرمومنان، بهتراز روايات ديگر، وقت و عامل اين جنگ را مشخص مي سازد: اگاه باشيد اي مردم ! ازمن بپرسيد پيش از آن که فتنه و فساد مانند شتري که در اثر رم کردن، مهارش زير سم او قرار گيرد وبر ترس و اضطرابش افزوده شود، سرزمين شما را پايمال نمايد و يا اين که در مغرب زمين آتش جنگ بزرگي را با موادي قابل اشتعال دامن مي زند، درحالي که با فرياد بلند بانگ مي زند. واي براو از انتقام جويي و خون خواهي و مانند آن. .. آن گاه مردي از اهل نجران خارج شده، امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را اجابت مي کند او اولين مرد نصراني است که دعوت آن حضرت را لبيک مي گويد، صومعه خود را خراب مي کند وصليبش را مي شکند وبه اتفاق عجم ها و مردم مستضعف، سوار برمرکب و بادرفش هاي هدايت به طرف نخيله حرکت مي کند. محل تجمع مردم از همه جاي زمين، درمنطقه اي به نام فاروق قرار دارد (منطقه اي در سر راه حج رفتن اميرمومنان (علیه السلام) که بين برس و فرات واقع شده است.)(121) شايد جمله «قبل از اين که با پايش قتنه اي در شرق ايجاد کند»، حاکي از آغاز اين جنگ به دست روسيه و يا اسرائيل در خاورميانه بوده و به درگيري درمنطقه شرق اشاره داشته باشد. عبارت «آتش جنگ بزرگي را با مواد قابل اشتعال، در غرب مي افروزد»، دلالت بر مرکزيت غرب در جنگ دارد که زراد خانه ها و پايگاه هاي نظامي هم چون انبار بزرگي از مهمات به دنبال بهانه اي براي شعله ور شدن است. امروزه اغلب کشورها جايي براي انبار کردن محصولات کارخانهاي اسلحه سازي ندارند ومنتظر روزي هستند که از اين مهمات در جنگي خانمان برانداز استفاده نمايند.امام صادق (علیه السلام) در روايتي، تعداد کشته شدگان نهايي اين جنگ را از هر هفت نفر پنج نفر،معرفي مي کند.(122) از روايات مي توان نتيجه گرفت که هم زمان با نزيدک شدن ايام ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ترس و وحشت جهان را فرا مي گيردوخسارت هاي سنگيني بر مردم و به طور کلي بر غيرمسلمان ها وارد خواهد شد.اين امو را مي توان محصول جنگ فراگير جهاني واستفاده از ادوات جنگي پيشرفته با قدرت نابودکنندگي بالا دانست. جنگ آينده به لحاظ آمار تلفات وخسارت رساني بسيار بالا، با جنگ هاي قبلي مقايسه شدن نيست. شايد بتوان ادعا کرد که جنگ نهايي آرماگدون که دربخش اصول باورهاي صهيونيست هاي مسيحي بدان اشاره شد، با اين جنگ هم پوشي و هردو به يک جنگ اشاره دارند. ب) بازگشت دوباره حضرت عيسي مسيح (علیه السلام) شايد فلسفه بازگشت دوباره حضرت مسيح (موعود صهيونيست هاي مسيحي)، به منظور هدايت گروه زيادي از يهوديان و مسيحيان در آخرالزمان به دين خاتم اسلام باشد که در روايات اسلامي نيز بدين امر اشاره شده است. مسلمانان در فرود آمدن حضرت مسيح از آسمان، در آخرالزمان اتفاق نظردارند وبيشتر مفسران اين آيه را که: و از اهل کتاب، کسي نيست مگر آن که پيش از مرگ خودحتماً به او ايمان مي آورد، و روز قيامت [کسي نيز] بر آنان شاهد خواهد بود.(123) به همين معنا تفسير کرده اند. منابع شيعه وسني، روايات فراواني در مورد فرود آمدن مسيح از آسمان ذکر کرده اند. از جمله آنها روايات ذيل است که به حتمي بودن اين امر اشاره دارد. پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: چگونه خواهيد بود آن گاه که عيسي بن مريم در ميان شما فرود آيد وپيشواي شما از خود شما باشد.(124) اين روايت را بخاري وديگران در باب «فرود آمدن عيسي» آورده اند.(125) ابن حماد حدود سي روايت ذيل عنوان «فرود عيسي بن مريم(علیه السلام) و روش او» و« مدت زندگاني آن حضرت بعد از فرودآمدن وي» آورده که از جمله آنها، روايتي است که در صحاح وبحارالانواراز پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده: سوگند به آن که جانم به دست اوست، به طور يقين عيسي بن مريم که داوري عادل و پيشوايي دادگر است، درميان شما فرود خواهد آمد وصليب را شکسته، خوک را مي کشد وماليات (جزيه) وضع مي کند وآن قدر مال مي بخشد که ديگر کسي نمي پذيرد.