کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مجموعه مقالات پیرامون " زن در آخرالزمان "
۹:۱۸, ۱۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۲ ۱۹:۴۵ توسط fiftynine.)
شماره ارسال: #1
آواتار
پناهگاه زن در آخرالزمان


برای اینکه زن بتواند رسالت عمومی و ویژه خود را در برابر امام زمانش انجام دهد نیاز به شناخت دارد. زن باید جایگاه خود را در اسلام و جایگاه یک زن در جامعه مهدوی را بداند. اگر زنان جایگاه خود را در جامعه مهدوی ندانند، نمی توانند در انجام رسالت های خود موفق باشند.

زن مسلمان جدا از جنسیتش به عنوان یک انسان در جایگاه مهدوی وظایفی بر عهده دارد. زنان در عالم هستی به لحاظ زن بودنشان وظایفی مختص جایگاه و مسئولیتشان دارند. جایگاه زن در عالم هستی، جایگاه انسان سازی، تربیت نیروی انسانی و تامین نیروی انسانی یک جامعه است. از دیدگاه اسلامی تامین نیروی انسانی در یک جامعه دینی برای برپایی یک جامعه مهدوی مهمترین رسالت زن منتظر است.

بسیاری از روایت ها بیانگر وضعیت زنان در دوره آخرالزمان است. زن منتظر باید وضعیت زنان در دوره آخرالزمان را بشناسد. یکی از مهمترین رسالت های زن مسلمان در عصر غیبت این است که در مجموعه روایت های پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار (علیه السلام) جستجو کند و با مسئله زن در دوره آخرالزمان و زنگ خطرها و هشدار ها آشنا شود. زنان برای عبور از گذرگاه صعب العبور آخرالزمان باید روایت های مرتبط با این موضوع را بدانند تا بتوانند گام های هوشمنده و با تدبیر در مسیر رسیدن به حق بر دارد.

زن علاوه بر شناخت وضعیت موجود باید در راه شناخت وضعیت مطلوب زن در دوره ظهور و رسیدن به جامعه ایده آل مهدوی تلاش کند. وقتی زنان دورنمایی از وضعیت عصر ظهور داشته باشد، انگیزه و تمایل پیدا می کنند تا به سمت جامعه و حکومت مهدوی حرکت کنند.


دین شناسی، دشمن شناسی و شناخت مهدی ستیزان و کسب معرفت نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و جامعه و حکومت مهدوی و شناخت جاهلیت مدرن از وظایف زن منتظر است.

زن در دوره آخرالزمان در وضعیتی اسفناک قرار می گیرد، به اوج عصر جاهیلت بر میگردد و قربانی منافع سودجویان می شود و همه حقوق مربوط به یک زن را از دست می دهد و از جایگاه اصلی اش خارج می شود. این در حالی است که در دوره ظهور، زن به جایگاه رفیع خود در عالم هستی بر می گردد و به حقوق خود دست پیدا می کند. زن در دوره ظهور در کمال رشد عقلانی و علمی، رفاه و امنیت به سر می برد.

اگر زنی از وظیفه خود در برابر امامش غفلت کند و وظایفش را در برابر امام انجام ندهد از تحت ولایت امام معصوم خارج می شود و تحت ولایت شیطان قرار می گیرد که این امر موجب ایجاد زندگی پر تنش و سراسر تشویش و نگرانی می شود.

مهترین وظیفه زنان در عصر غیبت، منتظر پروری است. زنان باید برای تامین وتربیت نیرو برای بستر سازی ظهور و در مرحله بعد نیروهایی برای کمک به نصرت امام بکوشند. یک زن برای انجام این رسالت خود باید به اهمیت خانواده و کارکردهای خانواده و ضرورت استحکام خانواده و ساز و کارهای تربیت نسل منتظر و شاخصه های خانواده مهدوی واقف باشد چون نسل منتظر و ولایی در یک خانواده سالم و مستحکم تربیت می شود.

مهمترین انتظار امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از زنان منتظر، پذیرش الگوی آن حضرت است. امام، الگوی خود را دختر رسول خدا می دانند. ما هم اگر تابع ولی خدا هستیم باید در انتخاب الگو هم از ایشان تبعیت کنیم. کسب رضایت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با تاسی به الگوی آن حضرت میسر می شود و در این میان یکی از عالی ترین جلوه های حضرت زهرا (سلام الله علیها) ولایت مداری است. آن حضرت در طول عمر خود از هر آنچه داشتند برای دفاع از ولایت استفاده کردند.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) نتوانستند غیبت امام زمان خود را در جامعه تحمل کنند. آن حضرت نتوانست ببیند که جامعه باشد ولی در راس این جامعه امام زمان، ولی خدا و یک معصوم نباشد و به همین دلیل جانانه و بی امان وارد دفاع از امام زمان خود شدند. باید دید که چه شده که ما نزدیک 1400 سال است که نبود امام زمان خود را تحمل می کنیم و نگران نیستیم و هیچ حرکتی انجام نمی دهیم! آیا اگر فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به معنای واقعی الگوی ما بودند، چنین می شد؟
رعایت حداکثری حجاب در کنار دفاع از حریم ولایت از دیگر ویژگی های حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. کسی که دغدغه حجاب نداشته باشد، چگونه می تواند ادعا کند که الگویش حضرت زهرا است و منتظر واقعی است؟

نویسنده : ویدا حسین زاده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضحی ، یاســین ، حسن عزتي ، صهبا ، عبدالرحمن ، sarallah ، reza48 ، ترنم بهاری ، nasimesaba ، iranvelshok ، fafa* ، قلب ، السا ، SAViOR ، رضوانه ، مجید املشی
۱۹:۴۳, ۱۷/دی/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
زنان در آخرالزمان، آسيب‌ها و درمان

زنان، به عنوان نيمي از پيكره اجتماع و مهم‌ترين عامل انتقال ارزش‌ها در خانواده، از نقش و جايگاه مهمي در عرصه‌هاي اجتماعي برخوردارند؛ به گونه‌اي كه مي‌توان ادعا كرد، زن مي‌تواند عامل سعادت يا شقاوت جامعه باشد.

با اينكه زنان يكي از اركان تربيت در اجتماع محسوب مي‌شوند، اما وضعيت آنها در دوره آخرالزمان، آن‌چنان به ابتذال كشانده مي‌شود كه خطر آن را حتي جوامع اسلامي به صورت جدي احساس مي‌كنند. از اين رو در روايات آمده است كه روزي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم در جمع اصحاب خود فرمودند: «كيف بكم اذا فسدت نسائكم و فسق شبابكم و لم تأمروا بالمعروف بل أمرتم بالمنکر و نهيتم عن المعروف و اذا رأيتم المعروف منكراً و المنكر معروفاً؛1 چگونه است حال شما، هنگامي كه زن‌هاي شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور گرايش يابند و شما نيز به جاي امر به معروف، امر به منكر و نهي از معروف نمائيد؛ معروف را منكر بپنداريد و منكر را معروف؟»

اين احاديث، هشداري به جامعه، خصوصاً زنان است كه آگاه به خطرات احتمالي باشند و هيچ‌گاه منزلت، وظيفه انساني و اسلامي خود را فراموش نكنند.

روابط اجتماعي پيش از ظهور
احاديث ديني به ما گزارش داده‌اند كه روابط اجتماعي در واپسين سال‌هاي پيش از ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ، شكل ويژه‌اي به خود خواهند گرفت. سمت و سوي روابط در آن روزگار، به گونه‌اي خواهد بود كه افزون بر تأمين نكردن منافع و مصالح اخروي انسان‌ها، با منافع زندگي دنيايي و اجتماعي انسان نيز ناسازگار است و زندگي بشر را به سويي مي‌برد كه جز گسست و ناپايداري و سرانجام، نيستي و زوال جامعه، چيز ديگري به دنبال نخواهد داشت. در اين زمينه، شاخصه‌هايي از روابط اجتماعي در روزگار پيش از ظهور و ناهنجاري‌هاي ناشي از آن، وجود دارد که عبارتند از:

الف) گسست اجتماعي: جامعه‌شناسان، هم‌بستگي و انسجام اجتماعي را براي پايايي و پويايي سازمان اجتماعي، ضرورتي انكار ناپذير دانسته‌اند. روشن است كه گسست بين گروه‌هاي اجتماعي و آحاد اعضاي جامعه و وجود تفرقه و جدايي ميان آنها به استواري و پيشرفت جامعه آسيب رسانده و به سرعت، زمينه زوال و اضمحلال آن را فراهم مي‌آورد.
روايات اسلامي در گزارشات خود از عصر پيش از ظهور، به وجود گسست اجتماعي در بين گروه‌هاي اجتماعي و از جمله زنان، اذعان مي‌كنند. براي مثال، محمد بن مسلم نقل کرده که به امام باقر عليه السلام گفتم: «يابن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ، قائم شما عجل الله تعالي فرجه الشريف چه وقت ظهور خواهد كرد؟» امام فرمود: «هنگامي كه مردان، خود را شبيه زنان و زنان، خود را شبيه مردان كنند. آن‌گاه كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند.»2

ب) شيوع كج‌روي‌هاي اجتماعي: زندگي اجتماعي انسان، تحت حاكميت قواعد و هنجارهاي اجتماعي است كه برخي رفتارها را مناسب و برخي را نامناسب تعريف مي‌كند. روشن است كه سرپيچي از اين قواعد رفتاري، همه كنش‌ها را دست‌خوش هرج و مرج و از هم گسيختگي مي‌كند كه از اين حالت به «كج‌روي اجتماعي» تعبير مي‌شود.

از آموزه‌هاي ديني درباره عصر پيش از ظهور برداشت مي‌شود كه در جوامع بشري آن عصر، كج‌روي‌هاي اجتماعي به گونه بهت‌انگيزي گسترش خواهد يافت. عمق گرايش به كج‌روي‌ها در آن روزگار به ميزاني است كه بسياري از مردم در جامعه اسلامي، ارزش‌هاي اسلامي را ضد ارزش و ضد ارزش‌ها را براي خود، ارزش تلقي خواهند كرد.

از حضرت علي عليه السلام نقل شده است: «در واپسين سال‌هاي دنيا که نزديك به برپايي قيامت و بدترين زمان‌هاست، زناني ظاهر مي‌شوند كه برهنه‌اند و خود نمايي مي‌كنند، از راه دين منحرفند، به فتنه و گناه و شهوت‌راني تمايل دارند، ‌حرام را حلال مي‌كنند و سرانجام، جاي آنان در دوزخ است.3»

اين گونه آسيب‌هاي اجتماعي، به سست شدن نهاد خانواده و افزايش نرخ طلاق ـ كه خود، نوعي از كج‌روي در روابط اجتماعي است ـ منجر خواهد شد. يکي از علل عمده چنين معضلاتي، عدم نگاه جامع به شخصيت زن است. استاد شهيد مطهري(رحمة الله علیه) در اين باره مي‌گويد: «حقيقت اين است كه بدبختي‌ها و سيه‌روزي‌هاي قديم زن، غالباً معلول اين جهت بود كه انسان بودن او به فراموشي سپرده شده بود و بدبختي‌هاي جديد او از آن جهت است كه عمداً و سهواً زن بودن او و موقعيت طبيعي و فطري‌اش، رسالتش، تقاضاي غريزي‌اش و استعداد‌هاي ويژه‌اش به فراموشي سپرده شده است.»4

زن، دُرِّ صدف آفرينش است؛ اما صد حيف كه عده‌اي از زنان، ارزش والا و مقام رفيع خويش را نشناخته‌اند و با آرايش و خودنمايي و عرضه خود به عنوان كالايي لذت بخش، شكار هوس‌بازاني مي‌شوند كه حيوانيت را برتري داده و بر مي‌گزينند. عفاف و پوشيدگي براي زن، هم‌چون سدّ و حفاظي است كه در سايه آن، از هر سوء استفاده و تحقيري در امان مي‌ماند. دين اسلام نمي‌خواهد زن بازيچه دست شهوت‌پرستان باشد و ارزش او به ميزاني تنزل كند كه تنها وسيله‌اي براي ارضاي شهوت‌ها به حساب آيد. از همين رو، حجاب را بر او واجب نموده و شخصيت انسانيِ او را از آسيب‌هاي فردي و اجتماعي حفظ کرده است.

طمع‌ورزي به دنيا
از پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در وصف آخرالزمان نقل است: «اذا شاركت النساء أزواجهن في التجارة حرصاً علي الدنيا...؛5 هنگامي كه زنان با شوهرانشان به خاطر حرص به دنيا در تجارت مشاركت كنند.» و ما امروزه به روشني شاهد تحقق اين حديث هستيم. عده‌اي از زنان به دليل حرص به دنيا به جاي عمل به وظايف سنگين و مهم خود، مشغول به کار مي‌شوند تا ثروت‌اندوزي كنند و بر دارايي‌هاي مادي خود بيفزايند؛ در حالي كه مهم‌ترين وظيفه خود، يعني تربيت فرزند را به دست فراموشي سپرده‌اند؛ فرزندي كه مي‌تواند بهترين ثروت و دارايي مادي و معنوي باشد و به عنوان يك صدقه جاريه، نيك‌بختي ابدي را براي پدر و مادرش به ارمغان آورد.

تشبّه زنان به مردان و برعکس
يكي ديگر از آسيب‌هاي اجتماعي ـ كه در روايات آخرالزماني به آن تصريح شده است ـ آن است که زن‌ها خودشان را به شكل مردان و مردها خودشان را به شكل زنان در مي‌آورند: « يتشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال».6 به راستي ريشه اين رفتارها در چيست؟‌ شايد مشكل اين‌گونه اشخاص، در نوع برداشت آنان از دين و يا تقليد از غرب و روشنفكراني است كه معتقدند براي زندگي در عصر مدرن، بايد با هر چه كه از گذشته بر جاي مانده ـ و لو اينکه نيک و پسنديده باشد ـ مبارزه كنند، بي‌آنكه در درستي يا نادرستي آن، بيانديشند.


اصلاح روابط اجتماعي پس از ظهور
آيا امكان دگرگوني و تحول و اصلاح جامعه وجود دارد؟ اگر دگرگوني ممكن است، چه موقع، چگونه و به دست چه كسي ايجاد خواهد شد؟ به عقيده ما، وضعيت روابط اجتماعي با ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به صورت کامل دگرگون خواهد شد. امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف براي اصلاح روابط اجتماعي از اصلاحات بنيادين، يعني اصلاح بينش‌ها و گرايش‌ها آغاز خواهند كرد:


اصلاح بينش‌ها
کج‌روي انسان‌ها بر اثر كج‌انديشي آغاز مي‌شود. از اين رو، براي جهت‌دهي درست به روابط اجتماعي و مبارزه با مشكلاتي از جمله طلاق، بي‌حجابي و بي‌حيايي، اصلاح خِرَد و انديشه، بهترين گزينه است. شايد به همين خاطر است كه امام باقر عليه السلام فرمودند: « اذا قام قائمنا وضع يده علي رئوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به أخلاقهم؛7 زماني كه قائم ما به پا خيزد، دست خويش را بر سر بندگان خواهد كشيد و اين گونه، انديشه آنان را جمع و اخلاقشان را كامل مي‌كند». اين، بدان جهت است که عقل در قاموس اسلام، نيرويي است كه انسان را به پرستش خداوند و كارهاي نيك ـ كه سبب‌ساز بهره‌مندي از نعمت‌هاي الهي است ـ فرا مي‌خواند: « العقل... ما عُبِد به الرحمن و اكتُسِب به الجنان ».8
اگر بشرِ امروز از نيروي عقلاني خود به درستي استفاده مي‌كرد و ابرهاي تيره را از آسمان فهم و ادراک خود مي‌زدود، روابط اجتماعي‌اش به گونه‌اي ديگر رقم مي‌خورد. از اين رو، براي اصلاح يك جامعه و نجات آن از آتش ظلم و ستم و ارتقاي سطح عقلانيت انسان‌ها، تقويت پايه‌هاي ايمان به خدا و معاد، دو شرط ضروري و اساسي است؛ چرا كه بدون ايمان به خدا، احساس مسئوليت از وجود انسان برچيده مي‌شود و بدون توجه به معاد، ترس از عاقبت از ميان خواهد رفت.

اصلاح گرايش‌ها
قرآن كريم، يكي از برنامه‌هاي اصلاحي پيامبران الهي را تزكيه روح و روان انسان‌ها دانسته و آن را مرحله آغازين و پيش‌شرط هر گونه اصلاح معرفي كرده است. در روايات اسلامي نيز آمده است كه س يره و سنت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف همان سيره و سنت رسول اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خواهد بود. از اين رو، تربيت و پرورش روح انسان و توجه به اخلاق و فضايل معنوي، از اساسي‌ترين برنامه‌هاي ظهور و پس از آن است ، پس از ظهور، امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف براي اصلاح رفتارهاي مردم جامعه ، تلاش خود را از اين نقطه زير بنايي (اصلاح گرايش‌ها) آغاز خواهد كرد تا بتواند ديگر الگوهاي اصلاحي خود را بر اين اساس بنيان نهد. زيرا انساني كه از بعد روحي و رواني رشد يافته باشد، براي پذيرش عدالت، حق‌طلبي، مهرورزي، ايثار و فداكاري و مسئوليت‌پذيري در قبال خانواده و اجتماع و جامعه آماده مي‌شود و هم‌چنين زمينه ظرفيت بيشتري پيدا مي‌شود و از اين جهت، ناهنجاري‌هاي اجتماعي و گسست دروني از بين مي‌رود.

نتيجه آن که آنچه موجب اصلاح رفتار‌هاي اجتماعي و رفتار‌هاي شخص و جامعه مي‌شود، در مرحله اول، اعتقاد به باور‌هاي ديني و اصلاح رفتارها و در مرحله دوم، پرورش عقلانيت در جامعه است؛ چرا که وقتي عقلانيت در اوج باشد، اخلاق اسلامي به همه كنش‌ها رنگ و بوي الهي خواهد داد و در نتيجه، روابط اجتماعي پايدار، عواطف انساني، قوي، انگيزه‌ها خدايي و جامعه و از جمله زنان، مصون از كج‌روي و فساد خواهند بود.□
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*. دانش پژوه مرکز تخصصي مهدويت.
1. کافي، ج5، ص59.
2. كمال الدين و تمام النعمه، ص331.
3. من لا يحضره الفقيه، ج3 ص390.
4. فصلنامه راه تربيت، زمستان 85 و بهار 86، ص 102.
5. منتخب الاثر، ص428.
6. همان، ص 292.
7. بحار الانوار، ج52، ص 336.
8. کافي، ج1، ص11.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، حسن عزتي ، ترنم بهاری ، nasimesaba ، iranvelshok ، fafa* ، السا ، SAViOR ، رضوانه ، مجید املشی
۳:۱۸, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
بسیار عالی و کاربردی بود ، متشکرم

اگه ادامه داره ، ممنون میشم بقیه مطالب رو هم قرار بدید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fiftynine ، fafa* ، مجید املشی
۲۰:۳۳, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
ازدواج حضرت زهرا(علیه السلام) الگوی زنان مهدی باور

نیاز به زندگی اجتماعی و تشکیل خانواده، نیازی فطری است و تطابق نیازهای درونی وامکانات بیرونی، این امکان را فراهم آورده تا انسان ها با روی آوردن به ازدواج، به این میل باطنی و خواسته طبیعی خویش پاسخ دهند. تعلیمات دینی، از جمله آیات قرآن، در تبیین فلسفه ازدواج به همین اصل توجه داشته و پیوند زناشویی را که از زیباترین لحظات زندگی زنان و مردان است، از آیات الهی و منشأ آرامش و آسایش برشمرده اند. از سوی دیگر، دغدغه بشر امروز رسیدن به کمال است؛ ایستادن بر فراز قله خوشبختی، یافتن تکیه گاهی در حوادث و خطرات و به سلامتی گذشتن از طوفان های سهمگین زندگی و سختی های روزگار. پس این دغدغه ها منحصر به زمان و مکان خاصی نبوده و نیست؛ از این رو، اگر مکتب و آیینی توانسته باشد به خوبی به این دغدغه ها بپردازد و جواب آنها را بدهد، می تواند به عنوان مکتبی پاسخگو مورد توجه قرار گیرد. به اعتقاد ما، دین اسلام به خوبی این دغدغه ها را درک کرده است؛ چرا که مسائل انسان شناسی آن مرتبط به وحی بوده و همو که انسان را آفریده، راه نجات را به او می آموزد و راه حل های علمی و مؤثری برای سعادت و کمال و خوشبختی ارائه کرده است. تجسم و تبلور علمی این اموزه ها در زندگی انسان های نمونه به طور کامل به نمایش در آمده است و حیات درخشان این چهره های ماندگاربشری دلیل واضحی است بر ممکن بودن و عملی بودن این آموزه ها و دست یافتن به جزیره ثباتی که همواره بشر به دنبال آن بوده است.
یکی از درخشان ترین چهره های موفق و الگوی کمال انسانی، حضرت فاطمه(علیه السلام) دختر گرامی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می باشد. عرصه های مختلف زندگی کوتاه، اما درخشان این شخصیت نیازمند ساعت ها مطالعه و تحقیق و بررسی است؛ زندگی پر باری که ثمرات آن برای همیشه تاریخ به یادگار مانده و وجدان های بیدار و اذهان پر تلاطم را به خود فرا می خواند تا به فراخور درک خویش بتوانند راهی به رهایی یابند و سعادت و خوشبختی ابدی را به دست آورند. فاطمه زهرا، به گواهی دوران درخشان زندگی پر برکت ایشان، از جمله معدود افرادی است که توانسته در فضای ظلمت آلود عصر جاهلیت، در کمال آزادگی، اسلام را به عنوان آیین نجات بخش بپذیرد و مراحل تکامل را به نهایت برساند و به مقام کمال انسانی دست یابد. چرا این گونه نباشد در دانه ای که در بیت نبوت رشد کرده است؛ کسی که مادرش اولین بانوی مسلمان است که در راه نشر این آیین الهی و مترقی، هر آنچه اندوخته مادی داشت در اختیارمعلم آسمانی اش قرار داد. او درخشان بانویی است که می تواند الگوی فرزانگان عالم باشد و از مطالعه و بررسی احوال و آثار وجودی آن حضرت، می توان به راه های سعادت و کمال دست یافت.
بی شک، مطالعه دقیق و عالمانه در حیات سراسر درخشان فاطمه زهرا(علیه السلام) می تواند درهای بسته بسیاری را برای مشتاقان کسب معرفت و کمال بگشاید و برای جویندگان آرامش و خوشبختی، بهترین نسخه های عملی را به ارمغان آورد و سرگشتگان وادی حیرت را به سر منزل امن و ایمن رهنمون باشد، گرچه قرن ها از آن دوران گذشته است و دختران و زنان در قرن بیست و یکم با شرایط جدید اجتماعی مواجهند و شاید به نظرشان بسیاری از این دغدغه ها از مسائل خاص عصر مدرن است و با جستن و کاویدن در گذشته، نمی توان گرهی از مشکلات عصر مدرن و پست مدرن گشود!
بحث از حضرت فاطمه زهرا(علیه السلام) بحث درباره زنی است که نقش های متعددی را در زندگی ایفا کرده و با اینکه عمری محدود وکوتاه داشت و دوران زندگی اش بسیار اندک بود، ولی تاریخ حیاتش به گونه ای است که هر ورقی از آن برای ما و آیندگان درس زندگی است. آن بزرگوار تنها به عصر خود تعلق نداشت، بلکه الگویی جاویدان برای همه عصرهاست.
بحث درباره حضرت زهرا و معرفی زندگی اش برای همگان راه گشاست؛ زیرا در عصر ما گسیختگی عقاید و ایدئولوژی هاست، برای به دست آوردن هدف روشن و جهت زندگی، عده ای مات و مبهوتند. در چنین شرایطی، چه بهتر که راه فاطمه، که مورد تأیید دوست و دشمن و دارای جنبه های علمی و الگویی است، عرضه گردد.
نوشتار حاضر، در صدد است با بیان قوانین منتزع از سیره حضرت زهرا(علیه السلام) در امر ازدواج، نمادی برای جوانان امروز ترسیم کند.
عوامل مؤثر در تحکیم خانواده و آموزه های اخلاقی و رفتاری حضرت زهرا(علیه السلام) در امر ازدواج
اگر در ازدواج، رضایت الهی و خداپسندانه مد نظر نباشد، این ازدواج، ریشه مستحکمی نخواهد داشت و نمی تواند ممدوح و پسندیده باشد. هر چه نور خدا، در مقدمات ازدواج شعله ور تر باشد، این نور در سراسر زندگی زوجین، بیشتر جلوه گر خواهد شد.
تمهیدات ازدواج حضرت زهرا(علیه السلام) در کمال تعالی و نورانیت و با رضایت الهی بوده است. وی در همه اعمال و رفتارش جز رضایت دوست، چیزی در نظر نداشت و می فرمود: «اللهم لنی اسئلک بما تحب و ترضی.»(شیخ الاسلامی، 1377، ص227)
رضایت مندی زوجین، یکی از شروط اصلی در امر ازدواج است. اگر یکی از دو طرف ازدواج، ناراضی و ناخشنود باشد، تأثیرات منفی در زندگی مشترک باقی خواهد گذاشت و صلح و مودتی در آن شکل نخواهد گرفت.
حضرت زهرا(علیه السلام) رضایت خود را از ازدواج با علی(علیه السلام) این گونه اعلام می نماید: «رضیت بما رضی الله و رسوله»؛ من به آنچه خدا و رسول خدا راضی اند، راضی و خشنودم.(دشتی، 1375، ص29)
یکی از عوامل مؤثر در ازدواج، این است که خانواده ها به ازدواج فرزندانشان راضی باشند. در صورتی که زوجین به بی رغبت بودن خانواده های خود پی ببرند، به تدریج زندگی مشترکشان رو به سردی می گراید.
زندگی حضرت زهرا(علیه السلام) از ضمانت محکمی برخوردار بود. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در همه مراحل زندگی این زوج، با خشنودی و رضایت و به عنوان یک عقل مجرب، از تداوم این ازدواج حمایت می کردند و در رفع مشکلات آنها می کوشیدند.
از عوامل اساسی دیگر در امر ازدواج، دقت و توجه به ارزش ها و معیارهای الهی است. چنانچه در ازدواج و مقدمات آن، به ارزش های راستین و واقعی ارج نهاده شود، بی شک، دیگر زندگی های از هم پاشیده و نابسامان نخواهیم بود. توجه بیش از حد به ارزش های پوچ و باطل در مقدمات ازدواج، مانند مهریه، جهیزیه، مراسم ازدواج و...، کدورت ها و مشکلات را به وجود می آورد.
جهیزیه حضرت زهرا(علیه السلام) هفده قلم بیشتر نبود. وقتی به فاطمه(علیه السلام) طعنه زدند که تو همسر مرد فقیری شده ای، فرمودند: «رضیت به فوق الرضا»؛ من به علی راضی هستم و رضایت من از او، فوق درجات رضایت است.(مجلسی،1404ق.، ج43، ص97)
وقتی هم به علی(علیه السلام) طعنه زدند که می توانستی دختر ثروتمند را به عقد خود در آوری تا خانه تو را پر از جهاز کند، آن حضرت فرمودند: «همانا ما گروهی هستیم که به مقررات الهی رضایت داده ایم و جز رضایت او چیزی نمی خواهیم و افتخار ما به اعمال نیکوست، نه به مال و ثروت.»(بحرانی، [بی تا]، ج11، ص363)
حضرت زهرا(علیه السلام) با تکبیر به خانه علی(علیه السلام) مشرف شدند و در میانه راه، پیراهن عروسی را به مسکین بخشیدند.(مظاهری، 1372، ص66-67)
دیدگاه مثبت همسران نسبت به هم، یکی دیگر از عناصر مهم در ازدواج و تحکیم خانواده می باشد. وقتی در ازدواج، طرفین نظر مثبت و مساعدی نسبت به هم داشته باشند، زندگی خوبی را آغاز خواهند نمود. وجود چنین دیدگاهی، موجب پوشاندن نقایص هر یک از زوجین در نظر دیگری خواهد گردید.
وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آغاز زندگی مشترک علی(علیه السلام) و فاطمه(علیه السلام)، دیدگاه آنها را جویا شدند، علی(علیه السلام) عرض کرد: «چه قدر او یاور خوبی در راه اطاعت خداست»، و فاطمه(علیه السلام) پاسخ داد: علی(علیه السلام) بهترین شوهر است.»
از عوامل مهم دیگر، داشتن یقین و اعتقاد زوجین به تداوم ازدواج می باشد. زوجین باید باور و اطمینان داشته باشند که هرگز از هم جدا نخواهند شد و وصلت آنها دایمی است؛ چون ترس از جدایی، گرمی زندگی را از بین می برد.
حضرت زهرا (علیه السلام) در اولین روز زندگی مشترکشان با علی(علیه السلام)، به ایشان گفتند: «ای علی، من امروز از خانه پدرم به خانه شما منتقل شدم و روزی هم از این خانه به قبر و لحد پای خواهم گذاشت»(دشتی،1375،ص35)؛ یعنی بجز مرگ، چیزی نمی تواند در زندگی آنها خللی وارد کند.
یکی از عوامل مهم در ازدواج های موفق، هم شأن بودن، هم کفو و همتا بودن زن و مرد می باشد؛ چون درک متقابل زوجین را از یکدیگر امکان پذیر می سازد. در مسئله ازدواج، تا حد زیادی باید از نظر ظاهری و باطنی بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.
ام سلمه می گوید: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «اگر خداوند، علی(علیه السلام) را خلق نکرده بود، فاطمه(علیه السلام) کفوی نداشت.»(قندوزی،1380،ص237)
از دیگر عوامل، درک روحیات و حالات همسر در زندگی زناشویی می باشد. توجه به این عامل در زندگی، بسیار آرامش بخش و سازنده است و این شناخت نسبت به ابعاد وجودی همسر می تواند باعث ایجاد محبت شود.
فاطمه(علیه السلام)، علی(علیه السلام) را بسیار خوب می شناخت و بر روحیات او اشراف داشت و از شدت دلبستگی همسرش به خود آگاه بود. از این روی، در آخرین لحظات زندگی، سعی نمود با زیباترین و ملایم ترین صورت ممکن، خبر مرگ خود را به علی(علیه السلام) برساند تا وی در برابر شنیدن این خبر، از پای در نیاید. حضرت زهرا(علیه السلام) همسرش را به بالین طلبید و عرض کرد: «پسر عموی من! سلام بر شما، همانا این جبرئیل است که بر من سلام می کند.» پس از مدتی تأمل، بیان داشت: «این میکائیل بود که همانند دوستش جبرئیل به من سلام کرد.» زهرا (علیه السلام) پس از تأمل دیگری، به همسرش گفت: «به حقیقت، این عزرائیل است که بال هایش را در مشرق و مغرب گشوده است و پدرم او را برای من چنین وصف فرموده است.»(سپهر،1382،ص183)
در حسن معاشرت زن با شوهر، عامل تواضع و فروتنی در برابر همسر، عنصری اساسی است که می تواند مرد را در زندگی، سرشار از خشنودی نماید. فروتنی مناسب، از مفاهیمی است که در بیشتر دوره ها و در بین اکثر اقوام و ملل، مورد احترام است. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «سه چیز، محبت را بر جای می گذارد: خوش اخلاقی، خوب مدارا کردن و تواضع.»(مجلسی، 1404ق، ج2، ص205)
حضرت زهرا (علیه السلام)، با وجودی که سرور کائنات است، در مقابل همسرش تواضعی ستودنی دارد. مثلا وقتی در برابر شفاعت علی (علیه السلام) از خلیفه، که برای عیادت او اجازه می خواست، قرار گرفت، چنین متواضعانه پاسخ داد: «علی جان! خانه، خانه توست و من کنیز تو هستم.»(بابازاده،1376، ص255)
یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در روابط میان زن و شوهر، ابراز محبت و مهربانی به همسر است. شنیدن کلمات محبت آمیز، از لوازم یک زندگی موفق زناشویی است.
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: «هیچ گاه این کلام شوهر که به همسر خود می گوید: "دوستت دارم"، از دل زن خارج نمی شود.»(حر عاملی، 1367، ج20،ص23)
زن باید به طور متقابل به همسرخود محبت نماید. حضرت زهرا (علیه السلام) در عبارتی خطاب به همسرشان می گویند: «روح من فدای روح تو باد و جان من سپر بلای جان تو باشد.» (حائری مازندرانی، 1374، ج1، ص196)
ایجاد آراستگی ظاهری و باطنی برای همسر، از عناصراساسی دیگر است. گرایش به زیبایی و آراستگی، از تمایلات فطری انسان است که با سرنوشت آدمی، ممزوج می باشد. از این رو، در همه جوامع و فرهنگ ها، زیبادوستی و جمال پرستی دیده می شود.
گشادگی صورت و نگاه صورت مهربان، انواعی از زینت چهره می باشد. شادمانی باطنی و رضایت خاطر هم، نوعی درخشندگی در چهره ایجاد می کند.
حضرت زهرا (علیه السلام) سعی می کردند در محیط خانه، عطر آگین و آراسته باشند. حتی ایشان در آخرین لحظات زندگی خود به اسماء فرمودند: «عطر مرا که همیشه خود را با آن عطر آگین می نمودم. (اربلی،1381، ج2، ص62)
علی (علیه السلام) نیز در اشاره به آراستگی ظاهر و باطن فاطمه (علیه السلام) می فرمودند: «هر گاه به او می نگریستم، همه ناراحتی ها و غم هایم برطرف می شود.» (مجلسی،1404ق،ج43،ص134)
یکی از عوامل در استحکام ازدواج ها، عمق بخشیدن به محبت، حمایت و دفاع از همسر و قدردانی از تلاش ها و زحمات اوست.
زمانی که علی(علیه السلام) را با اکراه و اجبار برای اخذ بیعت به مسجد مدینه می بردند، حضرت زهرا (علیه السلام) برای دفاع از همسرش به درب مسجد آمدند و در یاوری علی (علیه السلام) فرمودند: «به خدا سوگند ای سلمان، از درب مسجد مدینه پا را بیرون نمی گذارم تا آنکه پسر عموی خود را با چشمان خودم، سالم ببینم.»(شیخ مفید، 1374، ص181)
زیبا، مؤدبانه و با احترام خطاب کردن همسر، یکی از عوامل ازدواج های موفق می باشد. در صورتی که صدا کردن همسر، احترام آمیز باشد، محبت و صمیمت زیادی را در پی خواهد داشت. نام بردن زیبا و مناسب افراد، باعث برقراری ارتباط مثبت خواهد شد و به طور متقابل، واکنش مثبت مخاطب را نیز فراهم می کند.
این عمل، تأثیر عمیقی در واکنش های عاطفی همسران بر جا می گذارد و زن و شوهر، بیش از هر چیز به این واکنش های عاطفی مناسب نیازمندند.
زهرا (علیه السلام)، نام همسر خود را با احترام یاد می کردند. گاهی او را با کینه «ابا الحسن» می خواندند، گاهی با «ابن عم» و گاهی با لقب شریف «یا امیرالمؤمنین». برای نمونه، فاطمه(علیه السلام) هنگام شکایت از مرگ پدر و مشکلات سیاسی، همسرش را این گونه مورد خطاب قرار می دهد: «یا ابن ابی طالب»(مجلسی، 1404ق، ج8، ص125) و با این خطاب، متذکر نسبت علی (علیه السلام) با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می شود.
از دیگر عوامل در تحکیم خانوده، تشویق همسر به انجام کارهای خیر است. زوجین باید همواره یکدیگر را به کمالات و کارهای نیک تشویق نماید؛ چون تأثیر مثبت آن به زندگی مشترک بر می گردد.
زهرا (علیه السلام)، آن قدر با علی (علیه السلام) در خیرات و حسنات، هماهنگ بودند که علی (علیه السلام) بعد از وفات وی فرمودند: «وقتی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنیا رفت، من یک رکن خود را از دست دادم و هنگامی که فاطمه (علیه السلام) به شهادت رسید، دومین رکن خود را نیز از دست دادم.» (مجلسی، 1404ق ، ج43، ص173)
عامل تأثیر گذار دیگر در تحکیم خانواده، توجه زن به مسئله حجاب و عفاف است. در پرتو رعایت حجاب و التزام به حیا و عفاف است که شخصیت انسانی زن، حفظ و زمینه های رشد و تکامل زن و مرد در ابعاد مختلف فراهم می شود. در پرتو حجاب، پیوند ها و علایق زندگی استحکام و دوام می یابد و امنیت و آرامش روحی و روانی به وجود می آید.
اعتقاد حضرت زهرا(علیه السلام) در باب حجاب و تحفظ از بیگانه، دارای عظیمی وصف ناشدنی است.
در همین زمینه نقل کرده اند: مردی نابینا از حضرت فاطمه (علیه السلام) اجاره خواست که به خانه او وارد شود و زهرا (علیه السلام) خود را پوشانید. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسیدند: چرا از او حجاب کردی؟ حضرت زهرا عرض کد: اگر او مرا نمی بیند، من که او را می بینم و همچنین این مرد نا بینا می تواند بو را استشمام کند.» (مجلسی، 1404ق، ج43، ص91).
از ابعاد محبت و مودت میان زن و شوهر، همکاری و مساعدت متقابل آنها برای گذراندن امور زندگی و فروعات آن است.
در زندگی مشترک علی (علیه السلام) و فاطمه (علیه السلام)، تدبیر کارهای منزل بر عهده زهرا (علیه السلام) و تدبیر امور بیرون منزل بر دوش علی (علیه السلام) بود. امام باقر فرمودند: «حضرت زهرا (علیه السلام) کارهای منزل را با علی(علیه السلام) این گونه تقسیم می کردند که خمیر کردن آرد، پختن نان و جارو زدن خانه بر عهده فاطمه (علیه السلام) باشد و جمع آوری هیزم و تهیه مواد غذایی اولیه را علی (علیه السلام) انجام می دهد.» (دشتی،1375، ص168)
یکی از عوامل موفقیت در زندگی زوجین، صبر و بردباری است که آنها را در معبر عبور از سختی ها یاری می دهد. در هر خانواده ای که صبر وجود نداشته باشد، بنای محبت و استحکام نیز دچار آفت می شود.
روزی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، به خانه دخترش وارد شد و حضرت زهرا (علیه السلام) را دید در حالی که لباسش بسیار نامناسب بود؛ از یک طرف، مشغول آرد کردن و تهیه نان بود و از طرفی به فرزندش شیر می داد. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با چشمان پر از اشک به ایشان فرمودند: «دخترم این گونه تلخی ها در دنیا برای رسیدن به پاداش اخروی است؛ پس صبر از از دست نده.» زهرا (علیه السلام) در پاسخ پدر گفتند: «خدا را حمد می کنم در برابر نعمت هایش و شکر می کنم در برابر نعمت هایش.»(ابن شهر آشوب، 1379، ج3، ص343)
سادگی و قناعت، از جمله عواملی است که تأثیر بسزایی در ازدواج و پایداری خانواده دارد. افرادی که فقط به دنبال تشریفات و دنیا گرایی باشند نمی توانند به اهداف والایی در زندگی دست یابند؛ چون این عوامل، موانعی است بر سر راه رشد و ترقی معنوی و کمال انسانی.
سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت زهرا (علیه السلام) را دیدم که چادری ساده بر سر داشت. با تعجب عرض کردم: عجبا! دختران پادشاهان بر کرسی های طلایی می نشینند و پارچه های اشرافی به تن می کنند، اما دختر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، نه چادر گران قیمت بر سر دارد، نه لباس فاخر، حضرت زهرا (علیه السلام) فرمودند: «ای سلمان! خداوند، لباس های زینتی و تخت های طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.»(مجلسی، 1404ق،ج8،ص303)
نتیجه
دین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را منشأ آرامش و آسایش می داند و امروزه با توجه به حاکمیت زندگی مدرن، ضرورت آسان کردن این سنت الهی در بین جوانان احساس می شود. تأملی ژرف بر سیره معصومان(علیه السلام)، نمونه هایی از ازدواج شایسته را نشان می دهد. این نوشتار بر آن بود تا حد مقدور، خطوط اساسی و راه گشای معرفت ازدواج مطلوب را برای صاحبان تأمل، ترسیم نماید. زوج های جوان با تأسی و پیروی از زندگی این بزرگواران می توانند ازدواج پر از شور و عشق داشته باشند.
بدون تردید، وجود مقدس حضرت زهرا(علیه السلام)، سیره، رفتار و گفتار آن گرامی برای تمام زنان و جوانان امروزی مایه مباهات و اسوه کامل می باشد و مجموعه ای سالم و کامل از تجسم همه خوبی ها و زیبایی هاست. از این رو، در این مقاله، بخش هایی از سیره و سخن آن بزرگوار که قابلیت الگو برداری و درس آموزی دارد تقدیم گردید، به امید آنکه بتوانیم در عصری که از هر سو دشمنان اسلام، ایمان و ارزش های اصیل جوانان را هدف گرفته اند، افکار و رفتارهای خود را با آن حضرت هماهنگ نماییم.
منابع:
1. این شهر آشوب، محمد بن عی؛ مناقب آل ابی طالب؛ تهران: ذوی القربی، 1379.
2. اربلی، علی بن عیسی؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه؛ تهران: اسلامیه، 1381.
3. بابازاده، علی اکبر؛ تحلیل سیره فاطمة الزهرا(علیه السلام)؛ [بی جا]، انصاریان، 1376.
4. بحرانی، عبدالله؛ عوالم العلوم؛ قم: مدرسه الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، [بی تا].
5. حائری مازندرانی، مهدی؛ کوکب الدری؛ قم: مکتب الحیریه،1374 .
6. حر عاملی، محمد بن الحسن؛ وسائل الشیعه؛ تهران: اسلامیه، 1367.
7. دشتی، محمد؛ نهج الحیاة، قم: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین (علیه السلام)، 1375.
8. سپهر، محمد تقی؛ ناسخ التواریخ؛ تهران: اسلامیه، 1382.
9. شیخ الاسلامی، حسین؛ مسند فاطمه الزهرا؛ قم: دفتر تبلیغاتی اسلامی، 1377.
10. شیخ مفید، محمد بن محمد؛ اختصاص؛ قم: جامعة الندرسین، 1374.
11.قندوزی، سلیمان بن ابراهیم؛ ینابیع المودة لذوی القربی؛ تهران: [بی تا]، 1380.
12.مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1404ق.
13. مظاهری، حسین؛ مجموعه مقالات الزهرا (علیه السلام)؛ [بی جا]، [بی تا]، 1372.
فصلنامه علمی- ترویجی مباحث بانوان شیعه شماره-24
پدید آورنده: آنیتا همایون فرد-دکتر سید مهدی سجادی(منبع راسخون)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، nasimesaba ، fafa* ، SAViOR ، رضوانه ، مجید املشی ، mahyamatin
۸:۴۵, ۲۶/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
تربیت نسل منتظر
[/font]
[font=B Lotus]روش تربیتی ما باید چگونه باشد؟ چه روشهایی می تواند کودکان و نوجوانان ما را با وجود امام زمان مانوس سازد؟
1 . فضا سازی
اولین و مهمترین نکته که باید تحقق پیدا کند، این است که فرد از اطرافیانش یاد بگیرد که وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسئله ای جدی است; شوخی بردار نیست و سستی و سهل انگاری در آن راه ندارد . تربیت یعنی فضاسازی .
ما در تربیت نمی توانیم آدمها را تک به تک تربیت کنیم; اگر تربیت صحیح خواسته باشیم، باید فضا ایجاد کنیم . افراد وقتی در فضای خاصی قرار بگیرند، مطابق آن فضا حرکت خواهند کرد .
خیلی از چیزها احتیاج به ارائه کار مستقیم ندارد . اینها یک تعلیم و تربیت پنهان است که از طریق فضاهایی که ایجاد می شود، شکل می گیرد . بعضی پدر و مادرها، در مورد درس خواندن بچه های شان مشکل دارند . هر چه آنان را امر به این کار می کنند، آنان سر باز می زنند . مشکل اینجاست که آنان می خواهند بچه را بطور مستقیم وادار به درس خواندن کنند . یکی از راهها این است که حالت خانه را مثل کتابخانه کنند مثلا ساعت شش بعد از ظهر، ناگهان چهره خانه عوض می شود و هیچ کس بلند حرف نمی زند . تلویزیون و رادیو خاموش است و هر کس گوشه ای می نشیند و کتاب می خواند و هر کس وارد شود، گویی فضا به او می گوید که آقا کتاب دستت بگیر و برو بنشین بخوان . تنها کاری که در اینجا انجام می دهم، مدیریت است . به احدی نمی گوییم بخوان . اگر کاری خلاف خواندن انجام دهد، به او می گوییم ساکت; الان هنگام بلند حرف زدن نیست و . . .. این فضا واقعا بچه را مجبور به درس خواندن می کند . در تربیت، فضا سازی مهم تر از کار مستقیم فردی است . فضاها با انسان صحبت می کنند .
در مسئله تربیت نسل منتظر نیز این نکته بسیار مهم است; بسیار مهم تر از پیامهای مستقیمی است که می خواهیم به افراد بدهیم . یکی از فاکتورهای مهم در فضاسازی این است که وجود مبارک حضرت را جدی بگیریم و کوچک ترین شوخی و سهل انگاری به این موضوع وارد نکنیم; مانند مسئله قرائت قرآن . دستور الهی به ما می گوید:
هنگامی که قرآن خوانده می شود، به آن گوش فرا دهید . . .
به محض شروع تلاوت، مثلا در تلویزیون، انسانی که می خواهد دیگران را تربیت کند، خودش باید ساکت باشد و با همه وجود به قرآن گوش فرا دهد . دیگر احتیاج نیست که دیگران را امر به گوش دادن کنیم . این مسئله بسیار مؤثر است . از این طریق، در حقیقت احترام به قرآن به وجود می آید .
2 . گوشزد کردن اهمیت مساله
شوخی و خنده جزء زندگی ما است; حتی در مسائل دینی نیز بعضی موقع شوخی می کنیم . در بعضی چیزها به هیچ وجه نباید شوخی کرد; از جمله قرآن و قیامت . نام قیامت که بیاید، باید اشک جاری شود .
مسئله قیامت طوری در قرآن بیان می شود که هیچ جای شوخی نمی گذارد . در مورد قیامت نباید شوخی کرد. اگر بخواهیم نسل منتظر بار بیاوریم، با بعضی چیزها نباید شوخی کنیم . با نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمی توان شوخی کرد.
اگر بخواهیم نسل منتظر تربیت کنیم، باید با شنیدن نام ولی عصر (علیه السلام) حالمان دگرگون و چهره مان متغیر شود. این تغییر چهره تاثیر خودش را می گذارد. اگر بچه ای گوشه چشم تر ما را ببیند، از هزاران آموزش مستقیم بهتر است . آن بچه می بیند و در اعماق وجودش اثر می گذارد . نشان دهیم که ما درباره یک انسان مهم و بزرگ حرف می زنیم که سر سوزنی سهل انگاری در او وارد نمی شود . نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که می آید برمی خیزیم و دست روی سر می گذاریم . این کاری بوده که امام رضا (علیه السلام) قبل از تولد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام می داده; این تکریم ها در عمل باید نشان داده شود و مهم ترین تربیت نسل منتظر این است که نشان دهیم سخن از شخص بسیار مهمی است .
مسئله قیامت طوری در قرآن بیان می شود که هیچ جای شوخی نمی گذارد . در مورد قیامت نباید شوخی کرد. اگر بخواهیم نسل منتظر بار بیاوریم، با بعضی چیزها نباید شوخی کنیم . با نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمی توان شوخی کرد. اگر بخواهیم نسل منتظر تربیت کنیم، باید با شنیدن نام ولی عصر (علیه السلام) حالمان دگرگون و چهره مان متغیر شود. این تغییر چهره تاثیر خودش را می گذارد
3 . انتقال معارف مهدوی
سخن از تعلیم معارف مهدوی است . خیلی چیزها باید به کودکانمان بیاموزیم . یکی از آنها احادیثی است که در مورد حضرت است . انتقال اینها به کودکان بسیار کارساز است .
لازم است این فرازها و احادیث را برای بچه ها توضیح دهیم . برخی چیزها را گزیده انتخاب کنیم تا بچه ها تکرار کنند و حفظ کنند اینها نگهدارنده آنهاست .
4 . بسیار یاد کردن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یکی دیگر از کارهایی که باید در مورد روشهای تربیتی تاکید شود، انجام آداب خاص و یادکردن فراوان از امام (علیه السلام) است . ذکر امام و نام امام باید در زندگی ما فراوان باشد یکی از چیزهایی که امروزه دیده می شود و بسیار مؤثر است، ختم قرآن است که با برنامه ریزی های مدون و منظم، هر کس یک حزب یا جزء یا سوره ای از قرآن را برای قرائت قبول می کند و موظف است هر روز آن را انجام دهد . این ختم قرآن را برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام می دهند; یعنی هر روز یک ختم قرآن صورت می گیرد . این نعمت بزرگی است که شامل حال آنان می شود . ما معمولا به طور منظم قرآن نمی خوانیم و این یکی از مشکلات جامعه ما است . این کار ما را موظف می کند . بعضی اوقات می بینیم که شخصی وقت ندارد، یا مشکلی دارد; به دیگران التماس می کند که آقا من نرسیدم این حزب را بخوانم شما بخوانید . همین مسائل انس با قرآن را زیاد می کند .
5 . ایجاد شرایط خاص
نکته دیگر اینکه این چراغانی ها، روی کودکان تاثیر بسیار سازنده ای دارد. شیرینی دادن، عیدی دادن و . . . که متاسفانه کم می بینیم که روز تولد حضرت مهدی به کسی عیدی بدهند . این کارها در ذهن بچه های کوچک تاثیر می گذارد و بادوام است . باید در این روزها شرایط خاص برای کودکان فراهم کرد; مثلا اگر به غذایی علاقه مندند آن شب آن غذا را درست کنیم . لباس نو بپوشیم که این هم خاطره خاصی دارد و ... .
آسیب شناسی انتظار
در مورد آسیب شناسی انتظار بحثهایی مطرح است . انتظار و وجود امام را باید از تخیلات و اوهام دور نگه داریم . حفظ و حراست عقلانی و منطقی یکی از وظایف ماست . متاسفانه مفهوم انتظار می تواند با خرافات آمیخته شود و مشکل ایجاد کند . یکی از بیماریهایی که ما در دنیای روانشناسی داریم، «رفرنیک » است; ایجاد نوعی هذیان و توهمات گوناگون . یکی از شکلهای هذیان این است که انسان خودش را جای آدمهای بزرگ بگذارد . آدمهای رفرنیک خود را جای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می گذارند و گاهی خود همین آدمها بشارتهایی در مورد امام زمان می دهند . ما به خاطر تخصصمان، رفتارهای فرد را متوجه می شویم .
این حریم، حریمی است که با بیماری و تخیلات و اوهام همراه است . اینها مسائلی است که می تواند به اندیشه و انتظار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لطمه بزند . توجه داشته باشیم که باید مرز بین واقع بینی امام زمان و تخیلات و اوهام و افکار منحرف را بشناسیم و از همدیگر تفکیک کنیم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، حسن عزتي ، SAViOR ، رضوانه ، مجید املشی ، mahyamatin
۲۲:۴۴, ۲۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
زنان نمونه یاوران امام زمان (علیه السلام)
قسمت اول
مقدمه
آفرينشِ زن، برگ زريني از کتاب خلقت است. زيرا زن يکي از مظاهرِ زيبايي و بزرگي خداوند است. زنان! نيمي از اجتماع را تشکيل مي دهند و نقش مهمي در رشد و پيشرفت جامعه دارند.
در نظام خلقت همانطور که دين اسلام اشاره کرده، خداوند زن و مرد را جداگانه خلق نمود و از روح خود بر آنها دميد.
زرارة‌ بن اعين از امام صادق عليه السلام نقل مي کند که:
« خداوند بعد از آفرينش آدم، حوا را به طور نو ظهور پديد آورد...».[1]
پس معلوم مي شود از نظر خلقت، فرقي بين زن و مرد نبوده و هيچ کدام امتيازي بر ديگري ندارند. و انسانها به واسطه سعي و تلاش خودشان، مي توانند به مراتب بالاي کمال در زمينه هاي علمي و اخلاقي برسند و در اين راه هيچ فرقي ميان زن و مرد نمي باشد.در قرآن مي خوانيم:
«اي مردم ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را در قالب تيره ها و قبيله ها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد، (اينها ملاک امتياز نيست) گرامي ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست...»
ما در اين نوشتار كه در دو فصل مي آيد؛ به دنبال تبيين حضور زنان در حكومت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و ذكر نمونه هايي از اين حضور تا به لطف الهي زنان ما به عنوان ياران و منتظران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هم به اعتلاي خود بپردازند و هم تربيت كننده نسل منتظر و ياور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشند.
1. زنان در قرآن
قرآن، جداي از اينكه تقواي الهي و پيمودن درجات كمال انساني را منحصر به مردان نمي داند، در مواردِ متفاوتي از زنان نمونه اي نام مي برد كه الگوي مردان و زنان مومن اند و ما در اينجا به بعضي از آنها اشاره مي كنيم :
الف. آسيه همسر فرعون
اين زن با اينکه در بهترين شرايط مادي و زندگي دنيايي به سر مي برد با دعوت حضرت موسي، ايمان آورد و تا پاي جان در زير سخت ترين شکنجه ها دست از ايمان و عقيدة خود بر نداشت و به چنان مقام بالايي رسيد که خداوند او را الگوي تمام زنان و مردان مؤمن معرفي مي کند. وي از جمله چهار زني مي باشد که بهشت مشتاق آنهاست.[2]
ب. حضرت مريم
در فضيلت اين بانو همين بس که خداوند سوره اي از قرآن را به نام اين بانو قرار داده است و در جاي جاي قرآن تعبيرهاي زيبايي درباره حضرت مريم آمده است که هر فردي را به شگفتي مي اندازد.
ج. مادر و خواهر حضرت موسي
اين دو زن نقش مهمي در حفظ جان حضرت موسي عليه السلام داشتند به طوري که مادر آن حضرت او را درجعبه اي قير اندود قرار داده و در رود نيل مي اندازد و خواهرش او را تا کاخ فرعون تعقيب کرده و سبب بازگرداندن حضرت موسي به آغوش مادرش مي شود.
2. نقش زنان در عرصه هاي گوناگون
تاريخ شاهد است که زنان نه تنها در بعد فردي و معنوي به درجات بالاي کمال رسيده اند بلكه در بعد اجتماعي هم نقش فعالي داشتند.
عرصه هاي سياسي، ميدان جنگ و نبرد و علمي شاهد حضور و نقش زنان مي باشد.
الف. در عرصه سياسي
نقش زنان مؤمن در حفظ اسلام و دفاع از پيشواي مسلمانان در عصر و زمان خودشان چشمگير و حائز اهيمت است. تاريخ، نمونه زيادي از اين زنان در خود دارد که ما به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم.
حضرت زهرا عليها السلام
اين بانوي گرامي داراي ابعاد وجودي بسياري است که هر بُعد زندگي آن حضرت سرمشق ديگران است. آن حضرت نه تنها داراي مقام عصمت بوده، داراي مقامات بالاي معنوي نيز بودند چنانچه امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايد:
« عابدتر از فاطمه در دنيا نمي توان يافت»[3]
حضرت فاطمه عليها السلام هم خانه دار خوبي بودند و سنگر خانه را مهمتر از هر چيز ديگر مي دانستند و هم سياستمداري آگاه بودند که به مقتضاي زمان و مصلحت جامعه عمل مي کردند. آن حضرت در خانه همسر خوبي براي علي عليه السلام و مادري موفق در تربيت فرزندان صالح خويش بودند و در بيرون منزل مدافع فداکاري براي مکتب اسلام بودند چنانچه در دفاع از وصي پيامبر آنهم نه به عنوان اينکه اميرالمؤمنين عليه السلام شوهر آن حضرت بود بلکه به عنوان دفاع از امامت و امام زمان خويش خطبه خواندند و فرياد زدند. ايشان شبها به خانه انصار و مهاجران مي رفتند و با آنها حرف مي زدند و فضايل علي عليه السلام را يکي يکي مي شمردند و سفارش هاي پيامبر را در غدير به ياد آنها مي آوردند و با قدرت منطق و استدلال، حقانيت آن حضرت را اثبات مي کردند و عاقبت نيز در راه دفاع از ولايت و امامت به شهادت رسيدند.
حضرت زينب عليها السلام
حضرت زينب هم که در دامان چنين مادري پرورش يافت الگوي صبر و استقامت است. مصائب آن حضرت در واقعۀ کربلا و نقش آن بانو بعد از واقعۀ کربلا در افشاگري و رسوايي يزيد و يارانش بر کسي پوشيده نيست و اگر شجاعت و فداکاري حضرت زينب(سلام الله علیها) نبود دشمنان ياد کربلا را از بين مي بردند و امام سجاد عليه السلام را به شهادت مي رساندند و اثري از اسلام عزيز باقي نمي ماند.
كربلا مي مرد اگر زينب نبود * شيعه مي پژمرد اگر زينب نبود
حضرت خديجه عليها السلام
از حضرت خديجه عليها السلام نيز به عنوان يكي از چهار زن آسماني و بهشتي نام برده اند كه در عرصه سياسي اولين زن مومنه و ياريگر پيامبر گرامي اسلام صل الله عليه و آله بوده است و نقش مهمي در پيشبرد اسلام داشته است.
بنت الهدي صدر:
از زنان عصر حاضر نيز مي توان به بنت الهدي صدر اشاره کنيم. وي پرچمدار حرکت اسلامي بانوان در عراق بود. ايشان پس از دستگيري برادرش آيت الله صدر با سخنراني روشنگرانه حرکت جديدي را آغاز کرد که آزادي برادرش را در پي داشت اما پس از چند ماه او و برادرش را دستگير و به شهادت رساندند.
در طول مبارزات ملت ايران براي پيروزي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي نيز ما زنان بسياري داشتيم که نقش مهمي را ايفا کردند.
ج. در ميدان جنگ و نبرد
در صدر اسلام عده زيادي از زنان به همراه پيامبر در صحنه نبرد شرکت مي کردند و به مداواي مجروحان و سرپرستي بيماران مي پرداختند و در انتقال آب و حمل غذا و آشپزي و نگهداري وسايل رزمندگان و تهيه دارو و رساندن مهمات به رزمندگان و تعمير تجهيزات آسيب ديده وانتقال مجروحان و شهدا انجام وظيفه مي کردند.
براي نمونه مي‌توان از نسيه دختر کعب مازينه اين بانوي گرامي مادر دو شهيد است و از زنان قهرماني است که در برخي از جنگهاي پيامبر صل الله عليه و آله حضور فعالي براي مداواي مجروحان داشته است. او در جنگ احد پس از شکست مسلمانان با شمشير به دفاع از پيامبر صل الله عليه و آله پرداخت و حضرت رسول نيز در مورد او دعا کردند که خدا او را از اهل بهشت قرار دهد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، nasimesaba ، SAViOR ، رضوانه ، مجید املشی ، mahyamatin
۲۱:۰۳, ۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
قسمت دوم
فصل دوم: زنان در حکومت امام زمان عليه السلام
همانطور که زنان در تاريخِ حماسه ها و قيام ها نقش چشمگيري داشتند و پيام آور حضورِ توأم با عزّت و عفّت بوده اند در حکومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام نيز در جهت گسترش فرهنگ اسلامي و تبيين خطوط اصلي دين و آموزش معارف الهي نقش برجسته اي برعهده دارند.
وجود 50 زن از ميان 313 نفر از ياران برجسته و فرماندهان آن حضرت مؤيد اين مطلب است.
امام باقر عليه السلام مي فرمايد:
« به خدا سوگند 313 نفر بدون وعده پيشين گرد مي آيند. در ميان آنها 50 نفر زن هستند»
يا در جاي ديگر امام صادق عليه السلام نيز از زنان همراه حضرت مهدي عليه السلام نام برده و مي فرمايد:
« آنان مجروحان را مداوا مي کنند و از بيماران جنگي پرستاري مي نمايند چنانچه زنان در زمان پيامبر همراه او بودند....»[4]
اين دو روايت حکايت از آن دارد که وجود زنان در بين ياران حضرت امري حتمي است.
حال جا دارد بر اساس روايات حضور و نقش اين زنان را از نظر زمان و موقعيت بررسي کنيم.
1. زنان عصر ظهور
زناني هستند که در ايام ظهور حضرت زندگي مي کنند که از جمله آنها همان 50 زني است که در روايت به آنها اشاره شده و جزء افراد اصلي سپاه حضرت هستند. آنها به هنگام ظهور در حرم امن الهي به خدمت امام مي رسند:
ام سلمه ضمن حديثي درباره علائم ظهور از پيامبر صل الله عليه و آله روايت کرده است که فرمودند:
« در آن هنگام پناهنده اي به حرم امن الهي پناه مي آورد و مردم همانند کبوتراني که از چهار سمت به يک سو هجوم مي برند به سوي او جمع مي شوند در ميان آنان ، برخي زن مي باشند که بر هر جبار و جبارزاده اي پيروز مي شودند...»[5]
2. رجعت کنندگان
مسأله رجعت از مباحث مهم اعتقادي شيعه است که با فرهنگ مهدويت نيز ارتباط تنگاتنگ دارد. رجعت از نظر لغوي به معني بازگشت است. يعني برگشتن به جايي که پيش تر در آنجا بوده است.
و از نظر اصطلاحي به معناي بازگشت دو گروه مؤمنان محض و کافران محض به همان صورتي که در گذشته بودند به دنيا مي باشند. اولياء الهي و صالحان با ديدن حاکميت دين و عدل در گستره گيتي شادمان شوند و ثمرات ايمان و اعمال صالح خود را مي ببينند و به ثواب ياري امام نائل مي شوند. معاندان و دشمنان اهل بيت عليهم السلام نيز بخشي از جزاي اعمال ناشايست خود را در اين دنيا مشاهده کرده و کيفر مي شوند و از ذلت و حقارت، ستمگران متألم مي گردند.
زنان رجعت کننده را مي توان به دوگروه تقسيم کرد:
گروه اول:
زنان مؤمنه اي که در زمان قبل از ولادت حضرت عجل الله تعالي فرجه الشريف زندگي مي کرده اند:
در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده است:
«همراه مهدي عليه السلام سيزده زن هستند؛ آنان مجروحان را مداوا مي کنند و از بيماران جنگي پرستاري مي نمايند، چنان چه زنان در زمان پيامبر اسلام همراه او بودند»
بعد حضرت نام نه نفر از آنها را ذکر مي کنند:
قنواء دختر رشيد.
ام ايمن.
حبابه والبيه كه در زمان امام علي عليه السلام مي زيسته است.
سميه(مادر عمار ياسر) که در ابتداي بعثت رسول اكرم صل الله عليه و آله به شهادت رسيد.
زبيده.
ام خالد احمسيه.
ام سعيد حنفيه.
صيانه ماشطه در زمان حضرت موسي بوده است
ام خالد جهنيه.
ما در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم :
ام ايمن
اين بانوي مجاهد در صدر اسلام به حبشه و مدينه مهاجرت نمود. پيامبر صل الله عليه و آله پس از شهادت همسر و فرزند او فرمودند: هر کس دوست دارد با زني بهشتي ازدواج کند ام ايمن را برگزيند و زيد بن حارثه با او ازدواج کرد . ام ايمن از حاميان با وفاي حضرت زهرا سلام الله عليها و يکي از سه زني است که در تشيع جنازه حضرت شرکت داشت.
خداوند به برکت مهدي آل محمد صل الله عليه و آله و در هنگام ظهور، او را زنده مي گرداند تا در لشگرگاه امام به خدمت گماشته شود.[6]
سميه
او هفتمين نفري بود که به رسول الله صل الله عليه و آله ايمان آورد و به همين سبب متحمل شکنجه هاي سختي شد. او و همسرش توسط ابو جهل تحت آزار و اذيت قرار مي گرفتند تا دست از ايمانشان بردارند و به رسول خدا دشنام دهند اما هر دو صبر کردند و سرانجام به شهادت رسيدند. فرزند دلاور او از ياران با وفاي امام علي عليه السلام مي باشد.
حبابه والبيه
از زنان والا مقامي است که هشت امام معصوم را درک کرده و پيوسته مورد الطاف و عنايت قرار داشت. در يک يا دو نوبت به وسيله امام زين العابدين عليه السلام و امام رضا عليه السلام جواني اش به او بازگردانده شد.
اولين ملاقات وي با اميرالمؤمنين بود که از آن حضرت دليلي بر امامت درخواست کرد.حضرت در حضور وي سنگي را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جاي گرفت و به او فرمود: پس از من هر که توانست در اين سنگ چنين اثري بر جاي بگذارد او امام است. از اين رو حبابه پس از شهادت هر امامي نزد امام ديگر مي رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مي زدند و اثر آن نقش مي بست. حبابه، نه ماه پس از شهادت امام رضا عليه السلام زنده بود و پس از او بدرود حيات گفت. روايت شده که وقتي حبابه به خدمت امام زين العابدين رسيد 113 سال از عمرش سپري شده بود و حضرت با انگشت سبابه خود اشاره اي نمود و جواني اش بازگشت.[7]
صيانه ماشطه
او همسر حزبيل نجار بود که در زمان حضرت موسي عليه السلام زندگي مي کرد و به او ايمان آورد.
وي آرايشگر دختر فرعون بود.
روزي شانه از دستش افتاد و چون همواره ذکر خدا را مي گفت، هنگام برداشتن شانه ناگهان نام خدا را به زبان آورد. دختر فرعون از او پرسيد: منظور از خدا پدرم فرعون است؟ صيانه جواب داد: خير، بلکه خداي من کسي است که پدر تو را آفريده و او را از بين خواهد برد، دختر فرعون اين جريان را به پدرش اطلاع داد و فرعون اين زن را احضار کرد و گفت: که مگر به خدايي من اعتراف نداري؟ زن گفت : هرگز! خداي حقيقي را رها نمي کنم تا تو را بپرستم.
فرعون، عصباني شد و دستور داد تنوري را روشن کردند و بچه هاي اين زن را يکي يکي در آتش انداخته و در مقابل چشمانش سوزاندند تا نوبت به بچه شيرخوار او رسيد اين زن مؤمنه خواست در ظاهر سخني بگويد که ناگهان بچه به سخن آمد و به مادرش گفت: صبر کن تو بر حق هستي مادر صبر کرد و آن بچه را هم در آتش سوزاندند و سپس خودش را نيز در آتش انداختند . اين زن مؤمن و شجاع تا زماني که زنده بود تسليم نشد و در برابر همه مصائب تلخ ايستادگي کرد. حضرت رسول صل الله عليه و آله در شب معراج درمحلي بوي بسيار خوشي به مشامش رسيد، از جبرييل پرسيد: اين بوي خوش بي نظير چيست جبرئيل پاسخ داد: بوي خاکستر جسد سوخته همسر حزبيل و فرزندان او است. خداوند اين زن مؤمنه را به خاطر فداکاري و ايمانش در زمان ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف زنده خواهد کرد.[8]
گروه دوم
زنان مومنه اي که در زمان غيبت حضرت زيسته و پيش از ظهور از دنيا رفته اند
آنها بانوان پرهيزگاري بودند که در طول زندگي خود انتظار ظهور حضرت را مي کشيدند . پس از ظهور به اين زنان گفته مي شود که امام شما ظهور نموده است اگر مي خواهيد به اذن خدا زنده شده و شما هم حاضر باشيد!هر بانويي که خود را با خواسته ها و شرايط زندگي در حکومت مهدي آل محمد صل الله عليه و آله تطبيق دهد ممکن است از رحمت خداوند بهره مند شده و در اين گروه قرار بگيرد.
نقش ما در ظهور
جامعه کنوني ما، بهترين فرصت براي به خود آمدن زنان و بازشناسي توانايي رشد و بازيابي شخصيت آنان است. زنان بايد براي شرکت در آن انقلاب بزرگ از هم اکنون خود را با معيارهاي دقيق اسلامي و اخلاقي تطبيق دهند و در بعد علمي و عملي مراحل کمال را طي کنند و در شناخت دقيق و درست اسلام و تربيت خودشان بکوشند تا پيش از ظهور آن حضرت جزء زنان منتظر قرار گرفته و در دوران ظهور شايستگي شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به امام خويش را داشته باشند. زنان، تربيت كنندگان نسل منتظر و ياوران حضرت مهدي عليه السلام هستند. بنابراين جداي از خودسازي، بايد در تربيت و ايجاد جامعه همت گمارند تا زمينه ساز ظهور باشند.
پی نوشتها :
1. علل الشرايع, ج 1, باب 17.
2. رسول اکرم صل الله عليه و آله فرمودند: بهشت مشتاق چهار زن است: مريم دختر عمران, آسيه همسر فرعون, خديجه دخترخويلد و فاطمه سلام الله عليها.
3. الحکم الزاهره, ص 99.
4.اثبات الهداه, ج 3, ص 575.
5. مجمع الزوائد ، ج 7، ص 315.
6. روز نگار زنان, سال 1380
7. زنان در حکومت امام زمان عليه السلام , محمد جواد طبسي ص 31 و30.
8.خواهران قهرمان, ص 56.
مرضيه‌ سادات هاشمي
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، SAViOR ، حسن عزتي ، رضوانه ، مجید املشی ، mahyamatin
۱۲:۵۰, ۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
زنان باید احساس مسؤولیت کنند

[/b]
دراین مسیر زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، باید نقش سازنده داشته باشند، بدانند که آن ها نیز موظّفند دوش به دوش مردان برای زمینه سازی ظهور امام قائم علیه السّلام و برای خودسازی و پاک سازی محیط و قهرمان پروری که آن هم زمینه سازی است، تلاش عمیق و پی گیر و خستگی ناپذیر بنمایند. وقتی در جنگ احد بسیاری از مسلمانان کشته شدند و شخص رسول خدا و امام علی علیهماالسّلام سخت مجروح گردیدند، شایع شد که پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم نیز شهید شده، زنان مسلمان به خصوص خیلی ناراحت شدند، از خانه ها بیرون آمدند و به تحقیق پرداختند. یکی از این زنان انصار (مسلمان مدینه) از مدینه بیرون آمده و سراسیمه به سوی احد رهسپار شد، در راه مردی را دید که از جبهه بر می گردد، از او پرسید: آیا به پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم آسیبی وارد شده است؟ آن مرد به جای جواب سؤال زن به او گفت: ای خواهر! پدر شما کشته شده است. زن تکان ملایمی خورد، باز طولی نکشید پرسید: آیا پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم سالم است؟ آن مرد به جای جواب سؤال زن به او گفت: ای خواهر! برادر شما نیز کشته شده است. زن تکان مختصری عارضش شد، ولی بار دیگر به حال آمد و پرسشش را تکرار کرد، مرد برای بار سوم گفت: ای خواهر! شوهر شما کشته شده است. زن باز تکانی خورد، امّا این بار با خشم و گستاخی گفت: من نمی خواهم بدانم چه کسانی از من کشته شده اند، فعلاً احتیاجی به این ها ندارم، خواهش می کنم بگویید: پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم در کمال سلامتی است؟ آن مرد در جواب گفت: پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم در کمال سلامتی است. ناگهان صورت زن از خوشحالی برافروخته شد و با حالی سرشار از عشق به اسلام، قاطعانه گفت: بنابراین قربانی ما هدر نشده است»1 .
یعنی اگر من سه قربانی (پدر و برادر شوهرم) را در راه خدا داده ام به هدر نرفته، چرا که رهبر عزیر اسلام پیامبر صَلَی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَم زنده است و همین افتخار مرا بس. این چنین زنان قهرمان درصدر اسلام بسیار بودند، هم اکنون نیز باید زنان مسلمان این چنین نقش گویا و زاینده و بالنده داشته باشند و بدانند که گردش چرخ انقلاب ها (بدون آن به فرج امام زمان علیه السّلام نزدیک نخواهیم شد) نیمی به دوش زنان است و زن باید خود را درک کند و بداند مسؤولیتی بس سنگین دارد و قبلاً نیز در این باره سخن گفتیم. الگوی زنان مسلمان باید افرادی مانند خدیجه و زینب کبری علیهما السّلام باشد، زینب علیهماالسّلام در شرایط سخت نهضت امام حسین علیه السّلام سه کار مهم را به عهده گرفت:
1- حمایت از رهبرش امام حسین علیه السّلام تا زنده بود و سپس از امام سجاد علیه السّلام .
2- حفظ یتیمان و سرپرستی از آن ها.
3- رساندن پیام شهیدان در کوفه و شام، و با بیانات کوبنده و پرمحتوا در هر جا سخن از آنان گفت. این سه امر مهم را به خوبی انجام داد و مرام آن ها را زنده نگه داشت.
پی نوشت:
1. داستان هایی از تاریخ، نوشته ی سید غلام رضا سعیدی ، ج2، ص46.
کتاب «حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فروغ تابان ولایت»، محمد محمدی اشتهاردی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، SAViOR ، حسن عزتي ، رضوانه ، mahyamatin
۲۱:۴۵, ۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
Roseنقش زنان و جايگاه آنان در حكومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريفRose

با نگرش دقيق مي‌توان گفت در هيچ مكتب و گرايشي مانند مكتب اسلام حريم وحقوق زنان مورد حمايت قرار نگرفته است. در ديدگاه اسلام زن به عنوان شخصيتي گران بها در ابعاد مختلف ايفاي نقش مي‌كند،

اما حريم و مدار او هرگز با مردان آميخته نمي‌شود، مكان‌هاي عمومي، جلوه گاه جاذبه‌هاي جنسي او نيست؛ رسالت و ايفاي نقش اجتماعي او، همسرداري، خانه‌داري و تربيت فرزند را كم‌رنگ نمي‌كند؛ ميان افراطِ اختلاط و تفريط محدوديت، راه سوم «حريم» را در پيش گرفته است و غيرت و عفت او، راه هر گونه ابتذال جنسي و التذاذ را بر اغيار بسته است.

قرآن كريم زن را فوق مسايل گروهي و قبيله‌اي مطرح مي‌سازد و به او شخصيتي جهاني مي‌بخشد به گونه‌اي كه زن نيك كرداري چون همسر فرعون را براي همة مؤمنان ـ اعم از مرد و زن ـ به عنوان الگو معرفي مي‌نمايد.[1]

در طول تاريخ اگر مردان نقش آفرين و تاريخ‌ساز را مشاهده مي‌كنيم، در كنار آنان نقش زناني موفق و تأثيرگذار را نيز نبايد فراموش كنيم.

در همة انقلاب‌ها زنان تأثير فراواني در پيشبرد اهداف آن انقلاب داشته‌اند. انقلاب جهاني امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ‌كه اهداف همة انبيا و اولياي الهي به طور كامل در آن تحقق پيدا خواهد كرد ـ نيز از اين مطلب مستثنا نخواهد بود و زنان نقش مؤثري در پيروزي حق بر باطل و تحقق دولت كريمة مهدوي ايفا خواهند كرد

در ميان رواياتي كه حضور و نقش زنان در حكومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را مطرح مي‌كنند، چند دسته از روايات بيشتر قابل توجه مي‌باشند:

1. رواياتي كه بيانگر حضور 50 زن در بين ياران اصلي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌باشد:

امام باقر عليه السلام مي‌فرمايند:

«به خدا قسم سيصد و سيزده نفر مي‌آيند، كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند.»[2]

در روايات 313 نفر را دستياران و حكام حضرت معرفي مي‌كنند: آنان وزيران اويند كه از جانب او سنگيني بار حكومت را بر دوش مي‌كشند» و «هُم النُّجَبَاءِ وَ الْقُضَاةُ و َالْحُكَّام وَ الْفُقَهَاء فِي الدِّين». «آنان برترين ها، قاضيان، حاكمان و فقيهان در دين‌اند.»[3]

امام باقر عليه السلام مي‌فرمايند: «در زمان حكومت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به همة مردم حكمت و علم بياموزند؛ تا آن جا كه زنان در خانه‌ها با كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم صل الله عليه و آله وسلم قضاوت مي‌كنند.»[4]

2. رواياتي كه حضور 400 زن آسماني را در حكومت حضرت مهدي‌ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مطرح مي‌كنند:

از پيامبر اكرم صل الله عليه و آله وسلم نقل شده است: «عيسي بن مريم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايسته‌ترين افراد، روي زمين خواهد آمد.»[5]

3. رجعت زنان نيز در بعضي از روايات مطرح شده است:

امام صادق عليه السلام به مفضل بن عمر فرمودند: «همراه حضرت قائم عليه السلام سيزده زن هستند.... گفتم: آن سيزده نفر را نام ببريد. فرمود: قنوا دختر رشيد، امّ ايمن، حبابه والبيه، سميه مادر عمار ياسر، زبيده، ام خالد احميه، امّ سعيد حنفيّه، صيانه ماشطه و ام خالد جهنّبيه»[6]

اين افراد هر كدام در جهتي و عمدتاً در جهاد با دشمنان خدا از خود شايستگي‌هايي نشان داده‌اند. برخي از آنان مانند صيانه، مادر چند شهيد بوده است و خود نيز با وضعي جانسوز به شهادت رسيد.[7]

برخي چون سميّه در راه دفاع از عقيدة خود سخت‌ترين شكنجه‌ها را تحمل كرده و تا پاي جان از عقيدة خود دفاع كرده‌اند.[8] برخي نيز به خاطر پاكي و شايستگي‌هايي كه در وجود خود داشته‌اند افتخار مصاحبت با پيامبر اكرم صل الله عليه و آله وسلم و امامان معصوم عليهم السلام را در كارنامة خود دارند و مورد عنايات ويژة معصومان عليهم السلام قرار گرفته‌اند و ثابت كرده‌اند كه در حكومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز مي‌توانند نقش آفريني نمايند.

با توجه به رواياتي كه بيان‌گر حضور زنان در حكومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌باشد، نقش زنان را در موارد زير مي‌توان جستجو كرد:

نمايندگي از جانب جامعة زنان در حكومت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، انجام فعاليت‌هاي فرهنگي و پاسخ گويي به مسائل شرعي بانوان، مديريت و برنامه‌ريزي، پيام رساني و برحذر داشتن مردم از فرهنگ شيطاني دجال،[9] مداواي زخمي‌ها و پرستاري از بيماران، رساندن مهمات و آب و غذا به رزمندگان، تشويق رزمندگان براي عزيمت به جبهه و تشويق آن‌ها در صحنه نبرد و روحيه بخشيدن به رزمندگان و....

از آن جا كه يكي از مهم‌ترين راههاي نقش آفريني ايجاد الگوهاي رفتاري است، اين زنان مي‌توانند براي بانوان عصر ما اسوه و الگوي رفتاري باشند. بانوان منتظر، نظير دوران انقلاب و دفاع مقدس؛ مي‌توانند با كسب ويژگي‌هاي بارز اين بانوان سرافراز، خود را به قافلة ياران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نزديك نمايند.

با مطالعة زندگي اين بانوان نمونه به نكات مهم و ويژگي‌هاي بارزي برخورد مي‌كنيم؛ مانند:

ايمان و عشق به خدا، امام شناسي و معرفت نسبت به حجت خدا، تولي و تبري، شهادت طلبي، صبر و استقامت در راه خدا، گذشتن از جان و مال و اولاد براي حفظ دين، عبادت و بندگي خالصانة خدا، آموختن احكام شرعي و آشنايي با مسائل حلال و حرام، انجام امور عام المنفعه و گره گشايي از كار مردم، ارتباط با قرآن كريم، تربيت فرزندان صالح و...

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . تحريم / 11.

[2] . بحارالانوار، ج 52، ص223، حديث 87..

[3] . معجم احاديث الامام المهدي، ج5، ص37.

[4] . الغيبة نعماني، ص239.

[5] . معجم احاديث الامام المهدي، ج5، ص515.

[6] . اثباة الهداة، ج7، صص150-171.

[7] . منهاج الدموع، ص93.

[8] . سفينة البحار، ج4، ص303.

[9] . كنزالعمال، ج14، ص602.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رضوانه ، حسن عزتي ، مجید املشی ، mahyamatin
۲۰:۲۰, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
مدیران زن در دولت جهانی
اگر زن، خویش را در آیینه گوهر وجودی ای كه خداوند به وی عطا كرده است نظاره كند، هرگز در حسرت جایگاه اجتماعی مرد زبان به شكوه نمی‏گشاید

این‏كه هیچ پیامبر و معصومی از غیر زن زاده نمی‏شود و در مكتب غیر مادر رشد و نمو نمی‏كند، از جایگاه محوری زن در حیات دینی و اجتماعی بشر خبر می‏دهد . یكی از بزرگان عرفان جایگاه دینی زن را چنین به تصویر كشیده است: «زن به لحاظ داشتن قدرت خالقیت كه تنها از صفات خاص خداوند سبحان است، برای رسیدن به كمال مستعدتر است‏» . جایگاه اجتماعی زن، در منظر یكی از شخصیت‏های جهانی این گونه است: «زن با یك دست گهواره و با دست دیگر تاریخ بشریت را حركت می‏دهد
.
وجود این دو ویژگی، زن را در دو بعد عرفانی و اجتماعی به رقیبی بلامنازع مبدل ساخته است; به گونه‏ ای كه اگر مردان جایگاه واقعی زن در كائنات را در می‏یافتند، بدان رشك می‏بردند

.
به نظر می‏رسد، بشریت‏به خصوص جهان غرب جایگاه رفیع زن را درنیافته است و نمی‏خواهد حق وی را حتی به شكل صوری به وی باز گرداند . به راستی چند درصد از وكلا، معاونان و رؤسای جمهور كشورهای غربی زن هستند و در دایره‏ای محدودتر چند درصد از نیروهای سازمان‏های بین المللی را زنان تشكیل می‏دهند؟
مقام و جایگاه زن تنها در حكومت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شناخته می‏شود

.
در این حكومت است كه زن به جایگاه حقوقی و حقیقی خود دست می‏یابد . در این حكومت نگرش مردان به زنان دگرگون می‏شود; شعور فكری زن بدان‏جا می‏رسد كه به «زن بودنش افتخار می‏كند» و هرگز خود را با مرد نمی‏سنجد

نقش حكومت اسلامی قبل از بر پایی حكومت مهدی - عجل الله فرجه الشریف - بارور ساختن باور زن به خویش، رهانیدن وی از سراب‏های كاذب ایسم‏ها و ایست‏ها و اعطای حقوق اجتماعی به وی تا مرز آسیب ندیدن گوهر وجودی او است . در حكومت مهدی - عجل الله فرجه الشریف - از سویی نگرش جامعه به زن و از سوی دیگر نگرش زن به خود تغییر می‏یابد . حكومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به لحاظ فراگیر بودن، امنیت‏شغلی برای زن را فراهم می‏آورد و زن در سایه سار این امنیت نگرش و امنیت كاری، از توان ینیت‏بخشیدن به ایده‏ ها و اندیشه ‏هایش بهره‏ مند می‏شود

زن در حكومت مهدی - عجل الله فرجه الشریف - به جایگاه رفیع و واقعی خود دست می‏یابد . شاید رمز رجعت زنان بزرگ موحد و حضور آنان در ساختار حكومتی مهدی - عجل الله فرجه الشریف - ، شكوفا ساختن استعدادهای آنان باشد

;
استعدادهایی كه در حكومت‏های دیگر توان بروز نیافتند

رجعت 400 زن در كنار 800 مرد با حضرت عیسی - علیه السلام - و نیز رجعت زنانی چون ام‏ایمن، حبابه و البیه، سمیه، و ام‏خالد در این راستا قابل تحلیل می‏نماید

گذشته از رجعت این زنان كه بی‏شك در حكومت امام زمان - عجل الله فرجه الشریف

-
از جایگاه محوری و مسؤولیت‏های كلیدی برخوردار خواهند بود، وجود 50 زن در میان 313 تن یاور امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - كه هر یك در عبودیت، زهد و پارسایی و خلاقیت و كارآمدی سر آمد افراد بشرند و روایات آن‏ها را امیران می‏خوانند، نشان دهنده رسیدن زن به جایگاه حقیقی خود است . امام باقر - علیه السلام - در تفسیر آیه 148 سوره بقره به جابر بن یزید جعفی در خصوص یاران حضرت مهدی - عجل الله فرجه الشریف - می‏فرماید

: «
و یجیی‏ء و الله ثلاث ماة و بضعة عشر رجلا فیهم خمسون امراة یجتمعون بمكة علی غیر میعاد قوعا كقزع الحزیف یتبع بعضهم و هی الایة التی قال الله این ما تكونوا یات بكم الله جمیعا ان الله علی كل شی‏ء قدیر

» .
سوگند به خداوند، سیصد و سیزده تن كه پنجاه نفر از آنان زنند، بی‏هیچ قرار قبلی در مكه گرد می‏آیند و این است معنای آیه شریف: هر كجا باشید، خداوند شما را حاضر می‏كند; زیرا او بر هر كاری توانا است . (1)
Heartبه امید آن روز Heart
پی‏نوشت
1) بحارالانوار، ج 52، ص 223

حسن ابراهیم زاده / پرسمان پیش شماره 3
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، حسن عزتي ، محیصا ، mahyamatin
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا