|
دامهاى شيطانى
|
|
۲۱:۳۴, ۱۹/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۲ ۲۳:۰۹ توسط پرنیان.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دامهاى شيطانى
يَا ابْنَ جُندَب اَقِلَّ النومَ بِاللَّيلِ وَالكلامَ بِالنَّهارِ فَما فى الجَسَد شيىءٌ اَقلُّ شُكراً مِن العَيْنِ وَاللّسانِ فَاِنَّ اُمَّ سليمان قالت لِسُلَيْمان (عليه السلام) : يا بُنَىَّ ايّاكَ وَالنّومَ فَاِنَّهُ يُفْقِرُكَ يومَ يَحتاجُ الناسُ اِلى اعمالِهم. يَا ابْنَ جُنْدَب اِنَّ لِلشَّيطانِ مَصائِدَ يَصْطادُ بها فَتَحامُوا شِباكَهُ و مَصائِدَهُ قُلْتُ يَا ابْنَ رسولِ اللّه و ما هِىَ قال اَمّا مَصائِدُهُ فصَدٌّ عَنْ بِرِّ الاِخوانِ و اَمّا شِباكُهُ فَنَوْمٌ عن قَضاءِ الصَّلواتِ الّتى فَرَضَهَا اللّهُ. أَمَا اِنَّهُ ما يُعْبَدُ اللّهُ بِمِثْل نَقْلِ الاَقدامِ اِلى بِرِّ الاِخْوانِ و زِيارتِهِمْ وَيْلٌ لِلسّاهينَ عَنِ الصَّلَواتِ النّائِمينَ فِى الْخَلَواتِ اَلْمُسْتَهْزِئينَ بِاللّهِ وَ اياتِهِ فِى الْفَتَراتِ «أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الاْخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.» آثار سوء پرخوابى و پرحرفى از جمله موضوعات مورد تأكيد علماى اخلاق و ارباب سير و سلوك، پرهيز از پرخوابى و پرحرفى است. اين دو، موانعى مهم و رايج براى رسيدن به كمال معنوى و تقرب الى الله به شمار مىآيند. البته چيزهاى ديگرى مانند پرخورى نيز مانع رسيدن انسان به كمال معنوى مىگردد؛ اما در مورد آنها ممكن است بگوييم به سبب لذايذ يا منافعى كه دارند توجه انسان را به خود جلب مىكنند. در حالى كه امرى مانند خوابيدن، فى نفسه هيچ مطلوبيت و يا فايدهاى حتى براى دنياى انسان ندارد، مگر آن اندازهاى كه موجب رفع نياز انسان و تجديد قواى او براى پرداختن به وظايف واجبش مىگردد. بر خلاف لذّتِ خوردن كه ممكن است براى انسان ايجاد انگيزه نمايد، خوابيدن لذتى براى انسان ندارد، اگر هم لذتى داشته باشد، مربوط به مقدمات آن و يا موقعى است كه انسان از خواب برمىخيزد. كسانى كه از روى تنبلى و يا در اثر پرخورى زياد مىخوابند، نه تنها از كمالات معنوى و انسانى محروم مىشوند، بلكه از وظايف دنيوى خود نيز باز مىمانند. هم چنين يكى از كارهايى كه انسان براى انجام دادن آن بايد انرژى زيادى مصرف كند، حرف زدن است. سخنرانان و معلّمان، خصوصاً كسانى كه از لحاظ جسمىضعيف ترند، به اين موضوع به خوبى واقف اند؛ زيرا پس از سخنرانى و يا تدريس آثار خستگى و از دست دادن انرژى را به وضوح در خود احساس مىكنند. حرف زدن زياد باعث مىشود تا انسان از انجام اعمال مفيد باز بماند. البته اگر مقصود از حرف زدن، تعليم و موعظه و كمك كردن به ديگران باشد نه تنها مذموم نيست بلكه امرى لازم و ضرورى است، اما صِرف پرگويى و پرحرفى نه نفع دنيوى به دنبال دارد و نه نفع اخروى؛ حتى ممكن است انسان در اثر آن به لغزشهاى زيادى هم مبتلا شود كه براى دنياى او هم ضرر داشته باشد. در اثر همين پرگويىها است كه كدورتها پيدا مىشود، تنشها به وجود مىآيد و از لحاظ معنوى هم انسان دچار گناهانى هم چون غيبت، تهمت و مفاسد ديگرى از اين قبيل مىگردد. افرادى كه به پرحرفى عادت كرده اند، از اين كار خود لذت مىبرند. ابتلاى به اين عادت زشت كه به دست خود انسان صورت مىگيرد، موجب به خطر افتادن منافع دنيوى و اخروى انسان مىگردد. بنابراين انسان بايد مراقب باشد تا خداى ناكرده به پرخوابى و پرحرفى عادت نكند. ------------------------------------------------------------------ فرازهایی از کتاب
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۵۵, ۲۳/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ببخشید شما گفتید آب خوردن زیاد باعث پر خوابی هستش ..........میشه بیشتر توضیح بدید..
|
|||
|
|
۲۲:۲۶, ۲۳/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
این مطلب در منابع دینی گفته شده است که خواب زیاد به علت آب خوردن زیاد است و آب خوردن زیاد به علت غذا خوردن زیاد است و بنابر این اگر کسی می خواهد خواب کم داشته باشد باد غذایش را کم کند مخصوصا شام یعنی هرچه با شکم سبک تر بخوابد خواب سبک تر است و راحت تر می تواند زود بیدار شود. حالا دلیل و توضیح علمی این پروسه چیست بنده نمی دانم. بنده فقط این را نقل کردم و با آزمایش و تجربه هم قابل امتحان است. خودتان می توانید این را آزمایش کنید. یکشب گرسنه بخوابید و تصمیم بگیرید که یکساعت قبل از اذان صبح بیدار شوید. خودتان آزمایش کنید ببینید چقدر راحت تر بیدار می شوید.
توضیح علمی آن را نمی دانم. شما می دانید علت اینکه نماز صبح چرا دو رکعت است چیست؟ آب یک ماده عجیب است. قرآن می گوید و جعلنا من الماء کل شیئ حی همچنین قرآن می گوید و کان عرشه علی الماء یعنی عرش خدا روی آب بود. این دو آیه می گوید که عرش خدا که یک چیز غیرمادی است روی آب است و تمام موجودات زنده در این دنیا با آب زنده هستند. یعنی اگر آب را از کره زمین بگیرید همه چیز مرده می شود. حالا این آب چه فرقی با بقیه مواد دارد که با آن همه چیز زنده می شود و با مواد دیگر همچین اتفاقی نمی افتد؟ اینها همه عجیب است. آب هم در عالم غیرمادی عرش حضور دارد و هم در عالم مادی ما. شاید آب تنها ماده ای باشد که هم در عالم ماده هست و هم در عالم غیب. شاید آب راه ارتباطی عالم ماده با عالم غیب باشد. اینها همه عجیب و جای سوال وتحقیق است. ما خیلی چیزها را نمی دانیم. متاسفانه ما انتظار داریم که مسائل دینی حتما با توجیه علمی باشد تا ما آن را قبول کنیم. خوب اینطور نیست. البته علما می گویند هرچه شکم پر تر باشد روح انسان توجه و انرژی بیشتری را باید برای هضم غذا متمرکز کند و این باعث می شود که توجه روح به عوالم معنوی کمتر شود. اصطلاحا روح به بدن متمرکز می شود. مانند پرنده ای که با چند طناب پای آن را به زمین ببندند و نتواند پرواز کند. به هر حال حدیث در تشویق به گرسنگی زیاد است. کتب عرفانی را اگر بخوانید این مطلب را بیشتر و کامل توضیح داده اند. تقریبا در اکثر کتب عرفانی این مطلب تاکید شده است که راه شب زنده داری کم خوردن است. گفته های برخی از عرفا در مورد خوردن: کُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ای دوستان من! پرخوری بدون شک، قلب را میمیراند و نفس را سرکش و طغیانگر بار میآورد، بدان که گرسنگی بالاترین خصلت مؤمن است. یحییبن معاذ چه زیبا گفته است: «اگر ملائکه هفت آسمان را شفیع قرار دهی و 124 هزار پیامبر و جانشین آنها و همه کتابهای الهی را واسطه قرار دهی که نفست در ترک دنیا با تو همراهی کند و حکم حق را گردن نهد نخواهد پذیرفت، اما اگر گرسنگی را وسیله قرار دهی و از راه گرسنگی وارد شوی، خواهد پذیرفت و مطیعت خواهد شد». حضرت امام صادق(علیه السلام) : «شکم، در اثر پرخوری طغیان میکند و بهترین حالت بنده در حضور خدا، وقتی است که شکم او را از غذا خالی باشد و بدترین حالت انسان در حضور خد، با شکم پر است». «فطنة با بطنة» جمع نمیشود، پرخور، پرگوی است و آشفته گوی، و در صد کلمه مینویسد: آنکه در خوراک مادی خود درایت به کار دارد، داند که «بِطنَه مضّاد فِطنَه» است و بلاهت زاید و فتنه به بار آرد. *پرخوری مانع سیر الی الله آخوند ملا حسینقلی همدانی: جناب آقا! الحذر، الحذر من قواطع الاربعة: کثرة الکلام، کثرة الطعام، کثرة المنام، کثرة المجالسة مع الأنام و علیک بتقلیبها و تبدیلها بذکر الله الملک العلام فی اللیالی و الایام. روزی ابلیس بر حضرت یحیی(علیه السلام) ظاهر شد در حالیکه ریسمانهای فراوانی به گردنش آویخته بود.
ابلیس گفت: بعضی اوقات پرخوری کردهای و تو را از نماز و یاد خدا غافل کردهام. حضرت یحیی(علیه السلام) فرمود: به خدا قسم! از این به بعد هیچگاه شکمم را از غذا سیر نخواهم کرد. ابلیس گفت: به خدا قسم! من از این به بعد هیچ مسلمان و موحدی را نصیحت نمیکنم. اما صادق (علیه السلام) در پایان این ماجرا فرمود: ای حفص! به خدا قسم بر جعفر و آل جعفر لازم است هیچگاه شکمشان را از غذا پر نکنند. به خدا قسم بر جعفر و آل جعفر لازم است هیچگاه برای دنیا کار نکنند.
|
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۲۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام. من یه سوال داشتم! گفته شده که حضرت علی غذاشون نان ونمک و غذاهای ساده بوده و همیشه هم شکم سیر غذا نمیخوردند. حالا چطور ایشان به اینصورت مبارزه و کارهای سخت انجام میدادند؟! من خودم ورزش میکنم و در کل فعالیتهای بدنی زیادی دارم. بعضی ها کلی مواد غذایی میخورند که انرژی داشته باشند! بنظر شما حضرت علی این انرژی فراوان را از میاوردند؟!
ممنون میشم اگه کسی میدونه باسخ بده. |
|||
|
|
۱۲:۲۸, ۲۴/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۲ ۱۲:۲۸ توسط غربت تشیع.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
حضرت علی علیه السلام خودش فرموده که من درب قلعه خیبر را با قدرت این بدن مادی از جا در نیاوردم.
وقتی انسان در راه خدا قدم میگذارد خدا انسان را رها نمی کند و خودش به بدن انسان انرژی می دهد. البته ماها عادت کرده ایم به پرخوری و سر وقت ناهار و شام خوردن. اگر عادت کنیم به گرسنگی آنوقت اصلا حتی متوجه هم نمیشویم که گرسنه هستیم. نمونه اش این است که در اواخر ماه رمضان تحمل گرسنگی خیلی راحت تر می شود و حتی بعضی ها اصلا متوجه گرسنگی هم نیستند و بطور عادی کارشان را انجام می دهند. خیلی کشاورزها هستند که در گرمای تابستان و روزهای بلند زیر آفتاب در زمین کارهای سخت کشاورزی می کنند. به هرحال بدن انسان توانایی تطبیق با شرایط سخت را دارد. ولی باید عادت کرد. در ابتدا سخت است. البته این بخص عادت مال اوایل راه است. اگر کسی وارد این راه شود خدا خودش خیلی کمک می کند. از تو یک قدم از خدا صد قدم. خدا خودش از غیب به بدن انسان انرژی می دهد و انسان را رها نمی کند. البته این مربوط به اوایل راه است و نرید هیچی نخورید بگید خدا انرژی میده بعدشم بمیرید خونتان بیفته گردن ما. قدم به قدم و پله پله باید رفت. در احادیث هم هست که گفتن ذکر لا خول و لا قوة الا بالله باعث توان بدنی می شود. ولی خوب کسی که گناهکار است و شکمش پر از نان حرام و ربا و سود و رشوه و حق مردم است و نماز درست نمی خواند نباید انتظار داشته باشد این ذکرها اثر سریع در او داشته باشد. اول باید واجبات و محرمات را رعایت کرد بعد رفت سراغ این ذکرها و کارها. مردم انتظار دارن هر کاری دلشان می خواهد بکنند بعد یک استاد عرفان بیاد یک ذکر به آنها بگه یه دفعه اجی مجی سنگ را به طلا تبدیل کنند. راه خدا اولش ترک گناه و انجام واجبات است. بدون این ذکر اثر ندارد. البته ثواب دارد. کسی که واحبات و محرمات را رعایت نمی کند و نماز اول وقت نمی خواند و نماز شب نمی خواند نباید دنبال ذکر و این چیزها باشد. ولی اگر کسی اینها را رعایت کرد اگر شکمش خالی هم که باشه یه ذکر لا حول و لا قوة الابالله بگه تمامه قدرت بدنش از رضازاده و بروسلی هم بیشتر میشه. بد نیست این خاطرات سربازان حزب الله لبنان را بخوانید: http://www.faraghlit.com/?p=4729 موارد غیبی فقط مربوط به زمان پیامبر صلوات الله علیه نبوده است. برای ما هم هست ولی شرط آن اوب عمل کردن به دین است. همچنین در این فایلها آقای صمدی آملی (شاگرد خاص استاد بزرگ عرفان علامه حسن زاده آملی) توضیح می دهد که چگونه با مراقبه و حضور می توان به این مراحل رسید: http://www.azha.ir/showthread.php?tid=1289 |
|||
|
|
۲۳:۱۰, ۲۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
برنامه ريزى خواب
اگر ما به دستورات بيان شده در روايات عمل كنيم، مىتوانيم نياز بدنمان را به خواب با ساعات كم ترى تأمين كنيم؛ از جمله اين كه اگر ما قسمت عمده خواب خود را قبل از نيمه شب قرار دهيم، بسيار مفيدتر خواهد بود تا اين كه آن را به بعد از نيمه شب موكول كنيم. متأسفانه امروزه شرايط زندگى به گونهاى شده است كه خواب بيش تر خانوادهها از نيمه شب به بعد است. در زمان پيامبر و ائمه اطهار(عليهم السلام) و برخى زمانهاى ديگر كه مردم به دستورات اسلام و ائمه(عليهم