(126) پيامبران با يک ديگر به سبب هايي برادرند و آيينشان يکي و مادرانشان مختلف است. سزاوارترين ايشان به من عيسي بن مريم است؛ چرا که بين من واو پيامبري نيست. او درميان شما فرود خواهد آمد، پس او را بشناسيد: مردي چهار شانه و درشت اندام و سرخ و سفيد گونه است، خوک را مي کشد، صليب را مي شکند، ماليات وضع مي کند وآييني را به جز اسلام نمي پذيرد. دعوت او يک جهت داشته که منحصر به پروردگار جهانيان است.(127) در بعضي از روايات آمده که حضرت مسيح (علیه السلام) پشت سرامام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز مي گزارد وهرسال به خانه خدا مشرف مي شود و مسلمانان به همراهي وي با يهود، روم و دجال مي جنگند. آن حضرت مدت چهل سال زندگي مي کند و آن گاه خداوند جان او را مي گيرد ومسلمانان وجود مقدس او را به خاک مي سپارند. درروايتي آمده که حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مراسم دفن او را به طور آشکار و در برابر ديدگان مردم برگزار مي کند که ديگر مسيحيان حرف هاي گذشته را برزبان نياورند و پيکر او را با پارچه اي که دست باف حضرت مريم (علیه السلام) است، کفن مي کند و در کنار قبر مادر درقدس به خاک مي سپارد. به نظر مي رسد، نخستين اثر سياسي پديده ظهور مسيح، کاهش خصومت دنياي غرب ونهايت گرايش آنها به اسلام ومسلمانان باشد. به شهادت روايات، اقتداي آن حضرت به نماز حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مي تواند اعلان موضع صريح حضرت عيسي باشد که وي در جبهه اسلام قرار دارد وکساني که حقيقتا ً منتظر مسيح بوده اند، با ديدن اين کنش از موعود خويش، به اسلام خواهند گرويد. پي نوشت ها: 1- christian Zionism Myth 2- paradoxical 3-Hegemony 4-Global Village 5- براي مطالعه بيشتر ذيل همين واژه نک: Random House Webster,s unabridged Dictionary 6-غلامرضا بهروز لک، «درنگي در مفهوم شناسي بنيادگرايي اسلامي»، فصل نامه کتاب نقد، سال هفتم، ش 2 و3، ص 85. 7- بابي سعيد، هراس بنيادين؛ اروپا مداري وظهور اسلام گرايي، ترجمه غلامرضا جمشيدي نيا و موسي عنبري ، ص 10، انتشارات دانشگاه تهران، 1379 شمسي. 8-نک: همان، ص 11-13؛ «درنگي در مفهوم شناسي بنيادگرايي اسلامي»، فصل نامه کتاب نقد. 9-«Speyer» شهري در جنوب غربي آلمان و محل تشکيل مجلس قانون گذاري کليسا در جريان نهضت اصلاح ديني است. 10- آليستر مک گراث، مقدمه اي بر تفکر نهضت اصلاح ديني، ترجمه بهروز حدادي، ص 58، انتشارات مرکز مطالعات و تحقيقات اديان ومذاهب، قم 1382 شمسي. 11- Alister E.McGrath 12- Scholasticism 13- لوتر کشيش و استاد فلسفه دانشگاه «ارفورت» وباني آيين جديد پروتستان بود. وي کليساي غرب را به دو بخش کاتوليک و پروتستان تجزيه کرد. او از انحراف هاي کليسا انتقاد کرد و خواستار اصلاح کليسا با استفاده از کتاب مقدس بود. او اعتقاد داشت کليسا موسسه نيست، بلکه جماعتي از مومنان است و سلطه ديني، به کتاب مقدس تعلق دارد وهر مؤمن مسيحي شايستگي آن را دارد که خود کشيشي باشد که به تنهايي و بدون قيموميت کشيشان، کتاب مقدس را بفهمد. 14- محمد صالح مفتاح، مسيحيت صهيونيستي، سايت باشگاه انديشه، 13 آبان 1383 15- رضا هلال، مسيحيت صهيونيست وبنيادگراي امريکا، ص 62-63، نشر اديان، قم 1383 شمسي. 16- همان ، ص 61. 17- Archibald Robertson 18- آرچيبالد رابرتسون ، عيسي، اسطوره يا تاريخ، ترجمه حسين توفيقي ، انتشارات مرکز مطالعات وتحقيقات اديان و مذاهب، قم 1378 شمسي. 19- نک: مقدمه اي بر تفکر نهضت اصلاح ديني، ص97. 20- 1984 ,Barbara Tuchman Bible and Sword Ballantine Books ,New york 21- نک: مسيحيت صهيونيستي وبنيادگرايي امريکا، ص 56-58. 22- همان ، ص 60 23- Lord Anthony Ashley Cooper 24- http://www.ealham.edu/pols/17fall97/midd.../christian .htm#history 25- مسيحيت صهيونيستي و بنيادگرايي امريکا، ص64. 26- oliver cromwel 27-مسيحيت صهيونيستي وبنيادگرايي امريکا ، ص66. 28-franz kobler , the vision was there london 1926 p39 29-Ibid,p40 30-Regina S.Sharif, non-Jewish Zionism: its roots in western history, zed press, london 1983 31-Ibid 32-cyrus scofield 33- حيدر رضا ضابط، «نگاهي به پيوند پروتستان و صهيونيسم»، روزنامه کيهان،24 شهريور 1382. 34- uri davis, Israel, An Apartheid State, Zed London 1987 35-Sharif, non- Jewish ,p.1& 120 36-Rob Richards , Has God Finished with israel ? p.177, Crowborough , Monarch ,1994 37- تورات (عهد قديم) سفر پيدايش. 38-Michael Horton," The church and Israel" Modern Reformation,p.1,1994 39- ليندسي در اين کتاب، سامي ستيزي را لغزشي مي داند که ميراث تحقير يهود را فراهم آورد وبه کوره هاي يهودي سوزي آلمان نازي انجاميد. 1989 Hal Lindsey ,The Road to Holocaust, New York, Bantam, 40-Millennialism 41-Dispensationalism 42-Antichrist 43- http://www.ealham.edu/pols/17fall97/midd.../christian .htm#theological 44-The late Great Planet Earth 45-Hal Lindsey 46-Holocaust 47- Anti-Semitism 48-حيدر رضا ضابط ، «نگاهي به پيوند پروتستان و صهيونيسم»، روزنامه کيهان، 1382/6/24 49-نک: ادمين، مسيحيت صهيونيستي، نقل شده در تاريخ 8 اکتبر 2005 ميلادي، قابل دسترسي در پايگاه http://www.mouood org 50- مرتضي شيرودي، مسيح، ضد مسيح، سايت باشگاه انديشه، 11 خرداد 1384 قابل دسترس در پايگاه http://www.bashgah. net 51- مرتضي شيرودي،«سه پرده از آرماگدون»، ماهنامه پرسمان، ش 37 ، سال پنجم، مهر 1384 شمسي ، ص 34 52-عمروسلمان، «رسالت آرماگدون»، ترجمه عباس سيد ميرجمکراني، روزنامه کيهان 26 خرداد 1382. 53- مکاشفات يوحنا ، 16:16 54- براي مطالعه بيشتر نک: http:// armageddon mihanblog. com 55- کتاب حزقيال نبي، 19:38 و 20. 56- تورات (عهد قديم)، کتاب زکرياي نبي، باب 13، بند 8و9 . 57-گريس هال سل، آرماگدون؛ تدارک جنگ بزرگ، ترجمه خسرو اسدي، (روي خط اينترنت) نقل شده در تاريخ 27 آبان 1383.www.sharifnews.com 58-همان. 59-همان 60-David Luchins 61-علي طباطبايي، «خاستگاه قدرت يهوديان امريکا، امريکا؛ ويژه روابط امريکا- اسرائيل ص 11، چاپ اول: انتشارات موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر، تهران 1382 شمسي. 62- قاسم ذاکري، «صهيونيسم مسيحي وخاستگاه مذهبي حمايت امريکا از اسرائيل»، امريکا؛ ويژه روابط امريکا - اسرائيل، ص 85، انتشارات موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين الملل ابرار معاصر تهران 1382 شمسي. 63- دکتر شيد علي طباطبايي عضو هيئت علمي دانشکده علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکزي بوده و مقالات ارزش مندي در باب مباحث بين المللي دارد. 64- نک: علي طباطبايي، «خاستگاه هاي قدرت يهوديان امريکا،» امريکا؛ ويژه روابط امريکا - اسرائيل، ص 14-45 65- Albert Einstein 66- Otto Stern 67- Eric Fromm 68- Erik Erikson 69- Hanna Arendt 70-Herbert Markuse 71-Poul Lazarfeld 72- Helen Deurch 73- The American Public Affairs Committee ايپک به معناي «کميته امور عمومي اسرائيلي - امريکايي» از قديمي ترين وکاراترين لابي هاي يهود در امريکاست. اين لابي براي تقويت روابط امريکا واسرائيل تلاش مي کند. اين لابي ابتدا در سال 1951 ميلادي با نام «شوراي صهوينيست امريکايي» آغاز به کار کرد و درسال 1954 به «کميته صهيونيست امريکا براي امور عمومي» تغيير نام يافت. آيپک نامي است که درسال 1959 براي آن برگزيده شد. آيپک در دهه اول نود داراي 158 کارمند با بودجه سالانه بالغ بر پانزده ميليون دلاري بود. آيپک ساختاري مرکزي دارد که بيست کارمند عالي رتبه آن را اداره مي کنند. اين بيست نفر هر دوسال يک بار توسط کميته اجرايي شامل 150 نماينده از بيش از چهل سازمان وفدراسيون محلي وملي يهوديان، انتخاب مي شود. 74- همان، ص 26 75- جامعه شبکه اي (Network Society) اصطلاحي است که مانوئل کاستلز در عصر اطلاعات، ازآن ياد کرده و جهاني شدن را ظهور نوعي جامعه شبکه اي دانسته که در ادامه سرمايه داري، پهنه اقتصاد و جامعه وسياست و فرهنگ را در بر گرفته است. 76- مارشال مک لوهان دهکده جهاني (Global Village) را اولين بار در کتاب جنگ و صلح در دهکده جهاني سال 1968 به کاربرد. 77- Frank webster,Culture and politics in the information age,London ,Routledge,2001 78-امريکا ،ص 28 79-New house 80-The parade 81-New Yorker 82- Mademoiselle 83- Glamour 84- Samuel New house 85-امريکا ، ص 32 86- محمدعلي منصوريان، صهيونيسم مسيحي و جهان اسلام، فصل نامه کتاب نقد، ش 32 ، انتشارات پژوهش گاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران پاييز 1383 شمسي، ص 226 87- همان. 88- «جنگ آينده در دکترين نظامي رژيم صهيونيستي»، گروه امنيت ملي، مجله سياست دفاعي، ش 4، پژوهشکده علوم دفاعي دانشگاه امام حسين (علیه السلام) سال هشتم، تهران پاييز و زمستان 1379 شمسي، ص 72 و 73. 89-International Christian Embassy Jerusale 90-The Church,s Ministy Among Jewish, people also known as The Israel Trust of the Anglican Church within Israel 91- Christian friends of Israel 92- Intercessors for Britain 93-prayer Friends of Israel 94- The bridges for peace 95- The American Messianic fellowship 96-The Messianic Jewish Alliance America 97-Jews for Jesus 98- The Evangelical Sisterhood of Mary: and. the council of Christians and Jews 99-Louis Bahjat Hamada , Understanding the . Arab World ,p.189 Nashville ,Nelson,1990 100-سوره اسراء ، آيه 5. 101- تفسير عياشي، ج 2، ص 281. 102- نک: علي کوراني، عصر ظهور، قابل دسترس در پايگاه: http://www.abasaleh.ofogh.netketab�08start frm1.html 103- بحارالانوار، ج 60، ص 216. 104- سوره اعراف ، آيه 167 و 168. 105- سوره مائه ، آيه 64. 106- سوره اسراء آيه 104. 107- مستدرک الوسائل، ج 4 ،ص 476. 108- بحارالانوار، ج 53 ، ص 60. 109- همان، ج 52، ص 273. 110-همان، ج 51، ص 25. 111-منتخب الاثر، ص 309. 112-الملاحم والفتن، ص 57. 113-سوره بقره ، آيه 248. 114- نک: علي کوراني، عصر ظهور، قابل دسترس در پايگاه: http://www.abasaleh.ofogh.netketab�08start frm1.html 115- يعني به طرق گوناگون از عده اي از صحابه نقل شده که علم به صدور آن از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حاصل مي شود. 116-ارشاد مفيد، ص 405 ؛ غيبت طوسي، ص 277. 117-کمال الدين، ص 434. 118-بحارالانوار، ج 52 ، ص 229. 119- همان، ص 235. 120-همان ، ص 113. 121-همان، ج 53 ، ص 82و 84. 122-همان ،ج 52 ، ص 207. 123-سوره نساء، آيه 159. 124- بحارالانوار، ج 52، ص 383. 125-صحيح بخاري، ج 2، ص 256. 126-نک: نسخه خطي ابن حماد ص 159-162. 127- همان. 128- نک: علي کوراني، عصر ظهور، دسترس در پايگاه: abasaleh.ofogh.net منبع:فصلنامه مشرق موعود پایان بخش دوم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






