|
خنده حلال 3 (قوانین را در پست اول مطالعه بفرمائید.)
|
|
۱۴:۲۸, ۱۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۱۸:۳۷ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از سلامتی،خنده بزرگترین نعمت خداست.(مولا علی علیهالسلام) خواهشمند است قبل از ارسال پست از رعایت قوانین زیر اطمینان حاصل کنید: 1- هرگونه توهین به اقوام ولهجه ها ،استفاده ازکلمات وعبارات نامناسب و [b]فحش به هر زبانی وتوهین به سایرکاربران ممنوع است. 2- لطفا ازقراردادن کاریکاتور دراین موضوع خودداری کنید کاریکاتور وتصاویر مرتبط بااحوال روز رودراین تاپیک قراربدید: عکس وکاریکاتور روز 3- به دلیل سنگین شدن صفحات وسرعت مناسب لود صفحات لطفا ازقراردادن تصاویرمتعدد درخنده حلال خودداری کنید. حداکثر درهرپست فقط 2تصویر قراردهید(بارعایت سایز وحجم حداکثر اندازه عرض تصاویر 800 پیکسل) 4- در مورد trol ها قبل از قرار دادن دقت کنید که حاوی فحش و تصاویر زشت و خشن و تحقیر مردم نباشد (توجه داشته باشیم که هر ایمیل دریافتی ارزش انتشار ندارد!) 5- درصورت رویت هرگونه پست نامربوط وعدم رعایت قوانین ،بدون تذکر مستقیم ازدکمه گزارش استفاده کنید. در صورت همکاری نکردن در امر نظارت، موضوع بسته خواهد شد 6- هرگونه ویرایش وحذف پستهای خلاف قوانین ،تکراری ونامربوط بدون اطلاع به کاربر مربوطه خواهد بود. 7- عدم رعایت قوانین و توجه نکردن به تذکرات پیشین ،اخطار ومحرومیت بهمراه خواهدداشت. 8- پست طنز سیاسی ، ممنوع است . ۹-انجام هرگونه مباحث مربوط به کــــَل کل بین خانمها و آقایان ممنوع است. همچنین از جناب EMPERATOR بابت پیشنهاددهنده اصلی این موضوع تشکر میشود. "شادبودن وداشتن لحظات خوش حق همه ماست،حق یکدیگر راضایع نکنیم." درپناه حق |
|||
|
| آغاز صفحه 40 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۱۳, ۲/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۱۷:۵۶ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #391
|
|||
|
|||
|
تو دانشگاه پول کم آوردم زنگ زدم به بابام میگم :
یه کم پول بریز به حسابم ، میگه : شماره کارتت رو اس کن ! منم واسش اس کردم بعد اس داده : به نام کیه ؟ اسمتم بگو … . . . . . . . . . هیچی دیگه... دانشگاه رو ول کردم و رفتم دنبال پدر مادر واقعیم میگردم ... |
|||
|
|
۱۴:۳۱, ۲/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۱۴:۳۵ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #392
|
|||
|
|||
(۱/بهمن/۹۲ ۱۸:۲۳)وحید110 نوشته است: ۳ تاش رو از همون پست خودم میگیرماین الآن دست انداختن اشکالگیری های من بود؟ ![]() یعنی تذکرهای من واقعاً اینطوری هست؟ ![]() بلکه من چون میبینم تک و توک حرفهای دارای منشأ بیادبانه و غیراخلاقی یافت میشه که ناپسند نمیاد به نظر کسی که کپی پیست میکنه و تشکرکنندگانش، از اینکه چنین چیزی در بین ذهنهای طالب پاکی باب باشه میسوزم، و از سوزم اونها رو میگم. ![]() مسابقه رو اشتباه جواب دادید. شما باختید، من هم سوختم. ![]() باشه! ![]() از قدیم گفتن کوه به کوه نمیرسه، آدم هم شاید به آدم نرسه، ولی کاربر به کاربر... نمیدونم، باید مقالهی سایبورگیها رو بخونم تا ببینم میرسه یا نه!
|
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #393
|
|||
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۱۷, ۲/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۲۱:۰۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #394
|
|||
|
|||
(۲/بهمن/۹۲ ۱۶:۵۵)Tishtar نوشته است: کاملا به جنسیت مغول مربوطه بستگی داره بله دقیقا همینطوره اون آبجیا هستن که براشون مهمه (الان تعریف کردم!) حالا یه خاطره براتون بگم!!!!! ما در یک دوره ای از دبیرستان ناهار میوردیم مدرسه خب یسری غذا میوردن ولی یسری این زحمت رو به خودشون نمیدادن این دسته افراد دو گروه بودند افرادی که برا خودشون قاشق میوردن افرادی که فقط خودشونو میوردن الان عمق فاجعه رو فهمیدید!!!؟ هیچی دیگه یکی از مسئولین مدرسه وقتی دید وضع خرابه گفت: آقایون خواهشا غذا نمیارید دیگه قاشق رو با خودتون بیارید بعد یسری از اینا قد و وزنشون روی هم از 40 کیلو بیشتر نمیشد ولی 5 برابر من غذا میخوردن تازه اگر خانما این ارسالو نمیخوندن میگفتم برای در اوردن غذا از چنگ بقیه چکار میکردند (خودتون گرفتید) من: ![]() قربانیان(جماعت طعمه): ![]() مهاجمان (بهشون کفتار هم میگفتیم): ![]() نیوتن: ![]() قانون بقای جرم و انرژی: ![]() رئیس سازمان یکاها: ![]() سرعت نور: ![]() شکیب: ![]() بیتا و مامانش: ![]() تِسو(این کی میمیره؟): ![]() ستایش: ![]() گاوهای گاوداری شارون: >> بهشون سخت گذشته هاجان کری:........... |
|||
|
|
۱۸:۲۶, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #395
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۸:۳۶, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #396
|
|||
|
|||
|
تو تبلیغ دستگاه درازو نشست تن تاک, سخت ترین ورزش دنیا, دراز نشسته...
تو تبلیغ کفش ورزشی تن تاک , سخت ترین ورزش دنیا ,پیاده رویه... فک کنم این سری اگه یه عصایی, کلنگی , چیزی تولید کنه, سخت ترین ورزش دنیا , کوهنوردی میشه....! ... دقت کردین مطالب روزنامه ای که دور سبزی می پیچند از روزنامه ی حوادث جالب تره!!!!!!! ... دقت کردین تو امتحانا هر سوالی که بگن2مورد،ما هر4موردو مینویسیم ولی اگه یه سوالیرو بگن4مورد،ما2موردو بلدیمو مینویسیم؟؟؟!! ... دقت کردین شب امتحان دین و ایمان آدم چقدر قوی می شه ؟ ... معلم به دانش آموز: ساعت را بخش كن! دانش آموز: اول سا دوم عت. معلم: صداشو بكش! دانش آموز: تيك تاك! تيك تاك! ... پنگوئن ها یه جوری راه میرن که انگار
. . . . . . . . . . . . . . . 5 تا آدم کُشتن تا دیروز هم تو حَبس بودن تازه آزاد شدن..! |
|||
|
|
۱۹:۲۱, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #397
|
|||
|
|||
|
نمیدونم چرا یه سری از تاپیکا رو که میخونم احساس میکنم رفتم مطب دکترای متخصص و فوق تخصص !!!! از بس که هی به هم ارجاع میدن !
تاپیک اولو باز میکنم تو یه پستی میبینم لینک یه تاپیک دیگه رو داده ... ![]() میرم اونجا میبینم ربطی به اون بحث اولی نداره, تازه جالبه آخرش به یه تاپیک دیگه ارجاع داده........... ![]() ![]() میریم اونجا میبینیم اونجام یه لینک دیگه گذاشته اونو باز میکنم میبینم که بهله برگشتیم سر جای اولمون ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۹:۲۳, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #398
|
|||
|
|||
|
اوضاع من از بی پولی
![]()
|
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۲/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۲۲:۴۷ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #399
|
|||
|
|||
|
امروﺯ ﺗﻮ ﺻﻒ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﻧﻮﻧﻮﺍ ﮔﻔﺖ:
ﮐﯽ ﺳﯿﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ؟ ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ ﻧﻮﻧﺘﻮ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻭ ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩم!!!! بچه که بودم وقتی مامانم تو خونه حشره کش میزد من زود پنجره رو باز میکردم تا مگسا از این طرف فرار کنن ! یه همچین کودک رقیق القلبی بودم … من هر وقت حوصلم سر میره به کسایی که شمارمو ندارن اسمس میدم : جنازه رو قایم کردیم.حالا چیکار کنیم؟ مورد داشتیم جواب داده داداش اشتباه فرستادی ![]() (اصلا خونسردی طرف منو کشته،هنوز دارم فک میکنم که چه جوابی بهش بدم،احتمالا تو افق محو بشم) پسره با سن داداشش رو هم نمیشه 13 سال، استاتوس زده Galexy S4 یا I-Phone اگه یکیش رو برام نگیرن شب خونه نمیرم !! من سن اون بودم یه دونه از این عینک شنا داغونا داشتم حموم که میخواستم برم با خودم میبردم ، بعدش تشت رو آب میکردم با کله میرفتم توش و ساعتها به شادی میزیستم |
|||
|
|
۲۲:۵۹, ۲/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۲۳:۰۰ توسط kh-MAHDI.)
شماره ارسال: #400
|
|||
|
|||
|
«بسم الله الرحمن الرحیم»
سلام؛پشت پرده باز نشدن نردبام آتشنشانی تهران روزنامه قانون در مطلبی طنز نوشت: به رغم تلاشهای پرسنل زحمتکش آتشنشانی، نردبان وقتنشناس عزیزان باز نشد و دو نفر با سقوط از ساختمان جان خود را از دست دادند. ما قبلا در ایران تجربه سقوط زیاد داشتیم اما در آن موارد همیشه خلبان متوفی مقصر بود و این مورد جدید که خلبانی در آن وجود ندارد برایمان ناآشناست. معمولا در این جور حوادث مسئولان از هرگونه قصوری مبرا میشوند و تقصیرها گردن اشخاصی میافتد که دیگر شناسنامهشان باطل شده. با استناد به این فرمول قدیمی احتمالا اینجا هم شهروندان متوفی یک جای کار را اشتباه کردهاند. خب وقتی مدام از پایین فریاد میزنند نردبان باز نمیشود، چرا نرفتند از پله بیایند پایین؟ مثل این میماند که آدم وقتی میبیند زنگ خانه خراب است، در هم نزند و شب را در کوچه بخوابد. برای روشنتر شدن ماجرا بهتر است یک بار دیگر دیالوگهایی که در محل حادثه رد و بدل شدند را واکاوی کنیم. - نترسید ما اومدیم... طوری نیست... اصغر اون نردبون درازه رو باز کن که تشریف بیارن پایین... اصغر مگه با تو نیستم؟ - قربان من زیپ شلوارم گیر کرده... فرو رفته تو شیکمم خیلی درد داره... آی... آییی. - یهو محکم بکشش پایین آزاد میشه... جمشید نردبون درازه رو باز کن. - قربان باز نمیشه. گیر کرده لامصب. - راست می گی؟... صمد اون انبردست رو بیار نردبون رو درست کن. - انبردست که شیش ماهه گیر کرده باز نمیشه. مگه یارو که سقوط کرده بود توی چاه رو یادتون نیست؟ - خدا رحمتش کنه... همین یه نردبون رو داریم؟ - یه چهارپایه هم صندوق عقبه. - مسعود برو شلنگ رو بیار ببین میشه از همین پایین خاموشش کرد. انگشت شستات رو محکم به خروجی شلنگ فشار بده که فشارش بیشتر بشه. - آقا من دیروز با شستم کنسرو لوبیا بازکردم مو برداشته. - ای بابا، خب این که الان از اون بالا میافته. تشک بادی رو پهن کنید. - کجاست قربان؟ - صندوق عقب زیر منقل و راکت بدمینتونها. - نیستش که... یه زیرانداز هست فقط. - آخ آخ دیشب تولد بچه بود بردم خونه که از پشت بوم بپریم روش. خب همون زیرانداز رو بیار... نیار نیار افتاد... یک کلمه به آدم نمیگن آتیشسوزیه که تجهیزات کامل بیاریم با خودمون. من فکرکردم دست بچه توی چرخ گوشت گیر کرده. استارت بزن بریم بابا! - آقا روشن نمیشه... بنزین تموم کردیم. - برو ببین میتونی دو لیتر از خانواده متوفی بگیری. اول تسلیت بگو بعد بگو رئیسم سلام رسوندن گفتن بیزحمت اگه بنزین اضافی دارید دو لیتر لطف کنید. - قربان میشه این نردبون خرابه مال من باشه؟ همیشه وقتی میخوایم پردههای خونه رو نصب کنیم مجبوریم واسه هم قلاب بگیریم. - حالا تو برو... بهش فکر میکنم. مامور به سمت خانواده متوفی میرود. رئیس داخل ماشین دراز میکشد و بیآنکه متوجه شود ترمزدستی را میخواباند. ماشین آتشنشانی عقب عقب به سمت جمعیت میرود و لحظاتی بعد صدای ناله و شیون از زیر چرخهای ماشین به گوش میرسد. رئیس پیاده میشود و با دیدن آن صحنه عنان اختیار از کف میدهد. - نه... نه... همین الان داشت به من میگفت اون نردبون خرابه رو بده به من... خداااااااااااا... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خنده چیست، حلال چیست | درست پسند | 63 | 43,054 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۵۲ آخرین ارسال: درست پسند |
|
| خنده حلال 6 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | mohamad | 329 | 222,867 |
۱۱/تیر/۹۳ ۰:۰۰ آخرین ارسال: السا |
|
| خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | میلاد.م | 713 | 275,078 |
۲۴/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۰ آخرین ارسال: mohamad |
|
| خنده حلال 4 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | Hadith | 718 | 276,762 |
۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۷:۱۰ آخرین ارسال: میلاد.م |
|
| خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) | rastin | 719 | 254,284 |
۱۵/مهر/۹۲ ۱۴:۳۰ آخرین ارسال: rastin |
|
| خنده حلال2(لطفا قبل ازارسال پست قوانین را مطالعه کنید.) | MAHDI59 | 707 | 298,753 |
۸/تیر/۹۲ ۹:۴۲ آخرین ارسال: rastin |
|





















