|
✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ همیشه سبز Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿
|
|
۱۹:۲۵, ۵/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۲ ۲۳:۳۸ توسط پرنیان.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() به خاطر بسپاریم که ، همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است ؛ آرام، بی صدا، همیشگی ... |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۵۷, ۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۲ ۱۵:۵۸ توسط هانا.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
![]() شبنم به آفتاب رسید از افتادگی!/ بنگر که از کجا به کجا می توان شدن... |
|||
|
|
۲۲:۰۷, ۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۲ ۲۲:۱۶ توسط هانا.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
![]() طی شد این عمر، تو دانی به چه سان؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان... همه تقصیر من است خودم میدانم، که نکردم فکری...و تأمل ننمودم روزی، ساعتی یا آنی، که چه سان میگذرد عمر گران؟ کودکی رفت به بازی، به فراغت ،به نشاط...فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات... همه گفتند کنون تا بچه است، بگذارید بخندد شادان که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست!!! بایدش نالیدن!!! من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن؟ هیچ کس نیز نگفت زندگی چیست؟ چرا می آییم؟بعد از این چند صباح، به کجا باید رفت؟ با کدامین توشه به سفر باید رفت؟ من نپرسیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت... نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت، به نشاط. فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات بعد از آن باز نفهمیدم من...که چه سان عمر گذشت؟ لیک همه گفتند که جوانست هنوز.بگذارید جوانی بکند،بهره از عمر برد، کامروایی بکند،بگذارید که خوش باشدو مست.بعد از این باز ورا عمری هست... یک نفر بانگ براورد که او، از هم اکنون باید، فکر فردا بکند دیگری آوا داد که چو فردا بشود فکر فردا بکند سومی گفت:همانگونه که دیروزش رفت...بگذرد امروزش،همچنین فردایش با همه این احوال، من نپرسیدم هیچ که چه سان دی بگذشت؟ آن همه قدرت و نیروی عظیم،به چه ره مصرف گشت؟ نه تفکر، نه تعمق و نه اندیشه دمی عمر بگذشت به بی حاصلگی و مسخرگی...چه توانی که ز کف دادم... من نپرسیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت... قدرت عهد شباب، میتوانست مرا تا به خدا پیش برد لیک بیهوده تلف گشت جوانی... هیهات آن کسانی که نمی دانستند "زندگی یعنی چه؟" رهنمایم بودند.عمرشان طی شده بی ارزش و بیهوده و کار و مرا میگفتند که چو آنها باشم.که چو آنها دائم، فکر خوردن باشم. فکر تأمین معاش، فکر ثروت باشم کس مرا هیچ نگفت زندگانی کردن فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست من نپرسیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت... و صد افسوس که چون عمر گذشت، معنی اش فهمیدم حال میپندارم هدف از زیستن این است رفیق: من شدم خلق که با عزمی جزم، پای از بند هواها گسلم، پای در راه حقائق بنهم. با دلی آسوده، فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل. مملو از عشق و جوانمردی و علم در ره کشف حقائق کوشم، زره جنگ برای بدو ناحق پوشم ره حق پویم و حق گویم و بس...حق گویم آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم.شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش، ره نمایم به همه گرچه سرا پا سوزم من شدم خلق که مثمر باشم...نه چنین زائد و بی جوش و خروش، عمر بر بادو به حسرت خاموش... ای صد افسوس که چون عمر گذشت... معنی اش فهمیدم |
|||
|
|
۱:۰۲, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
۱۴:۰۹, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۱۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
![]() چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران |
|||
|
|
۱۲:۳۰, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
![]() وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی .(انعام 63-64) |
|||
|
|
۱۱:۴۳, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
خدایا.....
میدونم خیلی گناه دارم! اما گناه دارم... |
|||
|
|
۱۲:۲۱, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
![]() غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۱۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۱۶:۰۷ توسط هانا.)
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
![]() ” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بستار طولانی، و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان را آغاز و پایانی نیست.“
(ویلیام شکسپیر) |
|||
|
|
۱۹:۰۴, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
![]() گاهی میان تپش های تند زندگی یک نام معجزه میکند به نام... خدا
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ⇩⇧ آدم های همیشه مخالف ⇩⇧ | آوا | 1 | 1,257 |
۱۸/اردیبهشت/۹۴ ۱۱:۳۳ آخرین ارسال: sarallah |
|






![[تصویر: 0_302753001292013046_cherry_blossom_pink...ca2f_h.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7982905585/0_302753001292013046_cherry_blossom_pink_blue_flowers_photography_pretty_3a2a7c711b283c48dbc38fb933c4ca2f_h.jpg)



![[تصویر: 138555141531781.jpg]](http://nooromahdi.ir/upload/uploads/138555141531781.jpg)

![[تصویر: 138565986815271.jpg]](http://nooromahdi.ir/upload/uploads/138565986815271.jpg)
![[تصویر: 138567074202231.jpg]](http://nooromahdi.ir/upload/uploads/138567074202231.jpg)
![[تصویر: 138571793596551.jpg]](http://nooromahdi.ir/upload/uploads/138571793596551.jpg)
![[تصویر: jhffff.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8102278784/jhffff.jpg)
![[تصویر: 34419.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8102405934/34419.jpg)

![[تصویر: 1000.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8102530242/1000.jpg)
![[تصویر: 138607029782411.jpg]](http://nooromahdi.ir/upload/uploads/138607029782411.jpg)
![[تصویر: ARDESHIRGHIYASSI_23120000_3.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8102577168/ARDESHIRGHIYASSI_23120000_3.jpg)