کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سکولاریسم به زبان ساده! آیا من سکولار هستم؟
۲۲:۲۵, ۱۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۲ ۰:۴۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم


در این تاپیک ان شاء الله به بررسی «سکولاریسم» به زبان ساده و روان (قابل فهم برای امثال بنده!) میپردازیم.

تاپیک تا انتهای مباحث قفل و در پایان بازگشایی خواهد شد برای انتقاد و پرسش و پاسخ...
=-=-=-=

یه مَثَل معروف هست که میگه میشه مطالب ساده رو با زبان دشوار و پیچیده بیان کرد و میشه مطالب پیچیده رو به زبان ساده برای مخاطب باز کرد....
حالا ما دومی رو انتخاب میکنیم!

خیلی وقتها بعضی کلمات و مفاهیم (من جمله همین سکولاریسم خودمون) طوری در زبان پیچیده و مختصر بیان میشن که یا حق مطلب ادا نمیشه و ناقص فهمیده میشه یا در تعین مصداق عینی مخاطب دچار اشتباه میشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۳:۰۰, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #11

و یکی از جاهایی که مردم زیاد امتحان میشوند این است که راه عرف و راه شرع ابتدا یکی میشود و سپس بر اثر یک عرف غلط یا یک جاهلیت رایج در جامعه مسیر این دو از هم جدا میشود. انجاست که باید تصمیم گرفت آیا بر خلاف تفکر اکثریت جامعه که فکر میکنن باید با دست راه رفت شما با پا راه برید ، بر خلاف تصور اکثریت جامعه که فکر میکنن وسط بیابون بارون نمیاد شما امر خدا رو اجرا کنید و همراه حضرت نوح به ساختن کشتی مشغول بشید یا اینکه همون مسیر اکثریت جامعه رو پیش بگیریم و گله وار! به دنبال اونها بریم و به قول معروف همرنگ جماعت بشیم.

در این مسیر و در این آزمایش خطر منافق شدن وجود داره! به این معنی که منافقانی به وجود میان که میگن ما مسلمانیم و منتظر ظهور هستیم و از ما بهتر نیست و... ولی در عین حال تابع النعل باالمیخ در مسیر عرف جامعه حرکت میکنند! در اینجا باید گفت خوشا به غیرت و صداقت اونایی که میدونن و اعتراف میکنن که در بعضی جاها سکولار هستند....

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۳, ۲۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #12

دوستان مطالب بنده فعلا تمام شد البته اگر مطلب جدیدی به ذهنم برسه اضافه میکنم. فلذا تاپیک رو باز کردم تا اگر احتمالا شما عزیزان نظری داشتید بفرمایید یا به تکمیل مطلب کمک کنید.
لینکهایی که در صفحه ی قبل گذاشتم رو یادتون نره بخونید چون به مطالب مربوط هستند.


یکی از دوستان همزمان با شروع تاپیک به بنده پیام داد که مطلبی در نقد سکولاریسم داره که میخواد داخل همین تاپیک بذاره ، حالا نمیدونم مطلبشو نوشته یا نه ولی بی صبرانه منتظرشم.


به امید ظهور حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صدالبته نزدیک است...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۵۸, ۲۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
(۲۰/دی/۹۲ ۱:۴۹)Havbb 110 نوشته است:  
بگذریم!

و اما سکولاریسم که منشاء غربی داره اصولا برای چی به وجود اومده؟


بحث از ریشه ی سکولاریسم بود. عرض کردم که سکولاریسم که به معنای حذف دین از تمامی شئونات اجتماعی هست از اروپای مسیحی اومده. در اروپا مسیحیت تحریف شده و کلیسای صلیبی به شدت در اذهان مردم و روشنفکران شکست خورد و نتوانست خود را با نیازهای جدید جامعه وفق دهد.
از این رو بود که روشنفکران و اندیشمندان غربی پس از وارد کردن انتقادهای فراوان (که انصافا به حق هم بود) مدلهایی رو برای اصلاح این تعارض بین عقل و دین ارائه دادند. از جمله پیشنهاداتی که ارائه کردند در درجه ی اول این بود که کانت (فیسلوف آلمانی) گفت که اصولا راه دین از راه علم و عقل جداست و اینها ربطی به هم ندارند ، دین به جای خود و علم هم به جای خود. در مراحل بعدی قدرت سیاسی کلیسا رو حذف کردند و گفتند کلیسا مقدس و به جای خود ولی سیاست رو باید سیاسیون درباره ش تصمیم بگیرن....
در مراحل بعد در همین راستا آرام آرام غرب به این نتیجه رسید که اصولا دین به درد نمیخورد و باید دور انداخته شود فلذا سکولاریسم شکل گرفت.



خب اولش اینو بگیم

نظرت چیه که سکولاریزم ریشه در تفکرات بنی امیه داره که اونها هم دست پرورده های یهود بودن و هستن؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۹, ۲۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
ببخشید ریشه در بنی امیه یا اصحاب سقیفه؟ تا اونجا که من خوندم ظهور این پدیده در سقیفه و توسط اون جمع بوده که اومدن با همین شعار جدایی دین از سیاست مرجعیت دینی رو از حکومت جدا و دور کردند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۵, ۲۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
(۲۳/دی/۹۲ ۲۲:۵۹)مصباح نوشته است:  ببخشید ریشه در بنی امیه یا اصحاب سقیفه؟ تا اونجا که من خوندم ظهور این پدیده در سقیفه و توسط اون جمع بوده که اومدن با همین شعار جدایی دین از سیاست مرجعیت دینی رو از حکومت جدا و دور کردند


بله درسته

سقیفه هم ریشه در یهود داشته
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۴۶, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #16

نقل قول:خب اولش اینو بگیم

نظرت چیه که سکولاریزم ریشه در تفکرات بنی امیه داره که اونها هم دست پرورده های یهود بودن و هستن؟


خب باید ببینیم بنی امیه چقدر تونستن سکولاریسم رو پیاده کنند. همونطور که عرض کردم سکولاریسم دو جنبه داره یکی سیاسی یکی فردی و اجتماعی.


مردم عرب اون زمان به صورت دیفالت سکولار بودند یعنی نگاه به اکثریت میکردن. این از این!
ولی در حوزه ی سیاسی اولش معاویه حکومت لائیک رو برپا میکنه و در ادامه و مخصوصا در ابتدای دوره ی بنی عباس که ائمه محل دفن امیرالمومنین (علیه السلام) رو نمیتونستن بگن تا حدودی سکولاریسم سیاسی هم حاکم بوده. در سکولاریسم سیاسی باید تمامی نمادهای عقیدتی و دینی از سطح جامعه حذف بشه از جمله مساجد و زیارتگاهها ، که این اتفاق هیچ وقت نیوفتاد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۵۴, ۲۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #17
آواتار
(۲۳/دی/۹۲ ۲۳:۴۵)عبدالرحمن نوشته است:  بله درسته

سقیفه هم ریشه در یهود داشته

سلام عبدالرحمن عزیز
میشه راجع به یهودی بودن جمع سقیفه بیشتر توضیح بدی؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۰۳, ۲۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
(۲۵/دی/۹۲ ۷:۵۴)aaaaa نوشته است:  سلام عبدالرحمن عزیز
میشه راجع به یهودی بودن جمع سقیفه بیشتر توضیح بدی؟؟؟
سلام
فکر کنم منظور ایشون تفکر یهودی بود. چون تمام تفکرات غلط ریشه در یهودیت و کابالا داره.Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۹, ۲۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۲ ۱۴:۴۳ توسط قلب.)
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام عزیز
من به این نتیجه رسیدم که :
همه تفکرات الحادی بر خواسته از شیاطینه و کسانیکه با اونها در ارتباطن (هر چند نیاز به ارتباط مستقیم نیست چون وسوسه شیاطین وجود داره)
و همه تفکرات خوب بر خواسته از موحدین و فرشتگان هستش (که باز اونها هم به ما الهام می کنن)
یه نکته : چند وقت پیش سایت بیداری اندیشه مقاله ای رو منتشر کرد که خیلی برام جالب بود براتون پایین میزارم .
و اما نکته ای که در این نوشته بود :
ابلیس در پاسخ آنان گفت: «هرگز چنین نیست
. خیالتان راحت باشد. اصحاب او به آنچه از آنان پیمان گرفت، وفا نمیکنند
آنان که همراه او هستند، در این باره به من وعده هایی داده اند که به چیزی از آنچه گفت، اقرار نکنند. و میدانم که هرگز در وعده ای که به من داده اند، تخلف نمیکنند.» با اععلام این مطلب، لشکر شیطان متفرق شد
.
با این نوشته بالا معلوم شد با خود شیطان ارتباط داشتن و فکر کنم به چنین کسانی گفته میشه یهودیHeart

بسم الله الرّحمن الرّحیم
جا دارد سری به پشت پرده ی غدیر بزنیم و نیم نگاهی داشته باشیم به آنجا که جز پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) ندیدند
.
شیاطین و در رأس آن ابلیس ایام غدیر را در غوغایی به سر میبردند و خوب میفهمیدند که در غدیر چه راه هدایت و نجاتی برای بنی آدم تا آخرین روز دنیا پیش بینی شده است
.
آنان پیش از همه در غدیر حاضر شده بودند و نتایج این مراسم عظیم را بررسی میکردند. و از سوی دیگر عکس العمل گروه های مردم را زیر نظر داشتند. آنان آینده ی بلند مدتی را میدیده اند که در آن زیبا ترین گونه ی هد ایت انسان پیش بینی شده بود
[b].
این بود که آن روز را هولناک تریم مقطع برای خود به حساب آوردند. که اگر فرامین آن روز به مرحله ی عمل میرسید، همه ی راه های انحراف تا ابد برای انسان ها بسته میشد. این را بزرگ شیاطین یعنی ابلیس، بهتر از اصحابش میفهمید
.[/b]
همین که پیامبر بر فراز منبر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر سر دست بلند و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه...»، ابلیس فریادی کشید و همه ی لشکریانش را فرا خواند. با این فریاد، همه ی شیاطین در هر جا که بودند، نزد او جمع شدند. گفتند: ای آقای ما و ای مولای ما! این چه فریادی بود؟ چه چیزی تو را اینگونه به وحشت انداخته؟ ما تاکنون فریادی وحشتناک تر از این از تو نشنیده بودیم
ابلیس گفت: این پیامبر کاری کرد که اگر به نتیجه برسد، هرگز در محضر خدا معصیت نخواهد شد. شیاطین که سابقه ی ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) را بخاطر داشتند، گفتند: ای آقای ما؛ تو همان کسی هستی که آدم را گمراه کردی. ولی گویا از این پس، این امت، رحمت شده ی محفوظ از گناه خواهد بود. و دیگر تو و ما را بر اینان راهی نیست. چرا که امام و پناه خود بعد از پیمبرشان به آنان شناسانده شد
.
ابلیس گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم مردم را درباره ی علی (علیه السلام) گمراه خواهم کرد
.
با اینکه ابلیس پاسخ اصحابش را داد، ولی آنان خاک بر سر ریختند و به جزع و فزع افتادند. ابلیس به آنان گفت: شما را چه شده است؟ آنان گفتند: این چه اتفاقی بود که رخ داد؟ ما گمان میکردیم وقتی محمد از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی میبینیم که امر وصایت را برای شخصی بعد از خود قرار داد. بخدا قسم تو به ما اینگونه نگفته بودی. تو خبر داده بودی که وقتی این پیامبر از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی این برنامه، یک مسئله ی مستحکم شد که هرکدام از جانشینانش از دنیا برود، دیگری بجای او قرار میگیرد. امروز این مرد پیمانی بست که هیچ انسانی تا روز قیامت نمیتواند آن را بشکند
.
ابلیس در پاسخ آنان گفت: «هرگز چنین نیست
«بدلیل زیاد بودن منابع ، تنها به ذکر کتاب بسنده کرده و از ذکر جلد و صفحه ی کتاب معذورم
. خیالتان راحت باشد. اصحاب او به آنچه از آنان پیمان گرفت، وفا نمیکنند

.

آنان که همراه او هستند، در این باره به من وعده هایی داده اند که به چیزی از آنچه گفت، اقرار نکنند. و میدانم که هرگز در وعده ای که به من داده اند، تخلف نمیکنند.» با اععلام این مطلب، لشکر شیطان متفرق شد

.
با پایان مجلس شیاطین در پشت پرده ی غدیر، آیه ی 20 سوره سبأ نازل شد

:
«ابلیس گمان خود را به باور آنان رسانید، و پیرو او شدند...»
با نزول این آیه، بار دیگر ابلیس فریادی زد. و شیاطین بازگشتند و گفتند: ای آقای ما! این فریاد دم چه بود؟ او گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم خداوند سخن مرا در آیه ای نقل کرد و این آیه را نازل کرد: (همان آیه ی بالا). بعد از این خبر باز هم شیاطین متفرق شدند
.
ابلیس به دقت ناظر حرکات منافقین بود
. وقتی با منصوب شدن علی (علیه السلام) گروهی از آنان گفتند: «از روی هوای نفس سخن میگوید» و نیز عمر به ابوبر گفت: «آیا چشمانش را نمیبینی که در سرش مانند دیوانگان میچرخد؟»، ابلیس از خوشحالی فریاد دیگری زد و بار دیگر دار و دسته اش را جمع کرد و به آنان گفت: «میدانید که من قبلا گمراه کننده ی آدم بوده ام؟ گفتند: آری. گفت
:
آدم پیمان را شکست ولی به خدا کافر نشد، امّا اینان هم پیمان را شکستند و هم بع پیامبر کافر شدند
ابلیس که از نقل سخن خود در آیه ای از قرآن خرسند بود، با شنیدن ادامه ی آیه ی بالا:«إلّا فریقا من المؤمنین»: (مگر گروهی از مؤمنین)، سخت بر آشفت
.
و سر به سوی آسمان بلند کرد و خطاب به خداوند گفت: «قسم به عزت و جلالت، این گروه مؤمن را هم به بقیه ملحق خواهم کرد
»
در اینجا آیه ی 42 سوره حجر نازل شد و پیامبر که شاهد گفتگوی ابلیس با لشکریانش بود، این آیه را خطاب به ابلیس تلاوت فرمود
:
تو را بر بندگان واقعی من راهی نیست
...»
پس از این ماجرا ها، دار و دسته ی ابلیس متفرق شدند. امّا او بار دیگر فریادی زد و آنان بازگشتند و گفتند: ای آقای ما؛ این فریاد سوم چه بود؟ بخدا قسم بخاطر اصحاب علی بود آنگاه ابلیس در حضور شیاطین خطاب به خداوند گفت: «یارب؛ قسم به عزت و جلالت، چنان معاصی و گناهان را برای آنان زیبا جلوه دهم که مرتکب آن شوند و اینگونه آنان را نزد تو مبغوض مینمایم
ابلیس که همچنان در منطر پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) قرار داشت و رفتار او زیر نگاه های پیامبر بود، برای آنکه مردم او را دیده و سخن او را شنیده باشند، بصورت پیر مردی نزد پیامبر آمد و به طعنه گفت: «ای محمد؛ چقدر کم هستند آنان که با تو بر سر آنچه درباره ی پسرعمویت گفتی، بیعت میکنند
.
کتاب سلیم - اصول کافی - تفسیر قمی - تأویل الآیات - تفسیر عیاشی - اقبال - شرح الأخبار - مدینةالمعاجز - بحارالأنوار - عوالم العلوم


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۸, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
(۲۵/دی/۹۲ ۷:۵۴)aaaaa نوشته است:  سلام عبدالرحمن عزیز
میشه راجع به یهودی بودن جمع سقیفه بیشتر توضیح بدی؟؟؟

بله اینجا مطالعه کن
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15923.html

اگر تاپیکی نیومدم برای جواب یادآوری کنید ممکنه یادم بره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا