|
مناظره در مورد برده داری
|
|
۰:۴۳, ۳/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۴ ۰:۵۱ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
قوانین مناظره: 1) در صورت استناد به هر منبعی باید نص عربی آن ارائه شود. 2) حاشیه روی و به موضوعات دیگر کشاندن بحث ممنوع است. 3) هر یک از طرفین مناظره باید تا تکمیل شدن پاسخ طرف مقابل صبر کند. 4) طرف موحد مناظره، تابع هیچ یک از احزاب موجود نبوده و مقلد هیچکدام از علماء نیست. 5) طرف موحد مناظره از ادمین های رد شبهات ملحدین و شخص غیر مسلمان نماینده گروه ایتئیست ها و اگنوستیک های ایرانی میباشد. 6) استناد تنها به قرآن و روایات اهل سنت خواهد بود. 7) ناظرین تنها مسئول شروع و اتمام مناظره هستند، و حق دخالت در طول مناظره را ندارند. سلام دوستان مناظره بین ما و گروه ملحدین است سعی میکنم براتون آمادش کنم آقای راضی از طرف ما و خانم دیبا از طرف اونا خسته نباشید دارم خدمت تمامی دوستان عزیز که مناظره رو پیگیری میکنند و همچنین سلام خاصی تقدیم به اقای فخر الدین رازی.بحث ما در مورد احکام برده داری در اسلام هست.برای درک درست این که برده داری در چه فضائی صورت میگیره قابل به ذکر هست که برخلاف فهم عامه ی مسلمین،برده داری فقط از طریق جنگ های دفاعی حاصل نمیشه بلکه قسمت عمده برده داری از طریق جهادطلب یا جهاد ابتدا که همان جنگ های هجومی به قصد گرفتن سرزمین دگر اندیشان هست صورت میگیره.گفتن این مقدمه لازم بود تا خوانندگان بدانند برده داری و احکامی که در ادامه خواهم گفت در چه فضای هجومی صورت میگیرد. اما برسیم به احکام فقهی برده داری در اسلام فقهای اهل سنت و جماعت برای برده داری احکام فقهی متفاوتی در نظر گرفتند و چون طرف مقابل من از اهل سنت و جماعت هست انتظار این رو دارم به اصول و قواعد اهل سنت و جماعت پایبند باشند در ابتدا اولین حکم فقهی که میخواهم مطرح کنم،خوابیدن و همبستری با زن شوهر داری هست که در یک جنگ نصیب مسلمین میشه یعنی شوهرش زنده هست ولی چون آن زن غنیمت بوده مرد مسلمان میتواند با ان زن بخوابد؟!چرا؟!اخلاق ایا میپذیرد فرد مسلمان به کشور دیگری حمله کند زنی را بیابد که مسلمان نمیشود،آن زن شوهر داشته باشد و با او بخوابد؟ بنده نيز عرض خسته نباشيد دارم خدمت محققين و منصفين و دوستان ارجمندي كه به هر نحوي نظاره گر اين بحث و گفتگو هستند و همچنين عرض سلام خدمت خواهر بزرگوار سركار خانم سارا ديبا دارم ، اما بعد : اولاً اخذ اسير به معناي عموم و كنيز و برده داري به معناي خصوص در گذشته و قبل از اسلام تنها از طريق جنگ في ما بين نبوده است بلكه از راه هاي متعددي برده داري ممكن بوده از جمله دَين (قرض) ، اسلام این را باطل کرد و اين آيه نازل شد: وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ (بقره / 280) ترجمه : و اگر ( بدهكار ) تنگدست باشد ، پس مهلت ( بدو داده ) می شود تا گشايشی فرا رسد. سائر راه هایی که منجر به بردگی شود و در فرهنگ ها و مکاتب و تفکرات دیگر رواج دشته است را اسلام ملغا كرده است و تنها در مسأله ی جنگ آن را مقرر نموده است- كه اين نيز عــرف بين الملل بوده و اسلام آن را به اقتضاي زمان تقرير كرده است. ثانياً طبق مباني اسلام اصل بر آزادي انسان ها است و انسان بما هوالانسان آزاد آفريده شده است. نصوص از قرآن و سنت به طور عموم بر آزادی و حریت انسانها دلالت دارند ليکن به طور خاص در مورد حریت انسانها در اسلام نصوصی وارد شده است که در استقلال ذاتی (آزادی ) بدان تصریح نموده است.در حدیث قدسی خداوند متعال می فرماید: ثلاثة أن خصمهم يوم القيامة:رجل أعطى بي ثم غدر، ورجل باع حرا فأكل ثمنه، ورجل استأجر أجيرا فاستوفى منه ولم يعط أجره ترجمه : سه نفراند كه من روز قيامت، دشمن آنها خواهم بود. اول: شخصی كه به اسم من، پيمان ببندد، سپس، آن را نقض كند. دوم: شخصی كه فرد آزادی را بفروشد و قيمتش را بخورد. سوم: شخصی كه از فردی کار بکشد و مزدش را ندهد. صحيح البخاري 3 / 82 ح 2227؛الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـــ بنابر این حدیث صحیح خرید و فروش شخص آزاد جائز نیست و این قول اجماع علماء می باشد. واستقر الإجماع على المنع بر منع آن اجماع مقرر شده است. فتح الباري لابن حجر 4 / 418 ؛الناشر: دار المعرفة - بيروت، 1379هــ با اين توضيحات به بيان اصل سؤال جنابعالي مي پردازم ؛ اولاً خوابيدن و همبستري با زن (كنيز) مشروط است و اينگونه نيست كه هر كنيزي كه دست مسلمين افتاد با وي همخوابي شود. با كنيزي كه از اهل كتاب بوده تنها و تنها جواز همخوابي بوده و يا اينكه ان كنيز مسلمان شود بعد از به كنيزي گرفتنش. نکته دیگری که وجود دارد:مهم نیست که اسلام توصیه میکند که ارباب و برده در یک سفره غذا بخورند.این چنین احکام خوبی را در هر سیستم مالیخوایی هم میبنید.یا مثلا کمونیست هایی چون استالین هم با سربازان و اسیران خود سعی میکرد خوب رفتار کند.اما این ها دلیل نمیشود که استالین اولین کسی نباشد که اعترافات اجباری را رایج کرد برای بررسی هیکله ی یک نظام از حیث الهی بودن یا نبودن ان باید دست بر نقاطی گذاشت که بتوانند نقش مثال نقض را ایفا کنند یعنی نکات سیاه و ضد بشری در برده داری اسلامی یا اینکه اسلام نظام برده داری را تصحیح کرد(فرضا) از این نوع احکام زیبا در هر نظام مالیخوایی پیدا میشود.بنابراین برای بررسی الهی بودن یا الهی نبودن هیکله یک سیستم ما به دنبال مثال نقض هستیم و مثال نقض نمونه مسائلی هست که بنده پیش شما مطرح کردم. اولا نباید گمان برده شود که خرید و فروش برده جایز نیست.این را برای خوانندگان می گویم.خرید و فروش فرد ازاد جایز نیست اما خرید و فروش برده کاملا شرعی و جایز هست در ثانی چه ان زن اهل کتاب(یهودی یا مسیحی)باشد یا آتئیست باشد.ذات قضیه غیر اخلاقی هست. زن خود شوهر دارد اما به بهانه اینکه مسلمانان سرزمینش را فتح کرده اندمرد می تواند با او همبستر شود! ذات مسئله غیر اخلاقی هست اضافه کردن شروط بر آن از غیر اخلاقی بودن ان کم نمیکند. در تكميله ي كامنت نخستم بايد عرض كنم كه به بردگي گرفتن يك عرف بين الملل بوده در آن عصر و حتي تا اين قرون اخير و اسلام تنها «جواز» داده و نه «وجوب» و اين دو متفاوت است مادام كه قائل به جواز شرعي (قانوني) به بردگي گرفتن در جنگ با كافر حربي باشيم يك سري احكام و ضوابط مقرر مي گردد كه اسلام با توجه به اين ضوابط حكم به بردگي مي دهد و لاغير. كه اگر لازم باشد در ادامه تبين و تفصيل خواهم كرد و ادله ي آن را بيان مي كنم. ان شاء الله ، اما اينكه فرموديد «مهم نيست اسلام توصيه ميكند كه ارباب و برده در يك سفره غذا بخورند» اتفاقاً مهم است چرا كه سبب تبين هدف از بردگي در اسلام مي شود بر خلاف ساير مكاتب ، چگونه است ميان خشونت با برده و مهرباني با آن در عصري كه رسم و عرف بين الملل بر بردگي بوده ، مهم تلقي نمي گردد؟! قياس از استالين در اينجا موضوعيت ندارد .... به كنيزي بردن به مجرد اسير شدنش سبب فسخ عقد او و شوهرش مي شود ولذا عملاً شوهرش از او جدا شده از ديدگاه قانون اسلام و البته جنگ ... اما در مورد يهود و غيره عرض كردم همخومابي با اهل كتاب فقط جايز بوده و با ساير مشركان اعم از مجوس و غيره حرام بوده است و صرفا برده محسوب مي شدند. بحث ما در مورد احکام فقهی برده داری هست.بنده نمیخواهم فعلا به مشروعیت برده داری در ذات خودش بپردازم وگرنه بله برده داری جایز هست و هیچ وقت هم حرام نشد و در عصر حاضر هم حکمش جواز هست.(بعدش هم چون عرف بین الملل چیزی بوده پس اسلام را مقایسه با ان عرف بین الملل کنید میشود مغالطه توسل به اکثریت،خارج از محتوای استدلالی هست این مغالطه) در کامنت شما چیزی که مربوط به احکام فقهی برده داری این بود: زمانی جواز شرعی برده داری وجود دارد که در جنگ با کافر حربی باشیم بنده هم برای خوانندگان باز کنم (چون شما میدانید)که منظور از کافر حربی هر کافری باشد که مسلمان با ان میجنگد(یعنی نه همیشه ان کافر بخواهد با مسلمان بجنگد) یعنی همان قضیه جنگ های هجومی مسلمانان به سرزمین های دگر اندیشان،انانی که از سرزمین خود دفاع میکردند در فقه اسلام هم کافر حربی اطلاق میشوند سوال پرسیدید: چرا كه سبب تبين هدف از بردگي در اسلام مي شود بر خلاف ساير مكاتب ، چگونه است ميان خشونت با برده و مهرباني با آن در عصري كه رسم و عرف بين الملل بر بردگي بوده ، مهم تلقي نمي گردد؟ شما حتما با مفهوم سادیسم اشنا هستید!سادیسم ها هم مهربانی و خشونت را توآم با هم دارند.اما نگفتید چرا قیاس استالین موضوعیت ندارد؟ در قیاس کافیست مقیس و مقیس علیه،علت مشابهی داشتند تا حکم واحد بگیرند.اشتراک ذات مقیس و مقیس علیه شرط نیست. به من بگویید چگونه میشود مسلمان میتواند در جنگ زن شوهر دار را غنیمت کند و از خود حکم طلاق ان را امضا بدهد و با زن بخوابد؟! لطفا از نظر بشریت و اخلاقی مرا و خوانندگان را قانع کنید!باز می گویم مهم نیست اهل کتاب باشند یا نباشد!شروط چیزی از قضاوت اخلاقی ان نمی کاهد. اولاً بنده قوانين اسلام را با عرف مقايسه نكردم بلكه عرف بين الملل را از جانب اسلام مقرر بيان كردم (قوانين اسلام يا تأسيسي هستند و يا تقريري) . ثانياً در عرف بين الملل كشتن سفير ممنوع است و مورد پذيرش عموم قرار گرفته است و اين عرف را اسلام پذيرفته است اين نيز بمانند به بردگي گرفتن يك عرف بوده است. ثالثاً بردگي گرفتن در عصر حاضر نزد قوانين اسلامي ممنوع است چرا كه مبتني بر توافقات بين الملل مي باشد و اگر در جنگ هاي بين كفر و اسلام در عصر حاضر اين توافقات بر هم بخورد باز حكم اوليه از جانب اسلام در مورد بردگي برقرار خواهد شد و اسلام شروع كننده برهم زدن اين توافقات نيست چرا كه جواب خيانت در اسلام خيانت نيست . رابعاً جنگ هاي هجومي مسلمين عامل خود كشورهاي مغلوب بودن ، روم در عصر نبوي بارها و بارها به مسلمين تعدي كرد ، ايران به مرتدين كمك كرد و خود خسرو پرويز قصد جان پيامبر را داشت |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۲۸, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ [quote='دوست حقیقت' pid='358872' dateline='1453545810']مَثَل (تو در دعوت) کافران، بسان کسى است که (گوسفندان و حيوانات را براى نجات از چنگال خطر،) صدا مى زند؛ ولى آنها چيزى جز سر و صدا نمى شنوند؛ (و حقيقت و مفهوم گفتار او را درک نمىکنند. اين کافران، در واقع) کر و لال و نابينا هستند؛ از اين رو چيزى نمى فهمند! شما قرآن را قبول دارید؟ اگه کسی از قرآن انتقاد بکنه از شیعه هم انتقاد کرده؟ آیا خانم دیبا از با انتقاد از قرآن از شیعه هم انتقاد کرده؟ ... متاسفانه آقای رازی نتونستن خوب ظاهر بشن من فکر کردم آقای رازی بحث را فقهی میکند و طرف مقابل را شکست میدهد اما خانم دیبا بحث را معرفت شناسانه کرد و در بحث فقهی هم خوب ظاهر شد و دست بالاتر را گرفت عزیزم یک کلام بگو نمیدونم چرا حاشیه میرید؟ سعی میکنم به دنبال جواب این سوال در حوزه معرفتی و اخلاقی برم نه فقهی من که از طرف شما جوابی نشنیدم روز خوبی داشته باشید دوست من [/quote] بنده قران رو بدون مفسرش قبول ندارم . کتاب الله و اهل بیتی - کتاب الله و عترتی و بنده پیرو مکتب حسبنا کتاب الله نیستم که فقط قران رو قبول داشته باشم. تو همین قران میگه چی؟ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ در روایتی که در عیون اخبارالرضا (علیه السلام) آمده از حضرت امام رضا(علیه السلام) نقل شده که امام(علیه السلام) به آن کسانی که آیه فوق را به دانشمندان یهود و نصاری تفسیر کرده اند خرده می گیرد و می گوید سبحان اللّه مگر چینین چیزی ممکن است اگر ما به علمای یهود و نصاری مراجعه کنیم مسلماً ما را به مذهب خود دعوت می کنند سپس فرمود:ما اهل ذکر هستیم. و یا در کتاب شریف کافی ذیل کتاب الحجه وجوب سوال از اهل ذکر امده : الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ «النحل: 45.» قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الذِّكْرُ أَنَا وَ الْأَئِمَّةُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ «الزخرف: 43» قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع نَحْنُ قَوْمُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ.
امام باقر (علیه السلام) در تفسير قول خداى عز و جل (43 سوره نحل): «اگر تا حال نمى دانستيد از اهل ذكر بپرسيد» فرمود كه: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: ذكر منم و ائمه اهل ذكرند. و در تفسير قول خداى عز و جل (44 سوره زخرف): «و به راستى آن ذكر است براى تو و تبار تو و آنها در آينده مسئولند» امام باقر (علیه السلام) فرمود: ما تبار اوئيم و ما مسئوليم.خودتم کلام خودت رو نقض میکنی تو هر پست. اینکه اون همکار شما اشتباه وارد شد و یا نتونتست به اون هدف اصلی برسه اشتباه تیمتون بود چون وقتی همه جوانب رو مدنظر نمیگیری میشه این. بعدشم باید بحث رو اداره میکردین ( شما و تیمتون ) نه اینکه رها کنید نتونید حمع کنید.
البته اهل سنت خیلی خوب داره کار میکنه گروه 25 هزار نفری رد شبهات ملحدین واقعا علمی و شایسته داره از اسلام دفاع میکنه و به نقد آتئیست و آگنوستیک میپردازه شکست خوردین. شما سر موضوع رو با ایشون باز کردین و دعوت به مباحثه نه ما . حالا ما شیعه باشیم یا نه مهم نیست چون به شما دارن میتازن تو بحث . شما کلا فقه رو دنبالش نرو جون توان درکش رو نداری و دوباره درگیری ذخن صیقل داده و نداده شدت درهم کوبیده میشه و از دست میری. همینقدر که سعی کردی یسری روشنگری انجام بدی تشکر. ![]() قرار نیست هر سوال رو پاسخ بدیم . هرسوالی ارزش پاسخ هم نداره و مخصوصا سوالی که جوابش مثل خزشید واضح هست . پ .ن : فقط برادرانه پیشنهاد میکنم مراقب باشی که تو ذات خدا تامل نکنی که ذهن و عقل توان تحمل ندارن و االبته نهی شده از این تدبر و تامل. ![]() |
|||
|
|
۱:۰۸, ۴/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۴ ۱:۴۳ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
ضمن تشکر از شما و دوستانتان برای دفاع از دین اسلام و تمام تلاش و زحمات شما به چندین برابر اینجا نشستن من و حرافی من ارزش داره اما چند واقعیت تلخ رو ناچارا باید بگم با عرض معذرت
نقل قول: نقل قول: بنده مطاعه کردم بحث رو . اولا نیاز به کمک فقهی نیست . شبهه بسیار ابتدایی است و نیاز به کمک فهمی و شعوری است. ضمنا برداران بزرگواران اهل سنت زحمت بکشند و خودشان مناظره را به سرانجام برساند شرایط مناظره اصلا معقول نیست . طرف آیتئیست شما هرچه بخواهد نشخوار می کند اما در مقابل اون شما حق ندارید از هیچ استفاده کنید . انحصار بحث به روایات اهل سنت محدود کردن مباحث عقلی به استفاده از متن و نصوص عربی اهل سنت . با این فرمون پیش برید حرف خانم دیبا درست است . اگر عقل را در یابد دو خط از تاریخ ورق بزنید و چند آیه به قبل باز گردید به اون فهم و شعور می رسید عملا طرف مسلمان را لال کردند بعد اسمش را مناظره گذاشته اند . شما مطئنی اصلا طرف مسلمانی در این بحث حضور دارد ؟ شما می گویید آیه قرآن است بله ولی عملا شرایط حکم می کند طرف مقابل لال باشد و جالب توقع پاسخ دارید.کلامی از روایات ناشناخته نقل نمی کنیم و اگر قرار باشد بدون مدد اهلش جوابگو باشیم باید اجازه بحث عقلی را بدهند. آقای راضی در مبتدیات لنگ میزنند در همان کامنت اول دو غلط بزرگ از خانم دیبا که ایشون از آن گذشتند و پاسخی نداند . اگر قرار باشد بحث صرفا بروی موضوع اجازه ازدواج (نه همبستر) با همسر کفاری باشد در جنگ هلاک نشداند مقدمه مهمل و گزافه خودش علاوه بر اینکه غلط است بحث را بیراهه هم می کشاند. *اگر کنجکاو باشید نقدا بروید راجب معنای کافر ،کافر حربی ، حرمت کافر (اول حرمت را معنای صحیح کنید) ، نگرش اسلام به دو جنس مذکر و مونث و اصلاح روابط بین آن دو ، دوران پس از جنگ داشته باشید ، بعد احتمالا راجب عدل و سلطه براتون مسئله ایجاد می شود هر وقت هم به آنجا رسیدید بفرمایید با شرایط ما با فلسفه اسلامی بحث می کنیم . قران بر پیامبر نازل شد تا با عمل به آن راهنما باشد نه بر شخصی با برداشت منقطع برای شخصی سازی دین . می داندی چرا آقای راضی دفاعی از این نمی کنند که کجا اسلام به دگر اندیشان حمله کرد ؟ چون اسلام نکرد اسلام دعوت کرد و دفاع کرد و حتی برای زندگی در کنار کفار شرایط تبیین کرد اما آن مرد چه کرد ؟ یک نمونه حمله به ایرن و مذمت آن از طرف امیرالمونین (علیه السلام) که فرمود : اینان دینشان بر شمشیرشان نوشته شده است . متاسفانه این بحث ....... هرچه هم بگویید طرف مقابل اسمش را می گذارد ماله کشی . از شماتت بدم میاد اما یاد اون روزی افتادم که دوستی می گفت : نترسید ، ما گفتیم : اگر علم ندارید بترسید خب اینرو چطور می شود حل کرد . ما هم با ملحدین بحث کردیم قبول دارید خیلی چموش هستند اگر همون اول سر بخورند دیگه به هیج صراطی مستقیم نیستن همان آیه کر و کور بودن عینیت پیدا می کند برای کوبیدن یک واقعیت خوب به آن حمله کن و بد از آن دفاع کن (چندمین باره دارم این جمله شریعتی رو تکرار می کنم !!!) |
|||
|
|
۹:۳۶, ۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
به آقای رازی هم حق بدید چون ایشان مجبور بوده در لحظه پاسخ بگوید ، بالاخره چندین هزار نفر دنبال این مناظره بودند که این موجب استرس برای آقای رازی هم میشود
اجازه بحث عقلی هم مطرح بوده اما آقای رازی از این فرصت استفاده نکرده به نظر من ایشان باید روی اخلاق و فلسفه اخلاق و نسبیت گرایی اخلاقی و و تکامل اخلاق در اسلام و نقد اومانیسم اخلاقی در آتئیسم بیشتر مانور میداد مقاله استاد کدیور در این زمینه خوب و روشنگر است اگر بیانات فقهی شما را درست فرض کنیم و اصل ابطال پذیری را ملاک قرار بدیم آنگاه گزاره هایی وجود داره که بعضی ادعاهای فقهی را نقض میکند روش آتئیست برای نقد اسلام هم همین است آنها با استقرا حرکت نمیکنند بلکه بر اساس تناقض و مثال نقض جلو می آیند |
|||
|
۱۰:۳۴, ۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۴/بهمن/۹۴ ۹:۳۶)دوست حقیقت نوشته است: به آقای رازی هم حق بدید چون ایشان مجبور بوده در لحظه پاسخ بگوید ، بالاخره چندین هزار نفر دنبال این مناظره بودند که این موجب استرس برای آقای رازی هم میشودسلام با تشکر از م حسین الف دوست حقیقت ببین اگه نقد میکنیم و حرفی میزنیم برای این هست که بعضی مطالب روشن بشه و بقولی کمک بشه ولی خیلیا به دید دیگه هم نگاه میکنن. اقای رازی ( نمیئونم تخصصی دارن تو بحث یا اینکه نماینده شدن و .... ) اشتیاه نکرد بلکه جو گیر شد . هر جا که جایتامل داشت رو میتونست بگه به من مهلت بدید و یا اینکه از دیگر دوستان کمک بگیره و شور . از اولیات مباحثه این هست تا جایی که میشه راه های بحث رو پیئا کنی و براش جواب داشته باشی و البته طرف مقابل رو به اون سمت که میل داری بکشونی نه اینکه رها بشی در بحث/ تو این بحث شما باید روی کلید واژه اهیی که اصل بودن باید حرکت میکردن نه چیز دیگه مطالب مفید رو میم حسین الف گفت و تکرار نمیکنم. هم میشه از فقه وارد شد هم تفسیر و هم تاریخ .و راه های دیگه ولی در عرض هم که باهم به پاسخ برسنو اون بحث مالک رو هم که مطرح کردمبرای این بود که بدونین اگه کسی برفرض بخواد ایراد بگیره قیل از حمله به اران و ... راحت میتونه مثالی درون تاریح بعد نبی مکرم اسلام بیاره/ البته اهل سنت براش یسری پاسخ هم دادن.
|
|||
|
|
۱۰:۵۲, ۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
از پاسخ دوستان متشکرم
اشتباه قبلی را تصحیح میکنم به نظر من در اسلام نسبیت گرایی اخلاقی نیست اما هرمونوتیک اسلامی موجود است ولی از یک چیز این آتئیست ها خیلی خوشم میاد اونا اکثرا فعال هستند و به اصطلاح وسط صحنه هستند اکثرا چندین کتاب در نقد اسلام و ادیان خوانده اند تحقیقات دانشمندان را مطالعه کرده اند به طور همگانی برای تبلیغ ایدئولوژی آتئیست تلاش میکنند اما ما در این زمینه کم کاری میکنیم |
|||
|
۱۱:۴۶, ۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۴/بهمن/۹۴ ۱۰:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: از پاسخ دوستان متشکرمجناب دقت کن که اگه بحث سر خوندن نقد باشه من بیشتر از اونا خوندم . نقد تفکرات ضاله وهابیت بگیر تا بهاییت ؛ نقد مذاهبی چون مسیحیت تا یهودیت و اسلام. اونها چیزی ندارن که از دست بدن مثل داعشیها ![]() پس انتحاری میان جلو و همه رو با هم خلط میکنن و یک معجون به شما تحویل میدن![]() شما اکه میخوای نقد کنی و به پاسخ برسی باید مطالب رو سطحی نکاه نکنی بلکه باید به واردی مثل زمان و مکان و عرف و شریعت و نیاز زمان و ... دقت کنی و بعد ببینی اگه حرفی زده شده چرا وبرای چی و ... . نمونش هم تو مباحث باشما نشون دادیم یکیش همون بحث یکی از کلمات غریب امیرالمومنین اسدالله غالب بود .بحث معاشرت با زن ![]() وسط صحنه بودن مهمه یا استواری درعقیده ؟ یک نقد درباره همین مطالبی که میاری از برده داری تا اون بحث ام المومنین عایشه که در زن کم در نکاح پیامبر ررفت و ... رو فقط تو 4 صفحه گوگل میشه دید بدون کم و کاستی که تو سایتهایی که اسمش گفتن هم کفاره داره ، ایا این وسط صحنه بودنه ؟ اگه این ها برای شما ملاک هست پس دیگه باید این چنین ایاتی رو بوسید و گذاشت کنار : أكثرهم لا يعلمون الحق فهم معرضون (سوره انبياء/آيه24) اكثريت مردم حق را نميفهمند و از حق اعراض ميكنند.لقد حق القول على أكثرهم فهم لا يؤمنون (سوره يس/آيه7) حق براي اكثر آنها آشكار شد، ولي زير بار نمي روند. و قليل من عبادي الشكور (سوره سبأ/آيه13) خداي عالم همواره تعداد كم را تجليل كرده است. در سوره اعراف مى فرمايد: وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ / 17 اكثر آنان را شاكر و سپاسگزار نخواهى يافت كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله (سوره بقره/آيه249) حضرت نوح (عليه السلام) 950 سال تبليغ كرد ایا راست گو و نبی و فرستاده خدا نبود؟ پس چرا چنین نازل میشه : و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه 121) و ما آمن معه إلا قليل (سوره هود/ آيه40) جز تعداد اندكي، به حضرت نوح (عليه السلام) ايمان نياوردند.اینهم طریق شناخت حق و باطل برای اینکه بدونی کثرت و قلت دلیل بر حق بودن هست یا نهآنچه با گفتار خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تطبيق كند، ولو يك نفر در كره زمين باشد، آن حق است و اگر كسي بخواهد با قرآن و سنت مخالف باشد و لو كل جمعيت كره زمين هم باشد، باطل است. حضرت علي (عليه السلام) ميفرمايد: إن الحق لا يعرف بالرجال، فاعرف الحق تعرف اهله. حق، با شخصيت ها و اكثريت شناخته نمي شود. اول حق را بشناس، سپس اهل حق را شناسائي كن. فيض القدير شرح الجامع الصغير مناوي، ج1، ص28 و 272- تفسير قرطبي، ج1، ص340 وسائل الشيعة، ج27، ص135 - أمالي شيخ مفيد، ص5
«چطور ممكن است اين همه مخالفان تو كه اكثريت را تشكيل مى دهند بر باطل باشند؟» فرمود: «حق و باطل را با تعداد پيروان آن نمى توان شناخت. حق را بشناس، سپس اهل آن را خواهى شناخت. باطل را بشناس، آنگاه اهل آن را خواهى شناخت».
«إنّ الحقّ والباطل لا يعرفان بأقدار الرّجال. اعرف الحق تعرف أهله، اعرف الباطل تعرف أهله[/b]»الانساب الاشراف، ص238 امیدوارم متوجه مطالب شده باشین. |
|||
|
|
۱۲:۱۳, ۹/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
چرا تاپیک حذف شد؟
با این وضع فی*ل*تر خلوت بودن تالار بی دلیل نیست |
|||
|
۱۶:۰۵, ۹/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۰۶, ۹/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
منظورم تاپیک ؟؟ است نمیدونم چی گفتیم که حذف شد؟
بخش دوم مناظره برده داری هم حذف شد فکر کنم عمو فی*ل*تری از این بخش عبور کرده باشه |
|||
|
۱۷:۱۶, ۹/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۴ ۱۷:۲۴ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۴ ۱۷:۰۶)دوست حقیقت نوشته است: منظورم تاپیک ؟؟ است نمیدونم چی گفتیم که حذف شد؟ بحث ؟؟ سر جاشه که اخوی . دقت کن .بخث برده داری رو هم شما باید دقت میکردی موضوع رو پشت هم قرار بدی نه اینکه با یک عنوان ایجاد چند تاپیک بزنی. بحث برده داری شما هم نوعی کلاس اومزشی بود . غیر از این بود؟ به مدیر تالار اعلام کنید پاسختون رو میدن.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظر شما در این مورد چیه؟جواب منطقی داری؟ | vahid1878 | 3 | 2,166 |
۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۰:۲۵ آخرین ارسال: وحید110 |
|













البته اهل سنت براش یسری پاسخ هم دادن.

پس انتحاری میان جلو و همه رو با هم خلط میکنن و یک معجون به شما تحویل میدن