|
باز آمد , بوی ماه مهر ....
|
|
۰:۲۹, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
برگـ های درخت انجیر که آرام آرام به زیر می افتند و این بادِ پاییزی ست که صدایش می پیچد
وقتی آسمانم بغض آلود می شود و دانه های بارانش را با نــــــــــاز می باراند... پاهایم را با شیطنت به چاله های فرو رفته در دلِ کوچه می کوبم و مثل کودکی با ذوق ، به تصویرم در آب خیره می شوم... صدای غار غار کلاغ ها را مگر می شود نشنید!!!! آخ که من چقدرررر پاییزم را دوست دارم... دستِ دلم را میگیرم و دوتایی قدم میزنیم زیر آسمانی که هرلحظه میخواهد منفجر شود و چِخ چِخ خووورد شدن برگ ها زیر پاهایمان... چترم را هم که تزئینی با خود برده ام ![]() سوز آذرماهَ ش را دوست دارم و شالگردنم را که تا زیر چشمانم بالا کشیده ام... وقتی دلم بخواهد،بدون هیچ واهمه ای از نگاه پرسشگر مردمان، بغضم را مثل آسمان رها میکنم و تا هر قدم که دلم خواست، می بارم... شاید گمان کنند از سوزِ سرمای پاییزی ست که چشمانم سرخ شده D: عاشق شدن در این هوا را دوست دارم و دیوانه بازی ها را در این روزهای پاییزی... خرمالوها را برای تو می چینم... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۵۶, ۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
|
۲۱:۳۸, ۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
پاکن هایی ز پاکی داشتیم،
یک تراش سرخ لاکی داشتیم، کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت، دوشمان از حلقه هایش درد داشت، گرمی دستانمان از آه بود، برگ دفترهایمان از کاه بود، تا درون نیمکت جا می شدیم، ما پر از تصمیم کبری می شدیم، با وجود سوز و سرمای شدید، ریزعلی پیراهنش را میدرید، کاش می شد باز کوچک می شدیم، لا اقل یک روز کودک می شدیم!!! بچه مدرسه ای های قدیمی مهرتان مبارک مهر دانش آموزان کنونی هم مبارک
|
|||
|
|
۱۰:۰۸, ۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
![]() پاییز بهاری است که عاشق شده است.... ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۱۱:۴۲, ۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
![]()
.... امشب تمام عظمت هستی در برابر عشق تعظیم می کند زیرا می خواهد اولین برگی که از بلندی افتاد را نظاره کند . . . |
|||
|
|
۱۱:۵۷, ۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم. برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد, آفتاب دیدگانم سرد می شد, آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد. وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم, وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم, شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد, در شرار آتش دردی نهانی. نغمه ی من ... همچو آواری نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته. پیش رویم : چهره تلخ زمستان جوانی پشت سر : آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام : منزلگه اندوه و درد وبد گمانی. کاش چون پاییز بودم فروغ فرخ زاد |
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
سلام ![]() [b]تبریک میگم به همه اونهایی که مدرسه رفتن رو اغاز کردن و همچنین به اون دسته از دوستان که دیگه درس و کلاس رو دیگه تموم کردن. باز بوی ماه مهر امد و بوی کاغذ و مداد و ... کمرنگ داره میشه دیگه تبلت و از این چیزا داره جای اون وسایل رو میگیره . تکنولوژیه دیگه نمیشه کاریش کرد و لی هیچی کاغذ و مداد نمیشه . یادش بخیر.[/b]
|
|||
|
|
۱۶:۴۵, ۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
|
۲۲:۵۶, ۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
تو یه حدیثی خوندم که : هر درختی که روی زمین هست،یک فرشته مراقب داره
که همیشه مراقبشه . . . چه زمانی که تو بهار سرسبز و شادابه و چه تو پاییز و برگ ریزونش ..... خدایی که تو پاییزش هم ، درختشو فراموش نمیکنه...مطمئنا تو سختیهامون ما رو فراموش نمیکنه |
|||
|
|
۹:۲۳, ۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
از سری نقاشی های پروردگار ...
![]() |
|||
|
|
۱۴:۲۲, ۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
پاییـز بهاریست که عاشق شده است ...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













![[تصویر: ererfger.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7948037846/ererfger.jpg)

![[تصویر: 37663_640.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/6/31/37663_640.jpg)

![[تصویر: 54618972517012686582.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/54618972517012686582.jpg)