کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گفتگو بين " رحيق و عبدالزهرا "
۱:۳۸, ۸/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آبان/۹۲ ۲:۱۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام


در اين تايپك متن گفتگو بين دو عزيز بزرگوار(رحیق و عبدالزهرا)كه درباره غدير خم انجام گرفته را نقل مي نمايم .

اطلاعات اوليه از گفتگو اين دو عزيز را جهت اطلاع مياورم


[b]«
دوستان یکی از رفقای اهل سنت به نام رحیق در یاهومسنجر بحثی را آغاز کرد و بنده با رضایت ایشون قرا گذاشتیم بحث رو در اینجا بر سر غدیر آغاز کنیم تا همه از آن استفاده کنیم.»(عبدالزهرا)



اما شرایط بحث:


1) به دور از هرگونه تعصّب و توهین به مخاطب


2) اقرار به اشتباه پس از دریافت حق


3) استناد به قرآن و کتب مورد قبول مذهب مخالف و عقل


4) عدم باز کردن بحث جدید قبل از تمام شدن این بحث


5) عدم فرار از مناظره ( در صورت فرار ، این معنا تلقی می گردد که حق را دریافتم ولی به خاطر تعصب از آن فرار کردم)



در ضمن حقير از دوستان بزرگوار و همچنين مخالفين و منكران اين واقعه بزرگ تقادارم با همان شرايط اعلام شده در اين تايپك شركت نمايند و نظرات و جوابهاي خود را در مورد سوالهاي مطرح شده از هر طرف پاسخ دهند .
موفق و سلامت باشيد
يا حق


بسم الله
[font=Arial][/font]شروع گفتگو با جناب رحيق :



با سلام
از نظر اهل سنت جمله من کنت مولاه فهذا علی مولاه دلالتی بر جانشینی ندارد چه انکه اگر مراد جانشینی بود ترجمه ان درست در نمی اید چون لازم می اید وجود خود پیامبر ص و حانشین ایشان در یک زمان
و جمله دوم ان که فرموده وال من والاه و عاد من عاداه قرینه است که جمله من کنت مولاه در مورد محبت و دوستی علی ع دلالت دارد


پاسخ عبدالزهرا

[/b]سلام عليكم
این واقعا شبهه ی آنچنانی نبود.
اولا چه اشکالی دارد که خودش و جانشینش در یک زمان باشد؟؟
جانشین یعنی چی؟؟
یعنی اینکه اگر اتفاقی برای پادشاه افتاد یک نفر که معین کرده جایش بنشیند.
این که عادیه
مگر محال عقلی پیش می آید که جانشین رو خود شخص تعیین کند و در زمان خودش هم باشم
مثلا من پادشاه عربستان هستم و اعلام میکنم بعد از من برادرم جانشین من است
چه مشکلی داره؟؟
بعد در حقش دعا میکنم
که خدایا هرکی با این جانشین من مخالفت کنه دشمنش باش
وهرکه دوستش بود دوستش بدار


دلایل بسیار متقنی وجو دارد در اینکه مولی به معنای اولی به نفسه یعنی امام و سرپرست و رهبر باشد.
از جمله :
1)پیامبر قبل از من کنت مولا
فرموده : الست اولی بکم من انفسکم؟ : آیا من بر شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟؟ یعنی ولایت مطلقه ندارم؟؟
این مقدمه را بسیاری از علمای شما نقل کرده اند از جمله:
احمد حنبل
نسایی
ترمذی
ابن ماجه
طبری
سیوطی و...
این مقدمه از بخش های صحیح و ثابت این حدیث است که چاره ای جز اعتراف به آن نیست و چنانکه پیامبر معنایی غیر از این معنا رو اراده کرده بود کلام مبارکش بی سر و ته و به هم ریخته می شد در حالی که ما عقیده داریم او به منبع وحی وصل است و اشتباه نمیکند.


قرینه ی دیگر بر اینکه مولی معنای ولایت و امامت میدهد:
پیامبر به مردم گفت ای مردم به چه چیز شهادت می دهید؟
گفتند شهادت به لااله الا الله
پیامبر فرمود بعد از آن چه؟
گفتند ان محمدا عبده و رسوله
فرمود فمن ولیکم؟؟ ولی شما کیست؟
گفتند الله و رسوله مولانا
در این لحظه پیامبر دست بر بازوی علی برد و او را بلند کرد و فرمود:
من یکن الله و رسوله مولاه فانّ هذا مولاه...

این روایت از جریر نقل شده

این حدیث در مجمع الزائد حافظ هیثمی ج 9 ص 106
و در معجم الکبیر طبرانی ج 2 ص 375 حدیث 2505 آمده است.

دقت کن و تعصب را کنار بزار
اول توحید را فرمود و بعد نبوت خیلی خنده دار است در این مقام حرف ا دوستی بزند

قرائن زیاده
اگر کافی نبود بگو باز هم بگم


جناب رحيق
با سلام و عرض ادب اولا پیامبر ص در جمله من کنت مولاه اصلا نفرموده علی بعد از من رهبر شماست
دوم :روایت جریر عده ای مجهولین که خود هیثمی هم می گوید نمیشناسمشون وجود دارد
سوم :اینکه پیامبر فرمود الست اولی بکم
مراد این بوده که وقتی من از نفس خودتان اولی ترم پس کلامم را باید قبول کنید
چهارم :جریان غدیر ربط به شکایات یاران علی ع که از یمن برگشته بودند دارد و علت ان هم شکوای یارانش هست


پاسخ عبدالزهرا
با سلام و عرض ارادت

خوب اولا جواب بنده رو ندادید.
شما ایرادی مطرح کردین گفتین از لحاظ معنا درست در نمیاد که تو همون زمان جانشین رو معین کنه و بنده براتون مثال زدم و گفتم هیچ محذویت عقلی نداریم.
آیا این گفته بنده رو قبول کردی یانه؟ اگر قبول کردی اقرار کن تا روشن شه.
ثانیا این که میفرمایی بعدیت ندارد پس زمانش چه موقع میباشد؟
یا بعد هست یا قبل هست ویا حال
شما میگی معنای بعد نمیده
پس یعنی هرکی من مولای اویم علی قبل از من مولای اوست؟؟؟
این که خیلی بده به پیامبر نسبت بدیم چون اگه یه کودکم چنین حرفی بزنه همه بهش میخندن
پس میمونه حال و یا بعد که هردو صورتش هیچ اشکالی نداره
گفتم من میتونم جانشینم رو همین الان انتخاب کنم و بگم هرکس من مولای اویم فلانی مولای اوست. خوب چه الان چه بعد از مرگم و هیچ تزاحمی نداره (عین انتخاب ولیعهد)

در مورد حدیث جریر
شما عینا لفظ هیثمی را بیاور به علاوه اینکه بنده از کتاب معجم الکبیر هم نقل کردم و در آنجا مشکلی نبود شما اگر اشکالی در راوی میبینی اعلام کن.

پیامبر میگوید اول خدا مولای شماست بعد میگوید چه کسی؟ مردم میگویند تو بعد میگوید ولی شما علی است اگر قرار باشد معنای غیر از اولی باتصرف رو اراده کنه باید قرینه بیاورد چون قبلش از اولی بالتصرف بودن خدا و بعد خودش حرف میزند و بلافاصله دست علی را بالا میگیرد و دم از مولا بودن علی میزند.

شما خودت خوب میدونی که واقعه ی یمن مربوط به عده ای محدود بوده و لازم نبوده که پیغمبر همه ی مردم رو جمع کنه و دوستی ایجاد کنه آن هم بگوید کسانی که رفتن برگردن و انها که نیامدند بیاییند.

اما معلوم شد که باز نیاز به ذکر قرینه داری پس حقیر ذکر میکنم.
البته رو مسایل قبلی فکر کن خواهشا.


یک قرینه ی مهم بر اینکه این روایت دلالت بر خلافت بلافصل علی بن ابی طالب میکند این است که قبل از اعلام این خطبه آیه ای بر پیامبر نازل شد:
یاایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس (مائده :67)
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت برتونازل شده به مردم برسان و اگر نکنی رسالت را انجام ندادی خداوند تو را از مردم حفظ میکند.

خوب دقت کنید
پیامبر چه زحمتها کشیده و چه خطر ها در جنگ ها کرده
دندان مبارکش در جنگ شکسته و هزاران اذیت و آزار دیده
حال معقول است که خداوند به خاطر اعلام نکردن دوستی علی او را مجازات کرده و بگوید رسالتت را انجام ندادی؟؟
معلوم می شود یک امر بسیار مهمی است و آن جانشینی است که از طرف خدا باید انتخاب شود
یعنی همان چیزی که گفتم توحید - نبوت و بعدش امامت
که اگر این حلقه از بین برود انگار که هیچ کاری پیامبر نکرده است

اما برخی میگویند این آیه در غدیر نازل نشده
من برای شما می آورم که علمای شما آورده اند که این آیه در حجة الوداع قبل از من کنت مولاه نازل شده:
1)حسکانی در شواهد التنزیل ذیل این آیه
2)ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ج 12 ص 237
3)سیوطی در الدر المنثور ج 2 ص 298
4)فخر رازی در تفسیر کبیر ج 3 ص 636
5) آلوسی در روح المعانی ج2 ص 348
6) قندوزی در ینابیع و....

البته برخی وجوه دیگری برای این آیه ذکر کرده اند که هیچ کدام تاب رویاروی با این حدیث معتبر را ندارند
اکثرا مرسله و بی سند بوده است
ان شاءالله ادامه دارد ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، محب الزهرا ، amiroooo ، m.hossein ، mahdy30na ، SAViOR ، sagheb
۱۱:۵۶, ۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
بنده منتظر ادامه گفتگو بين جناب رحيق و عبدالزهرا هستم تا به محض ادامه گفتگويشان آن را در اين تايپك ثبت نمايم


اما در وبگردي هايي كه اخيراً داشتم به يك گفتگوي ديگري برخوردم كه خالي از لطف نديدم كه برايتان معرفي كنم


در اين لينگ يك گفتگوي ديگري بين دو عزيز برگزار گرديده كه توصيه مي كنم حتماً ببنيد .


موفق باشيد
يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، یاســین
۱۶:۲۸, ۱۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
با سلام و عرض تاسف از بابت اينكه گفتگوي بين اين دو عزيز ناتمام مونده البته من همچنان منتظرم تا اين گفتگو ادامه داشته باشه تا خدمت همه اعلام نمايم .


حقير در همان وبلاگ ارسالي داشتم كه در اين تايپك هم ميآورم و پاسخ يك عزيز از آن دو عزيز را هم ببينيم :
عرض كردم : [/b]
سلام
چي شد ادامه نمي ده اين جناب
بابا ما به بچه هاي قول داديم يه مناظره توپ داريم
جناب عبدالزهرا كم آوردي بگو ؟
شوخي كردم ! داداشم اهل كم آوردن نيست
ولي جناب رحيق نمي دونم ؟
موفق باشيد
يا حق
پاسخ:
[b]
عبدالزهرا

سلام
چی بگم داداش
این سومین سنی هست که تو این وبلاگ بحث میکنه و پس از مدتی میره و پشت گوششم نگاه نمیکنه
مثلا قرار بود فرار نکنیم از مناظره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، عبدالرحمن ، mahdy30na
۱۴:۵۲, ۲۰/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۲ ۱۴:۵۹ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
بالاخره جناب رحيق بعد از وقفه اي بر گشتند .
جناب رحيق

با سلام و عرض ادب دوستان ببخشید شرمنده چند مدت واقعا کار داشتم نشد بیام نت
جناب عبد الزهرا گفتند که ایه بلغ ما انزل الیک قبل از خطبه غدیر نازل شده است
ما از این دوستمون مدرک صحیح میخواییم که برامون بگند ایه قبل از خطبه نازل شده است البته مدرک صحیح نه غیر صحیح
منتظریم
[/b]


پاسخ عبدالزهرا
به به! اینطرفا؟؟ راه گم کردین؟

برادر مثلا قرار گذاشتیم مناظره باشه نه گرگم به هوا

اگه قراره نباشی قبلش یه اطلاعی بده . این روش مناسبی نیست.

اما چون امر کردی تا مدارک صحیح براتون نقل کنم تا از این واقعه اطلاع پیدا کنی ، حقیر این کار رو میکنم به شرطی که به دیده انصاف بنگری و حق رو تایید کنی.

ادامه در کامنت بعدی

اما چندتا چیز قبلش باید توجه کرد:

یکی اینکه احادیث وارده در مورد نزول آیه تبلیغ (یا ایها الرسول) قبل از غدیر در مورد امیرالمومنین علیه السلام در کتب اهل سنت از برخی صحابه نقل شده که عبارتند از:

عبدالله ابن عباس

ابو سعید خدری

زید بن ارقم

جابر بن عبدالله انصاری

براء بن عازب

ابوهریره

عبدالله بن مسعود

عبدالله بن ابی اوفی

و از راویان مشهوری که در قرون مختلف این احادیث رو به همین نحو (قبل از غدیر و در شان امیرالمومنین) روایت کردند :

ابوجعفر محمد بن جریر طبری(متوفای 310)

ابن ابی حاتم(متوفای 327)

ابوعبدلله حسین بن اسماعیل محاملی(م 330)

ابوبکر احمد بن عبدالرحمن فارسی شیرازی( م 407)

ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی (م 410)

ابونعیم اصفهانی (م 430)

ابوالحسن واحدی (م 468)

ابوسعید سجستانی (م 477)

حاکم حسکانی (م قرن 5)

ابوبکر محمد بن مومن شیرازی (م قرن 6)

ابن عساکر (م 571)

جلال الدین سیوطی (م 911)

آلوسی (م 1270)

شیخ سلیمان قندوزی حنفی (م 1293)

وبسیاری دیگر که تقریبا بنده نام 23 نفر رو جمعا دارم اگر نیاز بود بگو تا ذکر کنم.

اما برویم داخل نصّ حدیث بشویم تا حق بر همه روشن شود

ادامه در کامنت بعدی



سیوطی در درّ المنثور ج 2 ص 298 می نویسد:

أخرج ابن أبی حاتم وابن مردویه وابن عساکر عن أبی سعید الخدری قال: نزلت هذه الآیة «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن ربِّکَ» على رسول اللّه یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب

ترجمه:

ابن ابی حاتم، ابن مردویه و ابن عساکر از ابو سعید خدری نقل کرده‌اند که گفت: آیه «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ» در روز غدیر خم در باره علی بن ابی طالب بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده.


اما اجمالا به تصحیح این روایت بپردازم اگر شما قانع نشدی بفرما تا راویانش رو دونه دونه برات از زبون خودتون تصدیق کنم.

یکی از عالمانی که سیوطی از آن نقل کرده ابن ابی حاتم است

وی فرزند ابوحاتم رازی و صاحب تفسیر معتبری است وعالمان رجالی او را بسیار ستوده اند. تفسیر وی اخیرا چاپ شده وعالمان سنی بر صحت آن متفق اند که او در کتاب خود هیچ حدیث دروغی روایت نکرده.

ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء ج 13 ص 263 ش 129 بسیار او را ستوده است.

آنچه که برای ما اهمیت دارد اتفاق همه ی اهل سنت بر وثاقت اوست تا آنجا که ابن تیمیه نیز او را راست گو و تفسیرش را مورد اعتماد معرفی کرده و می گوید:

از کتابهایی که در نقل به آن مراجعه می شود تفسیر ابن ابی حاتم است و وی آنچه را که ما قائل به جعل بودنش هستیم روایت نمیکند. ........وی از عالمان بزرگ که زبان راست گویی در اسلام دارند میباشد وتفاسیرشان در بردارنده ی منقولاتی است که در تفسیر به آنها اعتماد می شود. (منهاج السنه 126/7)


سیوطی نیز مدعی است که ابن ابی حاتم ملتزم بوده تا صحیح ترین روایاتی را که در تفسیر آیات وارد شده را نقل کند( اللّالی المصنوعه فی الاحادیث الموضوعه 19/1)

سیوطی در باره ی عدم نقل ابی حاتم از سدّی می نویسد:

ابن ابی حاتم از تفسیر سدّی چیزی نیاورده است چرا که وی ملتزم است صحیح ترین روایات را بیاورد. (الاتقان فی علوم القرآن 497/2 ش 6392)

همین ادعا در مقام مناظره و الزام شما برای پذیرش احادیث منقول از ابن ابی حاتم کافی است.


حال اگر با این حدیث به حق رسیدی که اعلام کن

ولی اگر نرسیدی اولا دلیلت رو بگو و ثانیا اگر نیازه بگو تا من احادیث دیگه رو هم برات نقل کنم

در ضمن اگر نیازه بگو تک تک راویان این حدیث( ابن ابی حاتم) رو برات بررسی کنم.

ومن الله التوفیق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، mahdy30na
۲۳:۳۲, ۲۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
حقير ديدم گفتگو منفعل مونده عرض كردم "

سلام داداش


اين جناب رحيق سرعتش پايينه يا شما داداش ؟
عجب سرعتي دارين حالا هر كدومتون !با سرعت km - 100000000 - در سال
بابا ما رو شرمنده دوستانمون نكنين ديگه . اگه نمي خواين ادامه بدين لااقل اعلام كنين ما بريم سر كار خودمون .
ياد نامه نگاري هاي دوران ماقبل تاريخ ميندازين

در هر صورت ما منتظريم





پاسخ عبدالزهرا

سلام داداش
چی بگم
واقعا خندم گرفته ازین مناظره
ماقبل هم اینطور نبوده
کتاب المراجعات رو ببینید جواب نامه ها خیلی سریع تر بوده
مشکل از حقیر نیست
شما دیدین که هر موقع هر چیزی گفتن بنده جواب دادم
وقتی چیزی نمیگه من از خودم شبهه طراحی کنم؟؟؟



جناب رحيق

سلام خوبی من فرستادم بخدا

پاسخ عبدالزهرا

سلام داداش نیومد
همون متنی که تو مسنجر گذاشتی رو بزار تو نظرات
توجه کن که باید حتما کد تایید بشه
گاهیی ممکنه بگه کد را اشتباه وارد کردین شما متنت رو کپی کن دوباره بزار میاد


جناب رحيق


سلام
الدر المنثور (3/ 196
وأخرج ابن أبي حاتم والطبراني وأبو القاسم بن بشران في أماليه بسند ضعيف عن أبي هريرة « عن النبي صلى الله عليه وسلم في قوله { ومن يقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم } قال : هو جزاؤه إن جازاه
الدر المنثور (3/ 330
أخرج ابن جرير وابن أبي حاتم والطبراني بسند ضعيف عن علقمة بن صفوان قال : كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا أراق البول نكلمه فلا يكلمنا ، ونسلم عليه فلا يرد علينا حتى يأتي أهله فيتوضأ كوضوئه للصلاة ، فقلنا : يا رسول الله ، نكلمك فلا تكلمنا ، ونسلم عليك فلا ترد علينا! حتى نزلت آية الرخصة { يا أيها الذين أمنوا إذا قمتم إلى الصلاة . . . } الآية .

جناب رحيق

سلام خدا کنه هر چی فرستادم اومده باشند

پاسخ عبدالزهرا

داداش فقط همین اومد
واقعا اینقدر سخته کامنت گذاشتن؟؟؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۸, ۳/آذر/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
عبدالزهرا
من نمیدونم شما چرا نمیتونی ارسال کنی

عیبی نداره من اون متنی که در مسنجر قرار دادی برام رو به اسم شما میزارم تو کامنت منتها جلوش یک ستاره میزارم تا با اون چیزایی که خودت میفرستی قاطی نشه
عبدالزهرا
داداش من عین متن شما رو کپی کردم خیلی تجب میکنم نمیدونم چرا نمیاد با اینکه تایید میشه

عیبی نداره من خودم خلاصه اش رو بیان میکنم اگر درست میگم شما بگو درسته بعد من جوابشو میدم.

شما بیان کردی که در این حدیث ابی حاتم دو نفر هستن که از لحاظ رجالی توثیق نشده اند

یکی عطیه عوفی

یکی هم علی بن عابس

شما گفتی جوزانی و هیثمی و جرجانی و ابن حبان وبخاری گفتن که علی بن عابس ضعیف است

و در مورد عطیه عوفی هم گفتی که ذهبی و سخاوی و ابن حجر دارالقطنی و... او را گفتن که ضعیف هست

درست بیان کردم؟؟؟

اگر درسته لطفا تایید کن تا من جواب بدم.

در ضمن احتمال قوی که میدم این مطالب تایید نشده فکر میکنم به خاطر کپی کردن از سایت یا نرم افزار خاصی باشه که بلاگفا قبولش نمیکنه

لطف کن با توجه به اینکه همه این مناظره رو میخونن ترجمه ی مطالب رو بنویس

من مشکلی ندارما برا رفقا میگم و برای اینکه تایید بشه
جناب رحيق
السلام علی من اتبع الهدی

در مورد علی بن عابس علمای ذیل وی را تضعیف کردند :

جوزجانی وهیثمی و جرجانی و نسایی و سعدی و ابن حبان و ابن معین و عقیلی و ابن حجر

و عطیه را علمای ذیل تضعیف کرده اند :

ذهبی و زیلعی و سخاوی و ابوداود و ابن حجر و بیهقی و ابن حزم و دار قطنی ونووی و سیوطی
عبدالزهرا
من همون اول نظر علمای شما در مورد ابن ابی حاتم و روایاتش نقل کردم

ببینید

وقتی سیوطی و اکثر علمای شما حتی ابن تیمیه ی متعصب گفته اند که هرچه ابن ابی حاتم نقل کرده صحیح است همین حرف ما رو باز می دارد از اینکه به دنبال سند احادیث ابی حاتم بریم

اما من برات مقداری از گفته ی علامه ی میلانی رو میزارم تا شاید متوجه بشی

امیدوارم تعصب رو کنار بزاریم


علاوه بر اين كه عطيه عوفى از تابعين و رجال بخارى، ابوداوود، ابن ماجه، ترمذى و احمد بن حنبل است، بسيارى از عالمان سنى نيز وى را توثيق كرده اند. ابن حجر در تهذيب التهذيب مى نويسد:

وقال الدوري عن ابن معين: صالحٌ... وقال أبو حاتم: ضعيف يكتب حديثه... وقال ابن سعد... وكان ثقة إن شاء الله وله أحاديث صالحة... قال أبوبكر البزار: كان يعده في التشيّع، روى عنه جلّة الناس. وقال الساجي: ليس بحجّة وكان يقدّم عليّاً على الكلّ;1

دَورى به نقل از ابن معين گويد: ]عطيه[ صالح است... ابوحاتم گويد: ضعيف است ]ولى[ حديثش نوشته مى شود... ابن سعد گويد:... و او إن شاء الله ثقه بود و احاديث قابل قبولى دارد... ابوبكر بزّار نيز مى گويد: در تشيع غلو مى كرد، اما بزرگان قوم از او روايت كرده اند.

ساجى نيز درباره وى مى گويد: احاديثش حجت نيست و همواره على عليه السلام را بر تمامى صحابه مقدم مى كرد.

مى بينيم كه بسيارى از عالمان سنى عطيه را توثيق كرده اند و تضعيف او از سوى برخى عالمان سنى صرفاً به جهت تشيع وى بوده است.
عبدالزهرا
به علاوه برخى از كسانى كه در وثاقت عطيه خدشه كرده اند، ناصبى و متعصب هستند و جرح آن ها اعتبارى ندارد. به عنوان مثال يكى از كسانى كه بر عليه عطيه سخن گفته، ابواسحاق جوزجانى است. ابن حجر به سخن جوزجانى درباره عطيه اشاره كرده مى نويسد:

«قال الجوزجاني: مائل».2

اما اين سخن جوزجانى پيرامون عطيه قابل پذيرش نيست، زيرا ابن حجر در ذيل شرح حال «اسماعيل بن أبان الوراق» به گفتار جوزجانى درباره وى پرداخته و پس از نقل سخن جوزجانى مى نويسد:

قلت: الجوزجاني كان ناصبياً منحرفا عن علىّ فهو ضد الشيعي المنحرف عن عثمان... ولا ينبغي أن يسمع قول مبتدع في مبتدع;3

خود جوزجانى ناصبى بود و از على ]عليه السلام[ انحراف داشت و بر ضد شيعيان منحرف از عثمان سخن مى راند... و شايسته نيست قول بدعت گذار درباره بدعت گذار شنيده شود.

و نيز مى نويسد:

وأما الجوزجاني فقد قلنا غير مرّة إنّ جرحه لا يقبل في أهل الكوفة، لشدّة انحرافه ونصبه;4

اما جوزجانى، بارها گفته ايم كه جرح او درباره اهل كوفه به جهت شدّت انحراف و نصب وى پذيرفته نيست.

همو در تهذيب التهذيب مى نويسد:

وقال إبن عدي: كان شديد الميل إلى مذهب أهل دمشق في الميل على عليّ ]عليه السلام[ ، وقال السلمي عن الدارقطني: ... لكن فيه إنحراف عن علي;5

ابن عدى گويد: ]جوزجانى[ به شدت به مذهب اهل دمشق در دشمنى با على عليه السلام مايل بود. سلمى نيز به نقل از دارقطنى گويد:... ليكن در او انحراف از على عليه السلام وجود داشت.

بنابراين جرح امثال وى از روى عناد و تعصب بوده و هيچ ارزشى ندارد و با مجموع قرائنى كه ذكر شد، اهل تسنن بايد به وثاقت عطيه بن سعد عوفى ملتزم شوند.



1. همان: 7 / 201 ـ 202.

2. تهذيب التهذيب: 7 / 201، ذيل شماره 414.

3. مقدمة فتح الباري: 388.

4. همان: 446.

5. تهذيب التهذيب: 1 / 159.
عبدالزهرا
اما در مورد على بن عابس

اسماعيل بن زكريا از على بن عابس روايت مى كند. وى از رجال ترمذى است.1 ابن عدىكه از رجاليان بزرگ اهل سنت به شمار مى روددرباره على بن عابس مى گويد:

لعلي بن عابس أحاديث حسان، ويروي عن أبان بن تغلب وعن غيره أحاديث غرائب، وهو مع ضعفه، يكتب حديثه;2

على بن عابس احاديث نيكويى دارد و از ابان بن تغلب و ديگران احاديث عجيبى روايت مى كند و با اين كه ضعيف است، اما احاديثش نوشته مى شود.

روشن است كه تضعيف على بن عابس نيز صرفاً به جهت تشيع و نقل احاديثى است كه به مزاق مخالفان خوش نمى آيد. به همين جهت است كه او را ضعيف و احاديثش را غريب معرفى مى كنند و اين در صورتى است كه به روايات وى اعتماد دارند و او را ثقه و راست گو مى دانند.



1. ر.ك: تهذيب التهذيب: 7 / 301 / ش 571 .

2. الكامل: 5 / 190 / ش 379.
عبدالزهرا
علاوه بر این

اینها تازه این حدیث از طریق ابی حاتم بود

طرق دیگری وجود دارد که قابل قبول و صحیح است

مثلا روایتی که حبری در تفسیر حبری آورده و همچنین در تفسیر ثعلبی آمده است

نگاه کن به تفسیر حبری :262-263

و به تفسیر ثعلبی 92/4


من رجالش رو میگم تا ببینید که نزد شما ثقه اند:

حسین بن حکم حبری

حسن بن حسین

حبان بن علی

محمد بن سائب کلبی

ابوصالح


خواهشا بی تعصب به این احادیث نگاه کن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۰۵, ۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
جناب رحيق

جناب عبد الزهرا جنابعالی فرمودید که بسیاری از عالمان سنی عطیه را توثیق کرده اند وبعد نظر ابن معین را ذکر کردید که فرمودند صالح و بعد نظر ابوبکر بزار را ذکر کردید که که فرمودند روی عنه جله الناس و بعد نظر ابن سعد را ذکر کردید و بعد نظر ساجی را

جواب :خب منظور شما از بسیاری از عالمان همین چند نفرند ؟

خب ما در همین چند نفر شما خدشه وارد میکنیم

ابن معین که ما سه دیدگاه وی را بر ضعف عطیه بیان کردیم (از نظر ما ابن معین از جمله کسانی که عطیه را توثیق کردند خارجه

بعد نوبت به بزار میرسه حالا چه توثیقی بزار در مورد عطیه داشته اند ؟؟؟؟؟؟





لطف کنید وقتی نظر شخص میلانی را بیان می کنید خودتان کمی در مورد آنها تحقیق کنید و بعد بفرستید

حال دوباره ما اسامی عالمانی که عطیه را جرح کردند را بیان میکنیم تا ببینید بهتر است که من این جمله را بگویم (که بسیاری از عالمان سنی عطیه را جرح کردند )یا شما بگویید (بسیاری از عالمان سنی عطیه را توثیق کرده اند ؟؟؟؟؟؟)







اسامی کسانی که عطیه را جرح کردند بدین شرح است


1- احمد بن حنبل

2-هشیم

3-سفیان ثوری

4-نسایی

5- ابوداود

6- ذهبی

7- ابن حجر

8- امام نووی

9- عبدالحق اشبیلی

10-سیوطی

11-دارقطنی

12-بیهقی

13-ابن جوزی

14-ابن حزم

15-علامه سخاوی

16-ابن ابی حاتم

17-علامه ساجی

18-ابن حبان

19- یحیی بن معین درسه روایت نقل شده از وی





اما اینکه جرح بن عابس صرفا برای تشیع بودنش بوده کاملا نادرسته

ابن حبان میگه :

فحش خطاؤه فاستحق الترك (تهذیب ابن حجر)

خطاهای فاحش وی سبب ترک وی شده است

جناب عبد الزهرا اگه جای شما بودم روایت تفسیر حبری رو اصلا رو نمیکردم


عبدالزهرا

لطف کن این خطایی که میگی رو ذکر کن حداقل ببینیم چه چیزی بوده غیر از تشیع؟؟؟



با سلام

اولا حقیر عذر میخوام بابت تاخیرم شهرستان بودم و دسترسی به نت نداشتم.

اما خوب باید در مورد عطیه توجه کنی

من نمیدونم شما این بحثی که الان مطرح میکنم نمیدانی یا میدانی و نمیخواهی بر اساس برخی مسایل قبول کنی؟

ان شاء الله که اولی باشد.

اما قبلش دوباره تاکید میکنم البته که قبلا به این تاکیدم اهمیت ندادی و باز به حرف خودت چسبیدی

وآن اینکه برادر من اصلا این روایت نیازی به بررسی سندی ندارد

چرا که این روایت رو ابن ابی حاتم نقل کرده و اکثریت قریب به اتفاق علمای شما گفته اند که ابن ابی حاتم روایات غیر صحیح را نقل نمیکند حتی ابن تیمیه

امیدوارم این حرف در شما اثر بگذارد . نمیدونم چرا هیچ نگاهی به این حرف علماتون نمیکنی.

اما برای اینکه توجیه شوی ان شاء الله فردا در کامنت بعدی در مورد عطیه حرف میزنم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا