کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انسان به دام افتاده در حباب
۱۶:۱۱, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام:
همه ی ما انسانها در حبابی از توهمات که برای خود ساخته ایم زندگی می کنیم ، حال آنکه اصل دیگری بر جریان زندگی حاکم است .
گاهی حبابی از غم می سازیم ودر آن حباب کوچک غم ، غرق می شویم و آن زمان می پنداریم که تمام دنیای ما را غم گرفته است.
و گاهی در حباب کوچک شادیهایمان آنچنان غرق لذت می شویم که تمام دنیا را پر از شادی می پنداریم ، حال آنکه ما فقط به اندازه ی حبابمان شادیم .
گاهی یک نگاه تمام حبابمان را پر از توهم عشق می کند و ما میپنداریم که به اندازه ی تمام دنیا عاشقیم ولی ما فقط به اندازه ی حباب کوچکی که به دور خود ساخته ایم ، عاشقیم .
و گاهی در مشغله های حباب کوچکمان گم می شویم و به اندازه ی حبابمان ،احساس خستگی می کنیم .
گاهی غرق اوهام پوچ و فلسفی حبابمان از همه چیز خسته می شویم و در همان حباب کوچک و بی مقدارمان به دنبال آرامش میگردیم .
ما در توهمات ساختگی محصور شده در حبابمان به دام افتاده ایم .
همه ی ما از پشت حبابهایمان به هم مینگریم و به هم سلام می کنیم ، ما در کنار هم زندگی نمیکنیم بلکه حبابهایمان در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و ما به اندازه ی حبابی که به دور خود ساخته ایم از هم دوریم....
آیا شما هم با من موافقید؟؟؟ HuhHuhHuh

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهگذر. ، ADAM ، ballista ، بیداری12 ، السا ، Ali#59 ، ضحی ، help me ، 135
۱۶:۲۵, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #2

(۲۴/بهمن/۹۲ ۱۶:۱۱)بیتا69 نوشته است:  
سلام:
همه ی ما انسانها در حبابی از توهمات که برای خود ساخته ایم زندگی می کنیم ، حال آنکه اصل دیگری بر جریان زندگی حاکم است .
گاهی حبابی از غم می سازیم ودر آن حباب کوچک غم ، غرق می شویم و آن زمان می پنداریم که تمام دنیای ما را غم گرفته است.
و گاهی در حباب کوچک شادیهایمان آنچنان غرق لذت می شویم که تمام دنیا را پر از شادی می پنداریم ، حال آنکه ما فقط به اندازه ی حبابمان شادیم .
گاهی یک نگاه تمام حبابمان را پر از توهم عشق می کند و ما میپنداریم که به اندازه ی تمام دنیا عاشقیم ولی ما فقط به اندازه ی حباب کوچکی که به دور خود ساخته ایم ، عاشقیم .
و گاهی در مشغله های حباب کوچکمان گم می شویم و به اندازه ی حبابمان ،احساس خستگی می کنیم .
گاهی غرق اوهام پوچ و فلسفی حبابمان از همه چیز خسته می شویم و در همان حباب کوچک و بی مقدارمان به دنبال آرامش میگردیم .
ما در توهمات ساختگی محصور شده در حبابمان به دام افتاده ایم .
همه ی ما از پشت حبابهایمان به هم مینگریم و به هم سلام می کنیم ، ما در کنار هم زندگی نمیکنیم بلکه حبابهایمان در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و ما به اندازه ی حبابی که به دور خود ساخته ایم از هم دوریم....
آیا شما هم با من موافقید؟؟؟ HuhHuhHuh

مشغله داشتن در زندگی غم گرفته تا شادی.......اینها همه فلسفه زندگیست
اری اصل دیگری بر زندگی حاکم است
وبه نظر من تمام این هیاهوهای دنیایی به این خاطر است که به یه اصل برسیم انهم خداست
و نباید غرق بازیهای ذهن و بازیهای دنیایی شویم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تمنا ، بیداری12 ، السا
۲۱:۲۸, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام.
دقیقا همین افکارو دارم تازگی ها. هنگامی که درگیر پیش داوری ها و گمان ها و ذهنیات و قضاوت های خودم میشم وقتی دچار عصبانیت و کم صبری می شم این بیت شعر علامه طباطبایی گاهی به ذهنم میاد که :
چه دارد جهان جز دل و مهریار ...مگر تودهایی زپندارها
چقدر راحت میشیم اگه به مقام توکل کامل برسیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، Ali#59 ، تمنا ، رهگذر.
۲۳:۵۰, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام پاسخ دوستان را در ادامه مطلبم آورده ام ...
شاید گاهی لکه هایی حباب شیشه ای مان را آلوده کند آنوقت ما با سایه این لکه ها به همه چیز می نگریم ، سایه ای که شاید نگاه ما را به همه چیز تغییر دهد ،. یا شاید چیزهایی در پشت لکه های حباب شیشه ای مان قرار بگیرد و ما هرگز نتوانیم آنها را ببینیم و شاید آنقدر نبینیم که به دست فراموشی سپرده شوند. .سایه ی لکه ها بر روی همه چیز پرده انداخته است و ما با این سایه ها خو گرفته ایم در حقیقت ما با این ظلمت و تاریکی خو گرفته ایم . و ما به ناچار آنچه را که باید ببینیم ، نمی بینیم و آنچه را که باید به خاطر بسپریم ، فراموش کرده ایم و آنچه را که باید درک کنیم ، هیچگاه درک نخواهیم کرد... در حباب کوچک و تاریکمان به دام افتاده ایم ... سر را به زیر افکنده ایم و غرق در مشغله های پوشالی حباب کوچکمان شده ایم ....در آن حباب کوچک ما تنهاییم و تنها فرمانروای این قلمرو پوشالی ما هستیم .... و احساس بزرگی و غرور تنها چیزی است که برای همه ی انسانهای حبابی مشترک است . هرکسی در حباب خودش احساس بزرگی می کند .... بعضی در حباب کوچکشان و بعضی در حباب بزرگشان ... فرقی نمی کند ... در هر حال همه ی ما در حبابمان احساس بزرگی و غرور می کنیم ، حال آنکه حباب ما هرچقد هم که بزرگ باشد در این جهان پهناور حتی به اندازه ی نقطه ای هم دیده نخواهد شد . من فکر کرده ام و یافته ام اگر روزی همه ی ما انسانها حبابهایمان را بشکنیم واز آن بیرون بیاییم آنوقت خود را در مقابل این جهان بزرگ خواهیم دید و آنگاه تازه می فهمیم که ما هیچ نیستیم ... غرور ، خودبزرگ بینی ، تکبر و همه ی این احساس های غلط که بر ما سایه افکنده است جای خود را به تواضع و فروتنی خواهد داد ....
Heart آنوقت زندگی زیباتر خواهد شد ... و آنگاه انسانها با هم مهربانتر خواهند شد .... Heart
آیا شما هم با من موافقید؟؟؟HuhHuhHuh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهگذر. ، ضحی ، بیداری12 ، 135
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا