کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علی ممسوس فی ذات الله...
۱۵:۴۱, ۲۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #1

علی ممسوس فی ذات الله..
آيا داستان خارج ساختن تير از پای حضرت علی عليه السلام در زمانی كه آن حضرت در نماز بوده اند ، حقيقت و واقعيت دارد يا خير ؟ در نگاه اول ، بديهی ترين پاسخ ، پاسخ منفی است...اما در ادامه روشن خواهد شد كه پاسخ های قابل قبول ديگری نيز وجود دارد.
" مخلوقات خداوند متعال ، هريك از جهاتی قابل مطالعه و تحقيق و موجب شگفتی هستند . گل ها و گياهان ، از حيث رنگ و عطر ، نوع زايش و تكثير و توانائی آنها در جذب نور خورشيد و انرژی آن برای استفاده در فرايند پيچيده فتوسنتز ؛ ماهی ها ، از جنبه تنوع و پراكندگی ، زيبائی ، شكار و دفاع و توليد مثل ؛ پرندگان مختلف ، از منظر تعداد و گونه ها ، روش های لانه سازی و مهاجرت ؛ انواع حشرات نيز از ابعاد مختلف موجب شگفتي و تفكر در خلقت خداوند متعال هستند . اين شگفتی ها بهانه ای است تا آدمی در خلقت هستی و دقت و نظم و پيوستگی حاكم بر آن و توازن موجود در ميان مخلوقات ، به تفكری عميق فرو رود . از سوی ديگر دقت و نظم موجود در هستی آنقدر آشكار و قطعی است كه خداوند ، خود آن را دليل بر وجود خود آورده و متفكران و صاحبان خرد و انديشه را به تأمل عالمانه پيرامون آن فراخوانده است .

[تصویر: 18745_735.jpg]
پيچيدگی موجود در هستی و مخلوقات الهی نه فقط در جسم و وجود مادی آنها كه در مناسبات آشكار و نهان اجزای مختلف هستی با يكديگر و تأثير متقابل اين مناسبات بر بقا و حيات آنها نيز تعجب برانگيز است . مثلاً مهاجرت چند ميليون رأسی گوزن های وحشی و گورخر های افريقا ، دارای تأثير مستقيم بر زمان زاد و ولد و تعداد زايمان شير های آن منطقه می باشد . برخی مناسبات و تأثير متقابل موجودات بر يكديگر نيز هنوز از دايره علم و ادراك ما خارج است . مثلاً ما نمی دانيم كه چگونه يك پرنده ، درخت مشخصی را برای لانه سازی انتخاب می كند و نمی دانيم كه برای ساختن لانه روی آن درخت ، از درخت به عنوان يك موجود مستقل اجازه می گيرد يا خير ؟ ما به ازای لانه سازی روی درخت ، چه خدمتی از طرف پرنده به درخت ارائه می شود ؟ نمی دانيم آيا موجوديت زرافه های افريقا با موجوديت طوطی های آمازون ارتباط دارد يا خير ؟ آيا خزنده های كوير ايران بر وجود و تعداد آبزيان اقيانوس آرام مرتبط و مؤثر هستند يا خير ؟ هزاران نمونه ديگر از اين ابهامات و سؤال ها ، ممكن است در ذهن هر فردی وحود داشته باشد و يا شكل بگيرد. ما حتی اگر پاسخ مستدل و قاطعی در مورد هر يك از اين پرسش ها نداشته باشيم اما نمی توانيم به صورت قطعی نيز اين احتمال ها را رد كنيم و منتفی بدانيم و لذا حداكثر و در عين حال بهترين پاسخ ما ، ابراز نادانی و ناتوانی در برابر عظمت هستی و بزرگی خالق هستی و نظم حاكم بر آن و وجود حكمت و قدرت و هدايت در خلقت مخلوقات ، هستيم .
اما انسان به عنوان سرسلسله مخلوقات و احسن خلايق الهی ، وجودي استثنایی و دنيایی گسترده و عجيب دارد . ويژگی انسان بر ديگر مخلوقات ، علاوه بر نوع خلقت و وجود مادی آن ، مربوط است به بهرمندی انسان از حيات غير حيوانی . انسان نه فقط دارای تعقل ، قدرت تفكر ، حق انتخاب و اختيار ، دارای مراتب عالی عشق و عاطفه است كه به علت توانایی ويژه در شناخت عالم و هستی و توانایی در برقراری رابطه سرشار از معرفت و آگاهی با منشاء هستی بخش ، موجودی استثنائی به حساب می آيد . از نظر مادی موجوديت انسان تفاوت آشكاری با ديگر موجودات ندارد و در مواردی نيز ، برخی احساس و ادراك انسان از ديگر حيوانات كمتر است مثلاً قدرت بينایی و شنوایی و بويایی انسان از بسياری از ديگر حيوانات ، كمتر و ضعيف تر است .
با اين وجود و در ادامه مطلب به يكی از تواناِِ های مشترك ميان انسان و ساير جانداران ، اشاره خواهيم داشت . از نظر فيزيولوژيكي و علوم زيستی ، ما دارای سه نوع فعاليت هستيم . يك فعاليت ، حسب ظاهر ، كاملاً ارادی و وابسته به انتخاب و اختيار ما می باشد ؛ مثل راه رفتن ، نشستن ، گفتگو كردن و نظاير آن . بعضی افعال نيمه ارادی است مثل غذا خوردن . ما حتماً بايد غذا بخوريم و آب بنوشيم اما اينكه چه هنگام غذا بخوريم و چه غذاِِ یی بخوريم و آب را سرد بنوشيم يا گرم ، از جمله بخش هایی از خوردن و آشاميدن است كه ما معمولاً به صورت خود آگاه و با برنامه و انتخاب قبلی به آن میپردازيم . پاره ای از فعاليت های ما به طور معمول ، به صورت غير ارادی و ناخودآگاه انجام می شود . مثل فعالت قلب و كليه و كبد و دستگاه گوارش و سامانه عصبی بدن . ما بی انكه خود بخواهيم و يا فرصت تفكر و انتخاب داشته باشيم ، سامانه عصبی ما نسبت به محرك های خارجی و متغييرهای محيطی ، از خود عكس العمل نشان می دهد . هنگام عبور از كنار بوته گل ، در صورت تماس ناخواسته هر بخش از بدن ما با خارهای گل ، سامانه عصبی هميشه هوشيار ما وارد عمل شده و ما به صورت ناگهانی و بی آنكه هيچ اراده و انتخابی صورت گرفته باشد ، خود را از بوته گل دور می سازيم . وجود سامانه عصبی و كاركرد آن كه غالباً جنبه دفاعی داشته و ايمنی و سلامت ما را تقويت می كند ، از هيچ روی انتخابی نيست و تمام فعاليت رشته های عصبی از زمان برخورد با محرك خارجی تا زمان انتقال پيام به مغز و دريافت دستور از مغز به ساير اعضای بدن ، در كسری از ثانيه انجام می پذيرد چه اينكه در غير اين صورت و چنانچه انسان بخواهد برای دور ساختن خود از گل ، ابتدا محرك را شنايایی كند و سپس ميزان خطر و آسيب را ارزيابی نمايد و در انتها ، تصميم بگيرد كه دست خود را از گل دور كند يا خير ؛ ثانيه ها و شايد دقايقی وقت سپری شود و در اين فاصله طولانی ، دست مورد آسيب قرار گرفته و كار از كار گذشته است لذا در اينجا ، نا آگاهی و بی اختياری ، خود نعمت بزرگی است كه به ما عنايت شده است . بعضی از افعال غير ارادی د يگر نيز از آين جمله هستند . تب كردن ، احساس درد و ناراحتی ِكه موجب آگاهی ما از وجود نقص و نارسایی و اشكال در بخشی از بدن می شود و ما با اين آگاهی ، به پزشك مراجعه و به تجويز او ومصرف داروی مناسب از وخامت وضع پيشگيری و در درمان بيماری اقدام می كنيم.
انسان ها از جنبه خلقت مادی تقريباً شبيه هم هستند و از همين رو سامانه عصبی و رشته های عصبی پراكنده در سراسر بدن همه افراد ، در برابر محرك مشابه ، عكس العمل نسبتاً مشابه از خود نشان می دهند . با اين فرض ، بايد اين سؤال را مطرح ساخت كه : آيا داستان خارج ساختن تير از پای حضرت علی عليه السلام در زمانی كه آن حضرت در نماز بوده اند ، حقيقت و واقعيت دارد يا خير ؟ در نگاه اول ، بديهی ترين پاسخ ، پاسخ منفی است . زيرا از كار باز ماندن سامانه عصبی بدن فردی كه از سلامت جسمی برخوردار است ، غير ممكن می نمايد و لذا خارج ساختن تير از لابلای نسوج و استخوان پا ، بدون فراهم آوردن مقدمات اوليه از جمله بيهوشی دادن به فرد مجروح ،‌ عملی غير ممكن و پر مخاطره به نظر می رسد . اما در ادامه روشن خواهد شد كه پاسخ های قابل قبول ديگری نيز وجود دارد .
حقيقت آن است كه اصل داستان يعنی مجروح شدن حضرت علی عليه السلام در جنگ صفين و باقی ماندن تير در پای آن حضرت و اقدام بعدی برای خارج كردن تير به كيفيتی كه شرح آن معروف است ، از نظر تاريخی محل مناقشه و بحث است. در عين حال دليل قاطعی نيز بر رد اين واقعه وجود ندارد ولی كثرت و تواتر خبر می تواند صحت موضوع را به صورت نسبی تأييد نمايد . در هر صورت اين نوشته به موضوع از منظر تاريخی توجه نمی كند و در صدد اثبات وقوع اصل اتفاق نيست كه پرداختن به آن در صورت نياز و ضرورت ، بر عهده محققان علوم تاريخی و روائی است ، اما تلاش نوشته معطوف به اثبات امكان خارج ساختن تير از پا در زمان نماز است . اين موضوع از چند منظر قابل اثبات است .
1- از منظر قرآن كريم : قران كريم ، نه از جنبه مصداقی بلكه از نظر موضوعی ، وقوع چنين رخدادیِ را نه تنها رد نكرده است ، كه مورد تأييد و تصديق قرار داده است . آيه 31 سوره يوسف ، ناظر بر وقوع قطعی رخدادی مشابه می باشد . در اين آيه به شماتت زنان دربار نسبت به زليخا اشاره شده است و چنين آمده است كه زليخا پس از شنيدن كنايه و نيش زبان زنان دربارداير بر اينكه چرا بانوی برجسته دربار به يك برده و غلام دلبسته شده است ، دستور داد تا مجلسی فراهم آورند و زنان را به مجلس دعوت كرد و برای هر كدام از آنها تكيه گاهی آماده ساخت و به دست هر كدام كارد و ترنجی ( ظاهراً ميو ه ای شبيه پرتقال و ليمو يا نارنج ) داد و در اين هنگام حضرت يوسف عليه السلام را خواست تا به مجلس وارد شود . زنان حاضر در مجلس كه خود به رفتار زليخا معترض بودند ، با ديدن يوسف و مشاهده جمال و زيبائی محسور كننده او ،‌ با تمام حواس خود محو در تماشای يوسف وغرق در ديدن رخسار زيبای اوشدند . اين زنان كه ديگر هيچ توجهی به خود نداشتند و همه احساس و ادراك آنها در خدمت چشم و ديدن جمال و زيبایی يوسف قرار گرفته بود ، از خود غافل شدند و متوجه نشدند كه به جای پوست ترنج ، پوست و گوشت دستان و انگشتان خود را می برند . در حالی كه خون از دست زنان جاری بود ، زليخا به آنها هشدار داد و آنها را متوجه وضع خود ساخت و به آنها توجه داد كه طعنه و كنايه های آنها بی مورد بوده است و آنها نيز خود گرفتار و محسور زيبایی يوسف شده و عنان اختيار را از كف داده و دست خود را بريده اند .
از ظاهر آيه چنين استفاده می شود كه همه زنان حاضر در مجلس ، با ديدن حضرت يوسف
عليه السلام ، دست خود را بريده اند . نكته ظريف و لطيف و مرتبط با موضوع نوشته آن است كه
اولاً زنان قصر گوشه ای از جمال خالق يكتا را كه در خلقت حضرت يوسف عليه السلام تجلی پيدا
كرده بود ، ديدند و تمام حواس و ادراك آنها مشغول همين بارقه از جمال حضرت حق شد . ثانياً اينكه نگاه و توجه زنان به جمال وزيبایی حضرت يوسف عليه السلام ، آلوده به وسوسه های شيطانی و با هوی و هوس های نفسانی بود و نه مزين به علايق و دلدادگی های رحمانی .
اينك ارائه پاسخ مثبت به پرسش ، امكان پذير می شود . می توان باور داشت كه در زمان حضور
انسانی چون حضرت علی عليه السلام در محضر پروردگار و مشاهده جمال و جبروت خداوند و

مشاهده خضوع و خشوع تمام هستی و همه كائنات در برابر عظمت حضرت خداوندی ، آن يگانه خلقت و دردانه هستی و آن عبد كامل خداوند ، مدهوش و غرق در عبادت شود و از خود و از عالم ماده به ماوراء و به ملكوت عروج نمايد و از خود فارغ شود و به جز خدا نبيند . در اين هنگام و در هنگامه شهود ذات الهی ،‌ خارج ساختن تير از پای آن حضرت ، نه تنها عجيب نيست ، بلكه نزد عالمان به عالم معنا ، امری كاملاً طبيعی و قابل اتنتظار است .
2- از ديدگاه علم : اين مطلب از نظر علم نيز نه تنها مردود و باطل نست كه قابل اثبات و تأييد است . برابر آنچه كه دانشمندان زيست شناس و كسانی كه در ساختمان مادی انسان دارای مطالعه و شناخت هستند ؛ می گويند ، مغز انسان به هنگام خوشی و لذت ،‌اقدام به آزاد كردن ماده شيميایی به نام " دوپامين " می نمايد . ممكن است خوشی يك نفر در زمان ورزش باشد و خوشی فرد ديگری در زمان ملاقات يك دوست و خوشی نفر ديگر در زمان دريافت پاداش . يكي از زمان هایی كه مغز دوپامين آزاد می كند ، زمان عبادت و دعا و مناجات و يا رفتن به مكان های مقدس و مذهبی است . ميزان ترشح دوپامين در زمان عبادت در افراد مختلف متفاوت بوده و دارای رابطه مستقيم با ميزان علاقه آنها به عبادت و مناجات است . به طور مثال اگر فردی ‌بر اثر الزام و اجبار عبادت نمايد ، ميزان دوپامين ، كمتر از دوپامين مغز فردی‌است كه خود با ميل و علاقه شروع به عبادت نموده است . به هر روی در ميان افراد معمولی ، مقدار دوپامين آزاد شده در هنگام عبادت ، بين 5 تا 300 واحد متغيير است . حال توجه نمایید كه با تزريق يك آمپول 10 ميلی گرمی مورفين به عنوان مسكن و آرام بخش ، فقط 25 واحد دوپامين در مغز فرد آزاد مي شود .
با اين توضيح مشخص می گردد كه اگر عبادت در زمان و مكان و حالت مناسب و همراه با اخلاص
و معرفت ، انجام پذيرد ، دارای آثر آرام بخش بر آلام روحی و روانی و جسمی ، خواهد بود .
در مراتب عالی تر عبادت ، انسان قادر خواهد بود تا حصار های دنيای ماده را پشت سر گذاشته و به عالم ماوراء و به ملكوت وارد شود .
هرچند عبادت امام معصوم و شخصيت برجسته و ممتاز خلقت حضرت علی عليه السلام ، از دايره فهم و درك ما خارج است و عبادت آن حضرات پاك فقط در اسم با عبادت ما مشابه است و در مفهوم ، اعتبار ، ارزش و اثر فاصله عبادت ما با عبادت امام معصوم به اندازه فاصله سعه وجودی ما با وجود سراسر نور آنها است ، اما غرض در اينجا اشاره به يكی از آثار و نتايج مادی عبادت و امكان تأثير عبادت در تسكين دردها بود و تأكيد بر اين مطلب كه بهره مندی‌از اين اثر برای انسان های عادی نيز با مراتب و نسبت های مختلف وجود دارد .
3- از نظر تجربی : اين رخداد از نظر تجربی ، به دو طريق قابل اثيات است . يك روش توجه به وجود افراد بسياری است كه از رهگذر رياضت ها و مراقبت ها ، موفق شده اند تا بر فعاليت های غير ارادی بدن خود ، تسلط پيدا نمايند و اين فعاليت ها را تحت سيطره و فرمان خود درآورند . علاوه بر بسياری از افراد پارسا و متقی كه با انجام مراقبت ها و رياضت های شرعی به اين مرتبه نائل شده اند ، افرادی مثل جوكی ها و مرتاض های هندی را نيز در اين بخش می توان مورد اشاره قرار داد هرچند اعمال آنها هم از نظر فلسفی و هم از نظر روش و هم از نظر مبانی اعتقادی و هم از نظر نتيجه نهایی رياضت ها ؛ به صورت جدی و مبنایی مورد اشكال است .
روش دوم ، تفكيك و تقسيم محرك های محيطی به دو دسته غالب و مغلوب يا محرك قوی و محرك
ضعيف است .حتماً برای شما نيزبارها اتفاق افتاده است كه به هنگام حضور در يك جمع و گردهم
آیی مثل ميهمانی ، هنگامی كه همه در حال گفتگو با يگديگر هستند ، شما در آن همهمه و هياهو و در ميان صدا های مختلف ؛ فقط صدای كسی را می شنويد كه با او در حال صحبت هستيد و حال آنكه هم جهاز شنوایی شما كاملاً سالم است و هم صدای ديگر افراد به اندازه كافی رسا و واضح است . اما شما صدای ديگران را يا اصلاً نمی شنويد و يا آنچه كه به گوش شما می رصد هاله ای از صداهای نا مفهوم و در هم آميخته است . علت اين امر، تمركز توجه شما به گفته های فردی است كه با او در حال گفتگو هستيد . در اين زمان نه فقط گوش بلكه ديگر حواس و مغز شما نيز روی گفتگو با طرف مقابل ، متمركز شده است و چون كانون توجه شما از ساير افراد و گفته ای آنها فاصله دارد ، مغز شما مجالی برای شنيدن و تجزيه و تحليل ساير صداها پيدا نمی كند . از همين رو می توان چنين استنباط كرد كه در زمان نماز و عبادت شخصيتی چون مولا علی عليه السلام ، تمام توجه و همه ادراك و احساس و تمام وجود آن حضرت معطوف به حضور در محضر الهی و عبادت و رازو نياز با خالق قادر متعال بوده است و به همين علت و به دليل انقطاع حضرت از خود و از عالم ماده ، ديگر درد ناشی از خارج كردن تير از پا ، موجوديت و مفهوم خود را از دست می دهد .
علی ايحال با توجه به كفايت مطلب به همين جا بسنده كرده و از درگاه خداوند متعال بهره مند شدن از لذت نماز و عبادت و پيروی از راه و روش و منش اهل بيت عصمت و طهارت صلوات الله عليهم اجمعين را برای خود و شما مسئلت می نمايم . ‌"‌آمين يا رب العالمين " .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، سید ابراهیم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا