کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهشت و آتش دوزخ: استعاره یا ....؟
۲۱:۰۳, ۱۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۳۸ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #1

[تصویر: ((asal-0001)).gif]
زرتشت (علیه السلام) در بیان و توصیف جهنم ، جهنم رو اینطور تعریف می کنه که مکانی بسیار سرد ، تاریک و پر از حیوانات موزی است!

اما اسلام طوری که همتون می دونید جهنم عکس حالت فوق توصیف شده!

حال این دو مورد چرا تناقض داره!؟

طبیعیه پیروان زرتشت مردمانی بودند که مناطق بسیار سرد زندگی می کردند! آریایی هایی که از سیبری به خاطر سرما فرار کرده بودند و آتش پدیده ای بسیار مفید و زندگی بخش براشون بود. بنابراین جهنم جوری که اونها ازشون گریزون بودند توصیف شد!

در مقابل اسلام جایی ظهور کرد که مردمانش در بیابان های گرم و خشک زندگی می کردند. جایی که آب و هوای خوب و خنک برای مردمانش یک رویا بود. بنابراین بهشت جایی با آب های روان، چشمه های خروشان و خلاصه طوری که تمام غرایض و احساسات آدم غرق لذت می شه توصیف کرده (مثل حورالعین، جوی شیر و عسل، جوان ماندن و ...) و جهنم رو هم جایی که اعراب بیابان زده ازش گریزون هستند!

بنابراین آیا اینطور نیست که خدا اومده از معاد چیزی رو توصیف کرده که برای انسان ناقص العقل قابل درک باشه؟ در واقع هیچ انسانی نمی تونه بعد غیر مادی رو درک کنه! وخدا از بعد غیر مادی و عذاب های روحی صحبت نکرده!

آیا همه ی این ها استعاره نیست؟

در واقع می خوام بگم اون چیزی که وارد دنیای باقی می شه بعد غیر مادی انسان هست! و دنیای باقی خارج از بعد ماده و زمان هست! آیا اینطور نیست؟

چون اگر باور داشته باشیم بعد مادی وارد آخرت می شه دچار یک سری تناقض می شیم:

اولا عذاب ها و لذت های بعد مادی محدود هست. حالا خدا یک زناکار رو می اندازه تو جهنم و یزید رو هم می اندازه تو جهنم این دو چه فرقی باهم می کنن! مگه عصب انسان چقدر می تونه پیغام های عصبی رو منتقل کنه! آتیش 5000 درجه سلسیوس یا آتیش 500000 درجه ی سلسیوس چه فرقی داره!
و یا اگر بخوایم همیشه تو بهشت شیر و عسل و .. بخوریم و با حورالعین همدم باشیم بالاخره 10 سال 100 سال 1000 سال آخر زده می شیم! اصلا ما مرد ها حورالعین داریم اون زنه چی و ...

ثانیا، در بعد مادی مکان و زمان محدود هست. یعنی ابد و ازل وقتی مفهوم پیدا می کنه که از بعد ماده خارج شیم! "زمان " یکی از آفریده های خداست برای اینکه بستری برای وجود ماده فراهم بشه. در واقع وقتی می گیم روز ازل یعنی قبل از اینکه خدا " زمان" رو بوجود بیاره (البته درک این مساله برای ما که در بعد زمان محدودیم خیلی سخته) و همچنین ابد هم یعنی بعد از زمانی که روح یا یعد غیر مادی انسان ها از بعد ماده خارج بشه و محدودیت زمان و مکان از بین بره!
بنابراین بعد مادی با مفهوم ابد و ازل تناقض داره!

ثالثا، برای خیلی ها، این سوال پیش میاد که چرا خدا از ما انتقام می گیره و از مثقال ذرت شرا یره هم نمی گذره! و ما رو به بد ترین حالت عذاب می کنه و می اندازه تو آتیش.؟
اما اگر بریم تو بعد غیر مادی! و این بعد بررسی کنیم و اعتقاد داشته باشیم که قیامت بعد غیر مادی داره قضیه حل می شه!
ببینید همونطوری که اعمال و رفتار و گفتار بر روی آب تاثیر داره! اعمال و رفتار ها و گفتار های ما تاثیر هایی منفی بر روی روح ما می گذاره و روح ما رو روز به روز مریض تر و مریض تر می کنه و این روح وقتی در محضر الله قرار بگیره خود به خود عذاب می کشه! مثل پدر مادری که از روی دلسوزی به بچه می گن لواشک نخور مریض می شی و اون بچه اگر حرف پدر و مادر رو گوش نکنه و سراغ هله هوله بره بعدا مریض می شه وعذاب می کشه و این عذاب از طرف پدر مادر نیست! اون موقع پدر و مادر هم برای خوب شدن بچه مجبورن ببرنش پیشه دکتر و دو تا آمپول هم بهش بزنن!
بنابراین روح در روز قیامت برای پاک شدن و عاری از امراض شدن هست که عذاب خواهد کشید. تا زمانی که کامل پاک بشه و به لقاءالله برسه یا به همون بهشت بره! (مگر اینکه اوضاعش خیلی خراب باشه و همیشه در جهنم بمونه)

نظر شما چیست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، آیلار ، وحید110 ، مجید املشی ، مصباح ، سید ابراهیم ، Eve ، رضوانه ، mahdy30na ، آفتاب ، لبخند خدا ، help me ، 135 ، شیدا ، حضرت عشق ، soora ، چکاوک92 ، دلداده ، Ali#59
۲۱:۲۰, ۱۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۲۴ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسیار عالی سوال هایی است.

خیلی خوب تفکر نمودید که این سوالات به ذهنتان رسیده است و البته این سوالات به ذهن بزرگان ما هم رسیده و جواب داده شده است. مخصوصا بزرگان عرفا و حکمای ما مثل ملاصدرا در جلد هشت و نهم اسفار به تک به تک این موارد پرداخته اند. عزیزان دیگر هم که حکمت و عرفان اسلامی کار کردند در همین سایت احتمالا بهتر از حقیر می دانند. به هر صورت متاسفانه این معارف که باید در حال حاضر کمک به جوانان متدین ما باشد در سطحی نگری های عده ای اخباری قشری جا مانده است.

فقط یک خواهش دارم چون سوالاتتان در هم دیگر تنیده و در جاهایی بر هم منطبقند؛ اگر لطف کنید یک به یک مطرح نمایید با هم جلو برویم. البته آوردن برهان کامل چون مقدمات بسیار دارد کمی دشوار است. به هر صورت سعی می شود از قرآن، احادیث و سخن حکمای عارف فقیه کمک می گیریم و جلو می رویم. البته در قسمت دوم کلامتان به سوالات قسمت اول تا حدودی پاسخ داده شده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، وحید110 ، آیلار ، مجید املشی ، mahdy30na ، آفتاب ، help me ، حضرت عشق
۲۱:۳۰, ۱۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۴۵ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #3

(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۲۲)هادی... نوشته است:  تو قرآن گفته نشده ، واسه این که بچه ها غیرتی نشن ...
[تصویر: ((asal-0002)).gif] خیلی جوکی!

(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۲۰)حسن.س. نوشته است:  
بسیار عالی سوال هایی است.

خیلی خوب تفکر نمودید که این سوالات به ذهنتان رسیده است و البته این سوالات به ذهن بزرگان ما هم رسیده و جواب داده شده است. مخصوصا بزرگان عرفا و حکمای ما مثل ملاصدرا در جلد هشت و نهم اسفار به تک به تک این موارد پرداخته اند. عزیزان دیگر هم که حکمت و عرفان اسلامی کار کردند در همین سایت احتمالا بهتر از حقیر می دانند. به هر صورت متاسفانه این معارف که باید در حال حاضر کمک به جوانان متدین ما باشد در سطحی نگری های عده ای اخباری قشری جا مانده است.
اگر از فلسفه اسلامی و از براهین فیلسوفانی مثل ملاصدرا جواب بدید خیلی ممنون می شم!
مثلا یک استدلالی از وجود روح از ابن سینا بود که خیلی کمکم کرد و خیلی خوب بود.
دوست دارم برهان های خوبی مطرح بشه تا به حقیقت برسیم!
(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۲۰)حسن.س. نوشته است:  البته در قسمت دوم کلامتان به سوالات قسمت اول تا حدودی پاسخ داده شده است.
والا من خودم نفهمیدم ! چطور شد؟

(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۲۰)حسن.س. نوشته است:  
فقط یک خواهش دارم چون سوالاتتان در هم دیگر تنیده و در جاهایی بر هم منطبقند؛ اگر لطف کنید یک به یک مطرح نمایید با هم جلو برویم. البته آوردن برهان کامل چون مقدمات بسیار دارد کمی دشوار است.



والا من نمی دونم از کجا شروع کنم!

سوال اصلیم همینه:
آیا توصیف معاد استعارست؟ و یا دقیقا همونیه که توصیف شده!
به عقل ناقص من این طور قد می ده که گفتم!
نظر من اینه که اینها بیشتر بهش می خوره توصیفاتی بوده که با عقل ما جور در بیاد و دلایلم هم تو قسمت اولا، ثانیا و ثالثا عرض کردم!

در هر حال از هر جایی که شما بفرمایید می تونیم شروع کنیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، مجید املشی ، mahdy30na ، آفتاب ، help me ، حضرت عشق
۲۲:۳۲, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
بسیار خوب پس پله پله و به صورت گفتگو جلو می رویم که هر دو طرف و هر کسی که سخنان ما را می خواند بتواند به خوبی دنبال کند. اول می خواهیم ببینیم در قیامت کیفیت نعمت ها و عذاب ها چگونه است. از آنجا که دین به ما می گوید که معاد جسمانی است می خواهیم ببینیم این جسم چگونه جسمی است. آیا یک جسم ساخته شده از مولکول و اتم مادی است یا جسم دیگری است؟ متکلمان می گویند متن قرآن و حدیث می گوید همین جسم مادی است. اما حکماء می گویند این تحمیل به متن قرآن و حدیث است. پس حکماء می گویند بدنی داریم که غیر از این مولکول ها و اتم هاست.باید بررسی کرد که حرف کدام یک قابل قبول است که الان محل بحث بنده نیست بلکه می خواهمسخن عرفا و حکماء را کمی توضیح دهم.

حقیقت هر نعمت و لذت از آن غیر از ماده دنیوی آن است. مثلا شما که کباب را می خورید مولکول های و اتم های آن خوشمزه نیستند. این طعم ربطی به اتصالات و خواص آن مواد هم ندارد! اگر تامل شود این طعم ها و لذت ها از مرتبه ای دیگر از این کباب سرچشمه می گیرد که اگر محدویت ها جسم مادی کنار رود بهتر طعم آن قابل چشیدن است. در برزخ که جسم مادی نیست و جسم مثالی وجود دارد این لذت از کباب به شدت بالا می رود. خوب دقت نمایید این حقیقت مثالی بسیارقوی تر از کباب جسمانی است زیرا محدودیت های آن را کنار زده و خالص تر شده است. مثلا دیگر برای هضم آن احتیاج به آب دهان نیست که طعم کباب را دچار اشکال کند. یا دیگر جویدن کباب اشکالات احساس دندان ها و لب ها را ندارد. خوب عنایت نمایید که چه می خواهم عرض کنم حقیقت طعم کباب و لذت از آن غیر از جسم مادی کباب است و اگر محدویت های جسم مادی برطرف شود لذت از کباب صدها و هزاران برابر می شود؛ نه اینکه کباب را در برزخ نمی جویم و یا خودش خود به خود خورده می شود. بلکه می جویم اما نه با این محدودیت های مادی این دنیا. در برزخ با جسم مثالی سر و کار داریم که مثلا با خوردن کباب دیرتر سیر می شود زیرا دیگر معده احتیاج به پر شدن و سیگنال دادن به مغز ندارد و این لذت دوامش افزوده می شود. در قیامت حتی این جسم مثالی هم بالاتر می رود و به یک حقیقت خالص تری از لذت چشیدن طعم کباب می رسید.

همیجا یک چیزی را عرض کنم ممکن است عده ای الان بگویند ای وای یعنی جسم نداریم و بیچاره شدیم. این ها خوب دقت کنند در برزخ و قیامت جسم هایی به شدت قوی تر و ملموس تر از جسم های مادی داریم که لذت و عذابشان هزاران برابر (نمی دانم) بالاتر است. آن جا با حقایق خیلی از مسائلی که جسمیت مادی اجازه روبرو شدنش را به ما نمی داد مواجه می شویم. مثلا حقیقت لذت جنسی به خاطر محدودیت های استخوان ها و گوشت و جسم مادی در محدویت های بسیاری گم می شود. لذت جنسی یعنی اتحاد صفات مردانه که همان صفات جلالی خداست با صفات زنانه که همان جمال الهی است که این اتحاد حقیقت لذت جنسی که هم مرتبه ی با جامعیت اسم الله است! ما فکر می کنیم (مردها منظورم است) که لذت از زنان به خاطر جسم آن ها است اما اگر تامل مان را بالا ببریم حقیقت این لذت یک اتحاد وجودی با معشوق است که اگر این معشوق تنها زیبایی جسمی باشد خسته کننده خواهد شد. بعد از یکی و دو سال ممکن است از زیبایی جسمی همسرمان خسته شویم. اما اگر کسی بتواند به حقیقت پشت جسم یک فرد که وجود زیبای باطنی اوست برسد همیشه در لذت مدام است. به قول عرفا شرب مدام! در احادیث داریم حتی لذت زن و شوهر از همه باعث ارتقاء عبادت می شود. یا اینکه پیامبر ص می فرمایند "نماز و عطر و زن" که خیلی حرف دارد. حوری و دیگر مسائل جسمیت قیامتی و متعالی حقایقی هستند که با بی نهایت درجه نزول به جسم مادی کثیف گوشتی استخوانی رسیده است. هر نعمتی همیگونه است. قرآن می گوید ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزل الا بقدر معلوم. باز تاکید می کنم دچار این شبهه نشوید که پس قیامت انتزاعی و خیالی شد. خیر آن جا آنقدر جسم قیامتی قدرتمند و حقیقی است که صدها لذت را می تواند با هم ببرد. حدیث داریم حتی در بهشت بازاری است که چهره می فروشند و هر کس می رود و می خرد! یا میوه های بهشتی صدها طعم را با هم دارند که شرح خودش را دارد.

فقط چند جمله کوتاه عرض کردم تا یک دورنمایی از سخن در ذهنتان شکل بگیرد. راستش را عرض می کنم که مطالبی را که با صدها جلسه تامل و تدبر در خدمت اساتید بزرگوار آموختم(البته بنده حقیر اهلیت را نداشته و عالم بی عمل که در قعر جهنم است شدم) را نمی شود به چند خط بیان کرد. به خدا می ترسم با رعایت نشدن پیش زمینه ها و کلی گویی بیشتر ابهام شود. از این رو شما یکی یکی اگر ابهامی است مصداقی بگویید تا ان شاء الله مطالب جلو برود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار ، ELENOR ، وحید110 ، مصباح ، مجتبی110 ، سید ابراهیم ، السا ، mahdy30na ، help me ، فاطمه خانم ، حضرت عشق ، soora
۲۲:۳۹, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
جناب 110 یه نکته مهم هم اینه که از زرتشت چیزی باقی نمونده و انچه هست از کاهنان بعد از اوست و خود زرتشتی ها هم چنین ادعایی ندارند

دوم حتی به اسکیموها هم بگی اتش میسوزاند میفهمن ! چون اتش اگر چه برای همه حتی ساکنان خط استوا هم مفیده . ولی باز سوزاننده و ترسناکه

سوم در اسلام در مورد زم حریر هم گویا مطالبی هست . همون عذاب در سرما



چهارم مطءنا خداوند میدونسته که یه روزی اسلام به مناطق سرد هم میرسه . پس حتما فکری هم به حال اونها میکرد

علاوه بر عذاب با اتش عذاب های روحی مثل ترس و وحشت و ... هم توصیف شده است .

مزاحم بحث تون نمیشوم . ولی خودتون جواب خودتون رو دادید که! البته بیشترش رو
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، حسن.س. ، یاوران مهدی ، مصباح ، آیلار ، مجتبی110 ، سید ابراهیم ، السا ، mahdy30na ، فاطمه خانم ، soora
۰:۵۱, ۱۷/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۲ ۱۷:۵۹ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #6
آواتار
خوب اجازه دهید حالا درباره دو مطلبی که سرش بحث شد مطالبی عرض کنم:

اینکه آیا برای آن هایی که در قطب هستند سرما عذاب می شود یا آتش؟!


اولا همانطور که آقا وحید فرمودند مطمئنا اسکیموها آتش را خوب درک می کنند و سوزانندگیش برای ایشان واضح است. ثانیا چون آن ها با سرما رشد کردند شاید هم آتش برایشان سخت تر باشد اما اصراری ندارم اما ثالثا که بحث اصلی من روی این آیه است:و لكم فيها ما تشتهي انفسكم و لكم فيها ما تدّعون. خداوند می فرماید برای بهشتیان آنچه بخواهند و طلب کنند موجود است. این سخن چه را می رساند؟ اینکه دسته ای از نعمت ها متناسب با خواست شخص است و از این موکدتر در باب های اولیه اصول کافی احادیث مهمی داریم. در آن جا آمده است که ثواب متناسب با عقل هر کسی است. یعنی اگر این بنده خدا تمام فکرش از نعمت ها همین صورت مادی است بیشتر هم به او از همین سنخ نعمت ها داده می شود. اصلا این بیچاره رشدی نکرده است که بفهمد لذت بخش تر از نماز چیزی نیست که بخواهند به او حقیقت نماز را بدهند. البته اگر احادیث دیگر که می فرمایند به شما نعمت هایی می دهیم که اصلا فکرش را نمی کنید را هم در نظر آوریم نشان می دهد که نعمت هایی هم واقعا بالاتر از اندیشه انسان است و به او می دهند. اما جمع متون دینی نشان می دهد که ربطی بین عقل هر فرد و ثواب و عقابش وجود دارد. همین طور که آقا وحید فرمودند در جهنم هم قسمت هایی در احادیث به عنوان عذاب سرما ذکر شده است. از رسول خدا(صلي الله عليه و آله)نقل شده :آتش ، شكايت به پروردگار بُرد. خداوند اجازه دو نفس كشيدن به جهنم داد. يك نفس در زمستان و يك نفس در تابستان مي كشد. گرمي تابستان از گرماي جهنم سرچشمه مي گيرد و سرماي زمستان از زمهرير جهنم سرچشمه مي گير د(تفسیر نمونه ج 8 ص 283 ). اما سخن اینجاست که مطمئنا از آنجا که عقل متناسب با عذاب و ثواب است، آن هایی که سرما را عذاب شدیدتری می دانند خودشان این سرما را برای عذاب خویش طلب می کنند. یعنی دریچه ی وجودی شان عذاب را با سرما بهتر متناسب می داند و همینگونه هم درکش می کند. که البته همانطور که ثواب تنها محدود به تناسب عقلی نبود احتمالا آتش و دیگر عذاب ها هم در کار است.

یک نکته ای را عرض کنم. گفتم که ما در قیامت به حقیقت عملمان رجوع می کنیم. مثلا داریم آدم مغرور در قیامت به صورت مورچه محشور می شود. خیلی جالب است در حالی که دیگران متوجه می شوند که این مورچه مثلا فلانی است در عین حال مورچه هم است. این مورچه شدن همان حقیقت غرور است. آدمی که فخر فروشی می کند اگر آگاه شود همین حالا به ذلت و خفت خود پی می برد (مورچه بودن). یا زنی که مویش بیرون است از گیسویش در جهنم آویزان است؛واقعا همین حالا اگر متوجه شود این موی سرش خیلی ها را آویزان کرده که این بازخوردش الان در وجود این زن، حقیقت آویزان شدن از موی سر است. خوب اگر همینجا عنایت شود شاید نشود از موی سر کسی را آویزان کرد و پوست سرش کنده شود و یا نمی شود کسی مورچه باشد و در عین حال بشود فهمید که مثلا او چه کسی است. این ها نشان می دهد که جسم قیامتی به جسمیتی متعالی منتقل شده اند که اولا بسیار از نظر وجودی شدیدتر است و همچنین به حقیقت گناهش بیشتر رجوع کرده است که آن فرد مورچه شده است.

اما سوال دیگر اینکه زن و مرد آن جا چه می شوند؟

اولا: مطمئنا انسان کامل ورای زن و مرد است و احادیث می فرماید که حقیقت چهارده معصوم ع نور واحد است و اما به تناسب قالب جسمانی این عالم حضرت زهراء و حضرت علی ع متفاوت شده اند. مطمئنا اگر به حقیقت نور واحد برسیم اصلا چهارده معصوم ع یکی می شوند. اما احادیث می گویند که در آخرت امام علی ع جدای از حضرت زهراء س است. پس نشان می دهد که انسان هر چقدر به حقیقتش رجوع کند بیشتر از قید جنسیت و حتی خودیت خارج می شود. در حدیث داریم (مضمون) حور العین به خداوند اعتراض می کنند که فلانی دیگر به سمت ما نمی آید و خداوند می فرمایند که فعلا جای بالاتری است. این بالاتر بودن و گسستن از حور العین نشانی از رجوع به مراتبی است که جنسیتی مطرح نیست.

ثانیا: جسمیت زن و مرد حقیقتشان به جمال و جلال الهی بر می گردد و داریم قبل از اینکه آدم و حوا به زمین بیایند آلت جنسی شان با گناه مشهود نشده بود. این ها نشان می دهد که آلت جنسی و این محدودیت های بدن مادی به تناسب صعود انسان به کناره می رود و آن صفات جمال و جلال ظهور می کند. پس اگر انسان به انسان کامل نزدیک شود بیشتر از جنسیت رها می شود.

ثالثا: عرض کردم حقیقت لذت جنسی اتحاد جمال و جلال است و این اتحاد حقیقتا به بدن و جسمیت مربوط نمی شود. بله اگر کسی خصوصیات جمالی در قیامت دارد به دنبال حور العینی است که جلالی است و بالعکسش. اما در اینجا دیگر غیرت معنی ندارد. این ازدواج ها یک اتحاد روحانی است و یک عمل الهی. آن جا محدویتی وجود ندارد که فلانی تنها به فردی مربوط شود یا تنها یک حقیقت از فردی باشد. شاید با توجه به آن حدیث که در بهشت بازاری است که چهره می فروشند زن محدویت به زن بودن نداشته باشد و مرد نیز. پس اصلا غیرت و محدودیت های دنیوی معنی ندارد. وقتی حدیث می فرماید در بهشت حضرت آسیه ع با پیامبر اکرم ازدواج می کنند این نشان می دهد که ایشان به دریای صفات روحانی پیامبر ص متصل می شوند که حقیقت لذت های جنسی هم اتحاد با صفات نداشته در خویش است.

خلاصه بگویم این محدودیت های جسمی دنیایی که موجبات تحریم های جنسی و محدودیت های ازدواجی و حجاب و زنا و غیره می شود در آن دنیا به محدودیت های روحانی تبدیل می شود. یعنی آنجا بنده از حیث محدویت های دنیوی فردی دیگر نامحرم نیستم (اصلا جسمیت مادی عامل این محدودیت است). بلکه نامحرمی من به فردی دیگر به خاطر این است که بنده رشد معنوی ام کم بوده است و اصلا با بنده ی ضعیفی در دنیا بودن، نمی توانم با حقیقت بزرگان که در آن جا بسیار به جسم ایشان نزدیک شده، قرب پیدا کنم. یعنی نامحرمی من به بزرگان به خاطر درجه معنوی پایین من است و این سخنان جسمانی دنیوی (چادر و روسری) به صورت حقیقتشان که حجاب های معنوی است تبدیل می شود. یک مسئله را با احتیاط عرض کنم که اگر انسان مقام معنوی اش از فرد دیگری بالا رود (وجودش شدید شود) عملا با او متحد شده و به لذت جنسی اتحاد با او رسیده است (وجود شدید جامع وجودهای پایینی خودش است) و شخص در آن دنیا با کنار رفتن پرده ها به حقیقت لذتش می رسد. مثل نور با شدت بالا که جامع تمام نورهای با شدت پایین خود است.

باز هم تاکید می کنم دقت شود که فکر نشود آن جا جسمیت نیست و لذت ها وجود ندارد و همه اش معنویت است. نه خیر هر لذتی در این دنیا مرتبط با معنویت و اسماء الهی است. حتی کسی که غذای حرام می خورد و لذت می برد، همان لذت محدودش مربوط به مثلا اسم رحمان است و هر لذتی هم به روحانیت اسماء الهی مربوط می شود. پس حقیقتا ما در قیامت به سرچشمه ی لذت های دنیوی می رسیم ان شاء الله و این جسم استخوانی کثیف پر محدویت دنیوی به یک جسم شدید و با قابلیت حقیقی برای چشیدن لذائذ الهی تبدیل می شود.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاوران مهدی ، مصباح ، آیلار ، مجتبی110 ، سید ابراهیم ، السا ، mahdy30na ، help me ، فاطمه خانم ، حضرت عشق ، soora
۳:۰۸, ۱۷/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۲ ۱۶:۲۳ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #7

سلام

(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۰۳)110 نوشته است:  چون اگر باور داشته باشیم بعد مادی وارد آخرت می شه دچار یک سری تناقض می شیم:

اولا عذاب ها و لذت های بعد مادی محدود هست. حالا خدا یک زناکار رو می اندازه تو جهنم و یزید رو هم می اندازه تو جهنم این دو چه فرقی باهم می کنن! مگه عصب انسان چقدر می تونه پیغام های عصبی رو منتقل کنه! آتیش 5000 درجه سلسیوس یا آتیش 500000 درجه ی سلسیوس چه فرقی داره!
مسلم هست که اگه خدا بخواد به صورتی عذاب کنه، امرش رو انجام خواهد داد، و اگه بخواد امرش توسط اسباب انجام بشه، اسبابش رو هم مهیا میکنه.
اینکه دمای عذاب چقدر خواهد بود رو خدا میدونه، ولی در مورد انتقال پیام‌های حسی و کشیدن درد، اسبابش رو در قرآن کریم ذکر فرموده:
اعجاز قرآن در مورد پوست بدن انسان

(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۰۳)110 نوشته است:  و یا اگر بخوایم همیشه تو بهشت شیر و عسل و .. بخوریم و با حورالعین همدم باشیم بالاخره 10 سال 100 سال 1000 سال آخر زده می شیم! اصلا ما مرد ها حورالعین داریم اون زنه چی و ...
سوره واقعه: وَ فَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ (20) وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ (21)
و ميوه از هر چه اختيار كنند (20) و از گوشت پرنده هر چه بخواهند (21)

سوره زخرف: يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (71)
سينی‌هايى از طلا و جام‏هايى در برابر آنان می‌گردانند، و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و ديدگان را خوش آيد هست‏ و شما در آن جاودانيد.

(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۰۳)110 نوشته است:  ... و خلاصه طوری که تمام غرایض و احساسات آدم غرق لذت می شه توصیف کرده ...
همین دیگه!Smile

(۱۶/مهر/۹۲ ۲۱:۰۳)110 نوشته است:  ببینید همونطوری که اعمال و رفتار و گفتار بر روی آب تاثیر داره! اعمال و رفتار ها و گفتار های ما تاثیر هایی منفی بر روی روح ما می گذاره و روح ما رو روز به روز مریض تر و مریض تر می کنه و این روح وقتی در محضر الله قرار بگیره خود به خود عذاب می کشه!
ویرایش: به نظرم اومد مطلبم بدون این پاراگراف فاقد توضیحات لازم هست:
توجه داشته باشید که قبل از عذاب هنوز روحش آلوده هست.
با اینکه حقیقت زشت کارهاش رو می‌بینه و ازشون بیزار هست، و بخاطر سرنوشت پرزجر و خفت‌باری که نصیب خودش کرده پشیمان هست و عذاب روحی هم میکشه، ولی هنوز پاک نشده تا بتونه در مورد خودش اونطور که باید انصاف به خرج بده و بخاطر زشتی کارهاش حقیقتاً پشیمان باشه. به خدا میگن از کارهامون پشیمانیم و اگه ما رو برگردونی قطعاً نیکوکار خواهیم بود، ولی بعد که موقع عذابشون میرسه، با پررویی پشیمانی‌شون رو پنهان میکنن!

سوره سبأ: قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ (32) وَ قَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَ أَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (33)
خودبزرگ‌پنداران به ضعیف‌داشته‌شدگان گویند: آيا از آن پس که شما را به راه هدايت فرا خواندند ، ما شما را باز داشتيم؟ بلکه شما خود گناهکار بوديد (32) و ضعيف‌داشته‌شدگان به خودبزرگ‌پنداران گويند: بلكه نيرنگ شب و روز [شما] بود، آنگاه كه ما را فرمان می‌دادید كه به خدا كافر شويم و براى او همتايانى قرار دهيم. و هنگامى كه عذاب را ببينند پشيمانى نهان دارند و در گردن‏هاى كسانى كه كافر شدند غل‏ها می‌نهیم آيا جز آنچه می‌کردند جزا داده می‌شوند؟ (33)

سوره یونس: وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ (54)
و اگر، براى هر كسى كه ستم كرده است، آنچه در زمين است می‌بود، قطعاً آن را براى [خلاصى و] بازخريد خود می‌داد. و چون عذاب را ببينند پشيمانى نهان دارند، و ميان آنان به عدالت داورى شود و بر ايشان ستم نرود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاوران مهدی ، مصباح ، آیلار ، وحید110 ، مجتبی110 ، السا ، help me ، حضرت عشق
۴:۰۲, ۱۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
حسن اقای گل متین میفرمایند اما بزارید بنده یه توضیحی بدم که مقداری ظاهر روایات و نظر حکما رو به هم نزدیک میکنه .


معمولا درک حکما با مقدمات طولانی ممکنه . اگر اون مقدمات نباشه شاید سخن ایشون بد جلوه کنه
----
درک لذت مثل همه امور این دنیا با واسطه هست . یعنی جسم شما واسطه میشود برای درک ذهنی لذت .

یعنی بدون ذهن لذتی نیست . و بدون واسطه اون مثل بویایی چشایی لامسه و خیال باز هم لذتی نیست .

وقتی میخواد درد و لذت بالا بره باید هم عقل و درک و ذهن بالا بره و هم ابزار . مثلا رنج رو ادم عاقل تر بیشتر حس میکنه . برای همین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زجری که از عدم ایمان بعضی میگشیدن خیلی زیاد بوده در حدی که خداوند ایشون رو منع میکنه و میفرماید اینقدر غصه نخور
و یا ایشون لذتی که از نعمات خدا چه جسمی و چه روحانی میبره خیلی بالاتر از ماست .
مثلا مولا علی (علیه السلام) دنیا و پری چره ها و ثروتش و خلاقتش رو مثل اب بینی بز و بلکه کمتر میبینه . چون لذتی ورای ماده رو درک می فرمایند .

بزارید یه مثال بزنیم . فرض میکنیم ما از ماشین قرمز شاسی بلند خوشمون میاد و دوستمون از ماشین سفید کورسی . لذت همونه اما واسطه عوض شده . ممکنه یکی هم از هیچ کدوم!

یعنی اصل در احساس کردن و لذت بردن عقل و ذهن است .
این عقل و ذهن و روح و نفس وقتی از ماده ازاد میشوند میتونند خیلی بیشتر لذت ببرند . و اونوقت از حقیقت یک چیزی لذت میبرند . همانطور که حسن اقا فرمودند از حقیقت اون ...

حالا ممکنه با همین بدن مادی هم لذت های بزرگ برد . منتها اصل همون ذهن است که خداوند از ماده دورش میکنه (یا روح ) یا ...


در مورد درک حقیقت انسان بعضی در همین دنیا هم ممکنه به همین درک برسند . مثلا معصوم (علیه السلام)یا در درجه پایین تر بعضی عرفا ممکنه با اینکه دارند وحید رو میبینند با شکل ظاهری وحید . درکی از ماهیت نفس وحید داشته باشند و اون رو مورچه ببینند .

یه فرض دیگه هم هست . اون که مثلا خداوند در این دنیا به جسم فردی بدون اینکه این جسم مادی خاکی عوض بشه قدرت هایی مثل ابراعیم (علیه السلام) بده که نمیسوزه . طی العرض بده . توانایی عروج و به معراج رفتن بده . با همین بدن عنصری بتونه بهشت و جهنم بره و ببینه واهیتشون رو و درکشون کنه .

و ممکنه اینها با هم اتفاق بیفتد .

و مهمتر از همه اینکه به قول مولا بزرگترین اسرار مرگ است و شاید محال باشد وصف ان با مثال های و فرض ها و قوانین مادی الان .

مثلا ایا کسی میتواند لذتی که با دیدن یک گل زیبا میبیند و بوی خوش ان را با کلمات به فرد دیگری منتقل کنید ؟
یا یک نفر از ۱۰۰۰ سال قبل در همین دنیای مادی یتواند دنیای امروز را حتی تصویر کند ؟


یا پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میتواند با کلمات ان چه دیده است را تشریح کند ؟

پس میرویم و میبینیم ان شاالله

التماس دعا

پ ن : این ها برداشت شخصی از روایات بود . ممکنه درست نیاشه .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاوران مهدی ، مصباح ، ELENOR ، آیلار ، حسن.س. ، مجتبی110 ، سید ابراهیم ، السا ، help me ، فاطمه خانم ، حضرت عشق
۱۵:۰۲, ۱۷/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۳ ۱۸:۴۰ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #9
آواتار
سلام

توضیحاتی که توسط دوستان ارائه شد خیلی خوب بودن مخصوصا در مورد زن و مرد در آخرت.

در برزخ و قیامت کبری، همه چیز با حفظ ذات خودشون تغییر می کنن و تو قالب دیگه ای بروز پیدا می کنن(طبق این آیه که می گه:"یوم تبدل الارض غیر الارض")
خب وقتی که زمین تغییر میکنه باید قالب انسانها هم متناسب با اون اوضاع تغییر کنه به عبارتی باید به فرمی در بیاد که ظرفیت جدید را بتونه تحمل کنه، حالا این ظرفیت می تونه عذاب باشه و یا نعم.

یک مثال خیلی محسوس و ملموس برای حس نعمت ها و عذاب های آخرت و درک قالب جدید می تونه این باشه:
یه جنین که در داخل رحم مادر هست رو در نظر بگیرید. این جنین از خون و مایعات داخل بدن مادر برای رشدش استفاده می کنه. برای این جنین فقط و فقط همین مواد به عنوان غذا استفاده می شه چرا؟ چون ظرفیت این جنین در همین حده بیشتر از اونو بدنش نمیکشه، برای ما که در دنیای بیرون هستیم، چون ظرفیت بدن ما خیلی بیشتر از اونه، غذاهای مذکور به کار نمیاد هیچ، به اونا هم فکر نمی کنیم و اونو چندش و دون به حساب میاریم و مثلا چلوکبابو خوب می دونیم.
از این طرف این چلوکباب برای ما لذت بخشه و اصلا به کار آن جنین نمیاد(بدنش ظرفیتش رو نداره) .
مثل غذاهای بهشتی برای ماها می تونه اینطور باشه: به جنین گفته می شه، الان که بهترین غذای تو خونه وقتی که وارد دنیای بیرون شی اونجا غذاهای خوشمزه تری هستش که قابل قیاس با این چیزی که تو استفاده می کنی نیست. حالا برای اینکه توِ جنین بتونی بهمیدش میگیم که: اون غذاها(کباب) مثل این خونه اما خیلی بهترش، مثل این خونه از این جهت که گوشت نیز به واسطه خون ایجاد شده.

پس نعمت ها و عذاب های بهشتی هم متناسب با بدنای جدیدیه که می گیریم. مطمئنا این ابدان ظرفیت تحمل به قول شما حرارت 5000 و یا 50000 را خواهند داشت و از هم گسیخته نمی شن.
(اگر به مثالها ایرادی وارده همگی نظر شخصی بوده، ببخشید)
یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، السا ، help me ، فاطمه خانم
۱۸:۲۶, ۱۹/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۳ ۱۸:۴۶ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #10

سلام!

چند وقت پیش یک مقاله ای حول نظر ابن سینا در مورد معاد خوندم، خیلی خلاصه، لپ کلام رو اینجا میارم تا بحث رو مجددا پیگیری کنیم:

ابن سینا در رساله اضحویه تنها به این مقدار که معاد جسمانی در شرع وارد شده بسنده نمی کند، بلکه می گوید که این موارد وارد در شریعت باید تاویل شود.
به عبارت دیگر، او در مقام بیان امتناع معاد جسمانی است و معتقد است آشنایان به لغت عربی، تردید ندارند که در برخی آیات قرآنی، مجاز و استعاره به کار رفته است.

به نظر او آنچه در باب توحید رسیده، همگی مبتنی بر تشبیه است. وی معتقد است اگر مطالب دقیق توحیدی آن گونه که هست برای عموم مردم بیان می شد، نمی پذیرفتند و در عوض ایمان، عناد می ورزیدند.


همچنین ابن سینا می گوید مسائلی مانند اینکه آیا خداوند عالم بالذات است یا عالم بالعلم و قادر بالذات است یا قادر بالقدره، در عین کثرت صفات، واحد است یا دارای کثرت در ذات و اینکه منزه از جهات است یا متحیز بالذات، به طور صریح طرح نشده، حال آنکه پرداختن به این امور و بیان سره از ناسره در آنها لازم است (مدیونید فکر کنید این تیکه رو خودم فهمیده باشم Wink) ؛


لذا این گونه مطالب چون هم باید بیان شود و هم نمی توان آن را صریحا مطرح کرد، در قالب تشبیه به مخاطبان القاء می شود.

ابن سینا مسئله معاد جسمانی را از این قاعده کلی مستثنی نمی داند که باید شرایع، معارف خود را به گونه ای بیان کنند که قابل فهم برای عموم باشد.

بنابراین همانگونه که خواص، ظواهر مطالب توحیدی را تاویل کرده و اقتصار بر ظاهر آن نمی کنند، چرا در مورد معاد جسمانی این ظواهر را حجت دانسته و تاویل نمی کنند؟

از منظر ابن سینا یکی از اهداف مهم دین، تصحیح افعال انسان هاست. بدین منظور باید سعادت و شقاوت و لذت و الم به گونه ای برای آنان بیان شود که ایجاد رغبت به کارهای نیک و تنفر از افعال ناشایست کند. از طرفی عموم مردم از آنجا که با عالم ماده انس دارند، نمی توانند سعادت و شقاوت حقیقی را که روحانی است تصور کنند، چنانکه در مورد بسیاری از حقایق دینی مانند فرشتگان و حتی راجع به برخی صفات خداوند، تصوری جسمانی دارند. لذا متون دینی در این قالب، برای آنان لذت و الم را بیان می کند نه اینکه این متون در مقام بیان جسمانی بودن معاد باشد.

در واقع ابن سینا همانگونه که در رساله ی خود می گه "فان اکثر امر الآخره خفی علینا" تصریح می کنه که بیشتر مسائل مربوط به معاد بر ما پوشیده است و شناخت برخی مطالب را برای انسان غیر ممکن می داند به خاطر اینکه حقیقت بعد غیر جسمانی غیر قابل درک است. خلاصه اینکه عقل فلسفی به دلیل توان محدود از اثبات معاد جسمانی عاجز است.


____________
پانویس:


ببینید بنده هم همین حرف ابن سینا رو می زنم! اصلا چه نیازی وجود داره در دنیای باقی، خداوند انسان رو همانند این دنیا محدود کنه؟

محدودیت، نیاز ایجاد می کنه؛ و رفع نیاز، لذت!

تمام لذایذ و آلام ما همه از محدودیت هاست، در واقع ما در خیلی چیزها محدودیم و وقتی محدودیم نیازمند می شیم و وقتی نیازمون رفع می شه لذت می بریم!

یعنی اگر ما یک کباب می خوریم از این جهت لذت می بریم که نیاز جسمانی و پست ما به بهترین شکل در حال ارضاست!
و به همین شکل، تمام لذایذ دیگر هم، همچنین است و ناشی از رفع نیاز!

معاد جسمانی در تخیل بنده به این معناست که خداوند مجددا یک انسان رو نیازمند می کنه و محدود؛ و قوه حس و خیال به اون می ده! و انسان رو از اون مقام والای روحانی باز می داره!

اصلا اگر قرار باشد ما بعد از مرگ، مجددا به جسم برگردیم چه نیازیست به بعد روحانی؟ بعد روحانی به چه خاطر موجودیت داره!

در هر حال با این اوصاف بنده هم، مثل ابوعلی سینا Cool معاد جسمانی رو منتفی می دونم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا