|
فسق و فاسق
|
|
۲:۵۹, ۲۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از عبارات پر کاربرد در قرآن کریم واژه فسق و فاسق است کلمه فسق به همراه مشتقاتش 15 بار در قرآن تکرار شده اند کلمه فاسق و مشتقاتش هم 39 بار آمده اند فسق در قرآن یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبِإٍ فَتَبَیَّنُواْ أَن تُصِیبُواْ قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُواْ عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ (سوره حجرات آیه 6) اى كسانىكه ایمان آوردهاید! اگر فاسقى براى شما خبرى مهم آورد تحقیق كنید، مبادا (از روى زودباورى و شتابزدگى تصمیم بگیرید و) ناآگاهانه به قومى آسیب رسانید، سپس از كرده خود پشیمان شوید. «فِسق» در لغت به معناى خارج شدن است و در اصطلاح قرآنى، به خارج شدن از راه مستقیم گفته مىشود. این كلمه در برابر عدالت به كار مىرود و فاسق به كسى گویند كه مرتكب گناه كبیرهاى شود و توبه نكند. واژه «فِسق»، در قالبهاى گوناگون، پنجاه و چهار بار در قرآن به كار رفته است از جمله: 1. در مورد انحرافات فرعون و قوم او: «انّهم كانوا قَوماً فاسقین»(نمل12) 2. در مورد افراد چندچهره ومنافق: «انّ المنافقین همُ الفاسقون»(توبه67) 3. در مورد آزار دهندگان به انبیا و سركشان از دستورات آنان: «قالوا یا موسى انّا لنندخلها... القوم الفاسقین»(مائه 24 تا 26) 4. در مورد كسانىكه طبق قانون الهى داورى و قضاوت نمىكنند: «و مَن لم یحكم بما اَنزلَ اللّه فَاولئك هم الفاسقون»مائده47) 5. در مورد حیله گران: «...بما كانوا یَفسقون»(اعراف163) 6. در مورد كسانىكه وظیفهى مهم امر به معروف و نهى از منكر را رها مىكنند: «اَنجَینا الّذین یَنهَونَ عن السوء و اَخَذنَا الّذین ظلموا... بما كانوا یَفسقون»(اعراف165) 7. در مورد كسانىكه خانه، تجارت، فامیل و مادّیات را بر جهاد در راه خدا ترجیح مىدهند: «ان كان آبائكم... اَحبّ... واللّه لا یَهدِى القومَ الفاسقین»(توبه23) 8. در مورد گناهان علنى و انحرافات جنسى و شهوترانىهاى ناروا. (قرآن به قوم لوط كه گناه را در مجالس علنى و بىپروا انجام مىدادند، لقب فاسق داده است) «رِجزاً من السماء بما كانوا یَفسقون»(عنکبوت34) 9. در مورد بهرهگیرى از غذاهاى حرام: «حُرّمت علیكم المَیتَةُ و الدّم... ذلكم فِسق»(مائده3) 10. در مورد تهمت زدن به زنان پاكدامن: «یَرمُونَ المحصنات... اولئك هم الفاسقون»(نور4) چند حدیث در مورد فسق و فاسق غذای فاسق پيامبر صلى الله عليه و آله: لا تَكُل طَعامَ الفاسِقينَ؛ غذاى مردم فاسق را نخور. (امالى شيخ طوسى، ص535) بی حرمتی فاسق امام صادق عليه السلام: إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَلا غيبَةَ؛ هرگاه شخص فاسق و گنهكار آشكارا گناه كند، نه حرمتى دارد و نه غيبتى. (بحارالأنوار، ج75، ص253، ح32) فاسق خارج از ایمان امام صادق عليه السلام: قَد يَخْرُجُ [العبدُ] مِن الإيمانِ بخَمْسِ جِهاتٍ مِن الفعلِ كُلُّها مُتَشابِهاتٌ مَعروفاتٌ : الكفرُ و الشِّركُ و الضّلالُ و الفِسقُ و رُكوبُ الكبائرِ؛ بىگمان بنده به سبب يكى از پنج كار كه همگى مانند هم و شناخته شده هستند، از ايمان خارج مىشود : كفر، شرك، گمراهى، فسق و ارتكاب كبائر. (تحف العقول، ص 330 - منتخب ميزان الحكمة، ص 60) غیبت جایز از فاسقان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم: أربَعةٌ لَيست غِيبَتُهُم غِيبَةً : الفاسِقُ المُعلِنُ بِفِسقِهِ، والإمامُ الكَذّابُ إن أحسَنتَ لم يَشكُرْ وإن أسَأتَ لم يَغفِرْ، والمُتَفَكِّهونَ بالاُمَّهاتِ، والخارِجُ عنِ الجَماعةِ الطاعِنُ على اُمَّتِي الشاهِرُ علَيها بسَيفِهِ؛ چـهار كسند كـه غيبت كردن از آنها غـيبت نيست : فاسقى كه فسق خودرا آشكارمىسازد، پيشواى دروغگويى كه اگر خوبى كنى، سپاسگزارى نمىكند و اگر بدى كنى، نمىبخشد، كسانى كه از سر خنده و شوخى فحش مادر مىدهند و كسى كه از جماعت مسلمانان كناره گيرد و بر امّت من عيب گيرد و به روى آنها شمشير كشد. (بحار الأنوار،ج 75، ص 261، ح 64 - منتخب ميزان الحكمة، ص 438) نمونه ای از فسق پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم: سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ و قِتالُهُ كُفرٌ و أكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللّه؛ ناسزاگفتن به مؤمن فسق است و جنگيدن با او كفر و خوردن گوشت او (غيبت كردن از وى) معصيت خداست. (بحار الأنوار، ج 75، ص 148، ح 6 - منتخب ميزان الحكمة، ص 264) همنشینی با فاسق امام على عليه السلام: اِحذَرْ مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ والفُجّارِ والُمجاهِرِينَ بِمَعاصِي اللّه؛ از همنشينى با افراد فـاسـق و فاجر و متظاهر به معاصى خدا دورى كن. (غرر الحكم، ح 2601 - منتخب ميزان الحكمة، ص 316) علت دوری از همنشینی با فاسق امام على عليه السلام: إيّاكَ و مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ؛ فإنَّ الشَّرَّ بالشَّرِّ مُلحَقٌ؛ از همنشينى با فاسقان دورى كن ؛ زيرا بدى به بدى مىپيوندد. (بحار الأنوار، ج 74، ص 199، ح 36 - منتخب ميزان الحكمة، ص 316) جای عالم فاسق در زندان امام على عليه السلام: يَجِبُ على الإمامِ أنْ يَحْبِسَ الفُسّاقَ مِن العُلَماءِ، والجُهّالَ مِن الأطِبّاءِ، والمَفالِيسَ مِن الأكْرِياءِ؛ بر امام واجب است كه علماى فاسق و پزشكان نادان و كرايه كنندگان بى چيز و ورشكسته را بازداشت كند. (الفقيه، ج 3، ص 31، ح 3266 - منتخب ميزان الحكمة، ص 128) ارزش شهادت داده فاسق امام صادق عليه السلام: لا أقبَلُ شهادَةَ الفاسِقِ إلاّعلى نَفسِهِ؛ شهادت فاسق را جز بر ضدّ خودش نمىپذيرم. (كافي، ج 7، ص 395، ح 5 - منتخب ميزان الحكمة، ص 304) دشمنی با مومن یا دوستی با فاسق ـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، مُعاداةُ المُؤمِنينَ خَيرٌ مِن مُصادَقَةِ الفاسِقِ؛ - درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! دشمنى با مؤمنان، از دوستى با فاسق، بهتر است. (الاختصاص، ص 338 - بحار الأنوار، ج 13، ص 428، ح 23) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






