|
شب 18 شهریور (عصر هفدهم) ،دَحوالارض است . .
|
|
۱۱:۴۳, ۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۴ ۱۹:۲۰ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
معنای دَحوالارض "دَحو" به معنای گسترش است و بعضی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین های مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، "دَحو الارض" نامگذاری می شود. دحوالارض روزیست که زمینها از زیر خانه خدا کشیده شده و پهن گردیده است چون اول جایى که از زمین خلق شد، موضع خانه کعبه بود و لذا کعبه را أُمُّ القُرى مى گویند.(وقایع الایام، صفحه 101) اعمال 1. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد. 2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است. 3. ذکر و دعا. 4. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن. دَحوالارض در قرآن در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا؛ و زمین را بعد از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر اساس نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است. دعای روز دَحوالارض یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسئله دحوالارض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی». کیفیت نماز دَحو الارض
آن دو رکعت است و در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره والشمس بخواند و بعد از نماز بخواند: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم پس دعا کند و بخواند: يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِي عَثْرَتِي يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِي يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ؛ وسائل الشيعة ج : 8 ص : 182 |
|||
|
|
۱۳:۴۲, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من همیشه برام سوال بوده مگه اینکار دفعی انجام شده که یک روز مشخص داره ؟
|
|||
|
|
۱۶:۲۶, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۲۳, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
امروز نیس ک ... 25 ذی القعده هس میشه سه شنبه 9 مهر التماس دعا یا علی... |
|||
|
|
۱۷:۴۴, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول: بازم که نمیشه ، یعنی دفعتا محل کعبه از زیر آب بیرون اومد ؟! یا اینکه شروع فرآیند پایین رفتن آب بود و مثلا چند سالی ادامه داشته ؟ یا اینکه چند سالی فرآیند ادامه داشته و دقیقا در این روز دیگه به طور کامل اون محدوده از آب بیرون اومده ؟ |
|||
|
|
۱۷:۴۴, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
امروز اعمالش:
1:غسل 2:چهار رکعت نمازه ک هر رکعت ی حمد و 3تا قل هو والله و معوذتین یک مرتبه بعدشم ی دعا داره کتاب مفاتیح ،نماز روز یک شنبه ماه ذالقعده التماس دعا یا علی... |
|||
|
|
۲۰:۴۰, ۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/مهر/۹۲ ۱۶:۲۲ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۷/مهر/۹۲ ۱۷:۴۴)Scimitar نوشته است: بازم که نمیشه ، یعنی دفعتا محل کعبه از زیر آب بیرون اومد ؟! بلاخره یک نقطه از زمین اولین نقطه ای است که آب آن پایین رفته و خشک شده و زمینش سر بیرون آورده است. آن نقطه دقیقا محل خانه خدا کعبه ی معظم بوده است. حالا اینکه دقیقا مساحت کل کعبه از آب خارج شده، شاید هم شده و یک روز طول کشیده؛ ولی مهم این است که نقطه ای از سطح کعبه خشک شده و زمین با هوا مرتبط شده باشد. این فرآیند تنها یک لحظه است! اما اینکه از نظر موقعیت ارتفاع زمین و پستی اطراف آن همچنین چیزی امکان دارد بحث خودش را دارد و باید بررسی شود.البته شاید هم معجزه بوده که این ها الان محل بحث نیست. علامه حسن زاده یک رساله ای پیرامون این مسائل و اینکه هر چند هزار سال زمین قطبینش جابجا و و آب و هوا تغییر و باران های سیل آسا می آید و آب کل زمین را گرفته و دوباره حیاتی نو با خشک شدن آب ها شروع می شود، به نام رتق و فتق دارند که اگر خواستید مطالعه نمایید. به نظرم از شاگردانشان هم استاد صمدی جلسات سخنرانی پیرامون این موضوع داشته اند.
|
|||
|
|
۱۵:۰۰, ۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
علامه حسن زاده : " الهی! وسعت جهان کیانی که این است، فسحت عالم ربانی چون خواهد بود؟؟!!" امشب که "دحوالارض" ، "شب گسترده شدن زمینه" دعا کنیم که خداوند سر پل صراط، زمین زیر پامون که از مو باریکتره، رو گسترده کنه! التماس دعا |
|||
|
|
۱۵:۵۸, ۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/مهر/۹۲ ۱۶:۰۰ توسط ali0077.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
دحو الارض، آداب و اعمال آن
روز بیست و پنجم ذی القعده هم زمان با «دَحْوُ الاَرْض» (گسترش یافتن زمین) است. در شب این روز نیز طبق روایتی از امام هشتم علیه السلام ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام واقع شده است. (1) همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعودعلیه السلام معرّفی شده است. (2) این روز، جزء چهار روز (3) معروفی است كه روزه آن پاداش و ثواب هفتاد سال روزه را دارد. (4) معنای دحوالارض «دَحْو» بر وزن «مَحْو» به معنای گسترش است، بعضی نیز آن را به معنای تكان دادن چیزی از محل اصلیش تفسیر كرده اند، و چون این دو معنی لازم و ملزوم هم می باشند، به یك ریشه باز می گردند. منظور از «دحوالارض» این است كه در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابی نخستین فرا گرفته بود، این آب ها تدریجاً در گودال های زمین جای گرفتند و خشكی ها از زیر آب سر بر آوردند و روز به روز گسترده تر شدند. (5) از طرف دیگر زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیر قابل سكونت بود، باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند، و تدریجاً زمین های مسطّح و قابل استفاده برای زندگی انسان و كشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن ها به «دَحو الارض» تعبیر می شود. (6) دحو الارض در آیات و روایات به مسأله فوق هم در قرآن كریم و هم در روایات اشاره شده است. در قرآن كریم می خوانیم: «وَالاَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحیها»؛ (7) «و زمین را بعد از آن (آفرینش زمین و آسمان) گسترش داد.» مراد از «دَحیها» كه از مادّه «دَحْو» است، همان «دحو الارض» می باشد. در آیه دیگری می خوانیم: «وَالاَرْضِ وَماطَحیها»؛ (8) «و قسم به زمین و كسی كه آن را گسترانید.» كلمه «طَحیها» از مادّه «طَحْوْ» بر وزن «سَهْوْ» هم به معنای انبساط و گستردگی و هم به معنای راندن و دور كردن و از میان بردن است و در این جا به معنای گستردن می باشد. در روایات فراوانی بر فضیلت روز «دحو الارض» تأكید شده است كه به یك نمونه از آن ها اشاره می شود: امام هشتم علیه السلام فرمود: «صُومُوا فَاِنَّنی اَصْبَحْتُ صائِماً؛ روزه بگیرید، من امروز روزه دار هستم.» عرض كردند: «جُعِلْنا فِداكَ ای یوْمٍ هُوَ؟»؛ فدایت شویم، امروز چه روزی است؟» فرمودند: «یوْمٌ نُشِرَتْ فیه الرَّحْمَةُ وَدُحِیتْ فیهِ الاَرْضُ وَنُصِبَتْ فیهِ الْكَعْبَةُ وَهَبَطَ فیهِ آدَمُ؛ (9) روزی است كه در آن رحمت خداوند فراگیر شده است، زمین گسترش یافته است، كعبه نصب شده است و حضرت آدم علیه السلام به زمین فرود آمده است.» آداب و اعمال دحوالارض 1 - روزه داشتن، كه ثواب هفتاد سال عبادت را دارد. (10) 2 - احیاء و شب بیداری شب بیست و پنجم، كه برابر با یك سال عبادت است. (11) 3 - ذكر و دعا خواندن. 4- انجام غسل به نیت روز دحوالارض. (12) 5- دو ركعت نماز؛ به این صورت كه هنگام ظهر (و زوال شمس) دو ركعت نماز بخواند، در هر ركعت یك بار «حمد» و پنج مرتبه سوره «شمس» را بخواند، و بعد از سلام نماز بگوید: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظیمِ.» (13) آن گاه این دعا را بخواند: [b] «یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی. یا مُجیبَ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتی. یا سامِعَ الْاَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتی وَارْحَمْنی وَتَجاوَزْ عَنْ سَیئاتی وَما عِنْدی، یا ذَالْجَلالِ وَاالْاِكْرامِ[/b]؛ (14) ای در گذرنده لغزش ها، از لغزش [و خطایم] در گذر. ای اجابت كننده درخواست ها، دعاهایم را بپذیر. ای [خدایی] كه صداها را می شنوی، صدایم را بشنو [و به من توجّه فرما] و مرا مورد رحمت خویش قرار بده، و از بدی های من و آنچه نزد من است در گذر، ای صاحب جلالت و بزرگواری.» 6- خواندن دعای ذیل: «اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ أَيَّامِكَ الَّتِي أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِينَ وَدِيعَةً وَ إِلَيْكَ ذَرِيعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِيعَةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِي الْمِيثَاقِ الْقَرِيبِ يَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَيْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ ، خدايا اى گستراننده كعبه،و شكافننده دانه،و برگيرنده سختى،و برطرف كننده هر گرفتارى،از تو مىخواهم در اين روز از روزهايت،كه حقّش را بزرگ گرداندى،و سبقتش را پيش انداختى،و آن را نزد اهل ايمان امانت و و به سوى خود وسيله قرار دادى،و به رحمت گستردهات كه بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزيدهات در پيمان نزديك،روز ديدار،شكافنده هر امر بسته،و دعوت كننده به حق،و بر اهل بيت پاكش آن راهنمايان،و روشنكنندگان راه حق،ستونهاى جبّار،و متولّيان بهشت و دوزخ،و عطا كن به ما از عطاى در خزانهات كه نه بريده شود،و نه منع گردد،تا به وسيله آن توبه،و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمايى يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ يَا كَفِيُّ يَا وَفِيُّ يَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِيٌّ الْطُفْ لِي بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِي بِعَفْوِكَ وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِي كَرِيمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِي مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى يَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِي أَوْلِيَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِي وَ حُلُولِ رَمْسِي وَ انْقِطَاعِ عَمَلِي وَ انْقِضَاءِ أَجَلِي اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِي عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَيْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِيَنِيَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِي دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِي مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ ، اى بهترين خوانده شده و كريمترين اميد شده،اى كفايت كننده،اى وفادار،اى آنكه لطفش پنهانى است،به لطفت به من لطف كن،و به عفوت خوشبختم نما،و به يارىات تأييدم فرما،و از ذكر كريمانهات فراموشم مكن به حق متوليان امرت و نگهبانان رازت و از گرفتاريهاى روزگار تا روز قيامت و برانگيختهشدن خفظم كن هنگام بيرون آمدن جانم،و فرو رفتن در قبرم،و تمام شدن كارم،و سپرى شدن عمرم،اوليايت را به بالينم حاضر كن،خدايا يادم كن،بر طول پوسيدگى،زمانىكه در ميان تودههاى خاك فرود آيم،و فراموشكنندگان از مردم فراموشم كنند،و در خانه اقامت فرودم آر،و در منزل كرامت جايم ده، وَ اجْعَلْنِي مِنْ مُرَافِقِي أَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِي فِي لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِيئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِي حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِي مِنْهُ مَشْرَبا رَوِيّا سَائِغا هَنِيئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِي خَيْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِيعَادٍ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ] أَوْلِيَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِينَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْيَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ. و از دوستان اوليايت،و برگزيدگان و خاصان درگاهت قرارم ده،و ديدارت را بر من مبارك گردان،و پيش از فرا رسيدن پايان عمرم حسن عمل روزىام فرما، درحالىكه پاك از لغزشها و گفتار بىپايه و منطق تباه باشم.خدايا مرا به حوض پيامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)وارد كن،و از آن به من بنوشان،نوشاندنى سيراب كننده،روان و گوارا،كه پس از آن هرگز تشنه نشوم،و از ورود به آن طرد نگردم،و از آن منع نشوم،و آن را قرار ده برايم بهترين توشه،و كاملترين وعدهگا،روزى كه گواهان بپا مىخيزند.خدايا لعنت كن گردنكشان گذشته و آينده را،هم آنانكه حقوق اوليايت را به ناحق به خود اختصاص دادند.خدايا پايههايشان را بشكن،و پيروان و عمّالشان را نابود ساز،زميههاى هلاكتشان را به زودى فراهم فرما،و كشورهايشان را از دستشان بگير،و راههايشان را بر آنان تنگ كن، و بر آنانكه با آنان سهيم و شريكند لعنت فرست. اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِيَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِينِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِي أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَيْتَ إِلَيْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ يَعُودَ دِينُكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ جَدِيدا غَضّا وَ يَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ يَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى جَمِيعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِي كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِي زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِيَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَيَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَيْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَيْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ [عَلَيْهِمْ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. خدايا در فرج دوستانت شتاب كن و حقوق تاراجرفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشكار كن،و او را يارىرسان دينت بدار،و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.خدايا فرشتگان پيروزى را گرداگرد او همواره بدار،و به آن دستورى كه در شب قدر به او القا كردى او را انتقامگيرنده خويش قرار ده،تا جايىكه خشنود شوى،و دينت به وسيله او،و به دست او به گونهاى نو و تازه بازگردد،و حق به طور كامل ناب شود،و باطل به صورت همه جانبه به دور افكنده شود.خدايا بر او و همه پدرانش درود فرست،و ما را از همنشينان و خاندانش قرار بده،و در زمان بازگشتش ما را برانگيز،تا در دوران او در شمار يارانش باشيم.خدايا درك قيامش را روزى ما كن،و در روزگارش ما را حاضر كن،و بر او درود فرست،و سلام او را به ما باز رسان،درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.15 7- زیارت ثامن الحجج، امام هشتم علیه السلام از برترین اعمال مستحب این روز می باشد و سخت مورد تأكید و سفارش قرار گرفته است. (16) 8 - احیاء و بیدار بودن در شب 25 ذی قعده و انجام عبادات در آن شب برابر با صد سال عبادت است. (17) زيارت امام رضا عليه السّلام در اين روز افضل اعمال مستحبّ،و مؤكّدترين آداب مىباشد. التماس دعا منابع 1) علی بن طاووس الحسینی، الاقبال (چاپ قدیم موجود در كتابخانه دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1314) ، ص 525. 2) همان. 3) سه روز دیگر عبارتند از: 18 ذی حجة (روز غدیر خم) ، بیست و هفتم رجب (سالروزمبعث نبی اكرم) و هفدهم ربیع، (سالروز ولادت پیامبر اكرم و ولادت امام صادق علیه السلام) . 4) علی بن طاووس حسینی (همان) ، ص 525؛ شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، اعمال ماه ذی قعده؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار (داراحیاء التراث العربی، چاپ سوّم، 1403 ه.) ، ج 94، ص 122، روایت 1. 5) آیت اللَّه ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه (تهران، دارالكتب الاسلامیة، چاپ نهم،1370) ، ج 26، ص 101، 100. 6) همان، ج 27، ص 43؛ علّامه سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، (قم، جامعه مدرسین) ، ج 20، ص 190 و ص 297. 7) نازعات /30. 8) شمس /6. 9) علی بن طاووس الحسینی، الاقبال (چاپ قدیم، 1314) ، ص 525. 10) الاقبال (همان) ، ص 527 و مفاتیح الجنان (پیشین) ، اعمال ذی قعده. 11) همان، ص 527؛ مفاتیح الجنا ن، ص 410. 12) همان، ص 527. 13) همان، ص 529؛ مفاتیح الجنان، ص 410؛ وقایع الایام (همان) ، ص 102، 101. 14) همان، ص 529؛ مفاتیح الجنان، ص 410. 15) همان، ص 527، 528؛ شیخ طوسی، مصباح الزائر، اعمال ذی قعده؛ شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، اعمال ماه ذی القعده، ص 411. 16) الاقبال، ص 525؛ میرداماد، رساله اربعة ایام؛ مفاتیح الجنان، ص 410 و وقایع الایام، ص 102. 17) همان، ص 101. ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره37 . |
|||
|
|
۲۳:۴۱, ۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان یسری نکات هست حیفم اومد تو این بحث استفاده نشه فقط قبلش از همه دوستان بابت یکم طولانی بودن مطالب پوزش میخوام با توجه به این که این روز روز دحوالارض نام گذاری شده ( مطالب رو دوستان عرض کردند ) چند واژه هست که باید دقت کرد و در این مورد دعوت میکنم همراه باشید: دحو الارض به معنى بسط وگسترش زمین[لسان العرب، ج14، ص: 252. ترجمه بیان السعادة، ج14، ص434.] از مرکز به اطراف است.[ اسرار الحکم،ص675.] و منظور از «دحو الارض» این است که در آغاز تمام سطح زمین را آبهاى حاصل از بارانهاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود این آبها تدریجا در گودالهاى زمین جاى گرفتند و خشکیها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گستردهتر شدند تا به وضع فعلى درآمد- و این مسأله بعد از آفرینش زمین و آسمان روى داد[ برگزیده تفسیر نمونه ، ج5،ص 400]. مقصود دیگر از دحو الأرض، گسترش به سبب تولید موالید می باشد، چون مرتبهى موالید در خلقت، بعد از مرتبهى عناصر و آسمانهاست[ ترجمه بیان السعادة، ج14، ص435]. معنای مورد نظر علامه حسن زاده آملی درباره دحو الارض ،این است که با انطباق وانفتاح دو عظیمه معدل النهار و منطقه البروج ،آب که تمام زمین را فرا گرفته بود، فروکش خواهد کرد و خشکی گسترش پیدا می کند[هزار و یک کلمه، کلمه 323،ص99.]. بحث تفصیلی آن در ذیل همین مقاله خواهد آمد. واژه تولد
تولد، به موجوداتی که بدون پدر و مادر خلق شده باشد اطلاق می شود[دروس شرح منظومه، سید یوسف ابراهیمیان ،ج5،بخش نفس،1387.]. و نیز به معنی حیوان و موجود زنده ای که بدون پدر و مادر باشد نیز اطلاق می شود، مثل حیوانی که از آب راکد تابستان متولد می شود [التعریفات،ص31، (باب التاء)]. و همچنین به وجود آمدن نباتات و حیوانات از ماده ای که حیات در آن نیست ، تولد گویند.[ المعجم الفلسفى، ج1،ص367.]
توالد و تناسل و تسافد توالد در علم حیات یعنی عملی که بوسیله آن افراد جدیدی بوجود می آیند و نوع آنها در بقا استمرار پیدا می کند و اگر ازدیاد نسل در انسان، نبات، یا حیوان باشد؛ تناسل نامند، واگر در چهار پایان باشد، تسافد نامند، و در پرندگان اهلی ، تراصع گویند.[مصطفى الشهابی، معجم الالفاظ الزراعیة.المعجم الفلسفى، ج1،359.]
فرق تولد با توالد؟ همانطور که بیان شد: تولد به موجوداتی اطلاق می شود که بدون پدر و مادر خلق شده باشند ، مثل حضرت آدم و موجودات اولیه از حیوانات خشکی که هر کدام همانند آدم از گل خلق شده اند. اما توالد به موجوداتی گفته می شود که با واسطه پدر و مادر خلق شده باشند، که در توالد ، ناگزیرازدیاد نسل از طریق پدر و مادر است.[دروس شرح منظومه، سید یوسف ابراهیمیان ،ج5،بخش نفس،1387.] رتق معانی رتق عبارت است از بستن و منظم کردن و درهم فرو رفته و فشرده[تفسیر أحسن الحدیث، ج6، ص50.] و به معنی التیام بخشیدن و ترمیم کردن هم آمده است.[مجمعالبحرین ،ج5، ص، 166.] و به معنای سدّ و اصلاح و از بین بردن خلل و جدایى نیزاست[ تفسیر روشن، ج14، ص 8.]. راغب در مفردات گفته: کلمه" رتق" به معناى ضمیمه کردن و به هم چسباندن دو چیز است، چه اینکه در اصل خلقت به هم چسبیده باشند و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند و" فتق" به معناى جدا سازى دو چیز متصل به هم است.[ ترجمه المیزان، ج14، ص:0 39]
فتق فتق به معانی متفاوتی آمده است از قبیل: جدا شدن وانفصال[کتابالعین، ج 5، ص، 130]. جایی که باران نمی بارد.[لسانالعرب، ج10،ص 296] و به معنای شکافته شدن.[مجمعالبحرین، ج 5، ص223] همچنین به معنای شکافتن و جدا کردن دو چیز متصل[تفسیر أحسن الحدیث، ج6، ص556.] و بهم پیوسته و فاصله دادن آن است [ترجمه مفردات، ج3، ص8 . تفسیر روشن، ج14، ص 8.].
معانی اصطلاحی رتق و فتق درباره رتق و فتق به معنای اصطلاحی و مفهوم آن، نظریات متفاوتی- که بر گرفته از آیه کریمه: «أَ وَ لم یرَ الذین کفروا أَن السماواتِ و الأَرضَ کانتا رَتْقاً ففتَقْناهما» است- بیان شده است که به اختصار، آن دیدگاهها وبعضی از نقدهای وارد شده را، مطرح کرده و در پایان نظر مورد قبول را ذکر می کنیم.
1-یکی از دیدگاهها این است که آسمانها، یک آسمان و زمین هم یکی بوده است پس خداوند آنها را فتق نموده و در نتیجه هفت آسمان و هفت زمین شده است[مجمعالبحرین ،ج5، ص، 166.]. 2-زمین و آسمان که به هم چسبیده بودند، از یکدیگر جدایشان کردیم، که در حقیقت آسمانها را طایفهاى، و زمین را طایفهاى (دیگر) دانسته، و آن دو را دو طایفه خوانده، و معنایش این است که خداوند می فرماید: این دو طایفه متصل به هم بودند و ما جدایشان کردیم[ تفسیر آسان، ج12، ص 221. تفسیر نمونه، ج13، ص 430. ترجمه المیزان، ج14، ص039.]. 3- فتق آسمانها و زمین بعد از رتق آنها ، برهانی بر توحید خداى تعالى در ربوبیت، و تدبیر عالم است [ تفسیر آسان، ج12، ص 221. تفسیر نمونه، ج13، ص 430. ترجمه المیزان، ج14، ص039.] به این صورت که: آسمان و زمین، ابتدا یکپارچه بودهاند، و خداوند آنها را از یکدیگر جدا کرده است، و چنین خلقتى از تدبیر جدا نیست.[ تفسیر آسان، ج12، ص 221. تفسیر نمونه، ج13، ص 430.] زیرا قوه انفصال و جدایی که در موجودات به ودیعه بوده است ، با فتق به فعلیتشان رسیده اند.یعنى همه یک موجود بوده، که دیگر امتیازى میان زمین و آسمان نبوده . یک موجود رتق و متصل الاجزاء بوده، و بعدا خداى تعالى آن را فتق کرده، و در تحت تدبیرى منظم و متقن، موجوداتى بىشمار از درون آن یک موجود بیرون آورده، که هر یک براى خود داراى آثارى شدند.[ترجمه المیزان، ج14، ص 391.] و این نظریه را علم امروز تایید مىکند، زیرا علم روشن نموده که آنچه محسوس ما است، هر کدام مرکب از عناصرى متعددی هستند. البته علامه طباطبایی آنرا مورد نقد قرار داده گفته اند که: این معنا در صورتى درست است که مقصود از رتق آسمانها و زمین، یکى بودن همه و نبودن امتیازی میان ابعاض و اجزاى آن باشد، که قهرا مراد از فتق هم، جدا سازى، و متمایز کردن ابعاض آن خواهد بود[ترجمه المیزان، ج14، ص 392.]. 4-اما معنای دیگر این است: که آسمان رتق بود، یعنى بارانى از آن به زمین نمىبارید، پس ما آسمان را فتق کردیم، و از آن پس بارانها به سوى زمین باریدن گرفت، و زمین هم رتق بود، یعنى چیزى از آن نمىرویید، پس ما آن را فتق کردیم، و در نتیجه روییدن آغاز کرد، و با این آیت خود، برهان خود را تمام کردیم[همان، ص 392. تفسیر آسان، ج12، ص 221. تفسیر نمونه، ج13، ص430..]. در این صورت برهان آیه شریفه مختص مساله باریدن آسمان، و روییدن زمین مىشود، و نظرى به سایر حوادث ندارد، به خلاف معناى اول که برهان آیه بر آن معنا شامل همه حوادث مىشود[ترجمه المیزان، ج14، ص 392.].
5-بعضى از مفسرین احتمال دادهاند که مراد از رتق آسمانها و زمین، تمیز نداشتن از یکدیگر در حال عدم، و قبل از وجود است، و مراد از فتق آن، تمیز یافتن بعضى از بعض دیگر در وجود، بعد از عدم است. علامه حسن زاده آملی در معنای اصطلاحی رتق و فتق، معنای دیگری را ذکر می کند که متفاوت با معانی یاد شده می نماید. و آن انطباق وانفتاح دو عظیمه معدل النهار و منطقه البروج است[ هزار و یک کلمه، حسن زاده آملی ،ج3،کلمه 323،ص101.] که تفصیل آن خواهد آمد. برگرفته از پایگاه : samtekhoda.ir تشکر برای اینکه با تحمل خودتون متن رو خوندین.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شهدای 17 شهریور (جمعه سیاه) | حضرت عشق | 0 | 1,019 |
۱۷/شهریور/۹۳ ۱۴:۳۵ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|