السلام) عمل مىكردند، برنامه هر شب آنها به اين صورت بود كه اول مغرب نمازشان را به جماعت مىخواندند، سپس به منزل رفته و شام مىخوردند، مجدداً به مسجد برگشته و نماز عشا را مىخواندند و آن گاه به منزل رفته و مىخوابيدند. البته، امكانات و شرايط زندگى هم به گونهاى بود كه به اين برنامه كمك مىكرد؛ مثلا نبودن برق و تاريكى شب يكى از دلايل زودتر خوابيدن مردم بود. خواب سرشب علاوه بر اين كه نياز عمده بدن را تأمين مىكند، موجب مىشود تا انسان بتواند سحر با نشاط از خواب برخيزد و به عبادت بپردازد. طبيعى است كسى كه تا نيمههاى شب به تماشاى تلويزيون مىپردازد، نمىتواند چنين برنامهاى داشته باشد؛ زيرا خستگى و كسلى او حتى مانع از اداى به موقع فريضه صبح مىگردد. در گذشته، مسلمانان كمبود خواب خود در شب را با خواب قيلوله در روز جبران مىكردند. اين خواب كه قبل از ظهر و حدود نيم ساعت به طول مىانجاميد، از سويى، موجب برطرف شدن خستگى كار روزانه مىشد و از سوى ديگر، آمادگى لازم را در مسلمانان فراهم مىكرد تا با نشاط بيش ترى نمازظهر خود را به جا آورند. اين شيوه زندگى، به مسلمانان كمك مىكرد تا از خوابيدن كم اما به موقع خود، بيش ترين بهره و نشاط لازم را ببرند. اگر چه امروزه شرايط زندگى نسبت به گذشته تغيير كرده است، اما با برنامه ريزى درست و سعى و تلاش مىتوانيم از اوقات زندگى خود حداكثر استفاده را ببريم، مثلا نبايد وقت خود را صرف تماشاى فيلمهاى بى فايده و يا برنامههاى سرگرم كنندهاى كنيم كه نه به درد دنياى ما مىخورد و نه آخرتمان و چه بسا ضرر هم دارند. افرادى كه احتياج به مطالعه دارند، خصوصاً طلبهها كه عادت دارند اول شب مطالعه كنند، بهتر است قسمت عمده مطالعه خود را به آخر شب موكول نمايند. اين كار باعث مىشود تا اولا، به دليل بازتر بودن و آمادگى بيش تر ذهن، استفاده بيش ترى از مطالعه عايد گردد و ثانياً، فرصتى فراهم شود تا انسان به نافله شب و قرائت قرآن نيز بپردازد. ![]() |
|||
|
|
۱۰:۱۶, ۲۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
نقل قول: در یکی از ماههای مبارک رمضان بود که موضوعی را خدمت ایشان عرض کردم.با ایشان تا کنار ماشین قدم میزدم. ایشان فرمودند که این کار را انجام بده، اینطوری انجام بده، آنطوری انجام بده، داشتند توصیه میکردند. من عرض کردم: آقا، خیلی وقت تنگ است؛ اینقدر فرصت نیست. ایشان فرمودند:«چرا وقت تنگ است»؟ گفتم: من صبح میروم سر کار و مسؤولیّت اداری دارم، بعد از ظهر که برمیگردم افطاری میخوریم و بعد هم خودم را برای اینکه خدمت شما برسم، آماده میکنم. بعد تا برسم خانه، ساعت دوازده میشود، تا آماده خواب بشوم، خلاصه من چهار ساعت میخوابم. ایشان فرمودند: «چهار ساعت میخوابی»؟ گفتم: حاج آقا! پس چقدر بخوابم؟ ایشان گفتند: «آقا! جدّاً چهار ساعت میخوابی»؟ من یک شیطنتی کردم گفتم: شما چقدر میخوابید؟ من امیدوارم آنهایی که میشنوند به دقّت بشنوند و باور کنند. ایشان فرمودند: «چهل و پنج دقیقه». من مغلطه کردم و گفتم: حاج آقا! بعد از نماز صبح، چهل و پنج دقیقه؟ فرمودند: «نخیر؛ مغلطه نکن پسر! چهل و پنج دقیقه». به نقل از قسمت خاطرات سایت ایشان: گزیده ای از کتاب خاطرات (هر روز یک خاطره) ۱۰ |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۲۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۲۰/مرداد/۹۲ ۱۱:۱۲)nina نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم به نظرم من دلیل اصلی پر خوابی ما نداشتن خواب مفیده! یعنی یک ساعت خوابیدن مفید بهتر از 5 ساعت خوابیدن غیر مفیده! اما خواب مفید چیه؟ دوستان چند نکته اشاره کردن مثلا غذا کم بخوریم و... میشه خواب مفید ولی اون چیزی که خیلی مهمه و متاسفانه الان رعایت نمیشه زمان خوابیدنه. تا زمان خواب رو تنظیم نکنیم خواب مفید هم نداریم. در این مورد هم احادیث هست که چه موقعی بخوابیم و چه موقعی نخوابیم. مثلا خواب صبح نه تنها باعث رفع خستگی نمیشه بلکه باعث میشه بیشتر بی حال و کسل باشیم. به همین خاطر خیلی به سحر خیزی توصیه کردن. یا مثلا بعد از ظهر یک ساعت بخوابیم خیلی تاثیر اره و خستگی رو برطرف میکنه و .... من خودم امتحان کردم واقعا تاثیر مثبت داره: یادم میاد قدیما پدربزرگ و مادربزرگامون همینجور عمل میکردن و کسی که صبح دیر بیدار میشد زشت بود. شب ها بعد از نماز و شام میخوابیدن و صبح واسه نماز بیدار میشدن دیگه نمیخوابیدن، توی روز هم خیلی سرحال و قوی بودن. متاسفانه الان دقیقا برعکس شده ، شبها خیلی دیر میخوابیم، صبح ها خیلی دیر بیدار میشیم و بعدازظهر ها هم چون خواب مفید نداشتیم تا غروب آفتاب میخوابیم. اینجوری هم بیحال هستیم، هم به عبادتمون نمیرسیم و هم بیمار میشیم.در مورد بعضی شهرهای کوچیک واسه کنکور تحقیق میکردم، مثلا داشتن عیب اون شهر رو میگفتن، میگفتن که ساعت 8 نشده ، میشه شهر ارواح اینقد ساکت میشه چون همه میرن و میخوابن! البته این از نظر من یک مزیت بود. از این موارد زیاد دیدم. این هم یکی از دلایل سلامتی و عمر طولانی تر روستاییان. |
|||
|
|
۲:۱۲, ۳۰/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
نكته ديگر اين كه صِرف كم خوابيدن در شب به تنهايى موضوعيت ندارد، بلكه نحوه سپرى كردن آن مهم است. هدف از بيدار ماندن، گپ زدن و انجام كارهاى لغو و بى فايده و يا خداى ناكرده كشيده شدن به سمت امور مشتبه نيست، بلكه براى پرداختن به عبادت فردى و خودسازى است:
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً؛ و شب را [در نماز] به سجده خدا پرداز و شب دراز را به تسبيح و ستايش او صبح گردان.وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً؛و بخشى از شب بيدار و متهجد باش و نماز شب كه بهره افزونى براى تو است به جاى آور، باشد كه خدايت به مقام محمود (شفاعت) مبعوث گرداند. از روايات و احاديث چنين برمىآيد كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در طول شب چندين مرتبه مىخوابيدند و بيدار مىشدند. مستحب است كه مؤمنان بعد از بيدار شدن در نيمه شب، ابتدا چهار ركعت نافله بخوانند و بعد استراحت كنند. مجدداً بيدار شوند و چهار ركعت ديگر بخوانند و باز استراحت كنند... . البته اين برنامه براى كسانى است كه بتوانند به خوبى از آن استفاده كنند به گونهاى كه