کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اختلاف بین مومنان ، حربه شیطان(گفتگو محور)
۱۴:۳۶, ۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام به همه دوستان


یکی از حربه های شیاطین انس و جن در آخرالزمان همین اختلاف انداختن بین مومنان است


این اختلاف باعث می شود توانی که می توان صرف سازندگی و همچنین مبارزه با طاغوت کرد صرف زمین زدن طرف مقابل شود


این از مقیاس بین المللی شروع می شود و تا بین دوستان و حتی چنین تالار هایی ادامه پیدا می کند.


نوع معمول دیگر این اختلاف اندازی،تفرقه افکنی بین زن و شوهر است که در سوره بقره هم به این اشاره شده است

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه وما هم بضارين به من احد الا باذن الله(بقره102)


اگر زن و مردی از هم جدا شوند زمینه ساز فساد بزرگی در جامعه است


زن و مردی که در کنار هم آرامش می یابند بوسیله همین جدایی هم دچار تشویش و نگرانی و هم دچار وسوسه و هم باعث بهم ریختن محیط زندگی خود می شوند.

ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها وجعل بينكم موده ورحمه ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون(روم21)

مطمئن باشید این اختلاف های بین زوجین و برادران و خواهران دینی عادی و طبیعی نیست.


دیر یا زود متوجه دخالت مستقیم شیاطین انس و جن در این مورد خواهید شد.


البته ان کید الشیطان کان ضعیفا


نقطه مقابل این مورد ایجاد وحدت است


اگر دیدید کسی خواست به هر وسیله ای و با هر توجیهی اختلاف بیندازد او را ارشاد کنید.


شیطان متوجه شده است که به آخر عمر خود رسیده و با این گونه کارها می خواهد خود و دوستانش را تسکین دهد چرا که افراد پست و حقیر وقتی می بینند در گردابی در حال غرق شدن هستند بقیه را نیز با خود به کام آن می برند.

قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين(ص82)

قال رب بما اغويتني لازينن لهم في الارض ولاغوينهم اجمعين(حجر39)

لطفا در این بحث شرکت کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: *ركن الهدي* ، عبدالرحیم ، mahdy30na ، Aryha ، Justice Bringer ، غربت تشیع ، یاســین ، سید ابراهیم ، ali.khm ، سیمرغ ، السا
۱۸:۳۴, ۹/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۲ ۱۸:۳۵ توسط غربت تشیع.)
شماره ارسال: #2

فکر نکنید بنده مخالف وحدت هست ولی وحدت هم حد و مرزی دارد.
قرآن کریم می فرمایند:
نقل قول:وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّهِ
ۚ
فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ [٤٩:٩]

و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتی دهید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمینه صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست می‌دارد.

در این آیه به صراحتا خداوند به ما دستور می دهد که باید با بعضی از مومنان بجنگیم. آن مومنان که ما وظیفه داریم با آنها بجنگیم کی ها هستند؟ مسلما این مومنها تخیلی و موجودات فضایی نیستند و حتما وجود خارجی دارند که قرآن کریم دستور می دهد که ما با آنها بجنگیم.

چرا امام علی علیه السلام با عایشه و طلحه و زبید صلح و وحدت نکرد و با او جنگید؟ مگر عایشه مسلمان نبود؟
چرا امام علی علیه السلام با معاویه جنگید؟
چرا امام علی علیه السلام با خوارج جنگید؟
امام علی علیه السلام در حکومت کوتاه 5 ساله اش 3 سال را به جنگ گذراند. آن هم جنگ با کی؟ با مسلمانها.
ایشان هزاران نفر از کسانی را کشت که روزها قرآن می خواندند و شبها نماز می خواندند و پیشانی هایشان از نماز خواندن پینه بسته بود. چرا امام با آنها وحدت نکرد؟

به بهانه وحدت نباید از اصول و حقایق تشیع کوتاه آمد.
ولی در عین اختلاف نظر می توان گفتگوی با حفظ وحدت داشت.
اختلاف نظر داشتن با متحد بودن در برابر دشمنان اسلام تناقض ندارد.
دو دانشمند اگر بر سر یک مسئله علمی اختلاف داشته باشند چاقو در نمی آورند و سر همدیگر را ببرند. بلکه با هم گفتگو می کنند تا مشخص شود کدام طرف درست می گوید.
چرا برخی فکر می کنند هر اختلاف نظری به معنای اختلاف و دشمنی است؟
چرا ما فرهنگ گفتگو و حل اختلاف نظر را نداریم؟
چرا ما به سادگی و به راحتی به اشتباه خود اعتراف نمی کنیم و حرف حق را نمی پذیریم؟
چرا ما اول فرقه خود را انتخاب می کنیم بعد هر جور شده تلاش می کنیم که قرآن و روایات را به آن فرقه از پیش انتخاب شده بخورانیم؟
چرا اول در مورد دین و فرقه صحیح تحقیق منصفانه و بی طرفانه نمی کنیم و بعد تصمیم بگیریم که شیعه باشیم یا سنی؟
چرا ما نسبت به فرقه پدران خودمان تعصب داریم در حالی که قرآن می فرماید:

قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ
[٢١:٥٤]


گفت: «مسلّماً هم شما و هم پدرانتان، در گمراهی آشکاری بوده‌اید!»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، SAViOR ، aboutorab ، mahdy30na
۱۹:۱۳, ۹/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۲ ۱۹:۲۰ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
آواتار
با تشکر از شرکت شما در بحث

ببینید امیرالمومنین شروع کننده این جنگ ها نبودند

اگر منظور شما برادران اهل تسنن هستند باید بگویم بسیار از آنها واقعا از حقیقت بی بهره هستند

اگر گروهی از تشیع مصداق صحبت های شما هستند هم باید گفت این اختلاف در چه سطحی است؟

باید حسن ظن داشت

اگر مانند سلفی ها منظور شماست که آنها عمدتا غیر قابل هدایتند و لایق نابودی ولی عمده اختلافی که الان وجود دارد به خاطر سوء تفاهم ها و البته شیطنت فتنه گران است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Aryha
۸:۵۶, ۱۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #4

درست است که شروع کننده نبودند ولی به هر حال با مسلمانها جنگیدند و وحدت را رعایت نکردند.
در بیت تشیع هم اختلافاتی در سطح تکفیر و تفسیق هست.
حسن ظن به جای خودش جنگیدن هم به جای خودش.
عمده سلفی ها را نمی توان گفت که غیرقابل هدایتند. مگر ما آنها را هدایت کرده ایم که می گوییم غیرقابل هدایتند؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۰:۵۸, ۱۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۰/مهر/۹۲ ۸:۵۶)غربت تشیع نوشته است:  درست است که شروع کننده نبودند ولی به هر حال با مسلمانها جنگیدند و وحدت را رعایت نکردند.
در بیت تشیع هم اختلافاتی در سطح تکفیر و تفسیق هست.
حسن ظن به جای خودش جنگیدن هم به جای خودش.
عمده سلفی ها را نمی توان گفت که غیرقابل هدایتند. مگر ما آنها را هدایت کرده ایم که می گوییم غیرقابل هدایتند؟

خب باز خوبه که برای سلفیون هم این مهلت را قائلید

پس برای برادران مسلمان خود چه؟

من در حال حاضر در بین مسلمانان جایی را نمی بینم که محل منازعه باشد

مگر جایی که فتنه گران بخواهند آتشش را شعله ور کنند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۰۸, ۱۱/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۲ ۱۱:۰۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #6
آواتار
(۹/مهر/۹۲ ۱۴:۳۶)تلمیخا نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان
لطفا در این بحث شرکت کنید

سلام
[b]وحدت يا حق كشي ؟
اصل وحدت ، اصلي پسنديده و مورد پذيرش تمامي مذاهب اسلامي ، بلكه تمامي اديان الهي است .


اما بايد ببينيم « وحدت اسلامي » به چه معني است ؟
آيا به عنوان وحدت مي توان از شناخت صحيح حقايق جلوگيري كرد ؟



ادامه دارد ان شاءالله







در ادامه توضيحات بيشتري در اين باره خواهم نوشت



موفق باشيد
يا علي عليه السلام
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، mahdy30na
۱:۱۱, ۱۱/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۲ ۱:۳۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #7
آواتار
توجه کنید این به معنای عقب نشینی از عقایدمان نیست

لطفا و خواهشا این مطلب را مطالعه کنید


نقل قول: الف - معنا، اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی

[تصویر: li_star_1.gif] وحدت به معنای تمسك "جمعی" به حبل‌اللَّه است
قرآن مى‌فرماید: «واعتصموا بحبل اللَّه جمیعاً ولاتفرّقوا». اعتصام به حبل‌اللَّه براى هر مسلمان یك وظیفه است؛ اما قرآن اكتفا نمى‌كند به اینكه ما را به اعتصام به حبل‌اللَّه امر كند، بلكه به ما مى‌گوید كه اعتصام به حبل‌اللَّه را در هیئت اجتماع انجام بدهید؛ «جمیعاً»؛ همه با هم اعتصام كنید. و این اجتماع و این اتحاد، یك واجب دیگر است. بنابراین، علاوه بر اینكه مسلمان باید معتصم به حبل‌اللَّه باشد، باید این اعتصام را به همراه دیگرِ مسلمان‌ها و همدست با آن‌ها انجام دهد. ما این اعتصام را درست بشناسیم و آن را انجام دهیم. آیه‌ى شریفه‌ى قرآن مى‌فرماید: «فمن یكفر بالطاغوت و یؤمن باللَّه فقداستمسك بالعروة الوثقى». این، اعتصام به حبل‌اللَّه را براى ما معنا مى‌كند. تمسك به حبل‌اللَّه چگونه است؟ با ایمان باللَّه و كفر به طاغوت
.
امروز طاغوت اعظم در دنيا، رژيم ايالات متحده امريكاست.
[1]


[تصویر: li_star_1.gif] اتحاد مسلمین به معنای انصراف از عقاید خاص نیست
مراد ما از وحدت اسلامى، یكى شدن عقاید و مذاهب اسلامى نیست. میدان برخورد مذاهب و عقاید اسلامى و عقاید كلامى و عقاید فقهى - هر فرقه‌اى عقاید خودش را دارد و خواهد داشت - میدان علمى است؛ میدان بحث فقهى است؛ میدان بحث كلامى است و اختلاف عقاید فقهى و كلامى مى‌تواند هیچ تأثیرى در میدان واقعیت زندگى و در میدان سیاست نداشته باشد. مراد ما از وحدت دنیاى اسلام، عدم تنازع است: «ولاتنازعوا فتفشلوا». تنازع نباشد، اختلاف نباشد
.[2]
اتحاد مسلمين، به معناى انصراف مسلمين و فِرَق گوناگون از عقايد خاص كلامى و فقهى خودشان نيست؛ بلكه اتحاد مسلمين به دو معناى ديگر است كه هر دوى آن بايد تأمين بشود: اول اين كه فِرَق گوناگون اسلامى (فِرَق سنى و فِرَق شيعه) - كه هر كدام فِرَق مختلف كلامى و فقهى دارند - حقيقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همكارى و همفكرى كنند. دوم اين كه فِرَق گوناگون مسلمين سعى كنند خودشان را به يكديگر نزديك كنند و تفاهم ايجاد نمايند و مذاهب فقهى را باهم مقايسه و منطبق كنند. بسيارى از فتاواى فقها و علما هست كه اگر مورد بحث فقهىِ عالمانه قرار بگيرد، ممكن است با مختصر تغييرى، فتاواى دو مذهب به هم نزديك شود.
[3]


[تصویر: li_star_1.gif] وحدت یعنی ایستادگی متحدانه در برابر دشمن مشترك
امروز منطقه جغرافيايى مسلمانان، مهمترين مناطق عالم است. كشورهاى آنها از لحاظ طبيعى، جزو ثروتمندترين كشورهاى عالم است. امروز دروازه آسيا به اروپا، دروازه اروپا به آسيا و آفريقا، آفريقا به اروپا و آسيا، متعلّق به مسلمانان است. اين منطقه سوق‌الجيشى و سرزمينهاى بابركتى كه در اختيار مسلمانان است، امروز حامل و حاوى امكاناتى چون نفت و گاز و امثال اينهاست كه بشر براى تمدّن خود، به صورت روزمرّه به آن احتياج دارد. يك ميليارد و چند صد ميليون نفر مسلمان هستند؛ يعنى بيش از يك پنجمِ مردم دنيا. اين همه جمعيت، در چنين منطقه‌اى؛ آن هم با برافراشته شدن پرچم اسلام در قلب اين منطقه - يعنى در ايران اسلامى كه امروز قلب و مركز اصلىِ دنياى اسلام است - چرا بايد از اين استفاده نشود؟ اين، يك امكان بزرگ در اختيار مسلمانان است.
وقتِ آن رسيده است كه دنياى اسلام به خود آيد و اسلام را به عنوان صراط المستقيم الهى و راه نجات انتخاب كند و در آن، با استحكام قدم بردارد. وقت آن رسيده است كه دنياى اسلام، اتّحاد خود را حفظ كند و در مقابل دشمن مشتركى كه همه گروههاى اسلامى، آسيب آن دشمن را ديده‌اند - يعنى استكبار و صهيونيسم - به طور متّحد بايستد، شعارهاى واحدى بدهد، تبليغ واحدى بكند و راه واحدى را بپيمايد. ان‌شاءاللَّه مورد تأييد پروردگار و مورد حمايت قوانين و سنن الهى هم خواهد بود و پيش خواهد رفت.
[4]


[تصویر: li_star_1.gif] وحدت مسلمین؛ مسأله‌ استراتژیك
هدف از اين كار آن است كه با شعار وحدت مسلمين، كه شعار درست و ضرورى‌يى هم است و من از قديم اين اعتقاد و تفكر را داشتم و دارم و آن را يك مسأله‌ى استراتژيك مى‌دانم - يك مسأله‌ى تاكتيكى و مصلحتى هم نيست كه حالا بگوييم مصلحت ما ايجاب مى‌كند كه با مسلمين غير شيعه ارتباطات داشته باشيم - مسلمانان، بتدريج اين اختلافات مذهبى و طايفه‌يى را كم كنند و از بين ببرند؛ چون در خدمت دشمنان است. ما با اين انگيزه‌ى صحيح، مسأله‌ى وحدت مسلمين را در جمهورى اسلامى، يك مسأله‌ى اساسى قرار داده‌ايم. امام بارها فرمودند، ارگانهاى مختلف جمهورى اسلامى نيز بر اين اساس برنامه‌ريزى و طراحى و تلاش كردند و ماها هم سخنرانى كرديم
.

[5]


ب - خطرات و موانع پیش‌روی وحدت اسلامی

[تصویر: li_star_1.gif] كج‌فهمی و بی‌اطلاعی؛ مانع اتحاد
انسجام اسلامى در يك وجه، خود ناظر به همه‌ى دنياى اسلامى است بايد با هم منسجم باشند؛ بايد به يكديگر كمك كنند؛ هم دولتهاى اسلامى، هم ملتهاى اسلامى. و دولتهاى اسلامى در استفاده‌ى از ظرفيت ملتهاى اسلامى براى ايجاد اين وحدت بزرگ، مى‌توانند سهم و نقش داشته باشند
.
چيزهايى مانع از اتحاد مى‌شود. عمده‌ى آنها بعضاً كج‌فهمى‌ها و بى‌اطلاعى‌هاست؛ از حال هم خبر نداريم؛ درباره‌ى هم توهمات مى‌كنيم؛ درباره‌ى عقايد هم، درباره‌ى تفكرات يكديگر دچار اشتباه مى‌شويم؛ شيعه درباره‌ى سنى، سنى درباره‌ى شيعه؛ فلان ملت مسلمان درباره‌ى آن ملت ديگر، درباره‌ى همسايه‌اش؛ سوء تفاهم‌ها، كه دشمنان هم بشدت بر اين سوءتفاهم‌ها دامن مى‌زنند. افرادى هم متأسفانه بر اثر همين سوء فهم، سوء تحليل، نديدن نقشه‌ى كلى دشمن، بازيچه‌ى اين بازى دشمن قرار مى‌گيرند و دشمن از آنها استفاده مى‌كند. گاهى يك انگيزه‌ى خيلى كوچك، انسانى را وادار مى‌كند حرفى بزند، موضعى بگيرد، كارى بكند كه دشمن در نقشه‌ى كلى خود از آن حرف استفاده مى‌كند و شكاف را بين برادران زياد مى‌كند.
[6]


[تصویر: li_star_1.gif] عوامانه شدن اختلافات مذهبی؛ عامل درگیری و خشونت بین مسلمانان
اختلاف بين طرفداران دو عقيده بر اثر تعصبات، يك امرى است كه هست و طبيعى است، و مخصوص شيعه و سنى هم نيست. بين فِرَق شيعه، خودشان؛ بين فِرَق سنى، خودشان؛ در طول زمان از اين اختلافات وجود داشته است. تاريخ را نگاه كنيد، مى‌بينيد هم بين فرق فقهى و اصولى اهل تسنن - مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعيه و اينها - هم بين فرق مختلف شيعه، بين خودشان، اختلافاتى وجود داشته است. اين اختلافات وقتى به سطوح پايين - مردم عامى - مى‌رسد، به جاهاى تند و خطرناكى هم مى‌رسد؛ دست به گريبان مى‌شوند. علما مى‌نشينند با هم حرف مى‌زنند و بحث مى‌كنند؛ ليكن وقتى نوبت به كسانى رسيد كه سلاح علمى ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادى استفاده مى‌كنند كه اين خطرناك است. در دنيا اين هميشه بوده؛ هميشه هم مؤمنين و خيرخواهان سعى مى‌كردند كه مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان اين بوده است كه نگذارند سطوح غيرعلمى كارشان به درگيرى برسد؛ ليكن از يك دوره‌اى به اين طرف، يك عامل ديگرى هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود. نمى‌خواهيم بگوييم اختلاف شيعه و سنى هميشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخيل بوده؛ بعضى از جهالتها، بعضى از تعصبها، بعضى از احساسات، بعضى از كج‌فهميها دخالت داشته؛ ليكن وقتى استعمار وارد شد، از اين سلاح حداكثر استفاده را كرد
.[7]

ج - پیشنهادات و راهكارهایی برای تحقق وحدت اسلامی

[تصویر: li_star_1.gif] برجستگان مبارزه‌ى با استعمار بر وحدت تكیه كرده‌اند
لذا شما مى‌بينيد برجستگان مبارزه‌ى با استعمار و استكبار، روى مسئله‌ى «وحدت امت اسلامى» تكيه‌ى مضاعف كرده‌اند. شما ببينيد سيدجمال‌الدين اسدآبادى (رضوان‌اللَّه‌تعالى‌عليه) معروف به افغانى و شاگرد او شيخ محمد عبده و ديگران و ديگران، و از علماى شيعه مرحوم شرف‌الدين عاملى و بزرگان ديگرى، چه تلاشى كردند براى اينكه در مقابله‌ى با استعمار نگذارند اين وسيله‌ى راحتِ در دست استعمار، به يك حربه‌ى عليه دنياى اسلام تبديل شود. امام بزرگوار ما از اول بر قضيه‌ى وحدت اسلامى اصرار مى‌كرد.
[8]


[تصویر: li_star_1.gif] وجود نبىّ مكرّم اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)؛ بزرگترین مایه وحدت اسلامی
وجود نبىّ مكرّم اسلام(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله‌وسلّم)، بزرگترين مايه‌ى وحدت در همه‌ى ادوار اسلامى بوده است و امروز هم مى‌تواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدسِ بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است و لذا آن بزرگوار، مركز و محور عواطف و عقايد همه‌ى مسلمانهاست و همين محوريت، يكى از موجبات انس دلهاى مسلمين و نزديكى فِرَق اسلامى با يكديگر به حساب مى‌آيد
.
توصيه‌ى ما به همه‌ى مسلمانان عالم اين است كه روى ابعاد شخصيت پيامبر و زندگى و سيره و اخلاق آن حضرت و تعاليمى كه از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، كار زيادى بشود.
[9]


[تصویر: li_star_1.gif] مساله غدیر؛ یكی از محورهای وحدت اسلامی
مسأله غدير هم مى‌تواند مايه وحدت باشد؛ همچنان كه مرحوم آيةاللَّه شهيد مطهرى مقاله‌اى با عنوان «الغدير و وحدت اسلامى» دارد. او كتاب الغدير را - كه درباره مسائل مربوط به غدير است - يكى از محورهاى وحدت اسلامى مى‌داند كه درست هم هست. ممكن است به نظر عجيب بيايد، اما واقعيت مطلب همين است. خودِ مسأله غدير، غير از جنبه‌اى كه شيعه آن را به عنوان اعتقاد قبول كرده است - يعنى حكومت منصوب اميرالمؤمنين عليه‌الصّلاةوالسّلام از طرف پيامبر كه در حديث غدير آشكار است - اصل مسأله ولايت هم مطرح شده است. اين ديگر شيعه و سنّى ندارد.
اگر امروز مسلمانان جهان و ملتهاى كشورهاى اسلامى، شعار ولايت اسلامى سر دهند، بسيارى از راههاى نرفته و گره‌هاى ناگشوده امت اسلامى باز خواهد شد و مشكلات كشورهاى اسلامى به حل نزديك خواهد گشت
.[10]

[تصویر: li_star_1.gif] ارشاد گروهای تكفیری و آگاه‌سازی مردم؛ وظیفه‌ی علما
ما بايستى مردم خودمان را هشيار و بيدار كنيم و خودمان مراقب باشيم. آن كسانى كه بدون فهم، فهم حقيقت، بدون تقوا، جمعيت عظيمى از مسلمانان را از دين خارج مى‌دانند، خارج مى‌كنند، تكفير مى‌كنند اين گروه‌هاى تكفيرىِ نادان - حقيقتاً مناسب‌ترين صفت براى اينها نادانى است، اگرچه در آنها خباثت هم هست، اما جهالت مهمترين خصوصيت اينهاست - اينها را بايستى ما تا آنجايى كه مى‌توانيم، ارشاد كنيم؛ مردم را از اينها بترسانيم كه مردمِ ما «و لتصغى اليه افئدة الذين لايؤمنون بالأخرة و ليرضوه و ليقترفوا ما هم مقترفون» بعضى‌ها به خاطر ضعف ايمان، به خاطر ضعف معرفت، مجذوب اين حرفهاى دشمنان مى‌شوند. ما بايد مراقبت كنيم. وظيفه‌ى علما، وظيفه‌ى سنگينى است. امروز وحدت دنياى اسلام، يك هدف اعلاست كه اگر اين وحدت حاصل شد، آن وقت دنياى اسلام حقيقتاً مى‌تواند به عزت كامل و عمل به احكام اسلامى دست پيدا كند؛ مى‌تواند اين كار را هم بكند. هم دولتها بايد كمك كنند، هم ملتها بايد كمك كنند.
[11]


[تصویر: li_star_1.gif] منشور وحدت اسلامی را تهیه كنید
علاج اصلى، داروى اصلى براى امروزِ دنياى اسلام، داروى «اتحاد» است؛ بايد با هم متحد بشوند. علما و روشنفكران اسلام بنشينند و منشور وحدت اسلامى را تنظيم كنند؛ منشورى تهيه كنند تا فلان آدم كج‌فهمِ متعصبِ وابسته‌ى به اين، يا فلان، يا آن فرقه‌ى اسلامى، نتواند آزادانه جماعت كثيرى از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام كند؛ تكفير كند. تهيه‌ى منشور جزو كارهايى است كه تاريخ، امروز از روشنفكران اسلامى و علماى اسلامى مطالبه مى‌كند. اگر شما اين كار را نكنيد، نسلهاى بعد از شما مؤاخذه خواهند كرد. مى‌بينيد دشمنىِ دشمنان را ! مى‌بينيد تلاش آنها را براى نابود كردن هويت اسلامى و ايجاد اختلاف بين امت اسلامى! بنشينيد علاج كنيد؛ اصول را بر فروع ترجيح بدهيد. در فروع ممكن است افراد يك مذهب هم با همديگر اتحاد نظر نداشته باشند؛ مانعى ندارد. مشتركات بزرگى وجود دارد؛ گرد اين محور - محور مشتركات - همه مجتمع شوند. مواظب توطئه‌ى دشمن باشند؛ مواظب بازى دشمن باشند. خواص، بين خودشان بحثهاى مذهبى را بكنند، اما به مردم نكشانند؛ دلها را نسبت به يكديگر چركين نكنند؛ دشمنى‌ها را زياد نكنند؛ چه بين فرقه‌هاى اسلامى، چه بين ملتهاى اسلامى، چه بين گروههاى اسلامى در يك ملت.
[12]


[تصویر: li_star_1.gif] نظرات فرق مختلف اسلامی را در مجموعه‌ای واحد جمع كنید
علماى اسلامى بايد كوشش كنند. فقها و متكلمين و فلاسفه‌ى اسلامى بنشينند آراء را با يكديگر تطبيق كنند و آنها را در مجموعه‌هايى جمع نمايند تا نظرات فِرَق مختلف اسلامى در مجموعه‌ى واحد و با نگاه مساعد به يكديگر، در اختيار همه‌ى مسلمين قرار بگيرد. اين، از جمله كارهاى بسيار لازم و ضرورى است.
[13]


http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21957
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، عبدالرحیم ، mahdy30na
۷:۴۰, ۱۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #8

(۱۱/مهر/۹۲ ۰:۵۸)تلمیخا نوشته است:  
پس برای برادران مسلمان خود چه؟

من در حال حاضر در بین مسلمانان جایی را نمی بینم که محل منازعه باشد


شیعه و سنی و وهابی و ... همه مسلمان هستند و نزاع دارند.
این هم یک نمونه نزاع درون شیعی:
http://ebnearabi.com/
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۱:۰۴, ۱۱/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۲ ۱۳:۳۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #9
آواتار
سلام
وحدت يا حق كشي ؟


اصلوحدت، اصلي پسنديده و مورد پذيرش تمامي مذاهب اسلامي ، بلكه تمامي اديان الهي است .



اما بايد ببينيم « وحدت اسلامي » به چه معني است ؟
آيا به عنوان وحدت مي توان از شناخت صحيح حقايق جلوگيري كرد ؟



تكثر طولي معرفت ديني ، امري عقلاني و قابل پذيرش است ؛ زيرا به اقتضاي استعدادهاي مختلف انسانها و ميزان كار و تلاش مردم به دست مي آيد ، مثل اين كه بگوييم هركس به اندازه ي اطلاعاتش درباره كره زمين مطالبي مي داند كه با هم ضديت و مخالت ندارد . در مورد درجات مختلف ايمان هم ، چه بسا افرادي از مؤمنين داراي معرفتي در سط بالا باشند كه ديگران به آن دسترسي ندارند ، و اين مسئله تا آن جا پيش برود كه آنچه را سلمان مي دانست اگر ابوذر آگاه مي شد هلاك مي گشت....

در اين تكثر ، تضاد و تناقض وجود دارد ، ولي شدت و ضعف ديده مي شود .




اما در تكثر عرضي ، تضاد حكمفرماست ؛ مثل اينكه يكي بگويد زمين مي گردد و ديگري بگويد نمي گردد .در اين تكثر نمي توان پذيرفت كه هر دو حق هستند بلكه يكي باطل و ديگري حق است . يا زمين مي گردد يا نمي گردد .



بنا بر اين در مورد اديان و مذاهب مختلف هم بايد يكي از اين دو تكثر درست باشد . اگر تكثر طولي را بپذيريم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه همه اديان و مذاهب حق هستند ولي شدت و ضعف در آنها وجود دارد ، كه اين پذيرش ، با آيات قرآن و احاديثي كه از رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم و اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است ، سازگار نيست
در اين زمينه تنها كافي است حديث پيامبر صلي الله عليه واله وسلم را به عنوان سخني ثابت بپذيريم كه مي فرمايند :
« و ان امتي ستفرق بعدي علي ثلاث و سبعين فرقه ، فرقه منها ناجيه و اثنتان و سبعون في النار » ( خصال ، شيخ صدوق ، ج2 ،ص 585 ، ح 11 .
« امت من ، پس از من هفتاد و سه فرقه (گروه ) خواهند شد كه هفتاد دو فرقه (گروه) آنان در آتشند و تنها يك فرقه (گروه ) اهل نجاتند .

از سوي ديگر درباره علي عليه السلام به گواهي تمام مورخان و دانشمندان شيعه و سني ، احاديثي وجود دارد كه ثابت مي كند علي عليه السلام حق است و هر كس در برابر ايشان - به هر صورت - بايستد و مخالفت كند باطل است .

به اين اعتبار، مي بايد در اين باره ، تكثر عرضي حكمفرما باشد و اگر علي عليه السلام در برابر معاويه قرار مي گيرد ، به ناچار يكي از آنها بايد حق باشد و ديگري باطل و نمي توان كه هر دوي آنها حق باشند . حال اگر به عنوان «وحدت» بپذيريم كه هر دو حق بوده اند امري غير عقلاني بوده و اصل وحدت بر باطل است .

اكنون با توجه به اين مقدمه در دفاع از وحدت اسلامي هم بايد تكثر عرضي را پذيرفت ؛ زيرا صراط مستقيم يكي است و راههاي ديگر ، راه ظالين و مغضوب عليهم است . و به عبارتي ؛ حقيقت و افسانه از هم جداست ، هرچند جنگ هفتاد دو ملت هميشگي باشد .

در تأييد اين مطالب مرحوم استاد مرتضي مطهري (رحمة الله علیه) در مقاله « الغدير و وحدت اسلامي » مي نويسد :
از نظر اين گروه از علما اسلامي ، هيچ ضرورتي ايجاب نمي كند كه مسلمين به خاطر اتحاد اسلامي ، صلح و مصالحه و گذشتي در مورد اصول يا فروع مذهبي خود بنمايند همچنانكه ايجاب نمي كند كه مسلمين درباره اصول و فروع اختاافي فيمابين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند ....

مرحوم علامه اميني (رحمة الله علیه) در مقدمه جلد اول ، اشاره كوتاهي مي كنند به اين كه « الغدير» چه نقشي در جهان اسلام خواهد داشت و مي گويد : ما اين همه را ، خدمت به دين و اعلاء كلمه حق و احياء امت اسلامي مي شماريم .

آنگاه به مقدمه جلد پنجم «الغدير» اشاره كرده و مي نويسد:
عقائد و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامي را ، كه قرآن كريم با جمله ي ( انما المومنين اخوه ) بدان تصريح كرده ، پاره نمي كمد؛ هر چند كه كارِ مباحثه ي علمي و مجادله كلامي و مذهبي به اوج خود برسد .( مجموعه مقالات مرحوم استاد مطهري ص 205 و 206)

آري ، ثمره روشنگري مرحوم علامه اميني با نوشتن كتاب« الغدير » به آن جا رسيد كه در طي نيم قرن اخير ، چهره هاي علمي بسياري نظير : عبدالفتاح عبدالمقصود ، محمود ابوريه ، دكتر حنفي داوود ، صالح الورداني ، دكتر تيجاني ، محامي حسين الاردني و ... به حقايق پي بردند و كتابهاي بسياري در اين زمينه نگاشتند .

آيا كار «الغدير» و توضيح دقيق مطالب ، به اختلافات عميق شيعه و سني دامن زده اغست؟يا اين كه انديشمندان را متوجه حقيقت كرده است؟
آيا شما اسم اين كار را شيعه و سني كُشي مي گذاريد ؟

مگر انبياء براي دعوت مردم به سوي حق مبعوث نگشته اند ؟ با وجود اين مي بينيم كساني كه حق گريز بوده و آمادگي تبعيت از حق را نداشته اند ، از اطراف پيامبر زمان گريخته اند و در مقابل ، حقيقت خواهان به سوي پيامبر خدا روي آورده اند . آيا با اين حرمت تفرقه اي ايجاد شده است؟و آيا اين تفرقه ناپسند است؟

به عقيده ما و تمام كساني كه ميزان و معياري براي سخنانشان دارند : تفرقه اي كه در تجمع باطل روي دهد بايد باشد و تنها تفرقه اي كه ناپسند است ؛ تفرقه از حق است .

در تاريخ طبري آمده است كه يكي از اعتراضات كفار قريش به حضرت ابوطالب عليه السلام عموي بزرگوار پيامبر صل الله عليه واله وسلم اين بود :
برادر زاده شما ، جمع مارا متفرق كرد و اتحاد مارا از ميان برد و مردم متحد بت پرست را از وحدت در پرستش بت ها باز داشت .

نيز به نص صريح قرآن كريم ، حضرت ابراهيم عليه السلام اتحاد اطرافيان نمرود را به هم زد و جمع آنان را پراكند .


حال اگر همه متفكران و انديشمندان اسلامي ، به بهانه وحدت ، از گفتن و نوشتن حقايق دست بردارند ،

پس مسلمان چگونه حق شناس و حق جو بار آيند ؟


آيا امر به معروف و نهي از منكر و ارشاد و هدايت ، روشنگري نيست ؟
و باز داشتن از ظلالت ، تكليف مُسَلّم هر مسلماني نمي باشد؟


[b]آري لازمه وحدت حقيقي اين است كه ما از نسبت دروغ بپرهيزيم و در عين حال حقيقت حال ، حقيقت را بيان كنيم تا افراد حق جو امكان شناخت حقيقت را بيابند .


التماس دعا براي فرج منتقم سيلي و پهلوي بشكسته مادر سلام الله عليها
در پناه حق باشيد


يا علي عليه السسلام
نقل از كتاب حقيقت سوخته
اثر استاد بزرگوار محمد اسدي گرمارودي حفظ الله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، عبدالرحمن
۷:۰۹, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
(۱۱/مهر/۹۲ ۷:۴۰)غربت تشیع نوشته است:  شیعه و سنی و وهابی و ... همه مسلمان هستند و نزاع دارند.
این هم یک نمونه نزاع درون شیعی:
http://ebnearabi.com/

توجه کنید برادر
همین سایتی که معرفی کردید
این لینک را ببینید

حالا این ارسال وحید رو بخونید

ببینید همین سایتی که معرفی کردید در قالب یک بحث علمی یک جورایی شیطنت آمیز آمده برای تفرقه افکنی

این لینک را نگاه کنید

من نمیگم چون علامه طباطبایی تفسیر المیزان را نوشتند پس بی برو برگرد درسته ولی این کار آقایون ....

این آقایان(نه همین آقا) همان افراد هستند که بخاطر عدم نداشتن علم کافی یا بخاطر هوای نفس و حسادت یا تعصب بی جا مانع تفسیر سوره حمد امام خمینی شدند.

البته از ناظران محترم تقاضا دارم وارد بحث شوند

حالا باز خوبه این سایت کمی علمی صحبت کرده ولی در مجموع چنین کارهایی را جمود فکری می دانم

این دسته از روحانیون همانهایی هستند که وقتی شهید سید مصطفی خمینی(رحمة الله علیه) از یک کاسه ای آب خوردند می گفتند این کاسه نجس شده...

نقل قول:
وحدت يا حق كشي ؟


اصلوحدت، اصلي پسنديده و مورد پذيرش تمامي مذاهب اسلامي ، بلكه تمامي اديان الهي است .



اما بايد ببينيم « وحدت اسلامي » به چه معني است ؟
آيا به عنوان وحدت مي توان از شناخت صحيح حقايق جلوگيري كرد ؟



تكثر طولي معرفت ديني ، امري عقلاني و قابل پذيرش است ؛ زيرا به اقتضاي استعدادهاي مختلف انسانها و ميزان كار و تلاش مردم به دست مي آيد ، مثل اين كه بگوييم هركس به اندازه ي اطلاعاتش درباره كره زمين مطالبي مي داند كه با هم ضديت و مخالت ندارد . در مورد درجات مختلف ايمان هم ، چه بسا افرادي از مؤمنين داراي معرفتي در سط بالا باشند كه ديگران به آن دسترسي ندارند ، و اين مسئله تا آن جا پيش برود كه آنچه را سلمان مي دانست اگر ابوذر آگاه مي شد هلاك مي گشت....

در اين تكثر ، تضاد و تناقض وجود دارد ، ولي شدت و ضعف ديده مي شود .




برادر ابوتراب

شما حرفتون چندان فرقی نداره با منظور بنده

ولی احساس می کنم این لینکی که گفتم را خوب مطالعه نکردید

حالا یک مطلبی

الان من بخواهم یک برادر اهل تسنن را با مذهب حقه شیعه آشنا کنم

از آن طرف به او بگویم آی لعنت بر همونی که فعلا قبولش داری!!!

منظورم به اسمه

یا اینکه بگم بخاطر طواف نساء تمامی اهل سنت فلانند....

خب طرف همون اول کُپ می کنه

من میگم همونطور که در سوره طه دیدید حضرت موسی (علیه السلام) چطور با فرعون صحبت کرد(از فرعون که بدتر نداریم!)

همانطور باشیم

مثال می زنم

زمانی که حضرت موسی(علیه السلام) پیش فرعون رفته بود برای هدایتش

فرعون یک سوالی کرد که در واقع خواست تنش درست کنه

چی پرسید؟

قال فما بال القرون الأولى [طه51]

مضمون این سوال اینه که با وجود دینی که آوردی اکنون حال نسل های گذشته و پدران و اجدادم چطور است؟

خب اگر یک نفر آدم عادی بود چی میگفت(خارج از بحث ترس)

میگفت پدرت و پدربزرگ لعنتیت تو جهنم و درک اسفل و سافلینن خدا لعنتشون کنه تو هم بخاطر جنایاتت میری پیش اونا!!!Cool


حضرت موسی چی گفتند؟


قال علمها عند ربي في كتاب لا يضل ربي ولا ينسى [طه52]


یعنی به این میگن آخر سیاست مداری برای هدایت طرف مقابل

تو همین جواب هم چند درس خوابیده

درست است که فرعون ایمان نیاورد ولی در میان اطرافیانش افرادی ایمان اوردند که بخاطر همین برخورد خوب حضرت موسی بود.

من میگم هر چیزی رو نباید در محافل عمومی بگیم

از حرفی یک جایی رو داره

باید کاری کرد که شخص جذب بشه نه اینکه کینه به دل بگیره و اگر بر فرض هم می خواست در مورد تشیع تحقیق کند گارد بگیرد

ما از عقایدمان کوتاه نمیاییم ولی سیاست لازمه و در قرآن هم داریم

اگر کسی به مقدسات ما توهین کرد بر فرض آن موقع دهانش را خرد می کنیم ولی من خودم به شخصه ندیدم کسی توهین بکند.

کسی که از اول زندگیش با یک سری عقاید بزرگ شده که نمی تواند به همین راحتی رایش را تغییر دهی



[b]مودبانه و با مهر و عطوفت
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا