کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سایبورگی ها بخوانند
۳:۳۷, ۲۷/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/شهریور/۹۲ ۳:۳۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: cyborg.jpg]

سایبورگ چیست؟

این کلمه مخفف
cybernetic organism و در واقع به معنی زندگی سایبری است.


خواندن این مقاله چند قسمتی را به شما توصیه می کنم.

آیا چاره ای جز انتخاب زندگی سایبری نداریم؟

در عصر حاضر تعداد زیادی از انسان ها زمان خود را به دو قمست عمده تقسیم کرده اند، زمانی که در دنیای واقعی سپری می کنند و زمانی که زندگی سایبری(Cyber Life) دارند، این تقسیم بندی می تواند خودآگاه یا ناخودآگاه، عمدی و یا سهوی صورت بگیرد.

برخی در حد ارسال چند پیام از طریق تلفن همراه و برخی دیگر به اندازه سال ها از عمر خویش را به زندگی سایبری اختصاص می دهند. عده ای بی مهابا در حال کوچ کردن به محیط های سایبر و انتخاب سایبری زندگی کردن به جای واقعی زیستن، هستند و عده ای دیگر از زندگی سایبری و برخی مصادیق آن فراری بوده و واقعی بودن را ترجیح می دهند.
به هرحال زندگی سایبری به عنوان بخشی از زندگی انسان موضوعیت پیدا کرده و به علت رشد روزافزون و تأثیرات و تبعاتی که دارد، لحاظ کردن آن و تعیین مؤلفه ها و حدود و ثغورش در مباحث حوزه سبک زندگی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.




زندگی سایبری از ترکیب دو واژه زندگی(Life) + سایبر(Cyber) ساخته شده است. واژه ی سایبر یکی از پیشوندهای مرتبط با اینترنت است که تاکنون با لغات زیادی ترکیب شده و آن ها را سایبری کرده است. این واژه برای اشاره و یا ساختن واژگان مربوط به فرد، شیء و یا هر چیزی که بخشی از عصر کامپیوتر و اطلاعات است اعم از اینترنت، کامپیوتر، شبکه ها و یا سایر استفاده ها از تکنولوژی های برتر(High-Tech)، به کار رفته است.


سایبر از سایبرنتیکس(Cybernetics) گرفته شده است. لغت سایبرنتیکس را گروهی از دانشمندان که توسط نوربرت وینر(Norbert Wiener) رهبری می شدند ایجاد کردند. چندی بعد در سال 1948 از طریق کتاب "سایبرنتیکس یا کنترل و ارتباطات در حیوان و ماشین" (Cybernetics or Control and Communication in the Animal and the Machine)که توسط وینر نگاشته شده بود، رسماً معرفی شد. وینر یک ریاضی دان، مهندس و فیلسوف اجتماعی بود. در تعریف وینر سایبرنتیکس علم مطالعه نظام کنترل ارتباطات و اطلاعات در موجودات زنده و ماشین است.

سایبرنتیک از لغت یونانی KUBERNETES به معنای سکاندار یا حاکم گرفته شده است. این لغت پس از ورود به زبان لاتین به GUBERNATOR تبدیل شد و بعدها در انگلیسی به صورت GOVERNOR به معنای حاکم در آمد. افلاطون این واژه را برای اشاره به دولت و دانشمند فرانسوی آمپر نیز کلمه LA CYBERNETIQUE را در علوم سیاسی و به معنای حکومت به کار برده است. این کلمه به معنای کنترل رفتارها به منظور هدایت، اعمال قدرت، قانونمند کردن، تحت سلطه گرفتن، مهارکردن و فرماندهی است.

سایبرنتیک به عنوان یک فرایند برای مدت ها در طبیعت وجود داشته است. وینر بیان می کند که حیوانات به عنوان سیستم های بیولوژیکی(Biological Systems) و ماشین ها به عنوان سیستم های غیربیولوژیکی و یا مصنوعی(Non-biological or "Artificial" Systems) می توانند برحسب اصول سایبرنتیک عمل کنند. این ایده صریحاً بیان می کند هر دویِ سیستم های زنده و غیر زنده می توانند هدف داشته باشند، ایده ای وحشتناک در سال 1948.


[تصویر: 286392_882.jpg]

نوربرت وینر (Norbert Wiener)

برای آشنایی بیشتر با نظام کنترل و ارتباطات در سایبرنتیک می توان برای مثال به سیستم عصبی انسان اشاره کرد، در سیستم عصبی انسان مغز به عنوان کنترل کننده، یک سیستم پیام رسان و یکسری اندام وجود دارند. در این سیستم فرمان ارسال شده از طرف مغز توسط سیستم عصبی به اندام ها رسیده و آن ها را به حرکت وا می دارد.

وینر ارتباط گیری و کنترل را در تعریف سایبرنتیک در کنار یکدیگر به کار می برد، به این معنا که هنگامی که دو نفر از طریق ارسال پیام با یکدیگر ارتباط برقرار می کند، این امر مستلزم حدی از کنترل از سوی طرفین بر روی پیام و نحوه ی ارتباط است.


[تصویر: 286393_938.gif]


سایبرنتیک دانشی میان رشته ای است که در آن از علوم مختلفی همچون ریاضیات، الکترونیک، زیست شناسی، جامعه شناسی، ارتباطات و غیره برای شناخت و بررسی ارتباطات و کنترل و نظارت بر سیستم استفاده می شود.

امروزه سایبرنتیکس به دانش مطالعه کنترل و تنظیم مکانیسم ها در سیستم های انسان و ماشین که شامل کامپیوتر هستند، اطلاق می شود. سایبرنتیک بر پایه ارتباطات و تبادل اطلاعات شکل گرفته و با گسترش دامنه ی فضای سایبر(Cyberspace) حوزه سایبرنتیک نیز رشد قابل توجهی پیدا کرده است. ترکیب فضای سایبر را نخستین بار در سال 1982ویلیام گیبسن(William Gibson) نویسنده داستان های علمی تخیلی در رمان نورومانسر(Neuromancer) برای اشاره به فضای کلی ایجاد شده توسط شبکه های کامپیوتری، مورد استفاده قرار داد.


[تصویر: 286394_440.jpg]

رمان نورومانسر
فضای سایبر اولین بار در این داستان به کار رفت


[تصویر: 286395_382.jpg]

ویلیام گیبسن

تعاریف مختلفی برای فضای سایبر بیان شده است، در یک تعریف فضای سایبر جهان اطلاعاتی است که از طریق اینترنت ایجاد شده و در تعریف دیگر به تمام در هم تنیدگی(Interconnectedness) و تعاملات انسانی از راه کامپیوترها و ارتباطات مخابراتی بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی گفته می شود. در حوزه علمی تخیلی نیز به نمایش سه بعدی جهان مجازیِ شبکه های کامپیوتری فضای سایبر گفته می شود. برخی نیز فضای سایبر را تنها یک «توهم توافقی» در نظر می گیرند. بزرگترین فضای سایبر شبکه ی جهانی اینترنت است، اما فضای سایبر به اینترنت محدود نشده و کلیه حوزه های تعاملی و ارتباطی انسان را در بر می گیرد.

در برخی تعاریف زیرساخت های بهم وابسته ی فناوری اطلاعات، شبکه های مخابراتی و سیستم های پردازش کامپیوتری نیز جزئی از فضای سایبر محسوب می شوند، در حالیکه در تعاریف دیگر ابزارها بخشی از فضای سایبر نیستند یعنی فضای سایبر جریان اطلاعاتی که بین شبکه های کامپیوتری بهم متصل برقرار است را شرح می دهد، مثلاً در یک تماس تلفنی فضای بین تلفن ها که مکالمه در آن صورت می گیرد فضای سایبر است و صورت فیزیکی دستگاه های تلفن بخشی از آن نیست. برخی نیز ضمن در نظر گرفتن زیرساخت ها عقیده دارند فضای سایبر بیشتر بوسیله ی تعاملات اجتماعی ای که آن ها را در برگفته است تعریف می شود تا پیاده سازی های فنی، بنا بر این تعریف رویدادهایی که در اینترنت شکل می گیرد بر روی سرورها و یا مکان مشارکت کنندگان اتفاق نمی افتد بلکه در فضای سایبر بوقوع می پیوندد. همچنین درباره ی فضای سایبر گفته شده این فضا یک واقعیت مجازی است(Virtual Reality)، بدین ترتیب که اگرچه واقعی نیست اما اثر واقعی دارد.



[تصویر: 286396_786.jpg]


علت اینکه تعاریف متعدد و متفاوتی برای فضای سایبر وجود دارد این است که از ابتدا تعریف و حد و مرز مشخصی برای آن در نظر گرفته نشده و افراد مختلف به شکل توافقی کلیت این مفهوم را پذیرفته اند. گیبسن درباره ساخت این کلمه می گوید: «تمام چیزی که من هنگام ساخت ترکیب cyberspace می دانستم این بود که آن به شکل یک اصطلاح محبوب ِمدِ روز (Buzzword) و اثرگذار که هیجان انگیز و ذاتاً بی معنی بود، به نظر می رسید. در واقعیت حتی برای من نیز تا وقتی که آن را روی کاغذ دیدم، مفهوم بامعنابی نداشت.». وی همچنین در جای دیگری می-گوید: «فضای سایبر یک توهم مبتنی بر رضایت است که هر روز توسط میلیاردها اپراتور از ملیت های گوناگون تجربه می شود، ... یک پیچیدگی غیرقابل تصور...». سایبر، فضای سایبر و لغاتی از این دست، مفاهیمی هستند که تعریف دقیقی برای آن ها وجود نداشته و تنها می توان با توصیف ویژگی ها، آن ها را به شکل کلی پذیرفت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: صبا شريفي ، SAViOR ، fiftynine ، عبدالرحیم ، شاهد ، Havbb 110 ، joseffist ، مسافر ، یاسمین ، m.hossein ، fafa* ، دل خسته ، help me ، مفقود الاثر ، N2376DIR ، فرشته مهربون ، warior ، medad.sefid ، azade ، رمز شب ، ali0077 ، ریحانه653
۱۲:۳۷, ۲۷/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
آیا فضای مجازی همان اینترنت است؟

برخی فضای سایبر را با اینترنت یکی می گیرند که اشتباه است. چرا که فضای سایبر ارتباطات صورت گرفته مبتنی بر سیستم های مخابراتی را نیز شامل می شود. برخی نیز cyberspace را فضای مجازی معنا می کنند که این نیز اشتباه است، فضای سایبر اگرچه مجازی است به این معنا که در عالم واقعیت وجود ندارد، اما دقیقاً معادل virtual نیست. برای این منظور لازم است اشاره کنیم واژه virtual که مجازی ترجمه می شود، دو حوزه را پوشش می دهد، هم برای بیان آن چه که در جهان واقعیت وجود ندارد به کار می رود و هم در علوم کامپیوتر برای توصیف آن چه که توسط سیستم رقم می خورد از جمله موارد زیر:

*چیزهایی که در کامپیوتر و یا به شکل آنلاین شبیه سازی شده اند، به عنوان مثال جهان مجازی که در بازی ها آنلاین به کار می رود به نسخه ای شبیه سازی شده از جهان واقعی اشاره دارد.

*اشیایی(Object) که در برنامه نویسی شیءگرا ساخته می شوند.

*برخی کاربردهای مرتبط با فناوری همانند ارتباط مجازی(virtual communication)

*مفهومی کامپیوتری از چیزی که به شکل فیزیکی وجود نداشته اما توسط نرم افزار به نمایش در می آید.

*عنصری که موقتاً توسط نرم افزار شبیه سازی یا گسترش می یابد مانند حافظه مجازی(virtual memory)

مواردی که به عنوان مجازی و توسط کامپیوتر ایجاد می شوند نیز با یکدیگر تفاوت دارند، به عنوان مثال وقتی سیستم یک ماشین و یا حافظه مجازی در درون خود ایجاد می کند این واحد مجازی به سیستم در انجام کارها کمک کرده و به عنوان مثال سرعت انجام فعالیتی را افزایش می دهد، یعنی کاربر اثر آن را که انجام سریع تر کار است درک می کند، در حالیکه کاری که بسیاری از عناصر مجازی انجام می دهند هیچ فایده ای برای کاربر که در جهان واقعی است، ندارد، مثلاً یک کاراکترِ بازی یا یک آواتار تاثیری بر دنیای واقعی ندارد.

ضمن اینکه عمر برخی اشیاء مجازی همچون آن چه که در حین انجام یک برنامه ساخته شده و پس از آن نابود می شود، کوتاه و موقتی است، و عمر برخی دیگر همچون آواتار یا کاراکترِ بازی تا زمانی که سیستم و یا سرور روشن باشد، می تواند برای مدت ها ادامه داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از اشیاء و اجزای مجازی توسط سیستم ایجاد و به کار گرفته می شود بدون آن که کاربری که پشت سیستم می نشیند آن ها را دیده و یا اطلاعی پیدا کند، اما دسته ای از عناصر مجازی هستند که توسط سیستم و با هدایت کاربر ساخته می شوند مانند کاراکترِ بازی و یا آواتار، که خصوصیات آن را کاربر تعیین می کند.


[تصویر: 286402_100.jpg]


هنگام استفاده از واژه ی مجاز باید دقت کنیم کدام را مدنظر داریم.

با توجه به مطالب گفته شده دو فضای مجازی داریم که فضای سایبر معادل هیچ کدام نیست.


[تصویر: 286403_526.jpg]


شاید بتوان چنین گفت که جوهره فضای سایبر ارتباط و ویژگی اصلی فضای مجازی(چیزی که توسط سیستم ساخته می شود) نیز شبیه سازی جهان واقعی است. این دو فضا با تمام اشتراکاتی که دارند، یکی نیستند، به عنوان مثال ارتباطات و زیرساخت های مخابراتی جزئی از فضای سایبر هستند اما مجازی و ایجاد شده توسط کامپیوتر نیستند. از طرف دیگر یک کامپیوترِ تنها که به اینترنت متصل نیست و از طریق آن ارتباطی رقم نمی خورد، فضای مجازی دارد اما سایبری نیست، پس از اتصال به اینترنت این کامپیوتر نیز به فضای سایبر می پیوندد. در فضای سایبر ارتباط و بهم پیوستگی شبکه ها و سیستم ها موضوعیت دارد اما در فضای مجازی سیستم های مفرد و مجزا از سایرین نیز دیده می شود. پس هنگام استفاده از این مفاهیم باید دقت لازم را داشته باشیم.

[تصویر: 286404_877.jpg]


حال زمان آن رسیده که تعریف خود را از فضای سایبر ارائه کنیم، فضای سایبر از یکطرف مفهومی همه جایی، سه بعدی و نامتناهی است و از طرف دیگر مجازی(Virtual) است چرا که در جهان واقعی مکانی را اشغال نکرده است. این فضا اگرچه محدود به یک موقعیت جغرافیایی خاص نیست اما از همه جا به شرط وجود ابزارهای لازم قابل دسترسی است.

فضای سایبر یک جهان خیالی و مفهومی از تعاملات شبکه ای شده بین انسان ها و تصورات و ساخته های ذهنی آن ها پیرامون ارتباطات و سیستم هاست. کارکرد اصلی این فضا این است که محیطی برای تعامل تعداد زیادی از افراد فراهم آورده، بطوریکه بتوانند بر دیگران تأثیرگذاشته و تأثیر بپذیرند، پس محیط سایبر اساساً ماهیتی رسانه ای دارد، البته مطابق تعریفی که از علم سایبرنتیکس صورت گرفت، سایر سیستم هایی که در آن ها ارتباط و کنترل موضوعیت دارد یعنی سایبرنتیک ارگانیسم ها نیز جزئی از فضای سایبر هستند.

در تعاریف قبلی سایبرنتیکس ارگانیسم ها و در کل سیستم های سایبرنتیکی لحاظ نمی شدند، اما در عمل به این سیستم ها نیز لفظ سایبر اطلاق می شد. می توان گفت بیشتر افراد هنگام صحبت از سایبر و فضای سایبر دو موضوع را نادیده می گیرند: مکانیسم ارتباط و کنترل که در سیستم های سایبرنتیکی برقرار است و واقعی و فیزیکی بودن بخشی از این سیستم ها.


[تصویر: 286405_170.png]


نقشه ی ارتباطات جهانی اعم از اینترنت، ارتباطات مخابراتی و سایر شبکه های ارتباطی- 2011
محدوده ی قابل محاسبه ی فضای سایبر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، شاهد ، Havbb 110 ، joseffist ، عبدالرحیم ، یاسمین ، fafa* ، السا ، ریحانه653
۱:۲۰, ۲۸/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
زندگی سایبری در محیط سایبر شکل گرفته و عناصر تشکیل دهنده ی آن نیز سایبری هستند. بنا بر تعاریف صورت گرفته، زندگی در فضای سایبر(Cyber Space) و یا بر روی اینترنت که در مقابل زندگی واقعی(Real Life) و اغلب از طریق هویت سایبری(Cyber Identity) جداگانه(از هویت واقعی) رقم می خورد، زندگی سایبری نام دارد، زندگی سایبری یک زندگی تصوری(Imaginary) و خیالی(Fantasy) است که افراد در آن شبیه بازی بازها نقش بازی می کنند.

[تصویر: 286407_457.jpg]

اما بنابر تعریفی که ما از فضای سایبر ارائه کردیم، زندگی سایبری سراسر خیالی و تصوری نیست، بلکه برخی از اجزای آن در دنیای واقعی قرار دارد، به عنوان مثال یک انسان سایبورگ(در آینده شرح داده خواهد شد) که از طریق کاشت برخی قطعات قابلیت های مختلف جسمش را ارتقاء داده، مثلاً شنوایی اش را بهبود بخشیده، واقعی است، این یک سیستم سایبرنتکی است که در آن ماشین و انسان با یکدیگر در تعامل اند. پس زندگی سایبری درشکل عام، از طریق یک هویت سایبری و در فضای سایبر شکل می گیرد اما این زندگی لزوماً در برابر زندگی واقعی قرار نیست، بلکه جنبه ها و ابعادی از آن در زندگی واقعی اختلال ایجاد می کند.

[تصویر: 286408_718.jpg]


در مجموع زندگی در عصر سایبر(The Cyber Age) واژگان و فرهنگ لغات خاص خود را می طلبد، برای نمونه به عنوان پاره ای از واژه های شکل گرفته حول سایبر می توان به موارد زیر اشاره کرد:


[تصویر: 286409_732.jpg]

[تصویر: 286411_795.jpg]

سایبورگ(Cyborg, Cybernetics Organism) یکی از اصطلاحات به کار رفته در زندگی سایبری است. کلمه سایبورگ در سال 1960 توسط مانفرد کلینز (Manfred Clynes) و از ترکیب دو کلمه سایبرنتیکس(Cybernetics) و ارگانیسم(Organism) برای بیان نیاز انسان به بالابردن مصنوعی عملکردهای بیولوژیکی اش به منظور زنده ماندن در فضا ایجاد شد.


[تصویر: 286412_595.jpg]

مانفرد کلینز (Manfred Clynes)

سایبورگ به انسانی که عملکردهای جسمی اش از طریق دستگاه های تکنولوژیکی توسعه یافته و یا کنترل می شود، همانند استفاده از مخزن اکسیژن، دریچه قلب مصنوعی و یا پمپ انسولین، اشاره دارد. در داستان های علمی تخیلی، سایبورگ انسانی است که بواسطه ی اینکه در بدنش از دستگاه های مکانیکی و یا الکتریکی استفاده شده، توانایی بیشتری از انسان معمولی دارد. در تعریفی دیگر سایبورگ یک انسان بیونیک(Bionic Human) است.



[تصویر: 286413_835.jpg]


در طول سال ها سایبورگ معنای عمومی تری پیدا کرد، امروزه این واژه وابستگی انسان به تکنولوژی را توصیف می-کند، به این ترتیب سایبورگ به هر کسی که برای انجام فعالیت های روزانه ی خود به کامپیوتر متکی است اطلاق می-شود. البته همچنان به جانداری که همزمان در کنار بخش های بیولوژیکی از بخش های مصنوعی اعم از الکترونیکی، مکانیکی و یا رباتیک برخوردار است نیز سایبورگ یا سایبرنتیک ارگانیسم گفته می شود.

[تصویر: 286414_118.jpg]

سایبورگولوژی (Cyborgology) به عنوان شاخه ای میان رشته ای از دستاوردهای علومی همچون بیونیک، مهندسی پزشکی، سایببرنتیکس، مهندسی ژنتیک، هوش مصنوعی و غیره استفاده می کند. برخی دانشمندان معتقدند انسان در آینده نیاز دارد برای ادامه ی حیات از طریق اضافه کردن تجهیزات و قطعات مختلف توانایی های بدن خویش را بالا ببرد. برخی دیگر معتقدند که در جامعه برای انجام برخی امور فیزیکی باید ماشین جای انسان را بگیرد تا انسان به کارهایی بپردازد که نیاز به تفکر دارد.



[تصویر: 286415_516.jpg]


مایکل کروست از سال ۲۰۰۱ از طریق یک کاشت حلزونی می تواند اصوات را بشنود. وی که مادرزادی کم شنوا بود در سال 2001 به کلی شنوایی خود را از دست داد.

کامپیوترهای پوشیدنی یکی از راه های است که دانشمندان برای سایبورگ کردن ِ بیشتر انسان یافته اند. کامپیوترهای پوشیدنی ابزارهای الکترونیک و گجت هایی هستند که همچون یک عضو مصنوعی بدن و یا ذهن صاحب خود را توسعه می دهند. برای نیل به نتیجه مطلوب کلیه ابزارهای الکترونیکی که در اطراف شخص قرار دارند از جمله موبایل، لپتاپ و ... از طریق یک معماری نرم افزاری و شبکه شخصی و با هدایت کامپیوتر پوشیدنی به یکدیگر متصل می شوند، به این کار "یارانش همراه" گفته می شود. از نمونه های انسان سایبورگ می توان به پرفسور کوین وارویک اشاره کرد. این دانشمند انگلیسی معتقد است که انسان به مرحله ی کهنگی رسیده است. وی در سال 1998 طی یک عمل جراحی قطعه ای را در بازوی خود کار گذاشت که به او امکان می دهد هنگام عبور از راهرو ها و دفاتر دانشگاهی که در آن کار می کند بدون اینکه انگشت خود را تکان دهد، درها را باز کرده و چراغ ها و سیستم ها را روشن نماید. نمونه ی دیگر مارتین مگنوسن سوئدی است، این محقق برای اینکه در محدودیت های واقعیت فیزیکی برای حضور در جهان مجازی اسیر نباشد یک کامپیوتر پوشیدنی برای خود تهیه کرده که در همه جا به او امکان دسترسی به جهان مجازی را می دهد.


[تصویر: 286416_735.jpg]

"مارتین مگنوسن"، محقق سوئدی

هدف استفاده از کامپیوترهای پوشیدنی این است که انسان و ماشین در کنار یکدیگر به انجام فعالیت هایی بپردازند که در آن مهارت بیشتری دارند. فعالان این حوزه چنین مطرح می کنند که پس از مدتی طولانی عملکرد کامپیوتر پوشیدنی همانند عمکرد غیر ارادی مغز و یا سایر قسمت های بدن حس نمی شود، در این زمان کاربر به کامپیوتر عادت کرده و در نبود آن احساس ناراحتی می کند همانند لباس که در نبود آن انسان ناراحت می شود.

[تصویر: 286417_868.jpg]

"نیل هاربیسن" (Neil Harbisson)، فعال سایبورگی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، m.hossein ، fafa* ، شاهد ، السا ، ریحانه653
۵:۰۰, ۲۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

زندگی سایبری و سایبورگ بودن امکانات ویژه ای برای انسان فراهم می کند، انسان در هر لحظه قادر است دست خود را به سمت اقیانوسی از اطلاعات دراز کرده و آنچه را که نیاز دارد تهیه کند، سرعت دسترسی، تنوع داده ها، در کنار سایر جذابیت ها و عناصر تشکیل دهنده ی زندگی سایبری انسان را روز به روز سایبورگ تر می کند، چرا که برای اولین بار در تاریخ است که ذهن انسان تا این حد موسع شده و پیچیده ترین پیشرفت های تکنولوژیک در حد ابزارهای شخصی روزانه به کار گرفته شده اند.

نکته قابل تأملی که در این میان وجود دارد این است که فضای سایبر که از آن به فضای مجازی نیز تعبیر می شود جهانی را به موازات جهان واقعی ایجاد کرده است. جهان سایبری(Cyber world) که اغلب به آن جهان مجازی(Virtual World) گفته می شود (پیش تر به تفاوت بین سایبر و مجازی اشاره شد) جهانی است که در مقابل ویژگی های محدود کننده جهان واقعی همچون فاصله های مکانی، مرزهای جغرافیایی، محبوس بودن روح انسان در کالبد جسم، همگانی نبودن منابع اطلاعاتی، فناپذیری و غیره به بشر آزادی مطلق در بیان و رفتار سایبری، عدم وابستگی به مکان، دسترسی آنی به حجم انبوهی از یافته ها و منابع، پنهان سازی هویت، همیشه جوان بودن(در قالب آواتار) و مانند اینها را می دهد. این دو جهان بر یکدیگر تأثیر گذاشته و تأثیر می پذیرند، در ساده ترین شکل حضور در یکی از این جهان ها عدم حضور در دیگری را به دنبال دارد، مناسبات اجتماعی و شرایط اقتصادی جهان واقعی بر جهان مجازی تأثیر گذاشته و از سوی دیگر فعالیت ها و کنش-های صورت گرفته در جهان مجازی نیز می تواند در روند تغییر و دگرگونی شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان واقعی ایفای نقش کند.

نکته: در مواردی که فضای مجازی و جهان مجازی به کار می روند، منظور آن بخش از فضای سایبر است که با فضای مجازی اشتراک دارد. در واقع این مفاهیم با حفظ مرزبندی ها در مواردی که حوزه های مشترک دارند، مسامحتاً به جای یکدیگر نیز به کار رفته اند.

زندگی سایبری به عنوان مناسبات اجتماعی نوینی که بشر از طریق گذران عمر در فضای مجازی به آن می پردازد از مدت ها قبل دغدغه محققان و دانشمندان حوزه های مختلف علوم انسانی، علوم اجتماعی و تکنسین ها و نظریه پردازان بوده است.


[تصویر: 286418_430.jpg][تصویر: 286419_348.jpg]

در مواجهه با زندگی سایبری برخی از نخبگان فکری معتقدند این فضا به لحاظ اینکه فضایی باز و غیرقابل کنترل و نظارت بوده و به انسان امکان گمنامی و ساخت هویت(های) جدید و بازآفرینی خویشتن را می دهد، افق های روشنی را در پیش چشم بشر گذاشته که باید از طریق استفاده ی مناسب از فرصت ها و امکانات آن به سمت این افق ها حرکت نمود، به عنوان مثال در زندگی سایبری فرد به مرور زمان از قید و بند محدودیت های فیزیکی و طبیعی جسمش رها شده و آن را پشت سر خواهد گذاشت، در واقع انسان در جهان مجازی زندگی عادی و معمولی خود را با همان مناسبات و تعاملات اجتماعی خواهد داشت با این تفاوت که در محدوده ی جسم خویش اسیر نیست.

[تصویر: 286420_110.jpg]
در مناسبات اجتماعی مجازی چون هویتی که فرد از خود ارائه کرده خودِ مطلوبِ مورد نظر اوست در نتیجه دوستی ها و روابط شکل گرفته بر مبنای این هویت ها صمیمی تر و صادقانه تر است. در نگاه این عده در فضای مجازی روابط نوین اجتماعی شکل خواهد گرفت و فعالیت ها و کنش های کاربران اثر مطلوبی بر جهان واقعی و مناسبات آن خواهد گذاشت، به عنوان مثال شرکت در گروه ها و گردهمایی های خرد محلی و قومی در فضای مجازی علقه های بومی فرد را تقویت کرده و باعث می شود وی هنگام حضور در گروه ها و اجتماعات بین المللی و چندملیتی جنبه های بومی هویت خود را حفظ کند که این امر در جهان واقعی بر میزان انسجام جوامع و گرایش های ملی، منطقه ای اثرگذار خواهد بود.

[تصویر: 286421_160.jpg]

در کنار نگاه فوق دسته ای دیگر از دانشمندان معتقدند فضای مجازی، فضایی مطلقاً آزاد و رها نیست بلکه هم اصول، قواعد و چارچوب های فعالیت در آن توسط کاربران حرفه ای تر، از قبل مشخص شده است و هم در سطوح مختلف ملی و بین المللی سیستم نظارت و کنترل دارد، در نتیجه افراد نمی توانند برای خود هویت های گوناگون و متفاوت داشته باشند چرا که از طریق ابزارهای کنترلی می توان هویت واقعی آن ها بدست آورد. مبتنی بر این نگاه امروز زندگی و هویت افراد نه تنها پنهان نیست بلکه برعکس تکنولوژی باعث شده حتی جزئی ترین علایق، سلیقه ها و نظرات نیز برای دیگران قابل مشاهده باشد.

برخی از صاحبنظران این دسته عقیده دارند به علت ادغامی که به مرور زمان جهان واقعی و جهان مجازی با یکدیگر خواهند داشت، افراد از داشتن هویت های گوناگون خسته شده و شاید دیگر علاقه ای به پنهان سازی هویت خود نداشته باشند. همچنین این محققان عقیده دارند افزایش تعاملات سایبری کاهش تعاملات واقعی و در نتیجه انزوای اجتماعی را در پی خواهد داشت و برخلاف دسته ی اول که بدن را مانعی محدود کننده برای انسان در نظر می گرفت این عده پشت سر گذاشتن بدن را باعث دگرگونی و نابودی ارتباط، واقعیت و مهارت افراد می دانند چرا که درک انسان از واقعیت افراد و اشیاء و نیز توانایی اش در تعامل با محیط همگی متکی بر بدن و جسم اوست.


[تصویر: 286422_449.jpg]
[تصویر: 286423_834.jpg]

پنهان سازی هویت با وجود کنترل ها امکان پذیر نیست. یک توهم توافقیِ دیگر!

می توان با نگاهی منصفانه به دیدگاه های فوق، فارغ از سایر نظرات فلسفی، روانشناختی و جامعه شناختی غربی، چهره عمومی و معتدل تری از مناسبات جهان مجازی بدست آورد به عنوان مثال افراد می توانند در حدی اطلاعات از خود و زندگی شان را در فضای مجازی منتشر کنند که آسیب های کمتری داشته باشد. به هرحال برخی از مزیت های فضای مجازی همچون از میان برداشتن مرزهای فیزیکی، جبران محدودیت های زمانی، دسترسی آسان و سریع به منابع، افراد و اخبار، تنوع و تکثر ارتباطات و تعاملات را نمی توان نادیده گرفت، به همین جهت است که گسترش دامنه های زندگی سایبری اجتناب ناپذیر بوده و عاقلانه تر آن است که با چشمانی باز وارد این دنیا شده و فعالیت صورت داد. اینکه برخی مطرح می کنند هیچ شخص حقیقی یا حقوقی صاحب اینترنت (بزرگترین فضای مجازی) نبوده و در این فضا هیچ شخص یا گروهی نمی تواند اراده ی خویش را بر دیگران تحمیل کند نشان دهنده عمق و ظرفیتِ کم اندیشه آن هاست، چرا که با اندکی جستجو، هم می توان صاحب اینترنت را پیدا کرد و هم مثال های بی شماری از جهت دهی و موج سواری بر افکار عمومی را یافت.


[تصویر: 286424_746.jpg][تصویر: 286425_260.gif]
عده ای از کاربران هنگام رویارویی با جهان سایبر این جهان را فضایی بی انتها تصور می کنند که در آن رؤیاها به حقیقت پیوسته و مشکلات به حداقل خواهد رسید. این افراد فراموش می کنند همانند سایر تصویرسازی های ذهن، این فضا نیز تنها یک تصور و تخیل بوده و واقعیت ندارد، در نتیجه مبتنی بر همان مؤلفه های زندگی واقعی در فضای سایبر زندگی می کنند. انسان تکنولوژی زده و سایبورگ منتظر روزی است که بتواند فضای مجازی را جایگزین جهان واقعی کند.

[تصویر: 286426_495.jpg]

[تصویر: 286427_401.jpg][تصویر: 286428_556.jpg]
رسانه ابزاری برای کنترل افکار عمومی

برخی از فعالان حوزه سایبورگ مبتنی بر ابزارگرایی تکنولوژیکی و جزم گرایی تکنولوژیکی بر این باورند که باید تکنولوژی را به عنوان سیستمی مستقل که تمام عرصه های اجتماع را تحت کنترل و نظارت دارد، در نظر گرفت. در این نگاه تکنولوژی بر همه چیز سیطره پیدا کرده و انسان ناچار است خود را با شرایط جدید منطبق سازد، برای مثال تکنولوژی به انسان امکان می دهد از طریق کاشت تراشه ها، سنسورها، ایمپلنت ها(Implant) در قسمت های مختلف بدن خویش و یا به کارگیری انواع کامپیوترهای پوشیدنی توانایی های حرکتی و محاسباتی و حتی حواس خویش را ارتقا دهد، اگرچه این امر هم اکنون فواید بسیاری برای بیماران و معلولان دارد و شاید در آینده نیز بتواند درباره تمام انسان ها موضوعیت پیدا کند، اما این دلیل برای هُل دادنِ جامعه ی بشری به سمت یک جامعه ی سرتاپا سایبورگ کافی نیست.

از ابتدا قرار بود ماشین و تکنولوژی در اختیار بشر و برای بالابردن کیفیت در عین سهولت بخشی به زندگی وی باشند، اما امروز این ماشین و تکنولوژی است که انسان را به دنبال خود می کشد، انسان امروز برای رهایی از محدودیت های جسم، خود را اسیر تکنولوژی کرده و به جای ایجاد محتوای مناسب و غنی و عمق بخشیدن به یافته ها و میراث معنوی بشر ترجیح می دهد اطلاعات زائد و بی مصرف را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته و ساعات عمر خود را با ساعت اعلام دستاوردهای تکنولوژیک جدید تنظیم کند.


[تصویر: 286429_454.jpg][تصویر: 286430_872.jpg]

البته این چنین نیست که همه افراد مشتاقانه زندگی سایبری را پذیرفته باشند، برخی روشنفکران اساساً سایبورگ ها را تهدیدی علیه جوامع بشری می دانند، چرا که با وجود آن ها ارزش های انسانی، مؤلفه های فرهنگی و شاخه هایی از هنر از بین خواهند رفت.

علاوه بر این ها بحران هویت از دیگر آسیب های جدی زندگی سایبری است، چرا که از یکطرف فرد به ساخت هویت-های متفاوت و مختلف پرداخته و کم کم هویت اصلی خویش را فراموش می کند و از طرف دیگر با درهم آمیختگی فرهنگ های متفاوت و متضاد در فضای سایبر و شبکه های اجتماعی مجازی، تعریف هویت برای افراد به خصوص نسل جوان با مشکل مواجه خواهد شد چرا که هویت بر اساس بستر فرهنگی محیطی که شخص در آن زندگی می کند، شکل می گیرد.

بحران هویت به دنبال خود عوارض متعددی همچون اضطراب، گوشه گیری، حس تهی بودن و غیره را ایجاد می کند. افرادی که زمان زیادی را در فضای سایبر می گذرانند، در درازمدت در فهم مرز بین جهان واقعی و جهان مجازی ناتوان بوده و نمی توانند درباره ی تفاوت این دو زندگی سخن بگویند چرا که اغلب آن ها تصور می کنند زندگی سایبری واقعی است و یا حداقل آن ها ترجیح می دهند که واقعی باشد، این شکل از بحران هویت و عدم تمایز بین جهان ها در حالت حاد افرادی را در بر می گیرد که جهان مجازی را واقعی و دنیای واقعی را تخیلی می دانند.


[تصویر: 286431_464.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، fafa* ، شاهد ، یاسمین ، faateme-313 ، السا
۲۱:۰۸, ۲۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
(۲۹/شهریور/۹۲ ۵:۰۰)تلمیخا نوشته است:  
بحران هویت به دنبال خود عوارض متعددی همچون اضطراب، گوشه گیری، حس تهی بودن و غیره را ایجاد می کند. افرادی که زمان زیادی را در فضای سایبر می گذرانند، در درازمدت در فهم مرز بین جهان واقعی و جهان مجازی ناتوان بوده و نمی توانند درباره ی تفاوت این دو زندگی سخن بگویند چرا که اغلب آن ها تصور می کنند زندگی سایبری واقعی است و یا حداقل آن ها ترجیح می دهند که واقعی باشد، این شکل از بحران هویت و عدم تمایز بین جهان ها در حالت حاد افرادی را در بر می گیرد که جهان مجازی را واقعی و دنیای واقعی را تخیلی می دانند.


[تصویر: 286431_464.jpg]


woooooooooow!!!!
ممنون خوب بود ...من الان اینجوریمAtAtAt..
مثله وقتایی که آدم خواب میبینه و وقتی بیدار میشه فکر میکنه اون اتفاقا واقعا افتاده...
من که خودم چند ساعت که بازی میکنم وقتی میخوابم تا صب میرم توی بازیو بازی می کنم Big Grin
خدا به داد برسه Confused
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شاهد ، عبدالرحمن ، فرشته مهربون ، ریحانه653
۲۱:۲۴, ۲۹/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۲ ۲۱:۳۵ توسط شاهد.)
شماره ارسال: #6
آواتار
تاپیک خیلی خوبیه
نمیدونم چند سال پیش این خبر رو شنیدید یا نه
که:

نقل قول:«رابط مغز-ماشین» ممکن است روزی به کمک افراد معلول بیاید. میمون‌ها طوری آموزش دیده‌اند که به بازوی ربات فرمان می‌دهند که به آنها شیرینی بدهد.

محققان آمریکایی یک ایمپلنت از مغز ساخته‌اند که به میمون‌ها این امکان را می‌دهد با استفاده از یک بازوی رباتیک و تنها با فکر کردن درباره آن، خود را تغذیه کنند. این وسیله می‌تواند روزی به افراد معلول کمک کند اندام‌های فلج خود را به کار گیرند که ممکن است آنها را قادر به خوردن، نوشیدن یا استفاده از سایر وسایل کند. در آزمایشی به این منظور، یک میمون macaque به‌طور موفقیت آمیزی از یک بازوی رباتیک برای گرفتن تکه‌های شیرینی در موقعیت‌های مختلف استفاده کرد.

این بازو طوری مهندسی شده که به روشی واقعی حرکت می‌کند و با محدوده‌ای از حرکات شانه، یک زانویی(آرنج) که تنها در یک جهت حرکت می‌کند و یک پنجه برای شبیه‌سازی‌ دست چنگ زننده، همراه است.بازو توسط شبکه‌ای از الکترودهای بسیار ریز به نام رابط مغز- ماشین کنترل می‌شود که در لایه محرک مغز میمون‌ها ( ناحیه‌ای که حرکات را کنترل می‌کند) جاسازی شده است.

این شبکه سیگنال‌های سلول‌های مغز را همزمان با ایجاد فرامین حرکتی دریافت کرده و آنها را به سیگنال‌های جهتی برای بازوی رباتیک تبدیل می‌کند. محققان به رهبری آندره شوارتز از دانشگاه پیتزبورگ در پنسیلوانیا، ابتدا دو میمون را طوری تربیت کردند که از یک جوی استیک برای حرکت دادن بازو استفاده کنند. سپس، دست‌های خود میمون‌ها با قرارگیری در لوله‌هایی مهار شد و بازوی رباتیک به کنترل مغز آنها متصل شد. آنگونه که محققان در نیچر گزارش داده‌اند، این دو میمون به‌ترتیب به موفقیت 61‌ و 78 درصد نایل شدند و همچنین آنها می‌توانند این بازو را حول موانع هدایت کنند تا از تحویل ایمن لقمه‌های غذا که شامل میوه‌هایی از قبیل انگور بود اطمینان حاصل کنند.


دقیقا از همون موقع مطمئن شدم که وقتی تونستن این ایدشون رو روی میمون پیاده کنن و روی مغز میمون ها تا این حد جواب داده مطمئنا تا همین الان تونستن به جواب های زیادی در مورد انسان ها برسن و هنوز دارن پنهان میکنن

تجربه به من نشون داده هر چیز که فیلمش ساخته شده...چند سال بعد در واقعیت حضور پیدا کرده!!!!
شاید اون موقع تخیلی بوده!!!
ولی به مرور خیلی دیگه عجیب نبوده
مثلا همین هوندا چقدر رباتش الان پیشرفت کرده
هر روز هم داره پیشرفته تر و طبیعی تر میشه
به نظر من تا چند سال دیگه شاهد انسان های نیمه ربات خواهیم بود
این خط این هم خط!!!

به عنوان نونه فیلم ترمیناتور
_________________________________
این مطلب هم جالب بود بخونید

آلمانی ها در حال توسعه یک ربات میمون با قابلیت های جدید

[تصویر: 1030.jpg?maxwidth=700&maxheight=525]
به دلایلی فکر می کنیم که ساخت یک ربات میمون، ایده ای هوشمندانه است. از جمله ی این دلایل می توان به این مورد اشاره کرد: مانند یک میمون واقعی، این ربات نوعی پیوند بین ربات های انسان نما و چهارپا است که زمان زیادی را صرف حرکت بر روی چهار اندام خود می کند و می تواند بر روی پاهای عقب خود بایستد و به خود ارتفاع دهد. به طور قطع نمی توان گفت که این توانایی خاص همان کاری است که DFKI (مرکز تحقیقات هوش مصنوعی در آلمان) با سیستم رباتیکی میمون مانند خود، بر روی آن کار می کند اما آن ها یک ربات میمون کاملا عملیاتی با بازو و پا ساخته اند.

این ربات بخشی از یک پروژه به نام iStruct است، اما نمی توان گفت که دقیقا برای چه چیزی ایجاد شده است. خلاصه ای از این کار قابل توجه را در اینجا آورده ایم:

هدف از پروژه iStruct، توسعه یک سیستم رباتیک و همچنین اجزای ساختاری بیولوژیک است که اگر بر روی سیستم رباتیک اعمال شود، به طور موثری ویژگی های حرکت و تحرک آن را بهبود می بخشند. به منظور دستیابی به این هدف، درک بهتر از محیط زیست و شرایط خود مورد نیاز است. سازه های هوشمند به توسعه مقادیر متنوعی از توابع منجر شده اند که نه تنها می توانند رفتارهای حرکتی ربات های موجود را گسترش دهند، بلکه برنامه های کاربردی مرتبط بیشتری مانند استفاده همزمان به عنوان حامل و سیستم سنسور را اجازه می دهند. به این ترتیب، ویژگی های مختلف در یک واحد ساخت متحد شده اند.
اینجا هم کلیپشو میتونید ببینید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، fafa* ، help me
۱۴:۴۱, ۳۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
از زندگي مجازي تا انسان ماشيني

«غذاهای ارگانیک انسان‌ را نامهربان می‌کند» این را گروهی از روانپزشکان آمریکایی می‌گویند، چطور ممکن است مصرف محصولات ارگانیک بر زندگی انسان اثر داشته و با کاستن از مهربانی و عطوفت او مانع کمک کردن وی به افراد نیازمند شود اما به کارگیری ابزارهای تکنولوژیک در بدن و خو گرفتن به آنها تأثیر نداشته باشد؟

دانشمندان به دنبال آینده ای هستند که در آن انسان بتواند حس اطرافیان خود را درک کند، و یا از طریق ذهن با آن ها در تماس باشد، اما یک انسان ماشینی چه احساسی برای به اشتراک گذاشتن با دیگران دارد؟ احساس در یک زندگی مصنوعی (Artificial Life) چه جایگاهی دارد؟ در کنار آینده هیجان‌انگیزی که برخی از دانشمندان برای زندگی سایبری و انسان سایبورگ تخیل می‌کنند، هنر سایبري (Cyber Art) اما چیز دیگری را به تصویر می‌کشد، تصویری که معمولاً از انسان سایبورگ به نمایش درمی‌آید انسان ـ ربات خشنی است که برای اهداف پلیسی، نظامی ساخته شده و با دیگر سایبورگ ها به مقابله می پردازد.


[تصویر: 286432_707.jpg]

[تصویر: 286433_779.jpg][تصویر: 286434_453.jpg]
[تصویر: 286435_371.jpg]
آینده‌ای که هنر سایبر (Cyber Art) ترسیم می‌کند

جهان سایبر فضای نو و جدیدی برای شکل دهی به یک زندگی دوم را در اختیار بشر قرار داده است. در زندگی سایبری گذشته و آینده اهمیت ندارد، چرا که محدودیت های زمانی و مکانی برای این زندگی از میان برداشته شده اند و کامپیوترها امکان حضور در هر لحظه از زمان و هر نقطه از مکان را فراهم کرده اند، در نتیجه در این زندگی اینجا و اکنون موضوعیت پیدا می کند. اگرچه یک فرد می تواند در فضای مجازی با چهره ی مطلوب و دلخواه خود حضور پیدا کرده و با دیگران به تعامل بپردازد و در واقع مبتنی بر رؤیاهای خویش زندگی کند، اما هیچ یک از مؤلفه های این زندگی واقعیت ندارند. افراد در حالی از ساعات حضور خود در جهان واقعی کاسته و به زندگی مجازی (Virtual Life) می پردازند که این فضا هیچ گاه رنگ و بوی واقعیت و تجسم مادی را به خود نخواهد گرفت، اما بسیاری از کسانی که وارد زندگی دوم (Second Life) می شوند مجازی، غیرواقعی و تصوری بودن فضایی که وارد آن شده اند را فراموش کرده و خیال می‌کنند زندگی مجازی نیز همانند زندگی در جهان واقعی، واقعیت دارد. بحران زندگی دوم از اینجا آغاز می شود، از اینکه این زندگی به موازات زندگی واقعی، اهمیت پیدا می‌کند.

[تصویر: 286436_981.jpg]
گفته شده: «فضای مجازیِ امروز القای واقعیت مجازی نیست، ایجاد مجاز واقعی است.»، این جمله به خوبی وضعیت حال حاضر جامعه و بشر غربی را مشخص می کند، وضعیتی که به گونه ای فزاینده در جوامع و کشورهای دیگر در حال تکثیر است. بشر غربی در جامعه ای زندگی می کند که از حیث تمدنی به منتهی الیه خود رسیده و حرف جدیدی برای گفتن ندارد، تنها حوزه ای که روبروی انسان غربی اعم از روشنفکر، مهندس، فیلسوف، نخبه ی فرهنگی، متفکر علوم انسانی و غیره باز است دامن زدن به ابعاد زندگی تکنولوژیکی در بعد مهندسی و تحلیل و تفسیر آن در حوزه ی علوم انسانی است، در واقع انسان غربی پس از آنکه جهان واقعی را برای خود از دست رفته دیده، به جهان سایبری و زندگی دوم روی آورده است، علمای شاخه های مختلف علوم انسانی و علوم اجتماعی نیز به جای تولید محتوای جدید، به تفسیر و توصیف ابعاد زندگی سایبری پرداخته‌اند.

[تصویر: 286437_444.jpg]
سردمداران تمدن امروز غرب هم با به بن بست رسیدن نظریه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش، برای جلوگیری از فروپاشی جوامع شان بیش از پیش به سازماندهی و نظارت بر فضای سایبر روی آورده اند، چرا که فعالیت در این فضا نیرو و زمان افراد جامعه همچنین فرصت و امکان اعتراض مؤثر را از آن ها می گیرد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، warior ، السا ، fafa*
۶:۰۸, ۱۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
آواتاری برای خودمنجی‌پنداری

درباره اثرات مثبت و منفی حضور، استفاده و تعامل با فضای سایبر و عناصر آن همچون رسانه های اجتماعی اعم از شبکه های اجتماعی، فروم ها و ... بسیار سخن گفته شده و آمار های بسیاری در این زمینه منتشر گشته است، به عنوان مثال شبکه های اجتماعی به عنوان عامل افزایش دهنده آمار طلاق و همچنین بالارفتن سن ازدواج مطرح می شوند، و یا تأثیر زندگی دوم بر رشد نرخ خودکشی در جوامع مختلف انکار ناپذیر است چرا که افرادی که به هویت های خودساخته مطلوب اما موهوم و جعلی شان در ساعت های متمادیِ گذرانِ وقت در فضای سایبر خو گرفته اند، هنگام رویارویی با هویت واقعی دچار یأس و ناامیدی شده و بعضاً نسبت به خویشتن احساس تنفر پیدا می‌کنند، نتیجه این احساس‌ها چیزی جز خودکشی، ضعف تحصیلی و دامن زدن به آسیب‌های اجتماعی و مفاسد اخلاقی نیست.

از طرف دیگر فضای سایبر فرصت های هیجان انگیزی در اختیار انسان قرار می دهد، متحول کردن نظام آموزشی، سیستم کسب و کار، بازآفرینی نظام های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی(البته نه به شکلی که امروز بشر درگیر آن است)، تسریع در روند پیشرفت های علمی حوزه های مختلف از جمله پزشکی، بیوتکنولوژی، علوم فضایی و ...، لذا پرواضح است که فضای سایبر را نمی توان نفی کرد، همچنان که سایبورگ بودن و استفاده از تجهیزات و ابزارهای وابسته به این حوزه را، نکته ی مهم حد و مرز استفاده و نحوه ی تعامل با فضای سایبر است.


[تصویر: 286443_418.jpg]

برای انسان غربی که جهان آخرت و معادی برایش مطرح نیست، چاره ای به جز روی آوردن به زندگی دوم در فضای سایبر وجود ندارد، چون وی هیچ عاقبت و پایانی برای کار خویش و جامعه ی انسانی در نظر نمی گیرد. خدایِ انسان غربی اگر نمرده باشد، خدای ساعت سازی است که به کناری رفته و اکنون بشر به جای او فرمانروایی می کند، پس طبیعی است که این انسان تمام همّ و غم خویش را برای حداکثری کردن لذت خود در این دنیا به کار گیرد، زندگی دوم به انسان هوی پرست و لذت جو امکان می دهد، زندگی های متنوع و مختلفی را در صورت های گوناگون تجربه کند، یک فرد می تواند با ساخت آواتار(Avatar) های مختلف در جهان مجازی و محیط های اختصاص داده شده به زندگی دوم، همچون دنیای واقعی منزلی تهیه کرده، به مشاغلی که در دنیای واقعی امکان دستیابی به آن ها را ندارد، پرداخته و زندگی تشکیل دهد، و روابط متنوع و متفاوتی را در قالب روابط با افراد گوناگون در سطوح مختلف جنسی، سنی، قومی و ... تجربه کند.

اگر بشر لیبرال غربی و هرکس که چون او عقیده داشته و زندگی می کند، برای دامن زدن به نفسانیات خود در حال کوچ کردن به سمت زندگی دوم نیست، پس آمار وحشتناک سایت های حوزه ی پورن در کنار سایت های مختص مکالمات جنسی، هم باشی های فردی و گروهی و امثالهم را چگونه می توان توجیه کرد؟ اگر زندگی دوم برای ارضاء هوی و هوس در همه ی ابعاد آن از جمله موقعیت اجتماعی، تحصیلی، روابط جنسی غیرمتعارف و پرده دری هایی که در دنیای واقعی امکان ارتکاب آن ها نیست، ایجاد نشده، حجم بالای فسادی که در این زندگی رقم می خورد چه معنایی دارد؟ در این بین انسان مسلمان چگونه می تواند با فضای سایبر تعامل داشته باشد بدون اینکه زندگی واقعی خود را فدای زندگی دوم اش کند؟ و اساساً زندگی دوم برای انسان مسلمان چه ضرورتی دارد؟

[تصویر: 286444_494.jpg]

برای پاسخ به سوال فوق باید فرجام دو نوع زندگی را بررسی کرد، زندگی دوم، زندگی سایبری(و زندگی دیجیتالی). گرچه این دو نوع زندگی به یکدیگر وابسته بوده با هم بده بستان دارند اما یکی نیستند. زندگی دوم بر بستر آواتارسازی(Avatar Generation) رخ می دهد، آواتار تعریف مشخصی در ادیان شرقی دارد که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست، در فضای اینترنت مبتنی بر همان تعریف اصیل، افراد برای خود آواتار انتخاب می کنند. آواتار یک شخصیت مجازی است که کاربر خود را در قالب آن به نمایش می گذارد. اکثرا کاربران نمی دانند آواتارسازی به نوعی اسطوره سازی است به این معنا که فرد با ساخت آواتار اسطوره ی مدنظر از خودش را ساخته و برای دیگران به نمایش می گذارد. کارشناسان عقیده دارند تمدن غرب در فضای آخرالزمانی امروز آواتار را برای مواجهه با مهدویت شیعه ایجاد و گسترش می دهد، فهم این نکته ساده است، چرا که وقتی افراد خود را در قالب اسطوره و منجی در فضای مجازی و زندگی دوم قرار دهند، دیگر منتظر منجی دنیای واقعی نخواهند نشست.

[تصویر: 286446_738.jpg]
هر فرد می‌تواند بی‌شمار آواتار از خود ارائه دهد، و همان طور که اشاره شد تناقض آواتار با شخصیت واقعی فرد حتی می‌تواند به خودکشی وی منجر گردد. افراد ساعت های زیادی را صرف پرداختن به آواتار خود می‌کنند، همانطور که برای خود لباس خریده، آرایش کرده و اتاق شان را تزیین می کنند، برای آواتار خویش نیز این امور را انجام می دهند، همان‌طور که در دنیای واقعی دوست پیدا می کنند در محیط زندگی دوم نیز این کار را انجام می دهند، در واقع هرکاری در دنیای واقعی انجام می‌دهند را با قیافه و ظاهری خیالی که از خود آرمانی شان در نظر دارند، در فضای زندگی دوم هم انجام می‌دهند، منتهی در آنجا افراد روبروی آن ها نیز آواتار افراد دیگر است. روی آوردن روزافزون انسان غربی به زندگی دوم دولت های این جوامع را نیز با چالش مواجه کرده است. افزایش آمار خودکشی(به علت عدم انطباق آواتار با منِ حقیقی و سرخورده شدن از ضعف های منِ واقعی)، بالارفتن مفاسد و آلودگی‌های اخلاقی، افت تحصیلی، عدم بهره وری شغلی، انزوا، مشکلات جسمی، از هم پاشیدگی خانواده و تضعیف بنیان های جامعه و مانند اینها از جمله آسیب هایی است که زندگی دوم در پی دارد. جدا از آسیب‌های اجتماعی ِ این پدیده که به آنها اشاره شد، وقتی فردی زمانی طولانی را صرف زندگی دوم می‌کند، همین مقدار زمان از میزان کار مفید و سازنده در جامعه کم شده است.

[تصویر: 286448_242.jpg]

زندگی دوم بر پایه سبک زندگی آمریکایی بنا شده است و هر فردی از هر ملیت و نژادی، هنگامی که برای خود زندگی دوم تشکیل می‌دهد، ناچار است بر مبنای قواعد و در چارچوب سبک زندگی آمریکایی رفتار کند، در نتیجه به مرور زمان سبک زندگی وی به سبک زندگی آمریکایی تغییر پیدا خواهد کرد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، warior ، السا ، رمز شب
۱۴:۵۷, ۱۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار

غرق شدن در جهان موازی با هویت مجازی

زندگی دوم در کنار مفهومی به نام جهان موازی(Parallel Universe) مطرح می شود، جهان موازی را فیلسوفان مطرح و درباره آن نظریه پردازی می کنند. عنوان جهان موازی بر عالمی که به موازات این عالم در جریان است، اطلاق می گردد، یکی دیگر از آثار و نتایج دامن زدن به زندگی دوم، برجسته سازی جهان موازی است، و پررنگ شدن این مفهوم در زندگی انسان که در سال های اخیر از طریق سیل سریال ها و فیلم های سینمایی غربی و بویژه امریکایی دنبال می شود، تضعیف اعتقاد به جهان آخرت و معاد را به دنبال دارد، زیرا فردی که باور کند عالمی به موازات این عالم وجود دارد، دیگر جهان پس از مرگ که عالمی پس از این عالم است(و متوالی است نه موازی)، را انکار می کند.



البته نکته ای که نباید آن را فراموش کرد این است که زندگی دوم را می توان عام تر و گسترده تر از زندگی آواتاری(Avatarian Life) نیز معنا کرد. سرعت پرشتاب ورود و دخیل شدن عناصر گوناگون فضای سایبر با زندگی انسان به قدری بوده که حتی بسیاری از نظریه پردازان سنتی نیز نتوانسته اند به خوبی خود را با آن وفق داده و بررسی دقیقی از ابعادش ارائه دهند، چه اینکه هر روز لغات و عبارات جدیدی بر مبنای مفاهیم نوین شکل می-گیرد، مفاهیمی که مرزبندی مشخصی نداشته و هر یک در جای خود اشتراکات فراوانی با سایر مفاهیم دارند. زندگی دوم یکی از این مفاهیم است که اغلب آن را به سایت و بازی "زندگی دوم" ربط می دهند، اما اگر دقیق تر بنگریم زندگی دوم برای یک فرد زمانی شکل می گیرد که وی به هویت مجازی(Virtual Identity) خود اعتباری در سطح هویت واقعی اش و یا بالاتر از آن اختصاص دهد.

[تصویر: 286450_496.jpg]

هویت مجازی نمایش و جلوه ای است که فرد از خودش در قالب فعالیت ها و عملکردش در سایت ها، شبکه های اجتماعی، چت روم ها و در کل فضای سایبر بروز میدهد. هویت مجازی با عباراتی چونVirtual Identity, Online Identity, Internet Identity, Internet Personality بیان می شود. هویت مجازی موضوع قابل بحثی در روانشناسی، جامعه شناسی، علوم ارتباطات، مطالعات رسانه و ... است، چرا که فرد هم می تواند هویت مجازی را روگرفتی از هویت واقعی اش تعریف کند، با همان نام و نام خانوادگی و سایر مشخصات هویتی و هم قادر است اساساً هویت مجازی اش را با مشخصات و ویژگی هایی غیرواقعی و ساختگی شکل دهد. اگر هویت مجازی را بر تمام فعالیت های ناشی از عمل یک فرد در مقام ارسال کننده پیام(نه دریافت کننده صرف و شخصی که کنش گر نیست، مثلاً به عنوان کسی که جستجو کرده یا خبر مطالعه می کند.) و شخصی که در قالب یک پست وبلاگ، ارسال پست، لایک کردن و بازنشر در شبکه های اجتماعی، ارسال خبر، ارسال پادکست، ساخت آواتار و امثالهم دیگران را مورد خطاب قرار می دهد اطلاق کنیم، آنگاه یک وبلاگ نیز جلوه ای از شخصیت و ماهیت نویسنده خویش است.


[تصویر: 286451_405.jpg]

هویت مجازی اگر به صورت آواتار یا یک اکانت در شبکه های اجتماعی باشد به عنوان واسطه ای بین فرد واقعی(Physical Person) و فرد مجازی(Virtual Person) عمل می کند. در این تعریف صفت مجازی برای بیان کاراکتری که در فضای مجازی شکل گرفته است به کار می رود، حال آنکه فرد مجازی را می توان شخصیتی که فرد در ذهن خود می سازد نیز در نظر گرفت. البته باید توجه داشت کاراکتری که فرد فضای مجازی می سازد خود برخواسته از یک تصویر ذهنی است، و از دو جنبه مجاز است، یک اینکه در فضای مجازی ساخته شده و نمایشی کامپیوتری دارد و دو اینکه در ذهن فرد سازنده است.

[تصویر: 286452_837.jpg][تصویر: 286453_145.jpg]

هویت مجازی و هویت واقعی از طریق آدرس ای پی(IP) به یکدیگر متصل می شوند، پس شناسایی هویت واقعی با ردیابی نشانه های اینترنتی امکان پذیر است. این دو هویت از طریق دیگری نیز با یکدیگر در تعامل اند، از طریق گفتگوها و تعاملاتِ درونی انسان. در نبودِ فضای مجازی اغلب افراد تنها یک هویت و آن هم واقعی برای بروز و نمایش به دیگران داشتند. با گسترش و فراگیر شدن ابزارهای ارتباطی افراد فرصت یافتند تصاویر مختلفی از خود ارائه دهند و پنهان سازی هویت در مقام ارسال کننده پیام معنا پیدا کرد. رسانه به ارسال کننده پیام امکان می دهد خود را متفاوت از چیزی که هست، نشان دهد. حال که رسانه ها شخصی سازی شده و تک تک افراد جامعه می توانند رسانه و یا رسانه هایی برای خود داشته باشند، پنهان سازی هویت نیز ابعاد بیشتری پیدا کرده و ایجاد یک هویت مجازی و ساختگی را طلب می کند. هویت مجازی پس از شکل گیری(ابتدا ذهنی و سپس در فضای مجازی و فضای رسانه ای) بخشی از عمر، قلب و ذهن فرد را اشغال می کند، چه اینکه این هویت نیز برای خود زندگی جداگانه ای دارد، فعالیت-ها، عملکرد، ویژگی های رفتاری و علایق خاص خود را. این دو هویت بر کفه های ترازو قرار دارند، هرگاه زندگی دوم سهم بیشتری داشته باشد، دیگری با چالش مواجه می شود.

[تصویر: 286454_986.jpg]


زندگی سایبری مبتنی بر هویت مجازی شکل می گیرد، و می توان گفت تمام کسانی که در نقش کنش گر در فضای مجازی حضور دارند، و از طریق فعالیت هایشان پیام های متفاوت و گوناگونی را برای دیگران ارسال می کنند برای خود یک زندگی سایبری تشکیل داده اند. منظور از ارسال پیام، ارسال یک ایمیل یا پیامک نیست، بلکه شرکت در یک بازی آنلاین، قرار دادن پست بر روی وبلاگ، به اشتراک گذاشتن یک عکس، لایک کردن، تغییر پروفایل، تغییر امضاء در یک فروم نیز در برگیرنده پیامی از سوی فرد برای مخاطبان هستند. پس زندگی سایبری زمانی رقم می خورد که انسان برای حضور در رسانه های اجتماعی مجازی که به نوعی جوامع مجازی هستند شخصیت و هویتی ایجاد کند.

[تصویر: 286455_426.jpg][تصویر: 286456_907.jpg]

حضور در جوامع مجازی مطرح است چرا که به عنوان مثال فرد برای نمایش و ارائه ی خود به خویش که وبلاگ نزده و یا در شبکه اجتماعی پروفایل ایجاد نمی کند، پس اجتماع و دیگران و در کل چشمی که مخاطب این هویت مجازی باشد، موضوعیت پیدا میکند. زندگی سایبری به خودی خود پدیده ای آسیب زا و خطرناک نیست، به جز در یک مورد و آن هم اینکه ایجاد و دامن زدن به هویت های کاذب و عادت کردن به این امر میتواند رگه هایی از نفاق را در قلب انسان ایجاد کرده و یا گسترش دهد. آسیب ها و بعضاً بحران ها از زمانی آغاز می شوند که کفه ترازویی که زندگی سایبری در آن قرار دارد سنگین تر شود. مهم ترین بحرانی که زندگی سایبری می تواند در پی داشته باشد، شکل گیری یک زندگی دومِ مستقل برای فرد یا جامعه است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، warior
۰:۳۳, ۱۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
وقتی بازیگران حرفه‌ای "زندگی دوم" هم شکست می‌خورند

هم اکنون بسیاری از افراد در سراسر دنیا فارغ از بازی در محیط های آنلاینی که برای زندگی دوم ایجاد شده است و در آن ها حجم انبوهی از زمان و انرژی انسان صرف پرداختن به زندگی آواتاری می شود (چیزی که بی شباهت به خاله بازی کودکانه نیست، منتهی با رنگ و لعابی بیشتر)، ساعت های زیادی را به وبلاگ، پروفایل شبکه اجتماعی، ارسال ایمیل های متنوع، ارسال پست های بیشتر و مانند اینها اختصاص می دهند چرا که می خواهند هویت مجازی محبوبی برای خود بسازند.

خودکشی، مفاسد اخلاقی، آزار سایبری، انزوا، ناامیدی، فروپاشی خانواده و مواردی از این دست در این مرحله رخ می دهد، یعنی زمانی که انسان به یک پدیده ی در ظاهر جذاب اما غیرضروری، تخیلی، رؤیایی و بعضاً دروغ دل بسته و زندگی و هویت واقعی خویش را فدای آن می کند. زندگی دوم تا زمانی که در اختیار فرد بوده و نیازهای اطلاعاتی و ارتباطی منِ واقعی او را به شکلی صحیح پوشش دهد مذموم نیست، اما زمانی که فرد کنترل زندگی واقعی اش را به دست هویت ذهنی خود ساخته اش داد زندگی دوم تبدیل به یک بحران پیچیده خواهد شد.

ذکر این نکته اگرچه بدیهی اما ضروری است که زندگی دومی که بر بستر آواتار سازی و در قالب بازی-های آنلاین مربوط به زندگی دوم شکل می گیرد، با زندگی دوم حاصل از فعالیت در سایت ها و وبلاگ ها متفاوت است. زندگی نوع اول از اساس آسیب زا و تهدیدی جدی برای فرد، خانواده و جامعه ی وی به حساب می آید اما زندگی نوع دوم در صورت رعایت حدود و موازین می تواند بخشی از نیازهای فرد را برطرف کرده و ضرری برای وی نداشته باشد.


[تصویر: 286474_472.jpg]

محیط های زندگی دوم و در واقع این بازی های آنلاین هنوز جای پیشرفت و توسعه دارند، چرا که تخیل بشر مرزی ندارد. تمدن غرب نیز با وجود معضلات اخلاقی، مفاسد و آسیب های اجتماعی ناشی از گرایش روزافزون افرادش به زندگی دوم در این قالب که خودکشی و گسستن روابط عاطفی و طلاق از جمله ی آن هاست، حاضر به جلوگیری از گسترش ابعاد این زندگی دوم(زندگی آواتاری در جهان های مجازی که در بازی وجود دارد) نیست، چرا که این محیط ها همانند خشکی های تازه کشف شده بر روی زمین و یا در فضا، بازار اقتصادی بکر و دست نخورده ای را در برابر اقتصاد فروپاشیده ی غرب قرار می دهند.


[تصویر: 286475_145.jpg]

در زندگی دوم هیچ چیز رایگان نیست، سرمایه داری در اینجا نیز حاکمیت دارد.

[b]تمام اشیاء و موجوداتی که در جهان واقعی وجود دارند را می توان در محیط های زندگی دوم شبیه سازی کرد، کوه، دریا، جنگل، کشورها، شهرها، شخصیت ها، حیوانات و سایر پدیده ها، همچنان می توان با بهره گرفتن از قدرت بی-نظیر ذهن انسان امکانات و ویژگی های متفاوتی برای موجودات و عناصر جهان واقعی در نظر گرفت، دریای صورتی، انسان پرنده، درختانِ سخنگو و نظیر این ها. روابط انسانی که از ابتدایی ترین ویژگی های زندگی دوم است همچون دوستی، تشکیل خانواده، بچه دار شدن و هر رابطه ای که فرد در دنیای واقعی می تواند داشته باشد فارغ از درست و غلط بودن آن در این محیط نیز برقرار است. تنها هفت چیز است که طراحان بازی های این حوزه و جهان های مجازی(جهانی که بازی ارائه می دهد.) نمی توانند آن ها را شبیه سازی کنند: خدا، پیامبران الهی، معاد، کتب الهی، فرشتگان الهی، غیب و آیات الهی. در زندگی دوم خدا موضوعیت ندارد، ممکن است کلیسا، انجیل و کشیشی برای ازدواج وجود داشته باشد، اما خدایی در آن دنیا وجود ندارد. به این دلیل است که انسان غربی در حال کوچ کردن به زندگی دوم است، برای وی دنیای واقعی تمام شده و فردایی بر آن مترتب نیست.

[تصویر: 286476_228.jpg]

فرجام این زندگی جامعه ای است که زندگی دومِ آواتاری را بر زندگی واقعی ترجیح می دهد، البته سردمداران این جامعه خود زندگی واقعی خواهند داشت و این عوام و بدنه ی جامعه هستند که به منظور بهره کشی بیشتر قانع شده اند زندگی واقعی را فدای زندگی دوم کنند.

[تصویر: 286477_630.jpg][تصویر: 286478_637.jpg]

فرجام زندگی دوم در آینه سیاه(Black Mirror) محصول سال 2011 به خوبی به تصویر کشیده شده است.افراد از طریق پدال زدن(شغل شان)، هم آواتارشان را به حرکت در می آورند و هم انرژی مورد نیاز جامعه را تأمین می کنند.

علت گرایش برخی نوجوانان و جوانان وطنی به این نوع زندگی را می توان در سرخوردگی های اجتماعی، ضعف نفس، سست بودن پایه های عقیدتی و مانند اینها جستجو کرد. با توجه به گرایش نسل های آینده به زندگی دوم لازم است ابعاد و ملاحظات پیرامون زندگی دوم، چه به شکل عام فعالیت در فضای مجازی و چه به شکل خاص در قالب بازی در محیط های زندگی دوم، برای والدین و نسل جوان تبیین شود تا نه زندگی واقعی فدای زندگی دوم شود و نه افراد از فعالیت در فضای مجازی محروم گردند.


[تصویر: 286479_286.jpg]

زندگی دوم - بازی مهیجی که تمام بازی بازان ولو حرفه ای، و جامعه و تمدنی که به آن می پردازند، در پایان بازی بازنده خواهند بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاسمین ، mohammadhadi ، fafa* ، warior ، رمز شب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا