|
« فليبلغ الحاضر الغائب والوالد الولد الي يوم القيامه »
|
|
۱۲:۴۷, ۲۴/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۱:۴۴ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام و عرض ادب
![]()
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين و اولاده المعصومين عليهم السلام ![]() شرع ما می گوید آقا منکرانت منکرند در جهان پیچیده آوایت ولی آنها کرند بی جهت در جست و جوی شیر مردی بهترند چون دلیران جهان هم خاک پای حیدرند [/font][/b] پس گفت : خداوند به تو سلام می رساند و میگوید این را به علی علیه السلام بده ، وقتی آنرا باز کرد دید در آن پارچه ای سبز است که درآن دو خط نوشته است: (تحفة من الطالب الغالب الی علی بن ابی طالب) هدیه ای از طالب غالب (خدا) به علی بن ابیطالب این روایت در کتب زیر که همه از کتب اهل سنت است آمده است: (مناقب خوارزمی حدیث 254 - ثاقب المناقب حدیث 32 - کفایة الطالب ص77 - مائة منقبه حدیث 62 - ینابیع الموده قندوزی ج 1 /282 ) قال رسول الله صلي الله عليه واله وسلم «فلیبلغ الحاضر الغائب...» [font=Arial]«پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و فرزندداران به فرزندان تا برپایی رستاخیز ابلاغ کنند.» ![]() التماس دعا براي فرج والد الشفيق خير و سعادت و سلامت دنيا و آخرت نصيب شما و خانواده هاي محترمتان باد ان شاءالله [/b]اين فايل صوتي هم تقديم محبان http://s4.picofile.com/file/7973205264/0...1.mp3.html يا علي عليه السلام |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۶, ۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين و اولاده المعصومين عليهم السلام
*زید بن ارقم گوید:رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بازوهای علی را در روز غدیر خم در سرزمین جحفه گرفته و فرمودند : ای مردم آیا نمیدانید که من از مومنین بر خودشان سزاوارترم ؟ گفتند بلی یا رسول الله . سپس فرمودند : هر کس که من مولای اویم این علی مولای اوست .(جلد 16 , حدیث 7776 , ص 234 ) *رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : ای علی تو پس از من موارد اختلاف را برای امتم تبیین مینمائی .(جلد 9 ,حدیث 27891 ,ص 181 ) منبع : جامع الاحادیث سیوطی اثر ابوبکر عبد الرحمن بن محمد جلال الدین سیوطی متوفی سال 911 هجری (از کتب اهل سنت) *رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند :علی تو سرپرست هر مومنی پس از من هستی , ای علی بدان که تو خلیفه من هستی .(1\212 ) *رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : هر پیامبری وصی و وارثی دارد و علی وصی و وارث من است . (1\ 107 ) منبع : جواهر المطالب اثر شمس الدین ابوالبرکات محمد بن احمد دمشقی شافعی متوفی سال 871 هجری .(از کتب اهل سنت) |
|||
|
|
۱۴:۳۴, ۴/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۲ ۱۷:۱۶ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
سلام بر پيروان غدير و دشمنان سقيفه ملعونه ![]() قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «إنّ الله له الحمد عرض حبّ علی و فاطمه و ذریتها علی البریّة ، فمن بادر منهم بالإجابة جعل منهم الرسل ، و من اجاب بعد ذلک جعل منهم الشیعة ، وإنّ الله جمعهم فی الجنّة» ترجمه: «خداوندی که سپاس مخصوص درگاه اوست ، دوستی علی و فاطمه و فرزندانش را بر مخلوقات عرضه داشت ، پس نخستین کسی که آن را اجابت نمود ، او را از رُسُل قرار داد و کسی که پس از آن ندای خداوندی را لبیک گفت ، در زمره ی شیعیان درآمد. براستی که خداوند آنان را در بهشت در کنار یکدیگر گرد می آورد.» (مناقب المرتضویه - ص 97 )• علامه امینی تاریخ اسلام را پالایش کرد موضوع: مطالب گوناگون پیرامون غدیر کلمات کليدي: الغدیر، حوض کوثر، علامه امینی، غدیر [b]به منظور پاسداش
آنچه در پی میآید گفتوگوی خبرنگار علمی و فرهنگی مرکز خبر حوزه با حجتالاسلام والمسلمین مرتضی فرجپور که ضمن درک علامه امینی به صورت تخصصی کتاب الغدیر را شرح و تفسیر کرده است. * در ابتداء بفرمایید چطور شد که علامه امینی به فکر نوشتن الغدیر افتادند و این کتاب چگونه نوشته شد ؟ [font=Tahoma]زمانی که مرحوم علامه امینی در کتابهای موجود، مطالعاتی انجام دادند و مظلومیتاهل بیت (علیهم السلام) را مشاهده نمودند خود را موظف به دفاع از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) دیدند و شروع به نوشتن الغدیر کردند، همانطور خودشان گفتهاند برای نوشتن الغدیر، ده هزار کتاب را از ابتدا تا انتهی مطالعه کردهاند و سپس با تهیه و تنظیم این کتاب، حقایقی را که تاریخ بر آن پرده کشیده بود بر ملأ کردند و حدیث معروف «من کنت مولاه فعلی مولاه» را از روی آیات، احادیث و ابیات شعرا و ادبای با سواد و دانشمندی که در طول چهارده قرن به این حدیث پرداختهاند را جمع آوری کردند تا در این 11 مجلد چاپ شد. شروع آن با اشعار حسان بن ثابت میباشد، حسان در محضر پیامبر بعد از حادثه غدیر از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اجازه خواست تا این واقعه بزرگ را به نظم بکشاند[sup][1][/sup] و با کمال تاسف دست تحریف، آن اشعار را از دیوان حسان بن ثابت حذف کرده است، اما ادبا و علمای عامه همین اشعار را از حسان بن ثابت نقل کردهاند، علامه امینی در الغدیر اشعار مربوط به حادثه غدیر از حسان بن ثابت تا قرن 14 را بررسی کرده اند. بسیاری از علمای عامه اصرار دارند، معنی ولایت در حدیث شریف غدیر بغیر از "ولایت" به معنای امامت است، لذا علامه امینی شواهدی از ادبا و شعرا آوردهاند که آنان همین معنای ولایت را فهمیدهاند و در این چهارده قرن همه شعراء و عده قلیلی از علمای عامه از «مولی» معنی "اولی بالتصرف" را فهمیدهاند؛ از این رو علامه امینی کتبی را که به حدیث غدیر پرداختهاند نام میبرد و معرفی میکند و روایاتی که در قرن اول این حدیث را نقل کردهاند را بیان میکنند و یکصد و ده سند از صحابه و بیش از آن از تابعین برای حدیث غدیر ارائه دادهاند. * کتاب شریف الغدیر غیر از 11 جلدی که به طبع رسیده است مجلدات دیگری هم دارد که به طبع نرسیده است، شما اطلاعی از این مطلب دارید ؟ [/b] گویا الغدیر در حدود بیست جلد بوده و از 9 جلد آن اطلاع دقیق ندارم. * بازتاب کتاب الغدیر در جامعه اسلامی آن عصر چگونه بود ؟ از تقریظهایی که بر این کتاب نوشته شده میتوان این مطلب را بدست آورد، در عراق و سوریه و مصر غیر از خاصه و طرفدارن اهل بیت علیهم السلام، عده زیادی از اهل سنت هم تقریظهایی به نظم و نثر بر این کتاب نوشتند، حتی ملک فاروق پادشاه وقت مصر و پادشاه اردن تقریظ هایی بر الغدیر دارند که در مقدمههای الغدیر چاپ شده است و در بین علمای شیعه، آیات عظام سید محسن حکیم؛ سیدهادی شیرازی، آل یاسین؛ علامه اردوبادی و بسیاری دیگر بر این کتاب شریف تقریظ هایی نوشتند و دو تای از این چهار نفر به آیه « ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ » [sup][2][/sup] استناد کردهاند و دو نفر دیگر به آیه شریفه «لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِه » [sup][3][/sup] استناد نمودهاند. مرحوم صاحب الذریعه در تقریظی که برای الغدیر آورده است خطاب به علامه امینی میگوید: «من از خدا میخواهم که از عمر من بکاهد و بر عمر شما بیفزاید»تا شما این کتاب را به پایان ببرید، مرحوم شرف الدین عاملی، نویسنده المراجعات،، بر جلد هفتم الغدیر، تقریظی دارد و میگوید: «علامه امینی؛ شما جایی دست گذاشته اید که بدون آن زندگی بی معنا و پوچ میباشد و شما آن بزنگاه و نقطه حساس را احیا کرده اید.» لذا در بین عامه و بزرگان شیعه همه به دید مثبت به این کتاب نگاه کردهاند. علامه شرف الدین میافزاید: اگر قومی این کتاب را جمع میکرد، قابل تقدیر بودند تا چه رسد به اینکه شما به تنهایی این کتاب را تالیف و تدوین نموده اید. [/b] * روش علامه امینی در تألیف کتاب الغدیر چگونه بود و مهمترین دغدغه ایشان چه بود؟ [/b] روش علامه امینی بیشتر کلامی و در رتبه دوم تاریخی است و دغدغههای ایشان اجحافهایی بود که در طول تاریخ درباره اهل بیت علیهم السلام و پیروان ایشان شده بود و این حق کشیها باعث شد علامه به دفاع از حقیقت بپردازد و مقداری از آن حق کشیها را در جلد سوم الغدیر بیان میکند؛ مثلا درباره حضرت زهرا در روایات شیعه و سنی آمده است که « قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرْضَى لِرِضَاكِ » [sup][4][/sup] و امثال این ها و یکی از علمای عامه مثل ابن کثیر درباره آن حضرت، بسیار حق کشی کرده است و گفته است اگر ادعا میکنید فاطمه از خلفا ناراضی بوه است، نارضایتی یک زن چه ضرری میتواند به خلفا بزند و در این باره علامه امینی جواب داده است که شما با این حرف معیارهای دینی را زیر پا میگذارید، چگونه این حرف را میزنی در حالی که پدر بزرگوارشان « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »است[sup][5][/sup]و فرموده است خدا از خشم فاطمه، خشمگین میشود. بنابراین علامه در الغدیر حق کشیها را اثبات کرده است و پرونده مورخین را بر ملا میکند. * اگر بخواهیم الغدیر حضور پر رنگ تری در جامعه داشته باشد، چه کاری باید بکنیم ؟ برای این کتاب باید تلخیصهای مختلفی بیان شود، تلخیصی برای سال اول حوزه و دانشگاه و در مرحله بعد، تلخیصی مفصل تر از آن برای سال دوم و مفصلتر از دومی برای سال سوم و همینطور پنج یا شش رقم تلخیص از این کتاب صورت گیرد، هم به فارسی و هم به عربی. برای جلوگیری از تهاجم علیه شیعه این کتاب به سبکهای مختلف ترجمه و در حوزه و دانشگاه تدریس شود. * آیا کاری هم صورت گرفته است ؟ البته آقای محمد حسین شفیعی شاهرودی، الغدیر را تلخیص کردند و چاپ شده ولی این تلخیص در واقع شبیه خود الغدیر است و تنها کسانی میتوانند از آن استفاده کنند که با الغدیر آشنا باشند. --------------- [1] الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم؛ نويسنده: جمال الدين يوسف بن حاتم شامى؛ وفات: قرن هفتم؛ تعداد جلد واقعى: 1؛ زبان: عربى؛ موضوع: چهارده معصوم عليهم السلام؛ ناشر: جامعه مدرسين؛ مكان نشر: قم؛ سال چاپ: 1420 ق، ص 235 كان آخر قوله صلّى اللّه عليه و آله في غدير خم [عند] مرجعه من حجّة الوداع و قد نزل جبرئيل عليه السّلام عليه صلّى اللّه عليه و آله بهذه «الآية يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » و « أوحى اللّه إليه: وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » بعد أن قال له:« وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » فلمّا أخبره ربّه أنّه قد عصمه من الناس قام خطيبا فيهم، و أخذ بيد أمير المؤمنين عليه السّلام، و قال بعد كلام له في خطبته: «من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه، اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه»، فاستأذنه حسّان بن ثابت في ذلك المقام، فأذن له فقال: يناديهم يوم الغدير نبيّهم بخمّ فاسمع للنبيّ مناديا يقول فمن مولاكم و وليّكم فقالوا و لم يبدوا هناك التعاميا إلهك مولانا و أنت وليّنا و لن تجدنّ منّا لك اليوم عاصيا فقال له قم يا عليّ فإنّني رضيتك من بعدي إماما وهاديا [2] سوره بقره آیه 2 [3] سوره فصلت آیه 42 [4] بحارالأنوار ج : 30 ص : 353 ؛ اسناد این حدیث در منابع اهل سند در الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، ج3، ص: 256 بیان شده است [5] سوره نجم آیه 3 نوشته شده توسط گروه غدیر
|
|||
|
|
۱۹:۱۷, ۴/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۲ ۲۰:۱۲ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
• علامه امینی تاریخ اسلام را پالایش کرد(قسمت دوم) [/b] [b] موضوع: مطالب گوناگون پیرامون غدیر کلمات کليدي: الغدیر، حوض کوثر، علامه امینی، غدیر ادامه ی مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین فرج پور درباره ی امینی صاحب کتاب شریف الغدیر را خدمتتان تقدیم می کنیم. * نحوه آشنایی شما با علامه امینی چگونه بود؟من ایشان را دو بار زیارت کردم، یک بار در قم و بار دوم زمانی که ایشان در بیمارستان بستری بودند به عیادت ایشان رفتم و بیشتر با تالیفات ایشان انس داشتم و از سالهای طولانی با الغدیر مانوس بوده ام و اخیرا در شماره 105 و 106 مجله «تراثنا» مقاله ای از بنده درباره جرح و تعدیلات که «عامه» درباره راویان انجام دادهاند چاپ شده است و در آنجا اثبات کرده ام، این جرح و تعدیلات تعصبی میباشد و علمی نیست و در آنجا کلماتی از الغدیر آورده ام که نامش از انس بنده با الغدیر میباشد. * توصیههای علامه امینی چه بود ؟ ایشان در ضمن تالیفاتش کتاب مختصری به نام «ادب الزائر» نوشته است در این کتاب درباره آداب زیارت، مطالبی دارد که کمتر کسی به این نکته اشاره نموده است، البته مرحوم شیخ عباس قمی و مرحوم شیخ محمد طه نجف نیز به این نکته اشاره دارند و آن اینکه در حرم اهل بیت (علیهم السلام) زائر نباید صدایش را حتی برای خواندن زیارت و دوم اینکه شیعه دو منبع منحصر به فرد دارد و آن دعا و زیارت است و حقیقت دعا و زیارت آن نیست که ما انجام میدهیم بلکه زیارت معمول ما رقیقه آن حقیقت است و دعا و زیارت هر دو دانشگاه تربیت اسلامی میباشند، امام سجاد علیه السلام در دعای 42 صحیفه که در هنگام ختم قرآن میخواندند میفرمایند: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَهُ عَلَى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُجْمَلًا، وَ أَلْهَمْتَهُ عِلْمَ عَجَائِبِهِ مُكَمَّلًا، وَ وَرَّثْتَنَا عِلْمَهُ مُفَسَّراً، وَ فَضَّلْتَنَا عَلَى مَنْ جَهِلَ عِلْمَهُ، وَ قَوَّيْتَنَا عَلَيْهِ لِتَرْفَعَنَا فَوْقَ مَنْ لَمْ يُطِقْ حَمْلَهُ.» [sup][6][/sup] خدایا این قرآن را مجمل و سربسته فرستادی و نکات برجسته و عجائب آن را به پیامبرالهام کرده ای و تفسیر آن را به ما اهل بیت (علیهم السلام) آموختهای. [font=Tahoma]ما برای شاهد این جمله امام سجاد علیه السلام از نماز، شاهد میآوریم، یکی از ارکان دین نمار است، در نماز میخوانیم «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ * صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ»[sup][7][/sup] از خداوند هدایت میخواهیم، اما معنای آن را نمی دانیم، نمی دانیم کدام فرقه، اهل نعمت است و کدام یک، مورد غضب، ولی در زیارت جامعه این معنا روشن میشود، همان طوری که در زیارت جامعه میخوانیم « َ هُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ » [sup][8][/sup] این عبارت معنای " اهدنا " را روشن میکند و هدایتی که در نماز میخوانیم مختص به اهل بیت (علیه السلام) است یا اگر بپرسید صراط مستقیم کجاست ؟ باز در زیارت جامعه آمده است « أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم.» علامه امینی میفرمودند: حقیقت زیارات و دعا تنها در مکتب تشیع هست و جای دیگر این حقایق را سراغ نداریم. «آیت الله سید سعید حکیم» یکی از علمای حاضر کتابی درباره واقعه عاشورا دارد و در آنجا میفرماید: « ترکیزها فی نفوس الشیعه» هدف از معارفی که در زیارت نامهها آمده، این است که در روح و روان شیعه رسوخ داشته باشد، چون اینها معانی میباشند که شارح قرآن هستند، طبق فرمایش امام سجاد تفسیر و تبیین قرآن در زیارت نامهها بیان شدهاند و علامه امینی بر این معنا اصرار دارد و میفرماید: زیارت حاوی معارف است، زیارت، توحید است، زیارت حقیقت معارف دین و اخلاق اسلامی است و ای کاش این فرمایشات علامه امینی اجرا بشود و زوّار اهل بیت علیهم السلام بهره بیشتری ببرند. همچنین علامه امینی سفارش میکنند، زائر در تشرف به حرم باید مجسمه خضوع باشد، کما این که علامه، خودش مجسمه این ادب و خضوع بود و زائر اگر با صدای بلند زیارت بخواند ممکن است خدای نکرده موجب بطلان عملش گردد و استناد به آیه « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ »[sup][9][/sup] میکند ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مىگوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد، مبادا بىآنكه بدانيد كردههايتان تباه شود.این آیه درباره پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما طبق آیه مباهله ( آل عمران آبه 61) که امیر المومنین نفس پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفی میشود، این آیه شامل حال ائمه(علیهم السلام) نیز میشود چرا که ایشان نفس پیامبر(صلی الله علیه و آله) هستند و از این نوشتهها بر میآید که مسلمانان باید به این مطالبی که در الغدیر و عبقات و امثال اینها بیان شده است، ارزش بیشتری قائل شوند و به مسائل اعتقادی، بیشتر بپردارند. آیت الله نجمی که به تازگی مرحوم شد زمانی که تازه مشغول به تالیف کتاب سیری در صحیحین شده بود و علامه امینی کار ایشان را ملاحظه کرده بودند گفتند: این راه را ادامه بدهید و این از همه رشتهها ارزنده تر و مفید تر است. * از آثار دیگر علامه امینی بگویید ؟ ایشان تالیفات مختلفی دارند از جمله «ثمرات الاسفار» 4 ج؛ «شهدا الفضیله»؛ «ادب الزائر»، «سیرتنا و سنتنا» و.. اما کتاب سیرتنا و سنتنا باید تبلیغ شود، این کتاب شامل مباحثی بوده که در سفر ایشان به حلب مطرح شده است، در آنجا علمای اهل سنت گفتند: ما هم امام حسین را دوست داریم، اما این اقامه عزای امام حسین موجب اختلاف میشود و علامه امینی میفرمایند: «سیرتنا و سنتنا»؛ یعنی روش و رفتار ما عین رفتار رسول الله(صلی الله علیه و آله) است و از تولد حضرت تا روزی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در حال حیات بودند هر سال در منزل یکی از همسرانشان مجلس عزا به پا میکرده است و در مولودی امام حسین ظلمهایی که بر امام حسین وارد میشود را بیان میکردند و ما از سنت رسول الله تخطی نکردیم و ایشان احاطه کاملی به منابع اهل سنت داشتند، در سخنرانیهایشان میفرمودند: حدود 300 روایت در کیفیت صلوات است و همه مشتمل بر آل میباشد « اللهم صل علی محمد و علی آل محمد» در جلد 9 احقاق الحق این سیصد روایت آمده است؛ یکی از نکاتی که در الغدیر تاکید میکنند این است که این مسائلی را که در الغدیر آوردهام از کل فرق اسلامی است و همه از کتب اهل سنت است، حنفی و شافعی و .. اینها مطالب اسلامی است و مربوط به یک مذهب خاص نیست. * معاشرتهای ایشان با چه کسانی بود ؟ ایشان تلاش میکردند خود را با فرمایشات اهل بیت(علیهم السلام) نزدیک کنند و در تلاش احیای مکتب اهل بیت(علیهم السلام) بودند و با آن درجه علمیشان برای اینکه کتابی را از کسی امانت بگیرند؛ به خانه افرادی میرفتند که در مراتب علمی از ایشان پایین تر بودند و چه بسا اگر متوجه میشدند در نزد شخص دکان دار محله، کتابی درباره اهل بیت(علیهم السلام) موجود است به ملاقات او میرفتند و آن کتاب را رویت میکردند، مرحوم امینی به کربلا و بغداد و .. میرفتند و خواهش میکردند کتابخانههای شخصی افراد را ببینند. * آیا الغدیر به خوبی شناسانده شده است ؟ این اثر با این همه اهمیت و ارزندگی، ناشناخته مانده است، اهل قلم و نوشتار و کسانی که رسانهها در دست ایشان است باید در احیا و ترویج آن تلاش کنند؛ میرزای بزرگ شیرازی درباره عبقات الانوار فرموده است: بر هر مسلمان لازم است به هر کیفیتی میتواند در ترویج این کتاب و تطبیق عقاید خود با این کتاب تلاش وافر داشته باشد، اگر ایشان کتاب الغدیر را ملاحظه میکرد قطعا همین سفارش را درباره الغدیر میفرمودند، الغدیر، عبقات زنده است، در زمان مرحوم میر حامد حسین، آدرس دهی مرسوم نبود، مثلا میگوید: بخاری این مطلب را گفته است. ولی مرحوم امینی با آدرس، مطالب خود را بیان نموده است و آن مطالب و مطالبی را که حتی در عبقات نیامده است، آورده است جلد 1 و مقداری از جلد 2 با عبقات مشترک است، اما مطالب جلد 3 تا آخر مجلدات الغدیر منحصر به الغدیر است و در عبقات نیامده است و این امتیاز الغدیر است. * وظیفه حوزه و مسئولین حوزوی و دانشگاهی در ترویج این اثر چیست ؟ الغدیر پالایش تاریخ است و جعلیات را بر ملا میکند و تهمتهایی که به اهل بیت(علیه السلام) و شیعیان ایشان زده شده است را میزداید بنابراین هر شخصی به وسع و توان خود در احیای این کتاب مسئولیت دارد در پایان جمله ای از شهید مطهری در باب عظمت کتاب الغدیر نقل میکنم، مرحوم شهید مطهری در یادنامه علامه امینی گفتهاند: «الغدیر یوحد الصفوف الاسلامی»، الغدیر باعث وحدت اسلامی است. --------------- [6] دعای 42 صحیفه سجادیه (وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عِنْدَ خَتْمِ الْقُرْآنِ) [7] سوره مبارکه حمد آیات 6و 7 [8] منلايحضرهالفقيه ج 2 ص 613 [9] سوره حجرات آیه 2 نوشته شده توسط حجری
|
|||
|
|
۰:۲۴, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
سلام
• غدیر را به پا کنید! پس از اینکه کاروانِ حجه الوداع از منا حرکت کردند و به منطقه ای به نام «ابطح»رسیدند که مُشرِف بر مکه بود. جناب جبرئیل نازل شد و به وسیله آیات ابتدایی سوره عنکبوت پیامبر را امر به مهبا کردن مقدمات غدیر کرد. [/font]«الم(1) أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ(2) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ(3) أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا أي يفوتونا ساءَ ما يَحْكُمُون(4)». «الم. آیا مردم گمان کرده اند به ازای همین که با زبان گفتند ایمان آوردیم، رها شدند و آزمایش نمی شوند؟ و خدا پیشینیان آنها را امتحان کرده بود تا خدا راستگویان را از دروغگویان تشخیص دهد. یا گناهکاران گمان کرده اند که می توانند فرار کنند؟ چه بد حکم می کنند!» [font=Tahoma]پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: «ای جبرئیل! این آزمایش کدام است؟» جناب جبرئیل گفت: «ای محمد! خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: من قبل از تو پیامبری نفرستادم مگر آنکه هنگام سرآمدن روزگارش به او امر کرده ام که کسی را بر امتش خلیفه قرار دهد که قائم مقام او باشد و سنت و احکامش را احیا کند. کسانی که در آنچه پیامبر به آنان امر می کند مطیع خدا باشند راستگویان هستند و کسانی که مخالف امر او باشند دروغگویان هستند. ای محمد! بازگشت تو به سوی پرودگارت و بهشتش نزدیک شده است. خداوند به تو دستور می دهد که بعد از خودت علی بن ابی طالب را برای امتت منصوب کنی و سفارشات خود را به او نمایی. چرا که اوست آن خلیفه ای که چه او را اطاعت کنند و چه او را عصیان کنند، امور رعیت و امت تو را برعهده می گیرد. و این همان آزمایشی است که در آیاتی که برایت تلاوت کردم آمده است. خداوند عز و جل به تو دستور می دهد که همه آنچه به تو تعلیم داده است را به او بیاموزی و به او سفارش کنی که آنچه خدا در تو حفظ کرده و به او به امانت خواهی سپرد را حفظ کند. چرا که اوست امین و مورد اعتماد. ای محمد! من تو را از میان بندگانم به پیامبری برگزیدم و علی را به جانشینی تو انتخاب کردم.»» این وحی الهی اعلام پایان حج و آغاز واقعه ی غدیر بود. برخی گفته اند که جناب جبرئیل مطلب دیگری را هم نازل کرد و فرمود: «این دین هم چنان بر مبارزه کنندگانش غالب خواهد بود و مادامی که دوازده خلیفه از قریش بر امتم حکومت کند، هیچ مخالف و جداشونده ای به آن ضرر نخواهد زند.» نوشته شده توسط گروه غدیر
|
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
سلام
پیامبر صلی الله علیه و آله: خداوند از نور صورت علی بن ابی طالب ، هفتاد هزار فرشته ای خلق نموده که تا قیامت برای او و دوستانش طلب آمرزش می کنند. (بحار الانوار ، ج ۳۹ ، ص ۲۷۵) ![]() [b]سگ به نمکزار شود پاک پاک ای نجفت صحن نمکزار من
از راه گوش خوردن باده که دیده است؟ من یا علی که می شنوم مست می شوم ![]() |
|||
|
|
۱۷:۳۱, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
سلام
أََعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم
الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العَالَمِینَ حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکِیل نِعمَ المَولَی وَ نِعمَ النَّصِیر
ثُمَّ الصَّلَوةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدنَا مُحمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِینَ
لاسِیَّمَا إبن عَمِهِ وَ وَصِیِّهِ وَ خَلِیفَتِه، أسَدِاللهِ الغَالِب، أمیرالمؤمنین
عَلی بنِ أبِیطَالِب عَلیهِ أفضل التَحِیَّۀِوَ الصَّلَوةِ وَ السَّلامِ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلَی أعدَائِهِم وَمُنکِری فَضَائِلِهِم وَمَنَاقِبِهم مِنَ الأنَ إلَی قِیَامِ یَومِ الدِّین وَلَا حَولَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم
قَالَ اللهُ الحَکیمُ فِی کِتَابِهِ الکَریمِ : یَا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ مَا أُ نزِلَ إِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ إِن لَم تَفعَل فَمَا بَلَّغتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لَا یَهدِی القَومَ الکَافِرِینَ (سوره مائده آیه 67)
« ای پیغمبر! برسان و تبلیغ کن به مردم آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده است !و اگر نرسانی رسالت پروردگارت را نرسانده ای ! وخداوندتو را از مردم حفظ می کند ؛ وخداوند گروه کافران را هدایت نمی کند »
این آیه به آیه ابلاغ معروف می باشد واین تهدید شدیدالهی به پیامبر از جانب خداوند، درباره غدیر خم و نصب مولی الموالی حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به مقام ولایت و امامت وخلافت بلافصل رسول الله و معرفی ایشان به عموم مردم بوده است .
ادامه مطالب را از لينك زير بخوانيد موفق و سلامت باشيد يا علي عليه السلام |
|||
|
|
۷:۱۹, ۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۲ ۹:۲۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
سلام • تاج گذاری ![]() می دانیم که در روز غدیر خم صاخب خلافت مسلمین تعیین شد و به ولایت عهدیپیامبرصلی الله علیه و آلهرسید. سزاوار بود که در آن روز بنا بر رسم شاهان و امرا تاج گذاری شود. ما چون تاج هایی که از جنس طلا و جواهر بود رسم شاهان ایرانی بود و در میان عرب جایی نداشت و فقط عمامه مرسوم بود لذا در آن روزپیامبر اکرمصلی اللهعلیه و آلهعمامه ای به نام«سحاب»بر سرامیرالمؤمنینسلام الله علیهگذاشتند. البته عده ای مانندابن اثیرکه از علمای بزرگ اهل تسنن هستند، قائل اند که«سحاب»عمامه خودپیامبرصلی الله علیه و آلهبوده است.[sup](1)[/sup] در توضیح مطلب بالا باید ذکر شود که عمامه را جز بزرگان و اشراف نمی گذاشتند. ضمناًپیامبر اکرمصلی الله علیه وآلهفرمودند: «العمائم تیجان العرب» «عمامه ها تاج های عرب هستند.» (مدرک این حدیث در ادامه مطلب آورده شده است) لذا گذاشتن عمامه بر سرامیرالمؤمنینعلیه السلامبه مقدار قابل توجهی به جلال و شکوهامیرالمؤمنینعلیهالسلامافزود. البته پیام دیگری که این کار دارد آن است که کسانی که ادعا می کنند که در آن روزپیامبرصلی الله علیه و آلهمی خواستند به مردم بگویند که باعلیعلیه السلامدوست باشید؛ چگونه این تاج گذاری را توجیه می کنند؟ پر واضح است که این تاج گذاری پیامی جز خلافت و وصایت و جانشینی آن پیامبر عظیم الشأن را ندارد. اما چند نقل از اهل تسنن که حاکی از گذاشتن عمامه بر سرامیر المؤمنینعلیه السلام است: 1- کنز العمال: ح 41909 امیرالمؤمنینعلیه السلامفرمود: «پیامبرصلی الله علیه و آلهدر روز غدیر خم بر سر من عمامه ای گذاشت و یک سر آن را به پشت سر من انداخت» (در برخی نقل ها فرموده بردوشم انداخت) سپس ادامه داد: «همانا خداوند در روز بدر و حنین توسط فرشتگانی که این عمامه را بر سر داشتند مرا یاری نمود» (این نقل را کتب دیگری نظیر الریاض النظره: ج3: 17 / فرائد السمطین: باب 12 ح 41 / الفصول المهمه: 41) 2- الفردوس بمأثور الخطاب: ح 4246 ابن عباسنقل می کند کهپیامبرصلی الله علیه و آلهعلیعلیه السلامرابا «سحاب»[/b]تاج گذاری کرد و فرمود: «یا علی! العمائم تیجان العرب» «ای علی جان! عمامه ها تاج های عرب هستند» 1- النهایه ابن کثیر: ج 2: 160 ![]() سلام ![]() «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ميثاقَ اللَّهِ الَّذي أخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ.» «سلام بر تو اى پيمان خدا كه آن را ستانده و محكم گردانده است.» غدير مراسمى براى معرّفى سلسله ى امامانى بود كه پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم ، تا قيامت، جانشين آن حضرت اند و هدايت و رهبرى امّت را به دست دارند؛ امامانى كه علم كتاب و دانش تكاليف الاهى نزد آنان سپرده شده است و ميزان و معيار هر حقّ و حقيقت و برگزيدگان خدايند؛ از امام علىّ بن ابىطالب تا حضرت مهدى عليهم السلام، بر امّت است كه آنان را حمايت و به آنها مراجعه كنند و از ايشان بهره گيرند. مردم آخرالزّمان نيز از اين حكم مستثنى نيستند؛ زيرا اينان هم مخاطبان واقعى پيامبر خداصلى الله عليه وآله وسلم در غدير سال دهم هجرى بوده اند؛ چه منشور غدير پيامى براى همه ى تاريخ است. ما در اين دوران، پيشوايى داريم كه به امامتش معتقديم. در انديشه ى شيعه، آن امام بزرگوار مصداق زنده و بارز و آخرين ستاره از منظومه ى رهبران آسمانى است كه نبىّ گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم در خطابه ى غدير خود معرّفى فرمودند. اين است كه خود را از نعمت وجود امام محروم نمى دانيم؛ گرچه آنحضرت در غيبت به سر برند. در باور ما، غيبت امام يعنى حاضربودن او در سطح جامعه و زندگى به طور ناشناس. از اين روست كه مى گوييم: راه ارتباط با حجت خدا همیشه گشوده است و مى توان به سوى او تقرّب جست و درِ آستان او را كوبيد و به راستى هدايت و بصيرت در كارها را توسط او از درگاه خداوند مسألت كرد. امام زمان عليه السلام خود در يك توقيع، براى جوانى جوياى هدايت فرمودند: « إنْ استَرشَدْتَ أُرشِدْتَ وَ إنْ طلبتَ وَجَدتَ.» «اگر طالب باشى، خواهى يافت و اگر هدايت بجويى، راهنمايى خواهى شد.» به يقين، احاطه ی ایشان چنان است كه نجواى شيعيان را در خانه هايشان مى شنوند و با حمايتهاى آشكار و پنهان خويش، پاسخگوى آنان خواهند بود. در عين حال، ديدار حضورى ايشان در صورتى كه اراده ى آن بزرگوار بر آن تعلّق گيرد امرى ممكن است؛همان طوركه تجلّيّات و تشرّفات بسيارى در دوران غيبت كوتاه و بلند آن كعبه ى دلها اتّفاق افتاده است. پديده ى غيبت و ظاهرنبودن او نبايد سبب شود تا براى او شأن كمترى نسبت به امامان گذشته قائل شويم! ظرافت اين نكته چنان است كه حتّى برخى از بزرگان در بعضى از موارد از آن غافل مانده اند. داستان مقدّس اردبيلى آن هنگام كه براى حلّ مشكل علمى به اميرالمؤمنين عليه السلام متوسّل مى شود تا از خدا بخواهد كه به آن امام اجازه دهد كه مشكل او را حل كند نمونه ى بارز اين مسأله است و اميرمؤمنان عليه السلام اين نكته ى ظريف را به اين عالم متّقى تذكّر دادند: «به سراغ فرزندم مهدى كه امام زنده ى توست به مسجد كوفه برو و پاسخت را از او دريافت كن؛ او امام زمان توست.» در غدير خم، پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم وقتى معنا و مفهوم ولايت را توضيح دادند و از همه ى مردم گواهى گرفتند كه نسبت به آنان از خودشان سزاوارتر و صاحباختيارترند- منشور ولايت امامان را صادر فرمودند كه: «مَنْ كُنتُ مولاهُ فَهذا عليٌّ مَولاه...»[/b]؛ و هر كه مرا صاحب اختيار و سرپرست خود مى داند، على عليه السلام را هم، به معناى كامل كلمه، صاحب اختيار و سرپرست خويش بداند و اين تا قيامت در نسل على عليه السلام خواهد بود. فرمودند: «بر هر يكتاپرستى، حكم او جارى و كلام او روا و فرمان او نافذ است. فرمانبردارى از ائمّه عليهم السلام بر همه واجب است.» لازمه ى اعتقاد به ولايت امام عليه السلام اين است كه مؤمن امامش را بيش از خود نسبت به همه ى امور صاحب حق بداند و براى ايشان در همه ى كارهاى مربوط به خويش تقدم قائل باشد. به عبارت ديگر، حقّ امر و نهى براى امام قائل شود و خواست حضرتش را در هر مسألهاى جست وجو و اطاعت كند. در عصر حاضر كه امام زمان عليه السلام، عهده دار كارگزارى و فرمانروايى جهان است حق حجّت الاهى نسبت به ما اين است كه ايشان را در همه ى امور، صاحب اختيار خويش بدانيم و همواره خود را حاضر بر سر سفره ایشان ببينيم و همه ى هستى و امكاناتى كه در اختيار داريم جز در مسيرى كه مورد خشنودى حضرت اوست، به كار نبنديم بلكه امور خود را، در همه ى لحظه هاى عمر، مطابق رضاى آن قبله ى دلها جهت دهيم. غدير روز ميثاق است؛ روزى كه امامت همه ى امامان به نحو كامل و رسا به همگان ابلاغ شد و از همه ى مردم بر اين مطلب پيمان و ميثاق گرفته شد. رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به مقتضاى موقعيّت و كثرت جمعيّت، در مرحله ى اوّل، به پذيرش قلبى و اقرار زبانى اكتفا فرمودند و سپس براى رسميّت بخشيدن بيشتر دستور دادند دو خيمه برپا شود. آنگاه خود و حضرت علی علیه السلام هريك،در يكى از خيمه ها حاضر شدند تا مردم ابتدا با پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم و سپس با اميرالمؤمنين عليه السلام دست بيعت دهند و انتصاب آنحضرت را به امامت و صاحب اختيارى تبريك و تهنيت گويند. اينك، اگر كسى صادقانه به پيمان غدير پاىبند بود و در هر عيد غديرى، با خدا و پيامبر و امامانش تا حضرت بقيّةاللَّه عليه السلام تجديد بيعت كرد، از كسانى كه در غدير حاضر بودند چيزى كم ندارد. اگر امام زمان عليه السلام تنها ميثاقى است كه خداوند در حال حاضر بر روى زمين دارد و در روز غدير دعوت كننده ى الاهى به اسم و صفت معرّفى اش فرمود و از همه ى مردم تا روز قيامت، خواست تا پيمان امامت او را برعهده گیرند، مى توان در روزگار غيبتِ امام عصرعليه السلام هم، در دل با آن حضرت بيعت كرد. از اين رو خواندن ادعيه همچون دعاى عهد يا... كه نمادى براى اين تجديد بيعت قلبى است، توصيه شده است. لازمه ى بيعت با امام زمان عليه السلام، اطاعت است و پاىبندى بر محتواى پيام غدير و پذيرش مولويّت آن امام هُمام است. اگر ما خود را شيعه ى امام عليه السلام مى دانيم، بايد ببينيم عمل ما چه قدر مطابق پيمانى است كه با پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم بسته ايم. آيا با دل و جان و زبان تسليم نبىّ و وصى شدهايم؟ زبانمان چهقدر در جهت خشنودى ايشان چرخيده است و در نهايت، قلب ما چه مقدار در خدمت مولايمان بوده است؟ چه قدر از سالهاى عمر و امكانات خويش را در راه كسب رضاى محبوب صرف كرده ايم؟ آيا بر اداى حقوق امام زمان خود اهتمام ورزيده ايم؟ باهم،به حضورپيام آورمهربان و نبىّ گرامى اسلام كه درود خدا برآن حضرت و خاندانش باد عرضه مى داريم: يا رسول اللَّه! در غدير خم، دستان نياكانمان را در دست امام زمانشان، علىّ بن[/font]ابىطالب عليه السلام، نهادى و آنان را فرمودى كه از او پيروى كنند و يادآور شدى كه پاى بندى بر پيمان غدير، سعادت دنيوى و اخروى ما را تأمين مى سازد. اينك كه پيامت به ما رسيده است، ما نيز دست بيعت به سوى تنها يادگار زنده ى حاضرت، حضرت مهدى عليه السلام دراز مى كنيم و اعلام مى كنيم كه او امام زمان ماست و پيشوايى كه تو به فرمان الاهى منصوباش داشته اى. در همه حال، به او توسّل داريم و منتظريم تا با ظهورش حقيقت غدير به انجام رسد. براى فرجش دعا مى كنيم و براى يارى اش آماده ايم و هرگز از او غافل نخواهيم بود و بر اين عهد پاى بنديم؛ باشد كه وفادارى ما به غدير و وارث غدير قلب آن پيامبر مهربان را خشنود سازد و ما را به عاقبتِ خير و رستگارى و سعادت برساند. در غدير، مسلّم شد: آنان كه از خدا و رسولش و على و فرزندانش عليهم السلام كه صراط مستقيم الاهى اند اطاعت كنند، بى گمان، به رستگارى و بهشت دست مى يابند و كسانى كه با آنان مخالفت كنند، رانده ى درگاه خدا و اهل شقاوت اند و به دوزخ وارد خواهند شد و اين ثمره ى دو نوع ارتباط و برخورد مختلف با امام است. اطاعت از وصىّ پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم، حضرت مهدى عليه السلام در آن است كه به پيمان غدير و عهد امامت آن مولا وفادار بوده خود را به اعمال شايسته بياراييم و از گناهان و لغزشها دورى كنيم تا نشان دهيم كه اماممان را دوست داريم و از آنچه او نمى پسندد گريزانیم و به عهد اطاعت از او پاى بنديم و بر انجام پيمان خود، سستى نمى نماييم. اگر وفادار بوديم و توفيق طاعت خواستيم و تسليم امر آن بزرگوار شديم و راه هدايت و صراط مستقيم الاهى را از او طلبيديم، مشمول عنايات ويژه ى امام عصرعليه السلام مى گرديم و نظر لطف حضرتش را بر خود بيشتر احساس مىكنيم. هشيار باشيم تا شيطان و دستيارانش ما را در اطاعت از آخرين بازمانده ى غدير، حضرت مهدى عليه السلام ، باز ندارند؛ چه از غدير سال دهم هجرى، هنوز هفتاد روز بيشتر سپرى نشده بود كه نگذاشتند جهانيان از آن كوه شرافت و فضيلت و حكمت و عصمت و آسمان شجاعت و غيرت و جوانمردى و مروّت و فتوّت و درياى علم و صبر و وفا و صفا، در اين كوير خشك تفتيده ى دنيا بهره گيرند و بفهمند كه على نسخه ى منحصر به فرد عالم هستى است. نگذاشتند قحطى زدگان دنيا باران رحمت و نعمت محبّت علوى و جانشينان پاكش را، حتّى لحظه اى، بچشند و آن دريا در دل زمين نهان شد. آرى، شُكوه غدير را برنتابيدند و حُرمت اميرش را فرونهادند و جان و روح و ناموس غدير را در همسايگى مرقد آن پيامبر رحمت، به جفا آزردند و چه كفرانى بر اتمام نعمت الاهى و چه دشمنى با اكمال دين و شريعت ورزيدند! آنچنان بر امير غدير ستم آوردند كه گويى استخوان در گلو و خار مغيلان در ديده داشت و در آن حال، چاره اى نمى يافت جز شكيبايى. چه بسيار از همانها كه در ايّام غدير در حضور آموزگار و آورنده ى شريعت، براى سلام و تبريك به مولاى غدير و پيمان بستن با او بر يكديگر پيشى مى جُستند، آن عهد و پيمان را زير پا گذاشتند و فردا و فرداهاى غدير... افسوس كه چه خسران و خسارتى بر بشريّت بار شد و چه حسرت و افسوسى باقى ماند! اين همه انتظارى كه كشيديم و مىكشيم نتيجه ى همان پيمان شكنى است كه بر اميران غدير روا شد. آرى، كسى كه حقّ خدا را در مورد ولىّ برگزيده اش ادا نكند و بدو تمسّك نجويد و صراط مستقيمى را كه خدا گشوده است نپيمايد، مسلّماً دچار راه زنى همچون شيطان مى شود. غدير را جايگاهى يافتيم كه فرمان خداوند در آن به اجرا درآمد و پيامش كه امامت امامان از غدير تا قيامت بود ابلاغ شد؛ پيامى كه پيام آور خدا رساندنش را فريضه اى بزرگ شمرد و از حاضران پيمان گرفت تا به عنوان مهمترين معروف، اين پيام را، تا روز قيامت، به غايبان برسانند. از اين رو، ابلاغ پيام غدير قطعى و واجب است و اگر ما شيعه اى بوديم كه به يُمن غدير ، پيام رسان غدير به نسلهاى بعد شديم، باید بر خود ببالیم؛ زيرا نه تنها فرمان الاهى را به اجرا درآورده ايم كه كارى پيامبرانه كرده ايم و گامى در پى امامان هدايت و غديرى خود برداشتهايم. اوّلين يادآور و پيام آموز غدير دختر عزيز رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم بود كه در مسجدالنّبى، ضمن خطابه اى پُرشور، مهاجر و انصار را مخاطب قرار داد و فرمود: «شگفتا! آيا غدير را فراموش كرده ايد؟ فراموش كرده ايد يا خود را به فراموشى زده ايد؟! مگر پدرم در روز غدير خُم براى كسى عذرى باقى گذاشت؟!» زهراى اطهرعليها السلام يك لحظه از پا ننشست تا غدير پنهان نشود و فراموش نگردد و تا آنجا بر اين حقّ از دست رفته پاى فشرد كه دژخيمان خانه اش را به آتش كشيدند و پیکر پاکش را پشت آن در نيم سوخته ى شعله ور، از سر ستم فشردند. خواستند غدير را در مسلخ سقيفه ذَبح كنند؛ امّا يادگار رسول از يارى همسر و امام غريب خود دست بر نداشت. از على گفت و گفت تا سرانجام جان بر سر اين راه گذاشت. اين بود كه براى همه ى غديريان الگو شد و این گونه به ما آموخت كه براى رساندن پيام حياتبخش غدير، بايد خروشيد و در ابلاغ آن به همه ى نسلها با همه ى توان از دل و جان كوشيد. دار و ندار خويش را در اين راه بايد داد. اينك، وظيفه ى ما در غدير برطرف كردن گرد و غبار غربت از چهره ى اميران غدير است تا آنكه غمى از دل امام عصرعليه السلام بزدايد. اگر ما از امّت مصطفى صلى الله عليه وآله وسلم هستيم و به فرمان بزرگداشت غدير و ابلاغ پيامش متعهّديم و آن را برترين معروف مى دانيم كه بايد بدان امر كرد، حتّى با دست خالى و پاىبرهنه و پياده بايد به راه افتيم و چونان سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار كه غربت غدير و اميرش را دريافته بودند از ولايش دَم زنيم و بانگ برداريم كه: حق با على است. آرى، ما امامت و صاحب اختيارى على و فرزندانش عليهم السلام را به همه جا و همهكس مى رسانيم تا در روز رستاخيز، در برابر رسول خدا و عترت او شرمنده نباشيم. ابلاغ پيام غدير خدمتگزارى به آستان امام عصرعليه السلام است و بهترين توفيقى كه خداوند ممكن است در روز مبارك و فرخنده ى غدير به آنان كه درخواست مى كنند، عطا فرمايد. اگر در مسير رضاى امام عصرعليه السلام تلاش و كوششى كرديم و در زمان حاضر، او را به مردم مضطرب و بيچاره ى زمين شناسانديم تا گامى به امام زمانشان نزديك شوند، وظيفه ى غديرى خويش را به جا آورده ايم و پيام غدير را در حدّ خود ابلاغ كرده ايم و آنگاه كه اينچنين شد، بهترين عيدى الاهى در اين ايّام نصيبمان شده است. غدير عيد ولايت كسى است كه جدّيّت هدفمند كردن زندگى و اهمّيّت كوشيدن در بندگى را به ما نشان داد. عيد مولايى كه بازى اش با كودكان يتيم بود و شادى اش نبودن دلى غمين؛ جليس محرومان بود و انيس مظلومان. ... و اكنون در آستانه ى غديريم! آيا من و تو آن چنان كه رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «غدير، افضل اعياد امّت من است» اين عيد را بزرگترين و برترين عيدمان مى[font=Tahoma]دانيم و براى رسيدنش روزشمارى مىكنيم؟ آيا شور و نشاطى كه در غدير بر پيامبر خدا نمودار بود در ما نيز هست؟ اگر مَحبّت مرتضى على و فرزندانش تا امام زنده ى اين زمان، در خانه اى راه يافت، آن خانه آباد و نورانى شده است؛ هر چند آن خانه سراى دلى باشد و چه خانه اى پاكتر از دل؟ هريك از ما وظيفه منديم تا بر اتمام نعمت الاهى و اكمال شريعت محمّدى شكر و سپاس به جا آوريم و بايسته ى اين شكر آن است كه نگذاريم غدير از ياد رود و هر ساله غريبانه بيايد و برود و تا سالى ديگر، فراموش شود. بايد قدردان غدير باشيم و به تعظيم آن همّت گماريم. ساده ترين كار آن است كه به سنّت پدران، با ديدار سادات، خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم را احترام بيشتری بگزاريم. غدير، روز دورى از گناهان و آمرزش خطاى بندگان است. بياييم طعم شادمانى غدير را در كام كودكان، نوجوانان و جوانان شيرين كنيم و آنان را با شميم مهر و مَحبّت امام عصرعليه السلام آشنا سازيم تا هر ساله منتظر غدير باشند. عيدگرفتنِ غدير اگر فرهنگى عمومى شد و ميان مردم رواج يافت، همچون عاشورا فرونشاندنى نيست. سُرور و شادى در غدير به همان قدر مهمّ است كه عزادارى و ماتم در محرّم. آن هنگام است كه وظيفه اى را كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود به انجام رسانده ايم و دل و جان جوانانمان را با بيان مكارم اخلاقى پيشوايان گرانقدر خود، از علىّ مرتضى تا مهدى آل محمّدعليهم السلام، روشن كردهايم تا به خود ببالند كه مولايشان على است و بنازند كه شيعه ى مهدى اند. آنگاه لذّت عناياتشان را خود خواهند چشيد. اگر در غدير كه نه، در تمام ايّام، درد غربت دين و مظلوميّت امير غدير را در سينه داشتيم و بارى، به عيادت بيماران و تفقّد ايتام و گره گشايى از گرفتاران رفتيم و سلامشان كرديم و مباركباد گفتيم و رنج بيمارى و درد بى پدرى و ظلم ديدگى از بى مروّتى و نبودِ عدالت را در جانشان التيامى بخشيديم و هديهاى، هرچند كوچك بهگونهاى كه خجالتى نياورد و هيچ منّتى از ما نبينند تقديمشان كرديم و ياعلى گويان به خدايشان سپرديم...، شايد گوشه اى از وظيفه ى غديرى خويش را به انجام رسانده و كارى كرده باشيم تا پس از رفتنمان، نه ما را، كه از على تا مهدى عليه ما السلام را دوست بدارند. پيام غدير بشارتمان داد كه مولايمان زنده و حاضر و آخرين پيشوا از سلسله ى امامان است. اوست كه كارها به او واگذار شده است. اوست كه كسى بر وى پيروز نمى گردد. اوست امام و حجّت باقى و پس از وى حجّتى نيست. هيچ حقّى نيست مگر همراه او و هيچ نورى نيست مگر نزد او. آرى، او امين خدا و ولىّ او در زمين است. امروز يگانه وارث زنده ى غدير، امام حاضر من و شماست؛ همان امامى كه خداوند از ميان مخلوقاتش برگزيده و در پيشگاه او صاحب منزلت است؛ همان امامى كه علوم همه ى انبيا به او رسيده و وارث هر دانش و چيره بر هر علمى است؛ همان امامى كه رمز خاتميّت پيامبر است و جاودانگى اسلام؛ همان امامى كه رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم در غدير بشارت ظهور و فراگيرى عدلش را در زمين به همه ى انسانها داد. او هم اينك وارث ولايتِ علوى است. بياييم در اين زمان همه ى توجّه خود را به آستان او معطوف كنيم و براى يافتن حقّ و كسب نور و هدايت، به درگاه او متوسّل شويم و درِ خانه ى او را بكوبيم. ملاك حق، امروز وجود امام حىّ است. به همين دليل، آن محبوب دلها به یه یکی از علما فرمود كه: «جستن معارف والاى دينى، جز از راه ما خاندان، به انكار ما مى انجامد.» اين همان سخن امام صادق عليه السلام است: «دروغ مى گويد كسى كه گمان دارد كه از شيعيان ماست؛ امّا به دست آويزهاى ديگران تمسّك مى جويد.» به لحظات پايانى نزديك شده ايم. كوشيديم تا حدّ توان، گوشه اى از فضايل و كمالات امير غدير و سلسله ى پيشوايان از فرزندانش را به همراه پيام غدير به گوش جان شيفتگان و شيعيانش برسانيم. آری، خوشحال باشيد و دل مسرور داريد كه «فرزند على» در راه است و صبح پيروزى آمدنى است. اگر توفيق درك محضر او را يافتيد، دست در دستش گذاريد و با او صادقانه و از سويداى دل، بيعت كنيد و عيد غدير را به آستانش تبريك گوييد و بدانيد كه دولت عدل او تجسّم آرمان بعثت و غدير و عاشوراست. خدايا! توفيق شكر نعمت غدير را به ما ارزانى دار تا قدردان غدير باشيم و به تعظيم آن همّت گماريم. خدايا! تو را به روح ولىّ ات على عليه السلام هم او كه چشم بر هم زدنى، به يگانگى تو شرك نورزيد سوگند مى دهيم در فرج فرزندش مهدى عليه السلام شتاب فرما. خدايا! ايمان و تقوايى عطايمان كن تا ابرهاى سياه غيبت سبب محروم ماندن ما از تابش خورشيد وجودش نگردد. چشمان[sup] [/sup]مان را به چهره ى پُرفروغ آن ولىّ خدا كه به يُمن وجود او زنده ايم و نفس مى كشيم منوّر ساز. «اَللَّهُمَّ أرِني الطَّلْعَة الرَّشيدَة وَ الْغُرَّةَ الحَميدَة وَ اكْحُلْ ناظري بِنَظْرَة منّي إليه...» |
|||
|
|
۲۳:۴۰, ۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
این جا غدیر خم است؛مکانی که پیامبر اسلام حضرت علی (علیه السلام) را بر منصب رهبری مسلمانان وحکومت اسلامی انتخاب نمود و گفت(من کنت مولاه فهذا علی مولاه) !
این جا مکانی است که پیامبر اسلام پاداش رسالت خود را،پاداش آن همه زحمات وسختی هایی را که برای گسترش دین اسلام انجام داد،برای امیر المؤمنین به امانت گذاشت. ![]() |
|||
|
|
۷:۳۴, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
سلام
![]() حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند: کسى که در روز عید غدیر هر ساعتى که خواست، دو رکعت نماز بخواند و بهتر اینست که نزدیک ظهر باشد که آن ساعتى است که امیرالمؤمنین علیهالسلام در آن ساعت در غدیر خم به امامت منصوب شد، (هر که چنین کند) همانند کسى است که در آن روز حضور پیدا کرده است… ( وسائل الشیعه ۵: ۲۲۵، ح ۲٫ ) |
|||
|
|
۹:۵۱, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]](http://www.ghadirioon.com/images/stories/poster%20ghadir-01.jpg)
![[تصویر: ghadir-khom-postal_www.patugh.ir-11.gif]](http://www.patugh.ir/up/2012/10/ghadir-khom-postal_www.patugh.ir-11.gif)
![[تصویر: web%20ghadir92-1.jpg]](http://www.ghadirioon.com/images/stories/web%20ghadir92-1.jpg)




![[تصویر: 3548.jpg]](http://aboutorab.com/data_file/3548.jpg)
* ![[تصویر: 94864197430732137579.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/94864197430732137579.jpg)
![[تصویر: 47799878861453651666.png]](http://www.shiaupload.ir/images/47799878861453651666.png)
![[تصویر: babol2011_19.gif]](http://s3.picofile.com/file/7540343224/babol2011_19.gif)
![[تصویر: baner.jpg]](http://host.kanoon-ansar.ir/New%20Folder/ghadir/baner.jpg)

![[تصویر: 97656321277669767100.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/97656321277669767100.jpg)
![[تصویر: 94673124567828513487.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/94673124567828513487.jpg)