|
زرنگ باشیم
|
|
۱۷:۰۶, ۱۶/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۲ ۱۷:۱۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر شما زرنگ واقعی به چه کسی گفته می شود؟ یکی از شؤون زندگی یک مسلمان بخش اقتصادیست. ابتدا حدیث زیر را در نظر بگیرید. معاشرت نمائید چون برادران معامله کنید چون بیگانگان (امیرالمومنین(علیه السلام)) خب به نظر شما این چه نوع دستوریست؟ دستور به این است که مانند گرگ به همدیگر حمله کنیم؟ مانند لاشخور رفتار کنیم؟ مردانگی کجاست؟ در حدیث فوق این بیان می شود که اگر در برابر برادر خود ایثارگری می کنی در معاملات خود برای اینکه نان حلال در بیاوری به سود مشروع خود نیز فکر کن نه اینکه جانب مردانگی را ندید بگیری متاسفانه یکی از بدبختی هایی که دامن گیر جامعه مسلمانان شده این است که به هم دیگر رحم نمی کنند. فکر می کنند تا آنجا که می شود باید مال انباشته کنند. مگر در زمان امام صادق (علیه السلام) قحطی نیامد و خدمتکارشان برنج اضافی خریده بود و حضرت امر کردند که برنج اضافی را برگرداند؟ وقتی به خود رحم نکنیم چرا خدا به ما رحم کند؟ برکت از جامعه بی رحم برداشته می شود چه مسلمان چه غیر مسلمان این قسمت از تشرف علی بن مهزیار را بخوانید. http://forum.bidari-andishe.ir/thread-14...#pid215456 در این تشرف حضرت صاحب(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به او فرمودند چرا دیر آمدی؟ حضرت علت اینکه بعد از بیست سال حج مکرر به قصد تشرف حضرت ، وی نتوانسته بود ایشان را زیارت کند فرمودند: نقل قول:نه لکن شماها اموالتان را فزونی بخشیدید، و بر بینوانان از مؤمنین سخت گرفته، آنان را سرگردان و بیچاره کردید، و رابطة خویشاوندی را در بین خود بریدید (صله رحم انجام ندادید) دیگر شما چه عذری دارید؟ کمی به دور بر خود نگاه کنیم ما که ادعای پیروی از اهل بیت را داریم چرا شباهتی به ایشان نداریم!؟ این مطلب قریب به مضمون است امام حسین(علیه السلام) در وداع آخر به مخدره زینب کبری(سلام الله علیها) فرمودند لباسی کهنه بیاور خواهرشان فرمودند چرا؟ ایشان فرمودند چون این قوم بعد از کشتن من همه چیز را میبرند و نمیخواهم بدون لباس روی زمین بمانم حضرت سپس لباسی قیمتی را نیز روی آن لباس پاره و کهنه پوشیدند خواهرشان پرسیدند این برای چیست؟ حضرت فرمودند برای این است که آن شخصی که برای بردن لباس می آید(با دیدن این لباس کهنه) ناامید برنگردد. (البته بعدا آن لباس کهنه هم برده شد**) وقتی امام ما در مورد این اشقیا اینطور مرد بودند چرا در مورد برادر مسلمان خود گرگ صفت باشیم؟ یک نفر را اسم ببرید که بیشتر از کفن با خودش برده باشد. به داستان پیرمرد قفل ساز توجه کنید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-74...ml#pid5296 در تمامی زندگی خود ...... زرنگ باشیم! ***چون فقط نامردها جلوی اهل بیت می ایستند چه نمازخوان چه بی نماز |
|||
|
|
۱۹:۱۴, ۱۷/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد زرنگ بودن، من یک روایتی چند وقت پیش از یکی شنیدم میگفت مومن باید کیّز باشه! پرسیدم یعنی چی؟! گفتن یعنی زرنگ باشه / بعد سرچ کردم دیدم کَیِّس درسته. کاملترین مطلبو فکر میکنم سایت اسک دین گذاشته در این مورد، «همّام» يكي از صحابه حضرت امير عليه السلام، شخصيتي پارسا، متهجّد و مجتهد بوده كه از حضرت درخواست ميكند، صفات «متقين» را، باز گويد و حضرت نيز با مقدماتي اجابت ميفرمايند. بيانات آن بزرگوار معروف است به «خطبه همّام» و در نهج البلاغه (نسخه ی صبحي صالح، ص303، خطبه 193) نقل شده است. روايت، ديگري در اصول كافي (1) از حضرت نقل شده كه شبيه همان خطبه است.( البته تو نهج البلاغه ای که من دارم نیست) منقول از اصول کافی: امام صادق عليه السلام ميفرمايند: هنگامي كه علي عليه السلام خطبه ميخواندند، همّام بلند شد و عرض كرد: "صِفْ لَنا صِفَةَ المُؤمِنِ كَانَََّّنا نَنْظُرُ اِلَيهِ"؛ براي ما توصيف بفرماييد مؤمن را، مانند آن كه او را ميبينيم . "فَقالَ: يَا هَمّامُ! المُؤمِنُ هُوَ الكَيِّسُ الفِطن"؛ فرمودند اي همام! مؤمن، زيرك و باهوش است . برخي «كيِّس» و «فطن» را به يك معنا گرفتهاند و فطن را تأكيد كيِّس دانستهاند. اما با مراجعه به كتب لغت، روشن ميشود ميان اين دو واژه تفاوت است. كيِّس در مقابل احمق است و به زيركي خدادادي اطلاق ميشود. معني روايت اين ميشود، كه مؤمن عاقل و چيز فهم است. از اين رو ميتوان گفت كياست به ادراك كليات (عقل خدادادي)، و فطانت به هوشي كه حاصل تجربه است (ادراك جزييات) اطلاق ميشود. يكي از دلايل اختلاف فطانت و كياست روايتي از رسول الله صلي الله عليه و آله است كه نشان ميدهد فِطن تأكيد كيِّس نيست. قال رسول الله صلي الله عليه و آله: "المومن كيِّس الفِطن الحذر" (2)؛ مؤمن عاقل و چيز فهم و محتاط است . در دنباله روايت علي عليه السلام فرمودند: [i]«بشره في وجهه و حزنه في قلبه»؛ ![]() صورت مؤمن بشاش و باز است و حزنش در قلبش است.(این روایتو همیشه از بچگی دوست داشتم) در روايتي ديگر، روايت همّام به صورت تمثيلي پرداخته شده است: "المُؤمِنُ لا يَلسَعُ مِنْ حَجَرٍ مَرَّتَين" (3)؛ مؤمن از روي يك سنگ دو بار نميلغزد و به زمين نميخورد. در اينجا ذكر نكتهاي ضروري است كه ميان حيله زدن و حيله را درك كردن تفاوت است. يكي از بزرگان ميفرمود: حقه نزن اما حقه را بفهم . چرا؟ چون مؤمن كيس و فطن و حذر است يعني مؤمن هوشيار است و اوضاع را ميپايد. البته اين كلمه "حذر" معاني متفاوت دنيوي و اخروي دارد. يكي از معاني آن هوشياري مؤمن در نفروختن آخرت به دنيا است. از اين روايت در مييابيم كه اسلام دين شعور است، حتي، در وصول به مقامات معنوي به كار انداختن شعور را شرط ميداند. پينوشتها: 1ـ اصول كافي، ج 2، كتاب ايمان و كفر، باب مؤمن و نشانهها و صفات او / بحارالانوار، ج 67، ص 367. سند و مطلع روايت چنين است: محمد بن جعفر عن محمد بن اسماعيل، عن عبدالله بن داهر، عن الحسن بي يحيي، عن قثم بن ابي قتاده الحراني بن عبدالله من يونس، عن ابي عبدالله، قال: قام رجل يقال همّام ـ كان عبادا، تاركا، مجتهدا ـ الي اميرالمؤمنين عليه السلام و هو يخطب، فقال: يا اميرالمؤمنين! صف لنا صفة المؤمن كاننا ننظر اليه ... الي آخره . 2ـ دعوات راوندي، ص 39. 3ـ من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 305 . منبع:برگرفته از كتاب «كيش پارسايان»، درسهايي از آية الله مجتبي تهرانی ------------------ |
|||
|
|
۲۰:۳۵, ۱۷/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۲ ۲۳:۳۳ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
با تشکر از ارسال شما
بیشتر منظور من روی زرنگی واقعی بود(کسب مال دنیا) که فکر نکنیم اگر موقعیتی پیش آمد برای کسب مال حلال جانب جوانمردی را رعایت کنیم و در کل به فکر بقیه هم باشیم. تک خوری ممنوع! البته یک قطعه صوتی هم آماده می کنم مرتبط هست در این قطعه از سخنرانی اخیر استاد رائفی پور در مورد نوع برخورد افراد در این زمینه پرداخته شده است. حسادت غبطه خوردن ایثار مواسات دانلود کنید خلاصه کلام این است که هرچقدر بزرگوارانه تر برخورد کنیم به مقام حضرت عباس(علیه السلام) نزدیک تر می شویم و البته می توان واجبات را انجام داد و محرمات را هم ترک کرد و یک زندگی عادی داشت ولی برای مقامات بالاتر باید از خود گذشت. هرچه شخص از خود پَستی نشان دهد بدبخت تر می شود. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








[i]