۱۶/بهمن/۹۵, ۲۲:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
طب اسلامی ، طب سنتی ، طب شیعه ... معمولا این کلمات در محدوده تعریف می شوند و اکثرا فکر می کنند که یک معنی دارند اما حقیقت این است که امروزه از هر کدوم این عبارات برداشت های متفاوتی میشه ... برداشت های ما از طب متفاوت است . می خواهم داخل این تاپیک دو دیدگاه ، دو تعریف متفاوت از واژه طب اسلامی رو بررسی کنم . داخل این بررسی از نظریات متفکرین اسلامی و دلایل عقلی و نقلی استفاده میکنیم و خوشحال میشم دوستان من رو با اطلاعاتشون کمک کنند .
دو تعریف رایج از طب اسلامی :
1. طب اسلامی ، روش درمان بیماری های جسمی انسان با توجه به بعد روحانی انسان است که از طرف خدا به طریق وحی و دین مبین اسلام به بشر عرضه شده است و بر مسلمین (اگر نگوییم واجب شرعی) لازم است با مراجعه به این طریقت دینی بیماری های خود را درمان کنند .
2. طب اسلامی ، روش درمان بیماری های جسمی انسان است که توسط طبیبان مسلمان با بهره گیری از آموزه های طب یونان و روم باستان تدوین شده . در عصر مدرن و با پیشرفت پزشکی بخش عمده ای از مبانی این علم نسخ و یا به دلیل وجود درمان های قوی تر طب مدرن کنار گذاشته شده است .
اگر بخواهیم این دو رو بررسی کنیم ، چون بحث اسلام است پس باید به نظریات اسلام شناس ها و علمای اسلام مراجعه کنیم . جالب است بدونیم علما در این موضوع اختلاف نظر دارند . همونطور که علما در محدوده ورود فلسفه به دین یا ورود دین در سیاست و ولایت فقیه و ... اختلاف نظر هایی دارند اینجا هم برداشت ها از دین متفاوت است . من اینجا نظریات علمای شاخص این بخش رو میگذارم و بعد با کمک هم با دلایل عقلی و نقلی مسئله رو بررسی میکنیم .
از علمای مدافع نظریه اول در عصر حاضر ، آیت الله جوادی آملی :
![[تصویر: %D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8285083934/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpg)
برخی از بیانات :
طب اسلامی میخواهد بگوید که برای شناخت انسان که موضوع علم طب است هیچ راهی جز سوال از خدایی که خالق انسان است وجود ندارد و راه های دیگر بی راهه های هستند که دشمنان حقیقت و ائمه ضلالت برای انحراف انسان از صراط مستقیم ساخته و پرداخته اند .
در دیدار با اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد :
ما غیر از طب اسلامی نداریم ، اگر انسان را به درستی بشناسیم آنگاه بهره گیری از طبیعت در درمان بیماری ها در راس خواهد بود . چراکه عناصر طبیعت با بدن ما هماهنگ است .
در دیدار رییس دانشگاه حضرت معصومه (سلام الله علیها) :
غربی ها بدترین جفا را به علم ظریف طب کردند، برای اینکه علم شریف طب را که معلوم است به بیطاری(دامپزشکی) تنزل دادند. و وقتی معلوم تنزل پیدا کرد ، علم هم تنزل پیدا میکند .
در دیدار معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی :
به نظر آنها (طب مدرن) هیچ فرق بین طب و بیطاری نیست . یعنی بیطاری سایر حیوانات را درمان میکند و طب حیوانی را درمان میکند که حرف میزند .
درس اخلاق ایشان در مهرماه 1382 :
اینکه میبینید تمام این بیماری ها و دارو ها را روی موش آزمایش میکنند بعد در انسان پیاده میکنند ، خیال می کنند انسان همان موش ناطق است! برای خیلی از اینها حل نشد که انسان جنبه ملکوتی نیز دارد .
از علمای مدافع نظریه دوم ، آیت الله مصباح یزدی :
![[تصویر: %D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8285081476/%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD.jpg)
سخنرانی در همایش طب النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) 10/12/1385 :
مرتبه و شان پیغمبر هیچ وقت بیان مطالب طبی یا مطالب فیزیکی نبوده ، بلکه شان او هدایت است . دلیلی که ما برای نبوت اقامه میکنیم این نیست که نیاز های مادی بشر را رفع کند. بشر با تحقیقات علمی خود و به همراه انگیزه هایی که در آن دارد میتواند راه زندگی دنیایی و راه تامین سلامت خود را کسب کند . اگر پیغمبر و ائمه اطهار مطالبی در این زمینه ها (طب) فرمودند برای این نبوده که وظیفه نبوت و رسالت آنان اقتضا میکرده است بلکه آن مطالب مصالحی بوده و از روی تفضل و کمک به مردم عنایت میفرمودند . وظیفه اسلام این نیست که مطالب طبی بیان کند ، هواپیما سازی را به ما یاد بدهد ، انرژی اتمی را به ما معرفی کند ... در حقیقت ما اگر طبی به عنوان طب اسلامی نداشتیم هیچ نقصی در دین اسلام یا در انجام وظیفه پیغمبری نیست . درست است که آن مطالب (طب اسلامی) منقرض شده و دیگر قابل استفاده نیست ولی باز آیا جای تحقیقی نمانده است ؟ ... باید این احتمال را بدهیم که در طب باستانی و در طب اسلامی مطالبی موجود است که امروزه نیز بشر به آن احتیاج دارد و اگر از آنها استفاده کند چه بسا برای معالجه امراض به نتایجی آسانتر، مطمئن تر و بی ضرر تر دست یابد .
بخشی از کتاب مشکات مصباح ، نظریه سیاسی جلد یک صفحه 67-68
این که الکل چگونه و از په موادی ساخته می شود و چند نوع الکل داریم بحث علمی است و کار دین بررسی اینگونه مسایل نیست ، کار دین این است که بیان کند الکل را باید نوشید یا نه و نوشیدن آن برای روح و ساحت معنوی انسان ضرر دارد یا نه به عبارت دیگر دین بیان میکند که مصرف الکل حلال است یا حرام و همینطور در سایر موارد دین حکم و وجه ارزشی را بیان میکند نه جهات علمی را . دین به روابط بین پدیده ها نمی پردازد . بلکه رابطه پدیده ها را با روح انسان و مصالح انسانی بررسی میکند .
طب اسلامی ، طب سنتی ، طب شیعه ... معمولا این کلمات در محدوده تعریف می شوند و اکثرا فکر می کنند که یک معنی دارند اما حقیقت این است که امروزه از هر کدوم این عبارات برداشت های متفاوتی میشه ... برداشت های ما از طب متفاوت است . می خواهم داخل این تاپیک دو دیدگاه ، دو تعریف متفاوت از واژه طب اسلامی رو بررسی کنم . داخل این بررسی از نظریات متفکرین اسلامی و دلایل عقلی و نقلی استفاده میکنیم و خوشحال میشم دوستان من رو با اطلاعاتشون کمک کنند .
دو تعریف رایج از طب اسلامی :
1. طب اسلامی ، روش درمان بیماری های جسمی انسان با توجه به بعد روحانی انسان است که از طرف خدا به طریق وحی و دین مبین اسلام به بشر عرضه شده است و بر مسلمین (اگر نگوییم واجب شرعی) لازم است با مراجعه به این طریقت دینی بیماری های خود را درمان کنند .
2. طب اسلامی ، روش درمان بیماری های جسمی انسان است که توسط طبیبان مسلمان با بهره گیری از آموزه های طب یونان و روم باستان تدوین شده . در عصر مدرن و با پیشرفت پزشکی بخش عمده ای از مبانی این علم نسخ و یا به دلیل وجود درمان های قوی تر طب مدرن کنار گذاشته شده است .
اگر بخواهیم این دو رو بررسی کنیم ، چون بحث اسلام است پس باید به نظریات اسلام شناس ها و علمای اسلام مراجعه کنیم . جالب است بدونیم علما در این موضوع اختلاف نظر دارند . همونطور که علما در محدوده ورود فلسفه به دین یا ورود دین در سیاست و ولایت فقیه و ... اختلاف نظر هایی دارند اینجا هم برداشت ها از دین متفاوت است . من اینجا نظریات علمای شاخص این بخش رو میگذارم و بعد با کمک هم با دلایل عقلی و نقلی مسئله رو بررسی میکنیم .
از علمای مدافع نظریه اول در عصر حاضر ، آیت الله جوادی آملی :
![[تصویر: %D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8285083934/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpg)
برخی از بیانات :
طب اسلامی میخواهد بگوید که برای شناخت انسان که موضوع علم طب است هیچ راهی جز سوال از خدایی که خالق انسان است وجود ندارد و راه های دیگر بی راهه های هستند که دشمنان حقیقت و ائمه ضلالت برای انحراف انسان از صراط مستقیم ساخته و پرداخته اند .
در دیدار با اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد :
ما غیر از طب اسلامی نداریم ، اگر انسان را به درستی بشناسیم آنگاه بهره گیری از طبیعت در درمان بیماری ها در راس خواهد بود . چراکه عناصر طبیعت با بدن ما هماهنگ است .
در دیدار رییس دانشگاه حضرت معصومه (سلام الله علیها) :
غربی ها بدترین جفا را به علم ظریف طب کردند، برای اینکه علم شریف طب را که معلوم است به بیطاری(دامپزشکی) تنزل دادند. و وقتی معلوم تنزل پیدا کرد ، علم هم تنزل پیدا میکند .
در دیدار معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی :
به نظر آنها (طب مدرن) هیچ فرق بین طب و بیطاری نیست . یعنی بیطاری سایر حیوانات را درمان میکند و طب حیوانی را درمان میکند که حرف میزند .
درس اخلاق ایشان در مهرماه 1382 :
اینکه میبینید تمام این بیماری ها و دارو ها را روی موش آزمایش میکنند بعد در انسان پیاده میکنند ، خیال می کنند انسان همان موش ناطق است! برای خیلی از اینها حل نشد که انسان جنبه ملکوتی نیز دارد .
از علمای مدافع نظریه دوم ، آیت الله مصباح یزدی :
![[تصویر: %D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8285081476/%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD.jpg)
سخنرانی در همایش طب النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) 10/12/1385 :
مرتبه و شان پیغمبر هیچ وقت بیان مطالب طبی یا مطالب فیزیکی نبوده ، بلکه شان او هدایت است . دلیلی که ما برای نبوت اقامه میکنیم این نیست که نیاز های مادی بشر را رفع کند. بشر با تحقیقات علمی خود و به همراه انگیزه هایی که در آن دارد میتواند راه زندگی دنیایی و راه تامین سلامت خود را کسب کند . اگر پیغمبر و ائمه اطهار مطالبی در این زمینه ها (طب) فرمودند برای این نبوده که وظیفه نبوت و رسالت آنان اقتضا میکرده است بلکه آن مطالب مصالحی بوده و از روی تفضل و کمک به مردم عنایت میفرمودند . وظیفه اسلام این نیست که مطالب طبی بیان کند ، هواپیما سازی را به ما یاد بدهد ، انرژی اتمی را به ما معرفی کند ... در حقیقت ما اگر طبی به عنوان طب اسلامی نداشتیم هیچ نقصی در دین اسلام یا در انجام وظیفه پیغمبری نیست . درست است که آن مطالب (طب اسلامی) منقرض شده و دیگر قابل استفاده نیست ولی باز آیا جای تحقیقی نمانده است ؟ ... باید این احتمال را بدهیم که در طب باستانی و در طب اسلامی مطالبی موجود است که امروزه نیز بشر به آن احتیاج دارد و اگر از آنها استفاده کند چه بسا برای معالجه امراض به نتایجی آسانتر، مطمئن تر و بی ضرر تر دست یابد .
بخشی از کتاب مشکات مصباح ، نظریه سیاسی جلد یک صفحه 67-68
این که الکل چگونه و از په موادی ساخته می شود و چند نوع الکل داریم بحث علمی است و کار دین بررسی اینگونه مسایل نیست ، کار دین این است که بیان کند الکل را باید نوشید یا نه و نوشیدن آن برای روح و ساحت معنوی انسان ضرر دارد یا نه به عبارت دیگر دین بیان میکند که مصرف الکل حلال است یا حرام و همینطور در سایر موارد دین حکم و وجه ارزشی را بیان میکند نه جهات علمی را . دین به روابط بین پدیده ها نمی پردازد . بلکه رابطه پدیده ها را با روح انسان و مصالح انسانی بررسی میکند .