|
سینمای استراتژیک،شمشیر دولبه...؟!!!!
|
|
۱۹:۰۴, ۳/آذر/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان با توجه به اینکه مقدمات مباحث استراتژیک گفته شد و اکنون دیگر همه دوستان قادر به درک این مطالب هستند لذا مباحث استراتژیک را در حوزه های مختلف آغاز میکنیم. سوالی که هر یک از ما در ذهن خود داریم این است که سینمای استراتژیک چیست و چطور میتواند سینما نیز استراتژیک باشد؟ سینمای استراتژیک یعنی سینما به عنوان ابزاری در جهت رسیدن به هدفی معین به روشی خاص استفاده میشود. سینما یک هنر است و به زعم متفکران هنر هفتم.سینما قادر است تا خیال را تجسم بخشد،دنیای مجازی خلق کند،مجوداتی خیالی بیافریند و در نهایت دوست داشتن ها و بیزاریهای مارا تغییر دهد.سینما یک ابزار منحصر بفرد در جهان مادی ماست.اما حقیقتا سینما چیست؟ سینما در حقیقت هنر تصاویر است که به نحوی خاص به نمایش در میایند و بر روحیات و تفکرات و احساسات ما تاثیر میگذارند.چارلز اسپنسر چاپلین زمانی گفت:"...سینما یک زبان است زبانی که همه دنیا با هر رنگ و نزادی معنای آن را میفهمند..."سینما دنیایی است که تنها از دریچه و چشمان دوربین قابل دیدن است.سینما مانند نقالی است که داستانهایش را با پرده ای از تصاویر متحرک بیان میکند.سینما دنیایی منحصر بفرد در درون دنیای ماست. سینما از دیدگاه استراتژیک چند بخش دارد: اول روایت داستانی معین دوم نمایش تصاویری که تجسم ذهنی روایت داستان است سوم برانگیختن احساسات ما چهارم به تعلیق در آوردن تماشاگر در میان دنیای واقعی و مجازی پنجم و آخر القای پیامی خاص که در ورای احساسات تماشاگر در ضمیر ناخودآگاه او ثبت میشود. شاید دوستان بخواهند که اصطلاحات هر قسمت را بدانند اما باید گفت برای آنکه مطلب تخصصی نشود و قابل فهم باشد اینطور بیان شده است،اما چنانچه دوستان تمایل داشته باشند اصطلاحات تخصصی هم بیان میشود. سینما نیز مانند هر ابزاری روش و مهارت خاصی میخواهد تا بتوان به نحوی موثر از آن بهره برد.این مهارت چند بخش کلی دارد که بطور جزء بعدا به تحلیل تکنیک ها ودر نهایت تاکتیک های کلی خواهیم پرداخت.اما بخش های مختلف ابزار سینما: اول قالب یا ژانر که بیان کننده نحوه روایت داستان است. دوم صحنه پردازی و پرداخت نما که درک تصویری بیننده را شکل میدهد سوم خط تعلیق که برانگیزاننده احساسات تماشاگر است و جذابیت بخشی در پی دارد. چهارم فضا سازی و ابهام گویی که باعث میشود تا تماشاگر از دنیای واقعی جدا و وارد دنیای فیلم شود. پنجم پیام دهی که نتیجه گیری از تمامی آنچه بیان شد را برای تماشاگر در پی دارد. شاید دوستان بخواهند بطور ملموس این موارد را درک کنند بنابراین با ذکر مثالی به تبیین مطالب میپردازیم: اکثریت دوستان شاید فیلم ایرانی شب بیست ونهم را دیده باشند و یا ندیده اند اما دلیل انتخاب آن این است که در زمره فیلمهای استراتژیک اجتماعی ایرانی قرار دارد که بخوبی ساخته شده است. قالب این فیلم ژانر وحشت است و داستان با روایتی همراه با ترس و عناصر وحشت روایت میشود. دوم نما پردازی آن در خانه های قدیمی و سردابها و راهروهای تو در تو است ضمن اینکه حوادث در فضایی آرام و با استفاده از تکنیک غافلگیری اتفاق می افتد. سوم خط تعلیق آن وجود موجودی به نام آل است که قهرمان داستان در پی یافتنش و مبارزه با او است تا به مشکلاتش پایان دهد. چهارم وجود فضای اجتماعی و نزدیک به دغدغه های آن روز جامعه که فضایی نزدیک به واقعیت میسازد و در نتیجه بیننده بهتر میتواند با قهرمان همذات پنداری نماید. پنجم پیام داستان است که از ورای تمامی این عناصر به بیننده انتقال میابد و آن فضای نا امن برای یک زن در جامعه آنروز است. امیدوارم مثال روشن بوده باشد. اما نکته آخر اینکه همواره نمیتوانید به سادگی پیام فیلم را شناسایی کنید ولی برخی تکنیک ها ما را در یافتن آن یاری میدهد که در آینده بحث خواهیم کرد. در نهایت اینکه در سینمای استراتژیک ما با همه این عناصر در ارتباطیم تا بتوانیم پیام خود را به گونه ای که بیننده متوجه نشود در عمق روح و جانش القا نماییم. ممنون از همراهیتان. ان شاءالله ادامه دارد...
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۳۹, ۲/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۰ ۰:۴۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
آسیر گرامی!
حقیر نوشته های شما رو چندین بار خوندم و خودم هم کمی اطلاعات درباره ی سینمای استراتژیک دارم! در ارتباط با دو سوال اولی که پرسیدم و تقریبا هر دو یک مضمون داشتند به زعم بنده کلید اصلی این مبحث هستند! چرا که خیلی از هنرمندان و منتقدین غیر استراتژیک سینما اصلا سینما رو به عنوان یک مقوله ی استراتژیک قبول ندارن! و با تئوری "هنر برای هنر" به مقوله ی سینما نگاه می کنند!! بنده منظورم این است که آیا با یک دید استراتژیک و تقلیل برداشت های مختلف به یک برداشت راه بر تکثر بسته نمی شود؟ و اصلا دیدن یک فیلم بدون تحلیل و با تحلیل چه تفاوتی با یکدیگر دارد؟ چرا نباید هر کسی با دید خودش و بدون اطلاعات خارجی فیلم را نگاه کند؟ در ارتباط با سوال چهارم و پنجم البته کمی توضیح داده بودید که من دوست داشتم مشروح تر توضیح بفرمایید! جواب سوال سه، شش و هفت رو هم پیدا نکردم! با تشکر |
|||
|
|
۳:۱۹, ۷/آذر/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱/آذر/۹۰ ۲۲:۴۹)mamad90 نوشته است: 1. لزوم نقد استراتژیک چیست؟ ایا نقد استراتژیک را نمی توان تحمیل دیدگاه یک نفر به سایرین دانست؟ سلام دوست گرامی اما پاسخی کوتاه به هر یک از سوالات شما: 1.نقد استراتژیک به ما میگوید این ابزاری که که به عنوان ابزار استراتژیک در حال استفاده است که در اینجا فیلم و سینما است چطور و چگونه کار میکند و چه پیامی میدهد و چطور این پیام را میدهد.همانطور که گفتم کار ما نقد است و نه انتقاد.نقد کردن بدون قضاوت است و خوبیو بدی را با هم میگوید اما جهت دارد مثلا نقد ما از فیلم سیصد با نقد یک امریکایی متفاوت است یعنی در جهت تفاوت میکند و نه در نقد.نقد استراتژیک اگر نباشد اینطور میشود که انگار ما دروازه های ذهنمان را برای هجوم هر تفکری باز بگذاریم.آنگاه این تفکرات میایند در ذهن و جان ما لانه میکنند و دیگر بیرون نمیروند.شما اگر فیلمهای سراسر خشونت و پر از ضد قهرمانهای امریکایی ببینی کم کم تفکرت این میشود که چرا انسانی فکر نکنیم و آنگاه با همین تفکر انسانی میایی بمب میریزی روی سر مردم عراق،ککت هم نمیگزد.این نقد استراتژیک به شما میگوید بیا نگاه کن که اینجا که این ضد قهرمان این حرف را میزند این حرف ضد خدا و ضد بشری است و نه انسانی.میگوید اینجا تفکر امانیستی هست و اینجا خدا ستیزی.اینها را که من و شما میشنویم دیگر حساب کار دستمان میاید که چطور از یک فیلم لذت ببریم.زهر پیام فیلم که گرفته شد بجای اینکه فیلم بشود سرنگ تزریق سم،میشود بنر و برچسب مضحک تبلیغاتی.اینطور شما به تکنیک و هنر سینما دقت میکنی و پیام فیلم شما را مرعوب و یا مجذوب نمیکند.این راز ضرورت نقد استراتژیک در جامعه امروز ماست. در نقد استراتژیک چون همه از هر راهی که نقد کنند به پیامی مشترک که در فیلم میرسند پس تحمیل نظر یک نفر نیست.بلکه این نقادان به شما میگویند که حواست باشد کارگردان نظرش را به تو تحمیل نکند ![]() 2.ببین پاسخ سوالت کم و بیش در سوال یک هست اما نکته مهم اینه که افق دید در سینمای استراتژیک بی معنیه.یعنی چه من برم داخل سینما و چه یک دختر 17-18 ساله هیچ فرقی نمیکند.من و ایشون اگر هر دو با هم فیلم تغییر چهره را ببینیم هر دو موقع خروج از اینکه نیکلاس کیج مرده و صورت قهرمان فیلم هم دیگر عوض شده ناراحتیم.تنها اولویت این ناراحتی فرق میکند.اما هردو این ذهنیت را داریم و تنها اینکه آن دختر مجذوب تر میشود و هیجانات او را میگیرد و تاثیر حرکتهای انسانی!!!! در فیلم بر او بیشتر است و بر من کمتر.علت این موضوع هم این است که فیلم معمولی نیست.یعنی فیلم آبدوغ خیاری یا تله فیلم صدا و سیما نیست بلکه کارگردان همه هم و غمش این بوده که فقط و فقط پیام فیلم به ذهن مخاطب با هر رده سنی منتقل شود و بس.اینجاست که دیگر افق و برداشتهای نسبی بی معنیست.مثلا در بخشی از فیلم (Inception) این دیالوگ رد و بدل میشود که اگر به تو بگیم به فیل ها فکر نکن به چی فکر میکنی؟و پاسخ میگیرد به فیلها فکر میکنم.یعنی اینکه در سینمای استراتژیک دائما شما در معرض تنها و تنها یک پیام هستی در حالیکه به زعم و نگرش خودت،همه برداشتهایت آزادانه و از افق دید خودت است.این همان کنترل فکر است که در سینمای استراتژیک نمودش شدیدتر است. 3.بایدی برای یک کارگردان وجود ندارد که حتما فیلم استراتژیک بسازد همینطوری که در ایران اکثر غریب به اتفاق فیلمها آبدوغ خیاری است و اصلا پیام ندارد و حتی ضد پیام دارد و گاهی ضد اخلاق است. دشمن بدنبال این است که ذهن ها را کنترل کند و یک روش کنترل همین سینماست وقتی دائما برای تو فیلم ساخت و پیامهایش را به تو رساند حالا میداند که در فکر تو چیست و آنگاه با توجه به جهتی که به تو میدهد تو را هدایت میکند.این کنترل فکر یعنی همش خیال میکنی آزادی اما در بندی و تنها و تنها فکر تو پر از القائات دشمن است. 4.شما جوانی و ماهیت جوانی همان احساسات و غلیانات است.برای همین بار روانی فیلم بر روی شما بیشتر است.اما هدف پیام جهت دهی است.القای یک تفکر و نهادینه کردن آن است که به هیچ وجه از لوح دلت کنده نشود.بنابراین فقط بار روانی را در بر نمیگیرد.اما در همه فیلمها هم بار رساندن فیلم بطور غالب بر روی بار روانی نیست. روانشناسی در نقد استراتژیک دخیل است.زیرا ما هرجا میخواهیم بدنبال حال و هموا و تاثر مخاطب از فیلم باشیم به روانشناسی نیازمندیم. 5.جواب این سوال را در پست های قبلی داده بودم و دقت نکردی. قبل از آنکه یک فیلم استراتژیک را نقد کنیم ابتدا باید اطمینان یابیم که این فیلم استراتژیک هست یا خیر.برای این منظور 3 راه کلی پیشنهاد میگردد: 1 .شناسایی سازندگان و سفارش دهندگان فیلم، 2.شناسایی مخاطبان فیلم و کمیت آنها، 3.شناسایی تاثیر فیلم بر مخاطبان خود. [b]معمولا فیلمهای استراتژیک سفارشی است و یا اینکه سازندگانشان خودشان اهل عملند. معمولا فیلمهای استراتژیک مخاطبان بیشتر و عامه تری دارند. معمولا فیلمهای استراتژیک تاثیر ماندگار تر و بیشتری بر مخاطبان دارند. 6.فیلم غیر استراتژیک در این دوره زمانه یعنی کشک.یعنی انگار واسه خودت یا یک عده محدود فیلم ساختی.معمولا اینجور فیلمها بیشتر نقد فنی و تکنیکی میشوند و نه نقد مفهومی.به نظر حقیر ایران پیشرو در تولید فیلم بی خاصیت است.این موضوع هم بخاطر این است که ما سورنا را از سر گشادش میزنیم یعنی بجای درک نیاز زمانه بدنبال درک نیاز مشتری هستیم. 7.سینمای استراتژیک شمشیر دو لبه است چون هم میتواند به دشمنت ضربه بزند و هدفت را بدست بیاوری و هم میتواند به خودت صدمه بزند و اهداف دشمن را به اجرا درآورد.سینمای استراتژیک یک ابزار است مثل یک تیغه شمشیر که دو سمتش برنده است و اگر ماهر در نبرد نباشی این تیغه اول به خودت صدمه میزند. امیدوارم پاسخهایم وافی و کافی باشد. در پناه حق
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










