|
سلام بر آل یاسین
|
|
۱۸:۱۱, ۲۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
این اوّلین سلام من است، این گونه بر تو و خاندان تو سلام می کنم. شما «آل یاسین» هستید.
خدا در قرآن، پیامبر را «یاسین» نامیده است، و شما هم خاندان او هستید، «آل یاسین»، همان «آل محمّد» است. آری! «یاسین» نامی از نام های پیامبر می باشد. من در روز بارها و بارها بر شما درود می فرستم، در تشهّد نماز می گویم: «اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد، بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود بفرست». می دانم وقتی صلوات می فرستم، خداوند رحمت خود را بر من نازل می کند، صلوات نور است و باعث روشن شدن دل من می شود و تاریکی ها را از دل می زداید. من در اینجا، به چهارده معصوم پاک سلام و درود می فرستم. سلام من بر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم، علی، فاطمه، حسن، حسین و همه امامان معصوم علیهم السلام که از نسل حسین علیه السلام هستند. مهدی جان! سلام بر تو که مرا به سوی خدا فرا می خوانی! تو دست مرا می گیری و به سوی خدا می بری. فقط تو هستی که می توانی راه خدا را به من نشان بدهی، راهی که درست است و هیچ گمراهی ندارد. تو هدایت گر همه آفریده های خدا هستی، فرشتگان هم اگر بخواهند به خدا نزدیک شوند، باید نزد تو بیایند. تو حجّت خدا بر همه هستی. علم و دانش تو فراتر از دیگران است، خدا به تو مقامی بس بزرگ داده است و برای همین است که تو می توانی همه را به سوی خدا ببری. مهدی جان! سلام بر تو که مرا به سوی خدا فرا می خوانی! تو دست مرا می گیری و به سوی خدا می بری. فقط تو هستی که می توانی راه خدا را به من نشان بدهی، راهی که درست است و هیچ گمراهی ندارد آری! در جهان هستی، معلّمی همچون تو پیدا نمی شود، هر کس بخواهد به کمال و رستگاری برسد، باید شاگردی تو را بنماید، همان گونه که فرشتگان همه از تو درس آموخته اند. خدا نور تو را قبل از خلقت آسمان ها و زمین آفرید، آن وقتی که هنوز خدا عرش خود را هم خلق نکرده بود. آری! وقتی خدا اراده کرد که جهان هستی را بیافریند، ابتدا نوری آفرید. آن نور، حقیقت شما بود. تو و پدران پاک تو، نوری واحد هستید. شما بودید و غیر از شما هیچ آفریده دیگری نبود، آن روز، شما حمد و ستایش خدا را می گفتید. چهارده هزار سال بعد از آن، خداوند عرش خود را آفرید، آن وقت نور شما را در عرش خود قرار داد. می دانم وقتی صلوات می فرستم، خداوند رحمت خود را بر من نازل می کند، صلوات نور است و باعث روشن شدن دل من می شود و تاریکی ها را از دل می زداید آری! من سخن از خلقت نور شما می گویم، سخن در مورد خلقت جسم شما نیست، خدا نور شما را خلق کرد و هزاران سال بعد زمین را آفرید و سپس جسم شما را خلق کرد. سخن من پیرامون آفرینش نور شماست، نوری که جسم نبود، آن نور، در واقع، روح شما بود، روح، از جنس خاک نیست، این جسم است که از خاک آفریده شده است. خداوند روح شما را هزاران سال قبل از خلقت عرش خود آفرید. نور شما سالیان سال، در عرش خدا و ملکوت خدا بود، نور شما در آنجا عبادت خدا را می نمود، بعد از آن خدا بر بندگانش منّت نهاد و شما را به این دنیای خاکی آورد. شما آمده اید تا راه خدا را نشان ما بدهید، آمده اید تا این دنیای تاریک را با نور خود روشن کنید، آمده اید تا دستگیری کنید و همه را به سعادت و رستگاری برسانید. از کتاب راهی به دریا-نوشته ی دکتر مهدی خدامیان آرانی |
|||
|
|
۱۸:۴۵, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۱۸:۵۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علی آل یس یک غلط مصطلحی وجود دارد که احتمالا برخی از آن اطلاع نداشته باشند آیه 130 سوره صافات سلام على إل ياسِين این یاسین سلام مذکور این تاپیک نیست منظور حضرت الیاس(علیه السلام) است که شکسته شده مثل طور سینا >> طور سینین |
|||
|
۲۲:۳۹, ۲۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۷/مهر/۹۲ ۱۸:۴۵)تلمیخا نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم با یاد حق منبع ؟؟؟؟ مقصود؟؟ تفاوتی وجود داره ؟؟؟ میشه واضح تر بفرمایید ... تا اون جایی که بنده اطلاع دارم از بین حروف؛ سین مخصوص پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مقصود[b] از آل یاسین همان اهلبیت هست .. که در همان آیه که ذکر شد اشاره شده است و تفاوتی وجود نداره ... یاالله [/b] |
|||
|
|
۲۳:۵۴, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۲ ۰:۲۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
مقصود اینکه خیلی از افراد آیه 130 صافات را غلط می خوانند و آن را غلط معنی می کنند به خاطر عبارت اول دعای آل یس
اینطور خوانده میشه ELYASIN نه ALEYASIN http://tanzil.net/?locale=fa_IR#37:131 |
|||
|
۱۶:۵۷, ۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
در اين باره آن چه در جميع قرآنهايى كه در دسترس ماست آيه شريفه از حيث نوشتارى سلامٌ على إِل ياسين مى باشد. ولى از جهت قرائت قراء مكه و بصره و كوفه آن را (إِل ياسين) به كسرهى همزه خواندهاند و قراء مدينه هم چون قرائت نافع و ابنعامر و يعقوب و زيد (آل ياسين) قرائت كردهاند(تفسير طبرى، تأليف أبى جعفر محمد بن جرير طبرى، مجلد 10، انتشارات دارالمعرفة، بيروت، لبنان. تاريخ چاپ 1407 ه. ق، ج 23، ص 61 / تفسير الميزان، علامهى طباطبائى، انتشارات بنياد علمى و فكرى علامهى طباطبائى، ترجمهى محمد باقر موسوى همدانى، تاريخ چاپ 1363، ج 17، ص 251 / معارف و معاريف، سيد مصطفى حسينى دشتى، چاپ دانش قم، چاپ دوّم، 1376، ج 1، ص 121). كه چنانچه قرائت اوّل را پذيرفتيم آيه مربوطه مى شود به «الياس» كه يكى از پيامبران بزرگ خداست و نام اين پيامبر بزرگ در دو آيه از قرآن مجيد آمده است: وَ انَّ الياسَ لَمِنَ المُرسلين؛ و الياس از رسولان ما بود(صافات، آيهى 123). و آيهى و زكريا و يحيى و عيسى و الياسَ كلُّ منَ الصالحينو هم زكريا و يحيى و عيسى و الياس همه از نيكوكارانند؛ (.....................). ولى چنانچه قرائت دوّم را بپذيرىانعام، آيهى 85.
م يعنى (آل ياسين) با الف ممدوده آيه دو احتمال برايش نقل شده است: يكى آن كه مراد از (ياسين) نام پدر الياس است. بنابر اين مى شود خاندان ياسين پدر الياس و احتمال دوّم آن كه مراد از (ياسين) طبق نقل بعضى از روايات(در كتاب معانى الاخبار صدوق، چاپ جامعةالمدرسين قم، ص 122، به سند خود از قادح از امام صادق(علیه السلام) از پدرش و از پدران بزرگوارش از على(علیه السلام) روايت كرده كه فرموده: معناى آيهى «سلام على آل ياسين» سلام بر ما آل محمد است. چون مراد به كلمه «يس» رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. و از كتاب عيون اخبار الرضا(علیه السلام) نظير اين حديث روايت شده است). از نامهاى پيامبر گرامى اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. بنابراين «آل ياسين» به معنى خاندان پيغمبر گرامى اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. با توجه به توضيحات بالا معلوم مىگردد كه بحث حول آن يك بحث علمى است و اختلافات در تطبيق آيه نيز بازگشتش به اختلافات قراء و يا روايات و مفسرين مى باشد و اين كه هر يك از اقوال را با توجه به مستندات آن مورد پذيرش قرار گيرد دليل بر تحريف نمى باشد. چون اگر مراد تحريف لفظى قرآن باشد كه قطعاً اين چنين نمى باشد. چون تحريف قرآن هنگامى صورت مىپذيرد كه چيزى از آن كم و يا زياد كنيم كه اين امر صورت نپذيرفته و اگر مراد تحريف معنوى باشد، باز مىگوييم چنين امرى صورت نپذيرفته. چون تصرفى در معنا صورت نپذيرفته، آن چه در اين جا صورت پذيرفته اختلاف در تطبيق مصداق است و گرنه هر دو دسته بر پيام كلى آيه اتفاق نظر دارند. و امّا اين كه در تفسير نمونه نسبت به احاديث معتبر اهمال مىگردد نياز به تحقيق و تفحص در همهى 26 جلد تفسير نمونه دارد تا ببينيم آيا واقعاً چنين اهمالى صورت پذيرفته و يا نه، ثانياً مىبايست مبانى رجالى مؤلف محترم را نيز مدّ نظر داشت. چه بسا رواياتى كه از نظر ما بر مبنائى كه به دست آوردهايم معتبر و صحيح باشد، در حالى كه بر مبناى مؤلف غيرمعتبر باشد. كه در اين صورت اهمال در كار نخواهد بود. ثالثاً در مباحث علمى اختلاف نظر و نقد و بررسى امرى بديهى و محققپرور است و در آيه مورد بحث به نظر مىرسد بحث علمى است. رابعاً در تفسير نمونه با اين كه نسبت به اسناد روايات عنوان مىگردد كه قابل گفتگوست، ولى باز نظر قطعى اعلام ننموده و در جلد 19، ص 145 گفتهاند «بهتر اين است كه از قضاوت دربارهى اين روايات خوددارى كنيم و علم آن را به اهلش بسپاريم». تذكر: نكتهاى كه مىبايست توجه كنيم آن است كه ما اين آيه را با هر يك از موارد كه تطبيق كنيم قطعاً اين طور نيست كه به طرف ديگر ضربهاى بزند. چون به اندازه كافى در آيات ديگر نسبت به اهلالبيت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و همچنين الياس پيغمبر تأييد هست. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








