کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بعد از مرگ ، جسد بعضي افراد در قبر نمي پوسد !!!
۱۰:۴۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۷:۰۶ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #1

سلام
گاهي در محافل و اخبار مي شنويم يا مي خوانيم بعضي از اجساد فلان عالم رباني يا فلان شهيد در قبر نپوسيده است.
نمونه اش اين خبر http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=9002210005
حال چند سوال مطرح مي شود:
1- چرا او نپوسيده است؟
2- پوسيدن او چه ضرري دارد كه نپوسيدنش برايش حسن باشد؟
3- آيا جسد تمامي پيامبران و اولياي الهي و امامان و شهدا خاص نمي پوسد. اگر بلي ، قبرشان كجاست؟
4- چرا بعضي از افراد كه در يخچالها يا در معدن نمك مرده اند نمي پوسند؟
5- ...
لطفا اگر كسي ميداند مرا راهنمايي كند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fr60din ، hadi.ah ، یا صاحب الزمان ، 59-11(یامهدی) ، آفتاب ، zamani55
۱۱:۲۱, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۲۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
در فرض صحت مسعله که شواهد زیادی برایش موجود است دستوراتی معنوی وجود دارد که گفته شده در صورت مداومت بر انها جسد نخواهد پوسید .حالا چرایش را وقتی علم بیشتر ویشرفت کرد باید فهمید
یک سری دعا و حروف وجود دارد که با شرایطی بر کاغذ مینویسند و در اب میگذارند و اب را میخورند و بیماری خوب میشود من شخصا تاثیرش را دیده ام .اما همیشه برایم عجیب بود تا جریان شهادت اب و تغییرات حروف رو ی اب را دیدم و با توجه به اینکه ۷۰٪ بدن انسان اب است متوجه شدم جریان چیست
اعمال و اصوات و افکار و حروف روی جسم و روح انسان اثر میگذارد و تغییراتی را ایجاد میکند .ممکن است مقاومت در برابر تجزیه جسم یکی از اثار همین باشد .
نپوسیدن ایشان نشانه ایست از این که اگر اعمالی انجام دهید که با دیگران متفاوت باشد در جهت مثبت .نتایج متفاوتی میتوان گرفت .شاید نتوان نتیجه بعضی اعمال بر روح را با چشم سر دید.اما دیدن این نتایج بر جسم .نشان از قدرت خدا و در جهت به فکر فرو بردن انسان دارد.
متوجه سوال سومتان نشدم.اما اعتقادی وجود دارد که جسد پیامبران و امامان بعد از چند روز همراه با روحشان عروج میکند(شنیده ام اما چیزی در این رابطه هنوز ندیده ام)
اگر پوسیدن را به باکتری ها نسبت دهیم در هر محیطی امکان رشد باکتری نباشد جسد نمیپوسد .مستندی دیدم که جایی در ارتفاعات هیمالیا به واسطه برخی مسایل مثل خشکی بیش از حد و نبود اکسیژن....چیزی نمیپوسید مثلا جسد تقریبا سالمی را از یک موش یا همچین چیزی نشان داد و گفت ۲۰۰ سال پیش مرده است
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: boghz ، montazer ، roohi_issa ، MohammadMeraj ، fr60din ، یا صاحب الزمان ، در جستجوی سختی ، جویای حقیقت ، soheyl68 ، ali.khm ، آفتاب ، fafa* ، Bamdaad ، zamani55
۱۳:۲۵, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۳:۲۶ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #3

(۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۲۱)وحید110 نوشته است:  نپوسیدن ایشان نشانه ایست از این که اگر اعمالی انجام دهید که با دیگران متفاوت باشد در جهت مثبت .نتایج متفاوتی میتوان گرفت .شاید نتوان نتیجه بعضی اعمال بر روح را با چشم سر دید.اما دیدن این نتایج بر جسم .نشان از قدرت خدا و در جهت به فکر فرو بردن انسان دارد.
سلام
شما اين اين مطلب را براي جواب سوال شماره 2 نوشته ايد. اين نپوسيدن چه حسني براي خود مرده دارد؟ مگر او اين اعمال را براي بقيه انجام داده است؟
حالا بحث اين است كه اين اعمال باعث مي شود اصلا نپوسد يا ديرتر بپوسد؟ اگر دير تر بپوسد كه اصلا فايده اي براي خود مرده ندارد. اگر اصلا نپوسد كه خداوند فرموده همين بدن شما را دوباره زنده خواهيم كرد. در ثاني هر مكاني پر بود از اجساد و زيارتگاه پيامبران و امامان و اوليا الله و شهدا.
يك بار از يك استادي پرسيدم : آن مرد نمكي كه در معدن نمك بود (گوشواره طلا هم به گوشش بود) هم چون نپوسيده جزو اوليا الله است؟ جواب داد : احتمالا.
همين احتمالا ديگر جلوي سوالات ديگر را ازم گرفت .
مثلا در زمان قديم فرعونيان را كاري مي كردند تا نپوسد. مثلا مويايي كردن. آن هم اعماليه ديگه. حالا آيا آنها را مگر مي توان جزو اوليا الله گرفت؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، zamani55
۱۳:۴۲, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
نپوسیدن بدن نمی تواند دلیلی برای خوب یا بدن بودن صاحب آن باشد. زیرا که خداوند بدن فرعون را برای عبرت آیندگان حفظ نموده است.
فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ
کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ [یونس92]‍
پس امروز بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت نشانه ای (عبرت آموز) باشد. هر چندخیلی از مردم از آیات ما غافلند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، roohi_issa ، خیبر110 ، اکبر.ع ، جویای حقیقت ، آفتاب ، fafa* ، Bamdaad ، zamani55
۱۳:۴۶, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۳:۴۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #5
آواتار
خوب حالا امریست که اتفاق افتاده چرایش را ان کس میداند که این جسد را سالم نگه داشته . و اینکه این افتخاریست یا نه فایده ای دارد یا نه تشخیص با خودتان
حالا اگر شما مخالف و یا معترض به امر خداوند هستید و میپندارید کارش بیهوده بوده از خودش سوال کنید
اما خوب مرد نمکی که مشخص است چون در نمک بوده !
ایشان که در نمک نبوده!مومیایی هم نبوده!
پس باید علتی دیگر داشته باشد.شاید زمینی که در ان دفن شده شرایط خاصی دارد!باید بقیه را هم نبش کنند ببینند انها هم سالمند یا ازمایشاتی بر جسد او انجام دهند .
ولی با توجه به مسلک و روش ایشان میگویند شاید به دلیل .....
دوستمان هم دلیل خوبی اوردند .برای عبرت .

حالا بحث اين است كه اين اعمال باعث مي شود اصلا نپوسد يا ديرتر بپوسد؟ اگر دير تر بپوسد كه اصلا فايده اي براي خود مرده ندارد. اگر اصلا نپوسد كه خداوند فرموده همين بدن شما را دوباره زنده خواهيم كرد. در ثاني هر مكاني پر بود از اجساد و زيارتگاه پيامبران و امامان و اوليا الله و شهدا.

من که متوجه منظور شما نمیشوم.تا کنون هم قبور امامان را نبش نکرده اند ببینند چه چیزی در ان است اما سالم بودن جسد تا کنون کسانی مشاهده شده اند.
شما منظور خود را راست و پوست کنده بیان کنید و این پیچانیدن و فلسفه بافتن را رها کنید تا هم منظورتان را به نحوی که مد نظر شماست بفهمم .و هم روی ان فکر کنم.شاید با شما موافق هم باشم
موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: roohi_issa ، zamani55
۱۵:۰۰, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۵:۰۲ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #6

آقا وحيد .
هدف من جواب به چند تا سوال است.
يكي اينكه بعضي كه برخي اعمال انجام مي دهند كه نپوسند براي چه نپوسند.آيا فايده اي براي مرده دارد؟
اصلا فلسفه اينكه مرده ها را موميايي مي كردند كه نپوسد چه بوده است؟
اينكه در جامعه مي گويند فلاني عالم رباني بوده يا عملي انجام داده كه بدنش نپوسيده ، آيا به او به ديده احترام بنگريم يا به ديده يك عمل طبيعي طبيعت بنگريم؟ اگر طبيعي است پس چرا اينقدر بزرگش مي كنند؟
---------
شما فكر نكنيد كه از پرسيدن سوالات حتما هدفي را دنبال مي كنم. اين سوال نه تنها من كه سوال خيلي از افراد كنجكاو است براي يادگيري.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، fafa* ، zamani55
۱۶:۰۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۷:۵۵ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #7
آواتار
در اثر ارتباط روح با بدن و تأثير طهارت روح و درجه تقوي در بدني که حکم لباس براي روح دارد بعضي از بدن هايي که در ميان قبر است، تر و تازه مي مانند. نپوسيدن بدن پيامبران و ائمه طاهرين(علیه السلام) و اولياي خدا و بعضي از اخيار و ابرار در قبر در اثر همين ارتباط موضوعي است که در بعضي از روايات به آن اشاره شده است.

(لازم به ذکر است نپوسیدن در جایی معنا دارد که شرایط فساد و تخریب جسد فراهم بوده، نه در یخها و جسدهای نمکی یا مومیایی)

نپوسیدن بدن پیامبران و ائمه طاهرین و اولیای خدا و بعضی از اخیار و ابرار در قبر ارتباط اجساد آنهاست با بدن و صورت مثالی آنهاست در عالم برزخ. در بعضی از مقابری که بطور سرداب حفر شده و جنازه ها را در آن سرداب پهلوی یکدیگر قرار میدهند، دیده شده است که جنازه بعضی از علماء بالله پس از مرور نیم قرن تازه است.

البته مقام روح و نفس غیر از بدن است؛ جنازه میخواهد در قبر بپوسد یا نپوسد، بدن لباسی است که کنده شده است و روح در مقام شامخ خود متنعم به نعم الهیه است. و اگر فرض شود بدن قطعه قطعه شود یا سوخته گردد و خاکسترش را به باد دهند یا به دار آویزند و چندین سال بر فراز دار بماند و کهنه گردد و کبوتر در شکم میت لانه بگذارد،

چنانچه بدن فقیه و متکلم اسلام قاضی نورالله شوشتری را در زیر شلاق های خاردار ریز ریز کردند، و بدن فقیه عالیقدر اسلام شهید اول را به دار آویختند و سپس سوزاندند و خاکسترش را به باد دادند، و بدن حضرت زیدبن علی بن الحسین را چهار سال بر بالای چوبه دار نگاه داشتند؛ ولی با همه این احوال به اندازه سر سوزنی از ثواب های آن متوفی کم نخواهد شد بلکه بواسطه ارتباط برزخ با بدن مثالی، همین وقایع ممکنست موجب إعلاء درجه و ترفیع مقام آن شهیدان راه حق و ولایت گردد.

ولی با همه این احوال بدن هائی که در میان قبر است ممکن است نپوسد، و درجه تقوی و طهارت روح تأثیر در این لباس داخل قبر افتاده نموده و او را تازه نگاهدارد.

ضمنا در باره نپوسیدن اجساد، در قرآن کریم شواهدی وجود دارد، مثل داستان اصحاب کهف و «عزیر» پیامبر که صد سال پس از مردنش، خداوند او را زنده کرد تا به او نشان دهد که مردگان را چگونه زنده می کند، و شگفت آنکه غذای عزیر هم در این صد سال تغییر نکرده و نپوسیده بود:

فانظر الی طعامک و شرابک لم یتسنه(بقره، آیه 259)

به غذا و نوشیدنیت بنگر که از بین نرفته و فاسد نشده است.

نبش قبر حر(رحمة الله علیه) توسط شاه اسماعیل

هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر شهدای کربلا علیهم السلام را زیارت نمود. اما به زیارت حر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر سالارش فاصله دارد، نرفت.
پرسیدند: « چرا؟»
استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شده بود از سالارش حسین علیه السلام دور نمی ماند.
توضیح دادند که: « شاها ! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسین علیه السلام بستگانش بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به خاک سپردند.»

شاه گفت: « من می روم با این شرط که دستور دهم قبر او را بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره می سازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد. »
پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد.
هنگامی که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخمهای بی شمار گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیه السلام بر فرق او بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد.

شاه اسماعیل گفت: « این دستمال از امام حسین علیه السلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری بست اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف ساختن آن بی حاصل ماند.

به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حر بست و گوشه ای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان فراخواند.

مثال دیگر:آیت الله قزوینی
پس از مدت 17 سال از درگذشت آن عالم ربانی که از سخنرانان و پیرغلامان أبا عبدالله الحسین (علیه السلام) بود، در طول این مدت جسد آن مرحوم و نیز کفن وی کاملا سالم مانده و گویا تنها چند ساعت از خاکسپاری وی گذشته است.

شیخ صدوق (رحمة الله علیه)
اين عالم جليل همين ابن بابويه اي است که در جنوب طهران در راه حضرت عبدالعظيم حسني(علیه السلام) مدفون است و پس از حضرت عبدالعظيم و امامزاده حمزه، طهراني ها در پناه او به سر مي برند.
سابقا يک بقعه مختصر و متروکي داشته است، و در زمان فتحعلي شاه قاجار که باران شدت پيدا مي کند در قبر ايشان شکافي پديدار مي شود و افرادي که براي تعمير مي روند، مي بينند که يک سردابي است و و يک آدم خوابيده است و بدن سالم به تمام معني.
خبر را به طهران مي آورند و به گوش فتحعلي شاه مي رسد و او با جماعتي از علماء و اعيان حرکت مي کند به سمت ابن بابويه، و شاه مي خواهد خودش برود داخل سرداب و جنازه صدوق را ببيند بزرگان مانع مي شوند و مي گويند: شما نرويد ديگران بروند و براي شما خبر بياورند.
فتحعلي شاه خودش وارد نمي شود، يکي پس از ديگري علماء و اعيان داخل مي شوند و خبر مي آورند و اخبار همه متفقا اين بود که يک آقايي خوابيده است، کفن شده بوده است ولي کفنش ريخته و بدنش عريان عريان، فقط در روي عورت او به شکل ساتري عنکبوت تار تنيده است. و روي کفن ريخته شده و پودر شده، يک چيزي است مثل طناب پيچيده دور بدنش و گويا از همان ريسمان هايي است که دور کفن روي بدن مي پيچيده اند.
اين بدن بلند قامت و بسيار خوش هيکل و زيباست، محاسنش حنايي است و دستهايش حنايي و کف پايش حنايي است و به ناخنش زردي رنگ حنا موجود است.
اين واقعه در سنه 238 هجري قمري اتفاق افتاده است يعني 1158 سال قبل، چون اکنون در ماه رمضان سنه 1396 هجري ميباشيم. فتحعلي شاه دستور مي دهد آن سوراخ را بگيرند، و اين قبه و بارگاه فعلي را بر مزار او بنا مي کند.
اين مطلب را ما در اينجا از «روضات الجنات» خوانساري و «تنقيح المقال» مامقاني و «قصص العلمآء» تنکابني و «فؤايد الرضويه» قمي نقل کرديم.
آقا سيد محمد باقر خونساري در «روضات» مي نويسد: بعضي از افرادي که خودشان در معيت فتحلي شاه رفته بودند، به اصفهان آمده و براي بعضي از اساتيد ما قضيه را شرح دادند. و شيخ عبدالله مامقاني در «تنقيح» مي نويسد: مرحوم آقا سيد ابراهيم لواساني که ساکن طهران بود و خودش داستان را عيانا مشاهده نموده بود، در چهل سال پيش براي من نقل کرد که من خودم ديده ام. و مامقاني مي گويد: اين قضيه در نزد من جاي ترديد نيست.
از زمان شيخ صدوق تا حال 1015 سال است و تا زمان کشف اين واقعه 857 سال مي گذرد.

در عنوان موضوع :بعد از مرگ در قبر، جسد بعضي افراد نمي پوسد !!!
پیشنهاد می دهم اصلاح فرمائید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، roohi_issa ، mohamad ، وحید110 ، Ramin_Ghn ، مسافر ، در جستجوی سختی ، منادی حق ، sadegh-a ، ali.khm ، آفتاب ، Bamdaad ، fafa* ، zamani55
۱۶:۳۳, ۲۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
برای نپوسیدن بدن انسان بعد از مرگ هیچ دعا وردی وجود ندارد فقط این اعمال انسان است که می تواند بعد از مرگ او بدن او را از پوسیدن نجات دهد .مانند اولیا الله های زیادی که تا کنون شاید در شهر های شما ها هم وجود داشته باشد که بد از مردن شان بدنهایشان هنوز سالم مانده است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: roohi_issa ، آفتاب ، Bamdaad ، zamani55
۱۷:۵۱, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۷:۵۵ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #9

(۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۶:۰۸)zarati313 نوشته است:  در اثر ارتباط روح با بدن و تأثير طهارت روح و درجه تقوي در بدني که حکم لباس براي روح دارد بعضي از بدن هايي که در ميان قبر است، تر و تازه مي مانند. نپوسيدن بدن پيامبران و ائمه طاهرين(علیه السلام) و اولياي خدا و بعضي از اخيار و ابرار در قبر در اثر همين ارتباط موضوعي است که در بعضي از روايات به آن اشاره شده است.
سلام و با تشكر از زحمتي كه براي اين پست كشيديد.
حالا اين ارتباط به چه منظوري است؟ اگر روايات را در اختيار داريد آن را هم بفرماييد.
شنيده بودم ارواح مومنان روزهاي شب جمعه به قبرها و حتي خانواده خود سر مي زنند. آيا منظور همين ارتباط است به شكل دائم و قوي كه باعث از بين نرفتن بدن مي شود؟ و آيا اين ارتباط سودي براي روح يا بدن دارد؟
(۲۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۶:۳۳)fr60din نوشته است:  برای نپوسیدن بدن انسان بعد از مرگ هیچ دعا وردی وجود ندارد فقط این اعمال انسان است که می تواند بعد از مرگ او بدن او را از پوسیدن نجات دهد .مانند اولیا الله های زیادی که تا کنون شاید در شهر های شما ها هم وجود داشته باشد که بد از مردن شان بدنهایشان هنوز سالم مانده است
من سالها پيش يه كتابي را خوندم كه در آن اعمال و غسلها و دعاهايي بود كه باعث مي شد فاعل آن بدنش در قبر نپوسد.الان اونو در اختيار ندارم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، zamani55
۰:۱۱, ۲/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۰ ۰:۱۲ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #10
آواتار
سالم ‌ماندن و نپوسیدن بدن، نوعی كرامت الهی است كه خداوند به بندگان خوب خود عنایت می‌كند و عملاً نشان می‌دهد تقوا در عالم برزخ نیز تأثیرگذار است و این نشانه‌ تحقق معاد و حقانیت عقاید دینی است و از خواص تقوا، تازه‌ماندن جسم است.

بدن افرادی چون فرعون به وسیله مواد شیمیایی و مومیایی كردن و تخلیه بخش‌های داخلی بدن آن‌ها برای جلوگیری از پوسیدگی صورت می‌گیرد؛ اما افراد پاك و با تقوا به طور طبیعی و با این كه در معرض عوامل فاسد كننده و تجزیه كننده جسم هستند، سالم می‌مانند و نمی‌پوسند و تفاوت این دو از زمین تا آسمان است.

یكی از این نمونه‌های سالم ‌ماندن جسد، پیكر آیت‌اله مجتهدی مجاب است كه بعد از سی سال، وقتی به خاطر دفن پسرش در همان مرقد، قبر را شكافتند، متوجه شدند جسم آن عالم الهی سالم و دست ‌نخورده است

همچنین فردی به نام احمد كه اشعار فضایل امیرالمؤمنین(علیه السلام) را می‌خواند و بعد از مرگ در یكی از روستاهای خوانسار دفن شده بود، ‌بعد از گذشت 20سال از درگذشت او به واسطه تعریض جاده‌ كنار گورستان، متوجه سالم ‌بودن جسم او می‌شوند.


غسل جمعه، عاملی برای سالم ماندن جسد

علاوه بر تقوا،‌در منابع دینی استمرار غسل جمعه و مقید بودن بر آن از عوامل سالم ماندن جسم در قبر شمرده شده است.

مرحوم آیت‌اله حسینی تهرانی در كتاب معادشناسی بحث مفصلی در این خصوص و نحوه ارتباط روح و بدن بیان نموده و نپوسیدن بدن‌های مطهر پیامبران و ائمه طاهرین را مدعایی بر این امر بیان كرده است.


‌سالم‌ ماندن جسد بعد از یازده ‌قرن

مرحوم آیت‌اله حاج آقا حسین مجتهدی كه در زمان ناصرالدین شاه قاجار می‌زیسته است، می‌نویسد: هنگام فرش كردن حرم مطهر حضرت معصومه‌(سلام الله علیها) با سنگ‌های مرمر، در قسمت پایین‌ پای حضرت روزنه‌ای به سرداب باز شد، و دو نفر از زنان صالحه، برای بررسی وضع داخل سرداب وارد آن شدند و در آنجا، سه پیكر مطهر تروتازه را دیدند كه گویی، همان روز، از دنیا رفته‌اند. این سه نفر یكی بانوی ارجمند حضرت میمونه‌(سلام الله علیها) دختر موسی‌مبرقع و آن دو نفر، كنیزهایی به نامه‌های ام‌اسحاق و ام‌حبیب بوده‌اند.

سالم ماندن بدن شیخ صدوق

آرامگاه شیخ صدوق در طول سالیان بسیار و قرن‌های متوالی، ویران شده بود، مامقانی در كتاب تنقیح المقال می‌نویسد: وقتی به دلیل سیل و طوفان، سردابی كه مرحوم شیخ صدوق در آن مدفون بودند، ویران شد، بسیاری از بزرگان كه از جمله آن‌ها پدر بزرگوار آیت‌اله‌العظمی مرعشی‌نجفی بود، جسدی را دیدند كه تمام اعضای بدنش سالم و تازه به نظر می‌رسید، و با صورتی نیكو آرمیده بود، بعد از تحقیق و تفحص كتیبه‌ای یافتند كه بر روی آن نوشته شده بود "هذا المرقد العالم الكامل المحدث، ثقة‌المحدثین صدوق‌الطائفه، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی‌ابن جعفر بن بابویه قمی."

مرحوم آیت‌اله‌العظمی مرعشی ‌نجفی‌ از پدرشان نقل می‌كردند كه: من دست آن بزرگوار را بوسیدم و تقریبا بعد از نهصدسال دست ایشان بسیار نرم و لطیف بود.


پیكر سالم نوه دختری ملاصدرا

هنگامی كه از سوی خیابان انقلاب (چهارمردان) قم به سوی حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) می‌‌روید، روبروی درب ورودی پاساژ كویتی‌ها، سنگ قبری برآمده در میان پیاده‌رو، خودنمایی می‌كند، این مرقد كسی نیست جز علامه حكیم متكلم و محدث فقیه میرزا حسن لاهیجی، پسر حكیم عبدالرزاق لاهیجی كه مادرش دختر صدرالمتالهین می‌باشد.

یافت شدن این پیكر سالم، به زمانی مربوط می‌شود كه برای احداث ‌خیابان مزبور به جسد سالمی برخورد می‌كنند، با مراجعه به علمای قم، آیت‌اله‌العظمی مرعشی ‌نجفی‌ نسبت ایشان را تایید می‌كنند،‌ اما جای تأسف است در طول روز هزاران نفر از كنار این مرقد عبور می‌كنند، بدون این‌كه آن را بشناسند.


مرحوم قطب راوندی

مرحوم سعیدبن هبة‌اله رواندی معروف به قطب راوندی در سال 573ه‌ق وفات نمودند و در حرم مطهر حضرت معصومه‌(سلام الله علیها) به خاك سپرده شدند، بعد از 8قرن هنگامی‌كه جهت تعمیر حرم مطهر، در بخشی از صحن مطهر حضرت معصومه‌(سلام الله علیها) با پیكر سالم و سیمای نورانی آیت‌اله قطب راوندی برخورد كردند، حضرت آیت‌اله مرعشی‌نجفی سنگ قبر بلندی بر فراز قبر او نهادند.


اینك آیت‌الله سید محمد كاظم قزوینی

در اخبار آمده بود كه 21اردیبهشت سال جاری پیكر آیت‌اله سید محمد كاظم قزوینی بعد از 17سال سالم از خاك بیرون آورده شد، او وصیت كرده بود كه او را در كربلا به خاك بسپارند و بعد از 17سال جهت انتقال جسد به كربلا، متوجه شدند كه پیكر ایشان سالم است.

آیت‌اله سید محمد كاظم قزوینی داماد مرحوم آیت‌اله‌العظمی سید میرزا مهدی شیرازی از مراجع تقلید پیشین در نجف بودند.

منبع : جهان نیوز
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، fr60din ، roohi_issa ، بیداری اندیشه ، مسافر ، aleerz ، منادی حق ، حسن.س. ، آفتاب ، fafa* ، zamani55 ، Banoo
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا