کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا طب از اسلام است ؟!!!
۲۲:۰۵, ۱۶/بهمن/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۵ ۲۲:۱۰ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

طب اسلامی ، طب سنتی ، طب شیعه ... معمولا این کلمات در محدوده تعریف می شوند و اکثرا فکر می کنند که یک معنی دارند اما حقیقت این است که امروزه از هر کدوم این عبارات برداشت های متفاوتی میشه ... برداشت های ما از طب متفاوت است . می خواهم داخل این تاپیک دو دیدگاه ، دو تعریف متفاوت از واژه طب اسلامی رو بررسی کنم . داخل این بررسی از نظریات متفکرین اسلامی و دلایل عقلی و نقلی استفاده میکنیم و خوشحال میشم دوستان من رو با اطلاعاتشون کمک کنند .

دو تعریف رایج از طب اسلامی :


1. طب اسلامی ، روش درمان بیماری های جسمی انسان با توجه به بعد روحانی انسان است که از طرف خدا به طریق وحی و دین مبین اسلام به بشر عرضه شده است و بر مسلمین (اگر نگوییم واجب شرعی) لازم است با مراجعه به این طریقت دینی بیماری های خود را درمان کنند .


2. طب اسلامی ، روش درمان بیماری های جسمی انسان است که توسط طبیبان مسلمان با بهره گیری از آموزه های طب یونان و روم باستان تدوین شده . در عصر مدرن و با پیشرفت پزشکی بخش عمده ای از مبانی این علم نسخ و یا به دلیل وجود درمان های قوی تر طب مدرن کنار گذاشته شده است .




اگر بخواهیم این دو رو بررسی کنیم ، چون بحث اسلام است پس باید به نظریات اسلام شناس ها و علمای اسلام مراجعه کنیم . جالب است بدونیم علما در این موضوع اختلاف نظر دارند . همونطور که علما در محدوده ورود فلسفه به دین یا ورود دین در سیاست و ولایت فقیه و ... اختلاف نظر هایی دارند اینجا هم برداشت ها از دین متفاوت است . من اینجا نظریات علمای شاخص این بخش رو میگذارم و بعد با کمک هم با دلایل عقلی و نقلی مسئله رو بررسی میکنیم .





از علمای مدافع نظریه اول در عصر حاضر ، آیت الله جوادی آملی :



[تصویر: %D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpg]


برخی از بیانات :


طب اسلامی میخواهد بگوید که برای شناخت انسان که موضوع علم طب است هیچ راهی جز سوال از خدایی که خالق انسان است وجود ندارد و راه های دیگر بی راهه های هستند که دشمنان حقیقت و ائمه ضلالت برای انحراف انسان از صراط مستقیم ساخته و پرداخته اند .

در دیدار با اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد :

ما غیر از طب اسلامی نداریم ، اگر انسان را به درستی بشناسیم آنگاه بهره گیری از طبیعت در درمان بیماری ها در راس خواهد بود . چراکه عناصر طبیعت با بدن ما هماهنگ است .


در دیدار رییس دانشگاه حضرت معصومه (سلام الله علیها) :
غربی ها بدترین جفا را به علم ظریف طب کردند، برای اینکه علم شریف طب را که معلوم است به بیطاری(دامپزشکی) تنزل دادند. و وقتی معلوم تنزل پیدا کرد ، علم هم تنزل پیدا میکند .


در دیدار معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی :
به نظر آنها (طب مدرن) هیچ فرق بین طب و بیطاری نیست . یعنی بیطاری سایر حیوانات را درمان میکند و طب حیوانی را درمان میکند که حرف میزند .


درس اخلاق ایشان در مهرماه 1382 :
اینکه میبینید تمام این بیماری ها و دارو ها را روی موش آزمایش میکنند بعد در انسان پیاده میکنند ، خیال می کنند انسان همان موش ناطق است! برای خیلی از اینها حل نشد که انسان جنبه ملکوتی نیز دارد .




از علمای مدافع نظریه دوم ، آیت الله مصباح یزدی :


[تصویر: %D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD.jpg]


سخنرانی در همایش طب النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) 10/12/1385 :


مرتبه و شان پیغمبر هیچ وقت بیان مطالب طبی یا مطالب فیزیکی نبوده ، بلکه شان او هدایت است . دلیلی که ما برای نبوت اقامه میکنیم این نیست که نیاز های مادی بشر را رفع کند. بشر با تحقیقات علمی خود و به همراه انگیزه هایی که در آن دارد میتواند راه زندگی دنیایی و راه تامین سلامت خود را کسب کند . اگر پیغمبر و ائمه اطهار مطالبی در این زمینه ها (طب) فرمودند برای این نبوده که وظیفه نبوت و رسالت آنان اقتضا میکرده است بلکه آن مطالب مصالحی بوده و از روی تفضل و کمک به مردم عنایت میفرمودند . وظیفه اسلام این نیست که مطالب طبی بیان کند ، هواپیما سازی را به ما یاد بدهد ، انرژی اتمی را به ما معرفی کند ... در حقیقت ما اگر طبی به عنوان طب اسلامی نداشتیم هیچ نقصی در دین اسلام یا در انجام وظیفه پیغمبری نیست . درست است که آن مطالب (طب اسلامی) منقرض شده و دیگر قابل استفاده نیست ولی باز آیا جای تحقیقی نمانده است ؟ ... باید این احتمال را بدهیم که در طب باستانی و در طب اسلامی مطالبی موجود است که امروزه نیز بشر به آن احتیاج دارد و اگر از آنها استفاده کند چه بسا برای معالجه امراض به نتایجی آسانتر، مطمئن تر و بی ضرر تر دست یابد .

بخشی از کتاب مشکات مصباح ، نظریه سیاسی جلد یک صفحه 67-68

این که الکل چگونه و از په موادی ساخته می شود و چند نوع الکل داریم بحث علمی است و کار دین بررسی اینگونه مسایل نیست ، کار دین این است که بیان کند الکل را باید نوشید یا نه و نوشیدن آن برای روح و ساحت معنوی انسان ضرر دارد یا نه به عبارت دیگر دین بیان میکند که مصرف الکل حلال است یا حرام و همینطور در سایر موارد دین حکم و وجه ارزشی را بیان میکند نه جهات علمی را . دین به روابط بین پدیده ها نمی پردازد . بلکه رابطه پدیده ها را با روح انسان و مصالح انسانی بررسی میکند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، rezamohammadi ، mohamad ، شیدا ، فاطمه خانم ، MAHDI59 ، fazel ، MEEAAD ، aboutorab

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۰۰, ۲۵/بهمن/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/بهمن/۹۵ ۲۰:۰۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #61

دیدگاه نوین گرامی
امکان داره در مورد این مسئله توضیح بفرمایید؟
نقل قول:مواردی وجود داره که فرد آزمایش میده و اعلام میشه که مبتلا به سرطانه، اما دفعه بعد که آزمایش میده مشخص میشه که مبتلا نیست. نمی دونم دلیلش خطای آزمایشه یا چیز دیگه ولی برای یکی از اقوام ما دقیقاً این حالت پیش اومد (حتماً جناب دیدگاه نوین می تونند علمی تر موضوع رو توضیح دهند).
ممنون

یه سوال هم دارم از دوستان طرفدار طب سنتی:

بر اساس طب مزاجی، عامل بیماری سل چیست؟ و این عامل چطور از بین میره؟ (از اونجایی که طب مزاجی چیزی به اسم باکتری رو نمیشناسه، باید عامل دیگری براش ذکر کنه)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دیدگاه نوین
۲۰:۵۲, ۲۵/بهمن/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/بهمن/۹۵ ۲۰:۵۲ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #62
آواتار
(۲۵/بهمن/۹۵ ۲۰:۰۰)سعدی نوشته است:  دیدگاه نوین گرامی
امکان داره در مورد این مسئله توضیح بفرمایید؟
ممنون

نقل قول:مواردی وجود داره که فرد آزمایش میده و اعلام میشه که مبتلا به سرطانه، اما دفعه بعد که آزمایش میده مشخص میشه که مبتلا نیست. نمی دونم دلیلش خطای آزمایشه یا چیز دیگه ولی برای یکی از اقوام ما دقیقاً این حالت پیش اومد (حتماً جناب دیدگاه نوین می تونند علمی تر موضوع رو توضیح دهند).


خطای آزمایش است . آزمایشات پزشکی هم مثل چیزهای دیگه خطا دارند خصوصا وقتی برخی آزمایشگاه ها روش ها و دستگاه های ارزون تر رو به روش ها و دستگاه های دقیق تر ترجیح بدند ... یا گاهی پزشک تو تفسیر آزمایش و تطبیقش با علائم بیمار اشتباه میکنه .


تو ایران رایج نیست اما تو کشور های پیشرفته تر ، داخل بیمارستان باید یک بیوشیمیست بالینی داخل تیم پزشک متخصص باشد . و پزشک قبل از اینکه آزمایش بنویسه برای مریض باید با بیوشیمیست بالینی مشورت کند ... حتی تو تفسیر آزمایش باید ازش کمک بگیرد ... اما خب خیلی استاندارد های پایین تر از اینم رعایت نمیشه !!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۰:۵۷, ۲۶/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #63

(۲۵/بهمن/۹۵ ۱۸:۱۹)دیدگاه نوین نوشته است:  برای مثال طب سنتی میگه طبع فلان فرد گرم است یا فلان غذا طبع گرم دارد ... طب امروز نمیاد از تقسیم بندی های دوران بقراط استفاده کنه بلکه خیلی دقیق تر میگه فرد (گرم مزاج) تیروئیدش پر کاره یا فلان ماده سطح هورمون تیروئیدی رو در بدن زیاد میکند (گرمی) .
دیگه نیازی نیست از تشبیهات و تقسیم بندی های گذشته که خیلی موارد رو نمیتونستند توجیه کنند استفاده کرد بلکه رابطه علت و معلولی رو به شکل واقعی و در سطح مولوکول ها میشه بررسی کرد ... همین باعث شد بیماری هایی درمان بشند که طب سنتی نمیتونست درمان کند .
به قول ایده آلیست ها این اسم گذاری ها صرفا افسانه هایی مفیدند، هم اینکه بگیم طرف گرم مزاجه هم اینکه بگیم تیروئیدش فعاله. هیچ کدام اصالت خارجی ندارند. همگی یک دسته بندی ذهنی هستند که باید در درمان مفید باشند.
و همیشه یک اصل در ارجحیت نظریات علمی سادگی اون هست.

البته باید بگم برای گرم مزاج بودن یا سرد مزاجی مترادف کلاسیک وجود نداره فقط ممکنه تو خصوصیاتی هرچند زیاد با همدیگه همپوشانی داشته باشند.

و اینکه کدوم چارچوب نظری کارا تر هستند رو باید به قضاوت و راستی آزمایی بسپریم، که اون بحثش جداست.

(۲۵/بهمن/۹۵ ۱۸:۱۹)دیدگاه نوین نوشته است:  ممکنه تقسیم بندی طب امروز هم ناقص باشه و در آینده با تکمیلش بشه بیماری های بیشتری رو درمان کرد . اما انصافا بازگشت به دوران بقراط و جالینوس کدوم مشکل بشر رو حل میکنه ؟!!!
نمی خوایم بازگشت کنیم و همونجا بمونیم. همونطور که گفتم این دو طب از ریشه با هم متفاوتند فرض کنید هر دو تو جاده تاریخ علم در حال حرکت و پیشرفت بودند حال یکی از 400 سال پیش تا بحال سر جاش ایستاده و دیگری اومده جلو و پیشرفت کرده.

ما نظرمون بر این هست که باید بستری مهیا بشه طب مزاجی بیاد جلو و پیشرفت کنه اما چون ریشه اش متفاوته اینطور نیست که به جایگاه کنونی طب کلاسیک برسه. البته من مطلعم که پیشرفت هایی هم داشته و پزشکان طب مزاجی روشهایی رو انجام میدن که مبناش کتاب های ابن سینا یا شخص دیگه ای نیست، اما مبناش بر اساس مزاج هست.

به هر حال باید اجازه بدیم طب مزاجی تو فضای کنترل شده شکل بگیره و به قول معروف در گذر زمان، دیالکتیک کار خودشو می کنه و درست و غلط رو جدا می کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۱:۴۴, ۲۶/بهمن/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۹۵ ۱۲:۳۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #64

سلام مجتبی گرامی
سادگی نمی تونه تنها ملاک ارجحیت باشه. به خصوص وقتی در تضاد با کارایی قرار میگیره.
نقل قول:به هر حال باید اجازه بدیم طب مزاجی تو فضای کنترل شده شکل بگیره و به قول معروف در گذر زمان، دیالکتیک کار خودشو می کنه و درست و غلط رو جدا می کنه.
این اجازه داده شده. از طرفی دانشکده های طب سنتی تاسیس شده اند، از طرف دیگه مراکز دینی بودجه کافی رو دارند و اگر این طب واقعاً ریشه اسلامی داشته باشه می تونند بهش بپردازند.

اما مسئله اینه که برخی مدعیان پیش از اینکه واقعاً به این پیشرفتها دست پیدا کنند، دارند مردم رو تشویق به استفاده از روشهای خودشون و کنار گذاشتن طب امروزی می کنند. مثلاً حجت الاسلام تبریزیان دارویی ارائه داده اند تحت عنوان "داروی پیامبر" که مدعی اند می تونه تمام بیماریها رو درمان کنه، از سرماخوردگی تا سرطانهای بدخیم. اما برای ادعاشون نه دلیل تجربی آورده اند و نه دلیل محکم روایی.

نقل قول:درمان اصلی سرطانی که متاستاز شده است داروی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. حتما تهیه کنید و مصرف کنید. از دعا غافل نشویید که بسیار موثر است. اگر یک سفر به مشهد بروید هم بسیار خوب است.
http://tebeslami.net/%D8%AF%D8%B1%D9%85%...D8%B2/1147

اگر واقعاً دلیل محکمی برای کارایی این دارو وجود داره ممنون میشم دوستان ذکر بفرمایند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۶, ۲۶/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #65

(۲۶/بهمن/۹۵ ۱۱:۴۴)سعدی نوشته است:  سلام مجتبی گرامی
سادگی نمی تونه تنها ملاک ارجحیت باشه. به خصوص وقتی در تضاد با کارایی قرار میگیره.
سلام
اتفاقا سادگی در نظریه یک اصله.
شما میتونید نظریه رو زیر سوال ببرید ولی این اصل رو نه.
(۲۶/بهمن/۹۵ ۱۱:۴۴)سعدی نوشته است:  این اجازه داده شده. از طرفی دانشکده های طب سنتی تاسیس شده اند، از طرف دیگه مراکز دینی بودجه کافی رو دارند و اگر این طب واقعاً ریشه اسلامی داشته باشه می تونند بهش بپردازند.
خیلی شلوغش نکن هنوز هیچ چیز نشده. با یکی دو تا دانشکده قرار نیست تو یکی دو سال اتفاق خاصی بیافته.

مابقی حرفهاتون هم ربطی به حرف من نداشت، صرفا واسه اضافه کاری بود تا بودجه ی ترویج دموکراسی NED حلال باشه Wink. (شوخی)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۹, ۲۶/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #66

(۲۶/بهمن/۹۵ ۱۴:۳۶)مجتبی110 نوشته است:  مابقی حرفهاتون هم ربطی به حرف من نداشت، صرفا واسه اضافه کاری بود تا بودجه ی ترویج دموکراسی NED حلال باشه Wink. (شوخی)
نه آقا مجتبی بودجه ای در کار نیست. کاری که این مدعیان دارند انجام می دهند ممکنه واقعاً به مرگ برخی بیماران منجر بشه و همه ما موظفیم جلوی چنین شیادی هایی رو بگیریم. ربطی هم به دین و دموکراسی و شرق و غرب نداره. همه جای دنیا چنین مسائلی هست. شما اگر نگاه کنید به عرفان حلقه یا ایمان درمانی مسیحی یا خیلی از گروههای دیگری که مدعی درمانگری اند، الگوهای مشابهی رو بینشون می بینید. مثلاً همه اونها راههایی رو دارند که درمان نشدن یک فرد رو تقصیر خود فرد بیندازند. یا استفاده از مغلطه ها به جای استفاده از روشهای علمی صحیح (اگر خواستید مثال بزنم براتون).

اگر هدف این باشه که تحقیق و بررسی در زمینه طب سنتی تسهیل بشه، هیچ اشکالی نداره. مشکل وقتی پیش میاد که طب سنتی پیش از کامل شدنش و پیش از اثبات کارآمدیش، از مردم می خواد که طب جدید رو کنار بگذارند. وقتی که به جای مراجعه به مراکز علمی، ترجیح میدن مستقیماً به سراغ رسانه ها برن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۵۲, ۲۷/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #67
آواتار
(۲۶/بهمن/۹۵ ۱۴:۳۶)مجتبی110 نوشته است:  سلام
اتفاقا سادگی در نظریه یک اصله.
شما میتونید نظریه رو زیر سوال ببرید ولی این اصل رو نه.



این اصل رو برای ما ثابت کنید ... با کدوم استدلال سادگی دلیل بر ارجحیت است ؟!!!
اگر مطلبی ساده باشد اما ناقص بازم دلیل بر ارجحیتش به مطلب کامل و پیچیده تر است ؟!!!


(۲۶/بهمن/۹۵ ۱۰:۵۷)مجتبی110 نوشته است:  نمی خوایم بازگشت کنیم و همونجا بمونیم. همونطور که گفتم این دو طب از ریشه با هم متفاوتند فرض کنید هر دو تو جاده تاریخ علم در حال حرکت و پیشرفت بودند حال یکی از 400 سال پیش تا بحال سر جاش ایستاده و دیگری اومده جلو و پیشرفت کرده.

ما نظرمون بر این هست که باید بستری مهیا بشه طب مزاجی بیاد جلو و پیشرفت کنه اما چون ریشه اش متفاوته اینطور نیست که به جایگاه کنونی طب کلاسیک برسه. البته من مطلعم که پیشرفت هایی هم داشته و پزشکان طب مزاجی روشهایی رو انجام میدن که مبناش کتاب های ابن سینا یا شخص دیگه ای نیست، اما مبناش بر اساس مزاج هست.




این رو هم بی زحمت ثابت کنید ... بر اساس چه دلیلی این دوتا دو راه از هم جدا هستند ؟!!!
طب رایج فرزند طب سنتی است ، اروپا از دل قانون ابن سینا به طب رایج رسیده . اگر غیر از اینه دلیل ارائه کنید .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۹, ۲۷/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #68

(۲۷/بهمن/۹۵ ۰:۵۲)دیدگاه نوین نوشته است:  این اصل رو برای ما ثابت کنید ... با کدوم استدلال سادگی دلیل بر ارجحیت است ؟!!!
اگر مطلبی ساده باشد اما ناقص بازم دلیل بر ارجحیتش به مطلب کامل و پیچیده تر است ؟!!!
من نگفتم مطلب، گفتم نظریه، این اصل رو هم لازم نیست من براتون ثابت کنم، قبلا زحمتشو کشیدن.

(۲۷/بهمن/۹۵ ۰:۵۲)دیدگاه نوین نوشته است:  این رو هم بی زحمت ثابت کنید ... بر اساس چه دلیلی این دوتا دو راه از هم جدا هستند ؟!!!
طب رایج فرزند طب سنتی است ، اروپا از دل قانون ابن سینا به طب رایج رسیده . اگر غیر از اینه دلیل ارائه کنید .
قبلا گفتم که. ریشه و فلسفه علم طب در دوره ابن سینا و الان یکی نیست. کاملا مشهوده که طب جدید کلا دسته بندی و چارچوب مزاج رو گذاشته کنار و انسان رو به مثابه ماده می بینه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۲, ۲۷/بهمن/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۵ ۱۳:۰۷ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #69
آواتار
(۲۷/بهمن/۹۵ ۱۱:۳۹)مجتبی110 نوشته است:  من نگفتم مطلب، گفتم نظریه، این اصل رو هم لازم نیست من براتون ثابت کنم، قبلا زحمتشو کشیدن.
https://plato.stanford.edu/entries/simplicity

قبلا گفتم که. ریشه و فلسفه علم طب در دوره ابن سینا و الان یکی نیست. کاملا مشهوده که طب جدید کلا دسته بندی و چارچوب مزاج رو گذاشته کنار و انسان رو به مثابه ماده می بینه.


لینکی که دادید خطا میده ، خواهشا اثبات این نظریه که میفرمایید رو همینجا بگید .


ریشه علم طب در گذشته و حال بررسی رابطه علت و معلولی بین بیماری و بدن انسان و روش های درمانی است ... در گذشته با توجه به علم زمانه بر اساس مزاج ها حالت های بدن رو تشبیه میکردند به سردی و گرمی و خشکی و ... و از این طریق این تقسیم بندی و معالجه میکردند . امروز با پیشرفت علم این رابطه علت معلولی رو در سطح مولوکول ها و به طور دقیق تر و واقعی تر بررسی و معالجه میکنند .


یک مثال :
در گذشته و متاسفانه بعضی طب سنتی ها همین امروز برای درک این رابطه علت و معلولی به شکل ظاهری مواد نگاه میکردند . مثلا میگفتند چون مغز گردو شبیه مغز انسان است ، لذا خوردن گردو برای مغز مفیده یا انبه چون شبیه رحم انسان است برای باروری زن مناسب است . تاپیکش هم در این تالار هست .
میبینید بشر برای درک رابطه علت و معلولی چه تخیلاتی زده ؟!!!
خب امروز هم بنا است که همون رابطه علت و معلولی رو پیدا کنند ولی نه به شکل ابتدایی و قدیمی انبه و رحم ... بلکه به شکل دقیق و واقعی بررسی میکنند درون گردو چی هست و از چه طریق هضم و جذب میشه ، چطور در بدن توزیع میشه ، روی کدام گیرنده در کدام سلول ها اثر میکند و چه تغییراتی اعمال میکند .
پیچیده تر اما دقیق تر و واقعی تر .


اگر غیر از اینه بفرمایید Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا