کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دست پشت پرده سقیفه؟
۲۱:۰۹, ۱۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)


وقتی نام سقیفه به میان می آید اولین اسمهای که در ذهن شیعیان متواتر می شود این است:
ابـوبـکـــر ـــ عـمــــر
صد البته که این دو نفر اولین غاصبین حق خلافت الهی امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) و شکنندگان بیعت حق ایشان و زیر پا گذاردگان سخن پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستند. و همیشه در ذهن ما و تمامی شیعیان و صد البته تمامی حق جویان مورد مذمت بوده و خواهند بود.
ایشان از اصحاب مهم واقعه سقیفه و از بر پا کنندگان آتش فتنه و دو دستگی بین امت واحد اسلام هستند.
ولی پایه گذار این فتنه کس دیگری است.(البته لازم به ذکر است که این پایه گذاری به هیچ وجه از بزرگی گناه دو خلیفه اول اهل سنت کم نمی کند.)
کسی از دسته کسانی که همیشه در طول تاریخ جزو اسمهای پشت پرده بوده اند و نقششان در وقایع تاریخی در پیچ و خم کوچه های تاریخ گم شده است.
سعــد بـن عـبـــاده
دعوت می کنم کمی حوصله کنید و پا به پا همراه شوید تا نقش این شخص را در این واقعه شوم جویا شویم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــــ

قدم اول:
سعد بن عباده کیست؟
ابوثابت، یا ابوقیس، سعدبن عباده، صحابه مهم رسول خدا و از بزرگان انصار! از محدود صحابه پیغمبر بود که از آن حضرت، اجازه کتابت حدیث گرفت و از نقبای 12 گانه انصار سعد، رئیس قبیله خزرج و از بزرگان عرب در مدینه در زمان جاهلیت و اسلام بود. او در خانواده شریف و بزرگوار پرورش یافت. مادرش عمره، دختر مسعودبن قیس از زنهایی بود که با رسول خدا بیعت کرد و در سال 5 هجری وفات یافت، و پیغمبر بنا به درخواست سعد، بر او نماز خواند. پدرش عباده، جدش دلیم (دلهم ) و پسرش قیس، همگی کریم و میهمان نواز بودند، همه روزه اطراف مکان آنها، دعوت عمومی برای صرف غذا از مردم می شد. گفته اند که درهیچ یک از خاندان عرب، سابقه نداشته که میهمانداری عمومی در چهارنسل به این صورت ادامه داشته باشد.
سعد برای پیغمبر همه روزه ظرفی از غذا می فرستاد و گاهی هم حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را به خانه اش دعوت می کرد.همچنین هر شب حدود 80 نفر از اصحاب صفه را به خانه می برد و پذیرایی می کرد. در حالی که بقیه انصار، یکی دو نفر را همراه می بردند. پیامبر بارها برای او و خانواده اش دعا کردند. روزی بعد از افطار در منزل او، اینگونه دعا کردند که غذایتان را همواره نیکان خورند و فرشتگان بر شما درود فرستند و روزه داران نزد شما افطار کنند.
سعدبن عباده در عقبه (منی) به همراه عده ای از انصار با پیغمبر اسلام بیعت کرد و این اولین بیعت در اسلام بود. اگر چه که قریش او را بعد از این بیعت دستگیر و اسیر کردند. او در بیشتر جنگهای پیغمبر، همراه حضرت بود از جمله جنگ احد، جنگ خندق و ... فقط در جنگ بدر، بر اثر عارضه ای، نتوانست شرکت کند.وی از بزرگترین پرچمداران سپاه اسلام است چنانکه گویند در تمام غزوات، پرچم مهاجرین به دست امیرالمومنین علی (علیه السلام) و پرچم انصار به دست سعد، داده می شد.

منابع:
زندگانی حضرت محمد (سیدهاشم رسولی محلاتی صفحات 240 به بعد)
دائرة المعارف تشیع به نقل از استیعاب، اسوالغابه، شرح ابن ابی المدینه)
تاریخ تحول دو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــ

شاید بعد از این همه حسن از موضوع تاپیک تعجب کنید ولی پیشنهاد می کنم تا آخر مبحث تحمل کنید.
بله همیشه بزرگان در معرض امتحانهای بزرگ قرار می گیرند.
انشاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mouj82 ، هادی... ، سید ابراهیم ، عبدالرحمن ، دل خسته ، منتظر کوچولو ، محب الزهرا ، bahman6307 ، ضحی ، sagheb ، مجید املشی
۱۲:۰۴, ۱۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

قدم دوم:
سطح نفوذ سعد بن عباده در میان صحابه

سعدبن عباده بن دليم بن حارثه بن ابي خزيمه و گفته شده: حارثه بن جزام بن خريمه ابن ثعلبه بن طريف بن الخزرج بن ساعده بن كعب بن الخزرج الانصاري الساعدي. كنيه اش اباثابت و گفته شده اباقيس ولي اولي مشهورتر است. مادرش عمره بنت مسعودبن عمر و بن زيد بن عدّي بن عمر و بن مالك بن النجار است و او پسرخاله ي مسعود بن زيد از صحابي مشهور است.

پس از هجرت پيامبر به سوي يثرب و عبور از منازلي چون قبا، مردم يثرب براي استقبال از وي در بيرون از شهر منتظر بودند و هر يك از بزرگان و رؤساي قبايل و طوايف مايل بودند پيامبر به منزل ايشان برود تا به اين وسيله بر حشمت و بزرگي خود و قبيله اشان بيافزايند.
ابن اسحاق آورده است كه چون پيامبر به مدينه رسيد پيش از همه ي مردم بزرگ قوم بني سالم- عتبان بن مالك و عباس بن عباده آمدند و زمام شتر پيامبر را گرفتند و چون پاره اي ديگر برفت مهتران قوم بني ساعده بيامدند ، سعدبن عباده و منذربن عمرو. گفتند يا رسول الله پيش ما نزول فرماي كه ما هر چه تو را به كار آيد از عهده آن بيرون مي آئيم و پيامبر چنانچه مشهور است فرمود: شتر خود مي داند كجا بايستد و ...

پس از استقرار پيامبر در مدينه و انجام اقدامات اوليه چون ساختن مسجد، ايجاد عقداخوت، بستن پيمان نامه ي نوين اسلامي بين مسلمين و يهود، به علل مختلف درگیري و جنگهايش با مشركان قريش شروع شد. در اكثريت قريب به اتفاق اين غزوات سعدبن عباده شركت داشته و يا نقش مهم در ساير كارهاي اجرايي دوران پيامبر داشته است .

پيامبر در اولين غزوه خود به نام ابواء ‌[12 ربيع الاول سال دوم هجرت] سعدبن عباده را در مدينه جانشين خود كرد.

در غزوه و دان- كه غزوه ديگر پيامبر قبل از بدر است- نيز پيامبر او را در مدينه جانشين خود كرد.

در جريان جنگ بدر، كه معمولاً هر سه نفر از مسلمانان يك شتر داشت سعدبن عباده بيست شتر به یاری پيامبر برده بود. سعد نتوانست در اين جنگ حاضر شود زيرا در بين راه مار او را گزيد با اين حال پس از پيروزي مسلمين و هنگام تقسیم غنايم پيامبر سهم او هم از غنايم جدا كرد و فرمود: هرچند سعدبن عباده در جنگ نبود ولي كاملاً علاقمند به شركت در آن بود و قبل از جنگ به خانه هاي انصار مي رفت و آنها را به خروج با پيامبر تشويق مي كرد.

همچنين پيامبر در جنگ بدر با شمشيري به نام غضب (بسيار تيز) كه سعدبن عباده به وي داده بود مي جنگيد.
در سال سوم هجرت هنگامي كه به پيامبر خبر رسيد كه قريش با لشگرياني گران قصد مدينه كرده اند. بزرگان اوس و خزرج مانند سعدبن عباده و سعدبن معاذ و اسيدبن حضير همراه عده اي و در حاليكه مسلح بودند شب جمعه در كنار پيامبر و در مسجد گذراندند.

پس از كشته شدن مصعب بن عمير- پرچم دار سپاه اسلام در جنگ احد- پرچم خزرج را سعدبن عباده داشت و پيامبر زير آن ايستاد. و ياران آن حضرت بر او گرد آمده بودند ... آخرين كساني كه گرد پيامبر را گرفتند 7 نفر از انصار و 7 نفر از مهاجرين بودند كه يكي از آنها سعدبن عباده بود.

پس از جنگ احد پيامبر برگشت در حاليكه سخت مجروح بود و در عين حال بر سعدبن عباده و سعدبن معاذ تکيه داده بود به خانه آمد و در همان حال به مسجد رفت.
در غزوه حمراء الاسد- كه پيامبر به تعقيب سپاه قريش پس از جنگ احد پرداخت- سعدبن عباده شب را در مسجد كنار پيامبر بود و پس از نماز صبح پيامبر دستور حركت به سوي دشمن را داد و سعد هم به نزد بني ساعده رفت و آنان را همراه پيامبر نمود در اين جنگ كه خوراك معمول مسلمين خرما بود، سعدبن عباده سي شتر و تعدادي هم گوسفند با خود آورده بود

در جنگ خيبر پيامبر 3 پرچم در سپاه بست يكي را به علي (علیه السلام) يكي به حباب بن منذر و يكي هم براي سعدبن عباده . سپس پيامبر براي منصرف كردن يك گروه از باديه نشينان از همكاري با اهالي خيبر سعدبن عباده را به نزد آنان فرستاد. سعد در مذاكره با آنها به عیينه پيشنهاد يك سال محصول خرماي مدينه را داد ولي او نپذيرفت. در جريان جنگ خيبر سعدبن عباده زخمي شد و با اين حال يا ران خود را به خاطر كندي و چالاك نبودن سرزنش مي كرد و لذا دوباره خزرجيان حمله آوردند و پرچمدار آنان سعدبن عباده بود.
در بازگشت از خيبر پيامبر قصد حمله به وادي القربي (بازمانده ي يهوديان) داشت و چون صف آرايي كرد پرچم خود را به سعدبن عباده ، پرچمي به حباب بن منذر و يكي هم به سهل بن حنيف داد. و هنگام تقسيم غنایم خيبر سهم بني ساعده به سعدبن عباده داده شد تا ميان قبيله اش تقسيم كند.
(برگرفته از مقاله سعد بن عباده و پیامبر عظم نوشته فیروزآبادی)

مخلص کلام اینکه سعد بن عباده را اگر بزرگترین صحابه پیامبر نخوانیم حتماٌ باید نام وی را در ردیف چند صحابه اول پیامبر بنویسیم.با مقدمه ای که تقدیم شد عزیزان اهمیت قدم بعدی در این مبحث را بیشتر حس خواهند نمود.

قدم بعدی : چرا سعد بن عباده پایه گذار سقیفه شد؟
انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، دل خسته ، منتظر کوچولو ، محب الزهرا ، مصباح ، bahman6307
۲۰:۵۲, ۱۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

قدم سوم : چرا سعد بن عباده پایه گذار سقیفه شد؟(بخش اول)

پرسش فوق مي تواند يكي از مهمترين سؤالات محققان صدر اسلام باشد. شايد هيچ حادثه اي به اندازه ي اختلاف مسلمين در مورد جانشيني پيامبر بحث برانگيز و مهم نبوده است . بسياري از فرقه ها و نحله هاي اسلامي به ناچار بايستي تفسيري از جانشيني پيامبر را داشته باشند و خيلي از فرق به علت اين حادثه ي عظيم پديد آمده است . اينكه چرا حادثه ي سقيفه بني ساعده پديد آمده است شايد مهم ترين علت آن تلاش انصار براي به خلافت رساندن سعدبن عباده باشد. احتمال دارد اگر سعدبن عباده در پي جانشيني پيامبر بر نمي آمد اكنون جريان تاريخ اسلام سرگذشتي ديگر داشت. مورخان، متكلمان و محققان بزرگ اسلامي شيعه و سني كمتر معترض اقدام سعد شدند و بيشتر متوجه پاسخگويي به ادعاهاي همديگر شدند.

به عقيده نگارنده يك قسمت مهم از علت طمع سعدبن عباده در خلافت، به رفتار وكردار سعدبن عباده در عصر نبوت بر مي گردد و كسي كه مطالعه اي در مورد زندگاني سعدبن عباد و روابط وی با پيامبر داشته باشد مي تواند دست كم يكي از انگيزه هاي مهم سعد را پي جويي و ریشه يابي كند. در مورد علت اقدام سعد و يارانش براي كسب خلافت اسلامي چند نظريه و فرضيه مي توان مطرح نمود.

1. اهميت و ارزش انصار در پي ریزی حكومت اسلامي پيامبر و تأييد اين مهم توسط پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مواضع و مواقع مختلف. حتي در روزهاي آخر حيات پيامبر فرمود كه ميراث من در ميان شما مردم انصار هستند. و شايد انصار و در رأس آنها سعدبن عباده تصور مي كرده اند كه جانشين حقيقي و مطمئن پيامبر آنها هستند. در تأييد اين نظريه مي توان از مطلبي كه مسعودي آورده است استفاده كرد: ابوبكر هنگام احتضار بيان مي دارد كه يكي از آرزوهايش اين بوده است كه از رسول اكرم بپرسد آيا انصار در خلافت سهمي دارند كه به آنها داده شود يا خير.
یادآوری:بنظر حقیر این دلیل می تواند یکی از دلایل راه اندازی سقیفه توسط سعد باشد ولی مطمئناٌ تنها دلیل وی نبوده،مهمترین دلیل وی نکته ای است که در پست بعدی از آن پرده خواهم برداشت و سابقه آن را در حافظه تاریخی دوستان بیرون خواهم اورد.

2.
نظريه اي كه بيشتر محققان شيعه بر آن تأكيد مي كنند اين است كه سعدبن عباده از اقدامات برخي از صحابه و بزرگان تيره هاي مختلف قريش در اواخر دوران حيات پيامبر فهميده بود كه آنان قصد در دست گرفتن خلافت را دارند و به تأكيد پيامبر در غدیر خم و انتصاب امام علي (علیه السلام) توجهي نخواهند كرد . پس براي مقابله با آنها و جلوگيري از تصاحب خلافت وسيله آنها اقدام به تشكيل سقيفه ي بنی ساعده كرد.
یادآوری:البته نظر حقیر این است که نزدیک بودن این فرضیه به واقیعت کمی غریب است زیرا اگر واقعاٌ مقصود سعد از تشکیل سقیفه به این خاطر بود حداقل کاری که از وی انتظار می رفت این بود که علی بن ابیطالب(علیه السلام) را هم برای شرکت در این شورا دعوت می کرد نه اینکه در حالی پیکر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر زمین مانده او به فکر خلیفه شدن بیافتد تا از اقدام احتمالی مهاجرین جلوگیری کند.همانطور که در مقدمه آمد چه بسا اگر وی این اقدام را انجام نمی داد موقیعتی از جهت غصب خلافت برای سایرین فراهم نمی گشت.

3. نظر ديگر برخي از اهل سنت اين است كه چون پيامبر به صراحت و مستقيماً جانشيني انتخاب نكرده بود سعد خود را از نظر ميزان وفاداري و خدمت به اسلام حداقل مثل ديگر صحابه بزرگ مي دانست و خود را براي گرفتن مقام خلافت شايسته و محق مي دانست . و احتمالاً اگر سعد مي دانست كه پيامبر كسي را به جانشيني برگزيده است در خلافت طمع نمي كرد.
یادآوری:بنظر اين نظريه هم با نقد هاي جدي روبرو است علاوه بر مسئله غديرخم ،رفتار پيامبر در دوران رسالت كه هنگام جهاد و يا سفر حتماً درشهر مدينه جانشيني براي خود انتخاب مي كرد و موارد ديگر كم اعتباري اين نظريه را نمايان مي سازد.

4.
نظر ديگري كه مي تواند قابل طرح و بررسي باشد اين است كه سعدبن عباده مانند برخي ديگر از بزرگان مكه و مدينه رسالت را طراحي از سوي قريش براي سروري بر عرب مي پنداشته است . چنانچه ابوسفيان معتقد بود بني هاشم براي سلطنت و سروري طرح رسالت را ريخته اند. سعد مرگ پيامبر را فرصتي مي دانسته است تا بدان وسيله بتواند انصار و قبیله ي خود را سرور عرب كند و يا دست كم از تسلط قريش بر امورات آنها جلوگيري كند.صاحبا این نظریه رفتار بعدي سعدبن عباده در عدم بيعت با ابوبكر تا آخر عمر كه مي توان گفت بر خلاف مصالح عمومي اسلام بود را دليلی بر اثبات اين نظريه می دانند.
یادآوری:از نظر حقیر کمرنگی درجه اعتبار این نظریه هم با توجه به سابقه ای که از سعد ذکر گردید و خدماتی که وی در گسترش اسلام ارائه نموده واضح است چرا که دلیلی ندارد کسی که به پدیده ای اعتقاد ندارد از جان خود در راه همه گیر شدن آن مایه بگذارد.اگر وی اندیشه ای همچون ابوسفیان و سایرین هم عقیده وی داشت به طبع باید اقداماتی هم چون این افراد از وی سر می زد.

5. به عقيده عده ای دیگر اگر امام علي (علیه السلام) و بني هاشم در سقیفه بني ساعده حاضر بودند به احتمال زياد سعدبن عباده در خلافت طمع نمي كرد زيرا از تسلط بني هاشم بر انصار هراسي نداشت . صاحبان این نظریه معتقد هستند که سعدبن عباده رقابتي با امام علي (علیه السلام) و بني هاشم نداشته است و رفتار بعدي فرزند وي قيس بن سعد كه از مهمترين و باوفاترين ياران امام علي (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) بوده است نشان مي دهد كه به احتمال فراوان نه تنها سعدبن عباده و خانواده وي بلكه همه ي انصار در صورتي كه امام علي خلافت رابر عهده می گرفت با وي همكاري مي كردند. برخي از مورخين چون يعقوبي و مسعودي، طبري و ابن اثير روایاتی آورده اند كه برخی انصار می گفتند ما جز با علی با کسی بیعت نمی کنیم . همچنین روابط حسنه امام علی (ع ) با انصار می تواند موید این نظر باشد.
یاد آوری: واضح است که در مورد تمامی انصار نمی توان اظهار نظری کلی نمود ولی در مورد شخص سعد بن عباده همچون که در بالا ذکر شد عقیده حقیر بر این است که اگر وی همچین مطلبی در ذهن داشت دسترسی به حضرت علی(علیه السلام) امر ناممکنی نبود که بنا را بر این نهیم که اگر علی بن ابیطالب(علیه السلام) در سقیفه حضور داشت سعد مخالفتی با ایشان نمی نمود.

قدم بعدی : چرا سعد بن عباده پایه گذار سقیفه شد؟(بخش دوم)
انشاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، bahman6307 ، محب الزهرا
۲۲:۵۴, ۱۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
با تشکر فراوان از شما به خاطر این تاپیک خوب و البته جدید

فقط یک سوال به نظرتون اگر سعد بن عباده در سقیفه نمی رفت باز این اتفاق یا حادثه مشابه اش رقم نمی خورد؟؟؟

یه کم اصطلاح پایه گذار سقیفه برای سعد بزرگ نیست؟؟

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مصباح ، عبدالرحیم ، صبح صادق
۰:۰۶, ۱۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

مطالبتون خیلی خوب و عالیه ولی به قول جناب سید ابراهیم، این عنوان برای سعد خیلی بزرگه که هیچ، من یه قدم جلوتر می رم : سعد اصلا در حد این عنوان نیست‏!‏
سقیفه عملیاتی از پیش طراحی شده بود که نتیجه ی نقشه هایی بود که در زمان حیات پیامبر موفق به اجرای آن نشدند؛ یعنی در اصل طراحان، دو دسته نقشه داشتند :نقشه ای برای زمان حیات پیامبر(مانند رم دادن شتر پیامبر به هنگام بازگشت از غزوه ی تبوک یا اقداماتی که دوتن از همسران پیامبر انجام دادند که منجر به نزول آن آیات شدیداللحن شد) و نقشه ای برای بعد از آن حضرت؛ و این نقشه ی بعد از حیات پیامبر است که زیر بنای سقیفه می شود؛
از آن لحظه که پیامبر فرمودند قلم و کاغذ بیاورید تا نامه ای برای شما بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید؛
... گفت:" إن النبی غلبه الوجع و عندکم کتاب الله؛ حسبنا کتاب الله"و مابقی ماجرا؛
پس سعد این وسط آن چنان مهره کلیدی و حساسی نبوده؛ چرا که اگر او هم نبود، آن افراد، این نقشه های از پیش طراحی شده ی خود را به اجرا می گذاشتند.
پایه گذاران سقیفه هم همین افراد مذکور بودند؛ چرا که در غیر این صورت و عدم وجود نقشه ی از قبل طراحی شده، هیچ گاه پیروز آن مجمع نمی شدند.
پس دست پشت پرده سقیفه سعد نیست! آغاز کننده ی فتنه هم نیست؛ چرا که فتنه در زمان حیات پیامبر توسط همون افراد شروع شده بود!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، عبدالرحیم ، صبح صادق
۲۰:۲۵, ۱۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

سید ابراهیم عزیز نوشته:
یه کم اصطلاح پایه گذار سقیفه برای سعد بزرگ نیست؟؟

برادر عزیز,البته این بستگی به نوع نگرش شما به این واقعه دارد.حقیر در ابتدای عرایضم خاطر نشان کردم که چند و چوند عمل سعد,چیزی از بزرگی گناه عمر و ابوبکر کم نمی کند. اگر چه به گفته برادر عزیزمان جناب مصباح عزیز این دسیسه ای از پیش طراحی شده بوده باشد ولی عاملی که جامع عمل به آن پوشانید یا لااقل وقوع آنرا به سرعتی به فاصله چند ساعت پس از فوت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رساند دست اندازی و طمع سعد بن عباده برای بدست آوردن مسند خلیفه مسلمین بود.

جناب مصباح نوشته اند:
من یه قدم جلوتر می رم : سعد اصلا در حد این عنوان نیست‏!‏
البته اگر جنابعالی به عرایض حقیر در پستهای قبلی توجه میکردید متوجه می شدید که سعد نه تنها در حد و اندازه این عنوان هست بلکه حدو اندازه وی با توجه به سطح نفوذ وی در مدینه و در میان صحابه و نزدیکی به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خیلی خیلی بیشتر از عمر و ابوبکر برای چنین طمعی بوده است.
و اگر منظور شما نداشتن انگیزه کافی سعد برای ارتکاب این چنین عملی است,باید عرض کنم اگر از حب نفس بگذیریم ایشان حتی به نسبت عمر و ابوبکر هم دل خونتری نسبت به امیرالمومنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) داشته اند که اگر اندکی تحمل بفرمائید به عرض خواهد رسید.

_________________________________________________


قدم چهارم: چرا سعد بن عباده پایه گذار سقیفه شد؟(بخش دوم)


و اما انگیزه ای قوی در سعد وجود داشت که وی را برای نشستن بر مسند خلافت و پیشی گرفتن بر خلیه حق رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که خود بارها شاهد بود که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وی را به منزله هارون برای خودش خطاب کرده بود تحریک می کرد.
وی خدشه ای در دل داشت که از سال هشتم هجری,هنگام فتح مکه همراه او بود.

سپاه اسلام به نزديكى مكه رسيدند.در حالى كه‏«سعد بن عباده‏»رئيس خزرجيان و بزرگ انصار پرچم سپاه اسلام را در دست داشت،وی همين كه در برابر ابو سفيان قرار گرفت،خطاب به او اين‏شعر را سرود:
اليوم يوم الملحمة اليوم تستحل الحرمة اليوم اذل الله قريشا
امروز،روز نبرد است،امروز جان و مال شما حلال شمرده مى‏شود،امروز روز ذلت قريش است.
ابو سفيان تا چشمش به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) افتاد،عرضه داشت((پدر و مادرم به فدايت،آيا دستور داده ‏اى قومت را قتل عام كنند كه سعد چنين شعار مى‏دهد؟!در حالى كه تو مهربانترين افراد به مردم هستى))
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)از شنيدن اين سخن سخت ناراحت‏ شدند،و براى آن كه ياس و نا اميدى در ميان مردم مكه راه نيابد و وعده‏ هاى بخشش او حمل بر توطئه و خدعه نگردد، بلافاصله فرمود:
اليوم يوم المرحمة اليوم اعز الله قريشا اليوم يعظم الله فيه الكعبة
امروز روز رحمت است،امروز روز عزت قريش است،امروز روزى است كه خداوند به كعبه عظمت‏ بخشيد.
سپس سعد را از مقام خود عزل كرد و علی بن ابطالب (علیه السلام)را به جاى او منصوب نمود،و به او دستور داد فورا به سوى سعد بشتاب و پرچم اسلام را از او بگير.و بدين ترتيب ارتش نيرومند اسلام با ده هزار نيروى مسلح با پرچمدارى علی (علیه السلام) و با شعار رحمت،وارد مكه معظمه شدند.[sup]
[/sup]
منابع : سيره حلبى،ج 3،ص 22_سيره ابن هشام،ج 4،ص 49_شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد،ج 17،ص 272_بحار الانوار،ج 21،ص 105_تاريخ طبرى،ج 2،ص 334_كامل ابن اثير،ج 1،ص 614.

حال تصور کنید حال سعد بن عباده بزرگ انصار,پرچمدار اسلام در چندین جنگ بزرگ و کوچک,جانشین رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غیاب او در مدینه و پرچمداری که به او اعطا می شد در حالیکه کبار صحابه در سپاه اسلام زیر پرچم او شمشیبر می زدند,در بزرگترین روز شکوه اسلام باید پرچم افتخار را به دست علی بن ابیطالب ی بدهد که شاید نصف سن وی را نداشته باشد و خود از پس او وارد کعبه شود.
حس می کنم جهت اینکه دوستان بیشتر به اهمیت موضوع پی ببرند لازم است که پست بعدی را کاملاٌ بررسی نمایند.

قدم بعدی:پرچم و پرچمداری در اسلام
انشاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: bahman6307 ، محب الزهرا ، عبدالرحمن
۱۱:۲۵, ۱۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۲ ۱۱:۲۶ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #7
آواتار
علویون گرامی...


بحث سر اندازه گرفتن گناه و.. نیست، میخواهیم بحث دقیق تاریخی کنیم. همانطور که مصباح فرمودند این توطئه ای بود که از قبل برنامه ریزی شده بود... اتفاقا سعد بن عباده توسط افرادش خبردار شده بود که همچین توطئه ای در کار است...


به نظر من سعد تنها پایه گذاری کرد... شاید او را با تسامح بتوان پایه گذار سقیفه بنی ساعده دانست، ولی بدیهی است که پایه گذاران اصلی را ابو حذیفه دیده و میشناخته که سعد هم در بین آنان نبوده است...


سعد باخود گفته: حالا که قرار است خلافت؛ آنطور که رسول خدا میخواسته و امر کرده به علی بن ابی طالب نرسد، خوب چرا به من که بزرگ شهر مدینه ام نرسد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، محب الزهرا ، عبدالرحمن
۱۹:۵۹, ۱۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۲ ۲۰:۳۴ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

سید ابراهیم نوشته:
بحث سر اندازه گرفتن گناه و.. نیست، میخواهیم بحث دقیق تاریخی کنیم. همانطور که مصباح فرمودند این توطئه ای بود که از قبل برنامه ریزی شده بود...
برادر عزیز قصد من هم اندازه گرفتن گناه کسی نیست،در مورد این موضوع هم که نوشتید می خواهیم بحث دقیق تاریخی کنیم،اگر یک نگاهی به پستهای ارسالی حقیر بفرمائید قطعاٌ تصدیق می کنید که هر مطلبی که عنوان کردم سندش را ذیلاٌ ضمیمه کردم.
و اما اینکه ((این توطئه ای بود که از قبل برنامه ریزی شده بود))،من هم حرفی در این مورد ندارم و البته که چنین است اما دقت کنید،موضوع این تاپیک دست پشت پرده سقیفه است نه بررسی عوامل اصلی غصب خلافت و یا قصد قبلی ایشان.قبلاٌ هم عرض کردم که اگر سعد بن عباده به این سرعت هوس خلیفه شدن نمی نمود شاید حوادث تاریخی جور دیگری رقم می خورد.
در واقع سعد شورای خلافت تشکیل نداد بلکه بهانه ای به دست عمر و ابوبکر داد تا قصدشان راعملی کنند.

سید ابراهیم نوشته:
اتفاقا سعد بن عباده توسط افرادش خبردار شده بود که همچین توطئه ای در کار است...

از شما انتظار چنین حرفی را نداشتم.عزیزان دقت کنید که داریم راجع به سقیفه بنی ساعده صحبت می کنیم.
توجه کنید: سقیفه بنی ساعده محلی بوده مسقف در حدود متصرفه قبیله بنی ساعده که حتی قبل از اسلام هم محل برگزاری جلسات مهم شور سران خزرجیان بوده است.وبه همین دلیل هم به همچین نامی معروف بوده است.
یعنی شما می فرمائید عمر و ابوبکر در محل تاریخی شور اهل مدینه و در حدود متصرفه بنی ساعده به سرکردگی سعد بن عباده شورا تعیین خلافت تشکیل داده اند و بزرگ بنی ساعده توسط افرادش خبردار شده است.
منطقی است که فکر کنیم عمر و ابوبکر اینکار را در مرکز نفوذ انصار انجام داده اند تا به دست خود حریفی قدر مثل سعد برای خودشان بتراشند.
از آن گذشته اگر اینچنین بود دگر معنی نداشت که این دو نفر در مقابل سیل اعتراض کبار صحابه مانند اسامة بن زید که از طرف رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امیر بر اردو صحابه بود بهانه تراشی کنند که اگر ما نمی رسیدیم و اینکار را نمی کردیم فتنه ای بزرگ رخ می داد و ما به دلیل حساسیت اوضاع و نداشتن وقت به شما خبر ندادیم.
اما از استدلالات عقلی که بگذریم برای اینکه ذهن دوستان مسبوق گردد دو سند نقلی ذیلاٌ تقدیم می کنم تا مشخص شود که عمر و ابوبکر کسانی بودند که توسط افرادشان خبر شدند نه سعد بن عباده:
محمد بن جریر طبری در ص 456 جلد دوم کتاب تاریخ خود می نویسد:
عمر آمد به در خانه پیغمبر اما داخل نشد و پیغام داد به ابوبکر که زود بیا،کار لازم دارم.ابوبکر گفت:الحال وقت ندارم.باز پیغام داد:امر مهمی پیش آمده،وجود تو لازم است.
ابوبکر بیرون آمد محرمانه قضیه اجتماع انصار در سقیفه را به او خبر داد و گفت:لازم است به فوریت به آنجا برویم.دو نفری رفتند ودر راه ابو عبیده را هم با خود همراه کردند.

باز ابوبکر جوهری معتزلی در کتاب «السقیفه و فدک» صفحه 54 می‌نویسد:
معن بن عدی به عمر بن خطاب گزارش داد: که انصار در «سقیفه بنی ساعده» اجتماع کرده، می‌خواهند سعد بن عباده را برای منصب خلافت انتخاب کنند، عمر از شنیدن این واقعه شدیداً ناراحت، و به سرعت به سوی ابوبکر شتاب کرد، ابوبکر در حجره رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود، او را از این جریان مطلع نمود، به او گفت فتنه‌ای برپا شده و دست او را گرفته به جانب سقیفه می‌برد، ابوبکر گفت مهلت بده تا جسد پیغمبر را دفن کنیم، عمر گفت ناچار بایستی برویم، و برای دفن برمی‌گردیم، عمر و ابابکر شتابان به سقیفه آمدند.
و اگر حقیر نوشتم که چند و چوند عمل سعد چیزی از بزرگی گناه عمر و ابوبکر کم نمی کند به همین خاطر بود.

سید ابراهیم نوشته:
شاید او را با تسامح بتوان پایه گذار سقیفه بنی ساعده دانست
با توجه به توضیحات فوق باید گفت که سعد نه با تسامح بلکه فی الواقع پایه گذار سقیفه نحس بنی ساعده است و ایضاٌ کسی است که بهانه لازم جهت اجرا کردن قصد پلیدشان را به ابوبکر و عمر داده است.

سید ابراهیم نوشته:

ولی بدیهی است که پایه گذاران اصلی را ابو حذیفه دیده و میشناخته که سعد هم در بین آنان نبوده است...

صد البته که همینطور است که شما فرمودید و ابو حذیفه به دستور پیامبر دید منافقان عقبه را که سوء قصد کردند به جان نبی مکرم اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و همانان بودند که پایه گذار غصب حق خلافت بلافصل امیرالمومنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) و اولاد طاهرینش بودند و سعد هم جزو آنها نبود.
ولی توجه فرمائید که مسئولیت برپایی سقیفه نحس بنی ساعده و بهانه دادن بدست دشمنان ملعون رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و جانشین برحقش فقط و فقط متوجه شخص سعد بن عباده است.

سید ابراهیم نوشته:
سعد باخود گفته: حالا که قرار است خلافت؛ آنطور که رسول خدا میخواسته و امر کرده به علی بن ابی طالب نرسد، خوب چرا به من که بزرگ شهر مدینه ام نرسد...
حتی با در نظر گرفتن چنین فرض محالی باز او یکی از مسببان اصلی شکل گیری این واقعه شوم است.

ببخشید که طولانی شد.

قدم بعدی:پرچم و پرچمداری در اسلام
انشاالله ادامه دارد...



بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

قدم پنجم:پرچم و پرچمداری در اسلام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[b]یـــادآوری:

حال تصور کنید حال سعد بن عباده بزرگ انصار,پرچمدار اسلام در چندین جنگ بزرگ و کوچک,جانشین رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غیاب او در مدینه و پرچمداری که به او اعطا می شد در حالیکه کبار صحابه در سپاه اسلام زیر پرچم او شمشیبر می زدند,در بزرگترین روز شکوه اسلام باید پرچم افتخار را به دست علی بن ابیطالب ی بدهد که شاید نصف سن وی را نداشته باشد و خود از پس او وارد کعبه شود.
حس می کنم جهت اینکه دوستان بیشتر به اهمیت موضوع پی ببرند لازم است که پست بعدی را کاملاٌ بررسی نمایند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه
پیشینه‌ی استفاده از پرچم در بین قبائل، چه در جنگ و چه در صلح، به روزگار باستان باز می‌گردد. آنگونه که از منابع تاریخی برمی آید، تمدن‌های گوناگون اعم از مصریان، یونانیان، اعراب و ... از آن بهره می‌جسته اند. هرچند به طور دقیق مشخص نیست که اولین بار استفاده از آن توسط چه کسی و در چه زمانی بوده است؛ ولی مشهور است که این وسیله، نخستین بار توسط حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای آزادسازی حضرت لوط (علیه السلام) از زندان طاغوت زمان خود بکار گرفته شده است.
در بین ایرانیان، پرچم به «درفش کاویانی» شهرت داشته است. علت این نامگذاری آن بود که در ایران زمین، قیامی توسط «کاوه آهنگر» علیه پادشاه زمان خود «ضحّاک» پایه ریزی شد و او پیش بند کار خود را که از چرم سرخ رنگی بود، برفراز چوبی قرار داد و قیام خود را آغاز کرد و از آن پس به «درفش کاویان» یعنی پرچم کاوه ای شهرت یافت. از درفش کاویان در جنگ ایران و اعراب نیز در کتب تاریخی نامی به میان آمده است.
اهمیت پرچم و پرچم داری در بین اعراب
یکی از منصب‌های مهم در بین اعراب، منصب پرچم داری بوده است که در جنگ‌ها بسیار بدان افتخار می‌کردند؛ چرا که پرچم نشانی از همبستگی در عمل و اتحاد در شعار بوده؛ به گونه ای که هرگاه پرچم از دست پرچم دار می‌افتاده، نوعی شکست و از هم گسیختگی برای لشکر محسوب می‌شده است. اعراب جاهلیت در جنگ‌ها، آن را به دست یکی از سران سپاه می‌دادند. پرچم قبیله‌ی قریش «عقاب» نام داشته است و منصب پرچم داری با «بنی عبدالدار» که طایفه ای بزرگ در قریش به شمار می‌رفتند، بوده است. (1)
نوشته‌اند: هنگامی که «قصّی بن کلاب»، نیای چهارم پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سرزمین مکه قدرت را در دست گرفت، تمام منصب‌های قریش به او تفویض شد و اوآنها رابین فرزندان خود تقسیم کرد. او منصب پرچم داری را به یکی از فرزندان خود به نام عبدالدار سپرد و به او گفت: «از این پس هیچ کس وارد کعبه نمی‌شود، مگر آنکه تو اجازه دهی و هیچ پرچمی بسته نمی‌شود، مگر آنکه تو اراده کنی». از آن پس پرده داری خانه خدا و پرچم داری در نزد فرزندان او باقی ماند؛ به گونه ای که در جنگ احد «ابوسفیان» به عموزاده های خود در یک درگیری و مشاجره لفظی گفت: «شما لیاقت پرچم داری را ندارید؛ چرا که در روز [جنگ] بدر نتوانستید از آن به شایستگی مراقبت کنید و ما در آن جنگ، شکست خوردیم! اکنون نیز اگر نمی‌توانید، آن را به ما واگذارید». (2)
پرچم داری در اسلام
آنگونه که پیش‌تر گفته شد، به دلیل اینکه پرچم، سمبل اتحاد و تمایز در جنگ‌ها به شمار می‌رفته، همواره حائز اهمیت بوده است. پس از ظهور اسلام نیز، پرچم ماهیت خود را از دست نداد و ارزش و منزلت خود را حفظ کرد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره پرچم و اهمیت حفظ آن توسط سربازان اسلام می‌فرماید: «هرگز پرچمتان را از جای خودش حرکت نداده و دور آن را خالی نکنید و آن را جز به دست شجاعانتان سپارید؛ آنان که از جان شما در برابرپیشامد سوئی، حمایت و هراست می‌کنند، از پرچم‌های خود بهتر پاسداری می نمایندو از هر سو، از پیش و پس و اطراف، مراقب آن می‌باشند، نه از آن عقب می‌مانند که آن را تسلیم کنند و از آن پیشی می‌گیرند که تنها رهایش سازند؛ (3)»
پرواضح است که پرچم، به دلیل نماد همبستگی لشکر بوده، یکی از اهداف دشمن برای از بین بردن پرچم دار و به زمین انداختن پرچم به جهت تضعیف روحیه جنگاوری لشکرمقابل به شمار می‌رفته است. از این رو امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور به محافظت بیشتر از آن فرموده‌اند.
از سیره ی عملی بزرگان دین نیز فهمیده می‌شود که نسبت به پرچم داری توجه فراوانی داشته‌اند. در غزوه تبوک، پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یکی از پرچم‌ها را به «عماره بن حزم» داد. در همین حین «زین بن ثابت» از راه رسید،پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز پرچم را از او ستاند و به زیدبن ثابت داد. این موضوع سبب ناراحتی عماره گردید، به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو کرد و عرض نمود: «ای رسول خدا! گویا از من ناراحت هستید [که پرچم را از من گرفته و به او دادید]». پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پاسخ داد: نه به خدا [این گونه نیست]، ولکن قرآن را مقدم بدارید و او بیشتر از تو بهره مند از قرآن است و قرآن مقدم می‌دارد حتی اگر غلامی سیاه و بریده بینی باشد. آن گاه به دو قبیله‌ی «اوس» و «خزرج» هم دستور داد تا پرچم‌هایشان را به کسانی که بیشتر قرآن می‌دانند، بدهند. (4)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز این موضوع را مدنظر داشته و پرچم را به با ایمان ترین افراد خود می‌داده است. آن گونه که نوشته‌اند، در «جمل»، پرچم را به دست فرزند خود «محمد بن حنیفه» داد و به او فرمود: اگر کوه‌ها از جای کنده شوند، تو استوار باش، دندان‌هایت را بر هم بفشار! کاسه‌ی سرت را به خدا بسپار! پایت را بر زمین محکم کن! به انتهای لشکر [دشمن] نگاه کن و [زیادی دشمن] را نادیده بگیر و بدان که پیروزی از سوی پروردگار سبحان است. (5) این مطلب از آن جهت است که پرچم دار، نقش کلیدی و مهمی را در لشکر برعهده دارد؛ زیرا از نظر اعتقادی می‌بایست کسی که پرچم سیاه اسلام را بر دوش دارد، پارساترین باشد؛ همچنان که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز به طور ضمنی بر اهمیت این معنا اشاره می‌کند و از نام پرچم دار و حسب و نسب او می‌پرسد؛ آن سان که نگاشته‌اند: «طفیل بن عمر و در جنگ حنین در رکاب رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرکت کرد. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) او را مأمور کرد تا بت» ذی الکفّین (6) را منهدم سازد. او به همراه گروهی از مسلمانان حمله ور شد که تعداد آنان به چهل نفر می‌رسید. او بت را منهدم کرد و بازگشت. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیروزی را تبریک گفت و از آنان پرسید که پرچم دارتان در این حمله که بود؟ طفیل بن عمر پاسخ داد: همان کسی که پیش‌تر نیز پرچم دار بود. پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: آری! راست گفتید، او «نعمان بن زرافه‌ی لهبی» بود. (7). از این گفتگوی کوتاه نیز برمی آید که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جنگ‌ها نسبت به پرچم دار دقیق و حساس بوده‌اند.
نخستین پرچم مسلمانان
هفت ماه از مهاجرت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از مکه به مدینه گذشته بود که سریه «حمزه بن عبدالمطلب» عموی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در گرفت. نوشته‌اند: «برای اولین بار پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با دست مبارک خود پرچمی بست و آن را به دست حمزه سیدالشهدا (علیه السلام) داد تا به جنگ رود. در آن جنگ، سی سواره نظام که نیمی از آنان مهاجر و نیمی دیگر انصار بودند، شرکت داشتند».(8) بنابراین نخستین پرچم دار اسلام را می‌توان حمزه سیدالشهدا (علیه السلام) به شمار آورد.
سنت بستن پرچم
پرچم بندی که نشانه‌ی شروع جنگ و مراسمی برای فراخوانی جنگجویان جهت شرکت در نبرد بوده، طی مراسمی خاص در جاهلیت انجام می‌پذیرفته است؛ بدین ترتیب که آن را به امیر قبیله می‌دادند تا آن را بر سر چوب با نیزه ای که در دست پرچم دار بوده، ببندد. در اسلام نیز هنگام بستن پرچم، دعا می‌کردند و به پرچم دار، روحیه می‌دادند و او را بر شجاعت تحریض می‌کردند. بعدها این عمل در بین خلفای عباسی به گونه ای دیگر پی گرفته شد و تا حدی به آن دقت می‌کردند که هنگام بستن پرچم، ستاره شناسان ساعت دقیق آن را از پیش تعیین می‌کردند و مراسم آن‌ها با تشریفات و صرف هزینه های کلانی نیز همراه می‌شد؛ به نحوی که نگاشته‌اند: «خلفای فاطمی در مصر اداره مخصوصی برای این کار در نظر گرفته بودند که در مدت یکصد سال به فعالیت خود ادامه داد و در هر سال مبلغ 80 هزار دینار طلا صرف هزینه های آن می‌گردید. (9)»

برگرفته شده از مقاله پرجم و پرچمداری در اسلام(منتشر شده در سایت لبیک)

منابع:
1- ابو الفضل هادی منش، تاریخ تمدن اسلامی، ج 1، ص 30
2- ابو الفداء اسمائیل بن کثیر، السیره النبویه (ابن کثیر، ج 1، ص 100.)
3- ترجمه دشتی، نهج البلاغه، خطبه 124.
4- محمد بن عمر بن واقد، کتاب المغازی، ج 3، ص 1003.
5- ترجمه دشتی، نهج البلاغه، خطبه 11.
6- بتی که «عمر بن حمله» آن را ساخته بود و بت معروف طائف بود.
7- محمد بن عمر بن واقد، کتاب المغازی، ج 3، ص 922.
8-ابن هاشم، السیره النبویه، ج 1، ص 9.
9- ابو الفضل هادی منش، تاریخ تمدن اسلامی، ج 1، صص 182-183.

پنداشت حقیر است که حالا دوستان بیشتر متوجه می شوند که چرا صحابی بزرگ رسول خدا باید از جهت گرفته شدن پرچم فتح بزرگ مکه توسط علی بن ابیطالب(علیه السلام) از دست وی هرچند که به دستور رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد دل چرکین باشد و قصد تلافی بنماید.
هر چند که نمی توان انگیزه های دیگر همچون طمع رسیدن به مسند خلافت مسلمین و حکمرانی بر جهان اسلام و دیگر انگیزهای دنیوی را در وقوع چنین حادثه تاریخی دست کم گرفت.

قدم بعدی : چگونه سعد فرصت فتنه را به غاصبان خلافت داد
انشاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، سید ابراهیم ، عبدالرحمن
۱۰:۴۱, ۱۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۲ ۱۰:۴۱ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #9
آواتار
علویون گرامی واقعا شرمنده که اینقد پارازیت میام تو بحثتون... واقعا حیفم میاد مطلب به صورت کامل روشن نشود...Blush

بله اول کسی که وارد سقیفه شد سعد بن عباده بود... اینکه حقیر عرض کردم از طرف دوستانش از توطئه با خبر شده بود، منظور توطئه غصب خلافت است... توطئه را ما منحصر در سقیفه بنی ساعده نمی دونیم...

این را مطمئن باشید، اگر سعد نبود، سقیفه در بنی تمیم شکل خودش را میگرفت... که البته هم گرفته بود... سعد بیشتر بازی خورد. به همچین کسی دست پشت پرده که نمیگویند... دست پشت پرده اصلا دیده نمیشه.

این تاکید زیاد حقیر بر موضعی که گرفتم به خاطره اینه که یک وقت خدای نکرده از ارسالات شما اینطور برداشت نشود که ابوبکر و عمر حقیقتا در مراسم خاکسپاری پیامبر حضور داشتند و بعد از فتنه با خبر شدند و رفتند از موقعیت استفاده کردند... والله اینطور نیست، چون فتنه از سالها قبل شکل گرفته بود.

اینکه گفته می شود حسبنا کتاب الله، اینکه پیامبر متهم می شود به هذیان، و بعد خیلی جالب توسط همون فرد متهم می شود که پیامبر نمرده است و....

حاکی از این است که دست های پشت پرده، خیلی با نفوذ تر از امثال سعد بودند، سعد بیشتر بازی خورد...

پیشنهاد میکنم تبار انحراف استاد طائب را دقیق مطالعه بفرمایید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضحی ، صبح صادق ، عبدالرحمن ، محب الزهرا
۱۲:۵۷, ۱۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۲ ۱۴:۰۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #10
آواتار
مثالی بزنم برای صحبت سید

اگر به خیلی ها بگی قضیه جنگ تحمیلی چی بود میگن عراق به ایران حمله کرد

ولی هم منافقین به صدام کمک کردن و هم مجاهدای عراقی به ایران

پس جنگ بین ایران و عراق نبود

و صدام هم یه بازیچه بود

تو این مسائل سیاسی یه احمق رو جلو میندازن و دست های پشت پرده دست به سیاه سفید نمیزنن

طرف تو کاخ باکینگهام داشت مشروبشو میخورد و نگاه میکرد به کاراش

یموقع فکر نکنید چون از فلانی بدمون میاد داریم همه چیزو بهش میچسبونیم

تاپیک فتنه سامری رو ببینید

اینم کتابی که سید گفت

http://ceit.aut.ac.ir/~maissam/blog/tabare-enheraf.pdf

http://ceit.aut.ac.ir/~maissam/blog/mahare-enheraf.rar
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضحی ، سید ابراهیم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیا اصحاب سقیفه عاقل تر از رسول الله بودند؟؟؟!!!!! mouj82 4 1,952 ۱۲/دی/۹۲ ۲۰:۰۳
آخرین ارسال: mouj82

پرش در بین بخشها:


بالا