|
بحث در مورد بیانات روز امام خامنه ای
|
|
۵:۲۱, ۱۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در این تاپیک به نکات ناب سخنرانی های روز امام می پردازیم قسمت های مهم رو رنگی می کنم و حتما بخوانیدلینک سخنرانی ها به همراه صوت http://farsi.khamenei.ir/speech ![]() لطفا شرکت کنید سخنرانی 15 اسفند 92 بسماللهالرّحمنالرّحيم خدا را سپاسگزاريم بر توفيقى كه عنايت فرمود كه ما زنده بمانيم در يك جلسهى ديگر در اين جمع با عظمت حضور پيدا كنيم و مطالبى را بشنويم و مطالبى را عرض كنيم. تشكّر ميكنم از رئيس محترم مجلس خبرگان(۱) كه با وجود اينكه برايشان سخت هم هست در عين حال مقيّدند كه اين مجلس را در سر وقت تشكيل بدهند و وقت بگذارند و نيرو بگذارند، و همچنين از كلّيّهى آقايان محترم. در اهمّيّت اين مجلس خيلى صحبت شده، هم ما عرض كردهايم، هم خود شما آقايان مكرّر بيان كردهايد؛ در مجموعهى اركان نظام اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، اين مجلس جايگاه ويژهاى دارد. لكن گاهى به مناسبتهايى كه پيش مىآيد - چه در اوضاع داخلى، چه در مجموعهى مسائل جهانى - اهمّيّت اين مجلس و اجتماع اينهمه از علما و بزرگان و متنفّذينِ روحانى در بلاد و مجتهدين و مانند اينها، اهمّيّت ويژهاى پيدا ميكند؛ بهنظر ما دوران كنونى از جملهى اين دورانها است، يعنى مسائل مهمّى در جريان است در پيرامون ما؛ چه مسائلى كه مستقيماً به ما ارتباط پيدا ميكند، و چه مسائلى كه ولو بهطور مستقيم با ما مربوط نيست لكن نميتوانيم از كنار آن آسان بگذريم؛ از اينگونه مسائل امروز در دنيا و در منطقه زياد است. اوضاع عمومى - چه در آسيا، چه در آفريقا، چه در اروپا - اوضاع پيچيدهاى است، اوضاع مهمّى است؛ و نظام جمهورى اسلامى طبعاً حرفى خواهد داشت در قبال اين نظام، و خودنگرى و بازيابىِ وظيفه جزو مسئوليّتهاى همهى ما در اين دوران است. عرض كرديم، هم در دنيا معضلات زيادى وجود دارد، هم اثر گذارى جمهورى اسلامى در معادلات منطقه بلكه گاهى در معادلات جهانى بيش از هميشه است؛ بنابراين همهى اركان نظام از جمله اين مجلس، بايد نگاه مبتكرانه و اساسى به مسائل داشته باشند؛ هم به حيث وظيفهى شخصى و ذاتى علما - كه علما هاديان امّتند و وظايفى دارند و مردم را بايد روشن كنند؛ در نظام اسلامى وظيفهى علما فقط گفتنِ مسئلهى نماز و روزه نيست، مردم را بيدار ميكنند، هوشيار ميكنند، حقايق را به مردم ميگويند، بصيرتافزايى ميكنند - هم به حيث اعتبار اين مجلس كه يك نهاد حكومتى است، وظايفى بر عهده است. من دو مطلب را عرض ميكنم. يك مطلب، نكاتى در حولوحوش مسائل كنونى دنيا است، مسائلى كه به ما البتّه ارتباط پيدا ميكند. طبعاً خيلى از مسائل هست كه به ما مرتبط نيست؛ چند نكته دربارهى آنچه به ما مربوط ميشود در زمينهى مسائل جهانى، عرض ميكنم. يك نكته اين است كه امروز جهان درگير تحوّلات اساسى است، اين را نميشود منكر شد؛ شما نگاه كنيد به منطقهى شمال آفريقا و مناطق ديگرى از آفريقا، در منطقهى آسيا و قدرتهايى كه در آسيا سر برآوردهاند و در دنيا عرض اندام ميكنند در مقابل قدرتهاى سنّتى عالم، [يا] وضعيّتى كه در اروپا ملاحظه ميكنيد وجود دارد؛ دنيا در حال يك تحوّل است. حالا تحوّلات جهانى و تاريخى طبعاً در زمان كوتاه تحقّق پيدا نميكند؛ اينجور نيست كه حالا ما فرض كنيم اگر تحوّلى دارد رخ ميدهد بايد در ظرف ششماه، يك سال، دو سال انجام بگيرد؛ نه، نشانههاى تحوّل را بايد ديد ولو اين تحوّل بمُرور در ظرف بيست سال انجام خواهد گرفت؛ لكن ما [بايد] بفهميم كه در دنيا چه دارد اتّفاق مىافتد. بنابراين نكتهى اوّل اين است كه دنيا درگير تحوّلات اساسى است؛ اين را بفهميم. نكتهى دوّم اين است كه آرامش ظاهرى جبههى مسلّط جهانى - يعنى همين قدرتهاى سنّتىاى كه در دنيا حاكم بودند، چه قدرت آمريكا، چه قدرتهاى اروپايى؛ كه يك آرامشى داشتند اينها از لحاظ اقتصادى، از لحاظ رسانهاى، از لحاظ استقرار اجتماعى در داخل كشورهايشان و يك آرامشى بظاهر بر زندگى اينها حاكم بود - امروز بههم خورده، نشانههاى اين بههمخوردگى را انسان ميبيند. اينها مجهّز بودند و هنوز هم هستند، هم به پول، هم به سلاح، هم به ابزارهاى تبليغاتى، و نيز به علم. بنابراين قدرتى كه با اين چند چيز مجهّز است، بايد ديگر خيالش راحت باشد و آرامشى بر آنها حاكم باشد و بود؛ اين آرامش سالهاى متمادى بر اينها حاكم بود؛ امروز اين آرامش به هم خورده است. در چند عرصه اين آرامش به هم خورده؛ اوّلاً در عرصهى اقتصادى - كه مهمترين امتيازشان پيشرفت اقتصادى و رشد اقتصادى بود - ميبينيد كه وضع چهجورى است: هم اروپا دچار بحران اقتصادى است، هم آمريكا دچار بحران اقتصادى است؛ آن اقتصاد مستقر، امروز نشانههاى ورشكستگى را دارد در خودش نشان ميدهد. خب، فرض بفرماييد دولتِ كشورى بيش از همهى درآمد ناخالص ملّىاش مقروض باشد؛ اين الان وضعيّتى است كه در آمريكا وجود دارد؛ دولت مقروضى كه راهى هم علىالظّاهر براى نجات از اين مقروض بودن برايش متصوّر نيست. لذا برنامههاى گوناگون كلان اينها [انجام نميشود]؛ در خود آمريكا اين جور است، در كشورهاى بزرگ و قوىّ اروپايى هم كمتر تبليغ ميشود و گفته ميشود امّا واقعاً در آنجاها هم همين جور است. در خود آمريكا اين رئيس جمهور فعلى - از دورهى اوّلى كه به رياست جمهورى رسيد - وعدهى بيمهى خدمات درمانى همگانى را به مردم داد، [امّا] تا امروز كه حدود شش سال از آن روز ميگذرد، هنوز موفّق نشده اين كار را انجام بدهد؛ يعنى كشورى با آن همه امكانات مالى و با آن همه منابع، وعدهاى را رئيس جمهور به مردمش داده و نتوانسته اين وعده را عمل كند؛ اينها است ديگر. بنابراين در عرصهى اقتصادى - كه عرصهى مهمّ كشورهاى جبههى استكبار و قدرتهاى سنّتى دنيا بود - اينها دچار بحرانند، دچار مشكلاتند؛ اروپا هم - در خبرها همه ميبينند، همه ميشنوند - در كشورهاى مختلف، دچار مشكلات عديدهى اقتصاديند. در عرصهى اخلاقى هم اينها شكست خوردهاند؛ خب، تمدّن كنونى غرب بر اساس پاسداشت انسان بهوجود آمد؛ بر اساس اومانيسم و اصالةالانسانيّه همهى اين تمدّن بنا شده است؛ معناى آن اين است كه "انسانيّت"، عنصر اصلى و هدف اصلى و قبلهى اساسى براى اين تمدّن خواهد بود؛ امروز در نظام تمدّنى غرب، انسانيّت پامالشده است و حقّاً و انصافاً دچار شكست شدهاند. خب، تا اندكى قبل از اين، در لباس علمى و در ادبيّات دانشگاهى اين مسائل را جلوه ميدادند و ضعفها را ميپوشاندند، لكن بتدريج اين ضعفها آشكار شده و باطن اين تمدّن مادّى - كه ضدّ انسان است، ضدّ فطرت الهى است - دارد خودش را نشان ميدهد. يك نمونهاش قتل و غارت و خشونت است كه خب اين خشونتها و قتلوغارتها اينقدر متراكم شده كه امروز بر كسى پوشيده نيست. حالا يكوقتى بود كه انگليسها در هند جنايت ميكردند، در بِرمه جنايت ميكردند، [امّا] در يك نقطهى ديگرى خودشان را برّاق و اتوكشيده و مؤدّب جلوه ميدادند؛ امروز ديگر آن روزگار گذشته است؛ امروز همه در جريان خشونتها قرار ميگيرند. كسانى كه حرف مردم را بر زبان مىآورند، اين خشونتها را بهرخ جبههى استكبار دارند ميكشند. قتل و غارت و خشونت، و شهوترانىهاى مسخكنندهى انسان: ازدواج با همجنس! اين غير از همجنسبازى است، بمراتب بالاتر است؛ يعنى علناً منكرِ ضدّ فطرت را در زندگى خودشان راه بدهند؛ «وَ تَأتونَ فى ناديكُمُ المُنكَر» (۲) كه در قرآن هست. امروز علناً و صريحاً به اين اعتراف ميكنند، و دو همجنس با يكديگر ازدواج ميكنند، و كليساها اين را ثبت ميكنند، و رئيس جمهور آمريكا اظهار نظر ميكند و اظهار عقيده ميكند و ميگويد من موافقم با اين كار و مخالف نيستم! يعنى از پرده برون افتاده آن فساد باطنى و درونى در اين زمينههاى شهوترانى و مانند اينها. حمايت صريح از تروريسم. خب ملاحظه ميكنيد ديگر در همين قضاياى منطقه، كسانى هستند كه جگر طرف را از سينهاش درمىآورند و جلوى دوربين تلويزيونها گاز ميزنند، قدرتهاى اروپايى هم مىنشينند در اروپا، منتها احتياط ميكنند و نميگويند ما به او كمك ميكنيم، ميگويند ما به اين جبههى معارض كمك ميكنيم؛ اين جورى است ديگر؛ يعنى صريح از تروريسم، آن هم تروريسم خشن، وحشى، سبُع، (۳) اينها حمايت ميكنند. به مقدّسات اهانت ميكنند و آسان و بهعنوان آزادى، مقدّسات را، چهرههاى نورانى را ملكوك(۴) ميكنند، مورد اهانت قرار ميدهند؛ پيامبران را، بزرگان را، نه فقط پيغمبر ما را، همهى پيغمبران را. گفتم به بعضى از مسئولين فرهنگى كه متأسفانه خيلى از مسئولين فرهنگى ما، با مسائل فرهنگى، در ميدان مرتبط نيستند [كه مثلاً] كتاب بخوانند، كتابهاى گوناگون را ببينند؛ غالباً بركنارند. گفتم كه اينها به حضرت موسى اهانت ميكنند، به حضرت عيسى اهانت ميكنند، به پيامبران بزرگ اهانت صريح ميكنند؛ اين امروز وجود دارد. بنابراين در جبههى اخلاقى هم اين جبههى مستكبرى كه اوضاع دنيا را كنترل ميكرد، شكست خورده، يعنى در آنجا هم اشكالات فراوانى بر او وارد شده. در عرصهى منطِق هويّتى هم اين تمدّن و پاسداران اين تمدّن شكست خوردهاند، چون پايههاى علمى تمدّن مادّى غربى يكى پس از ديگرى دارد فروميريزد؛ دانشمندانى آمدند، حرفهاى آنها را - چه در زمينهى علوم انسانى، چه در زمينهى علوم ديگر - رد كردند؛ پايههاى علمى اين تمدّن يكى پس از ديگرى به هم ميريزد. در عرصهى اعتبار و آبروى جهانى هم كه انصافاً امروز براى جبههى استكبار آبرويى باقى نمانده، يعنى سرجمع جنايتهاى دولتهاى غربى و حكومتهاى مستبدّى كه دستنشاندهى آنها هستند، براى مردم دنيا آشكار شده و امروز منفورند در دنيا؛ حالا بعضى از سران دولتها و دولتهاى وابسته و دولتهاى ضعيف و ملاحظهكار و ترسو، خب در تعارف يك چيزهايى ميگويند امّا در بين ملّتها انصافاً امروز منفورند. امروز آمريكا از همهى دولتهاى ديگر منفورتر است، هم در اين منطقه، هم در مناطق ديگر؛ حالا منطقهى اسلامى كه خيلى، در مناطق ديگر هم همينجور. بنابراين اينها در عرصهى آبرويى هم شكست خوردهاند. اين هم يك مسئلهاى است كه چيزى باقى نگذاشته است براى آن جبههى گردنكلفتى كه حالا يكّهبزن اينها هم دولت آمريكا است كه از همهى اينها بهاصطلاح قوىتر و آمادهبهكارتر است، امّا آبرويى اينها در دنيا ندارند. اين هم نكتهى دوّم از آن نكاتى كه ميخواستيم عرض بكنيم. نكتهى بعدى در مورد واقعيّتهاى جهانى و اوضاع جهانى، بيدارى ملّتها است؛ حالا ما گفتيم بيدارى اسلامى در منطقهى شمال آفريقا و منطقهى عربى، عليه اين تعبير جبههگيرى شد كه نه، اين بيدارى اسلامى نيست، ربطى به اسلام ندارد؛ معلوم شد كه چرا، كاملاً ربط به اسلام دارد؛ خب، حالا بهحسب ظاهر [آن را] خاموش كردند امّا خاموش شدنى نيست. وقتى احساس وظيفهى اسلامى در يك ملّتى بهوجود آمد، احساس هويّت اسلامى وقتى در يك ملّتى بهوجود آمد، به اين آسانىها نميشود اين را از بين برد؛ حالا گيرم يك دولتى سركوب بشود يا بركنار بشود - يا با كودتا، يا با هر عارضهى ديگرى - لكن آن روحى كه در مردم بهوجود مىآيد، آن خودباورى و خودبازيابى هويّت اسلامى، اين به اين آسانىها از بين نخواهد رفت و از بين هم نرفته است. امروز در همان مناطقى و در همان كشورهايى كه بيدارى اسلامى بهوجود آمده بود، همچنان مثل ديگ جوشانى در حال غَلَيان است؛ اينجور نيست كه اين بيدارى از بين رفته باشد. اين هم يكى از واقعيّتهاى دنيا است؛ استقامت اسلامى اوج گرفته. و واقعيّت ديگر هم كه شايد يكى از مهمترين اين واقعيّتها باشد، مسئلهى ملّت ايران است؛ ملّت ايران با گذشت ۳۵ سال از طلوع انقلاب، از انقلاب زده نشده است، دست نكشيده است، انقلاب را كنار نگذاشته است، روحيّهى انقلابى را از خود دور نكرده؛ شما ملاحظه كرديد اين بيستودوّم بهمن را. و اين يك پديده است، اين را بارها عرض كردهايم، عادت كرديم ما به اين حادثهى به اين اهمّيّت. [البتّه مطلبى هم دربارهى] جوانهاى ما، در ذيل واقعيّتهايى كه بايد به آنها توجّه داشت، عرض خواهم كرد. بههرحال اين هم يك مسئلهى اساسى است. بنابراين در يك چنين دنيايى هستيم: در آنجا - در اطراف ما و در مجموعهى جهان - آن حوادث كه نشاندهندهى تحوّلات اساسى است دارد اتّفاق مىافتد، در كشور ما هم اين رشد تفكّر اسلامى و استقامت اسلامى و بالندگى و تناور شدن درخت حكومت اسلامى و نظام اسلامى است كه وجود دارد. بنابراين با اين توجّه، بايد عرض كرد كه نگاه ما به مسائل خودمان و مسائل جهان، بايد نگاه جدّىاى باشد. مطلب دوّمى كه عرض ميكنم، اين است كه حالا ما چه كارهايى برعهده داريم؛ بنده چند مطلب را در اينجا يادداشت كردهام كه البتّه [هم] همهى مطالب نيست، هم اين مطالبى كه عرض ميكنيم حرفهاى جديد و تازهاى نيست و حرفهايى است كه همهى آقايان ميدانيد، [امّا] تكرار اينها و گفتن اينها مفيد است؛ كارهايى كه ما برعهده داريم، زياد است؛ از جمله اينهايى است كه عرض ميكنم: يكىاز آنها واقعبينى است؛ ما بايد واقعيّتهاى موجود جامعهى خودمان را ببينيم. معمولاً در نگاه به واقعيّتها، طبيعت انسان اين است كه سراغ نقاط ضعف ميرويم. همهى اين چيزهايى كه ما مىبينيم، فرض بفرماييد كه گرانى را مىبينيم [يا] تحقّق نيافتن برخى از اهداف اسلامى را مشاهده ميكنيم، اينها خب يك واقعيّتهايى است و غالباً اينها را مىبينيم - بعضىها هم البتّه همينها را درشت ميكنند - لكن واقعيّتهاى ديگرى هم وجود دارد در اين كشور؛ اينها را بايد ديد. يك واقعيّت همين است كه عرض كرديم، واقعيّت ايستادگىِ نظامِ مبتنى بر اسلام؛ اين يك واقعيّتى است. توقّع دشمنان اسلام و دشمنان ايران اين بود كه مردم بعد از يك سال دو سال پنج سال، خسته بشوند، يادشان برود، از انقلاب دست بكشند؛ كمااينكه در بسيارى از انقلابهاى دنيا همين اتّفاق افتاده است؛ اينكه من ميگويم "بسيارى"، در واقع بايد گفت همه؛ در اين انقلابهايى كه در دويست، دويستوپنجاه سال اخير در دنيا اتّفاق افتاده است، تا آنجايى كه بنده سراغ دارم همهجا همينجور بوده است، بعد از گذشت يك مدّتى آبها از آسياب افتاده است و آن موج انقلاب فروكش كرده و تمام شده، برگشته به حالت سابق. بنده به يك كشورى رفتم زمان رياست جمهورى، يك كشور انقلابى كه هفت هشت ده سالى بود انقلاب كرده بودند، رئيس آن كشور هم جزو همان عناصر انقلابكننده بود وقتى ما رفتيم آنجا. وقتى من وارد شدم[به] آنجايى كه مارا بردند بهعنوان ضيافت و بهعنوان مهمانى و اينها، ديدم عيناً همان وضعيّتى كه حاكم استعمارگر قبلى - كه پرتغالى بوده است؛ آنجا مستعمرهى پرتغال بود - با آن وضع زندگى ميكرده، عيناً همان وضع وجود دارد، هم از لحاظ تشريفات ظاهرى، هم از لحاظ احترامات، [هم از لحاظ] آداب! هيچّى فرق نكرده است؛ يعنى اوّلى كه اينها سرِكار آمدند اينجور نبوده، بعد بتدريج مغلوب عادات مستكبرين و مستبدّينِ قبل از خودشان شدند و همان وضعيّت را انجام دادند؛ انقلاب اسلامى مغلوب نشد، جمهورى اسلامى مغلوب نشد؛ آن كسانى كه ميخواستند عادات قبلى، سنن قبلى، شيوهى قبلى را بر اين كشور و بر اين انقلاب تحميل كنند، نتوانستند؛ و انقلاب همچنان حرف اسلام را ميزند، حرف انقلاب را ميزند، حرف استقلال را ميزند، حرف ايستادگى ملّى را ميزند، حرف توسعهى درونزاى كشور را ميزند، حرف عدل را ميزند و براى اين اهداف بزرگ تلاش ميكند و كار ميكند؛ همهى اينها مسائل انقلاب است؛ اينها چيزهاى مهمّى است. اين يك واقعيّتى است. واقعيّت ديگرى كه از آن نبايد غفلت كرد، انگيزههاى دينى در نسل امروز انقلاب است. يكوقت است كه ما پيرمردهايى كه از دورهى انقلاب باقى ماندهايم، ما انقلابى باقى ماندهايم امّا جوانهاى ما از دست رفتهاند؛ مىبينيم اينجورى نيست. ما امروز، جوان انقلابى بسيار داريم، در سرتاسر كشور داريم، از همهى قشرها داريم، در دانشگاهها بسيار داريم، جوانى كه هم متديّن است، هم انقلابى است؛ به اعتقاد من اين جوان از جوان انقلابى اوّلِ انقلاب شأنش بالاتر است. چرا؟ چون آنروز اوّلاً آن انقلابِ با آن عظمت و پرهيجان اتفّاق افتاده بود؛ ثانياً آنروز اينترنت نبود، ماهواره نبود، اين همه تبليغات گوناگون نبود، اين جوان در معرض اين همه آسيب نبود، جوان امروز در معرض اين همه آسيبها است؛ اينترنت جلوى او است، اين همه تلاش دارد ميشود براى اينكه اين جوان را منحرف كنند، [امّا] اين جوان متديّن باقى ميمانَد؛ نمازخوان است، به نماز اهمّيّت ميدهد، نمازِ شب ميخواند، نافله ميخواند، در مراسم مهّم دينى شركت ميكند، پاى انقلاب مىايستد، شعارهاى از دل برآمده ميدهد؛ اينها چيزهاى مهمّى است. نسل امروزِ انقلاب، به نظر ما يكى از افتخارات بزرگ است. اين يك واقعيّتى است، بايد اين را ديد. واقعيّت ديگرى كه بايد به آن توجّه داشت، ظرفيّتهاى بىشمار ملّى است؛ كه خوشبختانه مسئولين كشور، مسئولين دولتى - كه من امكان اين را داشتم كه بالخصوص در اين ايّام با اينها ملاقات كنم - بعد از تشكيل دولت جديد، ميبينم همه معترفند، معتقدند، واقفند، به ظرفيّتهاى بىشمار داخلى كشور؛ كه خب همين وجود اين ظرفيّتها هم بحمدالله رهنمون شد كه اين حقير و همفكران و همكاران و كمكها، به اين مسئلهى اقتصاد مقاومتى برسيم؛ والّا اگر كشورى از ظرفيّت داخلى محروم باشد، نميتواند يك اقتصاد مقاوم بهوجود بياورد. اقتصاد مقاوم آنوقتى است كه ما در داخل، ظرفيّت داريم. با هر كدام از اين مسئولين اقتصادى و مرتبط با اين قضايا انسان مىنشيند، ميبيند اينها ظرفيّتهاى داخلى فراوانى را ميشمرند؛ اين هم يك واقعيّتى است كه بسيار مهم است. يك واقعيّت ديگرى كه نبايد غفلت كرد، دشمنى دشمنان ما است. از دشمنى دشمن نبايد غفلت كرد. به قول سعدى: «دشمن چون از همه حيلتى فرومانَد، سلسلهى دوستى بجنبانَد»، (۵) آنگاه در دوستى كارى كند كه هيچ دشمنى نكرده باشد؛ اين را نبايد فراموش كنيم؛ اين واقعيّتى است؛ دشمن ما هستند، دشمن اسلامند، دشمن استقلال ملّى ما هستند و دشمن ملّت ما هستند بهخاطر اين خصوصيّات؛ بله، اگر چنانچه اين ملّت از انقلاب دست برميداشت، از اسلام دست برميداشت، خودش را تسليم متجاوز و متعدّى ميكرد، از ملّت ما خيلى هم راضى بودند، خيلى هم تعريف ميكردند، امّا با ملّت بدند بهخاطر اين. قَد بَدَتِ البَغضآءُ مِن اَفواهِهِم؛ (۶) حرفهايى هم كه ميزنند، نشان ميدهد كه چقدر اين بغض و دشمنى عميق است. وَ ما تُخفى صُدورُهُم اَكبَر؛ (۷) آن مقدارى كه ميگويند بخشى از آن دشمنىها است كه اينها بر زبان مىآورند، والّا آنچه كه در دلهاى آنها است بمراتب بيشتر است؛ اين هم يك واقعيّتى است كه نبايد از ياد برد و نبايد فراموش كرد. واقعيّت ديگر اين است كه همين دشمن، از مقابلهى با ملّت ايران و مقابلهى با نظام اسلامى عاجز است. دليل عجز را اگر بخواهيد، اين است كه چون نميتواند مقابله كند، تحريم را آورده؛ والّا اگر ميتوانست مقابله كند، تحريم چرا؟ دليل بر اينكه تحريم هم فايده ندارد و نداشته است و نخواهد داشت، اين است كه مكرّر تهديد نظامى ميكند. خب، اگر ميتوانستند اينها با شيوههاى متعارف و معمول دنيا اين انقلاب را از بين ببرند و اين ملّت را به زانو در بياورند، ديگر اين تهديد و اين فشار و اينها لازم نبود. و اين تحريم هم جديد نيست و نشان هم دادند. خوشبختانه امروز با اتّفاق نظرى كه مسئولان محترم دولت، هم رئيس جمهور محترم، هم وزراى مربوط، هم رؤساى دو قوّهى ديگر، روى مسئلهى اقتصاد مقاومتى كردند - كه جاى تقدير و تشكّر دارد از اينها؛ يعنى واقعاً استقبال كردند از اين فكر؛ كه البتّه خود آنها هم در مجمع تشخيص، در مشورتدهى به اين مسئله سهيم بودند، شريك بودند، بحث كردند روى اين مسئله - خود اين اتفّاق نظر، نشاندهندهى اين است كه اين تحريمى كه اينها ظالمانه و از روى بغض و عداوت و نفرت بر ملّت ايران تحميل كردند، اثرى نخواهد داشت و انشاءالله اين اقتصاد مقاومتى فائق خواهد آمد بر ترفندهاى آنها. اين هم يك واقعيّت است. و اين واقعيّت ديگر را هم عرض بكنيم. حالا واقعيّتهاى خوب خيلى زياد است، كه ما هر جايى كه به خدا تكيه كرديم، به نيروى مردم تكيه كرديم و حاضر به حركت جهادى شديم، پيروز شديم؛ نگاه كنيد شما از اوّل انقلاب تا حالا، هر جا ما مردم را آورديم وسط كار، به نام خدا شروع كرديم و حركتمان حركت جهادى بود، ما در آنجا پيروز شديم. در خود اصل انقلاب اين اتّفاق افتاد، مردم آمدند، مردم خيابانها را پر كردند، قشرهاى مختلف مردم آمدند وسط ميدان، و حركت حركت جهادى بود. در دفاع هشت ساله - هشت سال جنگ شوخى نيست؛ هشت سال جنگ را بر اين مملكت تحميل كردند - مردم آمدند وسط كار. امام (رضوان الله تعالى عليه) - كه روح مطهّر اين مرد بزرگ شاد باد و با انبياء و اولياء محشور باد - راز قضيّه را فهميد كه بايد چهكار بكند؛ خدا به او الهام كرد، او را هدايت كرد، مردم را آورد وسط ميدان و نام خدا را سرِدست گرفت و حركت كرد. درجنگ هشت ساله ما پيروز شديم؛ در همهى موارد ديگرى كه مردم آمدند و خداى متعال بر زبان و دل مردم حاكم بود و كار كار جهادى بود، ما پيروز شديم؛ اينهم يك واقعيّتى است. آخرين مطلبى كه در باب اين واقعيّتها عرض بكنيم اين است كه: كجا بوديم ما، به كجا رسيديم؛ وَاذكُروا اِذ اَنتُم قَليلٌ مُستَضعَفُون؛ (۸) يادمان نرود آنروزى را كه ما مستضعف بوديم، كم بوديم، زيردست بوديم، هم ملّت ايران اينجور بود، هم جامعهى متديّن اينجور بود، هم روحانيّون اينجور بودند، هم جوانان علاقهمند اينجور بودند، كم و مستضعف و زيردست بودند؛ امروز بحمدالله خداى متعال دست آنها را قوى كرده است. بهنظر من يكى از وظائف ما اين است كه ما ببينيم، اين واقعيّتها را از ياد نبريم، اين واقعيّتها را به ياد داشته باشيم؛ اين يك وظيفه. يك وظيفهى ديگرى كه من اينجا يادداشت كردهام كه هميشه بايد مورد نظرمان باشد بخصوص امروز، وظيفهى مرزبندى صحيح و صريح با جبههى دشمن است؛ مرزبندى. آيهى شريفه ميفرمايد: قَد كانَت لَكُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَءآؤُا مِنكُم وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ الله كَفَرنا بِكُم وَ بَدا بَينَنا وَ بَينَكُمُ العَداوَةُ وَالبَغضآءُ [ابداً] حَتّى تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَه. (۹) قرآن فقط تاريخ نگفته، تصريح ميكند كه اين اسوهى حسنهاى است براى شما - قَد كانَت لَكُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبراهيم - يعنى بايد اينجورى باشيد، مرزبندى بايد بكنيد. مرزبندى به معناى اين نيست كه ما رابطهمان را قطع بكنيم؛ توجّه بكنيد، مغالطه نكنند كه شما ميگوييد ما با همهى دنيا دشمنيم؛ نه، مرزبندى كنيد، مرزها مخلوط [نشود]. مثل مرز جغرافيايى؛ در مرز جغرافيايى شما بين كشور خودتان و كشورهاى اطرافتان مرز معيّن ميكنيد؛ معناى اين مرز اين نيست كه شما نميرويد آنجا، آنها نمىآيند اينجا؛ معناى اين مرز اين است كه هر رفتوآمدى منضبط خواهد بود. معلوم باشد كِى ميرويم، چه كسى ميرود، چهجور ميرود؛ چه كسى مىآيد، كِى مىآيد، چهجور مىآيد، چرا مىآيد؛ مرزبندى در مرزهاى جغرافيايى اينجور است؛ در مرزهاى عقيدتى هم همينجور است. در همين آيهى شريفه، بعد از آنكه خداى متعال اين اسوهى حسنه را و عمل ابراهيم را بيان ميفرمايد، بعد ميفرمايد: اِلّا قَولَ ابراهيمَ لِاَبيهِ لَاَستَغفِرَنَّ لَك؛ (۱۰) يعنى اين مرزبندى، مانع اين نيست كه ابراهيم به پدرش بگويد كه من به تو ترحّم ميكنم، براى تو استغفار ميكنم؛ اينها همه هست. بنابراين معناى مرزبندى اين است كه مشخّص باشد ما چه كسى هستيم، شما چه كسى هستيد. من گمان ميكنم سورهى مباركهى "قل يا ايّها الكافرون" همين مرزبندى را بيان ميكند: لا اَعبُدُ ماتَعبُدون، و لا اَنتُم عابِدُونَ مااَعبُد؛ (۱۱) يعنى مرز مشخّص باشد، مرز مخلوط نشود. كسانى كه سعى ميكنند اين مرز را كمرنگ كنند يا محو كنند يا از بين ببرند، اينها خدمت نميكنند به مردم، اينها خدمت نميكنند به كشور؛ چه مرزهاى دينى و عقيدتى، چه مرزهاى سياسى. استقلال، مرزى است براى كشور؛ اين كسانى كه سعى ميكنند اهمّيّت استقلال يك ملّت را - بهعنوان جهانى شدن و حل شدن و منطبق شدن با جامعهى جهانى - از بين ببرند و كمرنگ كنند، مقاله مينويسند، حرف ميزنند، اينها هيچ خدمتى نميكنند به اين كشور. شما ميگوييد ارتباط داشته باشيم با دنيا، خيلى خب، ارتباط داشته باشيد، منتها معلوم باشد با چه كسى ارتباط داريد، چرا ارتباط داريد، چه جور ارتباطى داريد، اينها مشخص باشد؛ مرزبندى يعنى اين. در جبههبندىهاى داخلى هم همينجور است. اين هم به نظر ما يكى از چيزهايى است كه بايستى به آن توجّه كنيم؛ جزو وظايف ما است كه مرزبندىها را [مشخص كنيم]. بعضىها هم بمجرّد اينكه يك مشكلى براى كشور پيش مىآيد، فوراً شروع ميكنند به ملامت كردنِ كسانى كه استقامت كردند كه: هان، ديديد، آدم وقتى اينجور سر حرفش مىايستد، اين مشكلات پيش مىآيد! در صدر اسلام هم بود ديگر: لَو اَطاعونا ماقُتِلوا قُل فَادرَءوا عَن [اَنفُسِكُمُ] المَوت. (۱۲) خداى متعال اگر چنانچه بنا گذاشته باشد بر طبق سنّت الهى حركت نكنيم، خب، دچار مشكلات ميشويم. اينجور نيست كه در جنگ بدر بگويند: يَقولونَ لَو كانَ لَنا مِنَ الاَمرِ شَىءٌ ما قُتِلنا هاهُنا؛ (۱۳) اينجورى نيست قضيه كه اگر چنانچه ما تسليم شديم در مقابل دشمن، آنوقت مشكلات ما برداشته خواهد شد، برطرف خواهد شد؛ نخير. من واقعاً بايد تشكّر كنم از مسئولين كشور كه در مقابلهى با دشمن حرفِ صريح ميزنند؛ عدم انفعال ملّت ايران را و عدم انفعال انقلاب را به زبانِ صريح بيان ميكنند؛ اين خيلى لازم است. اين را بايد ما به صورت گفتمان - كه حالا عرض خواهم كرد آن را - دربياوريم؛ و اين هم يكى از مسائل ما است. يك مسئله ديگرى كه جزو وظائف ما است، اين است كه بايد از دشمنى اشرار بيمناك نشويم. دشمنى بالاخره وجود دارد. هيچ ملّتى كه صاحب حرفى و ايدهاى باشد و حركتى بكند، از دشمنى دشمنان مصون نيست. امروز به نظر من اقبال ملّت ايران اين است كه دشمن ملّت ايران و دشمنان ملّت ايران، جزو بدنامترينها در دنيا هستند. شما ملاحظه كنيد، امروز دولت آمريكا در سطح بينالمللى يك بازيگر خشن و آلودهى به جنايت معرفى شده كه واقعيّت قضيّه هم همين است. در سطح بينالمللى دولت آمريكا امروز اين است: يك بازيگر خشن، آلودهى به جنايت، و بىباك از كارهاى زشت، و ارتكاب خلاف حقوق ملّتها و حقوق انسانها؛ در داخل كشور خودشان هم بهعنوان يك دولت و يك رژيم دروغگو و مزوّر معرفى شده [كه] وعده ميدهد، عمل نميكند. لذاست كه اعتقاد مردم به اين دولتها - هم به اين رئيسجمهور فعلى آمريكا، هم به رئيسجمهور قبلى آمريكا - [در] نظرسنجىهايى كه از مردم كردند، اعتماد اینها در حدّ بسيار پايينى بود؛ نشان ميدهد كه مردم اينها را قبول ندارند. خب، اينها دشمن ما هستند؛ دشمن ما يك دولت آبرومند، يك دولت حرفِحسابدار نيست، اينها هستند. لذا از اينها نبايستى يك بيمى انسان به خودش راه بدهد. و اتّكاء به حمايت الهى امر بسيار مهمّى است؛ حالا جناب آقاى مهدوى(۱۴) آيهى شريفهى مربوط به قوم موسى را خواندند، يك بخش ديگر را هم من بخوانم كه وقتىكه بنىاسرائيل حركت كردند و از مصر بيرون آمدند و جناب موسى اينها را آورد، خب بعد از مدّتى لشكر فرعون از پشت رسيد؛ فَلَمّا تَرآءَا الجَمعانِ قالَ اصحابُ موسى اِنّا لَمُدرَكون، (۱۵) وقتى كه اين دو جمعيّت به حدّى رسيدند كه ديگر همديگر را از دور ميديدند يعنى اينها ميديدند كه آنها دارند مىآيند، آنها هم اينها را ميديدند؛ قالَ اصحبُ موسى اِنّا لَمُدرَكون، پدرمان در آمد، از دست رفتيم؛ قالَ كَلّا اِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدين؛ (۱۶) ببينيد اين درس است: با خدا باشيد، خداى متعال مگر واميگذارد بندهاى را كه با او باشد؟ لاَتخافا اِنَّنى مَعَكُما اَسمَعُ و اَرى؛ (۱۷) در بخش ديگرى از قضيّهى حضرت موسى. با خدا كه باشيم، براى خدا كه باشيم، خداى متعال كمك ميكند. اين هم اين وظيفهى ديگر، بيمناك نشدن. و مسئلهى وحدت، وحدت ملّى، حفظ اتّحاد؛ اين جزو وظائف ما است. حضور نيروهاى تكفيرى كه امروز متأسّفانه در برخى از نقاط منطقه فعّالند، خطر بزرگشان اين نيست كه بىگناههان را ميكشند، آن هم جنايت است، بزرگ است؛ امّا خطر بزرگ اين است كه دو گروه شيعه و سنّى را نسبت به هم بدبين ميكنند؛ اين خيلى خطر بزرگى است؛ جلوى اين بدبينى را بايد بگيريم. نه از آن طرف شيعيان خيال كنند كه يك گروه آنچنانى كه با شيعه اينجور رفتار ميكند اين جبههى اهل تسنّن است كه با اينها مقابله ميكند، نه جبههى اهل سنّت تحت تأثير حرفهاى آنها - آنچه آنها راجع به شيعه ميگويند و تهمتهايى كه ميزنند و آتشافروزىهايى كه ميكنند - قرار بگيرند. بايد مراقب باشند؛ هم شيعه مراقب باشد، هم سنّى مراقب باشد. اين را بايستى در همهى مناطق كشور همه بدانند؛ هم سنّىها بدانند، هم شيعهها بدانند؛ نگذارند كه اين وحدتى امروز در بين كشور هست [از بين برود]؛ كه يكى از بخشها وحدت مذاهب شيعه و سنّى و وحدت اقوام است. برجسته كردن خصوصيّات قومى و دميدن در آتش قومگرايى، كارهاى خطرناكى است، بازى با آتش است؛ به اين هم بايد توجّه بكنند. يك مسئله هم مسئلهى فرهنگ است؛ كه آقايان هم حالا معلوم شد كه نگرانى داريد، بنده هم نگرانم. مسئلهى فرهنگ، مسئلهى مهمّى است. اساس اين ايستادگى، اين حركت و در نهايت انشاءالله پيروزى، بر حفظ فرهنگ اسلامى و انقلابى است و تقويّت جناح فرهنگى مؤمن، تقويّت اين نهالهايى كه روييده است در عرصهى فرهنگ؛ بحمدالله جوانهاى مؤمنِ خوبى داريم در عرصهى فرهنگ و هنر؛ فعّاليّت كردند، كار كردند؛ حالا بعضى جوانند، بعضى دورهى جوانى را هم گذراندهاند؛ ما عامل فرهنگى كم نداريم. ما حتماً در مسئلهى فرهنگ[بايد توجّه كنيم]، دولت محترم هم بايد توجّه كند، ديگران هم توجّه كنند. بنده هم در اين نگرانى با شما سهيم هستم و اميدوارم كه مسئولين فرهنگى توجّه داشته باشند كه چه ميكنند. با مسائل فرهنگى شوخى نميشود كرد، بىملاحظگى نميشود كرد؛ اگر چنانچه يك رخنهى فرهنگى بهوجود آمد، مثل رخنههاى اقتصادى نيست كه بشود [آن را] جمع كرد، پول جمع كرد يا سبد كالا داد يا يارانهى نقدى داد؛ اينجورى نيست، به اين آسانى ديگر قابل ترميم نخواهد بود، مشكلات زيادى دارد. و واقعاً بايد قدر جوانان مؤمن و انقلابى را همه بدانند، همه؛ اين جوانان مؤمن و انقلابىاند كه روز خطر سينه سپر ميكنند، هشت سال جنگ تحميلى ميروند توى ميدان؛ اينها هستند. افرادى كه نسبت به اين جوانها با چشم بدبينى نگاه ميكنند يا مردم را بدبين ميكنند، خدمت نميكنند به كشور؛ به استقلال كشور، به پيشرفت كشور، به انقلاب اسلامى خدمت نميكنند. اين جوانها را بايد حفظ كرد، بايد از اينها قدردانى كرد، امروز هم بحمدالله كم نيستند و زيادند. [نبايد] با عناوين گوناگونى بخواهيم اين جوانهاى مؤمن را طَرد كنيم و منزوى كنيم؛ كه البتّه منزوى هم نميشوند؛ آن جوانهاى مؤمنِ پرانگيزه، با اين حرفها منزوى نميشوند اينها؛ لكن خب، ما بايد قدر اينها را بدانيم. و آخرين مطلب، مسئلهى گفتمانسازى است. اين مطالبى كه عرض كرديم، اينها فقط نصيحت و درددلِ بين ما نيست كه شما بگوييد بنده بشنوم، بنده بگويم شما بشنويد، بايد اينها به صورت گفتمان در بيايد. گفتمان يعنى باور عمومى؛ يعنى آنچيزى كه به صورت يك سخنِ مورد قبول عموم تلقّى بشود، مردم به آن توجّه داشته باشند؛ اين با گفتن حاصل ميشود؛ با تبيينِ لازم - تبيين منطقى، تبيين عالمانه و دور از زيادهروىهاى گوناگون - حاصل ميشود؛ با زبان صحيح، با زبان علمى و منطقى و با زبان خوش، بايستى اين مطالب را منتقل كرد. اميدواريم انشاءالله خداوند متعال به همهى آقايان محترم، توفيقات خودش را ارزانى بدارد، به ما هم كمك كند، هدايت كند، دستگيرى كند كه اوّلاً وظيفهمان را انشاءالله بشناسيم، و عزم جدّى به ما بدهد كه اين وظيفه را عمل كنيم. «اللّهم قوّ على خدمتك جوارحى، و اشدد على العزيمة جوانحى و هب لى الجدّ فى خشيتك، و الدّوام فى الاتّصال بخدمتك». و السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته ۱) آيتالله مهدوىكنى ۲) سورهى عنكبوت، بخشى از آيهى ۲۹ ۳) درنده ۴) لكّهدار ۵) گلستان، باب هشتم، در آداب صحبت ۶) سورهى آل عمران، بخشى از آيهى۱۱۸ ۷) سورهى آل عمران، بخشى از آيهى ۱۱۸ ۸) سورهى انفال، بخشى از آيهى۲۶ ۹) سورهى ممتحنه، بخششى از آيهى۴ ۱۰) سورهى ممتحنه، بخشى از آيهى۴ ۱۱) سورهى كافرون، آيات ۲و۳ ۱۲) سورهى آل عمران، بخشى از آيهى ۱۶۸ ۱۳) سورهى آل عمران، بخشى از آيهى ۱۵۴ ۱۴) رئيس مجلس خبرگان ۱۵) سورهى شعراء آيهى ۶۱ ۱۶) سورهى شعراء، آيهى ۶۲ ۱۷) سورهى طه، بخشى از آيهى ۴۶ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۳۵, ۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
امام خامنه ای روز گذشته به مناسبت هفته دولت و در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت فرمودند:
جناحبندی سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را دوقطبی کرد زیرا این کار موجب دلزدگی مردم میشود/ مسئلهی فتنه و فتنهگران، از خطوط قرمز است/ وزرا باید مانند جلسهی رأی اعتماد، همچنان بر فاصلهگذاری با فتنه پایبند باشند. آقای رئیسجمهور از برخی انتقادها ناراحتند که در برخی موارد هم حق با ایشان است و برخی انتقادها تند و غیرمنصفانه هستند/ پاسخ به انتقادها باید منطقی و با خونسردی داده شود/ انتقادهای منصفانه دشمنی نیست بلکه کمک به دولت است. انتقاد از دولتهای گذشته ایرادی ندارد اما نباید حالت اغراقآمیز و تخریب پیدا کند/ اگر در این اظهارنظرها بیانصافی شود، قطعا در آینده نیز نسبت به عملکرد ما هم بیانصافی خواهدشد. موضعگیری صریح و قاطع در مسائلی همچون فلسطین، رژیم صهیونیستی، سوریه، عراق، تکفیریها و دخالتهای آمریکا، به نفع جمهوری اسلامی است و منافاتی هم با زبان دیپلماسی ندارد/ موضعگیری صریح درخصوص این مسائل شاکلهی کلی و عقبهی راهبردی نظام بین ملتها را حفظ میکند |
|||
|
|
۰:۲۱, ۱۴/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۳ ۱۲:۱۰ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 1393/06/13 ![]() تغییر نظم جهانی ما به مسائل جهانى و مسائل منطقهاى و از جمله مسائل کشورمان، باید نگاه کلان و جامع داشته باشیم؛ این نگاه کلان، به ما معرفت و بصیرتى را عطا میکند که اولاً موقعیت خودمان را، جایگاه خودمان را، ایستگاه خودمان را در وضع کنونى بازیابى کنیم و بفهمیم در چه وضعى قرار داریم؛ بعد هم به ما تعلیم میدهد که براى آینده چه باید بکنیم... به چالش کشیده شدن پایه های نظم قبلی آن نظم قبلى - که عرض کردیم حدود هفتاد سال بهنحو مستقر در دنیا حاکم بود - دو پایهى اساسى داشت: یک پایهى فکرى و ارزشى، و یک پایهى عملى، یعنى نظامى و سیاسى. عرض من این است که هردو پایه امروز دچار چالش شده، دچار تزلزل شده. عوامل تزلزل پایه های فکری و ارزشی آن عامل اول که عامل ارزشى بود - یعنى رجحان ارزشهاى غربى بر ارزشهاى ملل دیگر، ادیان، اسلام و غیره - دچار تزلزل شده به دلایلى. عواملى موجب شده است که دچار تزلزل بشود. من چند عامل از این عوامل را اینجا یادداشت کردهام که عرض میکنم: یکى از این عواملى که نظام ارزشى غرب را و سلطهى معنوى این نظام را متزلزل کرده، بحران رو به افزایش اخلاقى و معنوى در غرب است؛ که نشانهى بارز آن رواج احساس پوچى، احساس بیهودگى، احساس ناامنى روحى در بین آحاد مردم - بخصوص در بین جوانها - در غرب است. تلاشىِ خانواده؛ بنیان خانواده در غرب دچار تزلزل شدید است و متلاشى شده که این آثار را میگذارد. مسئلهى زن که بر روى مسئلهى زن جهتگیرى غربى بهنحوى بوده است که امروز حرکت فمینیستى - که از دهها سال قبل شروع شده بود - زیر سؤال جدى از سوى متفکرین و روشنفکران و اهل فکر است؛ یعنى احساس میکنند که این یک دامى براى زن بود و زن را دچار محاذیر عجیبوغریبى کرده است که داستان مفصلى است. مسئلهى ارزش شدن منکرات؛ مثلاً همجنسبازى در غرب میشود ارزش؛ مخالفت با همجنسبازى میشود ضد ارزش! که اگر چنانچه - امروز در دنیاى غرب اینجورى است - با کسى، با یک مقام دولتىاى، رئیس جمهورى، شخصیت برجستهاى مصاحبه کنند و او بگوید من با همجنسبازى مخالفم، این بهعنوان یک نقطهى منفى در کارنامهى او در دنیا تلقى میشود؛ یعنى فضاى اخلاقى غرب، به این جهت، به این سمت رفته. البته در این زمینه متوقف هم نخواهد ماند و پیش خواهد رفت و به جاهاى بسیار بدتر و زشتترى خواهد انجامید. و این نکته را امروز - یعنى از چندى پیش، از چند سال قبل از این، شاید از ده پانزده سال قبل - متفکرین غربى و بعضى از خیرخواهان و دلسوزان غربى متوجه شدهاند و مدام تذکر میدهند؛ لکن فایدهاى ندارد؛ وقتى که یک نظام اخلاقى به این سراشیب افتاد، دیگر قابل جلوگیرى نیست و سرنوشتى جز متلاشى شدن ندارد. این یک عامل براى بهچالش گرفته شدن ارزشهاى غربى. عامل دوم میل به مذهب است؛ که این در واقع واکنش به همین عامل اول است. در بین جماعات گوناگون کشورهاى غربى، میل به مذهب، علاقهى به مذهب، بهطور خاص علاقهى به اسلام، گرایش به اسلام، گرایش به فهم قرآن روزبهروز بیشتر شده است؛ که این را کسانى که دستاندرکارند، بخوبى میدانند. این هم یکى از چیزهایى است که نظام اخلاقى و ارزشى غرب را بشدت دچار چالش کرده. عامل سوم بُروز تعارضهاى عملى با شعارهاى غربى است؛ یعنى اینها در دنیا دم از آزادى و دم از دموکراسى و دم از حقوق بشر و این حرفها میزدند؛ در عمل آنقدر دولتهاى غربى با این شعارها عملاً مخالفت کردند و نقض کردند این شعارها را که امروز طرح این شعارها در دنیا از سوى غربىها بهصورت یک امر مستهجن درآمده است؛ یعنى افراد صاحب فکر میفهمند. تعداد کودتاهایى که دولتهاى غربى و قدرتهاى غربى علیه دولتهاى مستقل - غالباً دولتهاى ملى - انجام دادند، یک تعداد عجیبى است. طبق بعضى از گزارشها، آمریکا پس از جنگ دوم [جهانى] تا امروز براى سرنگونى پنجاه دولت اقدام کرده! در مورد پنجاه دولت انواع و اقسام اقدامها را کرده؛ با دهها جریان مقاومتِ مردمى مخالفت کرده که اینها در کارنامهى آمریکا و دیگران مضبوط است. استفادهى از بمب اتم؛ تنها موردى که بمب اتم استفاده شده است [توسط] آمریکا است که بیش از همه دم از مردم و دم از حقوق مردم و مانند اینها میزند و بیش از دویست هزار نفر کشته شدند - در آن حوادث ژاپن - و تعداد خیلى بیشترى هم دچار عوارض آن شدند. زندان گوانتانامو، زندان ابوغریب، این حوادثى که پیش آمد، زندانهاى مخفىاى که در اروپا ثابت شد براى همه و روشن شد که اینها زندانهاى مخفى دارند و مردم را شکنجه میکنند و بىمحاکمه نگه میدارند، که هنوز هم هست؛ همه دارند مىبینند. این هم عامل سومى بود که نظام ارزشى مورد ادعاى غرب را به چالش کشید. عامل چهارم، پناه بردن به استفادهى از زور و خشونت و سرکوب بود؛ انواع خشونتها، از جمله تحریم. دیده شد و در مقابل چشم مردم دنیا قرار گرفت که وقتى که اینها با یک کشورى، با یک ملتى مسئله پیدا میکنند و نمیتوانند غلبهى فرهنگى خودشان را بر این کشور تحمیل بکنند و سلطهى خودشان را تأمین بکنند، دست به زور میبرند و لشکرکشى میکنند؛ گاهى با لشکرکشى، گاهى با ترور، گاهى با راه انداختن جریانهاى تروریستى؛ که اینها همه در همین زمان خود ما در همین اواخر دیده شده و این در مقابل چشم مردم دنیا است: حملهى به کشورها، حملهى به عراق، حملهى به افغانستان، حملات گوناگون به شکلهاى مختلف به پاکستان و جاهاى دیگر. این هم یکى از آن چیزهایى است که نظام ارزشى غرب را به چالش کشیده. و عامل پنجم هم جریانسازىهایى از قبیل همین جریان القاعده و داعش و مانند اینها. حالا اینها ادعا میکنند که اینها با ما مربوط نیست؛ اما همه میدانند. من یک چیزى را نقل کردم از قول یکى از مسئولان معروف آمریکایى، بعد خودشان منکر شدند. علىالظاهر هست، اینها اعتراف میکنند که این جریانها را اینها به راه انداختهاند؛ اگر هم اعتراف نکنند ما شواهد داریم، ما میدانیم. من فراموش نمیکنم، مرحوم شیخ سعید شعبان - حالا آوردن اسمش دیگر اشکالى ندارد - عالم معروف اهلسنت، در مشهد - آنوقتى بود که ما در دوران جنگ بودیم - به من گفت که من اطلاع دارم که دارند تلاش میکنند براى اینکه شما را از طرف شرق کشورتان، مشغول کنند و درگیر کنند؛ من گفتم خب شرق ما افغانستان است؛ گفت بله از طرف افغانستان. این قبل از آن بود که این جریان طالبان و القاعده و این حرفها در افغانستان راه بیفتد؛ ایشان خب ارتباط داشت با محافل گوناگون سیاسى و روحانىِ اهلسنت، در جاهاى حساسى حضور داشت، شخص بسیار محترمى بود، مطلع شده بود، گفت من وظیفهى خودم دانستم که این را به شما بگویم. بعد از اندکى هم همین حوادث اتفاق افتاد و دیدیم که همینجور بود که گفت. بنابراین شبههاى وجود ندارد که راه انداختن این جریانها و ساختن این جریانها، بهدست همین قدرتهاى غربى و عوامل منطقهاى آنها [است]. حالا ممکن است یک مواردى خودشان مستقیم وارد نشوند و دیگران [وارد شوند]. البته مستقیم هم وارد شدند؛ در همان قضیهى طالبان من فراموش نمیکنم در مجلات آمریکایى، جورى از طالبان حرف میزدند که بهنحوى ترویج آنها بود؛ [البته] صریحاً ترویج نمیکردند اما کیفیت کار تبلیغاتى، ترویج طالبان بود آن اوایلى که اینها سرِکار آمده بودند. بنابراین اینها عواملى است که آن نظام ارزشى مدعىِ برترى را - که غرب آن را مطرح میکرد - امروز در دنیا کاملاً به چالش کشیده؛ این حرف را دیگر از غربىها و از قدرتهاى غربى کسى نمیپذیرد که اینها بگویند ما طرفدار حقوق بشریم، ما طرفدار ارزشهاى انسانى هستیم، و مانند اینها. آن چیزهایى که در اعلامیهى استقلال آمریکا در دویست سال قبل ذکر شده بود، همه عملاً نقض شده است. عوامل تزلزل پایه های نظامی و سیاسی مهمترین چیزى که این عامل - عامل اقتدار نظامى و سیاسى - را به چالش کشید، برپایى نظام جمهورى اسلامى بود. در یکى از مناطقِ بشدت تحت نفوذ آمریکا، یک حرکت عظیم انقلابى با این ابعاد بهوجود مىآید، یک نظامى را مبتنى بر تفکراتى که آنها این همه براى حذف این تفکرات تلاش کرده بودند بهوجود مىآورد، و این نظامْ با حملات گوناگون و متنوع آنها - حملات سیاسى، اقتصادى، نظامى، امنیتى و غیره - از بین نمیرود بلکه روزبهروز هم قوىتر میشود؛ تا امروز که نظام جمهورى اسلامى نظامى است به معناى واقعى کلمه مقتدر. البته نظام اسلامى، هم مقتدر است، هم مظلوم است. این اقتدار نظام، منافاتى ندارد با مظلومیت؛ یکوقتى عرض کردیم، مثل امیرالمؤمنین: حاکم مقتدرِ نظام اسلامى در زمان خود، اما درعینحال مظلومترین مظلومان؛ نظام جمهورى اسلامى هم همینجور است. اقتدار آن منافاتى با مظلومیتش ندارد و این مظلومیتى که امروز این نظام دارد، نشانهى عدمِ اقتدار نیست؛ واقعاً اقتدارِ نظام جمهورى اسلامى، امروز امر واضحى است؛ این را دشمنان آن هم دارند اعتراف میکنند. بعد هم حوادثى که اتفاق افتاد، ایستادگىِ هشتسالهى جمهورى اسلامى و ملت ایران در دفاع مقدس؛ چیز کوچکى نبود، حادثهى بسیار مهمى بود. این نشان داد که توانایىهاى نظامى و امنیتىِ قدرتهاى مسلط بر عالم، قادر نیستند از ایستادگى یک ملت بکاهند یا به آن ضربه بزنند، و این خواهد توانست خودش را بر آنها تحمیل کند، کما اینکه تحمیل کرد. بعد هم دیگر حوادث منطقه، حوادث فلسطین، حوادث لبنان، جنگ ۳۳ روزه، جنگ ۲۲ روزه، جنگ ۸ روزهى غزه، و این جنگ اخیر ۵۰ روزهى غزه که واقعاً جزو نمونههاى معجزهآسا است. یک منطقهى کوچک، محدود، با توانایىهاى بسیار محدود، کارى بکند که رژیم صهیونیستى که نماد قدرت غرب در منطقه است، به زانو در بیاید؛ این اصرار کند بر آتشبس، آنها قبول نکنند آتشبس را؛ این مدام اصرار کند، آنها بگویند نخیر، شرط قبول آتشبس این چیزها است؛ و تا این چیزها حاصل نشد، آتشبس را قبول نکردند؛ این خیلى حادثهى مهم و قابل تحلیلى است. اینها نشان میدهد که اقتدار و برترى نظامى - سیاسى غرب، به معناى واقعى کلمه به چالش کشیده [شده]. امروز در دنیاى غرب این جمعبندى جمعبندى رایجى است که خیلى از افراد ذىنفوذ در غرب، معتقدند که «جنگ» دیگر یک گزینهى معتبر و باصرفه براى غرب نیست؛ امروز خیلى از سیاسیون در آمریکا - عمدتاً در آمریکا، و [نیز] در برخى از کشورهاى اروپایى - این را مطرح میکنند و میگویند که جنگ براى ما دیگر یک گزینهى باصرفه نیست، معناى این همین است که توانایىهاى نظامى و اقتدار نظامى - امنیتى غرب کاملاً به چالش کشیده شده. خب، قدرتهاى جدیدى هم که در آسیا و در شرق ظهور کردند - مثل قدرت چین، مثل قدرت هند، و امثال اینها - اینها هم ابعاد دیگر قضیه را روشن میکند. خب، این وضع منطقه و وضع جهان است و دلیلِ بر اینکه نظم قبلى جهانى دیگر قابل استمرار نیست که غربىها مدیریت جهان را به دست بگیرند. وضع جدیدى در حال شکلگیرى است که البته هنوز هم شکل نگرفته است. |
|||
|
|
۱۲:۲۷, ۱۴/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری
1393/06/13 بخش دوم ما اینجا باید چهکار کنیم؟؟؟
صلوات ![]() |
|||
|
|
۲۰:۵۷, ۱۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دیدار با مسئولان و دستاندرکاران حج 1393/06/16 حج یک فرصت است از معنویّت حج باید استفاده کرد؛ ... اینکه انسان احساس میکند که دارد به دعوت الهى لبیک میگوید و پاسخ میدهد، خود یک فرصت عظیمى است براى دلهاى آگاه و هوشیار که رابطهى خودشان را با خداى متعال مستحکمتر کنند. دلهاى خودمان را با خدا آشناتر کنیم؛ این یک فرصت بسیار مهمّى است... مسئولیت سنگین مسئولان امر در فاصلهى مناسک عمره و مناسک حج که زوّار محترم و حجّاج محترم یک فراغتى دارند... - مسئولان محترم باید احساس وظیفه بکنند نسبت به برآوردن نیازهاى مادّى و مهمتر از آن، برآوردن نیازهاى معنوى: توجّه دادن، متذکّر کردن، دمیدن روح خشوع، روح تضرّع، اعراض از سرگرمىهاى متعارف - که در اوقات معمول زندگى، ما دچار سرگرمىهایى هستیم که ما را غافل میکند در ایّام حج، باید این سرگرمىها را از خودمان دور کنیم؛ ایجاد اختلاف میان مسلمانان از مهمترین شگردهاى دشمنان امّت اسلامى، هرچه میتوانید در حج کارى کنید که این عدم تفاهم، این کینهورزىِ مصنوعى که دشمنان اسلام و امّت اسلامى دارند تزریق میکنند در میان امّت اسلامى، این را کم کنید؛ این را تخفیف بدهید. امروز مصلحت بزرگ دنیاى اسلام در این است که برادران مسلمان، دلشان با یکدیگر صاف باشد؛ ... اجتماع مسلمانان در حج، یک فرصت بزرگ است؛ این فرصت را نباید از دست داد؛ از این فرصت بهترین استفادهاى که میشود کرد، همدل کردن مسلمانان با یکدیگر است؛... «تکفیر»، یک عاملى براى دشمنان اسلام و دشمنان امّت اسلامى است؛ نه فقط شیعه، [بلکه] اهل سنّت را هم تکفیر میکنند؛ اهل سنّت را هم، مسجدشان را، نمازشان را منفجر میکنند به نفع رژیم صهیونیستى، براى اینکه مردم را و مسلمانها را به هم مشغول کنند تا غافل بشوند از مسئلهى مهمّ فلسطین و از حضور دشمن در دل دنیاى اسلام غفلت کنند؛ هدف، اینها است. یکعدّهاى هم از روى سادهلوحى، بعضى هم البتّه از روى غرض، با آنها همراهى میکنند، این را باید متوجّه بود. مسئلهى فلسطین، مسئلهى اوّل دنیاى اسلام یکى از مسائلى که در حج باید مورد توجّه قرار بگیرد، مسئلهى فلسطین است. شما نگاه کنید به این قضایاى جنگ پنجاه روزهى غزّه، ببینید چطور یک جمع محدود تهیدست فلسطینى - که نه سلاحهاى پیشرفته دارند، نه امکانات فراوان دارند، نه راه ارتباط و اتّصالى به اینطرف و آنطرف دارند؛ محصور - توانستند بر رژیم صهیونیستى که نماد قدرت غرب در منطقه است غلبه پیدا کنند، خواست خودشان را بر آنها تحمیل کنند، تلاش آنها را در حملهى به غزّه ناکام بگذارند؛ این نشاندهندهى این است که ما در درون خودمان قوى هستیم، ما توانایىهاى زیادى داریم، ما میتوانیم هرگونه دشمنى را به چالش بکشیم، ما میتوانیم از خودمان دفاع کنیم؛ قدرت خودمان را دستِکم نگیریم. قدرت اسلام، قدرت قرآن، قدرت ایمان، قدرت امّت اسلامى، قدرت بزرگى است؛ این قدرت را دستِکم نباید گرفت؛ این قدرت میتواند رفع ظلم بکند. ما قصد سیطرهى بر دنیا نداریم؛ ما قصد ردّ ظلم نظامهاى مستکبر - که به ملّتهاى مسلمان زور میگویند - و قصد رفع این ظلم را داریم؛ و میتوانیم این کار را بکنیم. یکایک افرادى که در ماجراى حج و در این فرصت بزرگ دخالت دارند، میتوانند نقش ایفا بکنند. هرکدام از شما میتوانید نقش ایفا کنید، میتوانید تأثیر بگذارید؛ روحانى بهنحوى، پزشک بهنحوى، مسئولِ مدیّریت کاروان بهنحوى، حاجىِ متعارف معمولى بهنحوى، میتوانند نقش ایفا کنند و باید این را یک فرصت بدانند و از این فرصت استفاده کنند... صلوات ![]() |
|||
|
|
۲۰:۲۸, ۲۴/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/شهریور/۹۳ ۲۰:۴۶ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مصاحبه هنگام مرخص شدن از بیمارستان 1393/06/24 ![]() خبرنگار: سلام علیکم. سلام علیکم و رحمةاللَّه. خبرنگار: حضرت آقا! به محضرتان عرض ادب و احترام دارم. زنده باشید. خبرنگار: خدا را شکر که پس از یک هفته از عمل جرّاحى، حضرتعالى امروز در حال ترک بیمارستان هستید. مردم علاقهمند ما و ملّتهاى مسلمان و علاقهمند حضرتعالى در سراسر جهان، مشتاقند در مورد وضعیّت جسمانى حضرتعالى و آخرین لحظاتى که در بیمارستان بودید بشنوند. بسماللَّهالرّحمنالرّحیم. بحمداللَّه دورهى عمل جرّاحى و مقدّمات و دنبالههاى آن به بهترین وجهى انجام گرفت؛ من الان علىالظّاهر با سلامت کامل دارم به منزل برمیگردم. جسم سالم است ولیکن دل و روح، سنگینبارِ از حجم عظیم محبّتها و ملاطفتها و تلطّفهایى که در این مدّت نسبت به من صورت گرفت؛ یعنى حقیقتاً دوش انسان سنگینبار میشود از این همه محبّتى که مردم - قشرهاى مختلف - به ما اظهار کردند و ابراز کردند؛ و روزى نبود که صدها، هزارها پیام محبّت، مثل قطرات باران حیاتبخشى که هر دل مردهاى را و هر زمین خشکیدهاى را با طراوت میکند از طرف مردم بر دل و جان این حقیر نازل نشود؛ علماى محترم، مراجع محترم، شخصیّتها، مدیران برجستهى کشور و آحاد مردم از قشرهاى مختلف. بهقدرى نسبت به من اظهار محبّت انجام گرفته که من واقعاً خودم را شرمنده مىیابم در مقابل اینهمه لطفى که به من در این مدّت انجام گرفت. علاوهى بر مردم کشورمان، از سوى ملّتهاى دیگر - که من همیشه تأکید کردهام که ملّت ایران یک عمق راهبردىاى دارد که اختصاصىِ او است و هیچ کشورى را و هیچ نظامى را ما سراغ نداریم که در خارج از مرزهاى خودش اینهمه ریشههاى لطف و محبّت و پیوند عاطفى و پیوند اعتقادى و ایمانى، آنها را بههم وصل بکند، [ ولى] ما این را داریم - هم در این چند روز این را مشاهده کردهایم. بههرحال بله، جسماً سالمم، روحاً هم بحمداللَّه بانشاطم، امّا شرمندهى اینهمه محبّت و لطفى هستم که نسبت به این حقیر در طول این یک هفته از جوانب مختلف و از گروههاى مختلف - از سیاسیّون، از اصناف و قشرهاى مختلف مردم، از هنرمند و ورزشکار؛ همینهایى که حالا دیده شد و چندین برابر این، که دیده نشد - به من لطف کردند یا نوشتند یا در وسائل الکترونیک پخش کردند و اظهار محبّت کردند. امیدواریم انشاءاللَّه خداى متعال به همهى آنها جزاى خیر بدهد. افتخار به پزشکان و پرستاران ایرانی و امّا مسئلهى پزشکى و کار پزشکى؛ یک مقوله این است که من از این پزشکان و دستاندرکاران درمانى تشکّر کنم؛ خب، این یک وظیفهى حتمى و قطعى است؛ کار را واقعاً عالى انجام دادند؛ لکن بالاتر از تشکّر این است که من به این دکترهاى خودمان افتخار کردم. من افتخار میکنم که ایران عزیز ما از لحاظ سطح پزشکى و توانایىهاى پزشکى در سطحى قرار دارد که جاى آن دارد که ملّت ما به وجود این تعداد پزشک، چه جرّاح، چه پزشکهاى داخلى، چه انواع و اقسام کسانى که خدمات پزشکى انجام میدهند، چه پرستاران، واقعاً افتخار کند که ما الحمدللَّه این ثروت عظیم را در اختیار داریم؛ ثروت عظیم نیروى انسانى در یکى از اساسىترین و حیاتىترین بخشهایى که براى زندگى انسان و یک جامعه مهم است یعنى بخش سلامت و بهداشت. من میبینم که چقدر اینها احساس تکلیف دارند و احساس وظیفه دارند؛ و چقدر دانشمندند و چقدر در کار خودشان ماهرند؛ که خب این را من میدانستم یعنى من همیشه نگاهم به این جامعهى پزشکى و جامعهى درمانکننده همینجور نگاهى بوده؛ امّا وقتى انسان خودش زیرِ دست اینها قرار میگیرد و نحوهى کار اینها را میبیند، آن «علمالیقین» تبدیل میشود به «عینالیقین»؛ انسان بهطور محسوس حس میکند که ما واقعاً چه ثروت عظیمى از وجود این پزشکان عزیزمان داریم. و امیدواریم که انشاءاللَّه خداى متعال به همهشان اجر بدهد. البتّه گفتم بحث تشکّر کردنِ ما هم از اینها که با این دو سه کلمه تشکّر تمام نمیشود؛ من به آقاى دکتر مرندى گفتم که این تکلیف را من از شما میخواهم - که ایشان خب زحمت کشیدند، مسئولیّت هیئت پزشکى ما را بر عهده گرفتند، مثل همیشه که محبّت دارند - و بایستى در واقع از طرف من هرجور که میدانند و با هر زبانى که میدانند، از این عزیزان تشکّر کنند. ادعای پوچ آمریکا در مبارزه با داعش تفریح در بیمارستان و امّا یک مطلبى هم خارج از مسئلهى بیمارستان و بیمارى و محیط بیمارستان عرض بکنم و آن اینکه من این چند روزه - این دوسه روز آخر - تفریحى داشتم و آن تفریح عبارت از این بود که گوش میکردم به حرفهاى آمریکایىها در زمینهى داعش و مبارزهى با داعش و حرفهایى که میزنند؛ حرفهاى پوچ و توخالى و جهتدار. از جملهى آن چیزهایى که براى من واقعاً مایهى تفریح بود، این بود که دیدم، هم وزیر خارجهى آمریکا، هم آن دختر - سخنگویشان که مىآید وامىایستد آنجا حرف میزند - صریحاً گفتند که ما از ایران براى ائتلاف علیه داعش دعوت نمیکنیم! اوّلاً چه افتخارى بالاتر از این براى ما که آمریکا در یک کار دستهجمعى، در یک کار خلافِ غلطى که دارند انجام میدهند، از ما مأیوس باشد و نخواهد که ما باشیم؛ این براى ما مایهى افتخار است، مایهى تأسّف نیست. ثانیاً دیدم همهشان دروغ میگویند؛ براى اینکه همان روزهاى اوّلى که مسئلهى داعش در عراق پیش آمد، آمریکایىها بهوسیلهى سفیرشان، از سفیر ما در عراق، درخواست کردند که بیایید بنشینیم درباره داعش با هم هماهنگى کنیم. سفیر ما این را منعکس کرد؛ بعضى از مسئولین ما هم حرفى نداشتند، من مخالفت کردم؛ گفتم در این قضیّه، ما بخصوص با آمریکا همراهى نمیکنیم؛ چون اینها خودشان دستشان آلوده است؛ در این قضیّه ما چطور بیاییم با کسانى که دستشان آلوده است و نیّتشان آلوده است همکارى کنیم؟ بعد از آن هم همین آقاى وزیرخارجهاى که این حرف را آمد جلوى چشم همهى دنیا پشت دوربین گفت که «ما از ایران همکارى نمیخواهیم»، همین ایشان، شخصاً از آقاى دکتر ظریف درخواست کرده بود که بیایید ما در این قضیّه همکارى کنیم؛ دکتر ظریف رد کرد. معاون او هم - که او هم یک زنى است که مىبینید، مىشناسید - از آقاى عراقچى در مذاکراتش درخواست کرده بود که بیایید ما همکارى کنیم؛ اینها رد کردند. بعد از آنکه آنها رد کردند و ما صریحاً گفتیم با شما در این قضیّه همکارى نمیکنیم، حالا میگویند ما ایران را نمیخواهیم وارد کنیم! آنچه کمر داعش را شکست کار مردم و ارتش عراق بود نه آمریکاییها اینها قبل از این یک ائتلافى علیه سوریّه تشکیل دادند - با سروصداى فراوان در اطراف عالم؛ سى کشور، چهل کشور، پنجاه کشور را جمع کردند - هیچ غلطى نتوانستند بکنند در مورد سوریّه؛ در مورد عراق هم همین است. نمیخواهند هم کار جدّىاى بکنند. آن حرکتى که علیه داعش انجام گرفت و کمر داعش را در عراق شکست، این کار آمریکایىها نبود؛ خود آنها هم خوب میدانند، داعشىها هم خوب میدانند، مردم عراق هم خوب میدانند؛ میدانند کار مردم عراق بود، کار ارتش عراق بود، کار نیروهاى مردمىاى بود که بهخوبى یاد گرفته بودند چهجورى باید با داعش مبارزه کنند؛ و مبارزه کردند و تا اینجا ضربههاى جدّىاى را وارد کردند، بعد از این هم ضربه را اینها وارد خواهند کرد؛ حالا خواهند دید. آمریکا با این کار، میخواهد بهانهاى پیدا کند که همچنان که در پاکستان با وجود دولت مستقر، با وجود ارتش قوى - ارتش پاکستان ارتش قوىاى است - بدون اجازه وارد پاکستان میشود و هرجا را دلش میخواهد بمباران میکند، میخواهد در عراق و سوریّه هم چنین کارى را انجام بدهد؛ بدانند که اگر چنانچه چنین اقدامى بکنند، همان مشکلاتى بر سر راهشان بهوجود خواهد آمد که در این ده سال گذشته در قضیّهى عراق برایشان بهوجود آمد. غرض، تماشا کردن این قضایا براى ما یک تفریحى بود، آن هم روى تخت بیمارستان. خبرنگار: خیلى متشکرم؛ قلب میلیونها انسان پاک، بدرقهى راه حضرتعالى و دعایشان همیشه همراهتان است. زنده باشید. خبرنگار: ما ملتمس دعا هستیم. انشاءاللَّه موفّق باشید. صلوات ![]() |
|||
|
|
۲۳:۴۶, ۳/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۳ ۲۳:۵۶ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
پیام به مناسبت هفته دفاع مقدس و روز تجلیل از شهیدان و ایثارگران 1393/07/03 بسم الله الرحمن الرحیم دفاع هشت سالهی ملت ایران مجموعهی در هم تنیدهئی از عظمتها و جلوههای جلال و جمالی است که یک ملت میتواند در نمایشگاه زندگی تاریخی خود به نمایش بگذارد. ولی شهید و شهادت، آن نگین درخشان و خیرهکنندهئی است که در این مجموعهی شگفت آور، برجستهتر و گرانبهاتر از هر پدیدهی دیگر به چشم می آید. این برجستگی، محصول فداکاری مخلصانهی انسانی است که خود و همهی شئون حیات مادی را در برابر رضای الهی نادیده انگاشته و همه چیز را نثار این راه پر افتخار کرده است. خانوادههای شهیدان؛ پدران، مادران، همسران، فرزندان و دیگر دلبستگان شهید نیز هر یک سهمی از این افتخار و عزت معنوی را بدست آوردهاند. سلام خدا و فرشتگان و بندگان صالح بر این برجستگان جوامع بشری باد. ![]() سیّدعلی خامنهای ۳ مهر ۱۳۹۳ _______________________ جمعی از فرماندهان نظامی و انتظامی با فرماندهی کل قوا صبح دیروز مورخ 93/7/2 دیدار داشتند. درک درست فرهنگ هشت سال دفاع مقدس رهبر انقلاب اسلامی، دوران دفاع مقدس را یک مسئلهی مهم و دارای ابعاد گوناگون برشمردند و گفتند: خاطرات و واقعیات و درسهای هشتسال دفاع مقدس، یک فرهنگ ساری و جاری و سرچشمهای است که اگر بهدرستی درک و فهم شود، قطعاً به سود ملت ایران و آینده کشور خواهد بود. هدف دشمن در هشت سال دفاع مقدس حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به تشکیل جبههی گسترده نظامی متشکل از غرب و شرق و کشورهای وابستهی آنها در منطقه، در مقابل جمهوری اسلامی ایران در زمان جنگ تحمیلی افزودند: قصد این جبههی گسترده، تضعیف و بیآبرویی نظام اسلامی و گرفتار کردن آن به مشکلات داخلی و در نهایت زمینهسازی برای فروپاشی جمهوری اسلامی بود اما نظام اسلامی و ملت ایران، با وجود کمبود امکانات و تجهیزات و مشکلات فراوان آن زمان، در مقابل این جبهه ایستاد و سربلند از میدان خارج شد. ایشان گفتند: به واسطهی ایستادگی ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس، بسیاری از شخصیتهای اثرگذار و ذهنهای فعال در کشورهای اسلامی و غیراسلامی، به دفاع مقتدرانه با دست خالی، اعتقاد راسخ پیدا کردند. دستاوردهای بسیار عظیم ملت ایران در هشتسال دفاع مقدس رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به هزینههای جنگ تحمیلی به ویژه شهدای گرانقدری که تقدیم انقلاب اسلامی شد، افزودند: با وجود آنکه هزینههای مادی و معنوی جنگ تحمیلی بالا بود اما دستاوردهای ملت ایران در هشتسال دفاع مقدس، در مقابل هزینهها، بسیار عظیم است. ثبت خاطرات و واقعیات دوران هشت سال دفاع مقدس حضرت آیتالله خامنهای در پایان همه فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس را به ثبت خاطرات و واقعیات این دوران سفارش و خاطرنشان کردند: به لطف خداوند آثاری هم که تا به امروز از هشت سال دفاع مقدس منتشر شده است، آثار خوبی است. صلوات
|
|||
|
|
۱:۴۶, ۲۶/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۳ ۱:۴۹ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت عید سعید غدیر ۱۳۹۳/۰۷/۲۱ ** این دو حقیقت، یعنى حقیقت نصب امیرالمؤمنین بهعنوان امامت بعد از پیغمبر، و مسئلهى پرداختن به حکومت و سیاست و امامت و ادارهى امت بعد از پیغمبر، این دو موضوع بسیار مهم و حساس، در مسئلهى غدیر وجود دارد و جزو معارفى است که غدیر متضمن آن است و درس بزرگى است براى همهى مسلمانان، براى امروز و فرداى مسلمین. ** کسانى که سعى کردند اسلام را از مسائل اجتماعى و از مسائل سیاسى برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به مسائل شخصى و مسائل خصوصى زندگى افراد - و در واقع نگاه سکولار به اسلام داشته باشند که تبلیغات دشمنان و دستهاى دشمنان هم این بینش را در بین مسلمانان در طول سالیان دراز ترویج کرده است - جوابشان مسئلهى غدیر است. ** نصب امیرالمؤمنین، فقط بهمعناى نصب جنبههاى معنوى نبود، بلکه میشود گفت که مسئلهى جنبههاى معنوى قابل نصب نیست؛ آنچه قابل نصب است عبارت است از: حکومت، کشوردارى، سیاست، مدیریت جامعهى اسلامى؛ این را پیغمبر اکرم به مردم توصیه کرد. این نکتهى بسیار مهمى است در مسئلهى غدیر که پاسخ دندانشکنى است به همهى کسانى که فکر میکنند و تبلیغ میکنند که اسلام را از مسائل سیاست و مسائل حکومت و مانند اینها برکنار بدارند. ** منطق و حجت شیعه در مسئلهی غدیر بسیار قوی و قاطع و قابل ارائه در مجالس علمی است/ لکن این مسئله نباید در زندگی عمومی مسلمانان و در همگامی و برادری آنها با یکدیگر اثر بگذارد. ** این سیاست استعمار و مخصوصا انگلیس خبیث است/ اینها داعش و القاعده را برای مقابله با جمهوری اسلامی و بیداری اسلامی درست کردند/ البته امروز دامن خودشان را گرفته است. ** تلاش امروز آمریکا و همپیمانانش برای مقابله با داعش که واقعیت هم ندارد، بیش از آنکه تلاش برای از بین بردن نطفهی آن باشد برای جهت دادن و تقویت اختلافافکنیها بین مسلمانان است. ** شیعه و سنی نباید با توهین به مقدسات یکدیگر به دشمن کمک کنند/ اگر کسی در این زمینه آتشافروزی کند یقینا به آمریکا و انگلیس خبیث و صهیونیسم که پدیدآورندگان داعش و القاعدهاند کمک میکند. صلوات
|
|||
|
|
۲۰:۳۳, ۲۷/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۳ ۲۰:۳۵ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم حکم آغاز دورهی جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی 1393/07/26 حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانهی آغاز دورهی جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی، با صدور حکمی بر مدیریت راهبردی چالشهای حوزهی فرهنگ با «استفاده کامل و کارآمد و همافزا از همهی فرصتها و ظرفیتها»، «مهار تهدیدها و آسیبها با نگاه حکیمانه و معقول» و «مواجههی هوشمندانه با معارضههای مهاجمان و ستیزهگران» بهعنوان تکالیف اصلی شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کردند. ایشان همچنین ۷ اولویت کاری شورای عالی انقلاب فرهنگی از جمله پیگیری تصمیمات و مصوبات قبلی و اجرای سریع آنها، مواجههی فعال و مبتکرانه با جبههبندی هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود آن، پیگیری جدی پیشرفت و شتاب حرکت علمی و فناوری و تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور بهویژه تحول در علوم انسانی را مشخص کردند و ۳ عضو حقوقی جدید را به مجموعه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی افزودند. عرصه های کلیدی و اساسی همچون تولید علم، سبک زندگی، آموزش و پژوهش، فرهنگ عمومی، مهندسی فرهنگی، حوزه های مهمی هستند که ساماندهی آن در جمهوری اسلامی به شورای عالی انقلاب فرهنگی سپرده شده است. بیان ۷ اولویت کاری شورای عالی انقلاب فرهنگی: ۱- با وجود تلاشهای خوب شورا در پیگیری اولویت های ابلاغی در سالهای گذشته، امروز اولویت اصلی شورا تحقق و اجرای سریع و کامل تصمیمات و مصوبات و پیگیری آنها تا حصول نتیجه کامل می باشد. ۲- با توجه به جبهه بندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزه ی آن، شورایعالی انقلاب فرهنگی باید با برخورد فعال و مبتکرانه با این جبهه بندی آشکار فرهنگی، دلبستگان فرهنگ دینی و انقلابی را در داخل و خارج کشور دلگرم و امیدوار و مطمئن و معارضان را نگران و ناامید کند. ۳- با توجه به رویش های معتنابه و جوشش های فراوان فعالیت های فرهنگی در سطوح مردمی، خصوصاً جوانان مؤمن و انقلابی، دستگاههای فرهنگی نظام و در رأس آنها شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نقش حلقات مکمل و تسهیل گر و الهام بخش را در فعالیت های خودجوش و فراگیر مردمی عرصه فرهنگ برای خود قائل باشند و موانع را از سر راه آنها کنار بزنند. ۴- ارتقاء کمی و کیفی مصرف و تولید محصولات و کالاهای فرهنگی جز با سیاستگذاری های درست و اقدام پیگیر و مستمر و به صحنه آوردن همه ی ظرفیت های ملی این عرصه، ممکن نخواهد شد. باز مهندسی ساختار فعالیت ها و مدیریت های فرهنگی با چنین رویکردی لازمه موفقیت در این آوردگاه تاریخی فرهنگی است. شورایعالی باید بتواند همه ظرفیت های نرم افزاری و سخت افزاری و منابع انسانی حوزه فرهنگ را متناسب با شرایط پیش گفته، بازآرایی و هم افزا کند. ۵- پیگیری جدی پیشرفت و شتاب حرکت علمی و فناوری کشور یکی از اساسی ترین اولویت های کشور است که شورای عالی انقلاب فرهنگی در آن نقش جدی دارد. بحمدالله با تصویب و ابلاغ نقشه جامع علمی کشور، حوزه علم و فناوری نقشه راه خود را یافته، ستاد راهبری نقشه جامع علمی تشکیل شده؛ و حرکت در آن مسیر آغاز گردید و تاکنون آثار و دستاوردهای خوبی هم در پی داشته است، لازم است این مسیر با جدیت و اهتمام بیشتری بویژه از سوی مسئولان در قوای سه گانه و خصوصاً دولت محترم دنبال شود. شتاب رشد علمی کشور نباید به هیچ بهانه ای حتی اندکی کاهش یابد، بلکه باید روز به روز بر آن افزوده شود و شورا نیز نقش خود را در نظارت و پایش و راهبری آن بطور جدی و فعال ایفا نماید. ۶- مهندسی فرهنگی و موضوع تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور اعم از آموزش عالی و آموزش و پرورش و نیز تحول در علوم انسانی که در دوره های گذشته نیز مورد تأکید بوده است، هنوز به سرانجام مطلوب نرسیده است، به تعویق افتادن این امور خسارت بزرگی متوجه انقلاب اسلامی خواهد کرد، لذا باید این امور جدی تر گرفته شده و با یک بازنگری و برنامه ریزی جدید طی مدت زمان معقول و ممکن به سرانجام خود برسد. ۷- تشکیل منظم و به موقع جلسات شورای عالی و حضور فعال و با مطالعه و سازنده اعضاء بویژه رؤسای محترم قوا در جلسات و مباحث شورا و صرف وقت و همت کافی توسط همه اعضاء بویژه اعضاء حقیقی مورد تأکید می باشد. صلوات
|
|||
|
|
۲۱:۰۰, ۳۰/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۳ ۲۱:۰۴ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم بیانات در دیدار شرکتکنندگان در هشتمین همایش ملی نخبگان جوان ۱۳۹۳/۰۷/۳۰ ![]() یک نگاه عالمانه و حکیمانه به اصل نخبگى بکنید _ این یک رزق الهی است ![]() این نخبگى یعنى ترکیبى و مجموعهاى از استعداد شما، و همّت شما براى کار کردن و تلاش کردن، و حوصلهاى که بهخرج دادید و پیگیرىاى که کردید. همهى اینها - هم آن استعداد، هم آن همّت، هم آن حوصله - دادههاى خداوند متعال است به شما؛ این رزق الهى است: وَ اللهُ فَضَّلَ بَعضَکُم عَلى بَعضٍ فِى الرِّزق؛ (۲) این رزقى است که خداى متعال به شما داده؛ هم آن استعداد و کشش و ظرفیّت ذهنىاى که شما داشتهاید، هم آن همّتى که بهخرج دادید که درس بخوانید، تحقیق کنید، مطالعه کنید، کار کنید - خیلىها استعداد دارند، همّت آن را ندارند - هم آن حوصلهاى که خدا به شما داد که صرف وقت کنید، بنشینید، بخوانید، فکر کنید، مطالعه کنید، بحث کنید؛ اینها حوصله میخواهد؛ این حوصله هم نعمت الهى است، این هم رزق الهى است. خب، وقتى فهمیدیم که این استعداد یا این همّت از کجا آمده است، میفهمیم که کجا باید خرج شود، در کجا باید هزینه شود. خداى متعال معیّن فرموده است: هُدًى لِلمُتَّقین. اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ وَ یُقیمونَ الصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقنهُم یُنفِقون؛ (۳) باید انفاق کنید؛ این رزق الهى است به شما، این رزق را باید انفاق کنید. انفاق رزق فقط این نیست که انسان پولى از جیبش در بیاورد و به یک مستمندى بدهد. این رزق بالاترى است، رزق باارزشترى است، انفاق آن هم باارزشتر است، باید این را انفاق کنید. انفاق رزقِ دانش این است که آن را در خدمت جامعه قرار بدهید؛ در خدمت تاریختان، در خدمت آیندهتان، در خدمت ملّتتان قرار بدهید. اینها تکلیف نخبگى را روشن میکند. انفاق این رزق به این است که آن را در راه خدا خرج کنید؛ براى خیر بندگان خدا مصرف کنید. منّتى هم نباید داشت - این را هم به شما عرض بکنیم - درست است که شما این رزقى را که خداى متعال به شما داده، صرف کسانى میکنید که عامّهى مردمند امّا خود شما هم از محصول کار و خدمت عامّهى مردم بهطور دائم برخوردارید دیگر؛ این بدهبستان است. همین نانى که شما میخورید، این لباسى که شما میپوشید، این وسیلهاى که از آن استفاده میکنید و با آن رفتوآمد میکنید، اینها محصول دست کیست؟ محصول دست همین کسانى است که اسم نخبه روى آنها نیست؛ آنها دارند به شما خدمت میکنند به نوعى؛ شما هم باید به آنها خدمت کنید به نوعى؛ نخبه این است. اگر چنانچه این انفاق انجام گرفت، آنوقت هدایت الهى و کمک الهى هم دنبال آن است. ما در یک مسابقهى جهانى هستیم من در همین حکم اخیرى که براى شوراى عالى انقلاب فرهنگى منتشر شد، (۴) تأکید کردم که حرکت علمى نباید دچار وقفه بشود؛ چون هر وقفهاى با عقبگرد همراه است. ما در یک مسابقهى جهانى هستیم، عقبماندگىهاى زیادى هم داریم؛ بله، الان سرعت پیشرفت ما خوب است امّا عقبماندگى اینقدر زیاد است که این سرعت پیشرفت هنوز اِفاقه نکرده است؛ هنوز نتوانسته ما را به آن جایگاه مورد نیازمان برساند. باید ادامه بدهیم و تلاش بشود. این حرکت علمى لازم است. اگر چنانچه این حرکت علمى با همین حواشى و دنبالههایى که دارد ادامه پیدا بکند - که یکى از آنها تشکیل همین شرکتهاى دانشبنیان و روى آوردن به اقتصاد دانشبنیان] است [اینها از لوازم این حرکت علمى است که بحمدالله بتدریج راه افتاده است - کشور نجات پیدا خواهد کرد. کشور باید با نیروى درونى اداره بشود؛ در کشورى و اقتصادى که متّکى به منابع زیرزمینى است و ثروت باد آورده در آن کشور حاکم است، نخبه، نه شناسایى میشود، نه جذب میشود، نه اصلاً احتیاج به نخبه احساس میشود. وقتى قرار شد که ما این ثروت ذخیرهى تاریخى خودمان را از زیرِ زمین بکشیم بیرون، مدام خامفروشى کنیم، به حالت» بچّهپولدارىِ ملّى « - اینجورى بگوییم؛ مثل بچّهپولدارها که قدر پول را نمیدانند، هرجور دستشان بیاید خرج میکنند - کشور را بخواهیم اداره کنیم، آنجا نه نخبه شناسایى میشود، نه به نخبه احساس احتیاج میشود، نه نخبه میتواند نقش ایفا کند. نتیجه هم همین میشود که سرنوشت کشور مىافتد دست آن کسانى که سیاستگذاران کلانِ دنیاى نفت و منابع زیرزمینىاند. امروز اینجور است: سیاست آنها این است که یک روز قیمت نفت تنزّل پیدا کند؛ ناگهان شما مىبینید ۲۰ دلار قیمت نفت تنزّل پیدا کرد؛ تا دیروز مثلاً ۱۰۵ دلار میفروختند، حالا باید ۸۵ دلار بفروشند؛ اینها سیاستهاى جهانى است. کشورى که اقتصاد خودش را بسپرد دست سیاستگذاران و طرّاحان و برنامهریزانِ خارج از محدودهى مصالح او، حال آیندهى آن کشور معلوم است. کشور باید با نیروى درونى اداره بشود؛ به تعبیر درست ایشان، با ذخایر روى زمین یعنى استعدادهاى درونى ما، نیروى انسانى ما، هوش جوانان ما، با اینها باید اداره بشود؛ اگر این شد، هیچ قدرتى در دنیا قادر نخواهد بود که سرنوشت اقتصادى کشور را یا هر آنچه به اقتصاد کشور ارتباط پیدا میکند، در دست بگیرد و ملعبهى(۵) خودش قرار بدهد. بنابراین باید دنبال علم و تحقیق رفت. این کار، کار لازمى است. قبل از این انفاق، اقامهى نماز است _ ارتباطتان را با خداى متعال تقویت کنید همهى شما جوانان عزیز را توصیه میکنم به اینکه ارتباطتان را با خداى متعال تقویت کنید؛ هرچه میتوانید. برنامههایى هم که براى شما تنظیم میکنند، باید در تقویت همین جهت باشد. دلهاى شما جوانها، پاک است؛ هرچه این دلهاى پاک و نورانى با خداى متعال آشناتر باشد - با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید، به خدا پناه ببرید، با خداى متعال درد دل کنید، هرچه این حالت را بیشتر توانستید در خودتان بهوجود بیاورید - بدانید توفیقات شما در آینده بیشتر خواهد بود. در همین آیهى شریفه: اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ وَ یُقیمونَ الصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقنهُم یُنفِقون، (۶) قبل از این انفاق، اقامهى نماز است و نماز، مظهر ارتباط و اتّصال با خدا است. امیدواریم انشاءالله خداى متعال همهى شماها را موفّق بدارد و امام بزرگوار ما و شهداى عزیز ما را انشاءالله از همهى شماها راضى کند و دعاگوى شما باشند؛ کمااینکه بنده هم دائماً دعاگوى شما جوانها هستم. صلوات
|
|||
|
|
۲۲:۵۶, ۴/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۳ ۲۲:۵۹ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانات در دیدار شرکتکنندگان در کنگرهی جهانی جریانهای افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام ۱۳۹۳/۰9/04 ![]() در مسئلهی هستهای، آمریکا و کشورهای استعمارگر اروپایی دور هم جمع شدند و همهی تلاششان را کردند که جمهوری اسلامی را به زانو دربیاورند اما نتوانستند و نخواهند توانست. باید نهضت علمی و فراگیری برای ریشهکن کردن جریان تکفیری ایجاد کرد/ جوانانی را که تحت تأثیر تکفیریها هستند نجات دهید، این به عهدهی علماست/ خداوند در روز قیامت از علما سؤال خواهد کرد که چه کردید. از وظایف مهم علما، اهتمام جدی به قضیه فلسطین و مسجدالاقصی و جلوگیری از مورد غفلت واقع شدن این موضوع اصلی دنیای اسلام است. در بررسی مقابله با جریان خطرناک تکفیری باید به این نکته توجه شود که موضوع اصلی، مقابلهی همهجانبه با جریان احیاء شده تکفیری است که فراتر از گروه موسوم به داعش است و در واقع داعش یکی از فروع این شجرهی خبیثه است. جریان تکفیر کاملا درجهت اهداف استکبار است/ این جریان توانست حرکت بیداری اسلامی را منحرف کند و حرکت مردمی بر ضد آمریکا و استبداد را به جنگ بین مسلمانان و برادرکشی تغییر جهت دهد. ملت ایران عاشق مبارزه با صهیونیستهاست/ دولت و ملت ما در این جهت همزبانند/ ما اسیر اختلافهای مذهبی نیستیم و همان کمکی را که به حزبالله شیعه در لبنان کردیم، به حماس و جهاد در فلسطین کردیم و باز هم همین کار را خواهیم کرد. به ما اطلاع دادند که هواپیماهای ترابری آمریکایی مهمات مورد نیاز داعش را در مراکز داعش در عراق از آسمان پرتاب کردند و ۵ مرتبه این کار را تکرار کردهاند/ بعد به ظاهر ائتلاف ضدداعش درست کردند که دروغ محض است/ آمریکا میخواهد این فتنه را زنده نگه دارد البته نخواهند توانست. ما مشت برادران فلسطینی را در غزه و مناطق دیگر تقویت کرده و خواهیم کرد/ همانطور که اعلام کردم کرانهی باختری هم مثل غزه باید مسلح و آمادهی دفاع شود. رژیم صهیونیستی نیز نسبت به گذشته بهشدت ضعیف شده است. این رژیم، همان رژیمی است که سالهای قبل شعار از نیل تا فرات سر میداد اما اکنون در جنگ ۵۰ روزه غزه همهی توان خود را به کار گرفت ولی نتوانست تونلهای زیرزمینی حماس و جهاد اسلامی را نابود کند. صلوات ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| امام خامنه ای: شعار مرگ بر امریکای ملت ایران عقلانی است | سید ابراهیم | 21 | 7,107 |
۱۵/آبان/۹۴ ۱۲:۳۸ آخرین ارسال: نرگس مهدوی |
|
| عکس نوشته هائی از امام خامنه ای | عمار رهبری | 49 | 15,341 |
۲۶/تیر/۹۴ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: مصباح |
|
| mp3:امام خامنه ای(رحمة الله علیه): برنامه رئیس جمهور آینده | hed_gol | 0 | 1,337 |
۸/خرداد/۹۲ ۱۱:۴۴ آخرین ارسال: hed_gol |
|





![[تصویر: 13921215_2725683.jpg]](http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/25683/C/13921215_2725683.jpg)




![[تصویر: 13_06_93_khobregan.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8138939342/13_06_93_khobregan.jpg)

![[تصویر: 13930624_0327553.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8140907300/13930624_0327553.jpg)
![[تصویر: 13930730_2627982.jpg]](http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/27982/C/13930730_2627982.jpg)

![[تصویر: 13930904_1628247.jpg]](http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28247/C/13930904_1628247.jpg)