کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آزمودن وجود خدا با ندا دادن
۱۷:۰۳, ۶/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/تیر/۹۳ ۶:۳۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #1

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم


سلام


مخاطب این مطلب کسانی هستند که به خدا ایمان ندارند، ولی از پیش ندونسته انکار نمی‌کنند و در ذهنشون سؤال هست و دنبال یافتن پاسخش هستند.

برای چنین افرادی در قرآن کریم سخنی بیان شده که میتونن با آزمودنش به پاسخ سؤالشون پی ببرن.

قرآن کریم در آیات زیر اینچنین می‌فرماید:

سوره بقره، آیه 186: وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ‌ۖ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ‌ۖ فَلۡيَسۡتَجِيبُواْ لِى وَ لۡيُؤۡمِنُواْ بِى لَعَلَّهُمۡ يَرۡشُدُونَ
و هنگامی که بندگانم از تو درباره‌ی من پرسیدند، پس [بگو] من نزدیکم. به ندای کسی که مرا ندا دهد پاسخ می‌دهم، پس آنگاه باید به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند.

سوره غافر، آیه 60: وَ قَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِىٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِى سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ
و پروردگارتان گفت مرا ندا دهید تا پاسخ دهم. بی‌تردید کسانی که از پرستش من تکبر می‌ورزند به زودی به خواری به جهنم وارد می‌شوند.

در این آیات قرآن کریم می‌فرماید خدایی وجود داره که اگر ندایش دهیم(صدایش کنیم) می‌شنوه و پاسخ میده.
و این ادعا ادعایی قابل آزمایش هست.
مانند اینه که در کاغذی نوشته شده باشه: «دوست شما در اتاق مجاور هست. صداش بزنید تا پیش شما بیاد.»
مسلماً لازمه‌ی صدا کردن این نیست که از پیش به بودنش در اتاق مجاور باور داشته باشیم، بلکه میتونیم دوستمون رو به هدف اینکه معلوم بشه اونجا هست یا نیست صدا کنیم، تا راستی نوشته رو بیازماییم.
بنابراین، آزمون موردنظر اینه که توی دلمون مانند این رو بگیم:
«خدایا اگر هستی، وجود خودت رو به من نشون بده.»

البته اشکالی نداره که به زبان هم بگیم، اما مسلماً تنها جاری کردن به زبان در حالی که در دلمون چنین منظوری نداشته باشیم، صحیح نیست.


-------------
ویرایش:
در اولین جمله‌ای که پس از سلام در بالای این ارسال گفتم شرطی بیان شده که مورد توجه واقع نشد، و بنابراین لازم دیدم به این صورت تأکید مجددی بکنم.

مخاطب این مطلب قطعاً کسانی نیستند که از پیش ندونسته انکار می‌کنند.
براساس خود قرآن کریم نیز(که شرایط آزمون نیز از آن گرفته شده) این مسئله فرد رو از شرایط هدایت خارج میکنه، و باعث میشه خداوند بر دلش مهر بزنه:

سوره غافر، آیه 35: ٱلَّذِينَ يُجَـٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَـٰنٍ أَتَٮٰهُمۡۖ كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَّهِ وَ عِندَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ كَذَٲلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلۡبِ مُتَكَبِّرٍ۬ جَبَّارٍ۬
كسانى كه درباره‏‌ى آيات خدا بی آنكه حجّتى برايشان آمده باشد مجادله می‌كنند، نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آورده‏‌اند مورد عداوت بزرگی هستند. اينگونه خدا بر دل هر متكبّر زورگويى مهر می‌نهد.

سوره غافر، آیه 56: إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَـٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَـٰنٍ أَتَٮٰهُمۡۙ إِن فِى صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٌ۬ مَّا هُم بِبَـٰلِغِيهِۚ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُ ۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ
به راستى آنان كه در باره‏‌ی آيات خدا بی آنكه حجّتى برايشان آمده باشد مجادله می‌کنند، در دل‏هايشان جز تكبری که به آن نخواهند رسيد، نیست. پس به خداوند پناه ببر، كه او خود شنواى بيناست.


-------------
توضیح بدیهیات:
بدیهی هست که نمیتونیم درون دل افراد دیگر رو ببینیم و شرایط آزمونشون یا نتیجه‌اش رو بررسی کنیم!
کسانی هستن که به این مسئله توجه نمیکنن و تلاش میکنن که این کار رو انجام بدن، و یا ناتوانی در انجامش رو یک ایراد تلقی میکنن.
پاسخ اینه که از اول هم قرار به این کار نبوده،
و منطقاً به دو دلیل نیازی به این کار نیست:
1. از اونجا که این آزمون در دل هر شخص انجام میشه و هر شخص از دل خودش به صحت یا عدم صحتش پی می‌بره، بحث و بررسی‌اش با شخص دیگه، از نظر منطقی نمیتونه نظرش رو متفاوت کنه.
2. ضرری که از عدم پایبندی به شروط آزمایش و یا کتمان نتیجه توسط هر شخص پیدا بشه، فقط به خودش میرسه.

برای مثال:
من ادعا می‌کنم که اگر نشانی این صفحه رو در مرورگر بنویسید، این متون رو نمایش میده.
من دارم می‌بینم که درسته. نیازی به تأیید یا عدم تأیید طرف مقابلی که براش این رو میگم ندارم.
اگر
  • در وارد کردن نشانی اشتباه کرده باشم یا متقلب باشم، و کسی آزمایش کنه و ببینه غلطه،
یا
  • راست بگم، و کسی نشانی رو اشتباه وارد کنه یا در آزمایش تقلب کنه،
در هر دو صورت چطور میخوایم مدرکی از اشتباه طرف مقابل یا متقلب بودنش برای خودش بیاریم، در حالی که نمیتونیم ببینیم توی خونه‌اش چکار کرده و سیستمش چه فعالیتی داشته؟

پس وجه منطقی نداره که بخوایم راست یا دروغ بودن یک آزمون شخصی رو به همدیگه نشون بدیم، اما باز هم توانایی آزمودنش بطور شخصی، صددرصد سر جای خودش هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، m.hossein ، مرهم ، عبدالرحیم ، Ali#59 ، عشقم کربلا ، SAViOR ، شهیدطیبه واعظی ، السا ، mahdy30na ، soora ، حوریه سادات ، حضرت عشق

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۴:۱۳, ۲۵/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۳ ۱۲:۴۸ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #21

(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۰۳)درست پسند نوشته است:  چرا آیه رو نصفه آورده‌اید؟!
باز هم بدون حتی یک جمله که توضیح بده منظور چیه!

باز هم بدون حتی یک جمله که توضیح بده منظور چیه!
که البته هیچ منظوری وجود نداره حز اینکه میخواید نتیجه‌ی آزمون خودتون رو بیان کنید، که البته هرکسی که بی‌دلیل انکار کنه هرگز نتیجه‌ای جز این نخواهد گرفت.
منظور کاملا مشخصه. انسان تنها پدیده ها رو می تونه ببینه. دیگه نم دونستم باید در سطح زیر پیش دبستانی توضیح بدم ببخشید.
(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۰۳)درست پسند نوشته است:  دانش ما از همه‌چیز چطوری بدست اومده؟
چه میدونیم شمع چیه؟ چه میدونیم نور چیه؟ چه میدونیم اطرافمون انسان هست یا یک چیز دیگه که ما به اشتباه انسان می‌بینیم؟ و ...
از این جهت می دونیم چیه که که شمع یه پدیده ست و می تونیم نسبت به پدیده ها شناخت پیدا کنیم.
(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۰۳)درست پسند نوشته است:  اطمینانی که به وجود ِ جهانی این شکلی در اطرافتون دارید، میخواید بیش از اون در مورد وجود خدا مطمئن بشید!!
در حالی که چنین شکی هرگز ممکن نیست به یک جواب منطقی برسه.
چطور در مورد جهان اطرافتون چنین شکی ندارید؟؟!
جوابی ندارم جز اینکه بمونید در همین شک.
شکی وجود نداره. این که چه طور می شه به جواب منطقی رسید هم جواب منطقی داره، که چون شما الفبای فلسفه رو هم نمی دونید بحث در این مورد بی نتیجه خواهد بود.
(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۰۳)درست پسند نوشته است:  پاسخ رو چندبار گفتم: البته که با عقلم فهمیدم، و البته که با عقل میشه فهمید که قرار نیست شما بتونید درستی ِ فهم ِ من رو از اونچه که در زندگی‌ام دیده‌ام بیازمایید!
آفرین. عقل یه چیز مشتکر بین تمام انسان هاست. صغری و کبری!! یک روال منطقی که تمام انسان های روی زمین متوجه ش می شن. پس سوال تکرار می شه: از کجا فهمیدید!
(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۰۳)درست پسند نوشته است:  فرض کنید من صورت منظمتر و ریاضی‌وارتری از برهان نظم رو می‌فهمم که براساس اون وجود خالق حتمی هست. آیا چون من این ادعا رو می‌کنم شما باید بپذیرید که راست میگم؟ آیا تا زمانی که شما نتونستین چیزی که من ادعا دارم که درک کرده‌ام رو درک کنین، من دروغ میگم؟
بهترین جواب اینه که: کار هرکس به این صورت حل میشه که از جانب خودش به جواب برسه.
این که چه کسی چه چیزی رو تجربه کرده مربوط به استدلال عقلی نمی شه. تجربه یه امر شخصی و استدلال عقلی یه امر جمعی. ما در این جا با تجربه کار نداریم، منتظریم که استدلال عقلی شما رو بشنویم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۵۵, ۲۵/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۳ ۴:۵۷ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #22

(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۱۳)namekarbary نوشته است:  منظور کاملا مشخصه. انسان تنها پدیده ها رو می تونه ببینه. دیگه نم دونستم باید در سطح زیر پیش دبستانی توضیح بدم ببخشید.
اون آیه‌ی نصفه یا این جمله که «پوچی ادعای شما ثابت شد» واقعاً چه ربطی به بحث ِ دیدن پدیده‌ها داشت؟
کسانی که میخونن، هرکس دید که این کلمات در توضیح ِ اون حرفها میتونه معنی بده، لطفاً برای من معنی‌اش رو توضیح بده، چون من فکر می‌کنم اینقدر تند و بی‌دقت عمل میکنن که حتی متوجه چیزی که جوابش رو میدن نیستن.

(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۱۳)namekarbary نوشته است:  از این جهت می دونیم چیه که بهشون علم حضوری داریم.
علم حضوری!!!!!!!!
خیلی جالبه:
(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۱۳)namekarbary نوشته است:  
(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۰۳)درست پسند نوشته است:  
(۲۴/تیر/۹۳ ۸:۳۲)namekarbary نوشته است:  وقتی به نوری از خارج از اتاق نگاه می کنیم، نشانه ای هست برای وجود شمع داخل اتاق. اما دلیل منطقی برای باور به وجود شمع وجود نداره. هر چیزی می تونه نور رو به وجود آورده باشه. ممکنه یه چراغ باشه یا یک مهتابی یا یک شمع.
دانش ما از همه‌چیز چطوری بدست اومده؟
چه میدونیم شمع چیه؟ چه میدونیم نور چیه؟ چه میدونیم اطرافمون انسان هست یا یک چیز دیگه که ما به اشتباه انسان می‌بینیم؟ و ...
از این جهت می دونیم چیه که بهشون علم حضوری داریم.
یکجا میگید دلیل منطقی برای باور بهش وجود نداره، یکجا میگید بهش علم داریم!
اصلاً آیا این علم حضوری رو در مورد وجود الکترون و پروتون(و خیلی خیلی خیلی مسائل علمی دیگه) دارید؟ یا اینکه به وجودشون علمی ندارید؟

(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۱۳)namekarbary نوشته است:  شکی وجود نداره. این که چه طور می شه به جواب منطقی رسید هم جواب منطقی داره، که چون شما الفبای فلسفه رو هم نمی دونید بحث در این مورد بی نتیجه خواهد بود.
اگر نمیخواید اون سفسطه‌های واضح و مبرهنتون رو بپذیرید، خوشحال میشم این گفتگو تموم بشه.

(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۱۳)namekarbary نوشته است:  آفرین. عقل یه چیز مشتکر بین تمام انسان هاست. صغری و کبری!! یک روال منطقی که تمام انسان های روی زمین متوجه ش می شن. پس سوال تکرار می شه: از کجا فهمیدید!
این که چه کسی چه چیزی رو تجربه کرده مربوط به استدلال عقلی نمی شه. تجربه یه امر شخصی و استدلال عقلی یه امر جمعی. ما در این جا با تجربه کار نداریم، منتظریم که استدلال عقلی شما رو بشنویم.
آیا قبلاً چندین بار براتون دلایل نیاوردم؟ مانند همونها که درون توضیحات ارسال 4 بهشون اشاره کردم؟
عقل مشترکه، اما بعضی‌ها نمیخوان بپذیرن.
اما
حرف این تاپیک این نیست که شما متوجه بشید من درست فهمیده‌ام یا نه!
حرفش اینه که اگر خودتون طالب فهمیدن باشید، راهش بازه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۰۲, ۲۵/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۳ ۶:۱۳ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #23

نقل قول:اون آیه‌ی نصفه یا این جمله که «پوچی ادعای شما ثابت شد» واقعاً چه ربطی به بحث ِ دیدن پدیده‌ها داشت؟
کسانی که میخونن، هرکس دید که این کلمات در توضیح ِ اون حرفها میتونه معنی بده، لطفاً برای من معنی‌اش رو توضیح بده، چون من فکر می‌کنم اینقدر تند و بی‌دقت عمل میکنن که حتی متوجه چیزی که جوابش رو میدن نیستن.
اوه خدای من. هر کسی فقط قادر به دیدن موجودات ذهنی هست. خدا یه موجود ذهنی و بنابراین قابل دیدن نیست. که خودتون اثباتش کردید.

نقل قول:یکجا میگید دلیل منطقی برای باور بهش وجود نداره، یکجا میگید بهش علم داریم!
اصلاً آیا این علم حضوری رو در مورد وجود الکترون و پروتون(و خیلی خیلی خیلی مسائل علمی دیگه) دارید؟ یا اینکه به وجودشون علمی ندارید؟
وقتی می گم چیزی از فلسفه نمی دونید پس بهتون برنخوره. یک جا پارچ رو به معنای پارچ به عنوان شیء در نزد خود استفاده کردم که به صورت عادی ازش صحبت نمی شه و یک جای دیگه نه که از عبارات پس و پیشش کاملا واضحه. جالبه که من هر چیزی رو توضیح دادم به جای دانش توهم حاصل کردید!
بله، شناخت اتم ها و غیره هم هیچ مشکلی نخواهد داشت. تعریف من و هر دانشمندی که چنین دیدگاهی داشته از ماده کاملا منطبق بر تعریف علمی ماده هست.

نقل قول:آیا قبلاً چندین بار براتون دلایل نیاوردم؟ مانند همونها که درون توضیحات ارسال 4 بهشون اشاره کردم؟
عقل مشترکه، اما بعضی‌ها نمیخوان بپذیرن.
آها، خوب شد معنای عقل رو هم فهمیدیم.

نقل قول:یادمه یکی از مهمترین دلایلم آیه‌ای بود که از آسمان می‌گفت و کاملاً من رو شگفت‌زده کرده بود و میدونستم به هیچ وجه نمیتونه اتفاقی باشه.

بیچاره بعضی مسلمون ها خودشون رو با چه دلایلی قانع می کنن (فریب می دن)

بر جهلا جهل نکو تر ز پند...

اما برای دیگری که خودشو به خواب نزده باشه، استدلال از کتاب فلاسفه خودش میارم.

جوادی آملی: برخی صاحب نظران از شهود، و تجربه دیگرن بر تحقق خدا، به این صورت برهان اقامه نموده اند: شهود نسبت به یک واقعیت مقدس و ارزشمند وجود دارد و این شهود نمی تواند به مبادی طبیعی استناد یابد، پس یک واقعیت فوق طبیعی که خداوند است وحود دارد.

در صورتی که مقدمه نخست استدلال فوق مورد قبول افراد محروم از شهود قرار گیره، از جهت مقدمه دوم مخدوش است زیرا اولا کبرا در صورت تمامیت تنها موجود فوق طبیعی را اثبات می کند و این مقدار وجوب وجود و همچنین وحدت و یگانگی را ثبات نمی کند؛ گرچه بحث کنونی در اصل واجب است، نه اوصاف ذاتی او.

جوادی آملی: شکافته شدن دریا یا رود توسط موسای کلیم، شکاف زمین برای بلعیدن قارون یا شق القمر به اشارت نبی خاتم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حوادثی نظیر رد و بازگشت خورشید، گرچه هر کدام حادثه ای غیر عادیست؛ لیکن هر یک از آن ها می تواند علتی ناشناخته داشته باشد که هنوز کشف نشده و روزگاری دیگر شناخته می شود.
حوادث غیر عادی و امداد غیبی می تواند در ایجاد یقین روانشناختی موثر باشد؛ لیکن این گونه از یقین ها که همان آرامش و تمکین عملیست غیر از علمیست که با ضرورت منطقی قرین و همراه هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا