|
نکته ای از هیئت ما!
|
|
۱۴:۲۰, ۱۵/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۲ ۱۷:۰۹ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا» این شبها،و حضور در محافل عزاداری اباعبدالله حسین (علیه السلام) و استفاده از مجموعه سخنرانی های مفید و ناب در راستای خودسازی و شناخت فرهنگ عاشورا و اباعبدالله (علیه السلام)،یکی از بهترین فرصتهای یادگیری و استفاده از درسهای اخلاقی زیر سایه دین و عاشوراست. این تاپیک،فرصتی است که درسی،نکته ای، یا حتی موضوعی فرهنگی درمورد عزاداری یا عاشورا و سیّد الشهداء،که در هیئتتان این شبها مطرح می شود را با ما و بقیه دوستان و همسنگرانتان در میان بگذارید تا چراغ هدایتی در مسیرمان باشد و کمکی به ارتقاء سطح فرهنگی و دانش مذهبی اخلاقی ما کند. + ای کاش این شبها،همراه عزاداری،به معرفت و علم نافع همراه عملمان هم اضافه شود.. برای حفظ نظم و افزایش زیبائی و جذابیت موضوع،فرمت عباراتی که قرار می دهیم،به صورت زیر خواهد بود: 1- فقط و فقط،درهر ارسال،یک نکته را می نویسیم. 2-با "فونت" پیشفرض تالار می نویسیم؛ بدون اینکه "بولد" یا "تغییر سایز" داشته باشیم. 3-و برای تشکر از موضوع،فقط به استفاده از دکمه "تشکر" بسنده می کنیم. از اینکه با رعایت این موارد به حفظ نظم و زیبائی روند موضوع کمک می کنید،سپاسگزارم. |
|||
|
|
۱۴:۲۵, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دیشب جایی بودیم بنده خدایی می گفت... همه ما روزی های خاصی از خداوند متعال بهره مندیم ولی چرا می بینیم بازم دستمون خالیه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون کیسه مون سوراخه هر چقدر هم پر کنند برامون، کیسه سوراخه چیز خاصی باقی نمی مونه.... طرف میره کلی هیئت و سینه زنی و... ولی بعد غیبت میکنه، مرتکب حق الناس میشه (حتی با یک سد معبر)،نماز صبحش قضا میشه و الی آخر. کیسه مون رو سوراخ نکنیم، فیض خودش میاد. یا علی
|
|||
|
|
۲:۵۴, ۱۶/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۲ ۲:۵۹ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
گفتند: از امام صادق علیه السلام روایت هست که (به این مضمون) پای کسی به مجلس ما نمیرسه مگر اینکه ما قبلش صداش زدیم.
استاد عزیز دیگه ای هم در این رابطه می گفتن وقتی به حرمی مشرف میشید یا مجلس دعا و روضه ای میرید نگران حال دعا و اشک چشم نباشید ، به این توجه داشته باشید که با دعوت خودشون رفتید .. خدایا شکرت...کمک کن شکر گذار حقیقیِ این دعوتها باشیم!!! |
|||
|
|
۹:۴۸, ۱۶/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۲ ۹:۴۹ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱۵/آبان/۹۲ ۱۴:۲۵)سید ابراهیم نوشته است: برای افزایش اطلاعات دوستان: شعر از جناب مولوی: صد هزاران دام و دانهست ای خدا ما چو مرغان حریص بینوا دم بدم ما بستهٔ دام نویم هر یکی گر باز و سیمرغی شویم میرهانی هر دمی ما را و باز سوی دامی میرویم ای بینیاز ما درین انبار گندم میکنیم گندم جمع آمده گم میکنیم مینیندیشیم آخر ما بهوش کین خلل در گندمست از مکر موش ... اول ای جان دفع شر موش کن وانگهان در جمع گندم جوش کن گر نه موشی دزد در انبار ماست گندم اعمال چل ساله کجاست؟ |
|||
|
|
۱۰:۴۶, ۱۶/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۲ ۱۱:۱۶ توسط یا امام رضا.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام
این یه تیکه از صحبت های استاد بزرگوار ما هست.ان شالله سعی میکنم قسمتهایی از فرمایشات این عزیز بزرگوار رو خدمتتون عرض کنم. دنیای ما باید بهشت برین باشد. هرجا ابی عبدالله (علیه السلام) باشد آنجا بهشت من است. اگر به این معرفت برسیم دنیا بهشت برین ما است. ـ دعوت همه انبیاء تنها یک جمله است. «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ/ ما در هر امتى رسولى فرستاديم خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.» ـ فقط یک خدا داشته باشیم. خداهای اضافی را دور بریزیم. ـ تا دروغ و تقلب و ... هست ما جایی برای رشد نداریم. ـ هنگامی که مرتکب عمل مکروهی می شویم؛ این عمل بر خاسته از تکبر ماست. ـ ما سرگرم دنیا شدیم و فراموش کردیم وظیفه مان چیست. ـ این شرک نمی گذارد ما «جون» بگیریم. ـ شرط عمل صالح آن است که در آن شرک نباشد. ـ در مکتب شیعه عمل صالح عملی است که برای خدا باشد در حالیکه ما در زندگیمان برای دیگران کار می کنیم نه برای خدا برای همین مشکلات در زندگیمان بسیار زیاد است. ـ کربلا را کسانی به پا کردند که موحد بودند و نماز و سایر عبادات را انجام می دادند اما مبتلا به شرک خفی بودند. ـ قطره ای از مصیبت ابی عبدالله(علیه السلام) دنیا را خراب می کند. ادامه فرمایشات همون استاد عزیزتر از جان من "ما آدمها تو زندگی برای اینکه خوب بشیم دنبال معجزه میگردیم،دنبال این میگردیم که شب بخوابیم و صبح بلند بشیم ببینیم کل قرآن رو حفظ هستیم،دیگه حالمون از گناه کردن بهم میخوره،دیگه سر تا پا عشق امام زمان هستیم و در کل دنبال خوب شدن و مثل اولیای خدا زندگی کردن هستیم اما نمیخوایم به خودمون یه ذره زحمت ببدیم و یه تکونی بخوریم. ایشون میفرمودند:ما فکر میکنیم اولیای خدا تو این دنیا دارن تو سختی و مشقت زندگی میکنن اما اونها عشقبازی دارن که هیچکدوم از اها نمیفهمیم،مثالشون این بود،میفرمودند نقل از آیت الله عظما برجرودی هست که ایشون فرمودند اگر دوباره تو این دنیا برگردم همینطوری که تا الان زندگی کردم دوباره زندگی میکنم.ا استادمون میگفتن این حرف خیلی سنگینه،میگفتن من خودم هنوز نتونستم این حرف رو هضم کنم،مگه میشه آدم از لحظه به لحظه زندگیش راضی باشه؟؟اصلا از کجا معلوم که خدا از طرز زندگی کردن ایشون راضی بوده؟؟مگه چیکار کرده بودن که با این اطمینان میگن اگر برگردم دوباره همینطوری زندگی میکنم؟؟ استادمون میگفتن کدوم یکی از ماها جرات داره بگه من از تمام لحظات عمرم به درستی استفاده کردم؟؟ ایشون میگفتن دنبال معجزه نباشید،یه کاری بکنید،خدا میدونه داره میشه. میگفتن دنبال کارای خاص و آنچنانی هم نباشید،هرچی بلد هستید عمل کنید بقیه اش با خدا. ایشون روی بیشترین موضوعی که تاکید دارن در درجه اول برخورد خوب و درست با والدین و افراد خانواده هست،در وهله بعد خوش برخوردی با دیگران،ایشون میگفتن هرکی این دوتا رو انجام بده میتونه رو بقیه کاراش حساب کنه وگرنه ول معطل هست. |
|||
|
|
۲:۴۶, ۱۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
هیئت امشب ما یه نکته جالب داشت!! مقداریشو براتون تعریف میکنم
![]() وقتی برم تو حس و حال مجلس کاری به گوشیم ندارم آخر سر موقع رفتن نگاه میکنم ببینم کسی تماس و پیام داشته یا نه.. امشب تو اوج سینه زنی و شوروحال هیئت انگار یکی بهم گفت گوشیتو ببین کسی کارت داره!! دیدم یه پیامک دارم باز کردم یکی از دوستان گل بیداری اندیشه بود و التماس دعا گفت منم خیلی از ته دل با اون حال و هوا و توی اون جای مقدس هم ایشون وهم همه دوستان رو دعا کردم باز انگار یکی بهم گفت بهش زنگ بزن(باور کنید )پیام دادم که عزیزم تو هیئتم بهت زنگ میزنم ولی بی کلام ...بیا تو هیئت و تو هم گوش کن!! زنگ زدم و چند دقیقه گوش کرد ..بعد پیام داد گفت یه چیزی بگم باورت میشه؟؟ گفتم چی؟! گفت: این چند شب نتونستم مسجد برم داشتم دق میکردم یدفعه به دلم افتاد بهت اس ام اس بدم ببین چقدر امام حسین مهربونه که منو اورد تو هیئت شما ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۲:۰۰, ۱۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
( موضوع بحث اصول دین از دیدگاه شیعه و سنی. از نظر اهل سنت توحید و معاد و نبوت، اصول هستن و امامت در فروع دین قرار داره)
|
|||
|
|
۱۲:۵۲, ۱۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۲ ۱۴:۰۵ توسط keyvan-rostamy.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
نکته ای که نیست ولی یه گِلِه دارم از هیئتها.
*آقا،عزیز،داداش،برادر برای چی آخه توی یه فضای 200 متر مربع به اسم هیئت 6 عدد یا 8 عدد اِکو میزاری؟ (به خدا از شب اول تا شب سوم گوشام سوت میزد.) *آقا مگه امام حسین گفته هر شب شام بدی؟ که آخر مجلس میگی اگه غذا کم اومد ببخشید دیگه. *آقا کجا امام حسین گفته که برای عزاداری من پول قرض کنید و از مردم کمک بگیرید؟ (شب اول مجلس تموم شد،عرق بچه ها خشک نشده پشت میکروفون میگه برادرا یه چیزی حدود 4 میلیون قرض داریم.یه کمکی بکنید.) *آقا کِی امام حسین کجا گفته علامت کشی کنید؟ (یه هیئت میاد بیرون با علامت،30 نفر زیر علامتن،10 نفر طبل و دهل میزنن،5 نفر با نیسان میان و 20 نفر هم پشت علامت زنجیر میزنن.) ...... شِکوِه ها زیاده بیشتر اینا به چشم اومد. ----------------- به جای خرج و مخارج غیر منطقی بیاییم بچه های هیئت رو جمع کنیم بریم مسجد جامع محل که امروزه مساجد خالی شده و بیشتر میانسالها و پیرمردها هستند. به جای اینکه چند تا اِکو بگیریم و گوش مردم رو کَر کنیم،بیاییم درباره اینکه اصلاً امام حسین برای چی قیام کرد؟ هدف از قیام امام حسین چی بود؟ و سوالات دیگر بحث و گفت و گو کنیم. ---- اَلسَلامُ و عَلَیکَ یا اَباعَبدِاللهِ الحُسَین(علیه السلام) |
|||
|
|
۱۳:۴۶, ۱۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۲ ۱۳:۴۹ توسط azade.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بارها عرض كردهايم و اين يك حقيقتى است كه وقتى شما يك قصيده را يا يك غزل را كه حامل معارف است، در يك مجلسى ميخوانيد، گاهى از ساعتها سخن گفتن فصيح و بليغِ يك گوينده تأثيرش بيشتر و عميقتر ميشود؛ اين يك فرصت است؛ از اين فرصت بايد استفاده كرد؛ اين فرصت را نبايد ضايع كرد. شعرى كه محتوا نداشته باشد، اين فرصت را ضايع ميكند؛ يا اگر چنانچه در آن يك نكتهى ضعيف و احياناً غلط وجود داشته باشد، اين فرصت را ضايع ميكند؛ يا اگر چنانچه كيفيت اجرا جورى باشد كه مرزهاى شرعى را مخدوش كند، اين فرصت ضايع شده است؛ يا اگر جورى باشد كه نيازهاى نقد را كه امروز مردم به دانستن آنها احتياج دارند، نديده بگيرد، اين فرصت ضايع شده است.
منبع : هنر مداحی ، از بیانات امام خامنه ای |
|||
|
|
۱۷:۴۷, ۱۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۲ ۱۷:۵۱ توسط Bahar.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
به نام الله
سلام هیئت ما ده شب،خداقبول کنه،عزداری دارند. بعد از قرائت قرآن،حاج آقایی سخنرانی میکنند و بعد هم سینه زنی و روضه. که بنده تا دیشب توفیق نداشتم به سخنرانی برسم. ولی هیئت برنامه ای که در این سالهای اخیر داره،اینکه اگر روز جمعه ای در دهه محرم بود،صبح اونروز جمعه را به نشست دانشجویی اختصاص بده(واسه ما، روضه علی اصغر،همیشه هفتم محرم است) خلاصه،در این نشست،حاج آقایی میاند و برای دختران و پسران دانشجو صحبت میکنند. امسال هم، چنین برنامه ای داشتیم که امروز بود. و حاج آقا در مورد برنامه ریزی جوانان در زندگی صحبت میکردند. (که بنده بعلت اینکه فراموشی حاد دارم ، یادم رفت کاغذ ببرم و سعی کردم نکاتی رو در ذهنم بسپارم.دسترسی به ضبط هم نداشتم. ببخشید.)نکاتی که فرمودند برای برنامه ریزی هست:1)آگاهی و علم است. که تذکری که در اینباره دادند،این بود که هر جا علم و آگاهی نداری،توقف کن. ضرر توقف کردن خیلی کمتر از ادامه مسیری است که درآن علم و آگاهی نداری و 2) قدرت . قدرت یعنی اینکه بتونی جلوی نفست و اونچیزهایی که دلت میخواد رو بگیری. مثلأ سرماخوردی،خیییلی هوس بستنی هم کردی،اگر آدم ضعیفی باشی،میگی: برو بابا،مریضی چیه و نمیتونی جلو خودتو نگه داری و چیزی که دوست داری ولی به ضررت هست را میخوری ولی اگر آدم قدرتمندی باشی،با اینکه دلت میخواد،ولی جلوی خودتو میگیری. و نکته دیگری که حاج آقا فرمودند این بود که ماها باید در برنامه ریزی،مستقل باشیم ولی متأسفانه هممون وابسته ایم،حالا یا وابسته به عوامل درونی که احساسات از نوع هوا و هوس است یا وابسته به عوامل بیرونی که مثلأ فلان شخص مورد علاقمون باشه. مثلأ نگاه کردن به نامحرم،درست نیست ولی میگیم،دلم میخواد،یعنی داریم به حرف احساساتمون گوش میدیم که ینوع وابستگی است یا مثلأ فلان شخص را دوست داریم،لباس پوشیدن و تیپ و مدل موها و... را شبیه اون میکنیم پس دوباره یه وابستگی دارم و از خودمان استقلالی ندارم. یا تو زندگیمون،هر کاری میخواهیم بکنیم، کس دیگری واسمون برنامه ریزی میکنه و نظر میده. (اگر نکته دیگری هم بوده،بعلت کاری که داشتم انجام میدادم،حواسم پرت شده و نشنیدم.) حاج آقا فرمودند،ما جوان ها باید از عمرمون به درستی و با برنامه ریزی استفاده کنیم چون فرصتها مانند ابرها در حال گذرند. وقتی نگاه میکنی انگار حرکتی نمیکنند ولی مسافتهاست که طی کردند...پیر که میشویم،میگیم انگار مثلأ همین دیروز بود که ازدواج کردم. خلاصه حاج آقا خیلی صحبت های دیگری هم کردند که در حافظه ام دقیقش نماند متأسفانه.و صحبت هایی که کردند خیلی منسجم و مرتب تر از چیزی که من نوشتم بود. امیدوارم بتونه واستون مفید باشه. التماس دعا |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اطلاع رسانی هیئت های مذهبی(ویژه محرم و صفر 1434) | Seyed Mohsen | 9 | 5,554 |
۱۳/دی/۹۱ ۸:۵۹ آخرین ارسال: میلاد.م |
|













)


، یادم رفت کاغذ ببرم و سعی کردم نکاتی رو در ذهنم بسپارم.دسترسی به ضبط هم نداشتم. ببخشید.)