کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی تناقضات کتاب “دوقرن سکوت” اثر عبدالحسین زرین کوب
۲۳:۳۶, ۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 9odjxd1sh7xo7xzqchm.jpg]
از آنجا که کتاب دو قرن سکوت زرین کوب در طول سالیان دراز دستاویز بسیاری مغرضان و نژاد پرستان و فاشیستها شده تا با توسل به آن به اسلام و اقوام دیگر توهین کنند ، بر آن شدیم که چند برگ از این کتاب را با احترام به شخصیت علمی استاد زرین کوب مرور کنیم تا مشخص شود این کتاب از دید علمی تا چه حد دارای اعتبار است..حتما این مطلب را تا آخر مطالعه کنید…

پیش از هر مطلبی باید این نکته را متذکر شوم که به هیچ وجه بحث و نقد ما پیرامون شخصیت دکتر زرین کوب نیست وقصد تحقیر و انگ زدن به ایشان را نخواهم داشت…چه خود دکتر زرین کوب در کتابی که سالها بعد (۱۳۴۲) نوشتند یعنی کتاب کارنامه اسلام –به خوبی به تمدن اسلامی پرداختند و نوشته های ارزشمنددیگری از ایشان به جای مانده است .
برای شروع نقل قولی از کتاب ” دوقرن سکوت” را می آورم :
۱- یک گاف تاریخی-ریاضی :
(( فتح مدائن :تازیان به تیسفون در آمدند …وقتی سعد به تیسفون در آمد مدافعان آن را فروگذاشته بودند و رفته بودند …به یک روایت سه هزار هزار هزار درم در خزانه بود که نیم آن به جای مانده بود.از این رو گنج و خواسته بسیار به دست فاتحان افتاد ))صفحه ۶۹
نویسنده این داستان تخیلی ؛آیا میداند که معنای سه هزار هزار هزار درم چیست ؟آیا میداند که اگر هر درم را چهار گرم بدانیم در دربار یزدگرد میبایست دوازده میلیون کیلو نقره بیابیم ؟! آیا میداند ، که اگر چنان که گفته اند این سکه ها بین شصت هزار عرب فاتح تیسفون بخش کنیم به هر عرب ۲۰۰ کیلو نقره ، جدای از سایر غنیمت ها میرسیده ؟ آیا میداند که اگر ضرب دو روی هر سکه در آن سیستم فقط یک دقیقه !! زمان نیاز داشته باشد ،برای ضرب سه هزار هزار هزار درم باید ۵۷۰۰ سال شبانه روز درم ضرب کرد ؟؟!!
و ساده ترین سوال :آیا نویسنده از خود نمی پرسد که اگر چنین هم بوده این ثروت گزافتر از گزاف از غارت کدام مردم گرد آمده بوده ؟؟!!
۲- تناقض آشکار :
(( بادیه های ریگزار بی آب نجد و تهامه را دیگرآنقدر و محل نبود که حکومت و سپاه ایران را به خویشتن کشاند . زیرا در این بیابان بی آب هولناک خیال انگیز از کشت و ورز و بازار و کالا هیچ نشان نبود و جز مشتی عرب گرسنه و برهنه که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند از آدمی نیز در آنجا کس اثر نمی دید )) (عبدالحسین زرین کوب-دوقرن سکوت –ص۲۷)
اینجا سرزمین عربستان آنقدر بی تمدن است که مردمانش همچون کفتار و گوسفند تلقی می شوند که بدنبال سبزه !!یا جنگ و ستیز برای بقا هستند !!
اما نویسنده فراموش میکند و در جایی دیگر توصیف دیگری می آورد …
(( مکه در آن زمان به جهت موقع تجاری خویش بهشت توانگران و بازرگانان قریش …بود …
این شهر از قدیم حتی مدتها پیش از بطلیموس به سبب آنکه در گذرگاه جاده بازرگانی که
بین ممالک هند و یمن با ممالک مجاور دریای مدیترانه میگذشت واقع است اهمیت بازرگانی تمام داشته… مکه در آنزمان مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه بود
.))(همان – ص۲۴۳)
ناگهان آن سرزمین شتر و سوسمار و راسو و آن مردم وحشی و آن شهر ارواح تبدیل می شود به مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه و شاه راه تجارت شرق و غرب !!!
۳- دانشمندان و الواح سخن میگویند :

دو قرن سکوت صفحه ۸۹:
(( در فتح مدائن نیز عربان نمونه هایی از سادگی خویش را نشان دادند :گویند شخصی پاره ای یاقوت یافت در غایت جودت و نفاست،و آن نمی شناسخت ،دیگری به او رسید که قیمت میدانست و از او به هزار درم خرید …دیگری را زرسرخ بدست آمد در میان لشگر ندا میکرد صفرا را به بیضا که می خرد ؟گمان او آن بود که نقره از زر به تر است و همچنین جماعتی که از ایشان انبانی پر از کافور یافتند پنداشتند که نمک است قدری در دیکگ ریختند طعم تلخ شدو اثر نمک پدید نیامد و…))
کتاب “تاریخ عرب” نوشته فیلیپ.ک.حتی:
(( مسلم است که این قوم در اوج نفوذ تجاریشان بر همه راه های تجاری که از حجاز به سوی شمال عبور می کند و به بنادر مدیترانه میرسد تسلط یافته و در طول این راه ها مستعمره هایی داشته اند. ص ۵۳
- ایوب سراینه لطیف ترین اشعاری که دنیای قدیم سامی پدید آورد ، عرب بود نه یهود .و این نکته از ترکیب نام او و از نکاتی که در کتاب خود درباره شمال عربستان آورده است به خوبی هویداست .ص۵۴
-دیودورسیسیلی همین نظر را تکرار میکند و عربستان را سرزمین ادویه های معطر می شمارد و خاک آن را خوش بو می داند.پلینی در کتاب تاریخ طبیعی (کتاب۶) که اطلاعات مردم روم را به سال ۷۰ میلای درباره ممالک شرقی در آن مختصر آورده همین مطلب را تایید میکند .ص۵۵
-از ادبیات محلی عربستان جنوبی هر چه هست لوح های قدیمی است که بر فلز یا سنگ نقش شده و…قدیم ترین لوح که بدست آمده مربوط به قرن ششم تا هفتم پیش از میلاد است. ص ۶۰
- کریستن نیبوهر اول کس بود که اروپاییان را از وجود الواح عربی آگاه ساخت و ژوزف هالیوی یعنی نخستین اروپایی که پس از دوران ایلوس گالوس قدم به نجران یمن گذاشت ۶۸۵ لوح از ۳۷ محل با خود آورد ادوارد گلاز قریب ۲۰۰۰ لوح فراهم آورد که هنوز برخی منتشر نشده مجموعه الواحی که اکنون در دست است و تاریخ آن کمتر از هفت قرن پیش از میلاد نیست بالغ بر ۳۰۰۰ است .ص۶۵
-سالانه بازاری همچون یک مجمع ادبی بر پا میشدو شاعران بزرگ بدانجا می شدند تا قصاید خویش بخوانند و انتظار شرف و امتیاز بمانند…گویی بازار عکاظ به دوران پیش از اسلام برای عربستان چیزی شبیه آکادمی فرانسه بوده است .ص ۱۱۸
تناقض بسیار آشکار است ، کشوری که “سرزمین ادویه های معطر” نام گرفته مردمش در کتاب “دو قرن سکوت” کافور را از نمک تشخیص نمی دهند و همین سرزمین به عنوان شاهراه تجارت غرب و شرق چنان توصیف شده که یاقوت برای آن مردم ناشناخته بود !
۴- شعر و زبان :
دوقرن سکوت :
(( زبان تازی در کام فرمانروایان صحرا از ریگ های تفته بیابان نیز خشک تر و بی حاصل تر بود …شعرشان توصیف پشک شتر و…بود(!!)ص۱۱۳
آیا براستی محققان نیز درباره شعر عرب چنین نظر متعصبانه ای دارند ؟!
(( زمانی که می گوییم دوران پیش از اسلام دوران جهل و نادانی بوده یک تفسیر عامیانه و نادرست است برعکس در شبه جزیره عرب از دوران بسیار کهن ، آثار فرهنگی بسیار پیشرفته در اختیار است مثلا اگر از جنوب عربستان شروع کنیم به اقوامی بر می خوریم که از هزاره دوم پیش از میلاد دارای اسم و رسم و تمدن و حتی خط و کتیبه بوده اند…همه این اقوام عرب دارای خط بوده اند و از آنها کتیبه هایی به جا مانده کتیبه “ذونوآس” یکی از آنهاست .بنابراین باید تمدن و و فرهنگ شایسته ای در آن منطقه وجود داشته باشد .از میان اقوامی که در شمال عربستان می زیسته اند .”لحیانی” ها و ” ثمودی” ها از بقیه معروف ترند حدود ۱۳ هزار کتیبه از دوران ” ثمودی” ها کشف شده وفرهنگ و زبان و الفبای آن ها کاملا از این کتیبه ها مشخص است ))( آذرتاش آذرنوش- مجله پیام صادق-شماره ۲۸ ص۲۴)
کارل بروکلمان :
(( در عربستان جنوبی دست کم از یک هزار سال پیش از میلادبا نوشتن آشنا بوده اند و آن را در خدمت مذهب و قانون بر روی کتیبه ها بکار می برده اند .))(شعر عرب در عهد جاهلی- ص ۱۰۷)
شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب ص ۱۸۲
((اگر شعر جاهلی عرب را غنایی بدانیم دور نرفته ایم زیرا در تصویر نفسانیات فردی و احساسات و عواطفی که در دل خلجان دارد همانند شعر غنایی غربی است خواه مواقعی که شاعر حماسه و فخریه می سرایدیا مدح و هجو می گوید یا تغزل و مرثیه و یا به پوزش و عقاب می پر دازد یا محیط خود را توصیف می کند و../.و نیز از آن جهت به شعر غنایی لیریک یونانی شبیه است که شعر جاهلی هم به آواز و “غنا” خوانده می شد .))
ابوالفرج اصفهانی –الاغانی – مقدمه آقای فریدونی-ص۷:
(( از عرب عهد جاهلی به خصوص اهالی حیره و یمامه و یمن و نجد و حجاز ،قصایدی عالی با اصلوبی استوار در حکمت و نصیحت و مدح و رثا و حماسه و هجا و وصف مناظر و شرح احساسات طبیعی روایت شده که مهارت آن قوم را در هنر شاعری واثر شعر را در زندگی ایشان ثابت می کند ))
یک شعر از امروالقیس شاعر عهد جاهلیت و حدود صد سال پیش از اسلام :
(( فاطمه ،ناز ،کم کن ،
و اگر براستی دل بر ترک من نهاده ای باری خوشتر از این!
و اگر بعضی اخلاق مرا نمی پسندی،
دل من باز پس ده ، جدا شو و آرام گیر،
آری ، تو فریفته آنی که عشق ات قاتل من است،
و هرچه بفرمایی دل من آن کند
و این اشک ریختن ات جز برای آن نیست
که در قمار عشق دل خوار و خسته ام را پاک ببری
رگباری گران بار از ابری نزدیک فرو ریخت
زمین را فرا گرفت و روان شد
سیلاب برخاسته ، کوه و دره را می پوشانید
و چون فرو می نشست تیزی سرکوه بیرون می آمد ….))
( شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب- ص ۲۴۲)
نویسنده ” دوقرن سکوت ” این نوشته ها و توصیفات دروغین را آورد تا سرپوشی بر ضعف ادبیات و زبان عهد ساسانیان بگذارد …
چون نگاهی به کتیبه های عهد ساسانی این پرسش را در ذهن پیش می آورد که چرا زبان یک کتیبه تا این حد الکن و ناتوان و ناقص بوده آیا واقعا زبان آن عهد در اوجش چنین نوشته ای بوده ؟؟؟!!
ترجمه کتیبه :
(( این پیکر خدایگان مزداپرست، شاپور، شاهنشاه ایران،کش نژاد از ایزدان ، پسر خدایگاهن بابک شاه (است) …این پیکر خدایگان مزداپرست ، شاپور شاهنشاه ایران ، و انیران ،کش نژاد از ایزدان مزدا پرست ، پسر خدایگان مزدا پرست،اردشیر شاهنشاه ایران کش نژاد از ایزدان نواده خدایگان بابک شاه (است )((تاریخ زبان فارسی- ص ۲۱۱)
یا کتیبه حاجی آباد که می بینید با ویرایش مترجم و دستکاری مانند نوشته های یک عقب مانده ذهنی است که نه سر دارد نه ته !!! :
(( در این مقاله مکنزی متن کتیبه شاپور در حاجی آباد را …ترجمه متن :.. و ما وقتی این تیر را رها کردیم آن گاه ما در پیش چشم شهریاران و شاهزادگان و بزرگان و آزادان رها کردیم و ما پای بر این دره نهادیم و ما تیر ورای آن چینه افکندیم اما آن جای که تیر افکندیم آن جا ، جای آن گونه نبود که اگر چینه چیده آن گاه بیرون پیدا بود پس ما فرمود که چینه بیرون تر چید که دست خوش آن تیر به سوی آن چینه رها کند ….) ( رسول بشاش کنزق-کتیبه و متون کهن- ص۴۵)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، وحید110 ، mrfarzadj ، در جستجوی سختی ، یاســین
۱۰:۳۹, ۱۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
با سلام به دوست عزیز
خوب بود یادی هم از منبع می کردید :
بررسی جعلیات کتاب «دو قرن سکوت» نوشته عبدالحسین زرین کوب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، مجید121 ، فرهاد ، وحید110 ، Amir ، rastin ، nooromahdi ، mrfarzadj ، یاســین
۰:۰۵, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
شهاب جان مطلب خیلی خوبی بود...
انتشارش دادیم تو ظهور12...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nooromahdi ، mrfarzadj
۱۸:۴۰, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4

(۹/مهر/۹۰ ۲۳:۳۶)nooromahdi نوشته است:  
[align=-WEBKIT-CENTER]
[/align]
۲- تناقض آشکار :
اینجا سرزمین عربستان آنقدر بی تمدن است که مردمانش همچون کفتار و گوسفند تلقی می شوند که بدنبال سبزه !!یا جنگ و ستیز برای بقا هستند !!
اما نویسنده فراموش میکند و در جایی دیگر توصیف دیگری می آورد …
ناگهان آن سرزمین شتر و سوسمار و راسو و آن مردم وحشی و آن شهر ارواح تبدیل می شود به مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه و شاه راه تجارت شرق و غرب !!!
اینجا به نظر من تناقض نیست.
چرا که در اون زمان و حتی بعد از اسلام هم مکه و بعضی شهرهای دیگه خیلی با بادیه هاش فرق داشته.
شاید شما هم شنیده باشین که میگن زمان هارون الرشید یکی از اعراب بیابان گرد میخواسته بره پایتخت تو راه میبینه آب یه جایی هست میخوره میبینه شیرینه میکنه تو مشکش بر میداره میبره به هارون میگه این آب گوارا رو برات پیشکشی آوردم
۳- دانشمندان و الواح سخن میگویند :

دو قرن سکوت صفحه ۸۹:
(( در فتح مدائن نیز عربان نمونه هایی از سادگی خویش را نشان دادند :گویند شخصی پاره ای یاقوت یافت در غایت جودت و نفاست،و آن نمی شناسخت ،دیگری به او رسید که قیمت میدانست و از او به هزار درم خرید …دیگری را زرسرخ بدست آمد در میان لشگر ندا میکرد صفرا را به بیضا که می خرد ؟گمان او آن بود که نقره از زر به تر است و همچنین جماعتی که از ایشان انبانی پر از کافور یافتند پنداشتند که نمک است قدری در دیکگ ریختند طعم تلخ شدو اثر نمک پدید نیامد و…))
کتاب “تاریخ عرب” نوشته فیلیپ.ک.حتی:
(( مسلم است که این قوم در اوج نفوذ تجاریشان بر همه راه های تجاری که از حجاز به سوی شمال عبور می کند و به بنادر مدیترانه میرسد تسلط یافته و در طول این راه ها مستعمره هایی داشته اند. ص ۵۳
- ایوب سراینه لطیف ترین اشعاری که دنیای قدیم سامی پدید آورد ، عرب بود نه یهود .و این نکته از ترکیب نام او و از نکاتی که در کتاب خود درباره شمال عربستان آورده است به خوبی هویداست .ص۵۴
-دیودورسیسیلی همین نظر را تکرار میکند و عربستان را سرزمین ادویه های معطر می شمارد و خاک آن را خوش بو می داند.پلینی در کتاب تاریخ طبیعی (کتاب۶) که اطلاعات مردم روم را به سال ۷۰ میلای درباره ممالک شرقی در آن مختصر آورده همین مطلب را تایید میکند .ص۵۵
-از ادبیات محلی عربستان جنوبی هر چه هست لوح های قدیمی است که بر فلز یا سنگ نقش شده و…قدیم ترین لوح که بدست آمده مربوط به قرن ششم تا هفتم پیش از میلاد است. ص ۶۰
- کریستن نیبوهر اول کس بود که اروپاییان را از وجود الواح عربی آگاه ساخت و ژوزف هالیوی یعنی نخستین اروپایی که پس از دوران ایلوس گالوس قدم به نجران یمن گذاشت ۶۸۵ لوح از ۳۷ محل با خود آورد ادوارد گلاز قریب ۲۰۰۰ لوح فراهم آورد که هنوز برخی منتشر نشده مجموعه الواحی که اکنون در دست است و تاریخ آن کمتر از هفت قرن پیش از میلاد نیست بالغ بر ۳۰۰۰ است .ص۶۵
-سالانه بازاری همچون یک مجمع ادبی بر پا میشدو شاعران بزرگ بدانجا می شدند تا قصاید خویش بخوانند و انتظار شرف و امتیاز بمانند…گویی بازار عکاظ به دوران پیش از اسلام برای عربستان چیزی شبیه آکادمی فرانسه بوده است .ص ۱۱۸
تناقض بسیار آشکار است ، کشوری که “سرزمین ادویه های معطر” نام گرفته مردمش در کتاب “دو قرن سکوت” کافور را از نمک تشخیص نمی دهند و همین سرزمین به عنوان شاهراه تجارت غرب و شرق چنان توصیف شده که یاقوت برای آن مردم ناشناخته بود !
با این قسمت هم با اون مطلب بالایی که گفتم چندان موافق نیستم
۴- شعر و زبان :
دوقرن سکوت :
(( زبان تازی در کام فرمانروایان صحرا از ریگ های تفته بیابان نیز خشک تر و بی حاصل تر بود …شعرشان توصیف پشک شتر و…بود(!!)ص۱۱۳
آیا براستی محققان نیز درباره شعر عرب چنین نظر متعصبانه ای دارند ؟!
(( زمانی که می گوییم دوران پیش از اسلام دوران جهل و نادانی بوده یک تفسیر عامیانه و نادرست است برعکس در شبه جزیره عرب از دوران بسیار کهن ، آثار فرهنگی بسیار پیشرفته در اختیار است مثلا اگر از جنوب عربستان شروع کنیم به اقوامی بر می خوریم که از هزاره دوم پیش از میلاد دارای اسم و رسم و تمدن و حتی خط و کتیبه بوده اند…همه این اقوام عرب دارای خط بوده اند و از آنها کتیبه هایی به جا مانده کتیبه “ذونوآس” یکی از آنهاست .بنابراین باید تمدن و و فرهنگ شایسته ای در آن منطقه وجود داشته باشد .از میان اقوامی که در شمال عربستان می زیسته اند .”لحیانی” ها و ” ثمودی” ها از بقیه معروف ترند حدود ۱۳ هزار کتیبه از دوران ” ثمودی” ها کشف شده وفرهنگ و زبان و الفبای آن ها کاملا از این کتیبه ها مشخص است ))( آذرتاش آذرنوش- مجله پیام صادق-شماره ۲۸ ص۲۴)
کارل بروکلمان :
(( در عربستان جنوبی دست کم از یک هزار سال پیش از میلادبا نوشتن آشنا بوده اند و آن را در خدمت مذهب و قانون بر روی کتیبه ها بکار می برده اند .))(شعر عرب در عهد جاهلی- ص ۱۰۷)
شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب ص ۱۸۲
((اگر شعر جاهلی عرب را غنایی بدانیم دور نرفته ایم زیرا در تصویر نفسانیات فردی و احساسات و عواطفی که در دل خلجان دارد همانند شعر غنایی غربی است خواه مواقعی که شاعر حماسه و فخریه می سرایدیا مدح و هجو می گوید یا تغزل و مرثیه و یا به پوزش و عقاب می پر دازد یا محیط خود را توصیف می کند و../.و نیز از آن جهت به شعر غنایی لیریک یونانی شبیه است که شعر جاهلی هم به آواز و “غنا” خوانده می شد .))
ابوالفرج اصفهانی –الاغانی – مقدمه آقای فریدونی-ص۷:
(( از عرب عهد جاهلی به خصوص اهالی حیره و یمامه و یمن و نجد و حجاز ،قصایدی عالی با اصلوبی استوار در حکمت و نصیحت و مدح و رثا و حماسه و هجا و وصف مناظر و شرح احساسات طبیعی روایت شده که مهارت آن قوم را در هنر شاعری واثر شعر را در زندگی ایشان ثابت می کند ))
یک شعر از امروالقیس شاعر عهد جاهلیت و حدود صد سال پیش از اسلام :
(( فاطمه ،ناز ،کم کن ،
و اگر براستی دل بر ترک من نهاده ای باری خوشتر از این!
و اگر بعضی اخلاق مرا نمی پسندی،
دل من باز پس ده ، جدا شو و آرام گیر،
آری ، تو فریفته آنی که عشق ات قاتل من است،
و هرچه بفرمایی دل من آن کند
و این اشک ریختن ات جز برای آن نیست
که در قمار عشق دل خوار و خسته ام را پاک ببری
رگباری گران بار از ابری نزدیک فرو ریخت
زمین را فرا گرفت و روان شد
سیلاب برخاسته ، کوه و دره را می پوشانید
و چون فرو می نشست تیزی سرکوه بیرون می آمد ….))
( شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب- ص ۲۴۲)
نویسنده ” دوقرن سکوت ” این نوشته ها و توصیفات دروغین را آورد تا سرپوشی بر ضعف ادبیات و زبان عهد ساسانیان بگذارد …
چون نگاهی به کتیبه های عهد ساسانی این پرسش را در ذهن پیش می آورد که چرا زبان یک کتیبه تا این حد الکن و ناتوان و ناقص بوده آیا واقعا زبان آن عهد در اوجش چنین نوشته ای بوده ؟؟؟!!
ترجمه کتیبه :
(( این پیکر خدایگان مزداپرست، شاپور، شاهنشاه ایران،کش نژاد از ایزدان ، پسر خدایگاهن بابک شاه (است) …این پیکر خدایگان مزداپرست ، شاپور شاهنشاه ایران ، و انیران ،کش نژاد از ایزدان مزدا پرست ، پسر خدایگان مزدا پرست،اردشیر شاهنشاه ایران کش نژاد از ایزدان نواده خدایگان بابک شاه (است )((تاریخ زبان فارسی- ص ۲۱۱)
یا کتیبه حاجی آباد که می بینید با ویرایش مترجم و دستکاری مانند نوشته های یک عقب مانده ذهنی است که نه سر دارد نه ته !!! :
(( در این مقاله مکنزی متن کتیبه شاپور در حاجی آباد را …ترجمه متن :.. و ما وقتی این تیر را رها کردیم آن گاه ما در پیش چشم شهریاران و شاهزادگان و بزرگان و آزادان رها کردیم و ما پای بر این دره نهادیم و ما تیر ورای آن چینه افکندیم اما آن جای که تیر افکندیم آن جا ، جای آن گونه نبود که اگر چینه چیده آن گاه بیرون پیدا بود پس ما فرمود که چینه بیرون تر چید که دست خوش آن تیر به سوی آن چینه رها کند ….) ( رسول بشاش کنزق-کتیبه و متون کهن- ص۴۵)
تو این قسمتی شکی نیست که میگن ادبیات عرب برترین ادبیات تو زمان خودش بوده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۵, ۱۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
نقد!HuhHuhHuhHuhHuhHuh
....این تناقض!

[/b]
نقل قول:پ(( بادیه های ریگزار بی آب نجد و تهامه را دیگرآنقدر و محل نبود که حکومت و سپاه ایران را به خویشتن کشاند . زیرا در این بیابان بی آب هولناک خیال انگیز از کشت و ورز و بازار و کالا هیچ نشان نبود و جز مشتی عرب گرسنه و برهنه که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند از آدمی نیز در آنجا کس اثر نمی دید )) (عبدالحسین زرین کوب-دوقرن سکوت –ص۲۷)
اینجا سرزمین عربستان آنقدر بی تمدن است که مردمانش همچون کفتار و گوسفند تلقی می شوند که بدنبال سبزه !!یا جنگ و ستیز برای بقا هستند !!
اما نویسنده فراموش میکند و در جایی دیگر توصیف دیگری می آورد …
(( مکه در آن زمان به جهت موقع تجاری خویش بهشت توانگران و بازرگانان قریش …بود …
این شهر از قدیم حتی مدتها پیش از بطلیموس به سبب آنکه در گذرگاه جاده بازرگانی که
بین ممالک هند و یمن با ممالک مجاور دریای مدیترانه میگذشت واقع است اهمیت بازرگانی تمام داشته… مکه در آنزمان مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه بود .))(همان – ص۲۴۳)
ناگهان آن سرزمین شتر و سوسمار و راسو و آن مردم وحشی و آن شهر ارواح تبدیل می شود به مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه وشاه راه تجارت شرق و غرب !!!
کجاش تناقض آشکاره!Confused
تو سایر کتاب ها همینو نوشتن مثلا کتاب دانشگاهی تاریخ صدر اسلام

نقل قول:نگاهی به کتیبه های عهد ساسانی این پرسش را در ذهن پیش می آورد که چرا زبان یک کتیبه تا این حد الکن و ناتوان و ناقص بوده آیا واقعا زبان آن عهد در اوجش چنین نوشته ای بوده ؟؟؟!!
اگه مترجم ناتوانه دلیل به ناقص بودن اون زبون نیست همین الانشم کلی از کتبه ها( مثلا بابلی ) که زبانش متفاوته مترجمه نتونسته یعنی اون زبون ها هم!مترجمانی که از تعریف یه لغت مثلا عربی ناتوانن یعنی زبان عربی....

خط پهلوی که خطی پر ابهام بود برای ثبت دقیق اصوات مفید نبود و حتی می‌توانست باعث اشتباه در قرائت شود. از این رو در زمان ساسانیان برای نوشتن اوستا خط اوستایی از روی خط پهلوی کتابی ابداع شد. خط اوستایی خطی فوق‌العاده دقیق و بدون ابهام بود و حرفهای آن منفصل بودند (جز چند مورد معدود لیگاتور که اصلی متأخرتر دارند). در بعضی متن‌های پهلوی واژه‌های دشوار و دور از ذهن گاه به خط اوستایی نوشته می‌شدند.منبع ویکی

نقل قول:(( این پیکر خدایگان مزداپرست، شاپور، شاهنشاه ایران،کش نژاد از ایزدان ، پسر خدایگاهن بابک شاه (است) …این پیکر خدایگان مزداپرست ، شاپور شاهنشاه ایران ، و انیران ،کش نژاد از ایزدان مزدا پرست ، پسر خدایگان مزدا پرست،اردشیر شاهنشاه ایران کش نژاد از ایزدان نواده خدایگان بابک شاه (است )…((تاریخ زبان فارسی- ص ۲۱۱)
کتیبه شاپور سوم در طاق‌بستان: (ŠTBn-III). کتیبه‌ای از شاپور سوم ساسانی در طاق‌بستان در نزدیکی کرمانشاه. این کتیبه در مغاره کوچکتر طاق‌بستان و در کنار سنگ‌نگاره شاپور سوم در ۱۳ سطر به زبان پهلوی ساسانی نوشته شده است: «این پیکر مزداپرست، خداوندگار شاپور، شاهنشاه ایران و انیران، که نژاد از یزدان دارد، پسر خداوندگار مزداپرست، شاپورشاهان، شاه ایران و انیران، که نژاد از یزدان دارد، نوه خداوندگار هُرمَزد، شاهنشاه»
دو نوع ترجمه متفاوت!
منتقد سرچ میکرد حداقل

اگه با ادبیات پهلوی <-- اوستایی آشنا نیست و براش گنگه چرا به حساب زبون میذاره Huh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: anti ، A L I ، سجاد313
۲۳:۲۰, ۱۳/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۲ ۲۳:۲۳ توسط حسین14.)
شماره ارسال: #6
آواتار
من شخصا در زمان جهالت Big Grinچندین بار این کتاب نما را خواندم جز حس ابلهانه ی افراطی میهن پرستی و دشمن ی تراشی برایم هیچ چیز نداشت حیف اون زمان و وقت و پولی که صرف این کتابنما شد
شیعه باید کیس تر و زیرک تر از این باشد که بعد از این همه زخم خوردن باز به دام این چنین کتاب هایی بیفتد رمز پیروزی در اتحاد است
و بهترین تان با تقوا ترین تان
نژاد و ترک لر و عرب و عجم ندارد
در ضمن حساب کار عده ای در صدر اسلام از اسلام ناب و تشیع جداست!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، محب الزهرا ، عبدالرحمن ، یاســین
۲۲:۴۰, ۱۵/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۲ ۲۲:۴۶ توسط سجاد313.)
شماره ارسال: #7
آواتار
به نام خدا
سلام علیکم

بله بهترین چیز وحدت کلمه است.

ما هم نگفتیم برویم اعراب را بکشیم و بزنیم.

خدا اعراب را زده.

اما باید بعضی چیز ها را دانست.

باید دانست که این ملک آسان تاریخ را طی نکرده است.

باید دانست رنج هایی که نیاکانمان تحمل کردند تا قدر امنیت و قدرت امروز را بدانیم.

تا فرهنگ عربی را جایگزین فرهنگ پارسی نکنیم.

ابوی و اخوی و والده و مزخرفات دیگر که وارد زبان پارسی شد.

طرفداران پورپیرار و غیاث آبادی هم این وسط از آب گل آلود ماهی میگیرند.

اسلام حق است و شیعه بهترین راه.

شیعه یقینا همان راستی است.

راه در جهان یکی و ان راه راستی است.

ما اهل بیت(علیهم السلام)را دوست داریم و امیدواریم که این عشق بیشتر شود.

اسلامستیزی بعضی ملی گرایان را نباید به پای همه ی ملی گرایان گذاشت.

همانطور که ایران ستیزی بعضی اسلامگرایان را نباید به پای همه ی اسلامگرایان گذاشت.


اما عربگرایی در اینجا جایی ندارد.

اینجا ایران است.

ما اسلام را می خواهیم نه فرهنگ عرب را.

این دو را با هم اشتباه نکنید.

آن الفبایی که بر باد رفت.

آن گویشی که بر باد رفت.

الفبای و گویش چه ربطی به دین دارد؟؟؟

این کتاب مشکلاتی دارد،وحی الهی نیست.

اما کاش بقیه هم قبول کنند کتاب های آنها هم مشکل دارد.

اما بد نیست بدانیم که سعد ابن ابی وقاص مردم ایران را ناز نکرد.

اینکه می گویند مردم با آغوش باز دین عمر را پذیرفتند دروغ است.

چون اگر اینطور بود مقاومت نمی کردند.

تکه تکه اشغال شدن سرزمین های ما گویای نبرد هاست.

حتی تا زمان خلیفه ی سوم سرزمین های فتح نشده بود.

ایا کشورگشایی شیوه ی رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود یا امیرالومنین(علیه السلام)؟؟؟

ای فرزندان کیومرث،بدانید آنان که با پیشوایانتان ائمه اطهار(علیهم)به بدی رفتار کردند و در حقشان ظلم نمودند،رفتار خوبی با نیاکانتان هم نداشتند.

این مایه ی افتخار من است که دشمن نیاکانم،دشمن نور های هدایت هم هست.

شاید آنطور که دو قرن سکوت نوشته نبوده و شاید اغراق کرده باشد.

اما بدانید بدون ظلم و خونریزی هم کشور ما فتح نشد.

و بدانید که پذیرش حکومت ننگین دشمن خدا(هر که فاطمه را بیازارد من را آرزده و هر که من را بیازارد خدا را ارزده) را به راحتی نپذیرفتند و چون متحد نبودند شکست خوردند.

و بدانید هرگز آموزه های او را به عنوان اسلام نبپذیرفتند.

مردم ایران به برکت قدوم مقدس حضرت سلطان ابوالحسن علی ابن موسی الرضا(علیه السلام)با اسلام ناب محمدی که شیعه علوی باشد،آشنا شدند و فهمیدند که این همان راهی است که به آنان وعده داده شده بود.

فی امان الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question بررسی کتاب :نگهبانانِ قدرت؛ افسانۀ رسانه‌های آزاداندیش mahdy30na 0 1,258 ۷/آبان/۹۴ ۱۵:۱۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  سیر مطالعاتی:((بررسی کتاب انسان و ایمان)) MAHDI59 7 5,639 ۲۷/آذر/۹۳ ۲۱:۲۵
آخرین ارسال: یاران مهدی
  کتاب «ضیافت بلا» - بررسی مقامات سلوکی در زیارت عاشورا Reza2035 1 2,791 ۵/آبان/۹۳ ۹:۵۸
آخرین ارسال: راوی110
Star سیر مطالعاتی (( بررسی کتاب : شرح حدیث عنوان بصری )) یا صاحب الزمان 5 5,034 ۲/مهر/۹۲ ۱۲:۵۴
آخرین ارسال: SAViOR
  سیر مطالعاتی:((بررسی کتاب ايمان)) علی 110 31 22,361 ۸/مرداد/۹۱ ۱۳:۵۴
آخرین ارسال: یا صاحب الزمان
  بررسی کتاب فرزندان تاریخ ساز استر در ایران vahrakan 1 2,865 ۱۲/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۸
آخرین ارسال: mhvvhm
  سیر مطالعاتی:((بررسی کتاب انسان در قرآن)) MAHDI59 6 4,890 ۲۱/دی/۸۹ ۱۵:۲۲
آخرین ارسال: mosafer

پرش در بین بخشها:


بالا