به كار و وظايف واجبشان لطمهاى وارد نيايد. كسانى كه مىخواهند از دقايق عمرشان حداكثر استفاده را ببرند، بايد براى كيفيت و تقسيم مطلوب آن نيز برنامه ريزى كنند. اما كسانى كه دلشان مىخواهد وقتشان را طورى بگذرانند كه حتى نفهمند عمرشان چگونه گذشته است، احتياجى به برنامه ريزى ندارند؛ چرا كه شيطان زمينه را به گونهاى فراهم مىكند كه همواره سرگرمىهايى از قبيل جدول پر كردن، فيلم تماشا كردن، سخن لغو گفتن و... براى آنها مهيا باشد. بر خلاف شب، كه مخصوص خودسازى و انجام عبادات فردى است، روز براى عبادات جمعى و فعاليتهاى اجتماعى از قبيل تحصيل، تدريس، جهاد، كمك به مستمندان و...است. انجام بعضى از مشاغلى كه جامعه به آنها نياز دارد، علاوه بر اين كه واجب كفايى است، اگر به قصد قربت باشد، بزرگ ترين عبادت است. بنابراين مىتوان گفت كه كارهاى اجتماعى بيش تر در روز و كارهاى فردى و امورى كه پنهانى بودن آنها مطلوب است، بيش تر در شب انجام مىشود. يكى از برنامههاى شبانه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، حضرت على(عليه السلام)و ساير ائمه(عليهم السلام) رسيدگى به فقرا بود به گونهاى كه شناخته نشوند. حال اگر ما از انجام اين امور در شب عاجزيم، حداقل مىتوانيم انفاق سرّى را جزو برنامههاى روزمان قرار دهيم. ![]() |
|||
|
|
۲۳:۱۳, ۳۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
دو دام شيطان
نيكى كردن به برادران دينى، خصوصاً شيعيان، از جمله مواردى است كه ائمه اطهار(عليهم السلام)روى آن تأكيد فراوان كردهاند و روايات متعددى در اين زمنيه وجود دارد. امام صادق(عليه السلام)نيز در ادامه اين روايت شريف مىفرمايد: يا بْنَ جُنْدَب اِنَّ لِلشَّيطانِ مَصائدَ يَصْطادُ بها فَتَحامُوا شِباكَهُ و مَصائِدَهُ قلتُ يا بْنَ رسولِ اللّهِ و ما هِىَ؟ قال: اما مَصائِدُهُ فَصَدٌّ عَنْ بِرِّ الاِخوانِ، و اَمّا شِباكُهُ فَنَوْمٌ عَنْ قَضاءِ الصّلَواتِ الّتى فَرَضَهَا اللّهُ، اَما اِنَّهُ ما يُعْبَدُ اللّهُ بِمِثْلِ نَقْلِ الاَقْدامِ اِلى بِرِّالاِخْوانِ و زِيارَتِهِمْ، وَيْلٌ لِلسّاهينَ عَنِ الصَّلَواتِ، النّائِمينَ فِى الْخَلَواتِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِاللّهِ وَ آياتِهِ فىِ الفَتَراتِ. شيطان دامهايى دارد كه به وسيله آنها انسانها را صيد مىكند. از بزرگ ترين، عمومىترين و مؤثرترين دامهايى كه شيطان براى آدميزاد مىگستراند، يكى اين است كه انسان را از خدمت كردن به ديگران، به ويژه برادران دينى خود باز مىدارد، دوم آن كه كارى مىكند تا انسان نمازهايش را به موقع نخواند.انسان ممكن است با انجام دادن واجبات و فرايض دينى خود فكر كند كه به طور كامل به وظيفه اش عمل كرده است، در حالى كه رفع نيازهاى مادى و معنوى برادران ايمانى نيز در حد توان از جمله وظايف دينى مسلمانان مىباشد. خصوصاً افرادى كه فعاليت خاصى مثل تحصيل، تدريس، نويسندگى و... را انجام مىدهند، بايد بدانند كه وظايفى هم نسبت به ديگران، از جمله اقوام، همسايه ها، هم حجره اىها و دوستان دارند، اما متأسفانه اين گونه افراد به دليل تمركز روى يك فعاليت خاص، كم تر به اين نكته توجه دارند و از انجام اين وظيفه مهم غافل اند. اين غفلتى است كه اولا، مقدمات آن را شيطان فراهم مىكند؛ ثانياً، به ما القا مىكند كه اصلا چيزى ندارى كه بخواهى به ديگران كمك كنى؛ ثالثاً، ما را نسبت به نيازهاى ديگران بى تفاوت مىكند؛ يعنى حالتى را در ما ايجاد مىكند كه با خود بگوييم به من ربطى ندارد كه ديگران نياز دارند يا ندارند، يا مىگوييم من زحمت كشيدهام و به اندازه رفع نياز خودم چيزى را به دست آورده ام، آنها هم بروند زحمت بكشند تا محتاج ديگران نباشند. حضرت در ادامه مىفرمايد: هيچ عبادتى بالاتر از اين نيست كه انسان در راه كمك كردن به برادران دينى خود قدمى بردارد، حتى اگر هم در اين راه موفق به رفع نياز آنها نگردد. نه تنها احسان و خدمت به برادران دينى بالاترين عبادت است، بلكه ديدار دوستان، البته اگر براى خدا باشد، نيز بالاترين عبادت است. ![]() |
|||
|
|
۲۳:۰۸, ۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
از ديگر دامهاى شيطانى، بازداشتن انسان از خواندن نماز اول وقت است. آنچه انسان را مستقيماً در مسير تقرب الى الله به پيش مىبرد، نماز است. نماز رابطه مستقيم بنده با خالق است. از جمله مسايلى كه باعث مىشود انسان نتواند به درستى از نمازش استفاده كند، زياد خوابيدن، دير خوابيدن و بد خوابيدن است. وقتى انسان ديگر اهتمامى به خواندن نماز اول وقت نداشته باشد، نسبت به مسايل دين نيز بى اعتنا مىشود و كم كم كارش به جايى مىرسد كه با ديده تمسخر به مناسك دينى مىنگرد:
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ؛ سرانجام كار آنان كه به اعمال زشت و كردار بد پرداختند اين شد كه كافر شده و آيات خدا را تكذيب و تمسخر كردند. اگر خداى ناكرده انسان در اين مسير خطرناك قرار گرفت و نسبت به نماز بى اهميت شد، در واقع با اين كار مقدمات كافر شدن خود را فراهم ساخته است. از جمله دلايل بى اعتنايى به دين و تمسخر آن، قرار گرفتن انسان در محيطى است كه در آن جا عوامل انحراف و دنياگرايى زياد است به گونهاى كه آيات الهى كم تر به گوش مىرسد، موعظه كم تر است و دست رسى به استاد و مربى مشكل است. قرآن كريم در مورد كسانى كه عهد خدا و سوگند خود را به بهايى اندك مىفروشند، مىفرمايد: أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الاْخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ؛ اينان را در دار آخرت بهرهاى نيست و خدا از خشم با آنها سخن نگويد و به نظر رحمت در قيامت بدانها ننگرد و از پليدى گناه پاكيزه نگرداند و آنان را (در جهنم) عذاب دردناك خواهد بود. از خداوند متعال مىخواهيم كه ما را به وظايف خود آشنا و از شر وسوسههاى شيطان دور سازد. ![]() |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










![[تصویر: cveta_180.gif]](http://s3.picofile.com/file/7888649565/cveta_180.gif)
بنده سخت محتاجم
، شبها خیلی دیر میخوابیم، صبح ها خیلی دیر بیدار میشیم و بعدازظهر ها هم چون خواب مفید نداشتیم تا غروب آفتاب میخوابیم. اینجوری هم بیحال هستیم، هم به عبادتمون نمیرسیم و هم بیمار میشیم.