|
»»» چطوری با خدا ارتباط می گیرید ؟! ««««
|
|
۰:۵۵, ۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۱۵:۴۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() دوستان گرامی مدتی هست که یک سوال دیگری ذهنم رو مشغول کرده ! می خواهم بدانم ...
آیا تلاشی در این رابطه دارید ؟ چطوری تلاش می کنید ؟؟! پ.ن از همه کاربران انتظار دارم که شرکت کنند و مطالب رو دنبال کنند . می خواهیم ذکری شیرین داشته باشیم از نگار !! تشکر نکنید و بروید! بنویسید لطفا ! یادداشت نگارنده 1 یادداشت نگارنده 2 یادداشت نگارنده 3 |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۱۰, ۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
نقل قول:پس عشق رو باید چطوری خرج کرد ؟! اتفاقا امروز داشتم به همین فکر میکردم . به اینکه بیشتر مثل های قرآن در مورد ایمان به خدا ، ایمان رو تکیه گاه محکمی توصیف کرده که هیچ تکیه گاه محکم دیگری جز او نیست !!! در واقع هر سعی و تلاش یا عشق و محبتی که صرف خدا بشه باقی میمونه و اگر صرف غیر خدا بشه از بین میره !!! فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا پس هر كه به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد، يقينا به محكمترين دستاويز دست آويخته است كه هرگز نخواهد گسست و کسی که به غیر خدا دل میبنده ، یعنی به قول شما عشق رو برای غیر خدا خرج میکنه : مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ مثل كسانى كه غير از خدا (و در برابر او) براى خود سرپرست و ياور برگرفتهاند (در سستى و بىنفعى آنچه بدان اعتماد كردهاند) مثل عنكبوت است كه خانه اى بر خود بر گرفته، و بىشك سستترين خانه ها خانه عنكبوت است در واقع عشق و تلاش آدم خرج هر غیر خدایی که بشه ضرر کرده و دوامی ندارد !!! ----------------------------------------- در مورد سوال اولتون هم در این زمان ها بیشتر یاد خدا میوفتم : * وقتی کاری رو برای خدا انجام میدم * وقتی به مشکل برمیخورم * وقتی مشکل رفع میشه * گاهی در راحتی ها * وقتی یک چیز خارق العاده میبینم * عبادات نظیر نماز هم که جای خود دارد !!! |
|||
|
|
۱:۳۷, ۱۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۲ ۱:۵۶ توسط رهگذر..)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
چند وقت اخیر برام کلی مشکل پیش اومد دیگه دعاهام تاثیری نداشت دیگه با نماز اروم نمیشدم همش میگفتم
خدایا صدای من به اسمان نمی رسد به قلب من بیا و ناله ام شنو جز تاریکی و سیاهی چیزی نمی دیدم در شرایطی قرار گرفتم که دیگه کسی نبود من بودم و خدا در اوج ناامیدی لحظه ای که در پرتگاه زندگیم قرار گرفتم در اون لحظه بود که یکبار دلمو عمیقا سپردم به خدا وبه چنان ارامشی دست پیدا کردم که تا به حال تجربش نکرده بودم وچرایی عدم تاثیر دعاها ونمازام بخاطر این بود که همش عبادتم شده بود معامله با خدا و خواستن ارزوهام وخدا رو هیچوقت بخاطر خدا بودنش عبادت نکردم انچنان ارزوها خواستهامو بت درست کرده بودم ومی پرستیدم وخودمومو غرق بازیهای ذهنم کرده بودم که همه چی رو از یاد بردم بازیهای ذهنی که خیلی از ماها درگیر اون هستیم و ما رو از واقعیت دور میکنه قدرت ذهن به حدی است که میتونه بهشت .به جهنم وجهنم و به بهشت تبدیل کنه راه رسیدن به خدا هم اسونه وهم سخته به این نتیجه رسیدم که باید بزرگ فکر کنیم باید ازچیزای کوچیکه زندگی که ذهنمونو به اون معطوف کردیم بگذریم واسماعیل های نفسمونو قربانی کنیم تا به اصل برسیم واز مشکلاتمون برای صیقل دادن روحمون برای رسیدن به تعالی به خدا استفاده کنیم اینقد نالان و شاکی نباشیم از زندگی وراضی به رضای خدا باشیم ارامش .سعادت. خوشبختی.عاقبت بخیری.............همه چی دست خداست کافیه که بازبان دل از خدا بخواهیم با خداباش باش پادشاهی کن...........بی خدا باش هر چه خواهی کن وچه تکیه گاهی بالاتر از خدا که باید به اون دل بسپاریمپروردگارا [/font] مرا بینشی عطا فرما تا تو را بشناسم و دانش عطا فرما تا خود را بشناسم مرا صحتی عطا فرما تا از كار لذت ببرم و ثروتی عطا فرما تا محتاج نباشم مرا نیرویی عطا فرما تا در نبرد زندگی فائق شوم و همتی عطا فرما تا گناه نكنیم مرا صبری عطا فرما تا سختی ها رو تحمل كنم و طبعی عطا فرما كه با مردم بسازم مرا بزرگواری عطا فرما كه با دشمنم مدارا كنم و بینشی عطا فرما تا زیباییهای جهان را ببینم مرا عشقی عطا فرما تا تو و همه را دوست بدارم و سعادتی عطا فرما تا خدمتگذار دیگران باشم مرا ایمانی عطا فرما تا اوامرت را اطاعت كنم و امیدی عطا فرما تا از ترس و اضطراب بر كنار باشم مرا عقلی عطا فرما تا از خود نگویم [font=Arial] و معنویتی عطا فرما تا زندگی معنی داشته باشد
|
|||
|
|
۱۴:۴۲, ۱۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
سلام ممنون از خواهر عزیز معاون تالار بخاطر ایجاد این تایپیک انگار خواهر عزیزمان در دل تک تک مان است و می داند که چه بگوید و چه بخواهد تا ما را آرام کند
ارتباط با خدا ، خداوند در تمام زندگی ما هست کافی است ببینیمش این خود دعایی هست ،راستش احساسی که نسبت به خدا دارم ، برای خودم هم جالب است ، خدا رفیق من است مرا تحمل می کند ، محرم رازم است ، وقتی که تنها هستم کاری می کند که بفهمم پیشم است ، گاهی کمی سخت می گیرد ، ناراحت می شوم زود دهان به گلایه باز می کنم ، چیزی نمی گوید ، اما کمی بعد می فهمم ، خداوندم چه کمک بزرگی ، چه حق بزرگی بر گردنم گذاشته است ؛ اما من بی حیا و بی انصاف هستم ، گاهی کارهایی می کنم و خود را به جهالت می زنم که انگار خدایا ( نه اینکه تو مرا نمی بینی ) بلکه من تو را نمی بینم ، اما جای باحال رفاقت اینجا است که ، او راز مرا بر ملا نمی کند هوای مرا نگه می دارد و مرا شرمنده تر از هر وقت می کند ، راستش خداوند رفیق با مرام و بی عیب من است و من رفیق نیستم . گاهی فکر می کنم که راه رفیق بودن برای این رفیق فقط ریخته شدن خونم ، برایش است . این نیز برای خود دعایی است ، دعایی در عین پاکی ، دعایی در غرق ، خون . شاید بگویی شعر و شعار است اما خدا شاهد است ، این چیزی جز حقیقت نیست. |
|||
|
|
۱۴:۵۷, ۱۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
سلام،
قبلا خیلی حالم خوب بود، واقعا از نماز خوندن لذت میبردم، اما الان یه چند وقتیه یه جور دیگه شدم، همش به خودم میگم که خیلی تغییر کردم و باید همه چی رو مثل قبل درست کنم، ولی یه حسی دارم که نمیذاره . . . انگار نمی تونم . با اینکه همش از این بابت نگرانم. حالا به خودم قول دادم خیلی جدی این مسئله رو حل کنم . . . شما هم دعا کنید که بشه . . . |
|||
|
|
۱۶:۳۵, ۱۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۲ ۱۷:۰۸ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
(۱۰/آذر/۹۲ ۱۴:۴۲)ندا دهنده نوشته است: راستش خداوند رفیق با مرام و بی عیب من است و من رفیق نیستم . من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم ........... حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم خوب درست هست ! این موضوع که خداوند محبت بزرگ خودش رو در دل بی مقدار ما قرار داده اصلا به معنی همپایگی ما و ذات باری تعالی نیست . و چه بسیــــــار حرف است در میان ... با محبت چه راههای دور که نزدیک میشود ... چه خارها که گل میشود !!! نقل قول:سلام،علیکم السلام حال عبادت با استغفار خیلی بهتر میشود ... التماس دعا دوستان دیگر منتظریم ... |
|||
|
|
۲:۳۶, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۲:۳۸ توسط Just God.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
سلام تو دهه ی اول محرم دلم خیلی شکسته بود بابت یه موضوعی... از ته دلم از خدا خواستم با یه نشونه ای به من بفهمونه که پیشش چند چندم، تکلیف خودم رو بدونم، خارق العاده ترین اتفاق زندگیم برام افتاد و فقط دو دقیقه بعدش یه پیامکی با این متن برام اومد : بدون شک من برای مومنی که مصیبت جد شهیدم را به یاد آورد و سپس برای تعجیل و تایید من دعا کند ، دعا می کنم. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این پیامک دقیقا تو سه شنبه(شب تاسوعا) برام اومد. واسه این سه شنبه بودنش برام خیلی معنا داره که من نزدیک یه سال میشه اکثر سه شنبه ها رو جمکران میرم و دقیقا این پیامک برام تو این روز اومد... التماس دعا... ما رو از دعای خیرتون محروم نکنین...
|
|||
|
|
۷:۱۰, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
روزمرگی آفت بزرگی برای ارتباط قویست. به نظرم دقت در نشانه ها و آیات الهی باعث تسهیل در ارتباط میشه. نگاه عمیق و همراه با تدبیر و ذهن و دل جستجوگر پتانسیل برقرای ارتباط قویتری دارن. برای من قرار گرفتن در چنین شرایطی بسیار لذت بخشه. |
|||
|
|
۱۹:۴۴, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۱۹:۴۷ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
جدا از نماز ، وقت و مدل خاصی نداره راستش این موضوع خیلی احساسیه من از داشتن خداوندی اینچنین هنـــرمند خیلی خوشحالم حتی به کوچکترین مخلوقشم این استعداد هنری رو بخشیده، مثلا وقتی این نشونه ها رو میبینم کلی کیف میکنم.مثل این عکس پایین،اگه گفتین این چیه؟؟![]() ![]() البته امروز هم اینجا بودم زیر این سقف ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ------------------ رفیق من، خدای من اسمش مثل سلام ورد زبون هاست ![]() با اینکه شیوه عبادت صحیح تاکید شده اما هیچ آدابی و ترتیبی مجو/ هر چه می خواهد دل تنگت بگو ---------------------------- راستی ببخشید ارسال زیادی عکس دار شد، عکس ها از خودمه فکر کنم این جا برای من یه جورایی مثل تاپیک از چشم تو میبینم دنیایمان را
|
|||
|
|
۳:۰۱, ۱۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۳:۰۱ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۷:۱۰)مجید املشی نوشته است: یک سخن تـــــازه بگو تا دو جهان تازه شود ..... وارهد از هر دو جهان بی حد و اندازه شود بله در حقیقتدر دل دوست به هر حیله رهی باید کرد . باید بالاخره به طریقی رضایت معشوق رو به دست آورد ... خوب بپردازیم به عشق ... گفتیم که عشق های زمینی و مجازی باعث زحمت هستند در زندگی آدم . هم عمر لذتشون کوتاه هست و هم در ازای لذتی که از اونها می بریم دچار آسیب میشویم به مراتب بیشتر از لذتی که بردیم ... در حقیقت این محبت آدم رو کوچک می کند . آدم بنده چیزی منقوص تر از خودش می شود و این احتیاج آدم رو نه که بالا نمی برد ، پایین هم می کشد . يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَمَا لَا يَنفَعُهُ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ*يَدْعُو لَمَن ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِن نَّفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ 12-13 حج به جاى خدا چيزى را میخواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودش میدهد اين است همان گمراهى دور و دراز *كسى را مىخواند كه زيانش از سودش نزديكتر است وه چه بد مولايى و چه بد دمسازى (۷/آذر/۹۲ ۱۳:۴۵)یا ثارالله نوشته است: امام علی (علیه السلام) می فرمایند: همین ! هر چه از خداوند بیشتر بخواهی خوشحال تر میشود و هر چه از مردم نخواهی خوشحال تر میشوند ! با بخش دوم کار نداریم ولی در بخش اول ... هر چه ارتباطتمون با خداوند قوی تر باشد و بخوهیم مقوی ترش کنیم ، از تقرب بهره بیشتری بردیم . یعنی باید به خداوند بپردازیم ؟!!! چطور ؟!! |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
سلام مجدد
راستش امشب حس زیباتری نسبت به خدا دارم.یکی از دوستان هم با پیام خصوصیش من رو به یاد این تاپیک انداخت.گفتم بیام یه سری به این تاپیک بزنم. راستش یه خاطره جالب که همین چند روز پیش برام اتفاق افتاد.من یه دوست صمیمی دارم که اصولا درد دلامون رو راحت به هم میگیم.یه روز وقتی استاد انتراک داد با هم رفتیم تو حیاط دانشکده.از بس هوا یخ بود که بشری پیدا نبود از طرفی بارون هم میبارید.خیلی رمانتیک رفتیم زیر بارون و دور تا دور دانشکده با هم قدم زدیم. جالبه تمام این مدت دوستم باصدای بلند جلوی من داشت با خدا راز و نیاز میکرد.و من ساکت بودم و مجبور بودم که کنارش راه برم و فقط گوش بدم.البته بماند اون پر از هیجان بود اصلا متوجه سرما نبود.منم مغز استخوانم از سرما تیر میکشید... یه جورایی شبیه درد دل بود.درد دلی از خواسته هاش و توسلاتش به خدا. اونجا بود که فهمیدم حرفای ما ادما چقدر شبیه به همه.انگار این جملات رو قبلا از زبون من شنیده بود که میگه.اما حقیقت اینه که بعضی جملات من رو احدی جز خدا نشنیده. چقدر حرفهای تکراری که ما هر روز به خدا میزنیم و خدا خسته نمیشه... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Besmella.png]](http://s2.picofile.com/file/8101890850/Besmella.png)




به پای چه کسی ؟ 

من از داشتن خداوندی اینچنین هنـــرمند خیلی خوشحالم حتی به کوچکترین مخلوقشم این استعداد هنری رو بخشیده، مثلا وقتی این نشونه ها رو میبینم کلی کیف میکنم.مثل این عکس پایین،اگه گفتین این چیه؟؟
![[تصویر: 88275731078056338112.jpg]](http://upload7.ir/images/88275731078056338112.jpg)

![[تصویر: 20017854323338394855.jpg]](http://upload7.ir/images/20017854323338394855.jpg)